پرش به محتوا

عزاداری در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۴۸: خط ۱۴۸:
در کنار این اشکال متکثر عزاداری [[زنان]] در شهرهای بزرگ، در شهرستان‌ها و روستاها، همچنان [[آیین‌ها]] و مراسم سنتی اجرا می‌شوند. یکی از خاص‌ترین اشکال عزاداری سنتی زنان در بوشهر برگزار می‌شود. گفته می‌شود موسیقی [[سوگواری]] زنانه بوشهر در عصر قاجار در [[سیطره]] [[کنیزان]] آفریقایی قرار گرفت و آنها به تدریج آواها و [[رسوم]] خود در اجرای گروهی و همخوانی را با عزاداری زنانه بومیان بوشهر تلفیق کردند. این عزاداری، با محوریت دو یا چهار نفر نوحه‌خوان [[زن]] - که به آنها «سرخوان» گفته می‌شود - اجرا می‌شود که به نوبت، آوازها و نوحه‌هایی را با یکدیگر یا با حاضران (هم‌خوانان) می‌خوانند. از دیگر [[آیین‌های عزاداری]] زنانه در بوشهر، «مختک‌گردانی»، [[سینه‌زنی]] و عزای سرپایی زنان است. همچنین در بوشهر، برخلاف دیگر مناطق [[ایران]] که در تعزیه‌های عمومی فقط مردان ایفاگران نقش‌اند، [[زن‌ها]] نیز تعزیه‌خوانی می‌کنند. «شروه‌خوانی» دیگر [[آیین]] زنانه است که مجلس [[روضه]] یا [[مرثیه‌خوانی]] معمولاً با آن آغاز می‌شود. شروه یا «لالای» برگرفته از لالایی (اشعار عامیانه برای خوابانیدن [[کودک]] در مایه دشتی و دستگاه [[شور]] که با لحنی [[غمگین]] خوانده می‌شود) است. خواندن لالایی در اصل از مجالس [[ترحیم]] زنانه به عزاداری [[ماه محرم]] به ویژه عزای [[علی اصغر]] وارد شده است. آواز «شوره» در عزاداری زنانه از نظر شباهت در ساختار و عنوان، با آوازهای حزن‌انگیز «هوره» در [[اقوام]] کرد - که آن نیز در عزاداری زنانه خوانده می‌شود - بسیار نزدیک است. شروه (در بویراحمد)، شوره (در گناوه و [[دیلم]])، شربه (در ممسنی)، موره (در [[کرمانشاه]])، شروک و شروا همگی از یک [[خانواده]] و ریشه بوده و از الحان باستانی موسیقی [[ایرانی]] محسوب می‌شوند. از دیگر آیین‌های عزاداری زنانه، باید از «[[لطم‌زنی]]» زنان [[عرب]] در [[عراق]] و ایران ([[خوزستان]]) نام برد که معمولاً در سه مرحله با نام‌های «فزاعیه»، «ثکیله» و «هوسه» [[اجرا]] می‌شود. در [[قزوین]] نیز در [[روز]] سوم [[شهادت امام حسین]] {{ع}}، [[زنان]]، [[مراسم عزاداری]] زنانه‌ای با نام «بنی‌اسدی» اجرا می‌کنند. آنان درحالی که سرهایشان را گل‌آلود کرده‌اند و بیل و کلنگ در دست گرفته‌اند، به یادبود [[اقدام]] زنان [[قبیله بنی‌اسد]] در تدفین شهدای کربلا، پیکر نمادینی را از [[مسجد]] [[علی اکبر]] {{ع}} به [[حسینیه]] آقاسید جمال [[تشییع]] می‌کنند و پس از عزاداری در آنجا، به صورت کاروان، سینه‌زنان به مسجد علی‌اکبر بر می‌گردند. مشابه این [[مراسم]] با کمی تفاوت در آستانه اشرفیه در استان گیلان نیز اجرا می‌شود و طی آن، زنان در روز یازدهم محرم با دردست گرفتن بیل در قالب دسته‌های عزاداری برای [[دفن]] نمادین [[شهدای کربلا]] راه می‌افتند و با ساقه‌های برنجی که به آن «کلوش» می‌گویند، بر سر خود می‌زنند. در لرستان و شهرهایی مانند خرم آباد و بروجرد، [[آیین]] چهل [[منبر]] توسط زنان و [[دختران]] اجرا می‌شود. آنان در [[روز تاسوعا]] با پای برهنه و صورت پوشیده، در چهل منبر شمع روشن می‌کنند. مشابه این آیین در مناطق شمالی نظیر لاهیجان و [[گرگان]] نیز برگزار می‌شود. زنان ایلاتی در کهگیلویه و بویراحمد نیز عزاداری خاص خود را دارند که در آن [[زن‌ها]] [[دست]] در گردن هم حلقه می‌کنند و یک [[زن]] به عنوان تک‌خوان در وسط حلقه می‌ایستد و [[نوحه]] می‌خواند و دیگر زنان، چارقدها یا چادرهایشان را به پشت و سینه خود می‌زنند. زنان ایلام در [[اربعین]] و نیز روزهای هفتم، هشتم و دهم [[ماه محرم]]، به ترتیب برای [[حضرت قاسم]]، [[حضرت ابوالفضل]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} مراسم «چایینه» برگزار می‌کنند. در مراسم چایینه حضرت قاسم، نخست بر قامت دختری [[جوان]] و [[ازدواج]] نکرده (به نشان عروس قاسم) [[لباس]] [[عروسی]] - که تن‌پوشی سبزرنگ و سرپوشی سفیدرنگ را شامل می‌شود- می‌پوشانند و دو شمع روشن به دست‌های عروس می‌دهند و یک سینی پر از نقل و نبات، [[حنا]]، عود و شمع در مقابلش می‌گذارند. سپس چایینه‌خوان‌ها با لباسی رنگی و آراسته وارد میدان می‌شوند و زنی که در اصطلاح به او «مُلایه» گفته می‌شود، سرود می‌خواند. در ادامه، زنی یک [[کفن]] آغشته به [[خون]] را به میانه میدان می‌آورد (نشانه رسیدن خبر [[شهادت قاسم]]). پس از آن، چایینه‌خوان از حالت [[شادی]] و [[سرور]] درآمده، موی خود را پریشان می‌کند، روی سر عروس، چادر سیاهی می‌اندازد و بعد از خاموش کردن شمع‌ها، شروع به [[نوحه‌خوانی]] می‌کند<ref>[[مژگان دستوری|دستوری، مژگان]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «زنان»، فرهنگ سوگ شیعی]]، ص۲۵۳.</ref>.
در کنار این اشکال متکثر عزاداری [[زنان]] در شهرهای بزرگ، در شهرستان‌ها و روستاها، همچنان [[آیین‌ها]] و مراسم سنتی اجرا می‌شوند. یکی از خاص‌ترین اشکال عزاداری سنتی زنان در بوشهر برگزار می‌شود. گفته می‌شود موسیقی [[سوگواری]] زنانه بوشهر در عصر قاجار در [[سیطره]] [[کنیزان]] آفریقایی قرار گرفت و آنها به تدریج آواها و [[رسوم]] خود در اجرای گروهی و همخوانی را با عزاداری زنانه بومیان بوشهر تلفیق کردند. این عزاداری، با محوریت دو یا چهار نفر نوحه‌خوان [[زن]] - که به آنها «سرخوان» گفته می‌شود - اجرا می‌شود که به نوبت، آوازها و نوحه‌هایی را با یکدیگر یا با حاضران (هم‌خوانان) می‌خوانند. از دیگر [[آیین‌های عزاداری]] زنانه در بوشهر، «مختک‌گردانی»، [[سینه‌زنی]] و عزای سرپایی زنان است. همچنین در بوشهر، برخلاف دیگر مناطق [[ایران]] که در تعزیه‌های عمومی فقط مردان ایفاگران نقش‌اند، [[زن‌ها]] نیز تعزیه‌خوانی می‌کنند. «شروه‌خوانی» دیگر [[آیین]] زنانه است که مجلس [[روضه]] یا [[مرثیه‌خوانی]] معمولاً با آن آغاز می‌شود. شروه یا «لالای» برگرفته از لالایی (اشعار عامیانه برای خوابانیدن [[کودک]] در مایه دشتی و دستگاه [[شور]] که با لحنی [[غمگین]] خوانده می‌شود) است. خواندن لالایی در اصل از مجالس [[ترحیم]] زنانه به عزاداری [[ماه محرم]] به ویژه عزای [[علی اصغر]] وارد شده است. آواز «شوره» در عزاداری زنانه از نظر شباهت در ساختار و عنوان، با آوازهای حزن‌انگیز «هوره» در [[اقوام]] کرد - که آن نیز در عزاداری زنانه خوانده می‌شود - بسیار نزدیک است. شروه (در بویراحمد)، شوره (در گناوه و [[دیلم]])، شربه (در ممسنی)، موره (در [[کرمانشاه]])، شروک و شروا همگی از یک [[خانواده]] و ریشه بوده و از الحان باستانی موسیقی [[ایرانی]] محسوب می‌شوند. از دیگر آیین‌های عزاداری زنانه، باید از «[[لطم‌زنی]]» زنان [[عرب]] در [[عراق]] و ایران ([[خوزستان]]) نام برد که معمولاً در سه مرحله با نام‌های «فزاعیه»، «ثکیله» و «هوسه» [[اجرا]] می‌شود. در [[قزوین]] نیز در [[روز]] سوم [[شهادت امام حسین]] {{ع}}، [[زنان]]، [[مراسم عزاداری]] زنانه‌ای با نام «بنی‌اسدی» اجرا می‌کنند. آنان درحالی که سرهایشان را گل‌آلود کرده‌اند و بیل و کلنگ در دست گرفته‌اند، به یادبود [[اقدام]] زنان [[قبیله بنی‌اسد]] در تدفین شهدای کربلا، پیکر نمادینی را از [[مسجد]] [[علی اکبر]] {{ع}} به [[حسینیه]] آقاسید جمال [[تشییع]] می‌کنند و پس از عزاداری در آنجا، به صورت کاروان، سینه‌زنان به مسجد علی‌اکبر بر می‌گردند. مشابه این [[مراسم]] با کمی تفاوت در آستانه اشرفیه در استان گیلان نیز اجرا می‌شود و طی آن، زنان در روز یازدهم محرم با دردست گرفتن بیل در قالب دسته‌های عزاداری برای [[دفن]] نمادین [[شهدای کربلا]] راه می‌افتند و با ساقه‌های برنجی که به آن «کلوش» می‌گویند، بر سر خود می‌زنند. در لرستان و شهرهایی مانند خرم آباد و بروجرد، [[آیین]] چهل [[منبر]] توسط زنان و [[دختران]] اجرا می‌شود. آنان در [[روز تاسوعا]] با پای برهنه و صورت پوشیده، در چهل منبر شمع روشن می‌کنند. مشابه این آیین در مناطق شمالی نظیر لاهیجان و [[گرگان]] نیز برگزار می‌شود. زنان ایلاتی در کهگیلویه و بویراحمد نیز عزاداری خاص خود را دارند که در آن [[زن‌ها]] [[دست]] در گردن هم حلقه می‌کنند و یک [[زن]] به عنوان تک‌خوان در وسط حلقه می‌ایستد و [[نوحه]] می‌خواند و دیگر زنان، چارقدها یا چادرهایشان را به پشت و سینه خود می‌زنند. زنان ایلام در [[اربعین]] و نیز روزهای هفتم، هشتم و دهم [[ماه محرم]]، به ترتیب برای [[حضرت قاسم]]، [[حضرت ابوالفضل]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} مراسم «چایینه» برگزار می‌کنند. در مراسم چایینه حضرت قاسم، نخست بر قامت دختری [[جوان]] و [[ازدواج]] نکرده (به نشان عروس قاسم) [[لباس]] [[عروسی]] - که تن‌پوشی سبزرنگ و سرپوشی سفیدرنگ را شامل می‌شود- می‌پوشانند و دو شمع روشن به دست‌های عروس می‌دهند و یک سینی پر از نقل و نبات، [[حنا]]، عود و شمع در مقابلش می‌گذارند. سپس چایینه‌خوان‌ها با لباسی رنگی و آراسته وارد میدان می‌شوند و زنی که در اصطلاح به او «مُلایه» گفته می‌شود، سرود می‌خواند. در ادامه، زنی یک [[کفن]] آغشته به [[خون]] را به میانه میدان می‌آورد (نشانه رسیدن خبر [[شهادت قاسم]]). پس از آن، چایینه‌خوان از حالت [[شادی]] و [[سرور]] درآمده، موی خود را پریشان می‌کند، روی سر عروس، چادر سیاهی می‌اندازد و بعد از خاموش کردن شمع‌ها، شروع به [[نوحه‌خوانی]] می‌کند<ref>[[مژگان دستوری|دستوری، مژگان]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «زنان»، فرهنگ سوگ شیعی]]، ص۲۵۳.</ref>.


==تاریخچه [[سوگواری]] بر [[مظلومیت امام حسین]]{{ع}}==
==تاریخچه [[سوگواری]] بر مظلومیت امام حسین{{ع}}==
[[عظمت]] [[مصیبت]] و [[مظلومیت]] [[خامس آل عبا]] به گونه‌ای بود که [[گریه]] و سوگواری همواره قرین نام آن حضرت بوده و هست؛ همان‌گونه که [[آزادگی]] و [[شجاعت]] و [[دفاع از دین]] و [[ارزش‌های اسلامی]] با نام حسین{{ع}} عجین شده است.
عظمت [[مصیبت]] و مظلومیت [[خامس آل عبا]] به گونه‌ای بود که [[گریه]] و سوگواری همواره قرین نام آن حضرت بوده و هست؛ همان‌گونه که [[آزادگی]] و [[شجاعت]] و [[دفاع از دین]] و ارزش‌های اسلامی با نام حسین{{ع}} عجین شده است.
سنگینی این حادثه همه [[اهل]] [[اسلام]] را متأثر ساخت، و حتی بر عرشیان و ساکنان [[آسمان]] و [[زمین]] نیز سنگین آمد<ref>{{متن حدیث|وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلَامِ، وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ‌}}؛ ([[زیارت عاشورا]]).
 
و همچنین در اولین [[زیارت مطلقه]] [[امام حسین]]{{ع}} (در [[مفاتیح الجنان]]) چنین آمده است: {{متن حدیث|وَ اقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ وَ بَكَى لَهُ جَمِيعُ الْخَلَائِقِ وَ بَكَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ}}.</ref>.
سنگینی این حادثه همه [[اهل]] [[اسلام]] را متأثر ساخت، و حتی بر عرشیان و ساکنان [[آسمان]] و [[زمین]] نیز سنگین آمد<ref>{{متن حدیث|وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلَامِ، وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ‌}}؛ ([[زیارت عاشورا]]). همچنین در اولین [[زیارت مطلقه]] [[امام حسین]]{{ع}} (در [[مفاتیح الجنان]]) چنین آمده است: {{متن حدیث|وَ اقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ وَ بَكَى لَهُ جَمِيعُ الْخَلَائِقِ وَ بَكَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ}}.</ref>.
 
تاریخچه سوگواری و [[اشک]] ریختن بر مظلومیت [[سید الشهدا]]{{ع}} را در سه قسمت - به طور گذرا - پی‌گیری می‌کنیم.
تاریخچه سوگواری و [[اشک]] ریختن بر مظلومیت [[سید الشهدا]]{{ع}} را در سه قسمت - به طور گذرا - پی‌گیری می‌کنیم.


