عصمت اکتسابی در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←عصمت ذاتی و عصمت اکتسابی
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== [[عصمت]] ذاتی و [[عصمت اکتسابی]] == | == [[عصمت]] ذاتی و [[عصمت اکتسابی]] == | ||
از نظر [[قرآن]]، عصمت یک تفضل الهی است که مانع [[پلیدی]] و [[رجس]] و دفع [[شرور]] و بدی کرده و شخص به [[طور]] [[فطری]] [[گرایش]] به پلیدی ندارد و از آن پرهیز و اجتناب میکند<ref>لسان العرب، ابن منظور، ج ۹، ص۲۴۴؛ ترتیب العین، ج ۲، ص۱۲۲۰.</ref>. اما در اصطلاح [[کلامی]] و [[اخلاقی]] وقتی از عصمت سخن به میان میآید مراد همان علم نافع و حکمت بالغهای است که [[انسان]] را از وقوع در مهالک رذایل و [[آلودگی]] به پلیدی [[معاصی]] دور و از هر گونه [[ضلالت]] و [[خطا]] [[حفظ]] میکند. بنابراین، عصمت همانند [[شجاعت]]، [[عفت]] و [[سخاوت]] صورت علمیه راسخه و ملکه نفسانیهای است که صاحب خویش را از ارتکاب عملی که جایز نیست چه [[گناه]] یا خطا نگه میدارد<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۳۸؛ ج ۵، ص۷۸.</ref>. البته مراد از این [[علم]]، همان [[حقیقت علم]] است که به آن [[برهان]] میگویند که [[رؤیت]] آن موجب میشود تا انسان از گناه صیانت بشود: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِۦ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَآ أَن رَّءَا بُرْهَـٰنَ رَبِّهِۦ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ ٱلسُّوٓءَ وَٱلْفَحْشَآءَ إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه | از نظر [[قرآن]]، عصمت یک تفضل الهی است که مانع [[پلیدی]] و [[رجس]] و دفع [[شرور]] و بدی کرده و شخص به [[طور]] [[فطری]] [[گرایش]] به پلیدی ندارد و از آن پرهیز و اجتناب میکند<ref>لسان العرب، ابن منظور، ج ۹، ص۲۴۴؛ ترتیب العین، ج ۲، ص۱۲۲۰.</ref>. اما در اصطلاح [[کلامی]] و [[اخلاقی]] وقتی از عصمت سخن به میان میآید مراد همان علم نافع و حکمت بالغهای است که [[انسان]] را از وقوع در مهالک رذایل و [[آلودگی]] به پلیدی [[معاصی]] دور و از هر گونه [[ضلالت]] و [[خطا]] [[حفظ]] میکند. بنابراین، عصمت همانند [[شجاعت]]، [[عفت]] و [[سخاوت]] صورت علمیه راسخه و ملکه نفسانیهای است که صاحب خویش را از ارتکاب عملی که جایز نیست چه [[گناه]] یا خطا نگه میدارد<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۳۸؛ ج ۵، ص۷۸.</ref>. البته مراد از این [[علم]]، همان [[حقیقت علم]] است که به آن [[برهان]] میگویند که [[رؤیت]] آن موجب میشود تا انسان از گناه صیانت بشود: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِۦ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَآ أَن رَّءَا بُرْهَـٰنَ رَبِّهِۦ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ ٱلسُّوٓءَ وَٱلْفَحْشَآءَ إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>. | ||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، [[پیامبران]] برای انجام [[رسالت]] خویش دارای [[عصمت]] ذاتی هستند که آنان را از هر گونه [[گناه]] [[حفظ]] میکند. البته این عصمت تنها در محدوده رسالت یا در عصر رسالت آنان نیست، بلکه اصولا از بچگی آن را دارا هستند؛ زیرا اگر عصمت نداشته باشند، جزو [[ظالمین]] بوده و [[عهد الهی]] به آنان نمیرسد: {{متن قرآن|وَإِذِ ٱبْتَلَىٰٓ إِبْرَٰهِـۧمَ رَبُّهُۥ بِكَلِمَـٰتٍۢ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًۭا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِى قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِى ٱلظَّـٰلِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد»، سوره بقره، آیه | از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، [[پیامبران]] برای انجام [[رسالت]] خویش دارای [[عصمت]] ذاتی هستند که آنان را از هر گونه [[گناه]] [[حفظ]] میکند. البته این عصمت تنها در محدوده رسالت یا در عصر رسالت آنان نیست، بلکه اصولا از بچگی آن را دارا هستند؛ زیرا اگر عصمت نداشته باشند، جزو [[ظالمین]] بوده و [[عهد الهی]] به آنان نمیرسد: {{متن قرآن|وَإِذِ ٱبْتَلَىٰٓ إِبْرَٰهِـۧمَ رَبُّهُۥ بِكَلِمَـٰتٍۢ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًۭا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِى قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِى ٱلظَّـٰلِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد»، سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>؛ ثانیا به سبب فقدان عصمت در دورهای [[مردم]] به آنان اعتماد نمیکنند: {{متن قرآن|إِنَّآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ كَمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَىٰ نُوحٍۢ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ مِنۢ بَعْدِهِۦ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْمَـٰعِيلَ وَإِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ وَٱلْأَسْبَاطِ وَعِيسَىٰ وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَـٰرُونَ وَسُلَيْمَـٰنَ وَءَاتَيْنَا دَاوُۥدَ زَبُورًۭا ... رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«ما به تو همانگونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی، و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داود زبور دادیم ... پيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند، تا براى مردم، پس از [فرستادن] پيامبران، در مقابل خدا [بهانه و] حجّتى نباشد، و خدا توانا و حكيم است.» سوره نساء، آیه ۱۶۳ ـ ۱۶۵.</ref>. این [[عصمت پیامبران]] تفضلی خاص برای آنان است و [[خدا]] هر کس را بخواهد تفضل میبخشد. | ||
اما [[عصمت اکتسابی]] به آن است که شخص کاری میکند تا در شرایطی قرار گیرد که از عصمت برخوردار باشد. البته بیشتر این عصمت اکتسابی در ساحت عصمت از معصیت است که همان تعریف عام از عصمت است که مراد | اما [[عصمت اکتسابی]] به آن است که شخص کاری میکند تا در شرایطی قرار گیرد که از عصمت برخوردار باشد. البته بیشتر این عصمت اکتسابی در ساحت عصمت از معصیت است که همان تعریف عام از عصمت است که مراد تفضل الهی است که مانع از [[گرایش]] به [[پلیدی]] و بدی و گناه میشود<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[راههای کسب عصمت و صیانت از آن (مقاله)|راههای کسب عصمت و صیانت از آن]].</ref>. | ||
== راههای کسب و صیانت عصمت اکتسابی == | == راههای کسب و صیانت عصمت اکتسابی == | ||