بحث:رشوه در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(صفحهای تازه حاوی «==بررسی ماهیت رشوه و ارتشاء و آسیبهای اقتصادی و اجتماعی آن== یکی از آسیبهای اقتصادی، رشوه و ارتشاء است. البته این آسیب تنها به حوزه اقتصادی محدود نمیشود، بلکه آثار و پیامدهای آن حوزههای دیگر به ویژه اجتماعی را نیز در بر میگی...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
#تقویت [[استقلال]] دستگاههای [[قضایی]] برای مبارزه با رشوه خواران؛ | #تقویت [[استقلال]] دستگاههای [[قضایی]] برای مبارزه با رشوه خواران؛ | ||
#[[آگاهی]] دادن به مردم از طریق [[رسانههای گروهی]] و ….<ref>رک: پرسمان قرآنی فلسفه احکام، ص۱۳۲</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه آتشی در جان آدمی (مقاله)|رشوه آتشی در جان آدمی]].</ref> | #[[آگاهی]] دادن به مردم از طریق [[رسانههای گروهی]] و ….<ref>رک: پرسمان قرآنی فلسفه احکام، ص۱۳۲</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه آتشی در جان آدمی (مقاله)|رشوه آتشی در جان آدمی]].</ref> | ||
==ویژگی [[صاحبان قدرت]]== | |||
[[قدرت]]، در [[نظام سیاسی اسلامی]] برای ایجاد فضایی سالم برای [[امت]] با [[اقامه نماز]] و [[زکات]] و [[انفاق]] در قالب [[نظارت]] و [[مدیریت]] [[اموال عمومی]] و [[اقتصاد جامعه]] و نیز اجرای معروفهای [[نقلی]] و [[عقلی]] و [[نهی از منکرات]] و مانند آنها در راستای تحقق [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] است. از این رو [[خدا]] در [[آیات قرآن]] از جمله [[آیات]] ۳۹ تا ۴۱ [[سوره حج]] به این امور به عنوان [[تکالیف]] و [[وظایف]] بیچون و چرای [[حاکمان]] و صاحبان قدرت اشاره میکند و در یک کلمه از آنان میخواهد تا سعادت دنیوی و اخروی امت را تأمین کنند و با ایجاد [[آرامش]] و [[آسایش]]، فضایی مناسب و مطلوب را برای همگان فراهم آورند و سهم هر کسی از همه مواهب گوناگون [[الهی]] را به ایشان برسانند و قوامین بالقسط باشند که نه تنها به [[عدالت]] نزدیکتر بلکه به [[تقوای الهی]] و دستیابی به [[رضایت خدا]] نزدیکتر است.<ref>مائده، آیه ۸؛ نساء، آیات ۱۳۵ و ۱۲۷؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ هود، آیه ۸۵؛ کهف، آیات ۹۲ تا ۹۶</ref> | |||
از نظر [[قرآن]] صاحبان قدرت و حاکمان باید دارای صلاحیتهای گوناگون [[علمی]] و عملی و مهارتی و اجرایی، در کنار صلاحیتهای [[باطنی]] و روانی و [[روحی]] باشند. از جمله مهمترین ویژگیهای حاکمان و صاحبان قدرت میتوان به [[ایمان]]<ref>مائده، آیه ۵۵</ref>، [[عبودیت]] و [[بندگی]]<ref>انبیاء، آیه ۱۰۵</ref>، [[عمل صالح]]<ref>نور، آیه ۵۵</ref>، عدالت و [[اقامه قسط]]<ref>ص، آیه ۲۶؛ نساء، آیه ۱۳۵</ref>، [[امانتداری]]<ref>نساء، آیه ۵۸؛ یوسف، آیات ۵۴ و ۵۵</ref>، تقوای الهی<ref>اعراف، آیه ۱۲۸؛ یوسف، آیات ۵۶ و ۵۷</ref>، [[دانایی]] و [[توانایی]] علمی<ref>یوسف، آیه ۵۵</ref>، [[توانایی جسمی]]<ref>بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷</ref>، اقامه