←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
از بعد مذهبی و [[عقیدتی]]، - چنانچه از اخبار آن دوران بر میآید، - آنان نیز چونان دیگر [[طوایف]] و [[قبایل]] همدان و دیگر [[اعراب جاهلی]] غالباً [[بت]] میپرستیدند. بت آنها در [[جاهلیت]] «[[یعوق]]» بود که عمرو بن لحیّ آن را به [[خیوان]] اهداء کرد<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱۲؛ زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۳۲۸.</ref>. آنان این بت را در روستایی به نام «خیوان» [[نصب]] کرده بودند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۴؛ زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۳۲۸.</ref> و از این جهت، آن بت را به نام آن روستا «خیوان» میگفتند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۴. </ref>. بتهای «[[سواء]]»<ref>عمر کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۲۵.</ref> و «تألب» - که بت خاص [[بنی همدان]] محسوب میشد و در معبدی در [[شهر]] «[[رئام]]» نگهداری میشد - نیز، دیگر بتهای این [[قوم]] بودند که [[مردم]] همدان عموماً به [[عبادت]] آن [[اشتغال]] داشتند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۴۴۹.</ref>. با این [[حال]]، بودند برخی از افراد بنی مالک بن جشم مانند اسلوم یامی که در دوران [[جاهلی]] [[تعفف]] پیشه کرده بودند و شراب و [[زنا]] را بر خود [[حرام]] نموده بودند<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۳۹؛ صحاری، الأنساب، ج۲، ص۴۹۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | از بعد مذهبی و [[عقیدتی]]، - چنانچه از اخبار آن دوران بر میآید، - آنان نیز چونان دیگر [[طوایف]] و [[قبایل]] همدان و دیگر [[اعراب جاهلی]] غالباً [[بت]] میپرستیدند. بت آنها در [[جاهلیت]] «[[یعوق]]» بود که عمرو بن لحیّ آن را به [[خیوان]] اهداء کرد<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱۲؛ زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۳۲۸.</ref>. آنان این بت را در روستایی به نام «خیوان» [[نصب]] کرده بودند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۴؛ زرکلی، الاعلام، ج۲، ص۳۲۸.</ref> و از این جهت، آن بت را به نام آن روستا «خیوان» میگفتند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۴. </ref>. بتهای «[[سواء]]»<ref>عمر کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۲۵.</ref> و «تألب» - که بت خاص [[بنی همدان]] محسوب میشد و در معبدی در [[شهر]] «[[رئام]]» نگهداری میشد - نیز، دیگر بتهای این [[قوم]] بودند که [[مردم]] همدان عموماً به [[عبادت]] آن [[اشتغال]] داشتند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۴۴۹.</ref>. با این [[حال]]، بودند برخی از افراد بنی مالک بن جشم مانند اسلوم یامی که در دوران [[جاهلی]] [[تعفف]] پیشه کرده بودند و شراب و [[زنا]] را بر خود [[حرام]] نموده بودند<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۳۹؛ صحاری، الأنساب، ج۲، ص۴۹۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==بنی مالک بن جشم و [[پذیرش اسلام]]== | |||
بر پایه پارهای از گزارشات، پیش از بازگشت [[رسول خدا]]{{صل}} از [[غزوه تبوک]]، [[عمیر ذومران بن افلح بن شراحیل]] - از [[ملوک]] و [[فرمانروایان]] [[قبیله همدان]] - و دیگر ملوک [[حِمیَر]] که به [[اسلام]] گرویده بودند، موضوع را به زرعة بن [[سیف بن ذی یزن]] خبر داده، فردی به نام [[مالک بن مراره رهاوی]] را همراه با نامهای نزد [[پیامبر]]{{صل}} فرستادند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز پس از بازگشت از [[تبوک]]، در پاسخ، نامهای به خط [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}، خطاب به عمیر و سایر [[مسلمانان]] قبیله همدان و طوایف آن نوشت و ضمن ابراز [[خرسندی]] از اسلام آنان، ایشان را در [[امان خدا]] و رسولش دانست<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۸۱؛ ابناثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۹۴.</ref>. سپس در [[عامالوفود]] ([[سال نهم هجرت]]) جمعی از سران [[قبیله همدان]] از جمله [[مالک بن نمط]]، ابوثور، [[مالک بن أیفع]]، [[ضمام بن مالک سلمانی]] و [[عمیرة بن مالک خارفی]]، در حالی که عمامههای عدنی بر سر بسته و لباسهای فاخر پوشیده، بر مرکب و اسبهای بسیار عالی سوار بودند و شخصی در پیشاپیش آنان [[رجز]] میخواند و رؤسای قبیله همدان را [[مدح]]، و اوضاع [[اقتصادی]] و جغرافیایی و قهرمانان آن را میستود، بر [[رسول خدا]]{{صل}} وارد شدند<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۶-۵۹۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۳۶۰-۱۳۶۱.</ref> و از [[اسلام]] خود و [[مردم]] [[قبیله]] خبر دادند<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۷.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} نیز، ضمن [[ستایش]] از قبیله همدان در این دیدار<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۷.</ref>، فرمانی برای [[همدانیان]] از جمله [[عمیر ذومران بن افلح بن شراحیل]] نوشت و سرزمینشان را به آنان واگذار نمود<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۷؛ ابنهشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۸.</ref>. اما در برخی دیگر از گزارشات، [[مسلمان]] شدن همه [[مردم یمن]] - به ویژه همدانیان - پس از [[سریه علی]]{{ع}} به [[یمن]] در [[سال دهم هجری]] بیان شده است. بر اساس این گزارشات، رسول خدا{{صل}} در [[سال نهم هجری]] نخست [[خالد بن ولید]] را به یمن نزد [[بنیهمدان]] گسیل داشت تا مردم را به [[دین اسلام]] [[دعوت]] کند. خالد با جمعی از [[مسلمانان]]، سوی یمن رهسپار شد و شش ماه در آنجا توقف کرد ولی یک نفر هم مسلمان نشد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} را در پی خالد به این [[سرزمین]] فرستاد و [[فرمان]] داد که خالد بن ولید به [[مدینه]] برگردد و از [[اصحاب]] و [[یاران]] خالد خواست چنانچه مایل باشند میتوانند در ملازمت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بمانند و اگر [[تمایل]] نداشتند، میتواند به مدینه مراجعت کنند. ایشان همچنین، نامهای خطاب به قبیله همدان نوشت و با امیرالمؤمنین{{ع}} همراه کرده، ایشان را در اواخر سال دهم هجری به یمن اعزام فرمود. علی{{ع}} به سوی یمن [[حرکت]] کرد و چون نزدیک قبیله رسید، [[طایفه]] همدان در برابر حضرت صف کشیده، مصمم به [[جنگ]] با ایشان شدند. علی{{ع}} نیز [[سپاه]] خود را [[منظم]] کرد و [[شمشیر]] به دست گرفته، نزد [[مردم]] آنان رفت و با [[شجاعت]] تمام در مقابل ایشان ایستاد و نامۀ [[پیامبر]]{{صل}} را برای آنان با صدای رسا قرائت فرمود و همه را از [[دعوت پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} [[آگاه]] نمود<ref>ابنکثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۱۰۵.</ref>. گفتار و کلمات کوتاه حضرت در شنوندگان بسیار مؤثر واقع شد چندان که مردم همدان و [[طوایف]] آن چون از منظور و دعوت پیامبر{{صل}} مطلع شدند، همگی در یک [[روز]] به دست [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[مسلمان]] شدند و حضرت، پیامبر{{صل}} را توسط [[نامه]] از این واقعه باخبر کرد<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۳۲.</ref>. حضور [[حضرت علی]]{{ع}} در میان [[همدانیان]] و مسلمان شدن دستهجمعی آنها در [[سال دهم هجری]]، سنگ بنای [[گرایش]] این [[قبیله]] و طوایف آن به سوی [[اهل بیت]]{{ع}} و [[تشیع]] بود. چندان که شاخههای [[بنیهمدان]] جز شاخه بنیناعط که به جهت [[دشمنی]] با بنیسبیع - شاخه دیگر همدان که [[شیعه]] بودند - برای مدتی [[عثمانی]] گردیدند، همه شیعه بودند<ref>دائرة المعارف تشیع، ج۳، ص۴۹۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||