بحرین در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸۰: خط ۸۰:
[[منابع اسلامی]] و [[عربی]] از چندین [[شهر]] و روستا در دوره‌های نخست [[اسلامی]] در [[بحرین]] نام برده‌اند که از جمله معروفترین آنها می‌‌توان به شهرهای زیر اشاره کرد:
[[منابع اسلامی]] و [[عربی]] از چندین [[شهر]] و روستا در دوره‌های نخست [[اسلامی]] در [[بحرین]] نام برده‌اند که از جمله معروفترین آنها می‌‌توان به شهرهای زیر اشاره کرد:
===[[هجر]]===
===[[هجر]]===
هجر شهری بود در داخل بحرین و دور از [[ساحل]].<ref> در البکری، المسالک و الممالک صفحه ۲۱۸؛ گفته شده شهر هجر ۱۲ فرسخ از ساحل فاصله دارد که به احتمال فراوان این سخن صحیح نیست زیرا احساء که به هجر نزدیک است هفت فرسخ با ساحل فاصله دارد و ناصر خسرو نیز در: سفرنامه ۹۴ همین را گفته است</ref> این مکان مهمترین شهر در اقلیم بحرین بوده و اهمیت آن به اندازه ای بود که برخی از مؤلفان، کل بحرین را به نام همین منطقه نامیده‌اند. <ref> المقدسی احسن التقاسیم ۷۱، یاقوت معجم البلدان ج: ۴ ۹۵۳؛ ابوالفداء تقویم البلدان ۹۹ القلقشندی، صبح الأعشی، ج ۵: ۵۵-۵۴</ref> [[همدانی]] آن را بزرگترین شهر بحرین،<ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب: ۱۳۶ و بنگرید، الاصطخری مسالک الممالک ۱۹، همو الأقالیم: ۱۰؛ ابن الفقیه البلدان: ۳۰</ref> و [[ابن حوقل]] آن را بزرگترین [[سرزمین]] تابعه و نیز بزرگترین شهر بحرین دانسته است.<ref> ابن حوقل صورة الأرض: ۳۱؛ و بنگرید، البکری، معجم ما استعجم: ۱۳۴۶</ref> هجر در [[دوران ظهور]] [[اسلام]] مرکز [[اداری]] بحرین و شهر عمده آن بوده است. <ref> المنجم آکام المرجان ۱۱۱ یاقوت معجم البلدان، ج ۴ ۹۵۴-۰۹۵۳ و بنگرید القزوینی، آثار البلاد ۱۲۸۰ ابن سعید المغربی بسط الأرض: ۵۲؛ القلقشندی، نهایة الأرب فی معرفة أنساب العرب: ۱۸</ref> مقارن با [[ظهور اسلام]] یکی از مرزبانهای [[ایرانی]] به نام اسپیبخت بن عبدالله، در این منطقه سکونت داشته است. <ref> در مورد معنای مرزبان و اسپیبخت، بنگرید به فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> هجر یک مرکز [[تجاری]] مهم بوده و یکی از بازارهای سالیانه [[عرب پیش از اسلام]] در آنجا برگزار میشده است.<ref> در مورد بازار هجر بنگرید به فصل چهارم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref>  
هجر شهری بود در داخل بحرین و دور از [[ساحل]].<ref> در البکری، المسالک و الممالک صفحه ۲۱۸؛ گفته شده شهر هجر ۱۲ فرسخ از ساحل فاصله دارد که به احتمال فراوان این سخن صحیح نیست زیرا احساء که به هجر نزدیک است هفت فرسخ با ساحل فاصله دارد و ناصر خسرو نیز در: سفرنامه ۹۴ همین را گفته است</ref> این مکان مهمترین شهر در اقلیم بحرین بوده و اهمیت آن به اندازه ای بود که برخی از مؤلفان، کل بحرین را به نام همین منطقه نامیده‌اند. <ref> المقدسی احسن التقاسیم ۷۱، یاقوت معجم البلدان ج: ۴ ۹۵۳؛ ابوالفداء تقویم البلدان ۹۹ القلقشندی، صبح الأعشی، ج ۵: ۵۵-۵۴</ref> [[همدانی]] آن را بزرگترین شهر بحرین،<ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب: ۱۳۶ و بنگرید، الاصطخری مسالک الممالک ۱۹، همو الأقالیم: ۱۰؛ ابن الفقیه البلدان: ۳۰</ref> و [[ابن حوقل]] آن را بزرگترین [[سرزمین]] تابعه و نیز بزرگترین شهر بحرین دانسته است.<ref> ابن حوقل صورة الأرض: ۳۱؛ و بنگرید، البکری، معجم ما استعجم: ۱۳۴۶</ref> هجر در [[دوران ظهور]] [[اسلام]] مرکز [[اداری]] بحرین و شهر عمده آن بوده است. <ref> المنجم آکام المرجان ۱۱۱ یاقوت معجم البلدان، ج ۴ ۹۵۴-۰۹۵۳ و بنگرید القزوینی، آثار البلاد ۱۲۸۰ ابن سعید المغربی بسط الأرض: ۵۲؛ القلقشندی، نهایة الأرب فی معرفة أنساب العرب: ۱۸</ref> مقارن با [[ظهور اسلام]] یکی از مرزبانهای [[ایرانی]] به نام [[اسپیبخت بن عبدالله]]، در این منطقه سکونت داشته است. <ref> در مورد معنای مرزبان و اسپیبخت، بنگرید به فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> هجر یک مرکز [[تجاری]] مهم بوده و یکی از بازارهای سالیانه [[عرب پیش از اسلام]] در آنجا برگزار میشده است.<ref> در مورد بازار هجر بنگرید به فصل چهارم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref>  
از آنچه در متون [[تاریخی]] آمده، مشخص می‌شود که هجر در گذشته، پایتخت [[تجاری]] [[بحرین]] بوده و با [[ساحل]] شرقی خلیج فارس که [[عربها]] به آنجا رفت و آمد می‌‌کرده‌اند و گاه نیز آن را به عنوان موطن خود بر میگزیده‌اند، رابطه داشته است. [[شهر]] هجر امروزه از بین رفته و به جای آن [[شهر]] هفوف به وجود آمده است.<ref> یاقوت، معجم البلدان، ج ۳ ۱۵۴۳ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۲۰۳: ۲</ref> منطقه هجر، دارای روستاهای معروفی است که طریبیل<ref> ابن بلیهد، صحیح الأخبار، ج ۵ ۲۳۶ الإحسانی، تحفة المستفید، ج ۱، ۱۹</ref> -که امروزه روستایی آباد در نزدیکی هفوف، است-<ref> البلاذری، فتوح» «البلدان ۷۸؛ ابن حزم جمهرة انساب العرب ۲۳۲، یاقوت معجم البلدان، ج ۱: ۲۳۷ و در الجوالیقی، المعرب ۳۹ آمده شهری در هجر و واژه‌ای معرب است</ref> از جمله آنهاست. «اسبذ»،<ref> یاقوت، معجم البلدان، ج ۳ ۹۱؛ و نیز آن را به داشتن نخلستانهای فراوان پس از دشت ساحلی توصیف کرده است</ref> «السعایم»،<ref> همان، ج ۲: ۶۷</ref> «الجریب»،<ref> ابن الفقیه البلدان ۳۱ و یاقوت معجم البلدان، ج ۴ ص۵ آن را به نام وجر آورده است</ref> الوجیر»<ref> یاقوت معجم البلدان، ج: ۱ ۵۳۸ و بنگرید ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۱۲: ۱۳۴</ref> و «البذی»<ref> دیوان، الفرزدق، ج ۱۳۰، ۱ ۱۴۴ روایت السکری با سیندی از ابو عبیده و بنگرید، الطوسی، شرح دیوان لبید. ۵۶؛ ابن درید جمهرة اللغة، ج ۲: ۳۶۴؛ همو، الاشتقاق، ج ۱: ۱۹۷</ref> هم از دیگر روستاهای هجر به شمار آمده‌اند.  