کننده [[نماز]]<ref>مائده، آیه ۵۵؛ حج، آیه ۴۱</ref>، اقامه کننده زکات، مشورتپذیری و [[پرهیز]] از [[استبداد]] رای<ref>آل عمران، آیه ۱۵۹؛ نمل، آیه ۳۲</ref>، [[قاطعیت]] در اجرای پس از [[مشورت]]<ref>آل عمران، آیه ۱۵۹</ref>، [[توکل بر خدا]]، [[اهل]] [[احسان]]<ref>یوسف، آیه ۵۶</ref>، ترک هرگونه [[ظلم]] و [[سوء استفاده از قدرت]]<ref>یوسف، آیات ۷۸ و ۷۹</ref>، [[یاری مظلوم]] و ترک [[یاری ظالم]]<ref>نساء، آیه ۷۵؛ قصص، آیه ۱۷</ref> و مانند آنها اشاره کرد. | |||
از این [[آیات]] بصراحت به دست میآید که [[حاکمان]] نباید از [[قدرت]] خویش برای مقاصد [[نفسانی]] سوءاستفاده کنند؛ زیرا قدرت امانتی است که در [[اختیار]] آنان گذاشته شده تا با آن اهداف متعالی [[آفرینش]] و [[اجتماع]] [[انسانی]] تأمین شود؛ بنابراین، هرگونه حرکت بر خلاف آن و در راستای [[سوء]] استفاده خیانتی بزرگ است که [[مجازات]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] را به دنبال خواهد داشت. | |||
از نظر [[قرآن]]، [[صاحبان قدرت]] نه تنها باید خود از هر گونه [[ویژهخواری]] [[پرهیز]] کنند، بلکه [[اجازه]] ندهند تا [[خویشان]] و [[دوستان]] آنان نیز از قدرت آنها برای مقاصد ویژهخواری و [[انحصارطلبی]] بهره برند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه سوء استفاده مالی از قدرت (مقاله)|رشوه سوء استفاده مالی از قدرت]].</ref> | |||
==[[رشوه]] و [[اختلاس]]؛ [[سوء استفاده از قدرت]]== | |||
هر چند که واژه رشوه یا اختلاس در قرآن نیامده است، اما با توجه به مفهوم آنها میتوان واژگانی را در قرآن یافت که به این امر اشاره دارد. به عنوان نمونه در قرآن واژههایی چون «[[سحت]]» و «[[باطل]]» در جملاتی به کار رفته که بیانگر همین مفهوم رشوه و اختلاس و دیگر سوء استفادههای [[مالی]] صاحبان قدرت از قدرت خویش در عرصه [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] است. | |||
رشوه، مالی است که شخص به [[قاضی]] و غیر آن میدهد تا به نفع او [[حکم]] دهد.<ref>المصباح، ج ۱ – ۲، ص۲۲۸.</ref> در اصطلاح [[فقه اسلامی]]، رشوه، دادن مالی است به [[مأمور]] رسمی یا غیررسمی، دولتی یا بلدی، به منظور انجام کاری از کارهای [[اداری]] یا [[قضایی]] ولو اینکه آن کار مربوط به [[شغل]] گیرنده [[مال]] نباشد، خواه مستقیماً آن مال را دریافت کند و یا به واسطه شخصی دیگر.<ref>ترمینولوژی حقوق، محمد جعفر جعفری لنگرودی، ص۳۳۵</ref> | |||
با [[تفسیر]] و تعریفی که از رشوه ارائه شد، معلوم میشود که رشوه نوعی [[درآمد مالی]] با سوء استفاده از قدرت است. البته شخص ممکن است خودش رشوه را مستقیم نگیرد و از طریق بستگان بگیرد و به [[مصرف]] برساند. با این حال، نمیتوان گفت که فرد خود [[رشوه]] نگرفته بلکه [[خویشان]] یا بستگان یا [[دوستان]] وی از جانب او گرفتهاند؛ بلکه چنین افرادی نیز متهم به [[رشوهگیری]] هستند؛ زیرا بستری را برای [[سوء]] استفاده دیگران فراهم آوردهاند، هر چند که گاه از فواید مستقیم رشوه استفاده نکنند. | |||
