پرش به محتوا

دعا در معارف و سیره حسینی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۴۴: خط ۴۴:
از [[ابو مجلز]] نقل است: [[امام حسین]] {{ع}} دید که مردی بر چارپایی سوار شد و گفت: {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ}}<ref>«پاکا آن (خداوند) که این را برای ما رام کرد و ما را توان آن نبود» سوره زخرف، آیه ۱۳.</ref>. پس به او فرمود: «آیا به این، [[فرمان]] یافته‌ای؟». مرد گفت: پس چه بگویم؟ فرمود: «بگو: [[ستایش]]، خدایی راست که مرا به [[اسلام]]، ره نمود و با [فرستادن] [[محمّد]] {{صل}} بر من، [[منّت]] نهاد و مرا در میان [[بهترین]] امّتی که برای [[مردم]]، بیرون کشیده شده است، قرار داد. این، [[نعمت]] است». سپس ادامه داد: «ابتدا این را [که گفتم] می‌گویی، چون خدای عز و جل می‌فرماید: {{متن قرآن|ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ}}<ref>«سپس نعمت پروردگارتان را هنگامی که بر آن قرار گرفتید یاد کنید و بگویید: پاکا آن (خداوند) که این را برای ما رام کرد و ما را توان آن نبود» سوره زخرف، آیه ۱۳.</ref>»<ref>{{متن حدیث|عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ {{ع}} أَنَّهُ رَأى رَجُلاً رَكِبَ دَابَّةً فَقَالَ: {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ}} فَقَالَ لَهُ الحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ {{ع}}: وَ بِهَذَا اُمِرْتَ؟ قَالَ: فَكَيْفَ أَقُولُ؟ قَالَ: تَقُولُ: «الحَمْدُ للَّهِ الَّذِي هَدَاني لِلإِسْلَامِ، وَ مَنَّ عَلَيَّ بِمُحَمَّدٍ {{صل}}، وَجَعَلَنِي فِي خَيْرِ اُمَّةٍ اُخْرِجَت لِلنَّاسِ»، فَهَذِهِ النِّعْمَةُ. فَقَالَ تَبْدَأُ بِهَذَا لِقَوْلِهِ عزَّوَجَلَّ: {{متن قرآن|ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ}}}}، الدعاء، طبرانی، ص۲۴۶، ح۷۷۵؛ المصنّف، ابن أبی شیبه، ج۷، ص۱۱۶، ح۳.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۵۹.</ref>
از [[ابو مجلز]] نقل است: [[امام حسین]] {{ع}} دید که مردی بر چارپایی سوار شد و گفت: {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ}}<ref>«پاکا آن (خداوند) که این را برای ما رام کرد و ما را توان آن نبود» سوره زخرف، آیه ۱۳.</ref>. پس به او فرمود: «آیا به این، [[فرمان]] یافته‌ای؟». مرد گفت: پس چه بگویم؟ فرمود: «بگو: [[ستایش]]، خدایی راست که مرا به [[اسلام]]، ره نمود و با [فرستادن] [[محمّد]] {{صل}} بر من، [[منّت]] نهاد و مرا در میان [[بهترین]] امّتی که برای [[مردم]]، بیرون کشیده شده است، قرار داد. این، [[نعمت]] است». سپس ادامه داد: «ابتدا این را [که گفتم] می‌گویی، چون خدای عز و جل می‌فرماید: {{متن قرآن|ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ}}<ref>«سپس نعمت پروردگارتان را هنگامی که بر آن قرار گرفتید یاد کنید و بگویید: پاکا آن (خداوند) که این را برای ما رام کرد و ما را توان آن نبود» سوره زخرف، آیه ۱۳.</ref>»<ref>{{متن حدیث|عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ {{ع}} أَنَّهُ رَأى رَجُلاً رَكِبَ دَابَّةً فَقَالَ: {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ}} فَقَالَ لَهُ الحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ {{ع}}: وَ بِهَذَا اُمِرْتَ؟ قَالَ: فَكَيْفَ أَقُولُ؟ قَالَ: تَقُولُ: «الحَمْدُ للَّهِ الَّذِي هَدَاني لِلإِسْلَامِ، وَ مَنَّ عَلَيَّ بِمُحَمَّدٍ {{صل}}، وَجَعَلَنِي فِي خَيْرِ اُمَّةٍ اُخْرِجَت لِلنَّاسِ»، فَهَذِهِ النِّعْمَةُ. فَقَالَ تَبْدَأُ بِهَذَا لِقَوْلِهِ عزَّوَجَلَّ: {{متن قرآن|ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ}}}}، الدعاء، طبرانی، ص۲۴۶، ح۷۷۵؛ المصنّف، ابن أبی شیبه، ج۷، ص۱۱۶، ح۳.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۵۹.</ref>


== [[دعای فَرَج]] ==
== دعای فَرَج ==
در کتاب [[الارشاد (کتاب)|الارشاد]] به نقل از [[ربیع]] آمده است: [[امام صادق]] {{ع}} را دیدم که به گاه ورود بر [[منصور عبّاسی]]، لب‌هایش را تکان می‌داد و هر چه [بیشتر] می‌جنبانْد، [[خشم]] منصور فرو می‌نشست. به نزدیکش که رسید، منصور از او [[خشنود]] شد. چون امام صادق {{ع}} از نزد منصور خارج شد، او را دنبال کردم و گفتم: این [[مرد]] (منصور) از خشمناک‌ترینِ [[مردم]] بر تو بود. چون وارد شدی، لب‌هایت را می‌جنبانْدی و هر چه بیشتر ادامه می‌دادی، خشمش [بیشتر] فرو می‌نشست. [لب] به چیز می‌جنباندی (چه ذکری می‌گفتی)؟ فرمود: «دعای جدّم [[حسین بن علی]] {{ع}} را می‌خواندم». گفتم: فدایت شوم! این [[دعا]] چیست؟ فرمود: "ای ساز و برگ من، به گاه [[گرفتاری]]! و ای [[فریادرس]] من، به هنگام [[سختی]]! مرا با چشمت که نمی‌خوابد، [[حفظ]] کن و زیر سایه ستونت که [[خم]] نمی‌شود، بگیر". این دعا را حفظ کردم و هیچ گرفتاری‌ای به من نرسید، جز آنکه با خواندن این دعا، [[گشایش]] یافت<ref>{{متن حدیث|كُنْتُ رَأَيْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ {{ع}} حِينَ دَخَلَ عَلَى الْمَنْصُورِ يُحَرِّكُ شَفَتَيْهِ فَكُلَّمَا حَرَّكَهُمَا سَكَنَ‏ غَضَبُ‏ الْمَنْصُورِ حَتَّى أَدْنَاهُ مِنْهُ وَ قَدْ رَضِيَ عَنْهُ فَلَمَّا خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} مِنْ عِنْدِ أَبِي جَعْفَرٍ اتَّبَعْتُهُ فَقُلْتُ إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ كَانَ مِنْ أَشَدِّ النَّاسِ غَضَباً عَلَيْكَ فَلَمَّا دَخَلْتَ عَلَيْهِ دَخَلْتَ وَ أَنْتَ تُحَرِّكُ شَفَتَيْكَ وَ كُلَّمَا حَرَّكْتَهُمَا سَكَنَ غَضَبُهُ فَبِأَيِّ شَيْ‏ءٍ كُنْتَ تُحَرِّكُهُمَا قَالَ بِدُعَاءِ جَدِّي الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ {{ع}} قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا هَذَا الدُّعَاءُ قَالَ يَا عُدَّتِي عِنْدَ شِدَّتِي‏ وَ يَا غَوْثِي عِنْدَ كُرْبَتِي احْرُسْنِي بِعَيْنِكَ الَّتِي لَا تَنَامُ وَ اكْنُفْنِي بِرُكْنِكَ الَّذِي لَا يُرَامُ قَالَ الرَّبِيعُ فَحَفِظْتُ هَذَا الدُّعَاءَ فَمَا نَزَلَتْ بِي شِدَّةٌ قَطُّ إِلَّا دَعَوْتُ بِهِ فَفَرَّجَ عَنِّي}}، الارشاد، ج۲، ص۱۸۴.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۶۰.</ref>
در کتاب [[الارشاد (کتاب)|الارشاد]] به نقل از [[ربیع]] آمده است: [[امام صادق]] {{ع}} را دیدم که به گاه ورود بر [[منصور عبّاسی]]، لب‌هایش را تکان می‌داد و هر چه [بیشتر] می‌جنبانْد، [[خشم]] منصور فرو می‌نشست. به نزدیکش که رسید، منصور از او [[خشنود]] شد. چون امام صادق {{ع}} از نزد منصور خارج شد، او را دنبال کردم و گفتم: این [[مرد]] (منصور) از خشمناک‌ترینِ [[مردم]] بر تو بود. چون وارد شدی، لب‌هایت را می‌جنبانْدی و هر چه بیشتر ادامه می‌دادی، خشمش [بیشتر] فرو می‌نشست. [لب] به چیز می‌جنباندی (چه ذکری می‌گفتی)؟ فرمود: «دعای جدّم [[حسین بن علی]] {{ع}} را می‌خواندم». گفتم: فدایت شوم! این [[دعا]] چیست؟ فرمود: "ای ساز و برگ من، به گاه [[گرفتاری]]! و ای [[فریادرس]] من، به هنگام [[سختی]]! مرا با چشمت که نمی‌خوابد، [[حفظ]] کن و زیر سایه ستونت که [[خم]] نمی‌شود، بگیر". این دعا را حفظ کردم و هیچ گرفتاری‌ای به من نرسید، جز آنکه با خواندن این دعا، [[گشایش]] یافت<ref>{{متن حدیث|كُنْتُ رَأَيْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ {{ع}} حِينَ دَخَلَ عَلَى الْمَنْصُورِ يُحَرِّكُ شَفَتَيْهِ فَكُلَّمَا حَرَّكَهُمَا سَكَنَ‏ غَضَبُ‏ الْمَنْصُورِ حَتَّى أَدْنَاهُ مِنْهُ وَ قَدْ رَضِيَ عَنْهُ فَلَمَّا خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} مِنْ عِنْدِ أَبِي جَعْفَرٍ اتَّبَعْتُهُ فَقُلْتُ إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ كَانَ مِنْ أَشَدِّ النَّاسِ غَضَباً عَلَيْكَ فَلَمَّا دَخَلْتَ عَلَيْهِ دَخَلْتَ وَ أَنْتَ تُحَرِّكُ شَفَتَيْكَ وَ كُلَّمَا حَرَّكْتَهُمَا سَكَنَ غَضَبُهُ فَبِأَيِّ شَيْ‏ءٍ كُنْتَ تُحَرِّكُهُمَا قَالَ بِدُعَاءِ جَدِّي الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ {{ع}} قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا هَذَا الدُّعَاءُ قَالَ يَا عُدَّتِي عِنْدَ شِدَّتِي‏ وَ يَا غَوْثِي عِنْدَ كُرْبَتِي احْرُسْنِي بِعَيْنِكَ الَّتِي لَا تَنَامُ وَ اكْنُفْنِي بِرُكْنِكَ الَّذِي لَا يُرَامُ قَالَ الرَّبِيعُ فَحَفِظْتُ هَذَا الدُّعَاءَ فَمَا نَزَلَتْ بِي شِدَّةٌ قَطُّ إِلَّا دَعَوْتُ بِهِ فَفَرَّجَ عَنِّي}}، الارشاد، ج۲، ص۱۸۴.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۶۰.</ref>


۱۳۳٬۶۷۸

ویرایش