←جهینه پس از رسول خدا
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
در [[نبرد]] [[فتح مکه]] (سال هشتم) با فراخوانی [[رسول خدا]]{{صل}} از [[قبایل]] برای حضور در آن، جهنیها نیز به [[استعداد]] ۸۰۰ نفر و ۵۰ اسب حضور یافتند<ref>المغازی، ج ۲، ص۷۹۹ ـ ۸۰۰؛ نیز درباره حضور آنان بنگرید: تاریخ طبری، ج ۲، ص۱۵۸ ـ ۱۵۹؛ تاریخ دمشق، ج ۲۳، ص۴۵۳.</ref>. [[پرچمداران]] آنان در این نبرد، [[ابوذرعه رافع بن مکیث]]<ref>الثقات، ج ۳، ص۱۲۲ ـ ۱۲۳؛ تقریب التهذیب، ج ۱، ص۲۹۱.</ref>، [[عبداللّه بن بدر]]<ref>الثقات، ج ۳، ص۲۳۹؛ الطبقات، ابن سعد، ج ۱، ص۳۳۳.</ref>، زیدبن خالد<ref>الاستیعاب ج ۲، ص۱۱۹.</ref> و [[سوید بن صخر]]<ref>المغازی، ج ۲، ص۷۹۹ ـ ۸۰۰؛ الطبقات، ابن سعد، ج ۴، ص۳۴۹؛ سبل الهدی، ج ۵، ص۲۲۰.</ref> همگی از [[جهینه]] بودند. در این [[غزوه]]، فردی از جهینه به نام [[سلمة بن میلاء]] کشته شد<ref>السیرهالنبویه، ج ۴، ص۸۶۶؛ الاصابه، ج ۳، ص۱۲۹.</ref>. در [[غزوه حنین]] (سال هشتم) نیز جهنیها با ۴ [[پرچم]] شرکت داشتند که حاملان [[پرچمها]] همان پرچمداران در فتح مکه بودند<ref>المغازی، ج ۳، ص۸۹۶.</ref>. در پی فراخوانی [[پیامبر]]{{صل}} از قبایل برای شرکت در [[غزوه تبوک]] (سال نهم)، رافع بن مکیث جهنی و برادرش [[جندب]] از سوی رسول خدا{{صل}} [[مأمور]] فراخوانی جهنیها برای حضور در این نبرد شدند<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۴، ص۳۴۶.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[جهنیه (مقاله)|مقاله «جهنیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۲۹۸.</ref> | در [[نبرد]] [[فتح مکه]] (سال هشتم) با فراخوانی [[رسول خدا]]{{صل}} از [[قبایل]] برای حضور در آن، جهنیها نیز به [[استعداد]] ۸۰۰ نفر و ۵۰ اسب حضور یافتند<ref>المغازی، ج ۲، ص۷۹۹ ـ ۸۰۰؛ نیز درباره حضور آنان بنگرید: تاریخ طبری، ج ۲، ص۱۵۸ ـ ۱۵۹؛ تاریخ دمشق، ج ۲۳، ص۴۵۳.</ref>. [[پرچمداران]] آنان در این نبرد، [[ابوذرعه رافع بن مکیث]]<ref>الثقات، ج ۳، ص۱۲۲ ـ ۱۲۳؛ تقریب التهذیب، ج ۱، ص۲۹۱.</ref>، [[عبداللّه بن بدر]]<ref>الثقات، ج ۳، ص۲۳۹؛ الطبقات، ابن سعد، ج ۱، ص۳۳۳.</ref>، زیدبن خالد<ref>الاستیعاب ج ۲، ص۱۱۹.</ref> و [[سوید بن صخر]]<ref>المغازی، ج ۲، ص۷۹۹ ـ ۸۰۰؛ الطبقات، ابن سعد، ج ۴، ص۳۴۹؛ سبل الهدی، ج ۵، ص۲۲۰.</ref> همگی از [[جهینه]] بودند. در این [[غزوه]]، فردی از جهینه به نام [[سلمة بن میلاء]] کشته شد<ref>السیرهالنبویه، ج ۴، ص۸۶۶؛ الاصابه، ج ۳، ص۱۲۹.</ref>. در [[غزوه حنین]] (سال هشتم) نیز جهنیها با ۴ [[پرچم]] شرکت داشتند که حاملان [[پرچمها]] همان پرچمداران در فتح مکه بودند<ref>المغازی، ج ۳، ص۸۹۶.</ref>. در پی فراخوانی [[پیامبر]]{{صل}} از قبایل برای شرکت در [[غزوه تبوک]] (سال نهم)، رافع بن مکیث جهنی و برادرش [[جندب]] از سوی رسول خدا{{صل}} [[مأمور]] فراخوانی جهنیها برای حضور در این نبرد شدند<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۴، ص۳۴۶.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[جهنیه (مقاله)|مقاله «جهنیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۲۹۸.</ref> | ||
== جهینه پس از رسول خدا == | == جهینه پس از رسول خدا{{صل}} == | ||
آنان در [[زمان]] [[خلافت ابوبکر]] و هنگام [[جنگهای ردّه]] [[مرتد]] نشدند و در پی فراخوانی قبایل از سوی [[خلیفه]] برای نبرد با [[مرتدان]] به استعداد ۴۰۰ نفر حضور یافتند<ref>عبدالله بن سبأ، ج ۲، ص۴۲.</ref>؛ ولی دانسته نیست که اینان از کدام تیرههای جهینه بودهاند. به موجب [[نقلی]]، [[عمرو بن مره جهنی]]، ۱۰۰ شتر نزد [[ابوبکر]] آورد و او آنها را میان [[مردم]] قسمت کرد؛ نیز گزارش شده که در [[بیتالمال]] ابوبکر [[اموال]] فراوانی از [[معادن]] جهینه وجود داشت<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۳، ص۱۵۹.</ref>. با گسترش روند فتوحات، برخی جهنیها به [[کوفه]]<ref>الطبقات، ابن خیاط، ص۲۳۴.</ref> و برخی به [[بصره]] [[مهاجرت]] کردند<ref>همان، ص۳۱۹.</ref>، چنانکه محلهای در [[کوفه]] به آنان منسوب است<ref>الانساب، ج ۲، ص۱۳۴.</ref>. در فتح مصر نیز برخی از ایشان چون [[عقبة بن عامر جهنی]]<ref>المحبر، ص۲۹۴؛ الانساب، ج ۲، ص۱۳۴.</ref> شرکت داشتند. وی از سوی [[عمروعاص]] مأموریت یافت تا منطقهای در [[مصر]] را فتح کند<ref>فتوح البلدان، ج ۱، ص۲۵۴.</ref>؛ نیز پس از [[مرگ]] [[عتبة بن ابی سفیان]]، در سال ۴۴ از سوی [[معاویه]] [[حاکم مصر]] شد<ref>تاریخ ابن خلدون، ج ۴، ص۲۹۴.</ref>. [[عقبه]] همان کسی است که چون اقامه نماز [[مغرب]] را به تأخیر انداخت با [[سرزنش]] [[ابوایوب انصاری]] روبهرو شد که در این [[زمان]] به مصر رفته بود<ref>مسند احمد، ج ۴، ص۱۴۷؛ المستدرک، ج ۱، ص۱۹۰؛ سنن ابی داود، ج ۱، ص۱۰۳.</ref>. جهنیها در [[قیام]] [[مردم]] در برابر [[عثمان]] نقش داشتند؛ بهگونهای که [[همسر]] عثمان [[نائله]] در نامهاش به معاویه از [[جهینه]] و برخی [[قبایل]] دیگر به عنوان «اشد [[الناس]] علیه» یعنی سختگیرترین مردم بر عثمان، یاد کرده است<ref>عقد الفرید، ج ۴، ص۲۷۷؛ الاغانی، ج ۱۶، ص۳۵۲.</ref>، در عین حال برخی جهنیها از [[پیروان]] عثمان بودند. [[ابوالغادیه]] که بعدها [[حجاج بن یوسف ثقفی]] او را به خود نزدیک ساخت از جمله ایشان بود<ref>انساب الاشراف، ص۳۱۱.</ref>. با کشته شدن عثمان و [[بیعت]] [[مهاجران]] و [[انصار]] با [[امام علی]]{{ع}}، کیسون (کیسوم) بن سلمه جهنی به نمایندگی از قومش و با خواندن شعری با آن حضرت بیعت کردند<ref>الفتوح، ج ۲، ص۴۳۹.</ref>. برخی منابع، از حضور او در [[نبرد]] [[خوارج]] خبر دادهاند که در [[مبارزه]] با آنان به [[شهادت]] رسید<ref>انساب الاشراف، ص۳۷۴؛ مناقب، ج ۲، ص۹۹، ۳۷۱؛ بحارالانوار، ج ۴۱، ص۳۰۷.</ref>؛ نیز فردی از جهینه به نام [[ظفر]] که از [[عقل]] و زبانی گویا برخوردار بود، [[نامه]] [[ام فضل]] همسر [[عباس بن عبدالمطلب]]، مبنی بر خروج [[طلحه]] و [[زبیر]] از [[مکه]] به سمت [[بصره]] را به دست [[امیر مؤمنان]]{{ع}} که درصدد تعقیب [[ناکثین]] بود رساند<ref>الفتوح، ج ۲، ص۴۵۶؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص۴۷۰.</ref>. در [[نبرد صفین]] برخی از جهنیها با [[امیرمؤمنان]] همراه بودند<ref>انساب الاشراف، ص۳۷۵؛ وقعة صفین، ص۳۴۳.</ref>. در [[جبهه]] [[معاویه]] نیز برخی از جهنیها شرکت داشتند<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۷، ص۴۹۸.</ref>، چنانکه [[قاتل]] [[عمار یاسر]] فردی از جهنیها<ref>سیر اعلام النبلاء، ج ۲، ص۵۴۴.</ref> به نام ابوغادیه [[یسار بن سبیع]] دانسته شده است<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۳، ص۲۶۱؛ تاریخ دمشق، ج ۱۶، ص۳۷۰؛ تهذیب الکمال، ج ۲۱، ص۲۲۵.</ref>. در [[خلافت]] کوتاه مدت [[امام حسن]]{{ع}} هنگامی که آن حضرت در ساباط [[مداین]] مجروح گردید، زید (یزید) بن وهب جهنی که از [[یاران]] نزدیک [[امیر مؤمنان]] بود<ref>الغارات، ج ۱، ص۳۴؛ رجال ابن داود؛ ص۱۰۰.</ref> و در نبردهای آن حضرت شرکت داشت، به [[عیادت]] [[امام]] آمد و گفت و گوهایی میان او و امام صورت گرفت و امام گلهمندی خود از نیروهایش را یادآور شد<ref>الاحتجاج، ج ۲، ص۱۰؛ بحارالانوار، ج ۴۴، ص۲۰.</ref>. گویند: او گردآورنده خطبههای امام علی{{ع}} در جمعهها و [[اعیاد]] بوده است<ref>شرح اصول کافی، ج ۲، ص۱۹۲؛ وسایل الشیعه، ج ۱، ص۱۰.</ref>. وی افزون بر آن حضرت از [[ابن مسعود]] و برخی دیگر از [[صحابه]] [[حدیث]] نقل کرده است<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۶، ص۱۰۲.</ref>. در [[واقعه کربلا]] برخی از افراد [[جهینه]] در شمار قاتلان شهدای کربلا بودند. [[زید بن ورقاء جهنی]] از [[قاتلان]] [[عباس بن علی]]{{ع}} بود<ref>مقتل الحسین علیه السلام، ۱۷۹، ۲۴۰؛ الارشاد، ج ۲، ص۱۱۰؛ مناقب، ج ۳، ص۲۵۶.</ref>. برخی از آنان بعدها در [[قیام مختار]] دستگیر و کشته شدند<ref>تاریخ طبری، ج ۴، ص۵۳۰.</ref>. به موجب گزارشی جهنیها در [[قیام]] [[محمد نفس زکیه]] (سال ۱۴۴ ق.) بر ضد [[منصور عباسی]] نقش داشتند. برخی از آنان که بنو شجاع [[شهرت]] داشتند با [[نفس زکیه]] [[مقاومت]] کرده، کشته شدند<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۵، ص۴۳۹ ـ ۴۴۰؛ تاریخ طبری، ج ۶، ص۲۱۵.</ref>. آنان به کمک برخی [[قبایل]] دیگر، [[طائف]] را از دست [[عباسیان]] خارج ساختند<ref>الاغانی، ج ۱۱، ص۳۰۲.</ref>. به دستور منصور عباسی، شمار قابل توجهی از جهنیها دستگیر و دست بسته در [[آفتاب]] نگاهداشته شدند<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۵، ص۳۸۸؛ تاریخ طبری، ج ۶، ص۱۸۲؛ تاریخ دمشق، ج ۵۳، ص۳۹۰.</ref>. [[معبد بن عبداللّه بن علیم]] از [[تابعین]]، از چهرههای برجسته و معروف [[جهینه]] است. گویند: وی نخستین کسی است که در باره «قدر» سخن گفت<ref>التاریخ الکبیر، ج ۷، ص۳۹۹؛ الجرح و التعدیل، ج ۸، ص۲۸۰؛ جمهرة انساب العرب، ص۴۴۵.</ref>. در خبر [[خروج سفیانی]] قبل از [[ظهور حضرت حجت]]{{ع}} از دو نفر جهنی به نامهای [[نذیر]] و [[بشیر]] یاد شده است<ref>جامع البیان، ج ۱۲، ص۱۲۹.</ref> که جز آن دو کسی از [[لشکر سفیانی]] [[نجات]] نمییابند؛ نیز در منابع [[شیعی]] از شب بیست و سوم [[ماه مبارک رمضان]]، یکی از [[شبهای قدر]] به عنوان شب جُهَنی یاد شده است، از اینرو که فردی از جهینه (عبداللّه بن انیس) به سبب [[اشتغال]] به رمهداری و چوپانی، امکان شرکت در مراسم [[عبادی]] [[ماه رمضان]] را در [[مدینه]] نمییافت. وی از [[پیامبر]]{{صل}} خواست شبی را معین کند تا آن را [[احیاء]] بدارد. آن حضرت شب بیست و سوم ماه رمضان را تعیین فرمود<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۸۸؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۶۲۶؛ بحارالانوار، ج ۷۸، ص۱۶ - ۱۷.</ref>. در منابع اهل سنت نیز بدون کاربرد تعبیر «شب جهنی» به ماجرای جهنی اشاره شده است<ref>زادالمسیر، ج ۸، ص۲۸۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۵۶۹؛ الدرالمنثور، ج ۸، ص۵۷۳.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[جهنیه (مقاله)|مقاله «جهنیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۲۹۹.</ref> | آنان در [[زمان]] [[خلافت ابوبکر]] و هنگام [[جنگهای ردّه]] [[مرتد]] نشدند و در پی فراخوانی قبایل از سوی [[خلیفه]] برای نبرد با [[مرتدان]] به استعداد ۴۰۰ نفر حضور یافتند<ref>عبدالله بن سبأ، ج ۲، ص۴۲.</ref>؛ ولی دانسته نیست که اینان از کدام تیرههای جهینه بودهاند. به موجب [[نقلی]]، [[عمرو بن مره جهنی]]، ۱۰۰ شتر نزد [[ابوبکر]] آورد و او آنها را میان [[مردم]] قسمت کرد؛ نیز گزارش شده که در [[بیتالمال]] ابوبکر [[اموال]] فراوانی از [[معادن]] جهینه وجود داشت<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۳، ص۱۵۹.</ref>. با گسترش روند فتوحات، برخی جهنیها به [[کوفه]]<ref>الطبقات، ابن خیاط، ص۲۳۴.</ref> و برخی به [[بصره]] [[مهاجرت]] کردند<ref>همان، ص۳۱۹.</ref>، چنانکه محلهای در [[کوفه]] به آنان منسوب است<ref>الانساب، ج ۲، ص۱۳۴.</ref>. در فتح مصر نیز برخی از ایشان چون [[عقبة بن عامر جهنی]]<ref>المحبر، ص۲۹۴؛ الانساب، ج ۲، ص۱۳۴.</ref> شرکت داشتند. وی از سوی [[عمروعاص]] مأموریت یافت تا منطقهای در [[مصر]] را فتح کند<ref>فتوح البلدان، ج ۱، ص۲۵۴.</ref>؛ نیز پس از [[مرگ]] [[عتبة بن ابی سفیان]]، در سال ۴۴ از سوی [[معاویه]] [[حاکم مصر]] شد<ref>تاریخ ابن خلدون، ج ۴، ص۲۹۴.</ref>. [[عقبه]] همان کسی است که چون اقامه نماز [[مغرب]] را به تأخیر انداخت با [[سرزنش]] [[ابوایوب انصاری]] روبهرو شد که در این [[زمان]] به مصر رفته بود<ref>مسند احمد، ج ۴، ص۱۴۷؛ المستدرک، ج ۱، ص۱۹۰؛ سنن ابی داود، ج ۱، ص۱۰۳.</ref>. جهنیها در [[قیام]] [[مردم]] در برابر [[عثمان]] نقش داشتند؛ بهگونهای که [[همسر]] عثمان [[نائله]] در نامهاش به معاویه از [[جهینه]] و برخی [[قبایل]] دیگر به عنوان «اشد [[الناس]] علیه» یعنی سختگیرترین مردم بر عثمان، یاد کرده است<ref>عقد الفرید، ج ۴، ص۲۷۷؛ الاغانی، ج ۱۶، ص۳۵۲.</ref>، در عین حال برخی جهنیها از [[پیروان]] عثمان بودند. [[ابوالغادیه]] که بعدها [[حجاج بن یوسف ثقفی]] او را به خود نزدیک ساخت از جمله ایشان بود<ref>انساب الاشراف، ص۳۱۱.</ref>. با کشته شدن عثمان و [[بیعت]] [[مهاجران]] و [[انصار]] با [[امام علی]]{{ع}}، کیسون (کیسوم) بن سلمه جهنی به نمایندگی از قومش و با خواندن شعری با آن حضرت بیعت کردند<ref>الفتوح، ج ۲، ص۴۳۹.</ref>. برخی منابع، از حضور او در [[نبرد]] [[خوارج]] خبر دادهاند که در [[مبارزه]] با آنان به [[شهادت]] رسید<ref>انساب الاشراف، ص۳۷۴؛ مناقب، ج ۲، ص۹۹، ۳۷۱؛ بحارالانوار، ج ۴۱، ص۳۰۷.</ref>؛ نیز فردی از جهینه به نام [[ظفر]] که از [[عقل]] و زبانی گویا برخوردار بود، [[نامه]] [[ام فضل]] همسر [[عباس بن عبدالمطلب]]، مبنی بر خروج [[طلحه]] و [[زبیر]] از [[مکه]] به سمت [[بصره]] را به دست [[امیر مؤمنان]]{{ع}} که درصدد تعقیب [[ناکثین]] بود رساند<ref>الفتوح، ج ۲، ص۴۵۶؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص۴۷۰.</ref>. در [[نبرد صفین]] برخی از جهنیها با [[امیرمؤمنان]] همراه بودند<ref>انساب الاشراف، ص۳۷۵؛ وقعة صفین، ص۳۴۳.</ref>. در [[جبهه]] [[معاویه]] نیز برخی از جهنیها شرکت داشتند<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۷، ص۴۹۸.</ref>، چنانکه [[قاتل]] [[عمار یاسر]] فردی از جهنیها<ref>سیر اعلام النبلاء، ج ۲، ص۵۴۴.</ref> به نام ابوغادیه [[یسار بن سبیع]] دانسته شده است<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۳، ص۲۶۱؛ تاریخ دمشق، ج ۱۶، ص۳۷۰؛ تهذیب الکمال، ج ۲۱، ص۲۲۵.</ref>. در [[خلافت]] کوتاه مدت [[امام حسن]]{{ع}} هنگامی که آن حضرت در ساباط [[مداین]] مجروح گردید، زید (یزید) بن وهب جهنی که از [[یاران]] نزدیک [[امیر مؤمنان]] بود<ref>الغارات، ج ۱، ص۳۴؛ رجال ابن داود؛ ص۱۰۰.</ref> و در نبردهای آن حضرت شرکت داشت، به [[عیادت]] [[امام]] آمد و گفت و گوهایی میان او و امام صورت گرفت و امام گلهمندی خود از نیروهایش را یادآور شد<ref>الاحتجاج، ج ۲، ص۱۰؛ بحارالانوار، ج ۴۴، ص۲۰.</ref>. گویند: او گردآورنده خطبههای امام علی{{ع}} در جمعهها و [[اعیاد]] بوده است<ref>شرح اصول کافی، ج ۲، ص۱۹۲؛ وسایل الشیعه، ج ۱، ص۱۰.</ref>. وی افزون بر آن حضرت از [[ابن مسعود]] و برخی دیگر از [[صحابه]] [[حدیث]] نقل کرده است<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۶، ص۱۰۲.</ref>. در [[واقعه کربلا]] برخی از افراد [[جهینه]] در شمار قاتلان شهدای کربلا بودند. [[زید بن ورقاء جهنی]] از [[قاتلان]] [[عباس بن علی]]{{ع}} بود<ref>مقتل الحسین علیه السلام، ۱۷۹، ۲۴۰؛ الارشاد، ج ۲، ص۱۱۰؛ مناقب، ج ۳، ص۲۵۶.</ref>. برخی از آنان بعدها در [[قیام مختار]] دستگیر و کشته شدند<ref>تاریخ طبری، ج ۴، ص۵۳۰.</ref>. به موجب گزارشی جهنیها در [[قیام]] [[محمد نفس زکیه]] (سال ۱۴۴ ق.) بر ضد [[منصور عباسی]] نقش داشتند. برخی از آنان که بنو شجاع [[شهرت]] داشتند با [[نفس زکیه]] [[مقاومت]] کرده، کشته شدند<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۵، ص۴۳۹ ـ ۴۴۰؛ تاریخ طبری، ج ۶، ص۲۱۵.</ref>. آنان به کمک برخی [[قبایل]] دیگر، [[طائف]] را از دست [[عباسیان]] خارج ساختند<ref>الاغانی، ج ۱۱، ص۳۰۲.</ref>. به دستور منصور عباسی، شمار قابل توجهی از جهنیها دستگیر و دست بسته در [[آفتاب]] نگاهداشته شدند<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۵، ص۳۸۸؛ تاریخ طبری، ج ۶، ص۱۸۲؛ تاریخ دمشق، ج ۵۳، ص۳۹۰.</ref>. [[معبد بن عبداللّه بن علیم]] از [[تابعین]]، از چهرههای برجسته و معروف [[جهینه]] است. گویند: وی نخستین کسی است که در باره «قدر» سخن گفت<ref>التاریخ الکبیر، ج ۷، ص۳۹۹؛ الجرح و التعدیل، ج ۸، ص۲۸۰؛ جمهرة انساب العرب، ص۴۴۵.</ref>. در خبر [[خروج سفیانی]] قبل از [[ظهور حضرت حجت]]{{ع}} از دو نفر جهنی به نامهای [[نذیر]] و [[بشیر]] یاد شده است<ref>جامع البیان، ج ۱۲، ص۱۲۹.</ref> که جز آن دو کسی از [[لشکر سفیانی]] [[نجات]] نمییابند؛ نیز در منابع [[شیعی]] از شب بیست و سوم [[ماه مبارک رمضان]]، یکی از [[شبهای قدر]] به عنوان شب جُهَنی یاد شده است، از اینرو که فردی از جهینه (عبداللّه بن انیس) به سبب [[اشتغال]] به رمهداری و چوپانی، امکان شرکت در مراسم [[عبادی]] [[ماه رمضان]] را در [[مدینه]] نمییافت. وی از [[پیامبر]]{{صل}} خواست شبی را معین کند تا آن را [[احیاء]] بدارد. آن حضرت شب بیست و سوم ماه رمضان را تعیین فرمود<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۸۸؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۶۲۶؛ بحارالانوار، ج ۷۸، ص۱۶ - ۱۷.</ref>. در منابع اهل سنت نیز بدون کاربرد تعبیر «شب جهنی» به ماجرای جهنی اشاره شده است<ref>زادالمسیر، ج ۸، ص۲۸۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۵۶۹؛ الدرالمنثور، ج ۸، ص۵۷۳.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[جهنیه (مقاله)|مقاله «جهنیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۲۹۹.</ref> | ||