با نگاهی به [[آیات قرآن]]، این معنا به دست میآید که رشوهگیری اختصاص به [[صاحبان قدرت]] در [[حاکمیت]] ندارد، بلکه صاحبان قدرت [[اجتماعی]] نیز ممکن است از جایگاه خویش برای مقاصد [[مالی]] سوء استفاده کنند؛ چنان که [[احبار]] و [[دانشمندان]] [[شرایع]] [[اسلامی]] با سوء استفاده از [[مقام]] و [[منزلت اجتماعی]] که به عنوان عالم اسلامی کسب کرده بودند، به [[رشوه خواری]] [[اقدام]] میکردند.<ref>مائده، آیات ۴۲ و ۶۳</ref> | |||
[[خدا]] در این [[آیات]] به [[عالمان]] اسلامی و [[رهبران]] هشدار میدهد تا نه تنها رشوه نگیرند، بلکه در برابر رشوهگیری دیگران [[سکوت]] نکنند بلکه علیه آنان دست به [[افشاگری]] زده و موانعی را برای آنان ایجاد کنند؛ زیرا اگر عالمان اسلامی به [[مسئولیت]] خویش در قبال صاحبان قدرت [[حکومتی]] یا اجتماعی عمل نکنند به عنوان ترککنندگان [[امر به معروف و نهی از منکر]]، مستحق [[مجازات]] و [[توبیخ]] و [[سرزنش]] هستند. | |||
از نظر [[قرآن]]، افراد برای دستیابی به [[اموال]] دیگران از راه [[باطل]] یا رسیدن به امر ناحقی اقدام به دادن رشوه میکنند؛ زیرا اگر امر حقی مد نظر باشد یا خواهان [[مال]] حقی باشند، از طریق [[حق]] و درست میتوان به آن دست یافت؛ پس کسانی به رشوه دادن اقدام میکنند که میخواهند مالی یا امر ناحقی را به [[ظلم]] به دست آورند.<ref>بقره، آیه ۱۸۸</ref> | |||
البته رشوهگیران نیز با گرفتن آن، در [[حقیقت]] از مقام و [[منزلت]] خویش سوء استفاده کردهاند، هر چند که حکمی را که میدهند حق باشد و ظلمی به دیگری با اجرای این [[حکم]] نشود؛ زیرا اگر این شخص در این [[منصب]] و مقام نبود، هرگز کسی به او این مال را نمیداد؛ پس پرداخت این [[مال]] به سبب [[جایگاه اجتماعی]] اوست و شخص در [[حقیقت]] از [[مقام]] و [[منزلت]] و [[قدرت]] خویش در [[اجتماع]] [[سوء]] استفاده میکند. | |||
[[خدا]] بصراحت در این [[آیه]] از پرداخت [[رشوه]] به [[حاکمان]] به منظور دستیابی به [[اموال]] دیگران [[نهی]] میکند. از نظر [[قرآن]]، چنان این مطلب برای همگان آشکار است که کسی نمیتواند مدعی شود از آن [[آگاه]] نیست؛ زیرا [[فطرت]] و [[عقل]] و نقل همگی به روشنی بر ناروایی و همچنین [[حرمت]] پرداخت رشوه به منظور جلب نظر حاکمان و [[قضاوت]] ایشان به [[سود]] رشوه دهنده دلالت دارند و این مطلب حکمی معلوم برای همگان است و کسی نمیتواند مدعی [[عدم آگاهی]] و یا [[جهالت]] باشد یا بگوید آن را امری ناروا و [[ناپسند]] نمیدانست؛ زیرا [[فطرت آدمی]] میداند که چنین امری ناپسند است و از آن گریزان است و گرایشی ندارد؛ چنانکه [[انسان]] به طور طبیعی از [[دروغ]] و [[خیانت]] و [[ظلم]] اجتناب میکند، مگر آنکه فطرت خویش را به [[گناه]] [[آلوده]] کرده و از مسیر طبیعی بیرون برده باشد. | |||
به هر حال از نظر [[آموزههای قرآن]]، رشوه گرفتن و [[رشوه خواری]] عملی [[زشت]] و ناپسند است. خدا در قرآن از رشوه گرفتن به عنوان «[[سحت]]» یاد میکند. باید توجه داشت که واژه «سحت» به معنای پوست کنی از درخت یا حیوانات است. از نظر قرآن، کسانی که از درخت [[دین]] یا قدرت و [[حکومت]] بر [[مردم]] برای [[دنیا]] بهرهبرداری میکنند و از این راه [[ارتزاق]] دارند، همانند شتری هستند که [[گیاه]] تازه بهاری را به گونه ای میخورند که پوست آن کنده شده و [[توانایی]] [[رشد]] و نمو و بقای خود را از دست میدهند. از نظر قرآن چنین [[حرام]] [[خواری]] با [[تزویر]] و سوءاستفاده از دین، قدرت و حکومت، «سحت» است. | |||
البته این افراد روزی [[نتیجه اعمال]] خود را میبینند و خدا نیز پوست ایشان را میکند؛ چراکه خدا در جایی دیگر میفرماید: قَالَ لَهُم مُّوسَی وَیْلَکُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَی اللَهِ کَذِبًا فَیُسْحِتَکُم بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَی؛ [[موسی]] به [[فرعون]] و [[فرعونیان]] گفت: وای بر شما، بر [[خدا]] [[دروغ]] نبندید که [[بتها]] [[شریک]] اویند واین [[معجزات]]، افسون وجادو است که با عذابی شدید ریشهکن و نابودتان میکند و یقیناً کسی که دروغ بست، [[محروم]] و [[نومید]] شد.<ref>طه، آیه ۱۶</ref> | |||
پس خدا با این [[حاکمان]] [[خیانت]] کار و [[مال]] [[مردم]] خور در قالب [[رشوه]] و [[اختلاس]] و مانند آنها و [[اهل]] [[تزویر]] از [[عالمان]] [[اسلامی]] دنیاگرا و به ظاهر [[آخرت گرا]]، همان بلایی را در [[دنیا]] و [[آخرت]] بر سرشان میآورد که بر سر مردم و [[امت]] و [[دین اسلام]] و [[دینداری]] در آوردهاند و با [[سوء استفاده از قدرت]] و [[منزلت اجتماعی]] پوست مردم را کندند، خدا نیز همین گونه پوست آنان را میکند. | |||
باید یادآوری کرد که به لقمه آتشین [[حرام]] از این رو «[[سحت]]» میگویند که ریشه وجودی فرد را میسوزاند و پوست بدنش را میکند. | |||
از نظر [[قرآن]] همان طوری که پرداخت رشوه حرام است، همچنین گرفتن رشوه از سوی حاکمان و اولیای امور کشوری و [[قضایی]] و مانند آنها حرام است.<ref>بقره، آیه ۱۸۸</ref> البته از آنجا که [[قضات]] [[دستگاه قضایی]] بیشتر در معرض سوء استفاده از قدرت هستند، میتوان آنان را مصداق اتم و اکمل حاکمان بر شمرد؛ زیرا آنان هستند که [[حکم]] میدهند و [[قدرت]] این را دارند که [[مالی]] را سلب یا به دیگری منتقل کنند، یا جانی را بستانند یا به [[جرم]] و جنایتی [[مجازات]] سنگین جانی و مالی علیه فرد صادر و [[اجرا]] کنند. از همین رو در برخی از [[تفاسیر شیعی]] مراد از [[حکّام]] در [[آیه]] همان قضات دانسته شده است<ref>مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص۳۶۶</ref>؛ در روایتی از [[امام رضا]]{{ع}} نیز این نظر [[تأیید]] شده است که قضات به عنوان [[حکام]] معرفی شدهاند.<ref>تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص۱۷۶، ح ۶۱۳</ref> | |||
پس حاکمان از قضات و غیر ایشان باید توجه داشته باشند که [[قدرت]] از آن جهت در [[اختیار]] آنان گذاشته شده تا [[احقاق حق]] کنند و برای [[یاری مظلوم]] علیه [[ظالمان]] از آن قدرت استفاده کنند، نه آنکه از این قدرت [[سوء]] استفاده کرده و به جای [[اجرای عدالت]] و [[اقامه قسط]] و دادن [[حق]] هر کسی به صاحبان آن، [[قسط]] و سهمیه آنان را برای خود و دیگران [[مصادره]] کنند و با [[رشوهگیری]] از قدرت سوء استفاده کنند. [[خدا]] درباره جایگاه قدرت و بهرهگیری از آن در راستای اقامه قسط میفرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمیتوانند رساند و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۴۲.</ref> | |||
از نظر [[قرآن]]، [[رشوه خواری]] و رشوهگیری و رشوهدهی، عملی [[ناپسند]] و [[زشت]]، بلکه از مصادیق [[گناه]] [[شرعی]] و [[عدوان]] و [[تعدی]] [[حقوقی]] به دیگران است و کسانی که به این [[عمل زشت]] [[اقدام]] میکنند و با [[سوء استفاده از قدرت]] و [[حکومت]]، درآمد نامشروعی را به دست میآورند، کسانی هستند که در کارهای گناه و تعدی [[شتاب]] میگیرند، در حالی که باید در کارهای خیر و [[نیک]] و [[صالح]] شتاب گیرند و [[سبقت]] جویند. خدا میفرماید: {{متن قرآن|وَتَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و بسیاری از ایشان را میبینی که در گناه و ستمبارگی و رشوهخواری شتاب میورزند؛ بیگمان زشت است آنچه انجام میدادند!» سوره مائده، آیه ۶۲.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه سوء استفاده مالی از قدرت (مقاله)|رشوه سوء استفاده مالی از قدرت]].</ref> | |||
==برخی آثار [[رشوهخواری]]== | |||
از نظر قرآن [[حکم]] رشوهگیری و [[رشوه]] دهی، [[حرمت]] است. بنابراین، همان طوری که رشوهگیر باید از این [[عمل حرام]] و گناه و [[تجاوزگری به حقوق دیگران]] و [[اموال]] [[مردمان]] اجتناب کند، رشوه دهنده نیز باید از دادن [[رشوه]] به [[صاحبان قدرت]] و [[حکومت]] خودداری کند و آنان را در مسیر [[گناه]] و [[تعدی]] [[یاری]] نکند، حتی اگر این رشوه دادن برای گرفتن حقی باشد.<ref>بقره، آیه ۱۸۸</ref> بهتر است که [[انسان]] تا میتواند حتی برای گرفتن [[حق]] و احقاق آن نیز [[اقدام]] به پرداخت رشوه نکند که عملی بد و ایجاد بستری [[زشت]] برای [[اجتماع]] و صاحبان قدرت است. | |||
کسانی که به [[رشوه خواری]] اقدام میکنند، نه تنها برای خودشان [[آتش]] [[دنیا]] و [[دوزخ]] را فراهم میآورند، بلکه خود را در دنیا و [[آخرت]] نیز [[خوار]] و [[ذلیل]] خواهند کرد؛ زیرا این عمل [[ننگ]] آور، موجب میشود تا انسان خوار شود؛ چراکه پوست کنی رشوه مانند کندن [[جامه]] تقوایی است که او را [[رسوا]] و خوار میسازد.<ref>مائده، آیه ۴۲</ref> از همین رو برخی گفتهاند: «[[سحت]]» حرامی است که مایه ننگ انجام دهنده آن باشد.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۴۰۰</ref> پس [[رسوایی]] و [[خواری]] از تبعات و آثار رشوه خواری از نظر [[قرآن]] است. | |||
از آثاری که قرآن برای رشوه خواری بیان کرده میتوان به این موارد اشاره کرد: | |||
# ننگ و خواری در دنیا و آخرت: چنان که گفته شد، رشوه خواری، سحت است و سحت به معنای پوست کنی است، پس شخص رشوه خوار با این عمل خویش خود را گرفتار لختی و عریانی میکند و رسوای [[عام و خاص]] میشود و ننگ و خواری را برای خود به ارمغان میآورد.<ref>مائده، آیه ۴۲</ref> | |||
# [[حرام]] خواری: درآمدی که از طریق [[رشوهگیری]] به دست میآید، [[مال]] [[باطل]] و حرام است و کسی صاحب آن نمیشود. پس رشوهگیری چیزی جز حرام خواری و مال مردمخواری نیست.<ref>مائده، آیات ۶۲ و۶۳</ref> | |||
#عدم انتقال مال: [[مالی]] که از طریق رشوهگیری به رشوه خوار منتقل میشود، به سبب بطلان آن، موجب ملکیت نمیشود و [[قضات]] و [[حاکمان]]، مالک آن مال نیستند و تصرفات آنان باطل است همچنانکه اگر با رشوه به [[اصحاب]] [[قدرت]] و حکومت، امتیازی چون امتیاز گرفتن وام، یا [[استخدام]]، یا افزایش [[حقوق]]، یا انتقال [[ملک]] و [[مال]]، یا هر چیزی دیگر برای [[رشوه]] دهنده به دست میآید، چون از راه [[باطل]] و [[نامشروع]] بوده است، چنین انتقالی باطل و تصرفات فرد در آن، [[تصرف]] در مال یا [[حق دیگران]] است.<ref>بقره / ۱۸۸</ref> | |||
#عدم جواز تصرف: هر مال و ملکی که از طریق رشوه منتقل شود، باطل و تصرف در آن جایز نیست. | |||
# [[نکوهش]] [[خدا]]: [[رشوهگیری]] و [[رشوه خواری]] موجب نکوهش خدا و [[سرزنش]] و [[توبیخ]] او خواهد بود.<ref>مائده، آیات ۶۲ و۶۳</ref> | |||
# [[گناه]]: رشوه خواری از مصادیق گناه است.<ref>بقره، آیه ۱۸۸</ref> | |||
# [[تعدی]] و [[تجاوز]]: رشوه خواری از مصادیق تعدی و [[تجاوز به حقوق دیگران]] و [[ظلم]] و [[بیعدالتی]] نسبت به آنان است. | |||
# [[حاکم جائر]]: از نظر [[قرآن]] کسی که [[عدالت]] را مراعات میکند و به اقامه آن میپردازد [[مسلمان]] و [[اهل]] عدالت است؛ اما کسی که رشوه میگیرد در هر [[پست]] و [[منصب]] [[اجتماع]] و [[قدرت]] و [[نفوذ]] باشد، حاکم جائر است نه [[حاکم عادل]].<ref>بقره، آیه ۱۸۸</ref> | |||
# [[نفاق]]: رشوهگیری بیانگر نفاق است؛ از همین رو [[خداوند]] از [[حرام]] [[خواری]] [[منافقان]] به صورت رشوه در [[صدر اسلام]] در [[آیات قرآن]] سخن به میان آورده است.<ref>مائده، آیات ۴۱ و ۴۲</ref> | |||
#خروج از [[شریعت اسلام]]: از نظر قرآن کسانی که رشوه میگیرند همانند [[اهل کتاب]] بهویژه [[یهود]] عمل کرده و از شریعت اسلام خارج شدهاند. | |||
# [[عذاب]] عظیم [[دوزخ]]: خدا در قرآن به رشوه گیران هشدار میدهد که [[کیفر]] رشوهگیری در [[آخرت]] عذاب بزرگی است که از آن فراری ندارند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه سوء استفاده مالی از قدرت (مقاله)|رشوه سوء استفاده مالی از قدرت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه آتشی در جان آدمی (مقاله)|'''رشوه آتشی در جان آدمی''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه آتشی در جان آدمی (مقاله)|'''رشوه آتشی در جان آدمی''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه سوء استفاده مالی از قدرت (مقاله)|'''رشوه سوء استفاده مالی از قدرت''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||