از آنچه در متون [[تاریخی]] آمده، مشخص می‌شود که هجر در گذشته، پایتخت [[تجاری]] [[بحرین]] بوده و با [[ساحل]] شرقی خلیج فارس که [[عربها]] به آنجا رفت و آمد می‌‌کرده‌اند و گاه نیز آن را به عنوان موطن خود بر میگزیده‌اند، رابطه داشته است. [[شهر]] هجر امروزه از بین رفته و به جای آن [[شهر]] هفوف به وجود آمده است.<ref> یاقوت، معجم البلدان، ج ۳ ۱۵۴۳ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۲۰۳: ۲</ref> منطقه هجر، دارای روستاهای معروفی است که طریبیل<ref> ابن بلیهد، صحیح الأخبار، ج ۵ ۲۳۶ الإحسانی، تحفة المستفید، ج ۱، ۱۹</ref> -که امروزه روستایی آباد در نزدیکی هفوف، است-<ref> البلاذری، فتوح» «البلدان ۷۸؛ ابن حزم جمهرة انساب العرب ۲۳۲، یاقوت معجم البلدان، ج ۱: ۲۳۷ و در الجوالیقی، المعرب ۳۹ آمده شهری در هجر و واژه‌ای معرب است</ref> از جمله آنهاست. «اسبذ»،<ref> یاقوت، معجم البلدان، ج ۳ ۹۱؛ و نیز آن را به داشتن نخلستانهای فراوان پس از دشت ساحلی توصیف کرده است</ref> «السعایم»،<ref> همان، ج ۲: ۶۷</ref> «الجریب»،<ref> ابن الفقیه البلدان ۳۱ و یاقوت معجم البلدان، ج ۴ ص۵ آن را به نام وجر آورده است</ref> الوجیر»<ref> یاقوت معجم البلدان، ج: ۱ ۵۳۸ و بنگرید ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۱۲: ۱۳۴</ref> و «البذی»<ref> دیوان، الفرزدق، ج ۱۳۰، ۱ ۱۴۴ روایت السکری با سیندی از ابو عبیده و بنگرید، الطوسی، شرح دیوان لبید. ۵۶؛ ابن درید جمهرة اللغة، ج ۲: ۳۶۴؛ همو، الاشتقاق، ج ۱: ۱۹۷</ref> هم از دیگر روستاهای هجر به شمار آمده‌اند.  


===مشقر ===
===مشقر ===
مشقر در شمال هجر و در نزدیکی آن قرار داشت.<ref> البکری، معجم ما استعجم ۱۱۲۳۲ و بنگرید میدانی مجمع الأمثال، ج ۲: ۱۳۶. برخی از منابع هم گفته‌اند: مشقر در هجر است. (یاقوت، معجم البلدان، ج ۴ ۵۴۱ و، بنگرید، القزوینی، آثار البلاد ۱۱۱-۱۱۰؛ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۳ ص۱۰۵)</ref> به گفته ابن [[اعرابی]] «مشقر شهری بزرگ و کهن است که در میانه آن یک قلعه بر روی [[کوه]] کوچکی به نام عطاله وجود دارد و در بالای آن کوه، چاهی کنده‌اند تا به [[زمین]] رسیده‌اند و آب هجر به سوی این [[چاه]] جاری شده و آب آن را زیاد می‌کند».<ref> ابن الفقیه البلدان ۳۰ و بنگرید، یاقوت معجم البلدان، ج ۴ ۵۴۱؛ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۳، ۱۵۰</ref> به نظر می‌رسد که مشقر در گذشته، یک مرکز [[اداری]] بوده و یک [[مسجد جامع]] نیز داشته است. <ref> درباره بازار مشقر بنگرید به فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref>  
مشقر در شمال هجر و در نزدیکی آن قرار داشت.<ref> البکری، معجم ما استعجم ۱۱۲۳۲ و بنگرید میدانی مجمع الأمثال، ج ۲: ۱۳۶. برخی از منابع هم گفته‌اند: مشقر در هجر است. (یاقوت، معجم البلدان، ج ۴ ۵۴۱ و، بنگرید، القزوینی، آثار البلاد ۱۱۱-۱۱۰؛ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۳ ص۱۰۵)</ref> به گفته [[ابن اعرابی]] «مشقر شهری بزرگ و کهن است که در میانه آن یک قلعه بر روی [[کوه]] کوچکی به نام عطاله وجود دارد و در بالای آن کوه، چاهی کنده‌اند تا به [[زمین]] رسیده‌اند و آب هجر به سوی این [[چاه]] جاری شده و آب آن را زیاد می‌کند».<ref> ابن الفقیه البلدان ۳۰ و بنگرید، یاقوت معجم البلدان، ج ۴ ۵۴۱؛ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۳، ۱۵۰</ref> به نظر می‌رسد که مشقر در گذشته، یک مرکز [[اداری]] بوده و یک [[مسجد جامع]] نیز داشته است. <ref> درباره بازار مشقر بنگرید به فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref>  
مقارن با آغاز [[دعوت اسلامی]] در [[مکه]] و پیش از [[هجرت]] [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}}،<ref> ابن الأثیر، الکامل، ج ۱: ۶۲۱ و بنگرید جرجی زیدان العرب قبل الإسلام ۲۵۶</ref> [[جنگی]] مشهور در این مکان، بین برخی از [[اعراب]] و [[ایرانیان]] رخ داده است. در این [[جنگ]]، -که در [[عرب]] به نام "[[نبرد]] مشقر" [[شهرت]] دارد،- [[معکبر]] -[[فرمانده]] [[ایرانی]]،- به دلیل دستبرد [[بنی تمیم]] به [[اموال]] ارسالی [[یمن]] برای [[خسروپرویز]]<ref> ابوعبیده، النقائض، ج: ۱ ۱۴۹ ابن عبد ربه العقد الفرید، ج ۵ ۲۲۴ الزمخشری، المستقصی فی أمثال العرب، ج ۲۰۲۲ حمزة الاصفهانی، تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء: ۱۱۶، ۱۱۹</ref> بر آنان [[حمله]] برد و بنی تمیم را مجبور به [[عقب نشینی]] به داخل قلعه کرده و سپس در آنجا آنها را به [[قتل]] رسانده است. مشقر در حال حاضر از بین رفته و اثری از آن بر جای نمانده است.<ref> ابن بلیهد، صحیح الأخبار، ج ۵۹۱ الإحسائی تحفة المستفید، ج ۱: ۲۸</ref>  
مقارن با آغاز [[دعوت اسلامی]] در [[مکه]] و پیش از [[هجرت]] [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}}،<ref> ابن الأثیر، الکامل، ج ۱: ۶۲۱ و بنگرید جرجی زیدان العرب قبل الإسلام ۲۵۶</ref> [[جنگی]] مشهور در این مکان، بین برخی از [[اعراب]] و [[ایرانیان]] رخ داده است. در این [[جنگ]]، -که در [[عرب]] به نام "[[نبرد]] مشقر" [[شهرت]] دارد،- [[معکبر]] -[[فرمانده]] [[ایرانی]]،- به دلیل دستبرد [[بنی تمیم]] به [[اموال]] ارسالی [[یمن]] برای [[خسرو پرویز]]<ref> ابوعبیده، النقائض، ج: ۱ ۱۴۹ ابن عبد ربه العقد الفرید، ج ۵ ۲۲۴ الزمخشری، المستقصی فی أمثال العرب، ج ۲۰۲۲ حمزة الاصفهانی، تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء: ۱۱۶، ۱۱۹</ref> بر آنان [[حمله]] برد و بنی تمیم را مجبور به [[عقب نشینی]] به داخل قلعه کرده و سپس در آنجا آنها را به [[قتل]] رسانده است. مشقر در حال حاضر از بین رفته و اثری از آن بر جای نمانده است.<ref> ابن بلیهد، صحیح الأخبار، ج ۵۹۱ الإحسائی تحفة المستفید، ج ۱: ۲۸</ref>  


===[[صفا]] ===
===[[صفا]] ===
خط ۹۱: خط ۹۱:


===زاره ===
===زاره ===