===[[گریه بر امام حسین]]{{ع}} پیش از تولد آن حضرت===
=== گریه بر امام حسین{{ع}} پیش از تولد آن حضرت ===
در [[روایات]] می‌خوانیم، برخی از [[انبیای الهی]] - هزاران سال قبل از [[تولد امام حسین]]{{ع}} هنگامی که از [[ماجرای کربلا]] با خبر می‌شدند، بر مظلومیت آن حضرت اشک می‌ریختند.
در [[روایات]] می‌خوانیم، برخی از [[انبیای الهی]] ـ هزاران سال قبل از [[تولد امام حسین]]{{ع}} ـ هنگامی که از ماجرای کربلا با خبر می‌شدند، بر مظلومیت آن حضرت اشک می‌ریختند. در روایتی آمده است: هنگامی که [[جبرئیل]] کلماتی را به [[حضرت آدم]]{{ع}} برای [[توبه]] [[تعلیم]] می‌داد، و او [[خدا]] را به [[پنج تن]] [[مقدس]] می‌خواند، وقتی که به نام حسین{{ع}} رسید قلبش [[شکست]] و اشکش جاری شد، به جبرئیل گفت: نمی‌دانم چرا وقتی که نام پنجمی (حسین{{ع}}) را می‌برم قلبم می‌شکند و اشکم جاری می‌شود؟ جبرئیل گفت: «بر او مصیبتی خواهد گذشت که همه [[مصایب]] در برابر آن کوچک خواهد بود. او تشنه‌کام، غریبانه، تنها و بدون [[یار]] و [[یاور]] به [[شهادت]] خواهد رسید». جبرئیل برخی دیگر از مصایب آن حضرت و خاندانش را برای [[آدم]]{{ع}} بیان کرد، تا آنجا که هر دو تن همچون مادر فرزند مرده‌ای بر حسین{{ع}} گریستند، {{متن حدیث|فَبَكَى آدَمُ وَ جَبْرَئِيلُ بُكَاءَ الثَّكْلَى‌}}<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۴۵.</ref>.
در روایتی آمده است: هنگامی که [[جبرئیل]] کلماتی را به [[حضرت آدم]]{{ع}} برای [[توبه]] [[تعلیم]] می‌داد، و او [[خدا]] را به [[پنج تن]] [[مقدس]] می‌خواند، وقتی که به نام حسین{{ع}} رسید قلبش [[شکست]] و اشکش جاری شد، به جبرئیل گفت: نمی‌دانم چرا وقتی که نام پنجمی (حسین{{ع}}) را می‌برم قلبم می‌شکند و اشکم جاری می‌شود؟
 
جبرئیل گفت: «بر او مصیبتی خواهد گذشت که همه [[مصایب]] در برابر آن کوچک خواهد بود. او تشنه‌کام، غریبانه، تنها و بدون [[یار]] و [[یاور]] به [[شهادت]] خواهد رسید».
هنگامی که [[خداوند]] برای [[موسی]]{{ع}} از مظلومیت امام حسین{{ع}} سخن گفت و ماجرای [[شهادت]] مظلومانه آن حضرت و [[اسارت]] [[بانوان]] حرمش و گرداندن [[سرهای شهدا]] در [[شهرها]] را بازگو نمود، [[موسی]]{{ع}} نیز گریست<ref>معالی السبطین، ج۱، ص۱۸۶.</ref>. زکریای [[پیامبر]]{{ع}} نیز، وقتی که نام‌های [[پنج تن]] [[مقدس]] را از [[جبرئیل]] آموخت، هنگامی که نام حسین{{ع}} را بر زبان جاری می‌ساخت، [[بغض]] گلویش را می‌گرفت و اشکش جاری می‌شد. به [[خداوند]] عرضه داشت: خدایا! چرا وقتی نام آن چهار تن (محمد، علی، [[فاطمه]] و حسن{{عم}}) را می‌برم [[غم]] و اندوهم زایل می‌شود، ولی هنگامی که نام حسین{{ع}} را بر زبان می‌آورم، اشکم جاری می‌‌گردد و [[اندوه]] و غم مرا فرا می‌گیرد؟ خداوند بخشی از [[مصایب]] [[امام حسین]]{{ع}} را برای [[زکریا]] شرح داد، و زکریا پس از شنیدن آن، به مدت سه [[روز]] از [[مسجد]] بیرون نیامد و [[مردم]] را نیز [[اجازه]] نداد به محضرش برسند و در تمام این مدت بر [[مصیبت]] امام حسین{{ع}} [[گریه]] می‌کرد و بر او مرثیه می‌سرود<ref>{{متن حدیث|فَلَمَّا سَمِعَ بِذَلِكَ زَكَرِيَّا{{ع}} لَمْ يُفَارِقْ مَسْجِدَهُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَ مَنَعَ فِيهِنَّ النَّاسَ مِنَ الدُّخُولِ عَلَيْهِ وَ أَقْبَلَ عَلَى الْبُكَاءِ وَ النَّحِيبِ وَ كَانَ يُرْثِيهِ إِلَهِي أَ تُفْجِعُ خَيْرَ جَمِيعِ خَلْقِكَ بِوَلَدِهِ...}}؛ (احتجاج طبرسی، ج۲، ص۵۲۹).</ref>.
جبرئیل برخی دیگر از مصایب آن حضرت و خاندانش را برای [[آدم]]{{ع}} بیان کرد، تا آنجا که هر دو تن همچون مادر فرزند مرده‌ای بر حسین{{ع}} گریستند، {{متن حدیث|فَبَكَى آدَمُ وَ جَبْرَئِيلُ بُكَاءَ الثَّكْلَى‌}}<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۴۵.</ref>.
 
در روایتی نقل شده است که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمود: «[[حضرت عیسی بن مریم]]{{ع}} همراه با [[حواریون]] از [[کربلا]] می‌گذشتند که آن حضرت شروع به [[گریستن]] کرد و حواریون نیز با او گریستند. وقتی که حواریون سبب گریه را پرسیدند، [[حضرت عیسی]]{{ع}} فرمود: در این مکان [[فرزند پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} و [[فاطمه زهرا]]{{س}} کشته خواهد شد»<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۵۳.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]]، ص ۵۶.</ref>


هنگامی که [[خداوند]] برای [[موسی]]{{ع}} از [[مظلومیت امام حسین]]{{ع}} سخن گفت و ماجرای [[شهادت]] مظلومانه آن حضرت و [[اسارت]] [[بانوان]] حرمش و گرداندن [[سرهای شهدا]] در [[شهرها]] را بازگو نمود، [[موسی]]{{ع}} نیز گریست<ref>معالی السبطین، ج۱، ص۱۸۶.</ref>.
=== گریه بر امام حسین{{ع}} پس از ولادت ===
زکریای [[پیامبر]]{{ع}} نیز، وقتی که نام‌های [[پنج تن]] [[مقدس]] را از [[جبرئیل]] آموخت، هنگامی که نام حسین{{ع}} را بر زبان جاری می‌ساخت، [[بغض]] گلویش را می‌گرفت و اشکش جاری می‌شد. به [[خداوند]] عرضه داشت:
پس از [[ولادت امام حسین]]{{ع}} نیز از همان شروع ولادت و پس از آن، [[رسول خدا]]{{صل}} و علی{{ع}} و فاطمه زهرا{{س}} هنگامی که از [[رنج‌ها]] و مظلومیت [[آینده]] حسین{{ع}} [[آگاه]] می‌شدند، بر او می‌گریستند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]]، ص ۵۷.</ref>.
خدایا! چرا وقتی نام آن چهار تن (محمد، علی، [[فاطمه]] و حسن{{عم}}) را می‌برم [[غم]] و اندوهم زایل می‌شود، ولی هنگامی که نام حسین{{ع}} را بر زبان می‌آورم، اشکم جاری می‌‌گردد و [[اندوه]] و غم مرا فرا می‌گیرد؟


