بازار در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۷: خط ۱۷:
برای تبیین وضعیت بازار در [[حکومت امام علی]] {{ع}} می‌باید به برخی ویژگی‌های آن اشاره کرد. اگرچه بعضی از این ویژگی‌ها به زمان حضرت اختصاص ندارد و قبل از آن نیز وجود داشته است:
برای تبیین وضعیت بازار در [[حکومت امام علی]] {{ع}} می‌باید به برخی ویژگی‌های آن اشاره کرد. اگرچه بعضی از این ویژگی‌ها به زمان حضرت اختصاص ندارد و قبل از آن نیز وجود داشته است:
#[[بازار]] غالباً در کنار [[مسجد]] و [[دارالاماره]] بنا شده بود که این خود نشانه [[ارتباط]] وثیق این مراکز با یکدیگر است. برای نمونه، [[مساجد]] جامع [[بصره]]، کوفه و [[سامرا]] در کنار بازار قرار داشتند<ref>شیخلی، صباح ابراهیم سعید، الاصناف فی العصر العباسی، ص۳۸.</ref>. از گفت‌وگوی [[عقیل بن ابی طالب]] با [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نیز استفاده می‌شود که بازار کوفه در کنار دارالاماره قرار داشته است. وقتی [[عقیل]] می‌گوید: من صد هزار دینار مقروض هستم و از [[بیت المال]] چیزی به من بده تا دیونم را ادا کنم، حضرت می‌فرماید: من و تو، هر کدام فردی از مسلمانان هستیم و حقی مساوی داریم و نمی‌توانیم بیش از دیگران از بیت المال سهم بگیریم، و وقتی عقیل قانع نمی‌شود، می‌فرماید: اگر به آن‌چه گفتم قانع نیستی، پایین برو و قفل یکی از صندوق‌ها را بشکن و آن‌چه در آن است بردار<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۱۲۵.</ref>. البته این که بازار در کنار [[دارالاماره]] و [[مسجد]] بنا می‌شد، اختصاص به [[زمان]] [[حضرت]] ندارد، بلکه این یکی از مظاهر [[تمدن اسلامی]] تلقی می‌شود و تمام شهرهایی که به دست [[حاکمان]] [[اسلامی]] ساخته می‌شد چنین وضعیتی داشت، و [[مسجد جامع]]، هم مرکز مذهبی و [[سیاسی]] و محلی برای آموزش‌های [[فکری]] و عملی بود، و هم مکان [[بسیج]] نیروها برای [[دفاع]] و [[جهاد]].
#[[بازار]] غالباً در کنار [[مسجد]] و [[دارالاماره]] بنا شده بود که این خود نشانه [[ارتباط]] وثیق این مراکز با یکدیگر است. برای نمونه، [[مساجد]] جامع [[بصره]]، کوفه و [[سامرا]] در کنار بازار قرار داشتند<ref>شیخلی، صباح ابراهیم سعید، الاصناف فی العصر العباسی، ص۳۸.</ref>. از گفت‌وگوی [[عقیل بن ابی طالب]] با [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نیز استفاده می‌شود که بازار کوفه در کنار دارالاماره قرار داشته است. وقتی [[عقیل]] می‌گوید: من صد هزار دینار مقروض هستم و از [[بیت المال]] چیزی به من بده تا دیونم را ادا کنم، حضرت می‌فرماید: من و تو، هر کدام فردی از مسلمانان هستیم و حقی مساوی داریم و نمی‌توانیم بیش از دیگران از بیت المال سهم بگیریم، و وقتی عقیل قانع نمی‌شود، می‌فرماید: اگر به آن‌چه گفتم قانع نیستی، پایین برو و قفل یکی از صندوق‌ها را بشکن و آن‌چه در آن است بردار<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۱۲۵.</ref>. البته این که بازار در کنار [[دارالاماره]] و [[مسجد]] بنا می‌شد، اختصاص به [[زمان]] [[حضرت]] ندارد، بلکه این یکی از مظاهر [[تمدن اسلامی]] تلقی می‌شود و تمام شهرهایی که به دست [[حاکمان]] [[اسلامی]] ساخته می‌شد چنین وضعیتی داشت، و [[مسجد جامع]]، هم مرکز مذهبی و [[سیاسی]] و محلی برای آموزش‌های [[فکری]] و عملی بود، و هم مکان [[بسیج]] نیروها برای [[دفاع]] و [[جهاد]].
#از [[روایات]] استفاده می‌شود که در [[زمان امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[کوفه]] بازارهایی داشت که در آنها اتاق‌هایی برای خریدوفروش ساخته و آماده شده بود. از جریان [[عقیل]] نیز این امر استفاده می‌شود؛ زیرا در غیر این صورت افراد صندوق‌های خود را در بازارهایی که هیچ اتاقی نداشت، رها نمی‌کردند. همچنین [[روایت]] عقیل گویای آن است که این اتاق‌ها حفاظی نداشت و [[امنیت]] آنها را [[دولت]] تأمین می‌کرد. البته در کنار این نوع بازار، بازارهای دیگری نیز وجود داشت که هر کسی می‌توانست بساط خود را پهن کند و به خریدوفروش بپردازد. در این نوع بازار فروشندگان مکان خاصی نداشتند و آن کس که زودتر وارد بازار می‌شد، می‌توانست مکانی را که بهتر می‌دید، برای خود [[انتخاب]] کند و تا شب آن [[روز]] نیز، کسی [[حق]] ممانعت از او را نداشت و هیچ‌کس نمی‌توانست جای وی را تصاحب کند. [[امام علی]] {{ع}} در [[حدیثی]] می‌فرماید: «بازار [[مسلمانان]] مانند مسجد آنان است؛ کسی که در مکانی از بازار پیشی گیرد، تا شب از دیگران به آن مکان سزاوارتر است»<ref>کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۵۵، باب السبق الی السوق، ح۱؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۹۹، ح۳۷۵۲؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۵، ص۹، ح۳۱.</ref>. این [[سیاست]] موجب می‌شد که فروشندگان تلاش کنند زودتر به بازار بروند و بازار در انحصار فروشندگان خاصی قرار نگیرد. به این ترتیب فروشندگان و [[تجار]] مهم، امروز در جایی، و فردا در جای دیگری از بازار کالاهای خود را می‌فروختند و این سبب می‌شد که همه مناطق بازار، اهمیت و اعتبار یک‌نواختی داشته باشد<ref>بیهقی، السنن الکبری، ج۹، ص۱۰۹، ح۱۲۰۵۶.</ref>. البته [[فرمان]] عدم احداث بنا در بازار به دلیل [[مصالح]] خاصی در آن [[زمان]] وضع شد؛ اما دائمی و ضروری بودن این [[حکم]] برای همه زمان‌ها، امر مسلمی نیست. به گونه‌ای که در [[زمان امام صادق]] {{ع}} برخی از [[اصحاب]]، نظیر ابی [[عماره]] [[طیار]] در بازار، صاحب مغازه بودند و برخی دیگر به گرفتن دکان در آنجا [[تشویق]] می‌شدند<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۴، ح۱۳.</ref>، و شاید گفته [[طبری]] مبنی بر اینکه بازارهای [[کوفه]] بدون ساختمان و بنا بود<ref>طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۴، ص۴۵.</ref>، ناظر به ابتدای شکل‌گیری بازار باشد. دلیل دیگر، این گزارش است که [[حضرت]] از گرفتن کرایه «[[بیوت]]» صرف نظر می‌کردند و این نشان می‌دهد که در بازار کوفه غرفه‌ها و اتاق‌هایی وجود داشته و [[یعقوبی]] نیز تصریح می‌کند که تا زمان خالد قسری سقف آن غرفه‌ها از [[حصیر]] بوده است<ref>یعقوبی، احمد بن واضح، فتوح البلدان، ص۷۱.</ref>؛ بنابراین در زمان [[خلافت امام علی]] {{ع}} در بازار کوفه ساختمان‌هایی احداث شده بود.
