مقام وراثت پیامبر به چه معناست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۳: خط ۳۳:


پاسخ این است که:
پاسخ این است که:
# [[حدیث]] از جهت [[سند ضعیف]] است؛ چون در سند ابی [[البختری]] هست که [[کنیه]] [[وهب بن وهب]] است و در مواردی [[حضرت امام رضا]]{{ع}} او را [[تکذیب]] کرده تا جایی که درباره او گفته شده: دروغگوترین [[مردم]] است.<ref>{{متن حدیث|مِنْ أَكْذَبِ الْبَرِيَّةِ}}؛ قاموس الرجال، ج۱۰، ص۴۵۷.</ref> [[مرحوم مجلسی]] در [[مرآة العقول]] فرموده: الحدیث [[ضعیف]]<ref>مرآة العقول، ج۱، ص۱۰۳.</ref>.
# [[حدیث]] از جهت سند ضعیف است؛ چون در سند ابی [[البختری]] هست که [[کنیه]] [[وهب بن وهب]] است و در مواردی [[حضرت امام رضا]]{{ع}} او را [[تکذیب]] کرده تا جایی که درباره او گفته شده: دروغگوترین [[مردم]] است.<ref>{{متن حدیث|مِنْ أَكْذَبِ الْبَرِيَّةِ}}؛ قاموس الرجال، ج۱۰، ص۴۵۷.</ref> [[مرحوم مجلسی]] در [[مرآة العقول]] فرموده: الحدیث [[ضعیف]]<ref>مرآة العقول، ج۱، ص۱۰۳.</ref>.
# با صرف نظر از سند، معنای [[روایت]] این نیست که اگر [[پیامبری]]، [[مالی]] داشت، به [[ارث]] برده نمی‌شود بلکه معنای روایت این است که [[پیامبران]] [[مال]] قابل توجهی نداشتند؛ آنان علمشان را برای [[امّت]] باقی گذاشتند و چیزی هم که مردم باید از پیامبران [[انتظار]] داشته باشند، [[دانش]] و [[حکمت]] و آثار [[نبوّت]] است، نه مال و [[ثروت]]. و بخشیدن و تملیک [[فدک]] به [[حضرت زهرا]]{{س}} آن را [[ملک]] شخصی او قرار دادن، بدین جهت بود که این [[اموال]]، در [[بیت]] [[امامت]] و [[ولایت]] باشد و علاوه بر تأمین [[زندگی شخصی]]، در جهت [[پیشرفت]] [[امر]] ولایت به کار گرفته شود. این ارث [[انبیا]]{{عم}} در بُعد [[حقیقی]]، لکن در [[مقام]] بحث، نظر به ارث از این نگاه نیست. بلکه مراد ارث از نگاهی دیگر است.
# با صرف نظر از سند، معنای [[روایت]] این نیست که اگر [[پیامبری]]، [[مالی]] داشت، به [[ارث]] برده نمی‌شود بلکه معنای روایت این است که [[پیامبران]] [[مال]] قابل توجهی نداشتند؛ آنان علمشان را برای [[امّت]] باقی گذاشتند و چیزی هم که مردم باید از پیامبران [[انتظار]] داشته باشند، [[دانش]] و [[حکمت]] و آثار [[نبوّت]] است، نه مال و [[ثروت]]. و بخشیدن و تملیک [[فدک]] به [[حضرت زهرا]]{{س}} آن را [[ملک]] شخصی او قرار دادن، بدین جهت بود که این [[اموال]]، در [[بیت]] [[امامت]] و [[ولایت]] باشد و علاوه بر تأمین [[زندگی شخصی]]، در جهت [[پیشرفت]] [[امر]] ولایت به کار گرفته شود. این ارث [[انبیا]]{{عم}} در بُعد [[حقیقی]]، لکن در [[مقام]] بحث، نظر به ارث از این نگاه نیست. بلکه مراد ارث از نگاهی دیگر است.


مراد از ارث در اینجا در ابعاد [[شخصیّت]] [[حقوقی]] پیامبران{{عم}} است، برخی از این ابعاد عبارت‌اند از:
مراد از ارث در اینجا در ابعاد [[شخصیّت]] [[حقوقی]] پیامبران{{عم}} است، برخی از این ابعاد عبارت‌اند از:
# انبیا{{عم}} به [[اذن خداوند]] [ولایت]] [[تکوینی]] داشتند؛ یعنی می‌توانستند با اذن خداوند در [[جهان آفرینش]] و [[تکوین]]، تصرّف کنند و برخلاف [[عادت]] و جریان طبیعی عالم اسباب، حوادثی را به‌وجود آورند، مانند [[زنده کردن]] [[مردگان]] و بازگرداندن [[بینایی]] به [[کور]] مادرزاد توسط [[حضرت عیسی]]{{ع}}<ref>سوره آل عمران، آیه ۴۹.</ref>، باد در [[اختیار]] [[حضرت سلیمان]]{{ع}} قرار گرفتن<ref>سوره ص، آیه۳۶.</ref>، و با یک چشم بهم‌زدن، احضار [[تخت بلقیس]]<ref>سوره نمل، آیه۴۰.</ref> این [[اختیارات]] را [[خداوند]] به [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز داده است، در این عرصه، آن قدر نمونه‌ها زیاد است که محتوای کتاب‌های بزرگ را تشکیل می‌دهد، ولی ما تنها به ذکر یک [[روایت]] بسنده می‌کنیم: [[ابو بصیر]] می‌گوید: بر [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} وارد شدم و گفتم: آیا شما [[ورثه]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هستید؟ [[امام]] فرمود: آری. پرسیدم: آیا [[رسول خدا]] [[وارث]] [[انبیا]] بود و آنچه آنان می‌دانستند، [[رسول اکرم]]{{صل}} نیز می‌دانست؟ فرمود: آری. گفتم: آیا شما می‌توانید [[مردگان]] را زنده کنید و کورهای مادرزاد و مبتلایان به برص را [[شفا]] دهید؟ حضرت فرمود: آری، به [[اذن الهی]] می‌توانیم. آنگاه فرمود: نزدیک بیا. وقتی جلو رفتم، دستی بر چشم و صورتم کشید، دیدگانم باز شد و [[خورشید]] و [[آسمان]]، [[زمین]]، [[خانه‌ها]] و آنچه در [[خانه]] بود را دیدم، سپس فرمود: آیا [[دوست]] داری به همین صورت [[بینا]] باشی و در [[قیامت]] مانند دیگران حساب پس دهی؟ یا اینکه مثل سابق [[نابینا]] باشی و [[بهشت]] از آنِ تو باشد؟ گفتم: دوست دارم به حال سابقم باشم. آنگاه دستی به چشمم کشید و به حالت اولیّه‌ام برگشتم»<ref>بصائر الدرجات، ص۲۶۹.</ref>.
# انبیا{{عم}} به [[اذن خداوند]] [[ولایت تکوینی]] داشتند؛ یعنی می‌توانستند با اذن خداوند در [[جهان آفرینش]] و [[تکوین]]، تصرّف کنند و برخلاف [[عادت]] و جریان طبیعی عالم اسباب، حوادثی را به‌وجود آورند، مانند [[زنده کردن]] [[مردگان]] و بازگرداندن [[بینایی]] به [[کور]] مادرزاد توسط [[حضرت عیسی]]{{ع}}<ref>سوره آل عمران، آیه ۴۹.</ref>، باد در [[اختیار]] [[حضرت سلیمان]]{{ع}} قرار گرفتن<ref>سوره ص، آیه۳۶.</ref>، و با یک چشم بهم‌زدن، احضار [[تخت بلقیس]]<ref>سوره نمل، آیه۴۰.</ref> این [[اختیارات]] را [[خداوند]] به [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز داده است، در این عرصه، آن قدر نمونه‌ها زیاد است که محتوای کتاب‌های بزرگ را تشکیل می‌دهد، ولی ما تنها به ذکر یک [[روایت]] بسنده می‌کنیم: [[ابو بصیر]] می‌گوید: بر [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} وارد شدم و گفتم: آیا شما [[ورثه]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هستید؟ [[امام]] فرمود: آری. پرسیدم: آیا [[رسول خدا]] [[وارث]] [[انبیا]] بود و آنچه آنان می‌دانستند، [[رسول اکرم]]{{صل}} نیز می‌دانست؟ فرمود: آری. گفتم: آیا شما می‌توانید [[مردگان]] را زنده کنید و کورهای مادرزاد و مبتلایان به برص را [[شفا]] دهید؟ حضرت فرمود: آری، به [[اذن الهی]] می‌توانیم. آنگاه فرمود: نزدیک بیا. وقتی جلو رفتم، دستی بر چشم و صورتم کشید، دیدگانم باز شد و [[خورشید]] و [[آسمان]]، [[زمین]]، [[خانه‌ها]] و آنچه در [[خانه]] بود را دیدم، سپس فرمود: آیا [[دوست]] داری به همین صورت [[بینا]] باشی و در [[قیامت]] مانند دیگران حساب پس دهی؟ یا اینکه مثل سابق [[نابینا]] باشی و [[بهشت]] از آنِ تو باشد؟ گفتم: دوست دارم به حال سابقم باشم. آنگاه دستی به چشمم کشید و به حالت اولیّه‌ام برگشتم»<ref>بصائر الدرجات، ص۲۶۹.</ref>.
# انبیا{{عم}} دارای [[علم گسترده]] بودند؛ [[علم]] به [[حقایق]] [[جهان هستی]] که خداوند به آنان اعطا کرده بود، این علم را برای امامان معصوم{{عم}} به [[ارث]] گذاشتند. در گذشته در این باره بحث کردیم و به [[یاری]] خداوند در [[آینده]] نیز به مناسبت فرازهایی که سخن از علم امامان معصوم{{عم}} دارد سخن خواهیم گفت. این جا فقط یک روایت را ذکر می‌کنیم و آن اینکه: امام صادق{{ع}} فرمود: [[سلیمان]] از داوود ارث برد، [[محمد]] از سلیمان ارث برد و ما از محمد ارث بردیم، از این جهت، [[علم به تورات]] و [[انجیل]] و [[زبور]] و بیان آنچه در [[الواح موسی]] بود، نزد ماست<ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۲۴، ح۳.</ref>.
# انبیا{{عم}} دارای [[علم گسترده]] بودند؛ [[علم]] به [[حقایق]] [[جهان هستی]] که خداوند به آنان اعطا کرده بود، این علم را برای امامان معصوم{{عم}} به [[ارث]] گذاشتند. در گذشته در این باره بحث کردیم و به [[یاری]] خداوند در [[آینده]] نیز به مناسبت فرازهایی که سخن از علم امامان معصوم{{عم}} دارد سخن خواهیم گفت. این جا فقط یک روایت را ذکر می‌کنیم و آن اینکه: امام صادق{{ع}} فرمود: [[سلیمان]] از داوود ارث برد، [[محمد]] از سلیمان ارث برد و ما از محمد ارث بردیم، از این جهت، [[علم به تورات]] و [[انجیل]] و [[زبور]] و بیان آنچه در [[الواح موسی]] بود، نزد ماست<ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۲۴، ح۳.</ref>.
# انبیا{{عم}} [[مصطفی]] و مجتبای [[خدا]] بودند؛ یعنی خداوند، آنان را جهت [[نبوت]] برگزیده بود: {{متن قرآن|وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الأَخْيَارِ}}<ref> و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند؛ سوره ص، آیه۴۷.</ref>؛ {{متن قرآن| فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref> اما پروردگارش او را برگزید و او را از شایستگان کرد؛ سوره قلم، آیه۵۰.</ref> [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز [[مصطفی]] و مجتبای خدایند؛ همان‌گونه که در اصطفای [[نبوّت]]، سنّ بالا شرط نبود و [[کودک]] در گهواره هم به [[پیامبری]] برگزیده شد: {{متن قرآن| قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا}}<ref> نوزاد گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه۳۰.</ref> و در مورد [[حضرت یحیی]]{{ع}} می‌خوانیم: {{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛ سوره مریم، آیه۱۲.</ref> همین‌گونه اعطای [[منصب]] رفیع [[امامت در کودکی]] به [[حضرت امام جواد]]{{ع}}، [[حضرت امام هادی]]{{ع}} و حضرت [[امام زمان]]{{ع}} جای استبعاد ندارد. از یکی از [[یاران امام جواد]]{{ع}} به نام [[علی بن اسباط]] [[روایت]] شده که او می‌گوید: [[خدمت]] حضرت رسیدم در حالی که سنّ [[امام]] کم بود، درست به قامت او [[خیره]] شدم تا به [[ذهن]] خویش بسپارم و هنگامی که به [[مصر]] باز می‌گردم، کم و کیف مطلب را برای [[دوستان امام]] نقل کنم. درست در همین هنگام که در چنین [[فکری]] بودم، آن حضرت نشست (گویی تمام [[فکر]] مرا خوانده بود) رو به سوی من کرد و فرمود: ای علیّ بن [[اسباط]]! [[خداوند]] کاری را که در مسأله [[امامت]] کرده همانند کاری است که در نبوّت کرده است؛ گاه می‌فرماید: {{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛ سوره مریم، آیه۱۲.</ref>؛ بنابر این، همان‌گونه که ممکن است خداوند، [[حکمت]] را به [[انسانی]] در [[کودکی]] بدهد، [[قدرت]] اوست که آن را در [[چهل سالگی]] بدهد<ref>صول کافی،ج۱، ص۳۸۴، ح ۷ (برای آگاهی از سایر مصادر حدیث، ر.ک: موسوعة الامام الجواد{{ع}}، ج۱، ص۲۰۹ - ۲۰۸.</ref>.
# انبیا{{عم}} مصطفی و مجتبای [[خدا]] بودند؛ یعنی خداوند، آنان را جهت [[نبوت]] برگزیده بود: {{متن قرآن|وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الأَخْيَارِ}}<ref> و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند؛ سوره ص، آیه۴۷.</ref>؛ {{متن قرآن| فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref> اما پروردگارش او را برگزید و او را از شایستگان کرد؛ سوره قلم، آیه۵۰.</ref> [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز [[مصطفی]] و مجتبای خدایند؛ همان‌گونه که در اصطفای [[نبوّت]]، سنّ بالا شرط نبود و [[کودک]] در گهواره هم به [[پیامبری]] برگزیده شد: {{متن قرآن| قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا}}<ref> نوزاد گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه۳۰.</ref> و در مورد [[حضرت یحیی]]{{ع}} می‌خوانیم: {{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛ سوره مریم، آیه۱۲.</ref> همین‌گونه اعطای [[منصب]] رفیع [[امامت در کودکی]] به [[حضرت امام جواد]]{{ع}}، [[حضرت امام هادی]]{{ع}} و حضرت [[امام زمان]]{{ع}} جای استبعاد ندارد. از یکی از [[یاران امام جواد]]{{ع}} به نام [[علی بن اسباط]] [[روایت]] شده که او می‌گوید: [[خدمت]] حضرت رسیدم در حالی که سنّ [[امام]] کم بود، درست به قامت او [[خیره]] شدم تا به [[ذهن]] خویش بسپارم و هنگامی که به [[مصر]] باز می‌گردم، کم و کیف مطلب را برای [[دوستان امام]] نقل کنم. درست در همین هنگام که در چنین [[فکری]] بودم، آن حضرت نشست (گویی تمام [[فکر]] مرا خوانده بود) رو به سوی من کرد و فرمود: ای علیّ بن [[اسباط]]! [[خداوند]] کاری را که در مسأله [[امامت]] کرده همانند کاری است که در نبوّت کرده است؛ گاه می‌فرماید: {{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛ سوره مریم، آیه۱۲.</ref>؛ بنابر این، همان‌گونه که ممکن است خداوند، [[حکمت]] را به [[انسانی]] در [[کودکی]] بدهد، [[قدرت]] اوست که آن را در [[چهل سالگی]] بدهد<ref>صول کافی،ج۱، ص۳۸۴، ح ۷ (برای آگاهی از سایر مصادر حدیث، ر.ک: موسوعة الامام الجواد{{ع}}، ج۱، ص۲۰۹ - ۲۰۸.</ref>.
# [[انبیا]]{{عم}} در مسیر [[ابلاغ رسالت]] خویش، [[رنج‌ها]] را به [[جان]] خریدند؛ اهانت‌ها، تحقیرها، شکنجه‌های جسمی و... [[خداوند]] به [[پیامبر اکرم]] صل فرمود: {{متن قرآن| فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ}}<ref> بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند؛ سوره احقاف، آیه۳۵.</ref>.<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۱ (کتاب)|در آستان امامان معصوم ج۱]]؛ ص۳۳۰.</ref>
# [[انبیا]]{{عم}} در مسیر [[ابلاغ رسالت]] خویش، [[رنج‌ها]] را به [[جان]] خریدند؛ اهانت‌ها، تحقیرها، شکنجه‌های جسمی و... [[خداوند]] به [[پیامبر اکرم]] صل فرمود: {{متن قرآن| فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ}}<ref> بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند؛ سوره احقاف، آیه۳۵.</ref>.<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۱ (کتاب)|در آستان امامان معصوم ج۱]]؛ ص۳۳۰.</ref>


۱۳۳٬۶۱۷

ویرایش