خداوند بخشی از [[مصایب]] [[امام حسین]]{{ع}} را برای [[زکریا]] شرح داد، و زکریا پس از شنیدن آن، به مدت سه [[روز]] از [[مسجد]] بیرون نیامد و [[مردم]] را نیز [[اجازه]] نداد به محضرش برسند و در تمام این مدت بر [[مصیبت]] امام حسین{{ع}} [[گریه]] می‌کرد و بر او مرثیه می‌سرود<ref>{{متن حدیث|فَلَمَّا سَمِعَ بِذَلِكَ زَكَرِيَّا{{ع}} لَمْ يُفَارِقْ مَسْجِدَهُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَ مَنَعَ فِيهِنَّ النَّاسَ مِنَ الدُّخُولِ عَلَيْهِ وَ أَقْبَلَ عَلَى الْبُكَاءِ وَ النَّحِيبِ وَ كَانَ يُرْثِيهِ إِلَهِي أَ تُفْجِعُ خَيْرَ جَمِيعِ خَلْقِكَ بِوَلَدِهِ...}}؛ (احتجاج طبرسی، ج۲، ص۵۲۹).</ref>.
==== گریه رسول خدا {{صل}} ====
در روایتی نقل شده است که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمود: «[[حضرت عیسی بن مریم]]{{ع}} همراه با [[حواریون]] از [[کربلا]] می‌گذشتند که آن حضرت شروع به [[گریستن]] کرد و حواریون نیز با او گریستند. وقتی که حواریون سبب گریه را پرسیدند، [[حضرت عیسی]]{{ع}} فرمود: در این مکان [[فرزند پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} و [[فاطمه زهرا]]{{س}} کشته خواهد شد»<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۵۳.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]] ص ۵۶.</ref>
در روایتی می‌خوانیم: پس از ولادت امام حسین{{ع}} رسول خدا{{صل}} به [[منزل]] فاطمه{{س}} آمد و به اسماء فرمود: فرزندم را بیاور! اسماء نیز حسین{{ع}} را در پارچه‌ای سفید قرار داد و به نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آورد. [[رسول اکرم]]{{صل}} در گوش راست حسین{{ع}} [[اذان]] و در گوش چپ وی اقامه گفت و سپس وی را در آغوش گرفت و گریست. اسماء می‌گوید: به حضرت عرض کردم: پدر و مادرم فدای تو باد، چرا [[گریه]] می‌کنی؟ فرمود: به خاطر این فرزندم گریانم. عرض کردم: او که هم اکنون متولد شده است (و جای [[شادی]] و [[خوشحالی]] است، نه [[اندوه]]).
فرمود: {{متن حدیث|تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ مِنْ بَعْدِي- لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي‌}}؛ «وی را پس از من گروهی [[ستمکار]] به [[شهادت]] می‌رسانند که هرگز [[خداوند]] شفاعتم را نصیب آنان نخواهد ساخت». آنگاه فرمود: {{متن حدیث|يَا أَسْمَاءُ لَا تُخْبِرِي فَاطِمَةَ بِهَذَا فَإِنَّهَا قَرِيبَةُ عَهْدٍ بِوِلَادَتِهِ}}؛ «ای اسماء! [[فاطمه]] را از این ماجرا [[آگاه]] مساز؛ چراکه او تازه صاحب این فرزنده شده است»<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۳۹. مرحوم طبرسی نیز این حدیث را در «اعلام الوری بأعلام الهدی»، ج۱، ص۴۲۷ و شیخ سلیمان قندوزی حنفی در کتاب «ینابیع الموده»، ج۲، ص۳۰۰ نقل کرده‌اند.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]]، ص ۵۸.</ref>


===[[گریه بر امام حسین]]{{ع}} پس از ولادت===
==== گریه علی{{ع}} بر مظلومیت امام حسین{{ع}} ====
پس از [[ولادت امام حسین]]{{ع}} نیز از همان شروع ولادت و پس از آن، [[رسول خدا]]{{صل}} و علی{{ع}} و فاطمه زهرا{{س}} هنگامی که از [[رنج‌ها]] و [[مظلومیت]] [[آینده]] حسین{{ع}} [[آگاه]] می‌شدند، بر او می‌گریستند.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]] ص ۵۷.</ref>
[[ابن عباس]] می‌گوید: من با [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در مسیر رفتن به [[صفین]] همراه بودم؛ هنگامی که به [[نینوا]] رسیدیم، با صدای بلند به من فرمود: ای ابن عباس! آیا این مکان را می‌شناسی؟ عرض کردم: نه، نمی‌شناسم. فرمود: اگر آن گونه که من این سرزمین را می‌شناسم، تو نیز می‌شناختی، از آن نمی‌گذشتی جز آن‌که همانند من گریه کنی.


====[[گریه رسول خدا]]{{صل}}====
آنگاه [[امام]]{{ع}} مدتی طولانی [[اشک]] ریخت، تا آنجا که اشک‌ها از [[محاسن]] مبارکش بر سینه‌اش سرازیر شد و من نیز همراه او گریستم. امام{{ع}} در همان حال فرمود: وای! وای! [[آل ابوسفیان]] را با من چه کار؟ مرا با [[آل]] [[حرب]] (از اجداد یزید) چه کار؟ همان‌ها که حزب شیطان و اولیای کفرند. ای اباعبدالله! [[صبر]] پیشه کن! چراکه به پدرت نیز از این گروه همان ([[ستم‌ها]]) می‌رسد که به تو می‌رسد. {{متن حدیث|أَوْهِ أَوْهِ مَا لِي وَ لِآلِ أَبِي سُفْيَانَ مَا لِي وَ لِآلِ حَرْبٍ حِزْبِ الشَّيْطَانِ وَ أَوْلِيَاءِ الْكُفْرِ صَبْراً يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ فَقَدْ لَقِيَ أَبُوكَ مِثْلَ الَّذِي تَلْقَى مِنْهُمْ}}<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۵۲ (با تلخیص).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]]، ص ۵۸.</ref>
در روایتی می‌خوانیم: پس از ولادت امام حسین{{ع}} رسول خدا{{صل}} به [[منزل]] فاطمه{{س}} آمد و به [[اسماء]] فرمود: فرزندم را بیاور! [[اسماء]] نیز حسین{{ع}} را در پارچه‌ای سفید قرار داد و به نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آورد. [[رسول اکرم]]{{صل}} در گوش راست حسین{{ع}} [[اذان]] و در گوش چپ وی اقامه گفت و سپس وی را در آغوش گرفت و گریست.
اسماء می‌گوید: به حضرت عرض کردم: پدر و مادرم فدای تو باد، چرا [[گریه]] می‌کنی؟
فرمود: به خاطر این فرزندم گریانم.
عرض کردم: او که هم اکنون متولد شده است (و جای [[شادی]] و [[خوشحالی]] است، نه [[اندوه]]).
فرمود:
{{متن حدیث|تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ مِنْ بَعْدِي- لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي‌}}؛ «وی را پس از من گروهی [[ستمکار]] به [[شهادت]] می‌رسانند که هرگز [[خداوند]] شفاعتم را نصیب آنان نخواهد ساخت».
آنگاه فرمود:
{{متن حدیث|يَا أَسْمَاءُ لَا تُخْبِرِي فَاطِمَةَ بِهَذَا فَإِنَّهَا قَرِيبَةُ عَهْدٍ بِوِلَادَتِهِ}}؛ «ای اسماء! [[فاطمه]] را از این ماجرا [[آگاه]] مساز؛ چراکه او تازه صاحب این فرزنده شده است»<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۳۹. مرحوم طبرسی نیز این حدیث را در «اعلام الوری بأعلام الهدی»، ج۱، ص۴۲۷ و شیخ سلیمان قندوزی حنفی در کتاب «ینابیع الموده»، ج۲، ص۳۰۰ نقل کرده‌اند.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]] ص ۵۸.</ref>


====گریه علی{{ع}} بر [[مظلومیت امام حسین]]{{ع}}====
==== [[سوگواری]] [[فاطمه زهرا]]{{س}} ====
[[ابن عباس]] می‌گوید: من با [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در مسیر رفتن به [[صفین]] همراه بودم؛ هنگامی که به [[نینوا]] رسیدیم، با صدای بلند به من فرمود: ای ابن عباس! آیا این مکان را می‌شناسی؟ عرض کردم: نه، نمی‌شناسم.
هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} خبر [[شهادت امام حسین]]{{ع}} و [[مصایب]] آن حضرت را به دخترش [[حضرت فاطمه]]{{س}} داد، زهرا{{س}} به شدت گریست و آنگاه پرسید: این ماجرا چه زمانی اتفاق خواهد افتاد؟ رسول خدا{{صل}} فرمود: زمانی که نه من باشم، نه تو و نه علی. [[فاطمه]]{{س}} با شنیدن این سخن گریه‌اش شدیدتر شد. آنگاه رسول خدا وی را از برپایی عزا و سوگواری توسّط مردان و [[زنان]] [[امت]]، بر [[شهدای کربلا]] و رنج‌های زنان اهل بیت{{عم}} [[آگاه]] ساخت و [[پاداش]] این گریه‌ها را بیان فرمود<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۹۲ (با تلخیص).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]]، ص ۵۹.</ref>
فرمود: اگر آن گونه که من این [[سرزمین]] را می‌شناسم، تو نیز می‌شناختی، از آن نمی‌گذشتی جز آن‌که همانند من گریه کنی.
آنگاه [[امام]]{{ع}} مدتی طولانی [[اشک]] ریخت، تا آنجا که اشک‌ها از [[محاسن]] مبارکش بر سینه‌اش سرازیر شد و من نیز همراه او گریستم. امام{{ع}} در همان حال فرمود: وای! وای! [[آل ابوسفیان]] را با من چه کار؟ مرا با [[آل]] [[حرب]] (از اجداد یزید) چه کار؟ همان‌ها که [[حزب شیطان]] و اولیای کفرند. ای [[اباعبدالله]]! [[صبر]] پیشه کن! چراکه به پدرت نیز از این گروه همان ([[ستم‌ها]]) می‌رسد که به تو می‌رسد. {{متن حدیث|أَوْهِ أَوْهِ مَا لِي وَ لِآلِ أَبِي سُفْيَانَ مَا لِي وَ لِآلِ حَرْبٍ حِزْبِ الشَّيْطَانِ وَ أَوْلِيَاءِ الْكُفْرِ صَبْراً يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ فَقَدْ لَقِيَ أَبُوكَ مِثْلَ الَّذِي تَلْقَى مِنْهُمْ}}<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۵۲ (با تلخیص).</ref>؛<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]] ص ۵۸.</ref>


