پرش به محتوا

یحیی بن عبدالحمید حمانی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶: خط ۶:
از حوادث حدود هشتاد سال [[زندگی]] او اطلاع روشنی در دست نیست جز آنکه وی چون پدر و عمویش به فراگیری [[حدیث]] پرداخت و در شمار [[حافظان حدیث]] قرار گرفت. او نخستین فرد از [[محدثان]] کوفه بود که به تدوین [[مسند]] خویش پرداخت و در آن چهار هزار حدیثِ گنجانید. یحیی بن معین گفته است: او را از سر [[حسادت]] [[نکوهش]] کرده‌اند و نیز خودش می‌‌گوید: به سخن [[اهل کوفه]] گوش ندهید؛ زیرا آنان بر من که نخستین گردآورنده مسند و در چیزهایی نسبت به آنان پیشگام هستم، [[رشک]] می‌‌ورزند<ref>تاریخ بغداد ۱۴/ ۱۶۸ - ۱۷۰، الجرح و التعدیل ۴/ ق ۲/ ۱۷۰ و الانساب ۲/ ۲۵۸.</ref>.
از حوادث حدود هشتاد سال [[زندگی]] او اطلاع روشنی در دست نیست جز آنکه وی چون پدر و عمویش به فراگیری [[حدیث]] پرداخت و در شمار [[حافظان حدیث]] قرار گرفت. او نخستین فرد از [[محدثان]] کوفه بود که به تدوین [[مسند]] خویش پرداخت و در آن چهار هزار حدیثِ گنجانید. یحیی بن معین گفته است: او را از سر [[حسادت]] [[نکوهش]] کرده‌اند و نیز خودش می‌‌گوید: به سخن [[اهل کوفه]] گوش ندهید؛ زیرا آنان بر من که نخستین گردآورنده مسند و در چیزهایی نسبت به آنان پیشگام هستم، [[رشک]] می‌‌ورزند<ref>تاریخ بغداد ۱۴/ ۱۶۸ - ۱۷۰، الجرح و التعدیل ۴/ ق ۲/ ۱۷۰ و الانساب ۲/ ۲۵۸.</ref>.


با توجّه به حجم [[زیاد]] [[روایات]] او در [[فضایل]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} و کتابی که در [[اثبات امامت]] آن حضرت نوشته و نیز [[بی‌مهری]] وی نسبت به [[عثمان]] و [[تکفیر]] بی‌پرده [[معاویه]] واین که معاویه بر [[دین اسلام]] نمرد، می‌‌توان گفت که یحیی [[شیعی]] است، ولی نمی‌توان بر [[شیعه]] [[امامی بودن]] وی [[گواهی]] داد زیرا که با [[امام صادق]]، [[امام کاظم]] و [[امام رضا]]{{ع}} معاصر بوده و هیچ روایتی از آنان ندارد. و همچنین برخی از روایات او [[گواه]] نا آشنایی وی با [[مقام]] و [[منزلت امام]] صادق است<ref>نک: رجال نجاشی ش ۱۲۰۷؛ المعرفة والتاریخ ۱/ ۷۶۴؛ ۳/ ۱۹۲؛ سیر اعلام النبلاء ۱۰/ ۵۳۰؛ میزان الاعتدال ۴/ ۳۹۲؛ اختیار معرفة الرجال / ش ۵۸۸ و معجم رجال الحدیث ۲۰/ ۶۰.</ref>.
با توجّه به حجم [[زیاد]] [[روایات]] او در [[فضایل علی بن ابی طالب]]{{ع}} و کتابی که در [[اثبات امامت]] آن حضرت نوشته و نیز [[بی‌مهری]] وی نسبت به [[عثمان]] و [[تکفیر]] بی‌پرده [[معاویه]] واین که معاویه بر [[دین اسلام]] نمرد، می‌‌توان گفت که یحیی [[شیعی]] است، ولی نمی‌توان بر [[شیعه]] [[امامی بودن]] وی [[گواهی]] داد زیرا که با [[امام صادق]]، [[امام کاظم]] و [[امام رضا]]{{ع}} معاصر بوده و هیچ روایتی از آنان ندارد. و همچنین برخی از روایات او [[گواه]] نا آشنایی وی با [[مقام]] و [[منزلت امام]] صادق است<ref>نک: رجال نجاشی ش ۱۲۰۷؛ المعرفة والتاریخ ۱/ ۷۶۴؛ ۳/ ۱۹۲؛ سیر اعلام النبلاء ۱۰/ ۵۳۰؛ میزان الاعتدال ۴/ ۳۹۲؛ اختیار معرفة الرجال / ش ۵۸۸ و معجم رجال الحدیث ۲۰/ ۶۰.</ref>.


او از [[طبقه نهم راویان]] و [[حافظان]] حدیثِ است. [[یحیی بن معین]]، [[محمد بن عبدالله بن نمیر]] - در یک [[روایت]] - [[رمادی]] و [[ابن شاهین]] او را [[توثیق]] کرده‌اند. [[ابن عدی]] می‌‌نویسد: از او مُسند [[شایسته]] ای به جای مانده که حدیث مُنکری در آن به چشم نمی‌خورد و به نظر می‌‌رسد که او مشکلی ندارد. [[سفیان بن عیینه]] در میان شاگردان کوفی‌اش به او و [[ابن آدم]] ([[ابوزکریا یحیی قرشی]]) توجّه ویژه داشته است. یحیی بن معین تصریح کرده که. [[نکوهش]] وی از سر [[حسادت]] بوده است. در مقابل آنان، [[احمد بن حنبل]]، [[اسماعیل بن موسی سدی]]، [[علی بن مدینی]] [[ابن نمیر]] - در [[روایت]] دیگر - [[عثمان بن سعید دارمی]] و [[علی بن حسین بن جنید]] او را به [[سرقت]] و [[تدلیس]] در [[حدیث]] و یا [[غفلت]] در [[روایت حدیث]] متهم کرده‌اند. [[یعقوب بن سفیان فسوی]] و [[ذهبی]] نیز [[عقیده]] احمد بن حنبل را [[پسندیده]] و او را [[ضعیف]] دانسته‌اند<ref>تاریخ بغداد ۱۴/ ۱۶۹ - ۱۷۳؛ کتاب التاریخ الکبیر ۸/ ۲۹۱؛ الجرح و التعدیل ۴/ ق ۲/ ۱۶۹؛ تهذیب الکامل ۳۱/ ۴۲۷ - ۴۳۳؛ سیر اعلام النبلاء ۱۰/ ۵۳۷؛ تقریب التهذیب ۲/ ۳۵۲ الکامل فی ضعفاء الرجال ۷/ ۲۳۷ - ۲۴۰.</ref>.
او از [[طبقه نهم راویان]] و [[حافظان]] حدیثِ است. [[یحیی بن معین]]، [[محمد بن عبدالله بن نمیر]] - در یک [[روایت]] - [[رمادی]] و [[ابن شاهین]] او را [[توثیق]] کرده‌اند. [[ابن عدی]] می‌‌نویسد: از او مُسند [[شایسته]] ای به جای مانده که حدیث مُنکری در آن به چشم نمی‌خورد و به نظر می‌‌رسد که او مشکلی ندارد. [[سفیان بن عیینه]] در میان شاگردان کوفی‌اش به او و [[ابن آدم]] ([[ابوزکریا یحیی قرشی]]) توجّه ویژه داشته است. یحیی بن معین تصریح کرده که. [[نکوهش]] وی از سر [[حسادت]] بوده است. در مقابل آنان، [[احمد بن حنبل]]، [[اسماعیل بن موسی سدی]]، [[علی بن مدینی]] [[ابن نمیر]] - در [[روایت]] دیگر - [[عثمان بن سعید دارمی]] و [[علی بن حسین بن جنید]] او را به [[سرقت]] و [[تدلیس]] در [[حدیث]] و یا [[غفلت]] در [[روایت حدیث]] متهم کرده‌اند. [[یعقوب بن سفیان فسوی]] و [[ذهبی]] نیز [[عقیده]] احمد بن حنبل را [[پسندیده]] و او را [[ضعیف]] دانسته‌اند<ref>تاریخ بغداد ۱۴/ ۱۶۹ - ۱۷۳؛ کتاب التاریخ الکبیر ۸/ ۲۹۱؛ الجرح و التعدیل ۴/ ق ۲/ ۱۶۹؛ تهذیب الکامل ۳۱/ ۴۲۷ - ۴۳۳؛ سیر اعلام النبلاء ۱۰/ ۵۳۷؛ تقریب التهذیب ۲/ ۳۵۲ الکامل فی ضعفاء الرجال ۷/ ۲۳۷ - ۲۴۰.</ref>.
۲۲۷٬۳۹۰

ویرایش