بنی‌دیان: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۴۳۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ دسامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۶: خط ۲۶:
==بنی‌دیان و [[اعتقادات]] مذهبی در [[جاهلیت]]==
==بنی‌دیان و [[اعتقادات]] مذهبی در [[جاهلیت]]==
به نظر می‌رسد - همان‌گونه که در بخش «اسلام بنی‌دیان» اشاره خواهد شد، - بنی‌دیان نیز بمانند قبیله [[مادری]] خود بنی‌حارث بن کعب، [[بت‌پرست]] بودند و از همین‌رو، مقصود اعزام [[سریه]] [[خالد بن ولید]] در [[سال دهم هجری]] قرار گرفتند<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۱۲۷؛ بیهقی، دلائل النبوه، ج۵، ص۴۱۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۴.</ref>. آنان به [[پرستش]] بتانی نظیر [[بت]] یا [[بتخانه]] [[ذوالخَلَصه]] در عَبلاء<ref>در چهار منزلی مکه به سوی یمن. (ابن قتبه دینوری، المعارف، ص۳۱۷).</ref> می‌پرداختند. این بت که بنی‌حارث تولیت آن را به دست داشتند، پس از [[فتح مکه]]، به [[دستور پیامبر]]{{صل}} ویران شد و بعد‌ها در جای آن [[مسجد]] جامعی بنا گردید<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۳۸۳. نیز ر.ک: ابن قتبه دینوری، المعارف، ص۳۱۷.</ref>. یغوث هم دیگر بتی بود که کل [[مردم]] [[قبیله مذحج]] می‌پرستیدند<ref>ابن قتبه دینوری، المعارف، ص۳۱۷.</ref>. گذشته از [[عبادت]] بت‌های [[جاهلی]]، [[ادیان توحیدی]] نیز در میان بنی‌حارث به سان دیگر [[قبایل عرب]] جنوبی ریشه دوانیده بود و گروهی از بنی‌حارث بر [[آیین یهود]] بودند<ref>ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۶۲۱، یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۷.</ref>. بسیاری از ایشان هم، به [[مسیحیت]] گرویده بودند و [[نجران]] را پایگاه مهم این [[آیین]] قرار داده بودند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۱۹۳.</ref>. بنی‌حارث بن کعب و [[طوایف]] آن در نجران، عبادتگاهی به نام «دیر نجران» یا «کعبۀ نجران» داشتند که «رَبَّه» نیز خوانده می‌شد<ref>ابن‌منظور، لسان العرب‌، ج۵، ص۹۶.</ref>. پایه‌گذار این بنا، [[خاندان]] [[عبدالمدان بن دیان]] بودند و هم آنان اداره و [[سرپرستی]] آن را بر عهده داشتند<ref>یاقوت حموی‌، معجم البلدان، ج‌۲، ص۵۳۸.</ref>. دیر نجران، ساختمانی شبیه ساختمان [[کعبه]] داشت و همچون کعبه در [[مکه]]، به شکل مکعب و به‌صورت متساوی الاضلاع و متساوی الاقطار ساخته شده بود<ref>بکری‌، معجم ما استعجم‌، ج۱، ص۶۰۳؛ یاقوت حموی‌، معجم البلدان، ج‌۲، ص۵۳۸؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۶، ص۴۱۷.</ref>. درب این کعبه، بالاتر از [[زمین]] قرار داشت و مانند کعبه می‌بایست از نردبان بالا می‌رفتند تا داخل آن شوند. [[آل]] عبدالمدان و عده‌ای از [[اعراب]] - از جمله تمامی مردم [[قبیله خثعم]] - که [[حج]] [[بیت اللّه]] نمی‌کردند و [[ماه‌های حرام]] را [[حرمت]] نمی‌نهادند، بدین دیر می‌آمدند و به گرد آن به [[طواف]] می‌پرداختند<ref>یاقوت حموی‌، معجم البلدان، ج‌۲، ص۵۳۸.</ref>. از برخی توصیف‌ها چنین بر می‌آید که این [[عبادتگاه]]، افزون بر جنبۀ مذهبی، از جنبۀ [[اقتصادی]] نیز برخوردار بوده است<ref>بکری‌، معجم ما استعجم‌، ج۱، ص۶۰۳.</ref>. در کنار [[کعبه]] [[نجران]]، بزرگترین کلیسای نجران قرار داشت که [[اسقف]] اعظم و سایر بزرگان [[مسیحی]] در آن اقامت داشتند. اطراف کعبه، بنای گنبد مانندی بود که با سیصد قطعه پوست متصل به هم، ساخته شده بود<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸؛ یاقوت حموی‌، معجم البلدان، ج‌۲، ص۵۳۸.</ref>. کعبه نجران، کنار نهری به نام «نُحَیْردان» بود<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸.</ref> و گنبد مذکور، روی [[نهر]] و کعبه را پوشانده بود. [[مردم]] نجران روزهای یکشنبه و روزهای [[عید]]، در حالی که لباس‌های حریر و زربفت و کمربندهای طلایی پوشیده بودند، از مناطق مختلف، سواره، به سوی کعبه نجران حرکت می‌کردند و پس از به جا آوردن [[نماز]] و انجام [[مراسم عبادی]] خود، به مناطق سرسبز اطراف می‌رفتند و به [[خوشگذرانی]] و [[لهو و لعب]] می‌پرداختند<ref>یاقوت حموی‌، معجم البلدان، ج‌۲، ص۵۳۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
به نظر می‌رسد - همان‌گونه که در بخش «اسلام بنی‌دیان» اشاره خواهد شد، - بنی‌دیان نیز بمانند قبیله [[مادری]] خود بنی‌حارث بن کعب، [[بت‌پرست]] بودند و از همین‌رو، مقصود اعزام [[سریه]] [[خالد بن ولید]] در [[سال دهم هجری]] قرار گرفتند<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۱۲۷؛ بیهقی، دلائل النبوه، ج۵، ص۴۱۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۴.</ref>. آنان به [[پرستش]] بتانی نظیر [[بت]] یا [[بتخانه]] [[ذوالخَلَصه]] در عَبلاء<ref>در چهار منزلی مکه به سوی یمن. (ابن قتبه دینوری، المعارف، ص۳۱۷).</ref> می‌پرداختند. این بت که بنی‌حارث تولیت آن را به دست داشتند، پس از [[فتح مکه]]، به [[دستور پیامبر]]{{صل}} ویران شد و بعد‌ها در جای آن [[مسجد]] جامعی بنا گردید<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۳۸۳. نیز ر.ک: ابن قتبه دینوری، المعارف، ص۳۱۷.</ref>. یغوث هم دیگر بتی بود که کل [[مردم]] [[قبیله مذحج]] می‌پرستیدند<ref>ابن قتبه دینوری، المعارف، ص۳۱۷.</ref>. گذشته از [[عبادت]] بت‌های [[جاهلی]]، [[ادیان توحیدی]] نیز در میان بنی‌حارث به سان دیگر [[قبایل عرب]] جنوبی ریشه دوانیده بود و گروهی از بنی‌حارث بر [[آیین یهود]] بودند<ref>ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۶۲۱، یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۷.</ref>. بسیاری از ایشان هم، به [[مسیحیت]] گرویده بودند و [[نجران]] را پایگاه مهم این [[آیین]] قرار داده بودند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۱۹۳.</ref>. بنی‌حارث بن کعب و [[طوایف]] آن در نجران، عبادتگاهی به نام «دیر نجران» یا «کعبۀ نجران» داشتند که «رَبَّه» نیز خوانده می‌شد<ref>ابن‌منظور، لسان العرب‌، ج۵، ص۹۶.</ref>. پایه‌گذار این بنا، [[خاندان]] [[عبدالمدان بن دیان]] بودند و هم آنان اداره و [[سرپرستی]] آن را بر عهده داشتند<ref>یاقوت حموی‌، معجم البلدان، ج‌۲، ص۵۳۸.</ref>. دیر نجران، ساختمانی شبیه ساختمان [[کعبه]] داشت و همچون کعبه در [[مکه]]، به شکل مکعب و به‌صورت متساوی الاضلاع و متساوی الاقطار ساخته شده بود<ref>بکری‌، معجم ما استعجم‌، ج۱، ص۶۰۳؛ یاقوت حموی‌، معجم البلدان، ج‌۲، ص۵۳۸؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۶، ص۴۱۷.</ref>. درب این کعبه، بالاتر از [[زمین]] قرار داشت و مانند کعبه می‌بایست از نردبان بالا می‌رفتند تا داخل آن شوند. [[آل]] عبدالمدان و عده‌ای از [[اعراب]] - از جمله تمامی مردم [[قبیله خثعم]] - که [[حج]] [[بیت اللّه]] نمی‌کردند و [[ماه‌های حرام]] را [[حرمت]] نمی‌نهادند، بدین دیر می‌آمدند و به گرد آن به [[طواف]] می‌پرداختند<ref>یاقوت حموی‌، معجم البلدان، ج‌۲، ص۵۳۸.</ref>. از برخی توصیف‌ها چنین بر می‌آید که این [[عبادتگاه]]، افزون بر جنبۀ مذهبی، از جنبۀ [[اقتصادی]] نیز برخوردار بوده است<ref>بکری‌، معجم ما استعجم‌، ج۱، ص۶۰۳.</ref>. در کنار [[کعبه]] [[نجران]]، بزرگترین کلیسای نجران قرار داشت که [[اسقف]] اعظم و سایر بزرگان [[مسیحی]] در آن اقامت داشتند. اطراف کعبه، بنای گنبد مانندی بود که با سیصد قطعه پوست متصل به هم، ساخته شده بود<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸؛ یاقوت حموی‌، معجم البلدان، ج‌۲، ص۵۳۸.</ref>. کعبه نجران، کنار نهری به نام «نُحَیْردان» بود<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸.</ref> و گنبد مذکور، روی [[نهر]] و کعبه را پوشانده بود. [[مردم]] نجران روزهای یکشنبه و روزهای [[عید]]، در حالی که لباس‌های حریر و زربفت و کمربندهای طلایی پوشیده بودند، از مناطق مختلف، سواره، به سوی کعبه نجران حرکت می‌کردند و پس از به جا آوردن [[نماز]] و انجام [[مراسم عبادی]] خود، به مناطق سرسبز اطراف می‌رفتند و به [[خوشگذرانی]] و [[لهو و لعب]] می‌پرداختند<ref>یاقوت حموی‌، معجم البلدان، ج‌۲، ص۵۳۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==[[اسلام]] بنی‌دیان==
گفته شد که بنی‌حارث بن کعب در دوران [[جاهلی]]، [[پادشاهان]] [[عرب]] در نجران بودند و [[ریاست]] آنان را [[خاندان]] بنی‌دیان بر عهده داشتند<ref>ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۲۳۸؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۵؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۷.</ref>. همچنین گفتیم، که این [[مقام]] اندکی [[پیش از بعثت]] به [[یزید بن عبدالمدان بن دیان]] رسید<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۵؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۳۱.</ref>. در پی قدرت‌یابی اسلام در شبه جزیره، [[پیامبر]]{{صل}}، در ربیع‌الاخر یا جمادی‌الاولی [[سال دهم هجری]]، [[خالد بن ولید]] را با ۴۰۰ تن از [[مسلمانان]] به سوی بنی‌حارث گسیل داشت و [[فرمان]] داد چنانچه آنان، تا سه [[روز]] اسلام نپذیرند، با آنها به [[جنگ]] بپردازد. بنی‌حارث بی‌هیچ مخالفتی اسلام پذیرفتند و خالد، این خبر را به [[رسول خدا]]{{صل}} نوشت و خود به دستور حضرت در در میانشان ماند تا [[شریعت اسلام]] را به آنان بیاموزد. گویا، مقصود اعزام این سریه تنها [[بت‌پرستان]] بنی‌حارث بودند و هم آنان بودند که به این [[دعوت]]، پاسخ دادند.؛ چراکه به گزارش [[تاریخ]]، دست‌کم گروهی از [[نصرانیان]] پس از این واقعه همچنان بر [[دین]] خود باقی مانده بودند. چندان که پس از [[وفد]] بنی‌حارث، [[مسیحیان نجران]] با اعزام هیأتی به [[مدینه]] خواستار [[مباهله]] شدند و پس از پذیرش [[شکست]] در مباهله، با [[پیامبر]]{{صل}} در پرداخت [[جزیه]] به توافق رسیدند<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۸۲ - ۸۳؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۲۹۳ - ۲۹۴.</ref>. پس از [[وفات رسول خدا]]{{صل}}، [[خلیفۀ اول]]، طی نامه‌ای، [[عهد پیامبر]]{{صل}} را مبنی‌بر در [[امان]] بودن نصرانیان بنی‌حارث ([[نجران]])، با آنان تجدید کرد<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۳۲۱ـ۳۲۲.</ref>.
به دنبال این سریه‌، [[نمایندگان]] بنی‌حارث با افرادی چون [[قیس بن حصین ذی‌الغصه‌]]، [[یزید بن عبدالمدان]] و [[یزید بن محجل]]، [[عبدالله بن قریظ]] (قراد) زیادی و [[شداد بن عبدالله قنانی]] و [[عمرو بن عبدالله قنانی]] به همراه خالد، نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رفتند. چون حضرت آنها را دید، فرمود: «اینها که به مردان [[هندی]] شباهت دارند، چه کسانی هستند؟» گفته شد: «ای رسول خدا؛ اینان مردان [[بنی‌الحارث بن کعب]] هستند». پس حارثی‌ها [[سلام]] کردند و گفتند: «[[شهادت]] می‌دهیم که تو رسول خدا هستی و معبودی جز او نیست». پیامبر{{صل}} فرمود: «من نیز شهادت می‌دهم که معبودی جز [[خدا]] نیست و من رسول خدا هستم». سپس فرمود: «شما کسانی هستید که چون به مانع بر می‌خورید، قبول می‌کنید که حاضر شوید؟» همه ساکت ماندند و هیچ کدام پاسخی نداد. پس حضرت سه بار [[کلام]] خود را تکرار کرد. یزید بن عبدالمدان بعد از مرتبه چهارم پاسخ داد: «آری یا [[رسول الله]]؛ ما کسانی هستیم که چون به مانع بر می‌خوریم، حاضر می‌شویم» و این سخن را چهار بار تکرار کرد. پیامبر{{صل}} فرمود: «اگر خالد به من ننوشته بود که [[اسلام]] آورده‌اید و به [[جنگ]] ما نیامده‌اید، سرهایتان را زیر پای‌تان می‌انداختم». یزید بن عبدالمدان گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]] نه تو را ستودیم و نه ما خالد را ستودیم». فرمود: «پس [[ستایش]] که می‌کنید؟» گفت: «ای [[رسول خدا]]؛ خدایی را که به وسیله تو ما را [[هدایت]] کرد ستایش می‌کنیم». حضرت فرمود: «راست گفتی». سپس [[قیس بن حصین]] را بر آنان امارت داد و هیئت بازگشت. پس از رفتن آنها، حضرت، [[عمرو بن حزم]] را که در آن [[زمان]]، هفده سال سن بیشتر نداشت، جهت [[آموزش]] [[تعالیم اسلام]] و گردآوری زکات‌، با عهدنامه‌ای به سوی ایشان فرستاد<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۱۲۷؛ بیهقی، دلائل النبوه، ج۵، ص۴۱۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۴.</ref>. برخی منابع از [[عبدالحجر بن دیان]] - [[برادر]] یزید - هم به عنوان یکی از شرکت‌کنندگان در این [[وفد]] یا وفد دیگر یاد کرده‌اند<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۵.</ref> و آورده‌اند که [[پیغمبر]]{{صل}} در دیداری که با او داشت، نام وی را به عبدالله [[تغییر]] داده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۶۰؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۸۹۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش