پرش به محتوا

عصمت حضرت سلیمان: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۴۴۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۲: خط ۵۲:


== توهم تعارض برخی [[آیات]] با عصمت حضرت سلیمان{{ع}} ==
== توهم تعارض برخی [[آیات]] با عصمت حضرت سلیمان{{ع}} ==
برغم آنچه گذشت، در برخی [[آیات قرآن کریم]]، اموری به [[حضرت سلیمان]] نسبت داده شده که برای برخی توهم عدم [[عصمت]] آن حضرت را موجب شده است:  
در برخی [[آیات قرآن کریم]]، اموری به [[حضرت سلیمان]] نسبت داده شده که برای برخی توهم عدم [[عصمت]] آن حضرت را موجب شده است:  


=== آیه 31 تا 33 سوره صاد ===
=== آیه ۳۱ تا ۳۳ سوره صاد ===
برخی با استناد به جریان قضا شدن نماز [[حضرت سلیمان]] در جریان سان دیدن ایشان از اسب‌هایش، منکر عصمت آن حضرت شده و مدعی شده‌اند که از آنجا که وی در این جریان دچار فراموشی یا خطا شده پس در دریافت و ابلاغ وحی نیز معصوم نبوده است<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۲۲۱ و ۲۲۲.</ref>.
{{اصلی|آیا آیه ۳۱ تا ۳۳ سوره ص بر عدم عصمت حضرت سلیمان دلالت می‌کند؟ (پرسش)}}
برخی با استناد به جریان قضا شدن نماز [[حضرت سلیمان]] در جریان سان دیدن ایشان از اسب‌هایش، منکر عصمت آن حضرت شده و مدعی شده‌اند که از آنجا که وی در این جریان دچار فراموشی یا خطا شده پس در دریافت و ابلاغ وحی نیز معصوم نبوده است<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۲۲۱ و ۲۲۲.</ref>: {{متن قرآن|إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ * فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ * رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که در پایان روز بر او اسبانی استوار ایستاده تیز تک را عرضه کردند * گفت: من دوستی این اسبان را به یاد پروردگارم دوست می‌دارم (و فرمان داد آنها را دواندند و به تماشا ایستاد) تا (از دیدگانش) پنهان شدند * آنها را نزد من بازگردانید! آنگاه به دست کشیدن به ساق و گردن‌ها (ی آنها) آغازید» سوره ص، آیه ۳۱-۳۳.</ref>.


{{متن قرآن|إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ * فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ * رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که در پایان روز بر او اسبانی استوار ایستاده تیز تک را عرضه کردند * گفت: من دوستی این اسبان را به یاد پروردگارم دوست می‌دارم (و فرمان داد آنها را دواندند و به تماشا ایستاد) تا (از دیدگانش) پنهان شدند * آنها را نزد من بازگردانید! آنگاه به دست کشیدن به ساق و گردن‌ها (ی آنها) آغازید» سوره ص، آیه ۳۱-۳۳.</ref>.
'''پاسخ: رژه اسبان به منظور آمادگی برای جهاد و قضا شدن نماز در حد [[ترک اولی]]''': رژه اسبان برای [[آمادگی رزمی]] بوده است و قضا شدن نماز در این شرایط (مانند جریان [[رد الشمس]] برای [[حضرت علی]] {{ع}}) تنها به عنوان ترک اولی است؛ یعنی عبادتی او را از [[عبادت]] دیگر باز داشت. البته نماز مهم‌تر بود و اگر نماز را نمازی مستحبی بدانیم و ذکر را [[یاد خدا]] معنا کنیم، این توجیه وجه بهتری می‌یابد؛ اما در مورد اینکه بازگرداندن [[خورشید]]، چه ارتباطی با دست کشیدن بر گردن و ساق اسب‌ها دارد، باید گفت حضرت با این کار، اسب‌ها را وداع گفت و به [[ذکر خدا]] و نماز پرداخت؛ یا اگر منظور این باشد که به گردن و ساق خود دست کشید، این کار در [[حقیقت]] همان [[وضو]] برای نماز بود که از آن چنین تعبیر شده است. پاره‌ای از [[روایات]] نیز همین [[تفسیر]] را [[تأیید]] می‌کند<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۲۰۳.</ref>، مانند [[روایت]] صندوق که می‌فرماید: {{متن حدیث|مَا رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ {{ع}} أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ {{ع}} عُرِضَ عَلَيْهِ ذَاتَ يَوْمٍ بِالْعَشِيِّ الْخَيْلُ... فَقَالَ لِلْمَلَائِكَةِ رُدُّوا الشَّمْسَ عَلَيَّ حَتَّى أُصَلِّيَ}}<ref>محمد بن علی بن بابویه (صدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۹۹.</ref>؛ عصرگاهی [[لشکر]] بر [[حضرت سلیمان]] {{ع}} عرضه گردید. حضرت مشغول تماشای آنان شد تا اینکه خورشید در پرده [[حجاب]] قرار گرفت (غروب کرد) حضرت سلیمان {{ع}} به [[ملائکه]] دستور داد که خورشید را برگردانند تا نمازش را به جا آورد. آنان نیز آن را برگرداندند. پس او دستی بر ساق‌ها و گردنش کشید و از دیگر اصحابش که مانند او نمازشان [[قضا]] شده بود، خواست تا آنان نیز همین کار را انجام دهند. این کار همان وضوی آنان بود که با آن [[نماز]] به جا آوردند و پس از آن، [[خورشید]] دگربار غروب کرد... .