بندری در خلیج فارس و نزدیک به [[قطیف]] است.<ref> الحربی المناسک، ۶۲۱ المسعودی، مروج الذهب، ج ۱: ۱۱؛ و در یاقوت معجم البلدان ج ج ۹۰۷ و الزبیدی تاج العروس، ج۳، ص۲۳۰ روستایی بزرگ توصیف شده است.</ref> زاره از شهرهای مهم و معروف [[بحرین]] به شمار میرفته<ref> الحربی، المناسک ۶۲۱</ref> که [[مرزبانی]] [[ایرانی]] در آن مستقر بوده<ref> بنگرید به "مرزبان زاره" در فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> و این نشان از مرکز [[اداری]] بودن این مکان است. پس از [[وفات]] [[حضرت رسول]]{{صل}} [[معکبر]] -[[مرزبان]] زاره-<ref> عرب به این دلیل نام معکبر را به او داده که دست و پاهای مجرمان را قطع میکرده است. الطبری ۱/ق۲، ۹۸۵</ref> به بهانه حوادث رده، در زاره [[پناه]] گرفت و اعلام [[سرکشی]] کرد. زردشتیانی که در قطیف گردآمده بودند نیز به او پیوستند و از پرداخت [[جزیه]] [[امتناع]] کردند. [[علاء]] [[حضرمی]] در دوران [[خلافت ابوبکر]] این قلعه را محاصره و سپس در ابتدای [[خلافت عمر بن خطاب]] و در [[سال ۱۳ هجری]] -پس از آنکه [[براء بن مالک]]، معکبر را به [[قتل]] رساند،- با [[بستن آب]] بر روی متمردین، آنها را مجبور به [[تسلیم]] کرد.<ref> ابو عبید الأموال ۲۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۸۶؛ ابن سعد ۴ ق ۲-۷۸؛ خلیفة بن خیاط، التاریخ، ج۱، ص۹۴-۹۳؛ و در روایت دیگر گفته شده که در عهد ابوبکر فتح شده است. الیعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص۱۵۱ یاقوت معجم البلدان، ج ۲: ۹۰۷.</ref> افراد باقی مانده، با دادن یک سوم [[شهر]] و یک سوم طلاها و نقره‌های موجود در آنجا<ref> خلیفة بن خیاط التاریخ ج ۱ ۹۴، البلاذری، فتوح البلدان: ۸۶-۸۵</ref> و نیز نیمی از زمینهای خارج، [[شهر]]، با او [[مصالحه]] کردند.<ref> البلاذری، فتوح البلدان ۸۶</ref> این شهر اکنون از بین رفته و به جای آن روستایی به نام [[رماده]] [[خودنمایی]] می‌‌کند. این روستا را به این علت رماده نامیده‌اند که بر شهر سوخته و خاکستر برجای مانده از شهر زاره ساخته شده است<ref> الحربی المناسک ۶۶ مقدمۀ حمد الجاسر: ۶۲۱ (پانوشت)؛ و مسلم گفته است اکنون جای دقیق آن فریق زاره نام دارد و در نزدیک روستای عوامیه قرار گرفته که بر روی آن چند کاخ ساخته شده، ساحل الذهب الأسود: ۲۶؛ و ابوسعید جنابی در سال ۲۸۶ ه ق وقتی نتوانست زاره را فتح کند آن را به آتش کشید، شرح دیوان ابن مقرب به نقل از احسانی، تحفة المستفید ج ۱ ۲۵۶ دیوان ابن مقرب: ۶۳۹</ref>  
بندری در خلیج فارس و نزدیک به [[قطیف]] است.<ref> الحربی المناسک، ۶۲۱ المسعودی، مروج الذهب، ج ۱: ۱۱؛ و در یاقوت معجم البلدان ج ج ۹۰۷ و الزبیدی تاج العروس، ج۳، ص۲۳۰ روستایی بزرگ توصیف شده است.</ref> زاره از شهرهای مهم و معروف [[بحرین]] به شمار میرفته<ref> الحربی، المناسک ۶۲۱</ref> که [[مرزبانی]] [[ایرانی]] در آن مستقر بوده<ref> بنگرید به "مرزبان زاره" در فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> و این نشان از مرکز [[اداری]] بودن این مکان است. پس از [[وفات]] [[حضرت رسول]]{{صل}} [[معکبر]] -[[مرزبان]] زاره-<ref> عرب به این دلیل نام معکبر را به او داده که دست و پاهای مجرمان را قطع میکرده است. الطبری ۱/ق۲، ۹۸۵</ref> به بهانه حوادث رده، در زاره [[پناه]] گرفت و اعلام [[سرکشی]] کرد. زردشتیانی که در قطیف گردآمده بودند نیز به او پیوستند و از پرداخت [[جزیه]] [[امتناع]] کردند. [[علاء حضرمی]] در دوران [[خلافت ابوبکر]] این قلعه را محاصره و سپس در ابتدای [[خلافت عمر بن خطاب]] و در سال ۱۳ هجری - پس از آنکه [[براء بن مالک]]، معکبر را به [[قتل]] رساند،- با [[بستن آب]] بر روی متمردین، آنها را مجبور به [[تسلیم]] کرد.<ref> ابو عبید الأموال ۲۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۸۶؛ ابن سعد ۴ ق ۲-۷۸؛ خلیفة بن خیاط، التاریخ، ج۱، ص۹۴-۹۳؛ و در روایت دیگر گفته شده که در عهد ابوبکر فتح شده است. الیعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص۱۵۱ یاقوت معجم البلدان، ج ۲: ۹۰۷.</ref> افراد باقی مانده، با دادن یک سوم [[شهر]] و یک سوم طلاها و نقره‌های موجود در آنجا<ref> خلیفة بن خیاط التاریخ ج ۱ ۹۴، البلاذری، فتوح البلدان: ۸۶-۸۵</ref> و نیز نیمی از زمینهای خارج، [[شهر]]، با او [[مصالحه]] کردند.<ref> البلاذری، فتوح البلدان ۸۶</ref> این شهر اکنون از بین رفته و به جای آن روستایی به نام [[رماده]] [[خودنمایی]] می‌‌کند. این روستا را به این علت رماده نامیده‌اند که بر شهر سوخته و خاکستر برجای مانده از شهر زاره ساخته شده است<ref> الحربی المناسک ۶۶ مقدمۀ حمد الجاسر: ۶۲۱ (پانوشت)؛ و مسلم گفته است اکنون جای دقیق آن فریق زاره نام دارد و در نزدیک روستای عوامیه قرار گرفته که بر روی آن چند کاخ ساخته شده، ساحل الذهب الأسود: ۲۶؛ و ابوسعید جنابی در سال ۲۸۶ ه ق وقتی نتوانست زاره را فتح کند آن را به آتش کشید، شرح دیوان ابن مقرب به نقل از احسانی، تحفة المستفید ج ۱ ۲۵۶ دیوان ابن مقرب: ۶۳۹</ref>  


===جواثا ===
===جواثا ===
شهری است در [[بحرین]]،<ref> المسعودی التنبیه و الإشراء ۳۹۲؛ البکری معجم ما استعجم ۴۰۱؛ و در روایت دیگر موضعی دانسته شده، ابن درید، جمهرة اللغة، ج ۲: ۱۰۵ پانوشتها الهمدانی صفة جزیرة العرب ۱۷۸؛ و ابو داوود آن را روستایی دانسته السنن، ج ۱: ۲۴۶</ref> دارای قلعه‌ای به همین نام،<ref> ابن سعد ۴ ق ۲/۷۸ خلیفة بن خیاط التاریخ، ج ۱: ۸۳ المیدانی المیدانی، مجمع الأمثال، ج ۲: ۴۱۲؛ الزمخشری الجبال و الأمکنة و المیاه: ۳۶ </ref> که [[بلاذری]] در کتاب خود به توصیف آن پرداخته است.<ref> البلاذری، فتوح البلدان ۸۳</ref> به گفته [[ابن عباس]]، نخستین [[مسجد]] جامعی که پس از [[برپایی نماز]] [[جمعه]] در [[مسجد النبی]]{{صل}}، [[نماز جمعه]] در آن برگزار شد، مسجد [[عبدالقیس]] در جواثای بحرین بوده است.<ref> البخاری، الجامع الصحیح، ج ۳ ۱۶۵ و بنگرید ابو داود، السنن ج ۱ ۲۶۴؛ البیهقی، السنن، ج ۳: ۱۷۶</ref> در [[سال ۱۱ هجری]]، معترضان [[حکومت مدینه]]، [[مسلمانان]] را در جواثا برای مدتی طولانی محاصره کردند و نزدیک بود که اهالی [[شهر]] از [[گرسنگی]] هلاک شوند<ref> الطبری، ۱ ق ۱۹۶۲/۴-۱۹۶۱؛ ابن الأثیر، الکامل، ج ۲: ۳۶۹-۱۳۶۸ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج ۶: ۳۲۷ الاصفهانی الأغانی، ج۱۴، ص۴۵</ref> تا این که [[علاء]] [[حضرمی]] در [[سال ۱۲ هجری]] به [[نبرد]] با آنان برخاست و تعداد بسیاری از آنان را کشت.<ref> ابن سعد، ۴ ق، ۷۷/۲ البلاذری فتوح البلدان ۸۴-۸۳ الطیری ۱ و ۱۹۶۲/۴ و ما بعد؛ السیوطی، تاریخ الخلفاء: ۷۶؛ دحلان، الفتوحات الاسلامیة، ج ۱: ۲۱</ref> جواثا امروزه در شرق روستای فعلی کلابیه قرار گرفته و از آثار آن تنها خروجی چشمه و خرابه‌های مسجدش برجا مانده است.<ref> الإحسانی تحفة المستفید، ج: ۱ ص۱۱(پانوشت حمد الجاسر)</ref>
شهری است در [[بحرین]]،<ref> المسعودی التنبیه و الإشراء ۳۹۲؛ البکری معجم ما استعجم ۴۰۱؛ و در روایت دیگر موضعی دانسته شده، ابن درید، جمهرة اللغة، ج ۲: ۱۰۵ پانوشتها الهمدانی صفة جزیرة العرب ۱۷۸؛ و ابو داوود آن را روستایی دانسته السنن، ج ۱: ۲۴۶</ref> دارای قلعه‌ای به همین نام،<ref> ابن سعد ۴ ق ۲/۷۸ خلیفة بن خیاط التاریخ، ج ۱: ۸۳ المیدانی المیدانی، مجمع الأمثال، ج ۲: ۴۱۲؛ الزمخشری الجبال و الأمکنة و المیاه: ۳۶ </ref> که [[بلاذری]] در کتاب خود به توصیف آن پرداخته است.<ref> البلاذری، فتوح البلدان ۸۳</ref> به گفته [[ابن عباس]]، نخستین [[مسجد]] جامعی که پس از [[برپایی نماز]] [[جمعه]] در [[مسجد النبی]]{{صل}}، [[نماز جمعه]] در آن برگزار شد، مسجد [[عبدالقیس]] در جواثای بحرین بوده است.<ref> البخاری، الجامع الصحیح، ج ۳ ۱۶۵ و بنگرید ابو داود، السنن ج ۱ ۲۶۴؛ البیهقی، السنن، ج ۳: ۱۷۶</ref> در سال ۱۱ هجری، معترضان [[حکومت مدینه]]، [[مسلمانان]] را در جواثا برای مدتی طولانی محاصره کردند و نزدیک بود که اهالی [[شهر]] از [[گرسنگی]] هلاک شوند<ref> الطبری، ۱ ق ۱۹۶۲/۴-۱۹۶۱؛ ابن الأثیر، الکامل، ج ۲: ۳۶۹-۱۳۶۸ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج ۶: ۳۲۷ الاصفهانی الأغانی، ج۱۴، ص۴۵</ref> تا این که [[علاء حضرمی]] در سال ۱۲ هجری به [[نبرد]] با آنان برخاست و تعداد بسیاری از آنان را کشت.<ref> ابن سعد، ۴ ق، ۷۷/۲ البلاذری فتوح البلدان ۸۴-۸۳ الطیری ۱ و ۱۹۶۲/۴ و ما بعد؛ السیوطی، تاریخ الخلفاء: ۷۶؛ دحلان، الفتوحات الاسلامیة، ج ۱: ۲۱</ref> جواثا امروزه در شرق روستای فعلی کلابیه قرار گرفته و از آثار آن تنها خروجی چشمه و خرابه‌های مسجدش برجا مانده است.<ref> الإحسانی تحفة المستفید، ج: ۱ ص۱۱(پانوشت حمد الجاسر)</ref>


===دارین ===
===دارین ===
بندری معروف در [[بحرین]]<ref> ابو عبیده النقائض، ج ۱: ۶۴ ج ۲ ۱۰۰۷ و بنگرید، الجوهری، الصحاح، ج ۵ ۲۱۱۲؛ الجو الیقی المعرب ۱۴۷؛ ابن الأثیر، النهایة فی غریب الحدیث ج ۲ ۳۵ السیوطی الدر النشیر تخلیص نهایة ابن الأثیر، ج ۲، ۳۵، و طبری از سیف نقل می‌کند که بین ساحل و دارین به اندازهی یک روز و یک شب با کشتی‌های دریایی در برخی موارد فاصله هست؛ الطبری ۱ ق (۱۹۷۲/۲؛ و یاقوت گفته است این را که گفتم توصیف اوال بود»، معجم البلدان، ج ۲: ۵۳۷</ref> که در سمت جنوب جزیره تاروت و در شرق [[قطیف]] قرار گرفته است. برخی منابع می‌گویند که [[شاپور]] ذوالاکتاف در [[حمله]] خود به سرزمینهای [[عرب]]، تعدادی از [[بنی تغلب]] را در آنجا اسکان داد.<ref> الطبری، ۱ /ق۲/۸۳۹؛ الثعالبی غرر السیر ۵۲۰؛ ابن خلدون العبر ج ۲ ۲۴۸</ref> اما به نظر می‌رسد بنی تغلبیها بعدها از آنجا رفته‌اند.<ref> بنگرید فصل دوم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> در [[سال ۱۱ هجری]] [[اهل]] رده دارین را به [[تصرف]] خود در آوردند<ref> الطبری، ۱ ق ۴/۱۹۶۱؛ و بنگرید ابن الأثیر الکامل ج: ۲ ۳۶۸؛ ابن خلدون العبر، ج ۴: ۸۸۲، دحلان، الفتوحات الإسلامیة، ج ۱: ۲۱؛ الاصفهانی، الاغانی، ج ۱۴: ۴۵</ref> و غالب [[شکست]] خوردگان جواثا با کشتی به آنجا گریختند.<ref> الطبری، ۱ ق ۴/۱۹۷۱و بنگرید ابن الأثیر الکامل، ج ۳ ۳۷۱؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج ۶ ۳۲۹</ref> پس از فتح زاره، [[مسلمانان]] به همراه [[علاء]] [[حضرمی]] به آنجا رفتند و به [[مبارزه]] با [[مرتدان]] پرداختند <ref> ابن سعد ۴ق۲/۷۸؛ ابن قتیبه، المعارف ۳۸۴-۳۸۳، الطبری ۱/ق۴/۱۹۷۲؛ ابن الکثیر، البدایة والنهایة، ج ۶ ۳۲۹</ref>
بندری معروف در [[بحرین]]<ref> ابو عبیده النقائض، ج ۱: ۶۴ ج ۲ ۱۰۰۷ و بنگرید، الجوهری، الصحاح، ج ۵ ۲۱۱۲؛ الجو الیقی المعرب ۱۴۷؛ ابن الأثیر، النهایة فی غریب الحدیث ج ۲ ۳۵ السیوطی الدر النشیر تخلیص نهایة ابن الأثیر، ج ۲، ۳۵، و طبری از سیف نقل می‌کند که بین ساحل و دارین به اندازهی یک روز و یک شب با کشتی‌های دریایی در برخی موارد فاصله هست؛ الطبری ۱ ق (۱۹۷۲/۲؛ و یاقوت گفته است این را که گفتم توصیف اوال بود»، معجم البلدان، ج ۲: ۵۳۷</ref> که در سمت جنوب جزیره تاروت و در شرق [[قطیف]] قرار گرفته است. برخی منابع می‌گویند که [[شاپور]] ذوالاکتاف در [[حمله]] خود به سرزمینهای [[عرب]]، تعدادی از [[بنی تغلب]] را در آنجا اسکان داد.<ref> الطبری، ۱ /ق۲/۸۳۹؛ الثعالبی غرر السیر ۵۲۰؛ ابن خلدون العبر ج ۲ ۲۴۸</ref> اما به نظر می‌رسد بنی تغلبی‌ها بعدها از آنجا رفته‌اند.<ref> بنگرید فصل دوم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> در سال ۱۱ هجری [[اهل]] رده دارین را به [[تصرف]] خود در آوردند<ref> الطبری، ۱ ق ۴/۱۹۶۱؛ و بنگرید ابن الأثیر الکامل ج: ۲ ۳۶۸؛ ابن خلدون العبر، ج ۴: ۸۸۲، دحلان، الفتوحات الإسلامیة، ج ۱: ۲۱؛ الاصفهانی، الاغانی، ج ۱۴: ۴۵</ref> و غالب [[شکست]] خوردگان جواثا با کشتی به آنجا گریختند.<ref> الطبری، ۱ ق ۴/۱۹۷۱و بنگرید ابن الأثیر الکامل، ج ۳ ۳۷۱؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج ۶ ۳۲۹</ref> پس از فتح زاره، [[مسلمانان]] به همراه [[علاء]] [[حضرمی]] به آنجا رفتند و به [[مبارزه]] با [[مرتدان]] پرداختند <ref> ابن سعد ۴ق۲/۷۸؛ ابن قتیبه، المعارف ۳۸۴-۳۸۳، الطبری ۱/ق۴/۱۹۷۲؛ ابن الکثیر، البدایة والنهایة، ج ۶ ۳۲۹</ref>
 
دارین از بازارهای [[عرب]] و معروف به [[تجارت]] [[مشک]] و [[عطر]] بوده است<ref> در مورد تجارت مشک بنگرید به فصل چهارم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> و امروزه روستایی مخروبه از توابع [[قطیف]] است<ref> الاحسائی تحفة المستفید ج ۱ ۱۳؛ الدباغ جزیرة العرب، ج ۱: ۱۷۹</ref> که غالب ساکنان، آن را به علت کم عمقی آب منطقه و مناسب نبودن برای ورود کشتیهای بزرگ ترک کرده‌اند.<ref> سیف مرزوق دول الخلیج و اماراته در مؤتمر الادباء العرب الخامس، ج ۲: ۴۸۴ سال ۱۹۶۵</ref>ضمن این که ایجاد بندر دمام هم، در کنار گذاشته شدن دارین مزید علت شده است.
دارین از بازارهای [[عرب]] و معروف به [[تجارت]] [[مشک]] و [[عطر]] بوده است<ref> در مورد تجارت مشک بنگرید به فصل چهارم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> و امروزه روستایی مخروبه از توابع [[قطیف]] است<ref> الاحسائی تحفة المستفید ج ۱ ۱۳؛ الدباغ جزیرة العرب، ج ۱: ۱۷۹</ref> که غالب ساکنان، آن را به علت کم عمقی آب منطقه و مناسب نبودن برای ورود کشتیهای بزرگ ترک کرده‌اند.<ref> سیف مرزوق دول الخلیج و اماراته در مؤتمر الادباء العرب الخامس، ج ۲: ۴۸۴ سال ۱۹۶۵</ref>ضمن این که ایجاد بندر دمام هم، در کنار گذاشته شدن دارین مزید علت شده است.


===قطیف ===
===قطیف ===
شهری است در [[بحرین]] نزدیکی [[ساحل]] به فاصله یک مایل<ref> البکری، المسالک و الممالک صفحه ۲۱۷؛ شیخ الربوة نخبة الدهر ۲۲۰؛ المسعودی مروج الذهب، ج ۱: ۱۱۱-۱۱۰؛ همو، التنبیه والإشراف: ۳۹۴</ref> در شمال شرق [[احساء]]<ref> ناصر خسرو، سفرنامه ۹۴ ابوالفدا، تقویم البلدان ۹۹؛ القلقشندی، صبح الأعشی، ج ۵: ۵۶</ref> با نخلستانهای فراوان. <ref> الهمدانی، صفة جزیر العرب، ۱۳۶، ناصر خسرو، سفرنامه ۹۴ ابن بطوطة، رحلة ابن بطوطة: ۳۸۰، القلقشندی، صبح الأعشی، ج ۵: ۵۶</ref> این [[شهر]] یک [[دیوار]] و چهار دروازه دارد<ref> ابوالفدا، تقویم البلدان: ۹۹؛ و بنگرید، القلقشندی، صبح الأعشی، ج ۵: ۵۶</ref> و ساحلش قراح نامیده می‌شود. <ref> الأزهری تهذیب اللغة، ج ۴ ۳۴ و بنگرید، البکری، معجم ما استعجم ۱۱۰۵۶ یاقوت معجم البلدان، ج۴، ص۴۴</ref> این شهر هنوز هم وجود دارد و با خرمای مرغوب خود شناخته می‌شود.<ref> ابن بلیهد صحیح الأخبار، ج۲، ص۷۲-۷۳.</ref> در [[صدر اسلام]]، [[قطیف]] و هجر شهرهای اصلی [[بحرین]] به شمار می‌‌آمده‌اند.<ref> البکری، معجم ما استعجم ۱۰۸۴ و بنگرید به فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> در این [[شهر]]، [[علاء]] [[حضرمی]] با [[عجم‌ها]] به [[نبرد]] برخاست که تعدادی از آنان کشته شدند و مابقی به زاره گریختند. <ref> الطبری، ۱ ق ۱۹۶۱/۴؛ و بنگرید ابن الأثیر الکامل، ج: ۲ ۳۶۸ دحلان الفتوحات الإسلامیة، ج ۱: ۲۱؛ الاصفهانی، الاغانی، ج ۱۴ ۴۵ و در روایت دیگر در میانه قطیف و هجر فرود آمده ابن خلدون، العبر، ج ۲: ۸۸۲</ref> قطیف امروزه در خلیجی قرار گرفته که جزیرة تاروت نیز در آنجاست. [[شهر]] قطیف به مسافت ده مایل در امتداد [[ساحل]] واقع شده که دو مایل از این مسافت در سمت شرق خالی است. دریای آن چندان عمیق نیست و به همین علت کشتیها دور از ساحل لنگر می‌‌اندازند. قلعه قدیمی شهر، قسمتی از فضای شهر را به خود اختصاص داده و قسمت [[محافظت]] شده شهر به شمار می‌رود. <ref> ۳.۷،۱ Handbook of Arabia vol وهبة جزیرة العرب فی القرن العشرین: ۷۳؛ الغلامیة جغرافیة جزیرة العرب ۳۲ عبد الوهاب عزام مهد العرب: ۸۷</ref>  
شهری است در [[بحرین]] نزدیکی [[ساحل]] به فاصله یک مایل<ref> البکری، المسالک و الممالک صفحه ۲۱۷؛ شیخ الربوة نخبة الدهر ۲۲۰؛ المسعودی مروج الذهب، ج ۱: ۱۱۱-۱۱۰؛ همو، التنبیه والإشراف: ۳۹۴</ref> در شمال شرق [[احساء]]<ref> ناصر خسرو، سفرنامه ۹۴ ابوالفدا، تقویم البلدان ۹۹؛ القلقشندی، صبح الأعشی، ج ۵: ۵۶</ref> با نخلستان‌های فراوان. <ref> الهمدانی، صفة جزیر العرب، ۱۳۶، ناصر خسرو، سفرنامه ۹۴ ابن بطوطة، رحلة ابن بطوطة: ۳۸۰، القلقشندی، صبح الأعشی، ج ۵: ۵۶</ref> این [[شهر]] یک [[دیوار]] و چهار دروازه دارد<ref> ابوالفدا، تقویم البلدان: ۹۹؛ و بنگرید، القلقشندی، صبح الأعشی، ج ۵: ۵۶</ref> و ساحلش قراح نامیده می‌شود. <ref> الأزهری تهذیب اللغة، ج ۴ ۳۴ و بنگرید، البکری، معجم ما استعجم ۱۱۰۵۶ یاقوت معجم البلدان، ج۴، ص۴۴</ref> این شهر هنوز هم وجود دارد و با خرمای مرغوب خود شناخته می‌شود.<ref> ابن بلیهد صحیح الأخبار، ج۲، ص۷۲-۷۳.</ref> در [[صدر اسلام]]، [[قطیف]] و هجر شهرهای اصلی [[بحرین]] به شمار می‌‌آمده‌اند.<ref> البکری، معجم ما استعجم ۱۰۸۴ و بنگرید به فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> در این [[شهر]]، [[علاء]] [[حضرمی]] با [[عجم‌ها]] به [[نبرد]] برخاست که تعدادی از آنان کشته شدند و مابقی به زاره گریختند. <ref> الطبری، ۱ ق ۱۹۶۱/۴؛ و بنگرید ابن الأثیر الکامل، ج: ۲ ۳۶۸ دحلان الفتوحات الإسلامیة، ج ۱: ۲۱؛ الاصفهانی، الاغانی، ج ۱۴ ۴۵ و در روایت دیگر در میانه قطیف و هجر فرود آمده ابن خلدون، العبر، ج ۲: ۸۸۲</ref> قطیف امروزه در خلیجی قرار گرفته که جزیرة تاروت نیز در آنجاست. [[شهر]] قطیف به مسافت ده مایل در امتداد [[ساحل]] واقع شده که دو مایل از این مسافت در سمت شرق خالی است. دریای آن چندان عمیق نیست و به همین علت کشتیها دور از ساحل لنگر می‌‌اندازند. قلعه قدیمی شهر، قسمتی از فضای شهر را به خود اختصاص داده و قسمت [[محافظت]] شده شهر به شمار می‌رود. <ref> ۳.۷،۱ Handbook of Arabia vol وهبة جزیرة العرب فی القرن العشرین: ۷۳؛ الغلامیة جغرافیة جزیرة العرب ۳۲ عبد الوهاب عزام مهد العرب: ۸۷</ref>  


===خط ===
===خط ===
خط از شهرهای کهن بحرین است که در [[زمان]] [[اردشیر]] ساخته شده است. [[طبری]] می‌‌نویسد: «[[اردشیر خره]] هشت شهر در [[ایران]] و یک شهر در بحرین ساخته که همان شهر خط است».<ref> الطبری، ج ۱ ق ۸۲۰/۲ و در الدینوری: الاخبار الطوال / ۴۷ آمده که او فوران اردشیر و حمزه الاصفهانی می‌گوید شهر تین اردشیر را بنا کرد تاریخ سنی ملوک الأرمن والانبیاء ۴۳ ۴۴ ۱لف ۱۸۲۰/۲ و در الدینوری، الاخبار الطوال ۴۷، آمده که در بحرین فوران اردشیر را ساخت و حمزه اصفهانی می‌گوید شهر تبن اردشییر را ساخت تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء: ۴۴-۴۳</ref> اما در چرایی ایجاد یا اسکان در آن اطلاعی در دست نیست. [[روایت‌ها]] در مورد معنا و تعریف نام «خط» مختلف است. ثعلب آن را جزیره‌ای در [[بحرین]] دانسته<ref> ثعلب شرح دیوان زهیر بن ابی سلمی ۱۱۵ و بنگرید الاصفهانی، الأغانی ج ۹ ۱۴۶؛ المرزوقی شرح دیوان الحماسة، ج ۱: ۴۶۸، ج ۴ ۱۷۸۶؛ ابن رشیق العمدة، ج ۲: ۲۲۱</ref> و [[ابن سکیت]] آن را باراندازی کوچک<ref> دیوان الخطیئة ۳۰۴ و بنگرید ابن الأنباری شرح القصائد السبع، ۳۹۵ ابن سیده المخصص، ج ۳۴۵؛ الزبیدی، تاج العروس، ج ۵، ص۱۳۰.</ref> و سکری در یک جا آن را یک روستا<ref> دیوان الهذلیین، ج ۲: ۴۲۹-۴۲۸ و بنگرید الزوزنی شح القصائد السبع ۲۱۲، البکری معجم ما استعجم: ۵۰۳ ۵۰۳ و در الاصفهانی، الاغانی، ج ۱۳: ۸۹، آمده که خط سرزمینی در خط مرزی بحرین و در روایت دیگر شهری توصیف شده است؛ ابن حزم جمهرة انساب العرب، ج ۱: ۸۱؛ القلقشندی، صبح الأعشی، ج ۲: ۱۳۴ پغ و یاقوت در معجم البلدان ج: ۲ ۴۵۴ آورده گفته شده که خط یکی از دو شهر اصلی بحرین بوده و شهر دیگر هجر است.</ref> و در جای دیگر آن را خط مرزی مابین عمان و بحرین دانسته است.