#از [[روایات]] استفاده می‌شود که در [[زمان امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[کوفه]] بازارهایی داشت که در آنها اتاق‌هایی برای خریدوفروش ساخته و آماده شده بود. از جریان [[عقیل]] نیز این امر استفاده می‌شود؛ زیرا در غیر این صورت افراد صندوق‌های خود را در بازارهایی که هیچ اتاقی نداشت، رها نمی‌کردند. همچنین [[روایت]] عقیل گویای آن است که این اتاق‌ها حفاظی نداشت و [[امنیت]] آنها را [[دولت]] تأمین می‌کرد. البته در کنار این نوع بازار، بازارهای دیگری نیز وجود داشت که هر کسی می‌توانست بساط خود را پهن کند و به خریدوفروش بپردازد. در این نوع بازار فروشندگان مکان خاصی نداشتند و آن کس که زودتر وارد بازار می‌شد، می‌توانست مکانی را که بهتر می‌دید، برای خود [[انتخاب]] کند و تا شب آن [[روز]] نیز، کسی [[حق]] ممانعت از او را نداشت و هیچ‌کس نمی‌توانست جای وی را تصاحب کند. [[امام علی]] {{ع}} در [[حدیثی]] می‌فرماید: «بازار [[مسلمانان]] مانند مسجد آنان است؛ کسی که در مکانی از بازار پیشی گیرد، تا شب از دیگران به آن مکان سزاوارتر است»<ref>کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۵۵، باب السبق الی السوق، ح۱؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۹۹، ح۳۷۵۲؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۵، ص۹، ح۳۱.</ref>. این [[سیاست]] موجب می‌شد که فروشندگان تلاش کنند زودتر به بازار بروند و بازار در انحصار فروشندگان خاصی قرار نگیرد. به این ترتیب فروشندگان و [[تجار]] مهم، امروز در جایی، و فردا در جای دیگری از بازار کالاهای خود را می‌فروختند و این سبب می‌شد که همه مناطق بازار، اهمیت و اعتبار یک‌نواختی داشته باشد<ref>بیهقی، السنن الکبری، ج۹، ص۱۰۹، ح۱۲۰۵۶.</ref>. البته [[فرمان]] عدم احداث بنا در بازار به دلیل [[مصالح]] خاصی در آن [[زمان]] وضع شد؛ اما دائمی و ضروری بودن این [[حکم]] برای همه زمان‌ها، امر مسلمی نیست. به گونه‌ای که در [[زمان امام صادق]] {{ع}} برخی از [[اصحاب]]، نظیر [[ابی عماره طیار]] در بازار، صاحب مغازه بودند و برخی دیگر به گرفتن دکان در آنجا [[تشویق]] می‌شدند<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۴، ح۱۳.</ref>، و شاید گفته [[طبری]] مبنی بر اینکه بازارهای [[کوفه]] بدون ساختمان و بنا بود<ref>طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۴، ص۴۵.</ref>، ناظر به ابتدای شکل‌گیری بازار باشد. دلیل دیگر، این گزارش است که [[حضرت]] از گرفتن کرایه «[[بیوت]]» صرف نظر می‌کردند و این نشان می‌دهد که در بازار کوفه غرفه‌ها و اتاق‌هایی وجود داشته و [[یعقوبی]] نیز تصریح می‌کند که تا زمان خالد قسری سقف آن غرفه‌ها از [[حصیر]] بوده است<ref>یعقوبی، احمد بن واضح، فتوح البلدان، ص۷۱.</ref>؛ بنابراین در زمان [[خلافت امام علی]] {{ع}} در بازار کوفه ساختمان‌هایی احداث شده بود.
#همان‌گونه که گذشت روایاتی از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} موجود است که نشان می‌دهد در بازار کوفه غرفه‌هایی وجود داشته است. این غرفه‌ها [[ملک دولت اسلامی]] بود و حضرت [[کراهت]] داشت که در مقابل استفاده از آنها اجاره‌ای بگیرد<ref>کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۵۵، باب السبق الی السوق، ح۱؛ شیخ طوسی، تهذیب، ج۷، ص۱۹، ح۳۱؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۳۰۰، ح۳.</ref>. از این [[روایات]] استفاده می‌شود که فروشندگان، تنها می‌توانستند برای مدتی بدون پرداخت اجاره، از این مکان‌ها استفاده کنند و حتی مجاز نبودند دکان‌هایی را شخصاً در بازار بسازند و در صورت چنین کاری [[حکومت]] با آنان برخورد می‌کرد. عدم اخذ کرایه مغازه‌های بازار موجب تسهیل دادوستد می‌شد و در نهایت، کالاها با قیمت کم‌تری در [[اختیار]] مشتری قرار می‌گرفت و این خود یکی از عوامل رونق بازار شد، و شاید به همین علت بود که حضرت اجازه نمی‌داد کسی در بازار بنا بسازد؛ زیرا در این صورت هر گاه فرد به هر دلیل نمی‌توانست از آن مکان برای [[تجارت]] استفاده کند، احتمالاً این محل را در ازای اخذ کرایه به دیگری واگذار می‌کرد، و [[حضرت]] [[تمایل]] نداشت که از مغازه‌ها اجرتی گرفته شود. البته باید توجه داشت که در این باره تنها [[کراهت]] اخذ اجرت از این دکان‌ها مطرح است نه [[حرمت]] اخذ آن، و طبیعی است که حضرت با توجه به [[مصالح جامعه]] چنین عمل می‌کرد. اما اگر مصالح جامعه چنین اقتضایی نداشته باشد، مانعی از اخذ اجرت وجود ندارد. البته این [[اقدام]] حضرت بی‌سابقه نبود؛ بلکه در روایتی که [[ابن شبه]] و [[ابن زباله]] از [[محمد بن عبدالله بن حسن]] دارند، بیان داشته‌اند که [[رسول الله]] {{صل}} نیز بازار را بر [[مسلمانان]] [[تصدق]] فرمود و [[خراج]] و کرایه‌ای از آنان دریافت نمی‌کرد<ref>سمهودی، نورالدین علی بن احمد، وفاء الوفاء، ج۲، ص۷۴۷.</ref>. [[سنت]] عدم اخذ اجرت از بازارها تا [[زمان]] [[زیاد بن ابیه]] ادامه داشت. او اولین حاکمی بود که از بازارها اجرت گرفت<ref>ابن ابی شیبه، المصنف، ج۱۴، ص۷۱، بنا به نقل سیدجعفر مرتضی عاملی، بازار در سایه حکومت اسلامی، ترجمه سیدمحمدحسینی، ح۲۸.</ref>. همچنین از [[روایات]] استفاده می‌شود که در زمان [[حکومت امیرالمؤمنین]] {{ع}} تحت هیچ عنوان اعم از کرایه، خراج و [[مالیات]]، از خریدار و فروشنده چیزی نمی‌گرفتند؛ زیرا همان مصالحی که اقتضا می‌کرد از مغازه‌ها اجرت اخذ نشود، اقتضا می‌کرد که مالیات نیز اخذ نشود. اگر خراج را به دلیل [[فتوحات]] گسترده [[سرزمین‌ها]]، مهم‌ترین مالیات [[صدر اسلام]] بدانیم، می‌توانیم سفارش‌ها و توصیه‌های حضرت به مأموران جمع‌آوری خراج را مهم‌ترین توصیه‌ها درباره اخذ مالیات در [[جامعه اسلامی]] قلمداد کنیم.
#همان‌گونه که گذشت روایاتی از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} موجود است که نشان می‌دهد در بازار کوفه غرفه‌هایی وجود داشته است. این غرفه‌ها [[ملک دولت اسلامی]] بود و حضرت [[کراهت]] داشت که در مقابل استفاده از آنها اجاره‌ای بگیرد<ref>کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۵۵، باب السبق الی السوق، ح۱؛ شیخ طوسی، تهذیب، ج۷، ص۱۹، ح۳۱؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۳۰۰، ح۳.</ref>. از این [[روایات]] استفاده می‌شود که فروشندگان، تنها می‌توانستند برای مدتی بدون پرداخت اجاره، از این مکان‌ها استفاده کنند و حتی مجاز نبودند دکان‌هایی را شخصاً در بازار بسازند و در صورت چنین کاری [[حکومت]] با آنان برخورد می‌کرد. عدم اخذ کرایه مغازه‌های بازار موجب تسهیل دادوستد می‌شد و در نهایت، کالاها با قیمت کم‌تری در [[اختیار]] مشتری قرار می‌گرفت و این خود یکی از عوامل رونق بازار شد، و شاید به همین علت بود که حضرت اجازه نمی‌داد کسی در بازار بنا بسازد؛ زیرا در این صورت هر گاه فرد به هر دلیل نمی‌توانست از آن مکان برای [[تجارت]] استفاده کند، احتمالاً این محل را در ازای اخذ کرایه به دیگری واگذار می‌کرد، و [[حضرت]] [[تمایل]] نداشت که از مغازه‌ها اجرتی گرفته شود. البته باید توجه داشت که در این باره تنها [[کراهت]] اخذ اجرت از این دکان‌ها مطرح است نه [[حرمت]] اخذ آن، و طبیعی است که حضرت با توجه به [[مصالح جامعه]] چنین عمل می‌کرد. اما اگر مصالح جامعه چنین اقتضایی نداشته باشد، مانعی از اخذ اجرت وجود ندارد. البته این [[اقدام]] حضرت بی‌سابقه نبود؛ بلکه در روایتی که [[ابن شبه]] و [[ابن زباله]] از [[محمد بن عبدالله بن حسن]] دارند، بیان داشته‌اند که [[رسول الله]] {{صل}} نیز بازار را بر [[مسلمانان]] [[تصدق]] فرمود و [[خراج]] و کرایه‌ای از آنان دریافت نمی‌کرد<ref>سمهودی، نورالدین علی بن احمد، وفاء الوفاء، ج۲، ص۷۴۷.</ref>. [[سنت]] عدم اخذ اجرت از بازارها تا [[زمان]] [[زیاد بن ابیه]] ادامه داشت. او اولین حاکمی بود که از بازارها اجرت گرفت<ref>ابن ابی شیبه، المصنف، ج۱۴، ص۷۱، بنا به نقل سیدجعفر مرتضی عاملی، بازار در سایه حکومت اسلامی، ترجمه سیدمحمدحسینی، ح۲۸.</ref>. همچنین از [[روایات]] استفاده می‌شود که در زمان [[حکومت امیرالمؤمنین]] {{ع}} تحت هیچ عنوان اعم از کرایه، خراج و [[مالیات]]، از خریدار و فروشنده چیزی نمی‌گرفتند؛ زیرا همان مصالحی که اقتضا می‌کرد از مغازه‌ها اجرت اخذ نشود، اقتضا می‌کرد که مالیات نیز اخذ نشود. اگر خراج را به دلیل [[فتوحات]] گسترده [[سرزمین‌ها]]، مهم‌ترین مالیات [[صدر اسلام]] بدانیم، می‌توانیم سفارش‌ها و توصیه‌های حضرت به مأموران جمع‌آوری خراج را مهم‌ترین توصیه‌ها درباره اخذ مالیات در [[جامعه اسلامی]] قلمداد کنیم.
#حدود بازارها را [[حکومت]] تعیین می‌کرد و بازاریان [[حق]] تخطی از محدوده معین را نداشتند. در مقابل، [[مردم]] نیز نمی‌بایست به [[حریم]] بازار [[تجاوز]] کنند و در آن ساختمان مسکونی بسازند. حکومت نیز همواره بر رعایت این [[حریم‌ها]] [[نظارت]] می‌کرد. [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در هنگام تعیین بازار [[مدینه]] فرمود: «این بازار شما است و کسی [[حق]] [[تجاوز]] به آن را ندارد و [[خراج]] نیز از آن گرفته نمی‌شود»<ref>سمهودی، نورالدین علی بن احمد، وفاء الوفاء، ج۲، ص۷۴۸؛ نمیری بشعری، ابو زید عمر بن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج۱، ص۳۰۴.</ref>. [[حضرت علی]] {{ع}} نیز در دوران [[حکومت]] خویش از حدود بازار [[مراقبت]] می‌کرد<ref>بیهقی، السن الکبری، ج۹، ص۱۰۹، ح۱۲۰۵۶.</ref>. [[شاهد]] اینکه [[اصبغ بن نباته]] [[روایت]] می‌کند که روزی آن [[حضرت]] به بازار رفت و با مغازه‌هایی مواجه شد که در بازار ساخته بودند. حضرت دستور داد که آنها را ویران کنند<ref>بیهقی، السن الکبری، ج۱، ص۱۰۹، ح۱۲۰۵۶.</ref>؛ همان‌گونه که وقتی [[پیامبر]] بر خیمه‌ای در محل دارالمنبعث گذشت و فرمود: این [[خیمه]] چیست؟ گفتند: مردی از [[بنی حارثه]] در آن خرما می‌فروشد. حضرت دستور داد که آن خیمه را بسوزانند<ref>سمهودی، نورالدین علی بن احمد، وفاء الوفاء، ج۲، ص۷۴۹.</ref>.
#حدود بازارها را [[حکومت]] تعیین می‌کرد و بازاریان [[حق]] تخطی از محدوده معین را نداشتند. در مقابل، [[مردم]] نیز نمی‌بایست به [[حریم]] بازار [[تجاوز]] کنند و در آن ساختمان مسکونی بسازند. حکومت نیز همواره بر رعایت این [[حریم‌ها]] [[نظارت]] می‌کرد. [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در هنگام تعیین بازار [[مدینه]] فرمود: «این بازار شما است و کسی [[حق]] [[تجاوز]] به آن را ندارد و [[خراج]] نیز از آن گرفته نمی‌شود»<ref>سمهودی، نورالدین علی بن احمد، وفاء الوفاء، ج۲، ص۷۴۸؛ نمیری بشعری، ابو زید عمر بن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج۱، ص۳۰۴.</ref>. [[حضرت علی]] {{ع}} نیز در دوران [[حکومت]] خویش از حدود بازار [[مراقبت]] می‌کرد<ref>بیهقی، السن الکبری، ج۹، ص۱۰۹، ح۱۲۰۵۶.</ref>. [[شاهد]] اینکه [[اصبغ بن نباته]] [[روایت]] می‌کند که روزی آن [[حضرت]] به بازار رفت و با مغازه‌هایی مواجه شد که در بازار ساخته بودند. حضرت دستور داد که آنها را ویران کنند<ref>بیهقی، السن الکبری، ج۱، ص۱۰۹، ح۱۲۰۵۶.</ref>؛ همان‌گونه که وقتی [[پیامبر]] بر خیمه‌ای در محل دارالمنبعث گذشت و فرمود: این [[خیمه]] چیست؟ گفتند: مردی از [[بنی حارثه]] در آن خرما می‌فروشد. حضرت دستور داد که آن خیمه را بسوزانند<ref>سمهودی، نورالدین علی بن احمد، وفاء الوفاء، ج۲، ص۷۴۹.</ref>.
۲۲۴٬۷۸۹

ویرایش