علم حصولی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
ممکن است مراد از [[علم حصولی معصوم]] یکی از موارد زیر باشد: | ممکن است مراد از [[علم حصولی معصوم]] یکی از موارد زیر باشد: | ||
# [[علم حصولی]] در اصطلاح [[فلسفه]] و منطق و [[معرفتشناسی]]: به [[دانش|دانشی]] گفته میشود که از طریق [[صورتهای ذهنی]] حاصل میشود. این [[علم]]، [[علم اکتسابی|اکتسابی]] است و از راه [[ابزارهای حسی]]؛ مانند: [[چشم]] و [[گوش]] و دیگر [[حواس]] [[ادراک|ادراکی]] به دست میآید. در مقابل، در [[علم حضوری]] که ابزار آن [[قلب]] یا [[روح انسان]] است، خود معلوم نزد عالِم ([[روح]]) حاضر میشود. این اصطلاح هماهنگ با اصطلاحات منطق و فلسفه و شناختشناسی است. | # [[علم حصولی]] در اصطلاح [[فلسفه]] و منطق و [[معرفتشناسی]]: به [[دانش|دانشی]] گفته میشود که از طریق [[صورتهای ذهنی]] حاصل میشود. این [[علم]]، [[علم اکتسابی|اکتسابی]] است و از راه [[ابزارهای حسی]]؛ مانند: [[چشم]] و [[گوش]] و دیگر [[حواس]] [[ادراک|ادراکی]] به دست میآید. در مقابل، در [[علم حضوری]] که ابزار آن [[قلب]] یا [[روح انسان]] است، خود معلوم نزد عالِم ([[روح]]) حاضر میشود. این اصطلاح هماهنگ با اصطلاحات منطق و فلسفه و شناختشناسی است. | ||
# علم حصولی در اصطلاح برخی [[دانشمندان]] [[کلام]] و [[امامشناسی]]: به معنای "[[علم ارادی]]" است. کسانی که اینگونه تعبیراتی آوردهاند هنگام [[سخن]] از "علم حضوری"، مراد آنان در اغلب، «[[علم فعلی]]» است: "مراد از علم حضوری او ([[امام]]) آشکار شدن معلومات نزد او به طور [[علم بالفعل|بالفعل]] است، در مقابل [[علم شأنی]]، [[علم بالقوه|بالقوه]] و به هنگام [[اراده]] که از آن این گونه تعبیر میشود: "اگر بخواهد که بداند، میداند"<ref>سید عبدالحسین لاری، المعارف السلمانیة، ص۲۰.</ref>.<ref>ر. ک: [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶.</ref> | # علم حصولی در اصطلاح برخی [[دانشمندان]] [[کلام]] و [[امامشناسی]]: به معنای "[[علم ارادی]]" است. کسانی که اینگونه تعبیراتی آوردهاند هنگام [[سخن]] از "علم حضوری"، مراد آنان در اغلب، «[[علم فعلی]]» است: "مراد از علم حضوری او ([[امام]]) آشکار شدن معلومات نزد او به طور [[علم بالفعل|بالفعل]] است، در مقابل [[علم شأنی]]، [[علم بالقوه|بالقوه]] و به هنگام [[اراده]] که از آن این گونه تعبیر میشود: "اگر بخواهد که بداند، میداند"<ref>سید عبدالحسین لاری، المعارف السلمانیة، ص۲۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶.</ref> | ||
آنچه مورد بحث در این مدخل است، علم حصولی از دیدگاه فلسفه و منطق است. | آنچه مورد بحث در این مدخل است، علم حصولی از دیدگاه فلسفه و منطق است. | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
علم حصولی به دانشی میگویند که از طریق صورتهای [[ذهنی]] حاصل میشود. [[علوم حصولی]] در واقع تصاویری است که از عالَم در [[ذهن]] [[انسان]] وجود دارد، آشنایی انسان با [[عالم]] خارج از طریق تصویرهایی است که از آن در ذهن دارد و الا خود عالم به عینه در [[درون انسان]] وجود ندارد. این علم، اکتسابی بوده و از راه ابزارهای [[حسی]]، مانند چشم و گوش و دیگر حواس ادراکی به دست میآید. در مقابل، در علم حضوری که ابزار آن قلب یا روح انسان است، خود معلوم نزد عالِم حاضر میشود؛ بنابراین در علم حصولی، بین عالم و معلوم "صورت ذهنی" فاصله است؛ اما در علم حضوری، بین عالم و معلوم چیزی فاصله نیست و خود معلوم [[ادراک]] میشود، نه صورتی از آن<ref>مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج ۱، ص۱۵۳ و ۱۷۱ و ج ۲، ص۳۳۰.