<ref> دیوان الهذلیین، ج ۲: ۶۶</ref> ابن [[درید]] هم، آن را [[مرز]] بحرین و عمان می‌داند. <ref> ابن درید جمهرة اللغة ج: ۱ ۶۷ و بنگرید، المرزوقی شرح دیوان الحماسة ج ۱ ۵۶؛ السیوطی، شرح شواهد، المغنی ج ۱ ۳۱۵ - ۳۱۴ و البکری در معجم ما استعجم ۵۰۳ می‌گوید، خط، ل، ساحل بین عمان و بصره و از کاظمه تا شعر را گویند.</ref> ابن [[اعرابی]] می‌گوید جواثا همان [[شهر]] خط است. <ref> الازهری، تهذیب اللغة، ج: ۱ ۵۷۷، بنگرید لسان العرب، ج: ۷ ۲۹۰، الزبیدی تاج العروس، ج ۵: ۱۲۹</ref> ازهری برآن است که "خط" به منطقه ساحلی بحرین اطلاق می‌شود و از روستاهای آن، [[قطیف]]، عقیر و قطر است.<ref> البکری، معجم ما استعجم ۵۰۳ و بنگرید شیخ الربوک نخبة الدهر ۲۲۰، الفیروز آبادی، القاموس المحیط، ج ۲، ۳۵۷</ref> [[ابن انباری]] [[عقیده]] دارد که خط به [[ساحل]] [[بحرین]] گفته می‌شود<ref> ابن خلدون العبر، ج ۴ ۱۹۸-۱۹۷</ref> و [[ابن خلدون]] هم می‌گوید خط در جنب دارین قرار گرفته است. <ref> ثعلب، شرح دیوان زهیر بن ابی سلمی: ۱۱۵؛ الجوهری، الصحاح، ج ۳ ۱۱۲۳، الدینوری النبات، ج ۵ ج ۵ ۱۶۶؛ الزمخشری الجبال والأمکنة و المیاه: ۵۱ </ref> اما به احتمال زیاد، خط، بندی در خلیج فارس بوده که کشتیهای [[هندی]] از آنجا عبور می‌‌کرده‌اند. از صنایع معروف خط، نیزه‌های خطی است که از سلاحهای معروف [[عرب]] بوده و به مثل هم تبدیل شده است.<ref> الطبری، ۱ ق ۸۳۹/۲ - ۸۳۸؛ الثعالبی، غرر السیر ۵۱۹</ref>
خط از شهرهای کهن بحرین است که در [[زمان]] [[اردشیر]] ساخته شده است. [[طبری]] می‌‌نویسد: «[[اردشیر خره]] هشت شهر در [[ایران]] و یک شهر در بحرین ساخته که همان شهر خط است».<ref> الطبری، ج ۱ ق ۸۲۰/۲ و در الدینوری: الاخبار الطوال / ۴۷ آمده که او فوران اردشیر و حمزه الاصفهانی می‌گوید شهر تین اردشیر را بنا کرد تاریخ سنی ملوک الأرمن والانبیاء ۴۳ ۴۴ ۱لف ۱۸۲۰/۲ و در الدینوری، الاخبار الطوال ۴۷، آمده که در بحرین فوران اردشیر را ساخت و حمزه اصفهانی می‌گوید شهر تبن اردشییر را ساخت تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء: ۴۴-۴۳</ref> اما در چرایی ایجاد یا اسکان در آن اطلاعی در دست نیست. [[روایت‌ها]] در مورد معنا و تعریف نام «خط» مختلف است. ثعلب آن را جزیره‌ای در [[بحرین]] دانسته<ref> ثعلب شرح دیوان زهیر بن ابی سلمی ۱۱۵ و بنگرید الاصفهانی، الأغانی ج ۹ ۱۴۶؛ المرزوقی شرح دیوان الحماسة، ج ۱: ۴۶۸، ج ۴ ۱۷۸۶؛ ابن رشیق العمدة، ج ۲: ۲۲۱</ref> و [[ابن سکیت]] آن را باراندازی کوچک<ref> دیوان الخطیئة ۳۰۴ و بنگرید ابن الأنباری شرح القصائد السبع، ۳۹۵ ابن سیده المخصص، ج ۳۴۵؛ الزبیدی، تاج العروس، ج ۵، ص۱۳۰.</ref> و سکری در یک جا آن را یک روستا<ref> دیوان الهذلیین، ج ۲: ۴۲۹-۴۲۸ و بنگرید الزوزنی شح القصائد السبع ۲۱۲، البکری معجم ما استعجم: ۵۰۳ ۵۰۳ و در الاصفهانی، الاغانی، ج ۱۳: ۸۹، آمده که خط سرزمینی در خط مرزی بحرین و در روایت دیگر شهری توصیف شده است؛ ابن حزم جمهرة انساب العرب، ج ۱: ۸۱؛ القلقشندی، صبح الأعشی، ج ۲: ۱۳۴ پغ و یاقوت در معجم البلدان ج: ۲ ۴۵۴ آورده گفته شده که خط یکی از دو شهر اصلی بحرین بوده و شهر دیگر هجر است.</ref> و در جای دیگر آن را خط مرزی مابین عمان و بحرین دانسته است.<ref> دیوان الهذلیین، ج ۲: ۶۶</ref> ابن [[درید]] هم، آن را [[مرز]] بحرین و عمان می‌داند. <ref> ابن درید جمهرة اللغة ج: ۱ ۶۷ و بنگرید، المرزوقی شرح دیوان الحماسة ج ۱ ۵۶؛ السیوطی، شرح شواهد، المغنی ج ۱ ۳۱۵ - ۳۱۴ و البکری در معجم ما استعجم ۵۰۳ می‌گوید، خط، ل، ساحل بین عمان و بصره و از کاظمه تا شعر را گویند.</ref> ابن [[اعرابی]] می‌گوید جواثا همان [[شهر]] خط است. <ref> الازهری، تهذیب اللغة، ج: ۱ ۵۷۷، بنگرید لسان العرب، ج: ۷ ۲۹۰، الزبیدی تاج العروس، ج ۵: ۱۲۹</ref> ازهری برآن است که "خط" به منطقه ساحلی بحرین اطلاق می‌شود و از روستاهای آن، [[قطیف]]، عقیر و قطر است.<ref> البکری، معجم ما استعجم ۵۰۳ و بنگرید شیخ الربوک نخبة الدهر ۲۲۰، الفیروز آبادی، القاموس المحیط، ج ۲، ۳۵۷</ref> [[ابن انباری]] [[عقیده]] دارد که خط به [[ساحل]] [[بحرین]] گفته می‌شود<ref> ابن خلدون العبر، ج ۴ ۱۹۸-۱۹۷</ref> و [[ابن خلدون]] هم می‌گوید خط در جنب دارین قرار گرفته است. <ref> ثعلب، شرح دیوان زهیر بن ابی سلمی: ۱۱۵؛ الجوهری، الصحاح، ج ۳ ۱۱۲۳، الدینوری النبات، ج ۵ ج ۵ ۱۶۶؛ الزمخشری الجبال والأمکنة و المیاه: ۵۱ </ref> اما به احتمال زیاد، خط، بندی در خلیج فارس بوده که کشتیهای [[هندی]] از آنجا عبور می‌‌کرده‌اند. از صنایع معروف خط، نیزه‌های خطی است که از سلاح‌های معروف [[عرب]] بوده و به مثل هم تبدیل شده است.<ref> الطبری، ۱ ق ۸۳۹/۲ - ۸۳۸؛ الثعالبی، غرر السیر ۵۱۹</ref>
نقل است که هنگامی که [[شاپور]] دوم سرزمینهایی را فتح و [[سلطه]] خود را بر آنان [[تحمیل]] کرد تعدادی از [[قبیله بنی تغلب]] را در این منطقه اسکان داد.<ref> بنگرید به فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> اما بعدها بنی تغلبیها از آنجا نقل مکان کردند.<ref> الطبری ۱ ق ۱۹۶۱/۴؛ ابن الأثیر الکامل، ج: ۲ ۳۶۸ و در مورد زطها و سبابجه بنگرید به فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> به نظر می‌رسد که خط در ایام مقارن با [[ظهور اسلام]] یک مرکز [[اداری]] بوده<ref> الطبری ۱ق ۱۱۹۶۱/۴ ابن الأثیر الکامل، ج ۲ ۱۳۶۸ و در این مورد بنگرید به فصل دوم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> و آن دسته از [[زطها]] و سبابجه که در بحرین در [[سال ۱۱ هجری]] به مرتدین پیوستند<ref> البلاذری، فتوح البلدان ۸۶ یاقوت معجم البلدان، ج ۱: ۵۱۱</ref> در این [[شهر]] سکونت داشتند. در [[سال ۶۷ هجری]]، [[نجده]] بن [[عامر]] [[حنفی]] لشکری از [[خوارج]] را به خط فرستاد که بر ساکنان [[غلبه]] یافتند.<ref> الأزهری، تهذیب اللغة، ج ۱۲ ۸۸ و بنگرید ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱ ک ۱۲۹</ref> پس از این حادثه، نام خط در کتب [[تاریخ]] حذف شده است که این نشانگر، از دست دادن اهمیت این [[شهر]] است.  
 
نقل است که هنگامی که [[شاپور]] دوم سرزمینهایی را فتح و [[سلطه]] خود را بر آنان [[تحمیل]] کرد تعدادی از [[قبیله بنی تغلب]] را در این منطقه اسکان داد.<ref> بنگرید به فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> اما بعدها بنی تغلبیها از آنجا نقل مکان کردند.<ref> الطبری ۱ ق ۱۹۶۱/۴؛ ابن الأثیر الکامل، ج: ۲ ۳۶۸ و در مورد زطها و سبابجه بنگرید به فصل ششم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> به نظر می‌رسد که خط در ایام مقارن با [[ظهور اسلام]] یک مرکز [[اداری]] بوده<ref> الطبری ۱ق ۱۱۹۶۱/۴ ابن الأثیر الکامل، ج ۲ ۱۳۶۸ و در این مورد بنگرید به فصل دوم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> و آن دسته از [[زطها]] و سبابجه که در بحرین در سال ۱۱ هجری به مرتدین پیوستند<ref> البلاذری، فتوح البلدان ۸۶ یاقوت معجم البلدان، ج ۱: ۵۱۱</ref> در این [[شهر]] سکونت داشتند. در [[سال ۶۷ هجری]]، [[نجده]] بن [[عامر]] [[حنفی]] لشکری از [[خوارج]] را به خط فرستاد که بر ساکنان [[غلبه]] یافتند.<ref> الأزهری، تهذیب اللغة، ج ۱۲ ۸۸ و بنگرید ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱ ک ۱۲۹</ref> پس از این حادثه، نام خط در کتب [[تاریخ]] حذف شده است که این نشانگر، از دست دادن اهمیت این [[شهر]] است.  


===[[احساء]] ===
===[[احساء]] ===
از شهرهای [[بحرین]] در یک منزلی [[ساحل]]<ref> المقدسی احسن التقاسیم ۹۴-۹۳ و ناصر خسرو می‌گوید از آنجا تا دریا هفت فرسخ فاصله است. سفرنامه ۹۴</ref> و دو مایلی هجر است. <ref> لغدة. بلاد العرب ۳۴۳ و بنگرید، الأزهری تهذیب اللغة، ج ۵: ۱۶۸؛ الفیروز آبادی، القاموس المحیط، ج ۴ ۹۴</ref> إحساء در جنوب غرب [[قطیف]] و به فاصله دو منزلی آن، قرار گرفته<ref> ابوالفداء تقویم البلدان: ۹۹</ref> و بازاری خاص برای خود دارد.<ref> درباره بازار هجر بنگرید به فصل چهارم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> إحساء دارای آب فراوان و چشمه‌های بسیار و به آبهای گرم و داغ معروف است. <ref> ابو الفداء تقویم البلدان: ۹۹</ref> [[ناصر خسرو]] که در [[سال ۴۴۳ هجری]] در إحساء بوده می‌گوید: شهری است که با صحرای گسترده‌ای احاطه شده و در همان حال که شهر است، دهات نیز هست و در آن قلعه‌ای با چهار [[دیوار]] مستحکم پیاپی که اطراف قلعه را فرا گرفته وجود دارد که همه با آجر و مستحکم ساخته شده است میان هر دو دیوار آن، حدود یک فرسخ فاصله است در شهر چشمه‌های بزرگی هست که هر کدام برای گرداندن پنج جویبار کافی است. در وسط [[دژ]]، شهری [[زیبا]] قرار گرفته که تمامی ملزومات [[زندگی]] که در شهرهای بزرگ یافت می‌شود در این شهر هم یافت می‌شود. این شهر [[مسجد جامع]] ندارد و [[نماز جمعه]] یا [[خطابه]] در آن برگزار نمی‌شود. در این شهر آن قدر خرما فراوان هست که آن را به عنوان علوفه به حیوانات می‌دهند.<ref> ناصر خسرو، سفرنامه: ۹۴-۹۲</ref> إحساء در عصر [[قرمطیان]] و ویرانی پایتخت پیشین یعنی هجر، تبدیل به پایتخت و مهمترین شهر بحرین شد و سردمدار قرمطی‌ها، -ابوطاهر حسن بن [[ابوسعید جنابی]]- در [[سال ۳۱۴ هجری]] آن را بازسازی و نام شهر جدید را "مؤمنیه" نهاد؛ اما شهر قدیمی و سرزمینهای آن همچنان به همان نام قبلی (إحساء) باقی ماند. <ref> یاقوت معجم البلدان، ج ۱: ۱۴۸؛ ابو سعید المغربی بسط الأرض: ۵۲؛ القلقشندی نهایة الإرب فی معرفة انساب العرب ۱۸؛ و بنگرید دائرة المعارف الإسلامیة ج ۱ ۴۴۷) ترجمه ی عربی دائرة معارف البستانی، ج ۷ ۱۸۷ء المسلم، ساحل الذهب الأسود: ۱۲۲؛ ابراهیم رفعت مرآة الحرمین، ج ۱: ۱۴۷.. </ref> امروزه نام [[احساء]] بر منطقه‌ای اطلاق می‌شود که بر [[ساحل]] [[غربی]] خلیج فارس در مرزهای جنوبی [[کویت]] تا مرزهای، قطر عمان و صحرای جافوره قرار گرفته است. این منطقه از غرب به [[صمان]] می‌رسد که منطقه‌ای حاصلخیز است و به آبهای فراوان گرم و داغ معروف است و محصولات [[کشاورزی]] متنوعی در آن [[تولید]] می‌شود.<ref> وهبة، جزیرة العرب فی القرن العشرین: ۶۹-۶۸</ref>
از شهرهای [[بحرین]] در یک منزلی [[ساحل]]<ref> المقدسی احسن التقاسیم ۹۴-۹۳ و ناصر خسرو می‌گوید از آنجا تا دریا هفت فرسخ فاصله است. سفرنامه ۹۴</ref> و دو مایلی هجر است. <ref> لغدة. بلاد العرب ۳۴۳ و بنگرید، الأزهری تهذیب اللغة، ج ۵: ۱۶۸؛ الفیروز آبادی، القاموس المحیط، ج ۴ ۹۴</ref> إحساء در جنوب غرب [[قطیف]] و به فاصله دو منزلی آن، قرار گرفته<ref> ابوالفداء تقویم البلدان: ۹۹</ref> و بازاری خاص برای خود دارد.<ref> درباره بازار هجر بنگرید به فصل چهارم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> إحساء دارای آب فراوان و چشمه‌های بسیار و به آبهای گرم و داغ معروف است. <ref> ابو الفداء تقویم البلدان: ۹۹</ref> [[ناصر خسرو]] که در سال ۴۴۳ هجری در إحساء بوده می‌گوید: شهری است که با صحرای گسترده‌ای احاطه شده و در همان حال که شهر است، دهات نیز هست و در آن قلعه‌ای با چهار [[دیوار]] مستحکم پیاپی که اطراف قلعه را فرا گرفته وجود دارد که همه با آجر و مستحکم ساخته شده است میان هر دو دیوار آن، حدود یک فرسخ فاصله است در شهر چشمه‌های بزرگی هست که هر کدام برای گرداندن پنج جویبار کافی است. در وسط [[دژ]]، شهری [[زیبا]] قرار گرفته که تمامی ملزومات [[زندگی]] که در شهرهای بزرگ یافت می‌شود در این شهر هم یافت می‌شود. این شهر [[مسجد جامع]] ندارد و [[نماز جمعه]] یا [[خطابه]] در آن برگزار نمی‌شود. در این شهر آن قدر خرما فراوان هست که آن را به عنوان علوفه به حیوانات می‌دهند.<ref> ناصر خسرو، سفرنامه: ۹۴-۹۲</ref> إحساء در عصر [[قرمطیان]] و ویرانی پایتخت پیشین یعنی هجر، تبدیل به پایتخت و مهمترین شهر بحرین شد و سردمدار قرمطی‌ها، -ابوطاهر حسن بن [[ابوسعید جنابی]]- در سال ۳۱۴ هجری آن را بازسازی و نام شهر جدید را "مؤمنیه" نهاد؛ اما شهر قدیمی و سرزمینهای آن همچنان به همان نام قبلی (إحساء) باقی ماند. <ref> یاقوت معجم البلدان، ج ۱: ۱۴۸؛ ابو سعید المغربی بسط الأرض: ۵۲؛ القلقشندی نهایة الإرب فی معرفة انساب العرب ۱۸؛ و بنگرید دائرة المعارف الإسلامیة ج ۱ ۴۴۷) ترجمه ی عربی دائرة معارف البستانی، ج ۷ ۱۸۷ء المسلم، ساحل الذهب الأسود: ۱۲۲؛ ابراهیم رفعت مرآة الحرمین، ج ۱: ۱۴۷.. </ref> امروزه نام [[احساء]] بر منطقه‌ای اطلاق می‌شود که بر [[ساحل]] [[غربی]] خلیج فارس در مرزهای جنوبی [[کویت]] تا مرزهای، قطر عمان و صحرای جافوره قرار گرفته است. این منطقه از غرب به [[صمان]] می‌رسد که منطقه‌ای حاصلخیز است و به آبهای فراوان گرم و داغ معروف است و محصولات [[کشاورزی]] متنوعی در آن [[تولید]] می‌شود.<ref> وهبة، جزیرة العرب فی القرن العشرین: ۶۹-۶۸</ref>


