←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۲۲: | خط ۱۲۲: | ||
منابع متقدم نامی از چند روستا در بحرین در خود به ثبت و ضبط رساندهاند، اما محل دقیق قرار گرفتن غالب آنها را مشخص نکردهاند. بیشتر این [[روستاها]] در حال حاضر خراب شده و از بین رفتهاند. از جمله روستاهایی که ذکری از آن در منابع قدیمی آمده، یبرین (ابرین) <ref> یبرین در اینجا مقصود روستایی است و نه یک شنزار؛ و در کتابهای جدید به تاثیر از نوشتههای غربی به شکل جبرین نوشته میشود؛ لغدة بلاد العرب: ۲۶۷ (پانوشت).</ref> است. روستایی با [[نخل]] فراوان و چندین چشمه،<ref> دیوان الحطیئة: ۱۲۸ و بنگرید دیوان ابن مقرب: ۶۱۶) پانوشت ه) الحربی المناسک ۵۸۳؛ الهمدانی، صفة جزیرة العرب، ۱۳۷، ۱۶۵ یاقوت معجم البلدان ج ۱ ۱۸۸ </ref> با قلعهها<ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب: ۱۳۷</ref> و زمینهای بایر.<ref> همان ۱۱۳۸ ابو الفداء تقویم البلدان ۸۴</ref> این مکان در جنوب غرب بحرین<ref> الهمدانی، صفة جزیرة العرب: ۱۳۷ و بنگرید ابوالفداء تقویم البلدان: ۸۵</ref> و در نزدیکی [[احساء]]<ref> دیوان الحطیئة: ۱۲۷، یاقوت معجم البلدان ج ۱ ۸۸؛ ابوالفدا، تقویم البلدان: ۸۵</ref> با فاصله دو [[منزل]] از آن قرار گرفته<ref> یاقوت، معجم البلدان، ج ۴ ۱۰۰۵؛ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۳: ۳۳۴-۲۲۳، و ابوالفدا در تقویم: البلدان ۸۵ گفته است بینشان سه روز فاصله است.</ref> و راه [[حج]] عمان از آنجا میگذرد.<ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب: ۱۶۵</ref> شط [[بنی جذیمه]]،<ref> روستایی ساحلی در نزدیکی مرزهای عمان. المسعودی، مروج الذهب، ج ۱۱۰؛ ابن الفقیه مختصر کتاب البلدان ۳۲۱ قدامه این جعفر الخراج ۱۹۳ یاقوت، معجم البلدان، ج ۳، ص۳۰</ref>[[سبخه]]<ref> میان عمان و بحرین قرار گرفته و از منازل راه عمان به بصره است. قدامة ابن جعفر، الخراج ۱۹۳ یاقوت معجم البلدان، ج ۳: ۳۰</ref> [[قاره]]<ref> یاقوت المشترک ۳۳۸. هنوز هم آباد و در شمال شرق هفوف است (الدباغ جزیرة العرب، ج ۱: ۱۸۹) در این روستا بازار عمومی اهل احساء در روز یکشنبه هر هفته برقرار میشود و اهل آن شیعه و کشاورزند.(الإحسائی، تحفة المستفید، ج ۱: ۳۹)</ref> [[جبله]]<ref> روستایی است (یاقوت معجم البلدان، ج ۲: ۲۷؛ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۱: ۲۳۹) در شمال هجر. میان جبله و عقیر دو منزل راه فاصله بوده، یکی از دو منبر هجر است. (الحربی، المناسک: ۶۲۱-۶۲۰ و الآخر تحریف شده آهجر است؛ در مورد منبرها بنگرید به فصل ششم کتاب حاضر)</ref> جوفان<ref> در نزدیکی چشمه عین محلم. (علی یاقوت معجم البلدان، ج: ۲ ۱۶۰ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۱ ۲۷۲ و زبیدی در تاج العروس، ج ۹ ۱۶۸؛ گفته است که سرزمینی در بحرین است)</ref> [[سهله]]<ref> ابن الفقیه البلدان ۳۰ یاقوت معجم البلدان، ج ۳: ۲۰۵. امروزه این روستا از بین رفته و ویرانههای آن در غرب روستاهای طرف قرار دارد. (الإحسانی تحفة المستفید، ج ۱: ۱۹)</ref>عینین<ref> البکری، معجم ما استعجم ۹۸۶؛ و در روایت دیگر گفته شده آبی است، یاقوت معجم البلدان، ج ۳: ۷۵۵-۷۵۴؛ ۷۵۴؛ ابن عبدالحق مراصد الإطلاع ج ۲ ۲۹۳؛ و ابو عبیده در نقائض ج ۱ ۱۴۴؛ آن را موضعی دانسته؛ همچنین بنگرید ابن قتیبه الشعر و الشعراء: ۲۸۲</ref> رملیه<ref> قدامة بن جعفر الخراج ۲۴۹؛ ابن الفقیه البلدان ۳۱ یاقوت، معجم البلدان ج ۲ ۸۲۴؛ همو، المشترک: ۲۱۱</ref> ثتیل<ref> در ناحیه طویلع (لغدة بلاد العرب ۳۴۸) و شمال بحرین (البکری، معجم ما استعجم: ۱۲۶۲) با فاصله ده منزل از بصره. (القلقشندی نهایة الأرب فی معرفة انساب العرب، ۴۲۰)</ref> أجواف<ref> در شمال احساء. (لغدة بلاد العرب: ۳۴۴)</ref> و... از دیگر روستاهای معروف این سرزمیناند.<ref>برای مطالعه بیشتر روستاهای بحرین ر. ک. العانی، بحرین در صدر اسلام، ص۸۶-۹۵.</ref> | منابع متقدم نامی از چند روستا در بحرین در خود به ثبت و ضبط رساندهاند، اما محل دقیق قرار گرفتن غالب آنها را مشخص نکردهاند. بیشتر این [[روستاها]] در حال حاضر خراب شده و از بین رفتهاند. از جمله روستاهایی که ذکری از آن در منابع قدیمی آمده، یبرین (ابرین) <ref> یبرین در اینجا مقصود روستایی است و نه یک شنزار؛ و در کتابهای جدید به تاثیر از نوشتههای غربی به شکل جبرین نوشته میشود؛ لغدة بلاد العرب: ۲۶۷ (پانوشت).</ref> است. روستایی با [[نخل]] فراوان و چندین چشمه،<ref> دیوان الحطیئة: ۱۲۸ و بنگرید دیوان ابن مقرب: ۶۱۶) پانوشت ه) الحربی المناسک ۵۸۳؛ الهمدانی، صفة جزیرة العرب، ۱۳۷، ۱۶۵ یاقوت معجم البلدان ج ۱ ۱۸۸ </ref> با قلعهها<ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب: ۱۳۷</ref> و زمینهای بایر.<ref> همان ۱۱۳۸ ابو الفداء تقویم البلدان ۸۴</ref> این مکان در جنوب غرب بحرین<ref> الهمدانی، صفة جزیرة العرب: ۱۳۷ و بنگرید ابوالفداء تقویم البلدان: ۸۵</ref> و در نزدیکی [[احساء]]<ref> دیوان الحطیئة: ۱۲۷، یاقوت معجم البلدان ج ۱ ۸۸؛ ابوالفدا، تقویم البلدان: ۸۵</ref> با فاصله دو [[منزل]] از آن قرار گرفته<ref> یاقوت، معجم البلدان، ج ۴ ۱۰۰۵؛ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۳: ۳۳۴-۲۲۳، و ابوالفدا در تقویم: البلدان ۸۵ گفته است بینشان سه روز فاصله است.</ref> و راه [[حج]] عمان از آنجا میگذرد.<ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب: ۱۶۵</ref> شط [[بنی جذیمه]]،<ref> روستایی ساحلی در نزدیکی مرزهای عمان. المسعودی، مروج الذهب، ج ۱۱۰؛ ابن الفقیه مختصر کتاب البلدان ۳۲۱ قدامه این جعفر الخراج ۱۹۳ یاقوت، معجم البلدان، ج ۳، ص۳۰</ref>[[سبخه]]<ref> میان عمان و بحرین قرار گرفته و از منازل راه عمان به بصره است. قدامة ابن جعفر، الخراج ۱۹۳ یاقوت معجم البلدان، ج ۳: ۳۰</ref> [[قاره]]<ref> یاقوت المشترک ۳۳۸. هنوز هم آباد و در شمال شرق هفوف است (الدباغ جزیرة العرب، ج ۱: ۱۸۹) در این روستا بازار عمومی اهل احساء در روز یکشنبه هر هفته برقرار میشود و اهل آن شیعه و کشاورزند.(الإحسائی، تحفة المستفید، ج ۱: ۳۹)</ref> [[جبله]]<ref> روستایی است (یاقوت معجم البلدان، ج ۲: ۲۷؛ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۱: ۲۳۹) در شمال هجر. میان جبله و عقیر دو منزل راه فاصله بوده، یکی از دو منبر هجر است. (الحربی، المناسک: ۶۲۱-۶۲۰ و الآخر تحریف شده آهجر است؛ در مورد منبرها بنگرید به فصل ششم کتاب حاضر)</ref> جوفان<ref> در نزدیکی چشمه عین محلم. (علی یاقوت معجم البلدان، ج: ۲ ۱۶۰ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۱ ۲۷۲ و زبیدی در تاج العروس، ج ۹ ۱۶۸؛ گفته است که سرزمینی در بحرین است)</ref> [[سهله]]<ref> ابن الفقیه البلدان ۳۰ یاقوت معجم البلدان، ج ۳: ۲۰۵. امروزه این روستا از بین رفته و ویرانههای آن در غرب روستاهای طرف قرار دارد. (الإحسانی تحفة المستفید، ج ۱: ۱۹)</ref>عینین<ref> البکری، معجم ما استعجم ۹۸۶؛ و در روایت دیگر گفته شده آبی است، یاقوت معجم البلدان، ج ۳: ۷۵۵-۷۵۴؛ ۷۵۴؛ ابن عبدالحق مراصد الإطلاع ج ۲ ۲۹۳؛ و ابو عبیده در نقائض ج ۱ ۱۴۴؛ آن را موضعی دانسته؛ همچنین بنگرید ابن قتیبه الشعر و الشعراء: ۲۸۲</ref> رملیه<ref> قدامة بن جعفر الخراج ۲۴۹؛ ابن الفقیه البلدان ۳۱ یاقوت، معجم البلدان ج ۲ ۸۲۴؛ همو، المشترک: ۲۱۱</ref> ثتیل<ref> در ناحیه طویلع (لغدة بلاد العرب ۳۴۸) و شمال بحرین (البکری، معجم ما استعجم: ۱۲۶۲) با فاصله ده منزل از بصره. (القلقشندی نهایة الأرب فی معرفة انساب العرب، ۴۲۰)</ref> أجواف<ref> در شمال احساء. (لغدة بلاد العرب: ۳۴۴)</ref> و... از دیگر روستاهای معروف این سرزمیناند.<ref>برای مطالعه بیشتر روستاهای بحرین ر. ک. العانی، بحرین در صدر اسلام، ص۸۶-۹۵.</ref> | ||
[[اسلام]] در [[بحرین]] | |||
بحرینیها در [[زمان رسول خدا]]{{صل}}، بدون [[جنگ]] <ref> البخاری، الجامع الصحیح، ج ۳ ۶۸، ج ۲: ۲۹۲-۲۹۱؛ القسطلانی، إرشاد الساری الشرح صحیح البخاری ج ۵ ۱۸۵؛ ابن قنبیة المعار: ۵۷۰۱ البکری، معجم ما استعجم ۱۳۰،، ۲۲۸، ۵۶۵</ref> و پس از آنکه [[حضرت رسول]]{{صل}}، [[علاء حضرمی]] <ref> علاء بن ضماد بن سلمی بن أکبر از حضرموت که همپیمان بنی امیه بن عبد شمس بن مناف بوده است. ابن سعد ۴ ق ۷۶/۲</ref> را با نامهای برای [[دعوت]] [[منذر بن ساوی]] به اسلام به بحرین فرستاد، <ref> ابن سعد ۱ق ۱۹/۲؛ البلاذری، فتوح البلدان ۷۸ الیعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲: ۸۳۰۸۴ الطبری الق ۱۵۵۹/۳ و مابعد؛ ابن سید الناس، عیون الأثر، ج ۲: ۲۶۷-۲۶۶؛ و در برخی روایات آمده که پیامبر اکرم{{صل}}، عمرو بن عاص را به بحرین فرستاده این، عمرو بن عاص را به بحرین فرستاد؛ ابن سعد ۷ ق ۱۹۲۲؛ همچنین بنگرید ابن الأثیر، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ۲۰۵-۲۰۴</ref> به جرگه [[مسلمین]] پیوستند. منابع، در مورد [[زمان]] دقیق این [[نامه نگاری]] [[اختلاف]] نظر دارند برخی روایتها آن را پیش از [[فتح مکه]]<ref> سیرة ابن هشام، ج ۴ ۲۴۳ در مورد اسحاق بنگرید ابن حزم جوامع السیر: ۲۹؛ ابن قیم الجوزیه، زاد المعاد، ج ۱: ۳۱ الطبری الق ۱۷۳۷: ۴؛ ابن الأثیره الکامل، ج ۲: ۲۹۸؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج ۴۸۵؛ ابن خلدون العبر، ج ۲: ۸۳۴-۸۳۳ الدیار، بکری تاریخ الخمیس، ج ۲: ۱۱۶، ۱۸۳؛ الزرقانی شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیة. ج ۳ ۱۳۶۷ العسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابة، ج ۳: ۴۳۹</ref> و مشخصاً در [[سال هفتم هجری]] گفتهاند <ref> المطهر القدسی البدء و التاریخ، ج۴ ۲۲۹-۲۲۸ و بنگرید، المسعودی، التنبیه و الأشراف: ۲۵۹؛ ابن سید الناس عیون الأثر، ج ۲: ۲۵۹؛ و در روایت دیگر آمده که این نامه نگاری در سال ۶ هجری و پس از حدیبیه بوده این هشام، السیرة، ج ۴ ۲۷۹-۲۷۸) باسندی از ابوبکر (هذلی؛ و بنگرید البلاذری، فتوح البلدان (۷۹؛ المسعودی، التنبیه و الإشراف: ۲۶۱؛ ابن حزم جوامع السیرة: ۲۹؛ </ref> اما [[روایات]] دیگری هم، آن را پس از [[فتح مکه]] در [[سال هشتم هجری]] میدانند.<ref> ابن سعد، الطبقات الکبری اق ۷۶/۲ از الواقدی)؛ ابن الأثیر، الکامل، ج ۲ ۲۳۰ المجلسی، زاد المعاد، ج ۱ ۳۱، الزرقانی شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیة، ج ۳ ۳۶۷؛ و در روایتی دیگر گفته شده که در سال ۹ هجری بوده است؛ الزلیعی نصب الرایة لأحادیث الهدایة، ج ۴: ۴۲۰-۴۱۹؛ و در روایت سومی گفتهاند علاء ما بین حدیبیه و وفات حضرت ارسال شد؛ الطبری ۱نق ۱۵۶۱/۳ - ۱۵۶۰؛ و نیز بنگرید ابن خلدون، العبر، ج ۲: ۷۸۸ </ref> | |||
به نظر میرسد که این [[نامه نگاری]] پس از فتح مکه، در زمانی که [[قدرت]] و [[شهرت]] آن حضرت و [[اسلام]] پس از خلاصی از [[شر]] [[دشمن]] بزرگی که در برابر اسلام ایستاده و آن را به خود مشغول کرده بود افزایش یافت، اتفاق افتاده است. به دلیل همین شهرت و قدرت بوده که حوزه [[دعوت اسلامی]] در اطراف [[جزیره العرب]] آغاز شد؛ همچنین به دلیل این امکان که، نامه نگاری، [[قریش]] را برای تجدید قوا در [[دشمنی]] و [[عداوت]] خود جدیتر سازد، بعید است این واقعه، پیش از فتح مکه اتفاق افتاده باشد. [[پیامبر]]{{صل}}، [[ابوهریره]] را نیز همراه با [[علاء]] به [[بحرین]] فرستادند و در این [[نامه]]، او را به خیر و [[نیکی]] توصیه کردند. <ref> ابن سعد ۱ ق ۱۹/۲، ۴ ق ۷۷/۲؛ و بنگرید، العسقلانی الاصابة فی تمییز الصحابة، ج ۴: ۲۰۵-۲۰۶؛ ابن کثیر البدایة والنهایة. ۸ ۱۱۳؛ و در روایت دیگر از ابن سعد آمده که حضرت جمعی غیر از ابوهریره را با علاء فرستادند؛ ابن سعد ۴ق، ۷۷/۲ و بنگرید الزلیعی نصب الرایة لأحادیث الهدایة، ج ۴: ۴۲۰</ref> منذر، با خواندن نامه [[رسول خدا]]{{صل}}<ref> سیرة ابن هشام، ج ۴ ۲۴۳ و بنگرید ابن سید الناس عیون الأثر، ج: ۲ ۲۶۷؛ ابن قیم الجوزیه، زاد المعاد، ج ۱ ۳۱؛ و در روایت دیگر فنه شده که منذر بن ساوی گروهی را در سال ۹ هجری همراه با جارود عبدی در گروه عبدالقیس خدمت رسول الله فرستاد که ایمان آوردند خلیفة بن خیاط، التاریخ ج ۱ ۵۷ الزرقانی شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیة، ج ۳۵۰؛ دحلان السیرة النبویة، ج ۱۹۹۲ و تعدادی از راویان آن را رد کردهاند؛ بنگرید ابن الأثیر، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج ۹۵ ابن سید الناس عیون الأثر، ج ۲ ۲۶۷</ref> به همراه کل [[عرب]] و برخی از عجمهای [[بحرین]] [[اسلام]] آوردند. <ref> البلاذری، فتوح البلدان ۷۸ و بنگرید یاقوت معجم البلدان، ج ۱: ۵۰۸</ref>[[زردشتیان]]، [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] بحرین هم که ترجیح دادند بر [[دین]] خود باقی بمانند، با [[علاء]] حضر میمصالحه کردند<ref> البلاذری، فتوح البلدان ۷۸ و یاقوت معجم البلدان، ج ۱: ۵۰۸</ref> و جزیهای به ازای هر مرد بالغ، یک دینار برای آنان تعیین شد.<ref> البلاذری، فتوح البلدان ۷۹-۷۸؛ و در ابن الأثیر، الکامل، ج ۲: ۲۱۵ آنها با علاء تنها بر سر پرداخت جزیه توافق کردند یاقوت معجم البلدان، ج ۱: ۵۰۸.</ref> | |||
به [[اعتقاد]] کایتانی، جریان [[پذیرش اسلام]] از بحرینیها و حوادثی که [[راویان حدیث]] در این مورد [[روایت]] کردهاند، [[مبالغه]] آمیز است. از دیدگاه او، اسلام در ابتدا در گسترهای نه چندان وسیع و به صورت جزئی انتشار یافت و [[اقلیت]] کم تعدادی از ساکنان اسلام آوردند. انتشار اسلام در همان مناطق محدود هم به دلیل عوامل [[سیاسی]] بوده و به خواست درونی و [[عشق]] آنان به اسلام نبوده؛ بلکه واکنشی به فشارهای [[حکومت]] بوده است. <ref> کایتانی اسلام تاریخی، ج ۶ ۱۲۳-۱۲۱</ref>کایتانی نظر خود را با دو [[استدلال]] مستند کرده است: | |||
#دوری بحرین از [[حجاز]] و [[سختی]] رسیدن فرستادگان به آنجا؛ چه اینکه بحرین در شرق [[جزیره العرب]] بوده و صحراهایی عبور ناپذیر بین [[بحرین]] و [[حجاز]] وجود دارد؛ خصوص آنکه [[قبایل]] سرسخت [[حنیف]] که در یمامه ساکن بودند، میان [[پیامبر]]{{صل}} و بحرین قرار گرفته بودند. گذشته از این، در میان [[جزیرة العرب]] صحراهایی بین یمامه و حجاز وجود داشته که قبایل [[قدرتمندی]] مانند [[بنی اسد]]، [[غطفان سلیم]]، [[تمیم]]... در آنجا ساکن بودهاند که حضرت [[نفوذ]] یا سلطهای بر آنان نداشته است. علاوه بر این، حجاز و بحرین با یکدیگر رابطه داشتهاند و بر همین اساس، ساکنان، علتی برای [[ترس]] از [[اسلام]] و پیامبر{{صل}} نداشتهاند؛ به علاوه این که، در آن [[زمان]] [[پیروی]] و [[اطاعت]] از ایشان، فایده [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] چندانی عاید ساکنان این منطقه نمیکرده است. <ref> کایتانی اسلام تاریخی، ج ۶: ۱۲۰-۱۱۹</ref> | |||
#[[قدرت]] جریان رده در بحرین پس از [[وفات]] [[حضرت رسول]]{{صل}} در [[سال ۱۱ هجری]] و قدرتی که مرتدین بحرین در برابر، [[مسلمانان]] به نمایش گذاشتند. <ref> کایتانی اسلام تاریخی، ج ۶ ۱۲۳</ref> اما نظر کایتانی در مورد انتشار اسلام در بحرین یک دیدگاه [[ضعیف]] است زیرا مشخصاَ کل [[عربها]] به علاوه تعدادی از عجمهای بحرین، اسلام آورده بودند و اسلام شیوع و انتشار فراوانی در بحرین داشته است<ref> البلاذری، فتوح البلدان ۷۸ یاقوت معجم البلدان، ج ۵۰۸: ۱</ref> گذشته از این، استدلالهای کایتانی ضعیف است. وی بحرین را جدا از کل حجاز فرض کرده و رسیدن [[پیام]] رسانان را به آنجا کاری غیر ممکن دانسته است؛ اما منابع بر ارتباط [[تجاری]] بحرین و حجاز پیش و پس از اسلام تأکید میکنند<ref> در مورد رابطه تجاری بحرین با حجاز بنگرید فصل چهارم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> جریان رده نیز با آن شدت و حدت که کایتانی فرض کرده، نبوده و [[علاء حضرمی]] توانست به [[راحتی]] این مرتدین را [[شکست]] دهد.<ref> بنگرید به جنگ جواثا در فصل سوم کتاب «بحرین در صدر اسلام»؛ العانی، بحرین در صدر اسلام، ص۱۱۹-۱۲۲.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||