</ref>. به خاطر همین ویژگی است که [[علم حضوری]] [[خطا]] ناپذیر است؛ زیرا در علم حضوری خود [[واقعیت]] [[عینی]]، نزد عالِم حاضر میگردد، به خلاف موارد [[علم حصولی]] که صورتها و مفاهیم [[ذهنی]]، نقش میانجی را ایفاء میکنند و ممکن است مطابقت کامل با اشیاء و اشخاص [[خارجی]] را نداشته باشند<ref>ر. ک: [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۴۶-۱۵۱؛ [[حسن مهدیفر|مهدیفر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن (پایاننامه)|علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۰؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۰؛ [[زهرةالسادات میرترابی حسینی|میرترابی حسینی، زهرةالسادات]]، [[علم لدنی در قرآن و حدیث (پایاننامه)|علم لدنی در قرآن و حدیث]]، ص۲۶.</ref>. | علم حصولی به دانشی میگویند که از طریق صورتهای [[ذهنی]] حاصل میشود. [[علوم حصولی]] در واقع تصاویری است که از عالَم در [[ذهن]] [[انسان]] وجود دارد، آشنایی انسان با [[عالم]] خارج از طریق تصویرهایی است که از آن در ذهن دارد و الا خود عالم به عینه در [[درون انسان]] وجود ندارد. این علم، اکتسابی بوده و از راه ابزارهای [[حسی]]، مانند چشم و گوش و دیگر حواس ادراکی به دست میآید. در مقابل، در علم حضوری که ابزار آن قلب یا روح انسان است، خود معلوم نزد عالِم حاضر میشود؛ بنابراین در علم حصولی، بین عالم و معلوم "صورت ذهنی" فاصله است؛ اما در علم حضوری، بین عالم و معلوم چیزی فاصله نیست و خود معلوم [[ادراک]] میشود، نه صورتی از آن<ref>مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج ۱، ص۱۵۳ و ۱۷۱ و ج ۲، ص۳۳۰.</ref>. به خاطر همین ویژگی است که [[علم حضوری]] [[خطا]] ناپذیر است؛ زیرا در علم حضوری خود [[واقعیت]] [[عینی]]، نزد عالِم حاضر میگردد، به خلاف موارد [[علم حصولی]] که صورتها و مفاهیم [[ذهنی]]، نقش میانجی را ایفاء میکنند و ممکن است مطابقت کامل با اشیاء و اشخاص [[خارجی]] را نداشته باشند<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۴۶-۱۵۱؛ [[حسن مهدیفر|مهدیفر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن (پایاننامه)|علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۰؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۰؛ [[زهرةالسادات میرترابی حسینی|میرترابی حسینی، زهرةالسادات]]، [[علم لدنی در قرآن و حدیث (پایاننامه)|علم لدنی در قرآن و حدیث]]، ص۲۶.</ref>. | ||
در تفاوت میان علم حصولی و حضوری گفته شده است: "علم حصولی یعنی [[علمی]] که واقعیت [[علم]]، با واقعیت معلوم دوتاست، مثل علمِ ما به [[زمین]]، [[آسمان]] و... ، ولی علم حضوری آن است که واقعیت معلوم، عین واقعیت علم است و شیء ادراک کننده بدون وساطتِ تصویر ذهنی، [[شخصیت]] [[واقعی]] معلوم را مییابد. علم حضوری و حصولی، در ناحیۀ "عالِم" هم با یکدیگر تفاوت دارند یعنی در "علم حضوری قوّه مخصوص و ابزار مخصوصی دخالت نمیکند بلکه عالِم با ذات و واقعیت خود، واقعیت معلوم را مییابد، اما در علم حصولی، قوّۀ مخصوص از قوای مختلف [[نفسانی]] که کارش صورتگیری و تصویرسازی است، دخالت میکند و پس از تهیه صورت عالِم میشود. در واقع علم حصولی به دستگاه [[ذهن]] یا دستگاه ادراکی مربوط است ولی در علم حضوری، دستگاههای مختلف نفسانی دخالتی ندارند"<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، با مقدمه و پاورقی شهید مرتضی مطهری، ج ۲، ص۲۸ و ۲۹.</ref>.<ref>ر. ک: [[زهرةالسادات میرترابی حسینی|میرترابی حسینی، زهرةالسادات]]، [[علم لدنی در قرآن و حدیث (پایاننامه)|علم لدنی در قرآن و حدیث]]، ص۲۶.</ref> | در تفاوت میان علم حصولی و حضوری گفته شده است: "علم حصولی یعنی [[علمی]] که واقعیت [[علم]]، با واقعیت معلوم دوتاست، مثل علمِ ما به [[زمین]]، [[آسمان]] و... ، ولی علم حضوری آن است که واقعیت معلوم، عین واقعیت علم است و شیء ادراک کننده بدون وساطتِ تصویر ذهنی، [[شخصیت]] [[واقعی]] معلوم را مییابد. علم حضوری و حصولی، در ناحیۀ "عالِم" هم با یکدیگر تفاوت دارند یعنی در "علم حضوری قوّه مخصوص و ابزار مخصوصی دخالت نمیکند بلکه عالِم با ذات و واقعیت خود، واقعیت معلوم را مییابد، اما در علم حصولی، قوّۀ مخصوص از قوای مختلف [[نفسانی]] که کارش صورتگیری و تصویرسازی است، دخالت میکند و پس از تهیه صورت عالِم میشود. در واقع علم حصولی به دستگاه [[ذهن]] یا دستگاه ادراکی مربوط است ولی در علم حضوری، دستگاههای مختلف نفسانی دخالتی ندارند"<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، با مقدمه و پاورقی شهید مرتضی مطهری، ج ۲، ص۲۸ و ۲۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[زهرةالسادات میرترابی حسینی|میرترابی حسینی، زهرةالسادات]]، [[علم لدنی در قرآن و حدیث (پایاننامه)|علم لدنی در قرآن و حدیث]]، ص۲۶.</ref> | ||
این اصطلاح، در [[آیات]] و [[روایات]] وجود ندارد و از اصطلاحاتی است که به تدریج در [[فلسفه]] [[اسلامی]] پیدا شدهاند؛ لذا تطبیق آن بر [[علوم]] [[امامان]] {{ع}}، نوعی [[استنباط]] است<ref>ر. ک: [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶.</ref>. | این اصطلاح، در [[آیات]] و [[روایات]] وجود ندارد و از اصطلاحاتی است که به تدریج در [[فلسفه]] [[اسلامی]] پیدا شدهاند؛ لذا تطبیق آن بر [[علوم]] [[امامان]] {{ع}}، نوعی [[استنباط]] است<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶.</ref>. | ||
== حصولی یا [[حضوری بودن علم]] [[معصوم]] == | == حصولی یا [[حضوری بودن علم]] [[معصوم]] == | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
[[علوم]] دریافتی به شیوه نخست، یعنی دریافت مستقیم [[وحی]]، به طور مسلم دانشی حضوری به [[پیامبر]] میدهد؛ زیرا این علوم بدون هر واسطهای، از جانب [[خدا]] بر [[قلب]] پیامبر نازل میشود. [[الهام]] نیز دانشی حضوری است؛ زیرا به طور مستقیم به قلب [[انسان]] افکنده میشود. | [[علوم]] دریافتی به شیوه نخست، یعنی دریافت مستقیم [[وحی]]، به طور مسلم دانشی حضوری به [[پیامبر]] میدهد؛ زیرا این علوم بدون هر واسطهای، از جانب [[خدا]] بر [[قلب]] پیامبر نازل میشود. [[الهام]] نیز دانشی حضوری است؛ زیرا به طور مستقیم به قلب [[انسان]] افکنده میشود. | ||
[[ارتباط با فرشتگان]] نیز دو گونه است: گاهی [[ارتباط]] با [[حقیقت]] [[ملکوتی]] آنان است که در این صورت، علوم دریافتی حضوری خواهد بود. برخی از [[آیات قرآن]] بر همین مطلب دلالت دارند: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بیگمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>. در آیهای دیگر نیز از [[نزول قرآن]] توسط [[روح]] الأمین ([[حضرت جبرئیل]] {{ع}}) بر قلب پیامبر {{صل}} سخن به میان آمده است<ref>{{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ}} «که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>. [[نزول]] این علوم بر قلب، حضوری بودن آنها را [[تأیید]] میکند. گونه دیگر، [[ارتباط با فرشته]]، همراه با تجسد مادی اوست. در این صورت، [[دانش]] حاصل از این ارتباط، حصولی خواهد بود؛ مانند [[ظهور]] مادی فرشتگانی که [[مأمور]] [[هلاکت]] [[قوم لوط]] بودند، بر [[حضرت ابراهیم]] و [[لوط]] {{ع}} که در قالب انسانهایی ظهور یافتند و با آنان سخن گفتند و حتی [[قوم]] آنان نیز ایشان را میدیدند<ref>ر. ک: هود، ۶۹-۸۱.</ref>. | [[ارتباط با فرشتگان]] نیز دو گونه است: گاهی [[ارتباط]] با [[حقیقت]] [[ملکوتی]] آنان است که در این صورت، علوم دریافتی حضوری خواهد بود. برخی از [[آیات قرآن]] بر همین مطلب دلالت دارند: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بیگمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>. در آیهای دیگر نیز از [[نزول قرآن]] توسط [[روح]] الأمین ([[حضرت جبرئیل]] {{ع}}) بر قلب پیامبر {{صل}} سخن به میان آمده است<ref>{{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ}} «که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>. [[نزول]] این علوم بر قلب، حضوری بودن آنها را [[تأیید]] میکند. گونه دیگر، [[ارتباط با فرشته]]، همراه با تجسد مادی اوست. در این صورت، [[دانش]] حاصل از این ارتباط، حصولی خواهد بود؛ مانند [[ظهور]] مادی فرشتگانی که [[مأمور]] [[هلاکت]] [[قوم لوط]] بودند، بر [[حضرت ابراهیم]] و [[لوط]] {{ع}} که در قالب انسانهایی ظهور یافتند و با آنان سخن گفتند و حتی [[قوم]] آنان نیز ایشان را میدیدند<ref>ر.ک: هود، ۶۹-۸۱.</ref>. | ||
در شیوه دیگر، [[پیامبران]] یا دیگر [[برگزیدگان خداوند]] علوم یا پیامهایی [[الهی]] را با واسطه [[امور مادی]] دریافت میکنند؛ مانند شنیدن از طریق یک درخت در ماجرای [[بعثت]] [[حضرت موسی]] {{ع}}<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref>. اگر دیدن و شنیدن در چنین مواردی [[حسی]] و مادی باشد، [[دانش]] به دست آمده از آن، حصولی خواهد بود و این گفت و گو با دریافت، مانند [[دانشهای عادی]]، از طریق [[حواس]] [[پیامبر]] انجام شده است؛ اما اگر [[حقیقت]] این نوع [[دیدارها]] و گفت و گوها، [[شهودی]] و غیر حسی باشد، دانش به دست آمده از آنها حضوری خواهد بود. [[اطمینان]] به اینکه این گونه [[دیدار]] و شنیدارها حسی یا شهودی بودهاند، به قراین نیازمند است و بدون آن [[داوری]] درباره آنها دشوار است؛ زیرا دیدن و شنیدن، افزون بر امور حسی<ref>مانند آنکه قوم لوط فرشتگانی را که در قالب انسان تمثل یافته بودند، میدیدند.</ref>، در [[امور معنوی]] نیز به کار میرود<ref>مانند جریان معراج رسول خدا {{صل}} و مشاهده حقایق ملکوتی: نجم، ۱۱-۱۴: {{متن قرآن|مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى * أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى * وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}} «دل، آنچه میدید، دروغ نگفت * پس آیا شما با او در آنچه میبیند، بگو- مگو میکنید؟ * و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود * کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۱-۱۴.</ref>. بنابراین [[علوم]] با واسطه، ممکن است به شکل حصولی یا حضوری باشند. | در شیوه دیگر، [[پیامبران]] یا دیگر [[برگزیدگان خداوند]] علوم یا پیامهایی [[الهی]] را با واسطه [[امور مادی]] دریافت میکنند؛ مانند شنیدن از طریق یک درخت در ماجرای [[بعثت]] [[حضرت موسی]] {{ع}}<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref>. اگر دیدن و شنیدن در چنین مواردی [[حسی]] و مادی باشد، [[دانش]] به دست آمده از آن، حصولی خواهد بود و این گفت و گو با دریافت، مانند [[دانشهای عادی]]، از طریق [[حواس]] [[پیامبر]] انجام شده است؛ اما اگر [[حقیقت]] این نوع [[دیدارها]] و گفت و گوها، [[شهودی]] و غیر حسی باشد، دانش به دست آمده از آنها حضوری خواهد بود. [[اطمینان]] به اینکه این گونه [[دیدار]] و شنیدارها حسی یا شهودی بودهاند، به قراین نیازمند است و بدون آن [[داوری]] درباره آنها دشوار است؛ زیرا دیدن و شنیدن، افزون بر امور حسی<ref>مانند آنکه قوم لوط فرشتگانی را که در قالب انسان تمثل یافته بودند، میدیدند.</ref>، در [[امور معنوی]] نیز به کار میرود<ref>مانند جریان معراج رسول خدا {{صل}} و مشاهده حقایق ملکوتی: نجم، ۱۱-۱۴: {{متن قرآن|مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى * أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى * وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}} «دل، آنچه میدید، دروغ نگفت * پس آیا شما با او در آنچه میبیند، بگو- مگو میکنید؟ * و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود * کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۱-۱۴.</ref>. بنابراین [[علوم]] با واسطه، ممکن است به شکل حصولی یا حضوری باشند. | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
شیوههای هشتم و نهم، یعنی [[خردورزی]] و استفاده از حواس، دانشهای حصولی به دنبال دارند. | شیوههای هشتم و نهم، یعنی [[خردورزی]] و استفاده از حواس، دانشهای حصولی به دنبال دارند. | ||
بنابراین علوم به دست آمده برای [[برگزیدگان خداوند]]، با توجه به روشهای مختلف آن، در حضوری با حصولی بودن متفاوت بوده، برخی حصولی و برخی حضوریاند | بنابراین علوم به دست آمده برای [[برگزیدگان خداوند]]، با توجه به روشهای مختلف آن، در حضوری با حصولی بودن متفاوت بوده، برخی حصولی و برخی حضوریاند<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۴۶-۱۵۱.</ref>. | ||
== نتیجه گیری == | == نتیجه گیری == | ||
نتیجه اینکه همۀ [[علوم ائمه]] حصولی نیست همچنان که همۀ آن حضوری نیز نبوده است؛ زیرا [[علوم]] از راه حواس نیز بر ایشان حاصل میشده است، مگر اینکه بگوئیم [[علوم غیبی]] را که آنها از [[خداوند]] دریافت میکنند مانند [[علم خداوند]] است زیرا آنچه محال است این است که علوم ائمه ذاتی باشد، اما اگر علوم آنها وابسته به خداوند باشد، که قطعاً چنین است، مانعی ندارد خداوند از نوع [[علم]] خود هر چند به طور محدود به آنها [[افاضه]] کند. بنابراین علوم به دست آمده برای [[برگزیدگان خداوند]]، با توجه به روشهای مختلف آن، در حضوری یا حصولی بودن متفاوت بوده، برخی حصولی و برخی حضوری اند<ref>ر. ک: [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶؛ [[قاسم علی شیخزاده|شیخزاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایاننامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص۹.</ref>. | نتیجه اینکه همۀ [[علوم ائمه]] حصولی نیست همچنان که همۀ آن حضوری نیز نبوده است؛ زیرا [[علوم]] از راه حواس نیز بر ایشان حاصل میشده است، مگر اینکه بگوئیم [[علوم غیبی]] را که آنها از [[خداوند]] دریافت میکنند مانند [[علم خداوند]] است زیرا آنچه محال است این است که علوم ائمه ذاتی باشد، اما اگر علوم آنها وابسته به خداوند باشد، که قطعاً چنین است، مانعی ندارد خداوند از نوع [[علم]] خود هر چند به طور محدود به آنها [[افاضه]] کند. بنابراین علوم به دست آمده برای [[برگزیدگان خداوند]]، با توجه به روشهای مختلف آن، در حضوری یا حصولی بودن متفاوت بوده، برخی حصولی و برخی حضوری اند<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶؛ [[قاسم علی شیخزاده|شیخزاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایاننامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص۹.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:علم | [[رده:علم معصوم]] | ||
[[رده:مدخل برگرفته از پرسمان]] | [[رده:مدخل برگرفته از پرسمان]] | ||
[[رده:مدخل برگرفته از پرسمان علم معصوم]] | [[رده:مدخل برگرفته از پرسمان علم معصوم]] | ||
[[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]] | [[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]] | ||