===عقیر ===
===عقیر ===
بندری است در [[بحرین]] دور از ساحل خلیج فارس.<ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب ۱۲۶؛ البکری المسالک و: الممالک صفحه ۲۱۷؛ الأزهری تهذیب اللغة، ج ۲۲۱: ۱؛ ابن منظور. لسان العرب، ج ۴ ۵۹۹</ref> این [[شهر]] در جنوب [[قطیف]] <ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب: ۱۳۶</ref>و حذاء هجر،<ref> الأزهری، تهذیب اللغة ج ۱ ۲۲۱ و بنگرید ابن منظور، لسان العرب، ج: ۴ ۵۹۹ یاقوت، معجم البلدان، ج ۳ ۶۹۹؛ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۲: ۲۶۸.</ref> با فاصله دو شب از آن قرار دارد. <ref> یاقوت معجم البلدان، ج ۳: ۶۹۹</ref> در آن شهر نخلستان وجود داشته<ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب: ۱۳۶</ref> و از منزلهای راه میان عمان به [[بصره]] به شمار می‌رود.<ref> قدامة بن جعفر الخراج ۱۹۳</ref>عقیر، پیش‌تر، یک مرکز [[تجاری]] مهم بوده و کشتیهایی که با بارهای کالا از چین، عمان، بصره و [[یمن]] می‌‌آمدند در آن لنگر می‌‌انداخته‌اند.<ref> الحربی، المناسک ۶۲۰</ref> در این شهر منبری بوده<ref> الحربی، المناسک ۶۲۰</ref> که نشان می‌دهد یک واحد [[اداری]] نیز بوده است.  
بندری است در [[بحرین]] دور از ساحل خلیج فارس.<ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب ۱۲۶؛ البکری المسالک و: الممالک صفحه ۲۱۷؛ الأزهری تهذیب اللغة، ج ۲۲۱: ۱؛ ابن منظور. لسان العرب، ج ۴ ۵۹۹</ref> این [[شهر]] در جنوب [[قطیف]] <ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب: ۱۳۶</ref>و حذاء هجر،<ref> الأزهری، تهذیب اللغة ج ۱ ۲۲۱ و بنگرید ابن منظور، لسان العرب، ج: ۴ ۵۹۹ یاقوت، معجم البلدان، ج ۳ ۶۹۹؛ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۲: ۲۶۸.</ref> با فاصله دو شب از آن قرار دارد. <ref> یاقوت معجم البلدان، ج ۳: ۶۹۹</ref> در آن شهر نخلستان وجود داشته<ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب: ۱۳۶</ref> و از منزلهای راه میان عمان به [[بصره]] به شمار می‌رود.<ref> قدامة بن جعفر الخراج ۱۹۳</ref>عقیر، پیش‌تر، یک مرکز [[تجاری]] مهم بوده و کشتیهایی که با بارهای کالا از چین، عمان، بصره و [[یمن]] می‌‌آمدند در آن لنگر می‌‌انداخته‌اند.<ref> الحربی، المناسک ۶۲۰</ref> در این شهر منبری بوده<ref> الحربی، المناسک ۶۲۰</ref> که نشان می‌دهد یک واحد [[اداری]] نیز بوده است.  
عقیر امروزه بندری در خلیج فارس و در ۶۴ مایلی جنوب غرب قطیف قرار دارد. این شهر در واقع بندر منطقة إحساء و نجد جنوبی به شمار می‌رود اما پس از ایجاد بندر دمام مغفول مانده است.<ref> وهبة جزیرة العرب فی القرن العشرین: ۷۴-۷۳ کحالة جغرافیة جزیرة العرب ۲۷۳؛ ابو العلا، جغرافیة جزیرة العرب: ۳۲۵؛ مؤتمر الأدباء العرب الخامس، ج ۲: ۴۸۸</ref>
عقیر امروزه بندری در خلیج فارس و در ۶۴ مایلی جنوب غرب قطیف قرار دارد. این شهر در واقع بندر منطقة إحساء و نجد جنوبی به شمار می‌رود اما پس از ایجاد بندر دمام مغفول مانده است.<ref> وهبة جزیرة العرب فی القرن العشرین: ۷۴-۷۳ کحالة جغرافیة جزیرة العرب ۲۷۳؛ ابو العلا، جغرافیة جزیرة العرب: ۳۲۵؛ مؤتمر الأدباء العرب الخامس، ج ۲: ۴۸۸</ref>
سابون،<ref> ر. ک. خلیفة بن خیاط، التاریخ ج ۱ ۹۳ البلاذری، فتوح البلدان ۸۵. در ابن الفقیه البلدان ۳۰ و یاقوت معجم البلدان، ج۳، ص۶ «سابور» (شاپور) آمده است.</ref> [[غابه]]،<ref> خلیفة بن خیاط، التاریخ ج ۱ ۹۳ البلاذری، فتوح البلدان ۸۵</ref> زرقاء<ref> المقدسی، احسن التقاسیم: ۷۱</ref> و قلیعه<ref> الحربی، المناسک (۶۲۱ و بنگرید یاقوت، معجم البلدان، ج ۴ ۱۷۳؛ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۲: ۴۴۷ الفیروز آبادی، القاموس المحیط، ج ۳: ۷۳ و اهل قطیف اسم قلعه را به قسمتی از شهرشان اطلاق می‌کنند که در ساحل دریا واقع شده الحربی المناسک ۶۲۱ (پانوشت حمد الجاسر)؛ که این قسمت محافظت شده و مستحکم است؛ وهبة جزیرة العرب فی القرن العشرین ۷۳؛ و شاید این قسمت به نام قلعه همان قلیعه باشد</ref> هم، از دیگر شهرهای مهم [[بحرین]] در [[صدر اسلام]] به شمار رفته‌اند. <ref> ر. ک. العانی، بحرین در صدر اسلام، ص۷۱-۸۵.</ref>


سابون،<ref> ر. ک. خلیفة بن خیاط، التاریخ ج ۱ ۹۳ البلاذری، فتوح البلدان ۸۵. در ابن الفقیه البلدان ۳۰ و یاقوت معجم البلدان، ج۳، ص۶ «سابور» (شاپور) آمده است.</ref> [[غابه]]،<ref> خلیفة بن خیاط، التاریخ ج ۱ ۹۳ البلاذری، فتوح البلدان ۸۵</ref> زرقاء<ref> المقدسی، احسن التقاسیم: ۷۱</ref> و قلیعه<ref> الحربی، المناسک (۶۲۱ و بنگرید یاقوت، معجم البلدان، ج ۴ ۱۷۳؛ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۲: ۴۴۷ الفیروز آبادی، القاموس المحیط، ج ۳: ۷۳ و اهل قطیف اسم قلعه را به قسمتی از شهرشان اطلاق می‌کنند که در ساحل دریا واقع شده الحربی المناسک ۶۲۱ (پانوشت حمد الجاسر)؛ که این قسمت محافظت شده و مستحکم است؛ وهبة جزیرة العرب فی القرن العشرین ۷۳؛ و شاید این قسمت به نام قلعه همان قلیعه باشد</ref> هم، از دیگر شهرهای مهم [[بحرین]] در [[صدر اسلام]] به شمار رفته‌اند. <ref> ر. ک. العانی، بحرین در صدر اسلام، ص۷۱-۸۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش