بهداشت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۶: خط ۱۶:
در آیات متعددی به موضوعاتی مربوط به [[پاکیزگی]] و [[حفظ]] بهداشت جسمانی پرداخته شده است که در دو دسته [[نظافت]] بدن و بهداشت [[خوراک]] قابل تنظیم است.
در آیات متعددی به موضوعاتی مربوط به [[پاکیزگی]] و [[حفظ]] بهداشت جسمانی پرداخته شده است که در دو دسته [[نظافت]] بدن و بهداشت [[خوراک]] قابل تنظیم است.


آب در [[آیات قرآن]]، نعمتی [[الهی]] برای پاکیزگی[[انسان]] شمرده شده است: «و اَنزَلنا مِنَ السَّماءِ ماءً طهوراً».([[فرقان]]/ ۲۵، ۴۸ و نیز [[انفال]] / ۸، ۱۱) ساختار صیغه [[مبالغه]] در واژه طهور، تأکیدی بر این کارکرد آب شمرده شده است،(۱) گرچه برخی آن را صفت مشبهه به معنای [[پاک]] یا اسم ابزار به معنای وسیله [[پاکی]] دانسته‌‌اند.(۲) کارکرد [[بهداشتی]] آب در [[تفاسیر]] [[علمی]] نیز مورد توجه قرار گرفته و آیات مربوط با کمک [[قوانین]] علمی تبیین و [[تفسیر]] شده‌‌اند،(۳) چنان که اشاره به نقش آب در [[زنده کردن]] [[طبیعت]] و [[سیراب کردن]] [[انسان‌ها]] و حیوانات در [[آیه]] بعدی: «لِنُحیِیَ بِهِ بَلدَةً مَیتـًا و..».(فرقان / ۲۵، ۴۹) به خاصیت گندزدایی و پاکیزگی آب ارتباط داده شده است.(۴) در برخی آیات نیز به شست و شوی [[لباس]] و [[پوشاک]] [[فرمان]] داده شده است: «و ثیابَکَ فَطَهِّر».(مدثّر / ۷۴، ۴) در برخی [[روایات]] منظور از [[تطهیر]] لباس، کوتاه گرفتن آن برای [[پرهیز]] از [[آلودگی]] دانسته‌‌شده است.(۵) نقش آب در آیینهای [[عبادی]] [[اسلام]] به نوعی دیگر نشان از توجه به [[بهداشت]] دارد؛ در [[سوره مائده]] به [[مسلمانان]] [[فرمان]] داده شده است که پیش از هر [[نماز]] به شست و شوی دست و صورت خود و مسح سر و پا بپردازند: «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا اِذا قُمتُم اِلَی الصَّلوةِ فَاغسِلوا وُجوهَکُم واَیدِیَکُم اِلَی المَرافِقِ وامسَحوا بِرُءوسِکُم واَرجُلَکُم اِلَی الکَعبَین»([[مائده]] / ۵، ۶) و در صورت جنابت، بدن خود را به [[طور]] کامل شست و شو دهند: «و اِن کُنتُم جُنُبـًا فَاطَّهَّروا»(مائده / ۵، ۶) و در صورت نبود آب، [[تیمم]] با خاک [[پاک]] جایگزین [[وضو]] و [[غسل]] می‌‌شود: «فَتَیَمَّموا صَعیدًا طَیِّبـًا..».. گرچه وضو و غسل دو [[واجب]] تعبدی به شمار رفته، اهداف [[تشریع]] آنها به طور کامل برای ما روشن نیست؛ اما احتمال توجه به [[پاکیزگی]] [[جسمانی]] در تشریع این گونه [[احکام]] منتفی نیست، چنان که برخی [[آیه]] «فیهِ رِجالٌ یُحِبّونَ اَن یَتَطَهَّروا واللّهُ یُحِبُّ المُطَّهِّرین»([[توبه]] / ۹، ۱۰۸) را در [[ستایش]] گروهی دانسته‌‌اند که پس از [[قضای حاجت]] به شست و شوی خود با آب اهتمام میورزیدند.(۶) نظیر این [[شأن نزول]]، ذیل آیه «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّ‌‌بینَ و یُحِبُّ المُتَطَهِّرین»(بقره / ۲، ۲۲۲) نیز بیان شده‌‌است؛(۷) همچنین نزدیکی جنسی با [[زنان]] حایض تنها پس از [[پاکی]] آنها روا دانسته شده: «و‌‌لاتَقرَبوهُنَّ حَتّی یَطهُرن»(بقره / ۲، ۲۲۲) که برخی منظور از آن را افزون بر پایان یافتن دوره ماهانه، شست و شو و غسل دانسته‌‌اند.(۸) [[مفسران]] به زیانهای [[بهداشتی]] آمیزش در این دوره نیز توجه کرده و به بحث در این باره پرداخته‌‌اند.(۹) در برخی [[روایات]] [[تاریخی]] نیز آیه ۱۱ [[انفال]] / ۸ درباره [[نزول باران]] در [[جنگ بدر]] جهت شست و شوی [[یاران پیامبر]] برای رفع [[آلودگی]] جنابت دانسته شده است: «(۱۰) اِذ یُغَشّیکُمُ النُّعاسَ اَمَنَةً مِنهُ ویُنَزِّلُ عَلَیکُم مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُم بِهِ ویُذهِبَ عَنکُم رِجزَ‌‌الشَّیطـن..».. تأکید [[خداوند]] بر [[نزول]] آب از [[آسمان]] در آیاتی که از نقش تطهیری آب یاد شده، موجب طرح این [[پرسش]] شده که آیا آبهای دیگر نیز این نقش را دارند (۱۱) و در همین راستا [[پرهیز]] برخی [[صحابه]] از [[وضو]] با آب دریا گزارش شده است.(۱۲) در نقطه مقابل، در برخی [[روایات نبوی]] به «طهور» بودن آب دریا تصریح شده است.(۱۳) اختصاص این ویژگی به آب یا قابلیت تعمیم آن بر دیگر مایعات نیز مورد توجه [[فقیهان]] قرار گرفته است؛(۱۴) همچنین [[آلوده]] شدن آب و از دست رفتن ویژگی تطهیری آن نیز از مباحث مورد توجه فقیهان است.(۱۵) نقش درمانی برخی آبها نیز در شماری از [[آیات قرآن]] مورد توجه قرار گرفته است. در روایتی از [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}} ذیل [[آیه]] «و یُنَزِّلُ عَلَیکُم مِنَ‌‌السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُم..».([[انفال]] / ۸، ۱۱) نقل شده: [[نوشیدن آب]][[آسمان]] بدن را [[پاک]] و مرض‌‌ها را دفع می‌‌کند.(۱۶) در ماجرای ابتلای [[حضرت ایوب]]{{ع}} نیز از شفای وی با شست و شو و [[نوشیدن]] از آبی که [[خداوند]] برایش فراهم آورده یاد شده است: «اُرکُض بِرِجلِکَ هـذا مُغتَسَلٌ بارِدٌ و شَراب».(ص / ۳۸، ۴۲) در ذیل آیه‌‌۹۷‌‌آل [[عمران]] / ۳: «فیهِ ءایـتٌ بَیِّنـتٌ مَقامُ اِبرهیم‌‌..». آب [[زمزم]] از مصادیق «[[آیات بینات]]» دانسته شده (۱۷) و در برخی [[روایات]] به تأثیر درمانی و [[شفابخشی]] آب این [[چاه]] اشاره شده است.(۱۸) توجه به [[بهداشت]] در آیینهای [[عبادی]] [[اسلام]] به کارکرد تطهیری آب اختصاص ندارد. در [[اعمال]][[حج]] نیز از کوتاه کردن مو و ناخن با تعبیرِ «ثُمَّ لیَقضوا تَفَثَهُم..».([[حجّ]] / ۲۲، ۲۹) یاد شده که به معنای زدودن چرک و کثافت دانسته شده است.(۱۹) در ماجرای [[قابیل]] و [[هابیل]] نیز از [[دفن]] [[مردگان]] یاد شده‌‌است ([[مائده]] / ۵، ۳۱) که [[حکمت]] آن در برخی روایات، پنهان کردن [[آلودگی]] و [[فساد]] جسد و پرهیز از [[آزار]] [[مردمان]] دانسته شده است.(۲۰) در بخش [[تغذیه]] نیز افزون بر تأکید کلی [[قرآن]] بر استفاده از خوراکهای پاک و پرهیز از ناپاکیها: «یُحِلُّ‌‌لَهُمُ الطَّیِّبـتِ و یُحَرِّمُ عَلَیهِمُ الخَبئِث..». ‌‌ ([[اعراف]] / ۷، ۱۵۷) از مواردی نیز به [[طور]] خاص یاد شده است. [[خداوند]] شیر [[چارپایان]] را در میان چرک و [[خون]] به طور [[خالص]] و [[پاک]] و تمیز خارج کرده و آن را گوارا و مناسب برای هضم بدن قرار داده است: «نُسقیکُم مِمّا فی بُطونِهِ مِن بَینِ فَرث ودَم لَبَنـًا خالِصـًا سائِغـًا لِلشّـرِبین».