====[[سوگواری]] [[فاطمه زهرا]]{{س}}====
=== [[گریه]] و سوگواری بر امام حسین{{ع}} پس از [[شهادت]] ===
هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} خبر [[شهادت امام حسین]]{{ع}} و [[مصایب]] آن حضرت را به دخترش [[حضرت فاطمه]]{{س}} داد، زهرا{{س}} به شدت گریست و آنگاه پرسید: این ماجرا چه زمانی اتفاق خواهد افتاد؟
سرانجام، آن حادثه‌ای که از ابتدای [[خلقت]] ماجرایش برای [[اولیای الهی]] گفته شده بود، اتفاق افتاد. به [[یقین]]، ماجرایی که پیش از وقوعش [[دل‌ها]] را به درد آورده و اشک‌ها را جاری ساخته بود، هنگامی که در [[روز]] عاشورای سال ۶۱ هجری روی داد، شعله‌ای بر [[جان‌ها]] زد و سوگ و [[ماتم]] را قرین خویش ساخت. همراه با درس‌های بزرگ [[آزادگی]] و آرمان خواهی و [[دفاع]] از [[شرف]] و [[اعتقاد]] تا پای [[جان]]، عمق [[فاجعه]] به اندازه‌ای بود که از [[روز عاشورا]] [[مراسم سوگواری]] و [[اشک]] و ماتم بر آن حضرت و [[یاران]] پاکبازش آغاز شد و همچنان ادامه دارد و تا واپسین لحظات عمر [[دنیا]] ادامه خواهد داشت.؛ چراکه به فرموده رسول خدا{{صل}}: {{متن حدیث|إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً}}؛ «به یقین [[شهادت حسین]]، حرارتی در [[دل]] [[مؤمنان]] ایجاد خواهد کرد، که هرگز خاموش نخواهد شد»<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۰، ص۳۱۸، ح۱۳.</ref>.
رسول خدا{{صل}} فرمود: زمانی که نه من باشم، نه تو و نه علی. [[فاطمه]]{{س}} با شنیدن این سخن گریه‌اش شدیدتر شد. آنگاه رسول خدا وی را از [[برپایی عزا]] و سوگواری توسّط مردان و [[زنان]] [[امت]]، بر [[شهدای کربلا]] و رنج‌های [[زنان اهل بیت]]{{عم}} [[آگاه]] ساخت و [[پاداش]] این [[گریه‌ها]] را بیان فرمود<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۹۲ (با تلخیص).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]] ص ۵۹.</ref>


===[[گریه]] و [[سوگواری بر امام حسین]]{{ع}} پس از [[شهادت]]===
سرانجام، آن حادثه‌ای که از ابتدای [[خلقت]] ماجرایش برای [[اولیای الهی]] گفته شده بود، اتفاق افتاد. به [[یقین]]، ماجرایی که پیش از وقوعش [[دل‌ها]] را به [[درد]] آورده و اشک‌ها را جاری ساخته بود، هنگامی که در [[روز]] عاشورای [[سال ۶۱ هجری]] روی داد، شعله‌ای بر [[جان‌ها]] زد و سوگ و [[ماتم]] را قرین خویش ساخت. همراه با درس‌های بزرگ [[آزادگی]] و [[آرمان]] خواهی و [[دفاع]] از [[شرف]] و [[اعتقاد]] تا پای [[جان]]، عمق [[فاجعه]] به اندازه‌ای بود که از [[روز عاشورا]] [[مراسم سوگواری]] و [[اشک]] و ماتم بر آن حضرت و [[یاران]] پاکبازش آغاز شد و همچنان ادامه دارد و تا [[واپسین لحظات عمر]] [[دنیا]] ادامه خواهد داشت.؛ چراکه به فرموده رسول خدا{{صل}}:
{{متن حدیث|إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً}}؛ «به یقین [[شهادت حسین]]، حرارتی در [[دل]] [[مؤمنان]] ایجاد خواهد کرد، که هرگز خاموش نخواهد شد»<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۰، ص۳۱۸، ح۱۳.</ref>.
در این قسمت نمونه‌هایی از گریه و سوگواری بر آن حضرت را پس از شهادت، از نظر خواننده [[عزیز]] می‌گذرانیم:
در این قسمت نمونه‌هایی از گریه و سوگواری بر آن حضرت را پس از شهادت، از نظر خواننده [[عزیز]] می‌گذرانیم:


====حتی [[دشمن]] بر او گریست====
==== حتی [[دشمن]] بر او گریست ====
هنگامی که زنان [[حرم]] [[نبوی]]{{صل}} چشم‌شان بر [[شهدا]] افتاد، فریاد و [[ضجه]] سر دادند و آنگاه [[زینب]] شروع به [[ندبه]] و ناله کرد و با صدای محزونی صدا زد:
هنگامی که زنان [[حرم]] [[نبوی]]{{صل}} چشم‌شان بر [[شهدا]] افتاد، فریاد و [[ضجه]] سر دادند و آنگاه [[زینب]] شروع به ندبه و ناله کرد و با صدای محزونی صدا زد: {{متن حدیث|وَا مُحَمَّدَاهْ صَلَّى عَلَيْكَ مَلِيكُ السَّمَاءِ هَذَا حُسَيْنٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ مَقَطَّعُ الْأَعْضَاءِ وَ بَنَاتُكَ سَبَايَا}}؛ «ای محمد! [[درود]] [[خداوند]] بر تو باد. این حسین (توست که) به [[خون]] آغشته است و پیکرش قطعه قطعه شده و (این هم) دخترانت هستند که [[اسیر]] شده‌اند». [[زینب کبری]]{{س}} همچنان در [[مصیبت]] برادرش و دیگر [[شهدا]]، سخن گفت و ندبه سر داد تا آنجا که نقل شده است: {{متن حدیث|فَأَبْكَتْ وَ اللَّهِ كُلَّ عَدُوٍّ وَ صَدِيقٍ‌}}؛ «به [[خدا]] [[سوگند]]! [[دوست]] و [[دشمن]] را به [[گریه]] آورد»<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۵۸- ۵۹. (با تلخیص). در کامل ابن اثیر، ج۴، ص۸۱ نیز همین تعبیرات با تفاوت‌هایی آمده است.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]]، ص ۶۰.</ref>
{{متن حدیث|وَا مُحَمَّدَاهْ صَلَّى عَلَيْكَ مَلِيكُ السَّمَاءِ هَذَا حُسَيْنٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ مَقَطَّعُ الْأَعْضَاءِ وَ بَنَاتُكَ سَبَايَا}}؛ «ای محمد! [[درود]] [[خداوند]] بر تو باد. این حسین (توست که) به [[خون]] آغشته است و پیکرش قطعه قطعه شده و (این هم) دخترانت هستند که [[اسیر]] شده‌اند».
[[زینب کبری]]{{س}} همچنان در [[مصیبت]] برادرش و دیگر [[شهدا]]، سخن گفت و ندبه سر داد تا آنجا که نقل شده است:
{{متن حدیث|فَأَبْكَتْ وَ اللَّهِ كُلَّ عَدُوٍّ وَ صَدِيقٍ‌}}؛ «به [[خدا]] [[سوگند]]! [[دوست]] و [[دشمن]] را به [[گریه]] آورد»<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۵۸- ۵۹. (با تلخیص). در کامل ابن اثیر، ج۴، ص۸۱ نیز همین تعبیرات با تفاوت‌هایی آمده است.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]] ص ۶۰.</ref>


====سوگ و [[ماتم]] در [[بارگاه یزید]]====
==== سوگ و [[ماتم]] در بارگاه یزید ====
پس از آن‌که [[کاروان اسیران]] را به [[کوفه]] و [[شام]] بردند، با خطبه‌های افشاگرانه [[امام زین العابدین]]{{ع}} و زینب کبری{{س}}، اوضاع [[شهر]] شام برگشت و با جو ایجاد شده بر ضد [[دستگاه خلافت]] [[اموی]]، یزید چاره‌ای جز اظهار [[ندامت]] و فرافکنی نداشت. در چنان شرایطی، [[زنان]] [[حرم حسینی]] در «شام» [[مراسم]] [[عزا]] و ماتم برپا کردند، تا آنجا که حتی زنان [[خاندان اموی]] نیز در آن شرکت نمودند و این برنامه تا سه [[روز]] ادامه داشت<ref>{{عربی|فَخَرَجْنَ حَتَّی دَخَلْنَ دَارَ یَزِیدَ فَلَمْ تَبْقَ مِنْ آلِ مُعَاوِیَةَ امْرَأَةً إِلَّا اسْتَقْبَلَهُنَّ تَبْکِي وَ تَنُوحُ عَلَی الْحُسَیْنِ{{ع}} فَأَقَامُوا عَلَیْهِ الْمَنَاحَةَ ثَلَاثاً}}؛ (تاریخ طبری، ج۴، ص۳۵۳) همین مطلب در بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۴۲ نیز به گونه‌ای مشروح‌تر آمده است. در برخی روایات هفت روز نیز آمده است (مستدرک الوسائل، ج۳، ص۳۳۷).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]] ص ۶۱.</ref>
پس از آن‌که کاروان اسیران را به [[کوفه]] و [[شام]] بردند، با خطبه‌های افشاگرانه [[امام زین العابدین]]{{ع}} و زینب کبری{{س}}، اوضاع [[شهر]] شام برگشت و با جو ایجاد شده بر ضد [[دستگاه خلافت]] [[اموی]]، یزید چاره‌ای جز اظهار [[ندامت]] و فرافکنی نداشت. در چنان شرایطی، [[زنان]] [[حرم حسینی]] در «شام» مراسم [[عزا]] و ماتم برپا کردند، تا آنجا که حتی زنان [[خاندان اموی]] نیز در آن شرکت نمودند و این برنامه تا سه [[روز]] ادامه داشت<ref>{{عربی|فَخَرَجْنَ حَتَّی دَخَلْنَ دَارَ یَزِیدَ فَلَمْ تَبْقَ مِنْ آلِ مُعَاوِیَةَ امْرَأَةً إِلَّا اسْتَقْبَلَهُنَّ تَبْکِي وَ تَنُوحُ عَلَی الْحُسَیْنِ{{ع}} فَأَقَامُوا عَلَیْهِ الْمَنَاحَةَ ثَلَاثاً}}؛ (تاریخ طبری، ج۴، ص۳۵۳) همین مطلب در بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۴۲ نیز به گونه‌ای مشروح‌تر آمده است. در برخی روایات هفت روز نیز آمده است (مستدرک الوسائل، ج۳، ص۳۳۷).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]]، ص ۶۱.</ref>


====برنامه [[سوگواری]] [[همسر امام حسین]]{{ع}}====
==== برنامه [[سوگواری]] همسر امام حسین{{ع}} ====
در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که فرمود: «هنگامی که [[امام حسین]]{{ع}} به [[شهادت]] رسید، [[همسر]] او (به نام [[رباب]])<ref>مرحوم شیخ مفید می‌نویسد: یکی از همسران امام حسین{{ع}} رباب دختر «امرءالقیس کلبی» است که مادر حضرت سکینه{{س}} می‌باشد. (ارشاد مفید، تاریخ زندگانی امام حسین{{ع}}، باب ۵، ص۴۹۱).</ref> برای آن حضرت مجلس ماتمی برپا کرد، خود [[گریه]] می‌کرد و [[زنان]] و خادمانش نیز با او همصدا می‌شدند»<ref>{{متن حدیث|لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ{{ع}} أَقَامَتِ امْرَأَتُهُ الْكَلْبِيَّةُ عَلَيْهِ مَأْتَماً وَ...}}؛ (کافی، ج۱، ص۴۶۶).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]] ص ۶۱.</ref>
در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که فرمود: «هنگامی که [[امام حسین]]{{ع}} به [[شهادت]] رسید، [[همسر]] او (به نام [[رباب]])<ref>مرحوم شیخ مفید می‌نویسد: یکی از همسران امام حسین{{ع}} رباب دختر «امرءالقیس کلبی» است که مادر حضرت سکینه{{س}} می‌باشد. (ارشاد مفید، تاریخ زندگانی امام حسین{{ع}}، باب ۵، ص۴۹۱).</ref> برای آن حضرت مجلس ماتمی برپا کرد، خود [[گریه]] می‌کرد و [[زنان]] و خادمانش نیز با او همصدا می‌شدند»<ref>{{متن حدیث|لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ{{ع}} أَقَامَتِ امْرَأَتُهُ الْكَلْبِيَّةُ عَلَيْهِ مَأْتَماً وَ...}}؛ (کافی، ج۱، ص۴۶۶).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]]، ص ۶۱.</ref>


====[[مراسم سوگواری]] در محضر [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}}====
==== [[مراسم سوگواری]] در محضر [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}} ====
برپایی [[مراسم]] [[سوگواری امام حسین]]{{ع}} در حضور امام باقر{{ع}} پیش از این گذشت<ref>نمونه دیگر از عزاداری در محضر امام باقر{{ع}}، سرودن اشعاری توسط کمیت اسدی در محضر آن حضرت در رثای شهیدان کربلاست که امام با شنیدن آن، اشکش جاری شد و صدای گریه کنیزکی نیز از پشت پرده شنیده شد. امام{{ع}} پس از آن در حق کمیت دعا کردند. (بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۹۰- ۳۹۱).</ref>، اما در مورد [[حضرت امام صادق]]{{ع}} گاه برخی از شعرای [[اهل بیت]] که به [[محضر امام]]{{ع}} می‌رسیدند، آن حضرت از آنان می‌خواست در رثای [[حسین بن علی]]{{ع}} اشعاری بخوانند و گاه خود آن [[شاعران]] از [[امام]]{{ع}} [[اجازه]] می‌گرفتند تا اشعاری در رثای [[سیدالشهداء]]{{ع}} بخوانند. در پاره‌ای از موارد امام{{ع}} به [[خانواده]] خویش می‌فرمود: پشت پرده بنشینند و آن اشعار را بشنوند و در واقع، محفلی از [[دوستان]] [[خالص]] اهل بیت{{عم}} برای عزای [[سالار شهیدان]] بر پا می‌شد.
برپایی مراسم [[سوگواری امام حسین]]{{ع}} در حضور امام باقر{{ع}} پیش از این گذشت<ref>نمونه دیگر از عزاداری در محضر امام باقر{{ع}}، سرودن اشعاری توسط کمیت اسدی در محضر آن حضرت در رثای شهیدان کربلاست که امام با شنیدن آن، اشکش جاری شد و صدای گریه کنیزکی نیز از پشت پرده شنیده شد. امام{{ع}} پس از آن در حق کمیت دعا کردند. (بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۹۰- ۳۹۱).</ref>، اما در مورد [[حضرت امام صادق]]{{ع}} گاه برخی از شعرای [[اهل بیت]] که به محضر امام{{ع}} می‌رسیدند، آن حضرت از آنان می‌خواست در رثای [[حسین بن علی]]{{ع}} اشعاری بخوانند و گاه خود آن [[شاعران]] از [[امام]]{{ع}} [[اجازه]] می‌گرفتند تا اشعاری در رثای [[سیدالشهداء]]{{ع}} بخوانند. در پاره‌ای از موارد امام{{ع}} به [[خانواده]] خویش می‌فرمود: پشت پرده بنشینند و آن اشعار را بشنوند و در واقع، محفلی از [[دوستان]] [[خالص]] اهل بیت{{عم}} برای عزای [[سالار شهیدان]] بر پا می‌شد.
داستان [[ابوهارون مکفوف]] را پیش از این آورده‌ایم و اینک نمونه‌ای دیگر را نقل می‌کنیم.
[[عبدالله بن غالب]] می‌گوید: به محضر امام صادق{{ع}} شرفیاب شدم و در حضور آن حضرت مرثیه‌ای در باره [[امام حسین]]{{ع}} خواندم. هنگامی که به یک [[بیت]] حساس از آن مرثیه رسیدم، صدای زنی را از پشت پرده شنیدم که با گریه فریاد زد: {{متن حدیث|يَا أَبَتَاهْ‌}}؛ «پدرجان!»<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۸۶؛ ماجرای مرثیه‌سرایی ابوعماره در محضر امام صادق{{ع}} و گریه آن حضرت و اهل خانه نیز نمونه دیگری است. (همان، ص۲۸۲).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]] ص ۶۱.</ref>


====مراسم سوگواری در محضر امام [[رضا]]{{ع}}====
داستان [[ابوهارون مکفوف]] را پیش از این آورده‌ایم و اینک نمونه‌ای دیگر را نقل می‌کنیم. [[عبدالله بن غالب]] می‌گوید: به محضر امام صادق{{ع}} شرفیاب شدم و در حضور آن حضرت مرثیه‌ای در باره [[امام حسین]]{{ع}} خواندم. هنگامی که به یک [[بیت]] حساس از آن مرثیه رسیدم، صدای زنی را از پشت پرده شنیدم که با گریه فریاد زد: {{متن حدیث|يَا أَبَتَاهْ‌}}؛ «پدرجان!»<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۸۶؛ ماجرای مرثیه‌سرایی ابوعماره در محضر امام صادق{{ع}} و گریه آن حضرت و اهل خانه نیز نمونه دیگری است. (همان، ص۲۸۲).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]]، ص ۶۱.</ref>
از دِعبل خُزاعی ([[شاعر]] معروف اهل بیت{{عم}}) نقل شده است که من در ایام [[شهادت امام حسین]]{{ع}} به محضر امام رضا{{ع}} شرفیاب شدم. دیدم آن حضرت محزون و [[اندوهگین]] نشسته و یارانش نیز گرد آن حضرت نشسته‌اند. هنگامی که مرا دید فرمود: «خوش آمدی ای [[دعبل]]! آفرین بر کسی که با دست و زبانش ما را [[یاری]] می‌کند!».
 
سپس در کنار خویش برای من جا باز کرد و مرا کنارش نشاند. آنگاه به من فرمود: ای دعبل! دوست دارم امروز برای ما مرثیه بخوانی؛ چراکه این ایام روزهای [[اندوه]] ما [[اهل بیت]]{{عم}} و ایام [[شادمانی]] [[دشمنان]] ما- به ویژه [[بنی‌امیه]]- است. (سپس [[امام]]{{ع}} مطالبی را در [[پاداش]] [[گریه]] کردن و [[گریاندن]] در [[مصیبت]] اهل بیت{{عم}} به خصوص [[مصائب امام حسین]]{{ع}} بیان کرد).
==== مراسم سوگواری در محضر امام [[رضا]]{{ع}} ====
از دِعبل خُزاعی ([[شاعر]] معروف اهل بیت{{عم}}) نقل شده است که من در ایام [[شهادت امام حسین]]{{ع}} به محضر امام رضا{{ع}} شرفیاب شدم. دیدم آن حضرت محزون و [[اندوهگین]] نشسته و یارانش نیز گرد آن حضرت نشسته‌اند. هنگامی که مرا دید فرمود: «خوش آمدی ای [[دعبل]]! آفرین بر کسی که با دست و زبانش ما را [[یاری]] می‌کند!». سپس در کنار خویش برای من جا باز کرد و مرا کنارش نشاند. آنگاه به من فرمود: ای دعبل! دوست دارم امروز برای ما مرثیه بخوانی؛ چراکه این ایام روزهای [[اندوه]] ما [[اهل بیت]]{{عم}} و ایام [[شادمانی]] [[دشمنان]] ما ـ به ویژه [[بنی‌امیه]] ـ است. (سپس [[امام]]{{ع}} مطالبی را در [[پاداش]] [[گریه]] کردن و گریاندن در [[مصیبت]] اهل بیت{{عم}} به خصوص مصائب امام حسین{{ع}} بیان کرد).


آنگاه [[امام رضا]]{{ع}} برخاست و پرده‌ای میان ما و حرمسرای خویش زد و خانواده‌اش را پشت پرده نشاند، تا آنان نیز برای مصیبت جدشان [[امام حسین]]{{ع}} گریه کنند<ref>{{متن حدیث|ثُمَّ إِنَّهُ نَهَضَ وَ ضَرَبَ سِتْراً بَيْنَنَا وَ بَيْنَ حُرَمِهِ وَ أَجْلَسَ أَهْلَ بَيْتِهِ مِنْ وَرَاءِ السِّتْرِ لِيَبْكُوا عَلَى مُصَابِ جَدِّهِمُ الْحُسَيْنِ{{ع}}...}}؛ (بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۵۷).</ref>. سپس به دعبل فرمود اشعار خود را بخوان و وی نیز مرثیه‌ای را در [[ماتم]] امام حسین{{ع}} و [[اهل]] بیتش خواند که قسمتی از آن چنین است:
آنگاه [[امام رضا]]{{ع}} برخاست و پرده‌ای میان ما و حرمسرای خویش زد و خانواده‌اش را پشت پرده نشاند، تا آنان نیز برای مصیبت جدشان [[امام حسین]]{{ع}} گریه کنند<ref>{{متن حدیث|ثُمَّ إِنَّهُ نَهَضَ وَ ضَرَبَ سِتْراً بَيْنَنَا وَ بَيْنَ حُرَمِهِ وَ أَجْلَسَ أَهْلَ بَيْتِهِ مِنْ وَرَاءِ السِّتْرِ لِيَبْكُوا عَلَى مُصَابِ جَدِّهِمُ الْحُسَيْنِ{{ع}}...}}؛ (بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۵۷).</ref>. سپس به دعبل فرمود اشعار خود را بخوان و وی نیز مرثیه‌ای را در [[ماتم]] امام حسین{{ع}} و [[اهل]] بیتش خواند که قسمتی از آن چنین است:
خط ۲۲۳: خط ۲۰۷:
سَأَبْكِيهِمْ مَا ذَرَّ فِي الْأَرْضِ شَارِقٌ‌ وَ نَادَى مُنَادِي الْخَيْرِ لِلصَّلَوَاتِ‌
سَأَبْكِيهِمْ مَا ذَرَّ فِي الْأَرْضِ شَارِقٌ‌ وَ نَادَى مُنَادِي الْخَيْرِ لِلصَّلَوَاتِ‌
وَ مَا طَلَعَتْ شَمْسٌ وَ حَانَ غُرُوبُهَا وَ بِاللَّيْلِ أَبْكِيهِمْ وَ الْغُدُوَاتِ}}.
وَ مَا طَلَعَتْ شَمْسٌ وَ حَانَ غُرُوبُهَا وَ بِاللَّيْلِ أَبْكِيهِمْ وَ الْغُدُوَاتِ}}.
«ای [[فاطمه]]! اگر پیکر به خاک و [[خون]] غلطیده حسین را که [[تشنه]] کام کنار شط [[فرات]] به [[شهادت]] رسیده به خاطر آوری در آن هنگام ای فاطمه کنار آن پیکر، به چهره‌ات طپانچه می‌زنی و [[اشک]] چشمانت را بر رخسارت سرازیر می‌سازی ای فاطمه ای دختر بهترین [[مردم]]، برخیز! و بر [[ستارگان]] [[آسمان‌ها]] در آن صحرای خشک ناله بزن (چرا گریان نباشم وقتی که به خاطر آورم) [[دختران]] زیاد در قصرهای خویش در امانند؛ ولی [[حریم]] [[خاندان رسول خدا]]{{صل}} دریده شده است. در حالی که [[آل زیاد]] در دژهای محکمی آسوده‌اند [[فرزندان رسول خدا]]{{صل}} در صحراهای خشک و سوزان سرگردانند. آری! تا آن [[زمان]] که [[خورشید]] در عالم پرتو افشانی می‌کند و ندای مؤذنی برای [[نماز]] بلند است و مادامی که خورشید طلوع و غروب می‌کند و به هنگام شبانگاهان و صبح گاهان بر آنان می‌گریم»<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۵۷ (با اختصار).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]] ص ۶۲.</ref>
«ای [[فاطمه]]! اگر پیکر به خاک و [[خون]] غلطیده حسین را که [[تشنه]] کام کنار شط [[فرات]] به [[شهادت]] رسیده به خاطر آوری در آن هنگام ای فاطمه کنار آن پیکر، به چهره‌ات طپانچه می‌زنی و [[اشک]] چشمانت را بر رخسارت سرازیر می‌سازی ای فاطمه ای دختر بهترین [[مردم]]، برخیز! و بر [[ستارگان]] [[آسمان‌ها]] در آن صحرای خشک ناله بزن (چرا گریان نباشم وقتی که به خاطر آورم) [[دختران]] زیاد در قصرهای خویش در امانند؛ ولی حریم [[خاندان رسول خدا]]{{صل}} دریده شده است. در حالی که [[آل زیاد]] در دژهای محکمی آسوده‌اند [[فرزندان رسول خدا]]{{صل}} در صحراهای خشک و سوزان سرگردانند. آری! تا آن [[زمان]] که [[خورشید]] در عالم پرتو افشانی می‌کند و ندای مؤذنی برای [[نماز]] بلند است و مادامی که خورشید طلوع و غروب می‌کند و به هنگام شبانگاهان و صبح گاهان بر آنان می‌گریم»<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۵۷ (با اختصار).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]]، ص ۶۲.</ref>
 
==== [[سوگواری]] در کنار مزار [[شهدای کربلا]] ====
از برخی از فرازهای [[تاریخ]] بر می‌آید که [[شیعیان]] گاه و بیگاه در مناسبت‌ها (تا آنجا که شرایط را مساعد می‌دیدند) کنار مزار آن حضرت در [[کربلا]] مراسم سوگ و [[ماتم]] برپا می‌داشتند و [[ائمه]]{{عم}} نیز از این عمل شادمان می‌شدند و آنان را [[تشویق]] می‌کردند. به عنوان نمونه: عبدالله بن حماد بصری می‌گوید: [[امام صادق]]{{ع}} به من فرمود: «به من خبر رسیده که در [[نیمه شعبان]] گروهی از ساکنین اطراف [[کوفه]] و دیگر نقاط، بر مزار امام حسین{{ع}} در کربلا گرد هم می‌آیند و زنانی نیز برای آن حضرت [[نوحه‌گری]] می‌کنند، و از این جمعیت گروهی [[قرآن]] می‌خواند و گروهی دیگر حوادث کربلا را بازگو می‌کنند و جمعی نوحی‌گری کرده و برخی نیز مرثیه می‌خوانند». گفتم: فدایت شوم، من نیز بخشی از آنچه را می‌فرمایید، دیده‌ام.


====[[سوگواری]] در کنار [[مزار]] [[شهدای کربلا]]====
[[امام]]{{ع}} فرمود: [[سپاس]] خداوندی راکه در میان [[مردم]] گروهی را قرار داد که به سوی ما می‌آیند و برای شهدای ما مرثیه می‌خوانند و [[دشمنان]] ما را کسانی قرار داد که گروهی از [[خویشاوندان]] (و [[دوستان]] ما) و دیگر مردم، آنان را بی‌اعتبار کرده و کار آنان را [[زشت]] و ناپسند می‌شمرند<ref>{{متن حدیث|بَلَغَنِي أَنَّ قَوْماً يَأْتُونَهُ مِنْ نَوَاحِي الْكُوفَةِ وَ نَاساً مِنْ غَيْرِهِمْ وَ نِسَاءً يَنْدُبْنَهُ وَ ذَلِكَ فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَمِنْ بَيْنِ قَارِئٍ يَقْرَأُ وَ قَاصٍّ يَقُصُّ وَ نَادِبٍ يَنْدُبُ وَ قَائِلٍ يَقُولُ الْمَرَاثِيَ فَقُلْتُ لَهُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ شَهِدْتُ بَعْضَ مَا تَصِفُ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ فِي النَّاسِ مَنْ يَفِدُ إِلَيْنَا وَ يَمْدَحُنَا وَ يَرْثِي لَنَا وَ جَعَلَ عَدُوَّنَا مَنْ يَطْعُنُ عَلَيْهِمْ مِنْ قَرَابَتِنَا أَوْ غَيْرِهِمْ يَهْدُرُونَهُمْ وَ يُقَبِّحُونَ مَا يَصْنَعُونَ}}؛ (بحارالانوار، ج۹۸، ص۷۴ به نقل از کامل الزیارات، ص۳۲۵، باب ۱۰۸، ح۱).</ref>.
از برخی از فرازهای [[تاریخ]] بر می‌آید که [[شیعیان]] گاه و بیگاه در مناسبت‌ها (تا آنجا که شرایط را مساعد می‌دیدند) کنار مزار آن حضرت در [[کربلا]] [[مراسم]] سوگ و [[ماتم]] برپا می‌داشتند و [[ائمه]]{{عم}} نیز از این عمل شادمان می‌شدند و آنان را [[تشویق]] می‌کردند. به عنوان نمونه:
[[عبدالله بن حماد بصری]] می‌گوید: [[امام صادق]]{{ع}} به من فرمود: «به من خبر رسیده که در [[نیمه شعبان]] گروهی از ساکنین اطراف [[کوفه]] و دیگر نقاط، بر [[مزار امام حسین]]{{ع}} در کربلا گرد هم می‌آیند و زنانی نیز برای آن حضرت [[نوحه‌گری]] می‌کنند، و از این [[جمعیت]] گروهی [[قرآن]] می‌خواند و گروهی دیگر حوادث کربلا را بازگو می‌کنند و جمعی نوحی‌گری کرده و برخی نیز مرثیه می‌خوانند».
گفتم: فدایت شوم، من نیز بخشی از آنچه را می‌فرمایید، دیده‌ام.


[[امام]]{{ع}} فرمود: [[سپاس]] خداوندی راکه در میان [[مردم]] گروهی را قرار داد که به سوی ما می‌آیند و برای شهدای ما مرثیه می‌خوانند و [[دشمنان]] ما را کسانی قرار داد که گروهی از [[خویشاوندان]] (و [[دوستان]] ما) و دیگر مردم، آنان را بی‌اعتبار کرده و کار آنان را [[زشت]] و [[ناپسند]] می‌شمرند<ref>{{متن حدیث|بَلَغَنِي أَنَّ قَوْماً يَأْتُونَهُ مِنْ نَوَاحِي الْكُوفَةِ وَ نَاساً مِنْ غَيْرِهِمْ وَ نِسَاءً يَنْدُبْنَهُ وَ ذَلِكَ فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَمِنْ بَيْنِ قَارِئٍ يَقْرَأُ وَ قَاصٍّ يَقُصُّ وَ نَادِبٍ يَنْدُبُ وَ قَائِلٍ يَقُولُ الْمَرَاثِيَ فَقُلْتُ لَهُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ شَهِدْتُ بَعْضَ مَا تَصِفُ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ فِي النَّاسِ مَنْ يَفِدُ إِلَيْنَا وَ يَمْدَحُنَا وَ يَرْثِي لَنَا وَ جَعَلَ عَدُوَّنَا مَنْ يَطْعُنُ عَلَيْهِمْ مِنْ قَرَابَتِنَا أَوْ غَيْرِهِمْ يَهْدُرُونَهُمْ وَ يُقَبِّحُونَ مَا يَصْنَعُونَ}}؛ (بحارالانوار، ج۹۸، ص۷۴ به نقل از کامل الزیارات، ص۳۲۵، باب ۱۰۸، ح۱).</ref>.
کوتاه سخن اینکه: مراسم [[سوگواری برای امام حسین]]{{ع}} و [[یاران]] باوفایش به ویژه در ایام [[محرم]] و [[عاشورای حسینی]] از گذشته، تاکنون ادامه داشته و [[شیعیان]] و علاقمندان به [[سالار شهیدان]]، در همه جای عالم، به شیوه‌های گوناگون همه ساله در [[مصیبت]] آن حضرت به [[ماتم]] می‌نشینند و ضمن یادآوری [[فداکاری]] و جانبازی [[حسین بن علی]]{{ع}} و یارانش در مظلومیت آنان نیز [[اشک]] می‌ریزند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]]، ص ۶۴.</ref>.
کوتاه سخن این که: [[مراسم]] [[سوگواری برای امام حسین]]{{ع}} و [[یاران]] باوفایش به ویژه در ایام [[محرم]] و [[عاشورای حسینی]] از گذشته، تاکنون ادامه داشته و [[شیعیان]] و علاقمندان به [[سالار شهیدان]]، در همه جای عالم، به شیوه‌های گوناگون همه ساله در [[مصیبت]] آن حضرت به [[ماتم]] می‌نشینند و ضمن یادآوری [[فداکاری]] و [[جانبازی]] [[حسین بن علی]]{{ع}} و یارانش در [[مظلومیت]] آنان نیز [[اشک]] می‌ریزند.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]] ص ۶۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۹۶۰

ویرایش