'''پاسخ نخست: رژه اسبان به منظور [[آمادگی برای جهاد]] و [[قضا شدن نماز]] در حد [[ترک اولی]]''': رژه اسبان برای [[آمادگی رزمی]] بوده است و قضا شدن نماز در این شرایط (مانند جریان [[رد الشمس]] برای [[حضرت علی]] {{ع}}) تنها به عنوان ترک اولی است؛ یعنی عبادتی او را از [[عبادت]] دیگر باز داشت. البته نماز مهم‌تر بود و اگر نماز را نمازی مستحبی بدانیم و ذکر را [[یاد خدا]] معنا کنیم، این توجیه وجه بهتری می‌یابد؛ اما در مورد اینکه بازگرداندن [[خورشید]]، چه ارتباطی با دست کشیدن بر گردن و ساق اسب‌ها دارد، باید گفت [[حضرت]] با این کار، اسب‌ها را [[وداع]] گفت و به [[ذکر خدا]] و نماز پرداخت؛ یا اگر منظور این باشد که به گردن و ساق خود دست کشید، این کار در [[حقیقت]] همان [[وضو]] برای نماز بود که از آن چنین تعبیر شده است. پاره‌ای از [[روایات]] نیز همین [[تفسیر]] را [[تأیید]] می‌کند<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۲۰۳.</ref>، مانند [[روایت]] صندوق که می‌فرماید: {{متن حدیث|مَا رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ {{ع}} أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ {{ع}} عُرِضَ عَلَيْهِ ذَاتَ يَوْمٍ بِالْعَشِيِّ الْخَيْلُ... فَقَالَ لِلْمَلَائِكَةِ رُدُّوا الشَّمْسَ عَلَيَّ حَتَّى أُصَلِّيَ}}<ref>محمد بن علی بن بابویه (صدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۹۹.</ref>؛ عصرگاهی [[لشکر]] بر [[حضرت سلیمان]] {{ع}} عرضه گردید. حضرت مشغول تماشای آنان شد تا اینکه خورشید در پرده [[حجاب]] قرار گرفت (غروب کرد) حضرت سلیمان {{ع}} به [[ملائکه]] دستور داد که خورشید را برگردانند تا نمازش را به جا آورد. آنان نیز آن را برگرداندند. پس او دستی بر ساق‌ها و گردنش کشید و از دیگر اصحابش که مانند او نمازشان [[قضا]] شده بود، خواست تا آنان نیز همین کار را انجام دهند. این کار همان وضوی آنان بود که با آن [[نماز]] به جا آوردند و پس از آن، [[خورشید]] دگربار غروب کرد....
[[روایت]] در [[من لا یحضره الفقیه]] مرسله است و با تعبیر {{متن حدیث|رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ {{ع}}}} آمده است، اما [[مرحوم صدوق]] می‌نویسد: این [[حدیث]] را در کتاب الفوائد با سند نقل کرده‌ام. در قسمت مشیخه کتاب من لا یحضره الفقیه سند روایت آمده است<ref>{{متن حدیث|عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ النَّخَعِيِّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ‌{{ع}}}}؛ (محمد بن علی بن بابویه (صدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۴، قسمت شرح مشیخه الفقیه، ص۲۹).</ref>.
[[روایت]] در [[من لا یحضره الفقیه]] مرسله است و با تعبیر {{متن حدیث|رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ {{ع}}}} آمده است، اما [[مرحوم صدوق]] می‌نویسد: این [[حدیث]] را در کتاب الفوائد با سند نقل کرده‌ام. در قسمت مشیخه کتاب من لا یحضره الفقیه [[سند روایت]] آمده است<ref>{{متن حدیث|عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ النَّخَعِيِّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ‌{{ع}}}}؛ (محمد بن علی بن بابویه (صدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۴، قسمت شرح مشیخه الفقیه، ص۲۹).</ref>. [[علامه طباطبایی]] در مورد این روایت چنین نگاشته است: اشکالی در این روایت وجود ندارد، البته اگر با لفظ [[آیه]] {{متن قرآن|فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ}} مطابقت داشته باشد (سوق در آیه مفرد آمده، ولی اعناق جمع؛ در حالی که در روایت به عکس آن [[تفسیر]] شده است)<ref>سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۲۰۶.</ref>.


این پاسخ، [[برترین]] پاسخ در این مجال است. ایرادهایی نیز برای آن برشمرده‌اند که دارای پاسخ‌اند.
این پاسخ، [[برترین]] پاسخ در این مجال است. ایرادهایی نیز برای آن برشمرده‌اند که دارای پاسخ‌اند<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۴۱-۳۵۰.</ref>.
 
'''پاسخ دوم: [[لغزش]] نبودن امر به بازگشت اسب‌ها''': ممکن است این [[آیه]] چنین [[تفسیر]] شود که اسب‌ها بر [[حضرت]] عرضه شدند تا از دیدگانش پنهان گشتند. پس حضرت بار دیگر دستور بازگرداندن آنها را صادر فرمود و دستی بر گردن و ساق‌های آنها کشید. با این تفسیر، دیگر لغزشی در کار حضرت سلیمان {{ع}} مطرح نمی‌شود تا نیاز به توجه داشته باشد<ref>ر.ک: سید مرتضی علم الهدی، تنزیه الانبیاء، ص۱۳۲؛ ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیام قرآن، ج۷، ص۱۴۱.</ref>.
ایراد این پاسخ در این است که به این بخش از [[آیه]] که می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي}}<ref>«گفت: من دوستی این اسبان را به یاد پروردگارم دوست می‌دارم (و فرمان داد آنها را دواندند و به تماشا ایستاد) تا (از دیدگانش) پنهان شدند» سوره ص، آیه ۳۲.</ref> توجهی نشده و همچنان بدون [[تفسیر]] باقی مانده است.
 
'''پاسخ سوم: [[دوست داشتن]] اسبان به [[امر الهی]]''': ممکن است گفته شود {{متن قرآن|عَنْ ذِكْرِ رَبِّي}} بدین معناست که دوست داشتن این اسب‌ها، از ذکر و امر الهی سرچشمه گرفته است؛ چراکه اسب‌ها در مسیر [[جهاد]] در راه [[خداوند]] به کار گرفته می‌شوند<ref>ر.ک: جعفر سبحانی، عصمة الانبیاء، ص۱۷۴.</ref>.
در [[نقد]] این پاسخ می‌توان گفت برای بیان سرچشمه گرفتن چیزی، حرف «مِن» (نشویه) به کار می‌رود، نه حرف «عن». کلمه «العشی» حکایست از آن دارد که این رژه، عصرگاهان انجام شده است.
 
'''پاسخ چهارم: [[غفلت]] از [[یاد خدا]] در توجه به اسب‌ها؛ لغزشی برای خود''': در [[آیه شریفه]]، اسمی از [[نماز]] برده نشده است؛ البته به نماز، ذکر اطلاق می‌شود و این بدان دلیل است که نماز ذکر را در بر دارد؛ اما در [[قرآن]]، نماز در [[تقابل]] با ذکر قرار گرفته است: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ}}<ref>«آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است و خداوند می‌داند که چه انجام می‌دهید» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.</ref>. بسیاری از [[مؤمنان]]، به ویژه [[پیامبران]] و [[امامان]] {{عم}} پیوسته در حال ذکر بودند. بنابراین در [[تفسیر آیه]] باید گفت موقعی که اسب‌ها به نظر آن [[حضرت]] رسید، بسیار او را خوش آمد و به آنها توجه کرد؛ در این حال از ذکر باز ماند و این را برای خود خطای بزرگی دید و از آن به [[درگاه الهی]] [[توبه]] و [[استغفار]] کرد<ref>ر.ک: عبدالحسین طیب، اطیب البیان، ج۱۱، ص۲۴۲.</ref>. ایراد این [[تفسیر]] در این است که اگر بازدید از اسب‌ها در راستای [[جهاد فی سبیل الله]] انجام شده است و هیچ گونه امر شخصی در کار نبوده، از ذکر [[خداوند]] [[غفلت]] نشده، بلکه تنها نوع آن [[تغییر]] یافته است. در این صورت، [[استغفار]] توجیه نمی‌شود. اما آنچه از ظاهر روشن [[آیه]] بر می‌آید، این است که در این ماجرا غفلتی رخ داده است»<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۴۱-۳۵۰.</ref>.
 
'''پاسخ پنجم: محبت اسب‌ها به جهت کارایی آنها برای جهاد در راه خدا:''' {{متن قرآن|أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي‏}} یعنی درواقع محبت این اسب‌ها به این دلیل است که وسیله‌ای برای جهاد با دشمنان دین هستند«<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۲۲۱ و ۲۲۲.</ref>.


=== آیات 34 و 35 سوره صاد ===
=== آیات 34 و 35 سوره صاد ===
۱۳۰٬۴۴۷

ویرایش