(نحل / ۱۶، ۶۶) عسل برون آمده از زنبورها را نیز شفای [[مردمان]] قرار داده است: «یَخرُجُ مِن بُطونِها شَرابٌ مُختَلِفٌ اَلونُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنّاس..»..(نحل / ۱۶، ۶۹) فرآورده‌‌های گیاهی نیز غذایی [[نیک]] شمرده شده‌‌اند: «و مِن ثَمَرتِ النَّخیلِ والاَعنـبِ تَتَّخِذونَ مِنهُ سَکَرًا و رِزقـًا حَسَنـًا..»..(نحل / ۱۶، ۶۷) یادکرد از میوه‌‌های گوناگون در [[قرآن]] با [[هدف]] [[امتنان]] یا [[سوگند]] که در هر دو صورت از اهمیت آنها در [[زندگی]] [[انسان]] خبر می‌‌دهد بی‌‌ارتباط با فواید [[بهداشتی]] هر کدام نیست. از سوی دیگر برخی خوردنیها و آشامیدنیها مانند مردار و شراب، [[پلید]] و [[ناپسند]] شمرده شده و به این سبب [[حرام]] شمرده شده‌‌اند: «اِنَّمَا الخَمرُ... رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّیطـنِ فَاجتَنِبوه»([[مائده]] / ۵، ۹۰)؛ «... مَیتَةً اَو دَمـًا مَسفوحـًا اَو لَحمَ خِنزیر فَاِنَّهُ رِجسٌ..».. ‌‌ (انعام / ۶، ۱۴۵) در آیه‌‌ای دیگر پس از شمارش غذاهای حرام در پاسخ به این [[پرسش]] که چه چیزهایی [[حلال]] است، همه خوراکهای پاک،[[حلال]] شمرده شده‌‌اند که نشان دهنده [[ناپاک]] بودن غذاهای حرام است: «یَسـَلونَکَ ماذا اُحِلَّ لَهُم قُل اُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبـت..»..(مائده / ۵، ۴) در [[روایات تفسیری]]،[[حکمت]] [[تحریم]] برخی خوراکیها زیانهای [[جسمانی]] آنها دانسته شده است.(۲۱) در ذیل [[آیه]] [[اسراف]]: «کُلوا واشرَبوا ولا تُسرِفوا اِنَّهُ لایُحِبُّ المُسرِفین»([[اعراف]] / ۷، ۳۱) نیز [[روایت]] شده که منظور از اسراف، [[مصرف]] هر چیزی است که به بدن آسیب و [[زیان]] رساند (۲۲) و نیز [[مفسران]] در ذیل آیه به زیانهای [[پرخوری]] اشاره کرده و درباره [[حکم شرعی]] آنکه [[کراهت]] یا [[حرمت]] است بحث کرده‌‌اند.(۲۳) در آیه دیگری در وصف [[حال]] [[بهشتیان]]، تنها دو [[وعده]] غذایی برای آنها یاد شده است: «... و لَهُم رِزقُهُم فِیها بُکرَةً و عَشیـّا»([[مریم]] / ۱۹، ۶۲) و در برخی [[روایات]] به این [[سنت]] غذایی، سفارش و خوردن [[وعده]] سوم در بین دو وعده مذکور زیانبار وصف شده است.(۲۴) تأکید بر اینکه شیردهی کامل به [[فرزندان]]، دو سال است: «والولِدتُ یُرضِعنَ اَولـدَهُنَّ حَولَینِ کامِلَین..».(بقره / ۲، ۲۳۳) به جنبه‌‌ای دیگر از دستورهای [[بهداشتی]] [[قرآن]] اشاره دارد که در [[روایات تفسیری]] تبیین شده است.(۲۵) در برخی روایات، سفارشهای بهداشتی فراوان دیگری در بخشهای گوناگون [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] یاد شده است.(۲۶)
آب در [[آیات قرآن]]، نعمتی [[الهی]] برای پاکیزگی[[انسان]] شمرده شده است: «و اَنزَلنا مِنَ السَّماءِ ماءً طهوراً».([[فرقان]]/ ۲۵، ۴۸ و نیز [[انفال]] / ۸، ۱۱) ساختار صیغه [[مبالغه]] در واژه طهور، تأکیدی بر این کارکرد آب شمرده شده است،<ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۴۹۲؛ احکام القرآن، ابن‌‌عربی، ج ۳، ص۱۴۱۶؛ البحر المحیط، ج ۸، ص‌‌۱۱۵.</ref> گرچه برخی آن را صفت مشبهه به معنای [[پاک]] یا اسم ابزار به معنای وسیله [[پاکی]] دانسته‌‌اند. <ref>الکشاف، ج ۳، ص۲۸۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۲۹.</ref> کارکرد [[بهداشتی]] آب در [[تفاسیر]] [[علمی]] نیز مورد توجه قرار گرفته و آیات مربوط با کمک [[قوانین]] علمی تبیین و [[تفسیر]] شده‌‌اند،<ref>من علوم الارض القرآنیه، ص۹۳.</ref> چنان که اشاره به نقش آب در [[زنده کردن]] [[طبیعت]] و [[سیراب کردن]] [[انسان‌ها]] و حیوانات در [[آیه]] بعدی: «لِنُحیِیَ بِهِ بَلدَةً مَیتـًا و..».(فرقان / ۲۵، ۴۹) به خاصیت گندزدایی و پاکیزگی آب ارتباط داده شده است.<ref>مطهرات در اسلام، ص۲۲ ـ ۲۵.</ref> در برخی آیات نیز به شست و شوی [[لباس]] و [[پوشاک]] [[فرمان]] داده شده است: «و ثیابَکَ فَطَهِّر».(مدثّر / ۷۴، ۴) در برخی [[روایات]] منظور از [[تطهیر]] لباس، کوتاه گرفتن آن برای [[پرهیز]] از [[آلودگی]] دانسته‌‌شده است.<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۴۵۴.</ref> نقش آب در آیینهای [[عبادی]] [[اسلام]] به نوعی دیگر نشان از توجه به [[بهداشت]] دارد؛ در [[سوره مائده]] به [[مسلمانان]] [[فرمان]] داده شده است که پیش از هر [[نماز]] به شست و شوی دست و صورت خود و مسح سر و پا بپردازند: «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا اِذا قُمتُم اِلَی الصَّلوةِ فَاغسِلوا وُجوهَکُم واَیدِیَکُم اِلَی المَرافِقِ وامسَحوا بِرُءوسِکُم واَرجُلَکُم اِلَی الکَعبَین»([[مائده]] / ۵، ۶) و در صورت جنابت، بدن خود را به [[طور]] کامل شست و شو دهند: «و اِن کُنتُم جُنُبـًا فَاطَّهَّروا»(مائده / ۵، ۶) و در صورت نبود آب، [[تیمم]] با خاک [[پاک]] جایگزین [[وضو]] و [[غسل]] می‌‌شود: «فَتَیَمَّموا صَعیدًا طَیِّبـًا..».. گرچه وضو و غسل دو [[واجب]] تعبدی به شمار رفته، اهداف [[تشریع]] آنها به طور کامل برای ما روشن نیست؛ اما احتمال توجه به [[پاکیزگی]] [[جسمانی]] در تشریع این گونه [[احکام]] منتفی نیست، چنان که برخی [[آیه]] «فیهِ رِجالٌ یُحِبّونَ اَن یَتَطَهَّروا واللّهُ یُحِبُّ المُطَّهِّرین»([[توبه]] / ۹، ۱۰۸) را در [[ستایش]] گروهی دانسته‌‌اند که پس از [[قضای حاجت]] به شست و شوی خود با آب اهتمام میورزیدند.<ref>جامع البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص۴۰ ـ ۴۳؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۸۹ ـ ۲۹۱.</ref> نظیر این [[شأن نزول]]، ذیل آیه «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّ‌‌بینَ و یُحِبُّ المُتَطَهِّرین»(بقره / ۲، ۲۲۲) نیز بیان شده‌‌است؛<ref>البرهان، ج ۲، ص۸۴۹.</ref> همچنین نزدیکی جنسی با [[زنان]] حایض تنها پس از [[پاکی]] آنها روا دانسته شده: «و‌‌لاتَقرَبوهُنَّ حَتّی یَطهُرن»(بقره / ۲، ۲۲۲) که برخی منظور از آن را افزون بر پایان یافتن دوره ماهانه، شست و شو و غسل دانسته‌‌اند.<ref> مجمع البیان، ج ۲، ص۵۶۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۵۹.</ref> [[مفسران]] به زیانهای [[بهداشتی]] آمیزش در این دوره نیز توجه کرده و به بحث در این باره پرداخته‌‌اند.<ref>المیزان، ج ۲، ص۲۰۷.</ref> در برخی [[روایات]] [[تاریخی]] نیز آیه ۱۱ [[انفال]] / ۸ درباره [[نزول باران]] در [[جنگ بدر]] جهت شست و شوی [[یاران پیامبر]] برای رفع [[آلودگی]] جنابت دانسته شده است: « اِذ یُغَشّیکُمُ النُّعاسَ اَمَنَةً مِنهُ ویُنَزِّلُ عَلَیکُم مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُم بِهِ ویُذهِبَ عَنکُم رِجزَ‌‌الشَّیطـن..».<ref> مجمع البیان، ج ۴، ص۸۰۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۳۰۴؛ کنزالعرفان، ج ۱، ص۴۱.</ref>. تأکید [[خداوند]] بر [[نزول]] آب از [[آسمان]] در آیاتی که از نقش تطهیری آب یاد شده، موجب طرح این [[پرسش]] شده که آیا آبهای دیگر نیز این نقش را دارند<ref>التنقیح، ج ۱، ص۲۳.</ref> و در همین راستا [[پرهیز]] برخی [[صحابه]] از [[وضو]] با آب دریا گزارش شده است.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۶.</ref> در نقطه مقابل، در برخی [[روایات نبوی]] به «طهور» بودن آب دریا تصریح شده است.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۶.</ref> اختصاص این ویژگی به آب یا قابلیت تعمیم آن بر دیگر مایعات نیز مورد توجه [[فقیهان]] قرار گرفته است؛<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۳۶؛ ج ۲۴، ص۹۰؛ تفسیر قرطبی، ج‌‌۱۳، ص۳۵؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۶۲.</ref> همچنین [[آلوده]] شدن آب و از دست رفتن ویژگی تطهیری آن نیز از مباحث مورد توجه فقیهان است.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۰؛ وسائل‌‌الشیعه، ج ۱، ص۱۳۷ ـ ۱۴۱.</ref> نقش درمانی برخی آبها نیز در شماری از [[آیات قرآن]] مورد توجه قرار گرفته است. در روایتی از [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}} ذیل [[آیه]] «و یُنَزِّلُ عَلَیکُم مِنَ‌‌السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُم..».([[انفال]] / ۸، ۱۱) نقل شده: [[نوشیدن آب]][[آسمان]] بدن را [[پاک]] و مرض‌‌ها را دفع می‌‌کند.<ref>الخصال، ص۶۳۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۸۷؛ بحارالانوار، ج ۶۳، ص۴۵۳.</ref> در ماجرای ابتلای [[حضرت ایوب]]{{ع}} نیز از شفای وی با شست و شو و [[نوشیدن]] از آبی که [[خداوند]] برایش فراهم آورده یاد شده است: «اُرکُض بِرِجلِکَ هـذا مُغتَسَلٌ بارِدٌ و شَراب».(ص / ۳۸، ۴۲) در ذیل آیه‌‌۹۷‌‌آل [[عمران]] / ۳: «فیهِ ءایـتٌ بَیِّنـتٌ مَقامُ اِبرهیم‌‌..». آب [[زمزم]] از مصادیق «[[آیات بینات]]» دانسته شده<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۸۷.</ref> و در برخی [[روایات]] به تأثیر درمانی و [[شفابخشی]] آب این [[چاه]] اشاره شده است.<ref> بحارالانوار، ج ۵۷، ص۴۵؛ ج ۵۹، ص۲۸۶.</ref> توجه به [[بهداشت]] در آیینهای [[عبادی]] [[اسلام]] به کارکرد تطهیری آب اختصاص ندارد. در [[اعمال]][[حج]] نیز از کوتاه کردن مو و ناخن با تعبیرِ «ثُمَّ لیَقضوا تَفَثَهُم..».([[حجّ]] / ۲۲، ۲۹) یاد شده که به معنای زدودن چرک و کثافت دانسته شده است.<ref>مفردات، ص۱۶۵، «تفث».</ref> در ماجرای [[قابیل]] و [[هابیل]] نیز از [[دفن]] [[مردگان]] یاد شده‌‌است ([[مائده]] / ۵، ۳۱) که [[حکمت]] آن در برخی روایات، پنهان کردن [[آلودگی]] و [[فساد]] جسد و پرهیز از [[آزار]] [[مردمان]] دانسته شده است.<ref>وسائل الشیعه، ج ۳، ص۱۴۱.</ref> در بخش [[تغذیه]] نیز افزون بر تأکید کلی [[قرآن]] بر استفاده از خوراکهای پاک و پرهیز از ناپاکیها: «یُحِلُّ‌‌لَهُمُ الطَّیِّبـتِ و یُحَرِّمُ عَلَیهِمُ الخَبئِث..». ‌‌ ([[اعراف]] / ۷، ۱۵۷) از مواردی نیز به [[طور]] خاص یاد شده است. [[خداوند]] شیر [[چارپایان]] را در میان چرک و [[خون]] به طور [[خالص]] و [[پاک]] و تمیز خارج کرده و آن را گوارا و مناسب برای هضم بدن قرار داده است: «نُسقیکُم مِمّا فی بُطونِهِ مِن بَینِ فَرث ودَم لَبَنـًا خالِصـًا سائِغـًا لِلشّـرِبین».(نحل / ۱۶، ۶۶) عسل برون آمده از زنبورها را نیز شفای [[مردمان]] قرار داده است: «یَخرُجُ مِن بُطونِها شَرابٌ مُختَلِفٌ اَلونُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنّاس..»..(نحل / ۱۶، ۶۹) فرآورده‌‌های گیاهی نیز غذایی [[نیک]] شمرده شده‌‌اند: «و مِن ثَمَرتِ النَّخیلِ والاَعنـبِ تَتَّخِذونَ مِنهُ سَکَرًا و رِزقـًا حَسَنـًا..»..(نحل / ۱۶، ۶۷) یادکرد از میوه‌‌های گوناگون در [[قرآن]] با [[هدف]] [[امتنان]] یا [[سوگند]] که در هر دو صورت از اهمیت آنها در [[زندگی]] [[انسان]] خبر می‌‌دهد بی‌‌ارتباط با فواید [[بهداشتی]] هر کدام نیست. از سوی دیگر برخی خوردنیها و آشامیدنیها مانند مردار و شراب، [[پلید]] و [[ناپسند]] شمرده شده و به این سبب [[حرام]] شمرده شده‌‌اند: «اِنَّمَا الخَمرُ... رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّیطـنِ فَاجتَنِبوه»([[مائده]] / ۵، ۹۰)؛ «... مَیتَةً اَو دَمـًا مَسفوحـًا اَو لَحمَ خِنزیر فَاِنَّهُ رِجسٌ..».. ‌‌ (انعام / ۶، ۱۴۵) در آیه‌‌ای دیگر پس از شمارش غذاهای حرام در پاسخ به این [[پرسش]] که چه چیزهایی [[حلال]] است، همه خوراکهای پاک،[[حلال]] شمرده شده‌‌اند که نشان دهنده [[ناپاک]] بودن غذاهای حرام است: «یَسـَلونَکَ ماذا اُحِلَّ لَهُم قُل اُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبـت..»..(مائده / ۵، ۴) در [[روایات تفسیری]]،[[حکمت]] [[تحریم]] برخی خوراکیها زیانهای [[جسمانی]] آنها دانسته شده است.<ref>نورالثقلین، ج ۱، ص۱۵۳.</ref> در ذیل [[آیه]] [[اسراف]]: «کُلوا واشرَبوا ولا تُسرِفوا اِنَّهُ لایُحِبُّ المُسرِفین»([[اعراف]] / ۷، ۳۱) نیز [[روایت]] شده که منظور از اسراف، [[مصرف]] هر چیزی است که به بدن آسیب و [[زیان]] رساند <ref>البرهان، ج ۲، ص۵۳۲.</ref> و نیز [[مفسران]] در ذیل آیه به زیانهای [[پرخوری]] اشاره کرده و درباره [[حکم شرعی]] آنکه [[کراهت]] یا [[حرمت]] است بحث کرده‌‌اند.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۱۹۱ ـ ۱۹۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۹.</ref> در آیه دیگری در وصف [[حال]] [[بهشتیان]]، تنها دو [[وعده]] غذایی برای آنها یاد شده است: «... و لَهُم رِزقُهُم فِیها بُکرَةً و عَشیـّا»([[مریم]] / ۱۹، ۶۲) و در برخی [[روایات]] به این [[سنت]] غذایی، سفارش و خوردن [[وعده]] سوم در بین دو وعده مذکور زیانبار وصف شده است.<ref>الکافی، ج ۶، ص۲۸۸.</ref>تأکید بر اینکه شیردهی کامل به [[فرزندان]]، دو سال است: «والولِدتُ یُرضِعنَ اَولـدَهُنَّ حَولَینِ کامِلَین..».(بقره / ۲، ۲۳۳) به جنبه‌‌ای دیگر از دستورهای [[بهداشتی]] [[قرآن]] اشاره دارد که در [[روایات تفسیری]] تبیین شده است. <ref>الصافی، ج ۱، ص۲۶۱.</ref> در برخی روایات، سفارشهای بهداشتی فراوان دیگری در بخشهای گوناگون [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] یاد شده است.<ref>ر. ک: السنن الکبری، ج ۳، ص۳۹۰ ـ ۴۱۴، ۴۴۵ ـ ۴۵۰؛ ج ۴، ص۴۸۴ ـ ۵۳۴؛ الکافی، ج ۶، ص۲۴۲ ـ ۴۲۷.</ref>
۱. <ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۴۹۲؛ احکام القرآن، ابن‌‌عربی، ج ۳، ص۱۴۱۶؛ البحر المحیط، ج ۸، ص‌‌۱۱۵.</ref>
۲. <ref>الکشاف، ج ۳، ص۲۸۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۲۹.</ref>
۳. <ref>من علوم الارض القرآنیه، ص۹۳.</ref>
۴. <ref>مطهرات در اسلام، ص۲۲ ـ ۲۵.</ref>
۵. <ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۴۵۴.</ref>
۶. <ref>جامع البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص۴۰ ـ ۴۳؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۸۹ ـ ۲۹۱.</ref>
۷. <ref>البرهان، ج ۲، ص۸۴۹.</ref>
۸.<ref> مجمع البیان، ج ۲، ص۵۶۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۵۹.</ref>
۹. <ref>المیزان، ج ۲، ص۲۰۷.</ref>
۱۰.<ref> مجمع البیان، ج ۴، ص۸۰۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۳۰۴؛ کنزالعرفان، ج ۱، ص۴۱.</ref>
۱۱. <ref>التنقیح، ج ۱، ص۲۳.</ref>
۱۲. <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۶.</ref>
۱۳. همان.
۱۴. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۳۶؛ ج ۲۴، ص۹۰؛ تفسیر قرطبی، ج‌‌۱۳، ص۳۵؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۶۲.</ref>
۱۵. <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۰؛ وسائل‌‌الشیعه، ج ۱، ص۱۳۷ ـ ۱۴۱.</ref>
۱۶. <ref>الخصال، ص۶۳۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۸۷؛ بحارالانوار، ج ۶۳، ص۴۵۳.</ref>
۱۷. <ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۸۷.</ref>
۱۸.<ref> بحارالانوار، ج ۵۷، ص۴۵؛ ج ۵۹، ص۲۸۶.</ref>
۱۹. <ref>مفردات، ص۱۶۵، «تفث».</ref>
۲۰. <ref>وسائل الشیعه، ج ۳، ص۱۴۱.</ref>
۲۱. <ref>نورالثقلین، ج ۱، ص۱۵۳.</ref>
۲۲. <ref>البرهان، ج ۲، ص۵۳۲.</ref>
۲۳. <ref>تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۱۹۱ ـ ۱۹۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۹.</ref>
۲۴. <ref>الکافی، ج ۶، ص۲۸۸.</ref>
۲۵. <ref>الصافی، ج ۱، ص۲۶۱.</ref>
۲۶. <ref>ر. ک: السنن الکبری، ج ۳، ص۳۹۰ ـ ۴۱۴، ۴۴۵ ـ ۴۵۰؛ ج ۴، ص۴۸۴ ـ ۵۳۴؛ الکافی، ج ۶، ص۲۴۲ ـ ۴۲۷.</ref>


==[[بهداشت روانی]] و [[اجتماعی]]==
==[[بهداشت روانی]] و [[اجتماعی]]==
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش