پرش به محتوا

ویژگی امام: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۵۷۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ آوریل ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = جایگاه امامت
| موضوع مرتبط = جایگاه امامت
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[ویژگی امام در قرآن]] - [[ویژگی امام در حدیث]] - [[ویژگی امام در کلام اسلامی]] - [[ویژگی امام در عرفان اسلامی]] - [[ویژگی امام در فلسفه اسلامی]] - [[ویژگی امام در فقه سیاسی]] - [[ویژگی امام در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ویژگی امام در معارف و سیره علوی]] - [[ویژگی امام در معارف و سیره رضوی]] - [[ویژگی امام از دیدگاه اهل سنت]]
| مداخل مرتبط = [[ویژگی امام در قرآن]] - [[ویژگی امام در حدیث]] - [[ویژگی امام در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[ویژگی امام در کلام اسلامی]] - [[ویژگی امام در عرفان اسلامی]] - [[ویژگی امام در فلسفه اسلامی]] - [[ویژگی امام در فقه سیاسی]] - [[ویژگی امام در معارف و سیره علوی]] - [[ویژگی امام در معارف و سیره رضوی]] - [[ویژگی امام در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ویژگی امام از دیدگاه اهل سنت]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۲۹: خط ۲۹:
==== سوم: ریاست فراگیر ====
==== سوم: ریاست فراگیر ====
{{اصلی|ریاست}}
{{اصلی|ریاست}}
[[امام]] - به دلیل ولایتی که دارد - ریاستی عام، در حوزه‌های [[تبلیغی]] و [[حکومتی]] دارد که همچون [[ابراهیم خلیل الله]]{{ع}} افزون بر بُعد [[هدایتگری]]، [[شأن]] [[اجرای احکام]] را نیز داراست؛ از این‌رو، امام در این رتبه صرفاً به [[زعیم]] [[سیاسی]] گفته نمی‌شود. به دیگر سخن، [[مقام امامت]] هنگامی به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} اعطا شد که وی شأن هدایتگری را داشت؛ آن‌گاه با [[حفظ]] این [[مسئولیت]]، شأن و [[وظیفه]] اجرای احکام و [[تشکیل حکومت]] نیز به حضرت داده شد. از این‌رو، امام کسی است که [[پیشوای مردم]]، هم در امر [[تبلیغ دین]] و هم در [[اجرای دین]] و تشکیل حکومت است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص۱۱۰-۱۲۳؛ [[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)| نگین آفرینش ج۱]]، ص۳۲ - ۳۸.</ref>.
[[امام]] - به دلیل ولایتی که دارد - ریاستی عام، در حوزه‌های [[تبلیغی]] و [[حکومتی]] دارد که همچون [[ابراهیم خلیل الله]]{{ع}} افزون بر بُعد [[هدایتگری]]، [[شأن]] [[اجرای احکام]] را نیز داراست؛ از این‌رو، امام در این رتبه صرفاً به [[زعیم]] [[سیاسی]] گفته نمی‌شود. به دیگر سخن، [[مقام امامت]] هنگامی به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} اعطا شد که وی شأن هدایتگری را داشت؛ آن‌گاه با [[حفظ]] این [[مسئولیت]]، شأن و [[وظیفه]] اجرای احکام و تشکیل حکومت نیز به حضرت داده شد. از این‌رو، امام کسی است که [[پیشوای مردم]]، هم در امر [[تبلیغ دین]] و هم در [[اجرای دین]] و تشکیل حکومت است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص۱۱۰-۱۲۳؛ [[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)| نگین آفرینش ج۱]]، ص۳۲ - ۳۸.</ref>.


==== چهارم علم لدنی (معدن علم) ====
==== چهارم علم لدنی (معدن علم) ====
خط ۳۹: خط ۳۹:
==== پنجم عصمت ([[معصوم]]) ====
==== پنجم عصمت ([[معصوم]]) ====
{{اصلی|عصمت|عصمت امام}}
{{اصلی|عصمت|عصمت امام}}
عصمت که [[شیعه امامیه]] قائل به آن است، مهم‌ترین شرط [[رهبران الهی]] ـ یعنی [[پیامبران]]، [[اوصیا]] و [[امامان]] ـ است؛ زیرا [[وظیفه]] اصلی آنان [[راهنمایی]] مردم به [[رستگاری]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] است. در [[قرآن کریم]] نیز تصریح شده است که امامت، عهدی است [[الهی]] و به [[ستمگران]] نمی‌رسد<ref>{{متن قرآن|وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}؛ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. هر کس [[معصوم]] نباشد، [[دست]] کم، ستمی به خود کرده است و از این رو، شایسته [[مقام امامت]] نمی‌شود. [[روایات]] بسیاری نیز به [[عصمت امامان]] {{ع}} تصریح کرده‌اند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۳-۳۲۴.</ref>. [[آیه]] بر [[عصمت امام]] در طول [[حیات]] و تمام [[عمر]] نیز دلالت می‌کند، بنابراین کسی که در قسمتی از [[عمر]] خود گرفتار [[فسق]] یا [[شرک]] باشد شایستگی [[مقام امامت]] را نخواهد داشت<ref>المیزان، ج۱، ص۲۷۴.</ref>
عصمت که [[شیعه امامیه]] قائل به آن است، مهم‌ترین شرط [[رهبران الهی]] ـ یعنی [[پیامبران]]، [[اوصیا]] و [[امامان]] ـ است؛ زیرا [[وظیفه]] اصلی آنان [[راهنمایی]] مردم به [[رستگاری]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] است. در [[قرآن کریم]] نیز تصریح شده است که امامت، عهدی است [[الهی]] و به [[ستمگران]] نمی‌رسد<ref>{{متن قرآن|وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}؛ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. هر کس [[معصوم]] نباشد، [[دست]] کم، ستمی به خود کرده است و از این رو، شایسته [[مقام امامت]] نمی‌شود. [[روایات]] بسیاری نیز به [[عصمت امامان]] {{ع}} تصریح کرده‌اند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۳-۳۲۴.</ref>. [[آیه]] بر [[عصمت امام]] در طول [[حیات]] و تمام [[عمر]] نیز دلالت می‌کند، بنابراین کسی که در قسمتی از [[عمر]] خود گرفتار [[فسق]] یا [[شرک]] باشد شایستگی [[مقام امامت]] را نخواهد داشت<ref>المیزان، ج۱، ص۲۷۴.</ref>.


همچنین [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref> از [[مؤمنان]] می‌خواهد، [[تقوای الهی]] را پیشه ساخته و به طور مطلق با [[صادقان]] باشند<ref>المیزان، ج۹، ص۴۰۲.</ref>. بی‌تردید لازمه [[همراهی]] مطلق با آنان، [[عصمت]] آنهاست<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۶، ص۲۲۱؛ پیام قرآن، ج۹، ص۵۰؛ حق الیقین، ص۵۴-۵۵.</ref> و یا در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ...}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، [[اطاعت]] از اولوا الامر در ردیف [[اطاعت پیامبر]] و [[اطاعت پیامبر]] در ردیف [[اطاعت]] [[خدای سبحان]] قرار گرفته است و چون [[اطاعت خدا]] به صورت مطلق [[واجب]] است بنابراین، [[اطاعت پیامبر]] و اولوا الامر نیز به طور مطلق [[واجب]] است و لازمه [[وجوب]] اطاعتِ مطلق، [[عصمت]] است<ref>المیزان، ج۴، ص۳۸۹-۳۹۱؛ حق‌الیقین، ص۴۰.</ref>.<ref>[[محمد رضا مصطفی‌پور|مصطفی‌پور، محمد رضا]]، [[امامت (مقاله)|امامت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]؛ [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۱۰-۱۲۳.</ref>
همچنین [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref> از [[مؤمنان]] می‌خواهد، [[تقوای الهی]] را پیشه ساخته و به طور مطلق با [[صادقان]] باشند<ref>المیزان، ج۹، ص۴۰۲.</ref>. بی‌تردید لازمه [[همراهی]] مطلق با آنان، [[عصمت]] آنهاست<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۶، ص۲۲۱؛ پیام قرآن، ج۹، ص۵۰؛ حق الیقین، ص۵۴-۵۵.</ref> و یا در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ...}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، [[اطاعت]] از اولوا الامر در ردیف [[اطاعت پیامبر]] و [[اطاعت پیامبر]] در ردیف [[اطاعت]] [[خدای سبحان]] قرار گرفته است و چون [[اطاعت خدا]] به صورت مطلق [[واجب]] است بنابراین، [[اطاعت پیامبر]] و اولوا الامر نیز به طور مطلق [[واجب]] است و لازمه [[وجوب]] اطاعتِ مطلق، [[عصمت]] است<ref>المیزان، ج۴، ص۳۸۹-۳۹۱؛ حق‌الیقین، ص۴۰.</ref>.<ref>[[محمد رضا مصطفی‌پور|مصطفی‌پور، محمد رضا]]، [[امامت (مقاله)|امامت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]؛ [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۱۰-۱۲۳.</ref>
خط ۵۱: خط ۵۱:
معنای این صفت آن است که [[امام]] معصوم {{ع}} باید در صفات کمال ـ مانند [[دانایی]] و [[پارسایی]] و [[دادگری]] ـ از دیگر [[انسان‌ها]] [[برتر]] باشد. [[منصب امامت]]، به دست خداست و او کسی را به این مقام نمی‌گمارد مگر از دیگران برتر باشد. دانشمندان شیعه، دلایل محکم [[نقلی]] و [[عقلی]] متعددی بر [[لزوم افضلیت امام]] اقامه کرده‌اند<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی‌، ج۱، ص۲۰۲؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، امالی، ص۵۴۰؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۶۵ و ج۹۳، ص۶۴۰؛ ابن شعبه حرانی، تحف العقول‌، ص۴۴۱؛ غیبت نعمانی‌، ص۲۲۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۴.</ref> [[امام]] [[برترین]] [[انسان‌ها]] در عصر خود است؛ بدین بیان که به طور، طبیعی، برای اداره جامعه تنها یک نفر می‌بایست در رأس هرم قرار گیرد وگرنه بروز اخلال در اداره جامعه امری اجتناب‌ناپذیر است. اگرچه ممکن است در هر دوره چند [[پیامبر]] در این عالم وجود داشته باشند، روشن است که [[خداوند حکیم]] شایسته‌ترین آنها را برای [[اجرای احکام]] برمی‌گزیند. [[امام]] در ادبیات [[قرآنی]]، آن‌گاه که مقصود از آن [[امامت]] [[حق]] باشد، بر افراد گوناگونی در رتبه‌های تشکیکی متفاوتی اطلاق می‌شود. بالاترین مرتبه [[امامت]]، از آنِ کسی است که [[منصوب]] از طرف [[خداوند]]، [[برترین]] [[انسان‌ها]] و دارای [[مقام عصمت]] است و با [[علمی]] که [[خدا]] بدو داده، افزون بر [[وظیفه]] [[هدایت مردم]]، مأموریت [[اجرای احکام]] و [[احکام دین]] را نیز دارد<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۱۰-۱۲۳.</ref>.
معنای این صفت آن است که [[امام]] معصوم {{ع}} باید در صفات کمال ـ مانند [[دانایی]] و [[پارسایی]] و [[دادگری]] ـ از دیگر [[انسان‌ها]] [[برتر]] باشد. [[منصب امامت]]، به دست خداست و او کسی را به این مقام نمی‌گمارد مگر از دیگران برتر باشد. دانشمندان شیعه، دلایل محکم [[نقلی]] و [[عقلی]] متعددی بر [[لزوم افضلیت امام]] اقامه کرده‌اند<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی‌، ج۱، ص۲۰۲؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، امالی، ص۵۴۰؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۶۵ و ج۹۳، ص۶۴۰؛ ابن شعبه حرانی، تحف العقول‌، ص۴۴۱؛ غیبت نعمانی‌، ص۲۲۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۴.</ref> [[امام]] [[برترین]] [[انسان‌ها]] در عصر خود است؛ بدین بیان که به طور، طبیعی، برای اداره جامعه تنها یک نفر می‌بایست در رأس هرم قرار گیرد وگرنه بروز اخلال در اداره جامعه امری اجتناب‌ناپذیر است. اگرچه ممکن است در هر دوره چند [[پیامبر]] در این عالم وجود داشته باشند، روشن است که [[خداوند حکیم]] شایسته‌ترین آنها را برای [[اجرای احکام]] برمی‌گزیند. [[امام]] در ادبیات [[قرآنی]]، آن‌گاه که مقصود از آن [[امامت]] [[حق]] باشد، بر افراد گوناگونی در رتبه‌های تشکیکی متفاوتی اطلاق می‌شود. بالاترین مرتبه [[امامت]]، از آنِ کسی است که [[منصوب]] از طرف [[خداوند]]، [[برترین]] [[انسان‌ها]] و دارای [[مقام عصمت]] است و با [[علمی]] که [[خدا]] بدو داده، افزون بر [[وظیفه]] [[هدایت مردم]]، مأموریت [[اجرای احکام]] و [[احکام دین]] را نیز دارد<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۱۰-۱۲۳.</ref>.


==== هشتم: نصب الهی ([[منصوب من عند الله]]) ====
==== هشتم: نصب الهی (منصوب من عند الله) ====
{{اصلی|نصب الهی امام}}
{{اصلی|نصب الهی امام}}
[[مقام امامت]]، یعنی همان [[پیشوایی]] بر [[مردم]]، تنها با جعل الهی به کسی داده می‌شود: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم می‌گمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>؛ چنان‌که وقتی [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} خواستار اعطای این مقام به [[فرزندان]] خود شدند، [[خداوند متعال]] درخواست ایشان را به طور مشروط پذیرفت<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۱۰-۱۲۳.</ref>. از دیدگاه [[شیعه]]، تعیین [[امام]] و [[جانشین]] [[پیامبر]] تنها به [[دستور خدا]] و [[انتخاب]] او انجام می‌گیرد و [[پیامبر]]، [[امام]] پس از خود را معرفی می‌کند. بنابراین هیچ فرد یا گروهی [[حق]] دخالت در این امر را ندارند.  
[[مقام امامت]]، یعنی همان [[پیشوایی]] بر [[مردم]]، تنها با جعل الهی به کسی داده می‌شود: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم می‌گمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>؛ چنان‌که وقتی [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} خواستار اعطای این مقام به [[فرزندان]] خود شدند، [[خداوند متعال]] درخواست ایشان را به طور مشروط پذیرفت<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۱۰-۱۲۳.</ref>. از دیدگاه [[شیعه]]، تعیین [[امام]] و [[جانشین]] [[پیامبر]] تنها به [[دستور خدا]] و [[انتخاب]] او انجام می‌گیرد و [[پیامبر]]، [[امام]] پس از خود را معرفی می‌کند. بنابراین هیچ فرد یا گروهی [[حق]] دخالت در این امر را ندارند.  
خط ۶۴: خط ۶۴:


==== دهم: وصیت به امامت ([[وصی]]) ====
==== دهم: وصیت به امامت ([[وصی]]) ====
{{اصلی|وصایت|وصایت امام}}
{{اصلی|وصایت}}
[[وصایت]] و [[تعیین جانشین]] از سوی [[انبیا]]، یکی از سنت‌های رایج در میان [[پیامبران الهی]] بوده است. آنها بنا به [[دستور الهی]] و به منظور [[حفظ]] و [[استمرار رسالت]] خود، همواره فردی را به عنوان [[وصی]] و [[جانشین]] خود [[انتخاب]] می‌کردند تا پس از آنها، راهشان را ادامه دهد و [[پیام الهی]] را به [[مردم]] برساند. این امر نشان‌دهنده اهمیت و [[ضرورت]] تداوم [[رسالت]] انبیا و وجود وصی پس از آنهاست. نمونه‌هایی از این وصایت‌ها عبارتند از: [[وصیت]] [[حضرت آدم]] به [[شیث]]، [[حضرت نوح]] به [[سام]]، [[حضرت ابراهیم]] به [[اسحاق]]، [[حضرت موسی]] به [[هارون]] و [[حضرت عیسی]] به [[شمعون]]. [[پیامبر خاتم]]{{صل}} نیز در آخرین لحظات [[زندگی]]، [[حضرت علی]]{{ع}} را به عنوان وصی خود انتخاب کرد. [[پیامبر اکرم]] همچنین بارها - در طول زندگی خود - بر اهمیت وصایت و [[ولایت ائمه اطهار]] تأکید کرد. علاوه بر این، [[پیامبر اسلام]] در موارد متعددی - از جمله: [[واقعه یوم الدار]]، [[غدیر خم]] و غیره - حضرت علی{{ع}} و دیگر [[امامان معصوم]] را به عنوان [[جانشینان]] و خلفای خود معرفی کرد تا پیام الهی به وسیله آن امامان به مردم منتقل شود<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۵۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۹۲.</ref>.
[[وصایت]] و [[تعیین جانشین]] از سوی [[انبیا]]، یکی از سنت‌های رایج در میان [[پیامبران الهی]] بوده است. آنها بنا به [[دستور الهی]] و به منظور [[حفظ]] و استمرار رسالت خود، همواره فردی را به عنوان [[وصی]] و [[جانشین]] خود [[انتخاب]] می‌کردند تا پس از آنها، راهشان را ادامه دهد و [[پیام الهی]] را به [[مردم]] برساند. این امر نشان‌دهنده اهمیت و [[ضرورت]] تداوم [[رسالت]] انبیا و وجود وصی پس از آنهاست. نمونه‌هایی از این وصایت‌ها عبارتند از: [[وصیت]] [[حضرت آدم]] به [[شیث]]، [[حضرت نوح]] به سام، [[حضرت ابراهیم]] به [[اسحاق]]، [[حضرت موسی]] به [[هارون]] و [[حضرت عیسی]] به [[شمعون]]. [[پیامبر خاتم]]{{صل}} نیز در آخرین لحظات [[زندگی]]، [[حضرت علی]]{{ع}} را به عنوان وصی خود انتخاب کرد. [[پیامبر اکرم]] همچنین بارها - در طول زندگی خود - بر اهمیت وصایت و [[ولایت ائمه اطهار]] تأکید کرد. علاوه بر این، [[پیامبر اسلام]] در موارد متعددی - از جمله: [[واقعه یوم الدار]]، [[غدیر خم]] و غیره - حضرت علی{{ع}} و دیگر [[امامان معصوم]] را به عنوان [[جانشینان]] و خلفای خود معرفی کرد تا پیام الهی به وسیله آن امامان به مردم منتقل شود<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۵۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۹۲.</ref>.


طبق [[احادیث]] متعدد، پیامبر اکرم{{صل}} بارها بر [[لزوم پیروی از قرآن]] و [[اهل بیت]]{{ع}} تأکید و وصیت کرد که مردم پس از ایشان، به امامان معصوم [[رجوع]] کنند. همچنین [[امام علی]]{{ع}}، وصیت و [[وراثت پیامبر]]{{صل}} را [[حق اهل بیت]]{{ع}} می‌دانست و خود را [[وصی رسول خدا]] معرفی می‌کرد<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۲.</ref>، چنان که به هنگام [[بیعت گرفتن]] از ایشان می‌فرمود: من وصی پیامبرم<ref>طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۲۳۳.</ref>. آن حضرت در [[خطبه]] دیگری ضمن تأکید بر [[مشروعیت خلافت]] و [[امامت اهل بیت]]{{عم}} فرمود: وصیت و وراثت حقیقی رسول خدا{{صل}} در اهل بیت اوست: {{متن حدیث|وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ}}<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۲.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]] ص ۱.</ref>. بنابراین وجود وصایت [[الهی]] در امامان معصوم{{ع}}، مستند به احادیث فراوانی از سوی پیامبر اکرم{{صل}} است.
طبق [[احادیث]] متعدد، پیامبر اکرم{{صل}} بارها بر لزوم پیروی از قرآن و [[اهل بیت]]{{ع}} تأکید و وصیت کرد که مردم پس از ایشان، به امامان معصوم رجوع کنند. همچنین [[امام علی]]{{ع}}، وصیت و وراثت پیامبر{{صل}} را [[حق اهل بیت]]{{ع}} می‌دانست و خود را وصی رسول خدا معرفی می‌کرد<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۲.</ref>، چنان که به هنگام [[بیعت گرفتن]] از ایشان می‌فرمود: من وصی پیامبرم<ref>طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۲۳۳.</ref>. آن حضرت در [[خطبه]] دیگری ضمن تأکید بر مشروعیت خلافت و [[امامت اهل بیت]]{{عم}} فرمود: وصیت و وراثت حقیقی رسول خدا{{صل}} در اهل بیت اوست: {{متن حدیث|وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ}}<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۲.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]] ص ۱.</ref>. بنابراین وجود وصایت [[الهی]] در امامان معصوم{{ع}}، مستند به احادیث فراوانی از سوی پیامبر اکرم{{صل}} است.


==== یازدهم: قریشی بودن امام ====
==== یازدهم: قریشی بودن امام ====
{{اصلی|قریشی بودن امام}}
{{اصلی|قریشی بودن امام}}
مقصود از قریشی بودن امام این است که نسب او به جد [[پیامبر خاتم]] {{صل}}، «[[نضر بن کنانه]]» بازگردد. از نظر امامیه [[امامت]] به [[قریش]] اختصاص دارد، ولی شامل همه [[طوایف]] و [[قبایل]] قریش نمی‌شود، بلکه ویژه [[بنی هاشم]] است. دلیل آنان [[حدیث]] {{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ مِنْ قُرَیْشٍ}} نیست، بلکه [[حدیث ثقلین]]<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ أَمَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}؛ بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد {{صل}}، ج۱، ص۴۱۳.</ref> و مانند آن است که امامت را مخصوص [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[خاندان]] او از [[ذریه]] [[حضرت زهرا]] {{س}} می‌داند. لذا امامیه به جای صفت [[قریشی بودن]]، صفت هاشمی بودن را ذکر کرده‌اند<ref>سید مرتضی، الشافی فی الإمامة، ج۳، ص۱۸۳- ۱۹۶.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت ۱ (مقاله)|امامت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۱۲.</ref>
مقصود از قریشی بودن امام این است که نسب او به جد [[پیامبر خاتم]] {{صل}}، «نضر بن کنانه» بازگردد. از نظر امامیه [[امامت]] به [[قریش]] اختصاص دارد، ولی شامل همه طوایف و [[قبایل]] قریش نمی‌شود، بلکه ویژه [[بنی هاشم]] است. دلیل آنان [[حدیث]] {{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ مِنْ قُرَیْشٍ}} نیست، بلکه [[حدیث ثقلین]]<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ أَمَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}؛ بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد {{صل}}، ج۱، ص۴۱۳.</ref> و مانند آن است که امامت را مخصوص [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[خاندان]] او از [[ذریه]] [[حضرت زهرا]] {{س}} می‌داند. لذا امامیه به جای صفت [[قریشی بودن]]، صفت هاشمی بودن را ذکر کرده‌اند<ref>سید مرتضی، الشافی فی الإمامة، ج۳، ص۱۸۳- ۱۹۶.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت ۱ (مقاله)|امامت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۱۲.</ref>


=== صفات مرتبط با کمالات اخلاقی ===
=== صفات مرتبط با کمالات اخلاقی ===
{{اصلی|مکارم اخلاق|سیره اخلاقی امام|اخلاق امام}}
{{اصلی|مکارم اخلاق}}
[[امام]] که [[پیشوا]] و [[راهبر]] [[جامعه]] است باید از همه بدی‌ها و [[رذائل اخلاقی]] دور باشد و در مقابل، همه [[کمالات]] [[اخلاقی]] را در عالی‌ترین حدّ آن دارا باشد؛ زیرا او به عنوان [[انسان کامل]] [[بهترین]] [[الگو]] برای [[پیروان]] خود به شمار می‌رود. [[امام رضا]] {{ع}} فرمود: "برای [[امام]] نشانه‌هایی است: او [[داناترین]]،... پرهیزکارترین، بردبارترین، شجاع‌ترین، سخاوتمندترین و عابدترینِ [[مردم]] است<ref>تفسیر المیزان، ذیل آیۀ ۱۲۴ سوره بقره.</ref>. به علاوه او در مقام [[جانشینی]] [[پیامبر]] {{صل}}، در پی [[تعلیم و تربیت]] انسان‌هاست. بنابراین خود باید پیش از همگان و بیشتر از [[مردمان]]، به اخلاق الهی آراسته باشد. [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}}می‌فرماید: "کسی که خود را [[امام]] [[مردم]] قرار داده است، بر اوست که پیش از [[تعلیم]] دیگران به [[تعلیم]] خود [[همّت]] گمارد، و باید دیگران را به وسیله [[رفتار]] خود [[تربیت]] کند پیش از آنکه با گفتار [[تربیت]] کند<ref>{{متن حدیث|مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً- [فَعَلَيْهِ أَنْ يَبْدَأَ] فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِم}}؛ ‏نهج البلاغه، (صبحی صالح)، حکمت ٧٣.</ref>.<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)| نگین آفرینش ج۱]]، ص ۳۲ - ۳۸.</ref>
[[امام]] که [[پیشوا]] و [[راهبر]] [[جامعه]] است باید از همه بدی‌ها و [[رذائل اخلاقی]] دور باشد و در مقابل، همه [[کمالات]] [[اخلاقی]] را در عالی‌ترین حدّ آن دارا باشد؛ زیرا او به عنوان [[انسان کامل]] [[بهترین]] [[الگو]] برای [[پیروان]] خود به شمار می‌رود. [[امام رضا]] {{ع}} فرمود: "برای [[امام]] نشانه‌هایی است: او داناترین،... پرهیزکارترین، بردبارترین، شجاع‌ترین، سخاوتمندترین و عابدترینِ [[مردم]] است<ref>تفسیر المیزان، ذیل آیۀ ۱۲۴ سوره بقره.</ref>. به علاوه او در مقام [[جانشینی]] [[پیامبر]] {{صل}}، در پی [[تعلیم و تربیت]] انسان‌هاست. بنابراین خود باید پیش از همگان و بیشتر از [[مردمان]]، به اخلاق الهی آراسته باشد. [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}}می‌فرماید: "کسی که خود را [[امام]] [[مردم]] قرار داده است، بر اوست که پیش از [[تعلیم]] دیگران به [[تعلیم]] خود [[همّت]] گمارد، و باید دیگران را به وسیله [[رفتار]] خود [[تربیت]] کند پیش از آنکه با گفتار [[تربیت]] کند<ref>{{متن حدیث|مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً- [فَعَلَيْهِ أَنْ يَبْدَأَ] فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِم}}؛ ‏نهج البلاغه، (صبحی صالح)، حکمت ٧٣.</ref>.<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)| نگین آفرینش ج۱]]، ص ۳۲ - ۳۸.</ref>


==== تنزه از نقایص اخلاقی  ====
==== تنزه از نقایص اخلاقی  ====
{{اصلی|تنزه از نقایص اخلاقی}}
{{اصلی|تنزه از نقایص اخلاقی}}
[[امامان از اهل بیت]]{{ع}} - در [[اعتقادات شیعه]] - دارای [[عصمت]] و [[مصونیت از گناه]] و [[مصونیت از خطا|خطا]] هستند. این عصمت، شامل مصونیت از هرگونه [[انحراف اخلاقی|انحراف]] و [[نقص اخلاقی]] نیز می‌شود. طبق [[دلیل عقل]]، [[امام]] باید از [[عیوب خَلقی]]، [[رذایل خُلقی]] و نقائص عملی [[منزّه]] باشد<ref>آملی، عزالدین، رساله حسنیه، ص۵۵۸.</ref>؛ زیرا وجود نقائص در او موجب [[نفرت]] و عدم [[رغبت]] به او می‌شود و این با [[وجوب اطاعت از امام]] و [[انقیاد]] در برابر او تنافی دارد و موجب [[نقض غرض]] است<ref>لاهیجی، عبدالرزاق، سرمایه ایمان، ص۱۱۵.</ref>.<ref>[[علی رضا اژدر|اژدر]] و [[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری]]، [[امامت - اژدر و احمدی امیری (مقاله)| مقاله «امامت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص۲۴۶.</ref> همچنین، امام به عنوان [[الگو]] و [[اسوه]] [[جامعه اسلامی]]، باید از هرگونه صفت [[زشت]] و [[ناپسند]] اخلاقی مبرا باشد؛ تا بتواند الگویی کامل و شایسته برای [[مردم]] به شمار آید. به همین دلیل، [[امامان معصوم]] بالاترین مراتب [[فضیلت]] و [[اخلاق کامل]] را دارا هستند و الگو و سرمشقی [[نیکو]] در [[تزکیه]] و [[استقامت]] به‌شمار می‌روند. آنان هیچ‌گاه مرتکب [[دروغ]]، [[خیانت]]، [[حسادت]] و سایر [[انحرافات اخلاقی]] نمی‌شدند و کاملاً از هر [[آلودگی معنوی]] [[پاک]] بودند. امامان معصوم تجسم [[فضائل]] و [[اخلاق]] پسندیده‌ای هستند که [[اسلام]] بر آن تأکید دارد و به [[برکت]] کمال اخلاقی‌شان، قادرند [[جامعه]] را [[اصلاح]] و [[نفوس]] را [[تهذیب]] و تزکیه کنند. بنابراین [[امامان]] از هر نقص و عیب اخلاقی [[منزه]] هستند.
[[امامان از اهل بیت]]{{ع}} ـ در اعتقادات شیعه ـ دارای [[عصمت]] و [[مصونیت از گناه]] و [[مصونیت از خطا|خطا]] هستند. این عصمت، شامل مصونیت از هرگونه انحراف و نقص اخلاقی نیز می‌شود. طبق دلیل عقل، [[امام]] باید از عیوب خَلقی، [[رذایل خُلقی]] و نقائص عملی منزّه باشد<ref>آملی، عزالدین، رساله حسنیه، ص۵۵۸.</ref>؛ زیرا وجود نقائص در او موجب [[نفرت]] و عدم رغبت به او می‌شود و این با [[وجوب اطاعت از امام]] و [[انقیاد]] در برابر او تنافی دارد و موجب نقض غرض است<ref>لاهیجی، عبدالرزاق، سرمایه ایمان، ص۱۱۵.</ref>.<ref>[[علی رضا اژدر|اژدر]] و [[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری]]، [[امامت - اژدر و احمدی امیری (مقاله)| مقاله «امامت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص۲۴۶.</ref> همچنین، امام به عنوان [[الگو]] و [[اسوه]] [[جامعه اسلامی]]، باید از هرگونه صفت [[زشت]] و ناپسند اخلاقی مبرا باشد؛ تا بتواند الگویی کامل و شایسته برای [[مردم]] به شمار آید. به همین دلیل، [[امامان معصوم]] بالاترین مراتب [[فضیلت]] و اخلاق کامل را دارا هستند و الگو و سرمشقی [[نیکو]] در [[تزکیه]] و [[استقامت]] به‌شمار می‌روند. آنان هیچ‌گاه مرتکب [[دروغ]]، [[خیانت]]، [[حسادت]] و سایر انحرافات اخلاقی نمی‌شدند و کاملاً از هر آلودگی معنوی [[پاک]] بودند. امامان معصوم تجسم [[فضائل]] و [[اخلاق]] پسندیده‌ای هستند که [[اسلام]] بر آن تأکید دارد و به [[برکت]] کمال اخلاقی‌شان، قادرند [[جامعه]] را [[اصلاح]] و [[نفوس]] را [[تهذیب]] و تزکیه کنند. بنابراین [[امامان]] از هر نقص و عیب اخلاقی [[منزه]] هستند.


بنابراین، امامان معصوم {{ع}} در فضایلی همچون: [[توحید]]، [[عدالت]]، [[تقرب به خداوند]]، [[ترس از خدا]]، [[یاد خدا]]، [[شوق به خدا]]، [[توکل]]، [[شکرگزاری]]، [[عبادت]]، [[عبرت]]، [[غیرت]]، [[یقین]]، [[تدبر]]، [[تعقل]]، [[تفکر]]، [[دوراندیشی]]، [[شناخت]]، [[علم]]، [[معرفت]]، [[آراستگی و پیراستگی]]، [[بیداری]]، [[تأنی]]، [[تقوا]]، [[تواضع]]، [[توبه]]، [[جوان‌مردی]]، [[حکمت]]، [[حیا]]، [[خشوع]]، [[خضوع]]، [[رضا]]، [[زهد]]، [[ساده‌زیستی]]، [[شجاعت]]، [[صدق]]، [[عزت نفس]]، [[عفت]]، [[قناعت]]، [[کرامت نفس]]، [[مراقبه]]، [[مسئولیت‌پذیری]]، [[نظم]]، [[وقار]]، [[آشتی]]، [[احترام]]، [[ادب]]، [[ایثار]]، [[بی‌نیازی از مردم]]، [[تسلیم]]، [[خوش‌خویی]]، [[دوستی]]، [[رازداری]]، [[رفق و مدارا]]، [[سخاوت]]، [[صله رحم]]، [[عفو]]، [[محبت]]، [[مشورت]]، [[معاشرت]]، [[مودت]]، [[نرم‌خویی]]، [[نصیحت]]، [[نیکی]]، [[وفای به عهد]]، [[اصلاح بین مردم]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[انصاف]]، [[تعاون]]، [[صبر]]، [[ثبات]]، [[استقامت]]، [[جهاد]]، [[حرکت به نفع دیگران]]، [[حمایت از مظلوم]]، [[عدم پذیرش سلطه کافران]]، [[فداکاری]]، [[شهامت]]، [[مبارزه با ظلم]] و [[مقاومت]] سرآمد روزگار خود هستند.
بنابراین، امامان معصوم {{ع}} در فضایلی همچون: [[توحید]]، [[عدالت]]، [[تقرب به خداوند]]، [[ترس از خدا]]، [[یاد خدا]]، [[شوق به خدا]]، [[توکل]]، [[شکرگزاری]]، [[عبادت]]، [[عبرت]]، [[غیرت]]، [[یقین]]، [[تدبر]]، [[تعقل]]، [[تفکر]]، [[دوراندیشی]]، [[شناخت]]، [[علم]]، [[معرفت]]، [[آراستگی و پیراستگی]]، [[بیداری]]، [[تأنی]]، [[تقوا]]، [[تواضع]]، [[توبه]]، [[جوان‌مردی]]، [[حکمت]]، [[حیا]]، [[خشوع]]، [[خضوع]]، [[رضا]]، [[زهد]]، [[ساده‌زیستی]]، [[شجاعت]]، [[صدق]]، [[عزت نفس]]، [[عفت]]، [[قناعت]]، [[کرامت نفس]]، [[مراقبه]]، [[مسئولیت‌پذیری]]، [[نظم]]، [[وقار]]، [[آشتی]]، [[احترام]]، [[ادب]]، [[ایثار]]، [[بی‌نیازی از مردم]]، [[تسلیم]]، [[خوش‌خویی]]، [[دوستی]]، [[رازداری]]، [[رفق و مدارا]]، [[سخاوت]]، [[صله رحم]]، [[عفو]]، [[محبت]]، [[مشورت]]، [[معاشرت]]، [[مودت]]، [[نرم‌خویی]]، [[نصیحت]]، [[نیکی]]، [[وفای به عهد]]، [[اصلاح بین مردم]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[انصاف]]، [[تعاون]]، [[صبر]]، [[ثبات]]، [[استقامت]]، [[جهاد]]، [[حرکت به نفع دیگران]]، [[حمایت از مظلوم]]، [[عدم پذیرش سلطه کافران]]، [[فداکاری]]، [[شهامت]]، [[مبارزه با ظلم]] و [[مقاومت]] سرآمد روزگار خود هستند.


== تعدادی دیگر از ویژگی‌های امام ==
== تعدادی دیگر از ویژگی‌های امام ==
در مناقب [[ابن شهرآشوب]]، مباحث سودمند و نکات جالبی دربارۀ [[امامت]] و [[ائمه]] {{عم}} است. از جمله با عنوان "صفات الأئمّه"، فهرستی از صفات [[امامان]] را براساس آنچه در [[روایات]] [[شیعه]] آمده برشمرده و پنجاه صفت ذکر کرده است، از جمله این اوصاف و ویژگی‌ها: [[عصمت]]، [[نص بر امامت]]، [[داناترین]]، فصیح‌ترین، بردبارترین، دادگرترین، باتقواترین، شجاع‌ترین، باشرافت‌ترین، خیرخواه‌ترین، وفادارترین، شکیباترین، پارساترین، بخشنده‌ترین، عابدترین، مهربان‌ترین [[مردم]]، متواضع‌ترین آنان در برابر [[خدا]] باشند، بیش از همه [[مطیع]] [[امر و نهی]] [[الهی]] باشند، از همه به خودشان سزاوارترند، [[ختنه]] شده و [[پاک]] به [[دنیا]] می‌آیند، عهده‌دار ولادت و وفاتشان [[امام]] [[معصوم]] است، [[اموال]] در [[اختیار]] آنان است، به خاطر فراست و تیزهوشی از روبه‌رو پشت سر می‌بینند، چون از [[نور]] [[خدا]] [[آفریده]] شده‌اند سایه ندارند، هرکه از آنان متولد شود [[مؤمن]] می‌شود، چون از شکم مادر بر روی [[زمین]] قرار گیرند، با کف دو دست بر [[زمین]] می‌آیند و صدایشان به گفتن "شهادتین" بلند است، قلبشان نمی‌خوابد، [[محدث]] می‌شوند، دعایشان [[مستجاب]] می‌شود، بویشان معطّر است، دارای [[وصیّت]] آشکارند، با خرق عادات، [[دلیل]] و [[معجزه]] دارند، از حوادث پیش از وقوع خبر می‌دهند، [[سلاح]] و [[شمشیر]] [[پیامبر]] نزد آنان است، [[زره]] او برایشان اندازه است، صحیفه‌ای در [[اختیار]] دارند که نام شیعیانشان تا [[روز قیامت]] در آن است، و صحیفه‌ای که نام دشمنانشان تا [[روز قیامت]] در آن است، نزد آنان "[[جامعه]]" است که صحیفه‌ای است به طول هفتاد ذراع که همۀ نیازهای بنی [[آدم]] در آن است، به املای [[پیامبر]] و خطّ [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} است، نیز [[جفر احمر]] نزد آنان است، جعبه‌ای که [[سلاح]] [[پیامبر]] در آن است و تا [[خروج]] [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} بیرون نخواهد آمد و [[جفر ابیض]] نزد آنان است، جعبه‌ای که [[تورات موسی]] و [[انجیل عیسی]] و [[زبور داود]] و [[کتب آسمانی]] در آن است، دارای [[الهام]] و شنیدن صدای غیبی‌اند و آنچه بر دل‌هایشان می‌افتد و صدایی می‌شنوند، همچون صدای زنجیر در طشت، و گاهی چهره‌ای بزرگتر از [[جبرئیل|جبرائیل]] و [[میکائیل]] و [[اسرافیل]] نزد آنان آشکار می‌شود و گاهی آن را می‌بینند و مورد خطاب قرار می‌دهند و گفته‌اند از صفات [[امام]]، [[شناخت]] همۀ [[احکام]] است<ref>مناقب، ج ۱ ص ۲۵۳</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۶۴.</ref>
در مناقب [[ابن شهرآشوب]]، مباحث سودمند و نکات جالبی دربارۀ [[امامت]] و [[ائمه]] {{عم}} است. از جمله با عنوان "صفات الأئمّه"، فهرستی از صفات [[امامان]] را براساس آنچه در [[روایات]] [[شیعه]] آمده برشمرده و پنجاه صفت ذکر کرده است، از جمله این اوصاف و ویژگی‌ها: [[عصمت]]، [[نص بر امامت]]، داناترین، فصیح‌ترین، بردبارترین، دادگرترین، باتقواترین، شجاع‌ترین، باشرافت‌ترین، خیرخواه‌ترین، وفادارترین، شکیباترین، پارساترین، بخشنده‌ترین، عابدترین، مهربان‌ترین [[مردم]]، متواضع‌ترین آنان در برابر [[خدا]] باشند، بیش از همه [[مطیع]] [[امر و نهی]] [[الهی]] باشند، از همه به خودشان سزاوارترند، [[ختنه]] شده و [[پاک]] به [[دنیا]] می‌آیند، عهده‌دار ولادت و وفاتشان [[امام]] [[معصوم]] است، [[اموال]] در [[اختیار]] آنان است، به خاطر فراست و تیزهوشی از روبه‌رو پشت سر می‌بینند، چون از [[نور]] [[خدا]] [[آفریده]] شده‌اند سایه ندارند، هرکه از آنان متولد شود [[مؤمن]] می‌شود، چون از شکم مادر بر روی [[زمین]] قرار گیرند، با کف دو دست بر [[زمین]] می‌آیند و صدایشان به گفتن "شهادتین" بلند است، قلبشان نمی‌خوابد، [[محدث]] می‌شوند، دعایشان [[مستجاب]] می‌شود، بویشان معطّر است، دارای [[وصیّت]] آشکارند، با خرق عادات، [[دلیل]] و [[معجزه]] دارند، از حوادث پیش از وقوع خبر می‌دهند، [[سلاح]] و [[شمشیر]] [[پیامبر]] نزد آنان است، [[زره]] او برایشان اندازه است، صحیفه‌ای در [[اختیار]] دارند که نام شیعیانشان تا [[روز قیامت]] در آن است، و صحیفه‌ای که نام دشمنانشان تا [[روز قیامت]] در آن است، نزد آنان "[[جامعه]]" است که صحیفه‌ای است به طول هفتاد ذراع که همۀ نیازهای بنی [[آدم]] در آن است، به املای [[پیامبر]] و خطّ [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} است، نیز [[جفر احمر]] نزد آنان است، جعبه‌ای که [[سلاح]] [[پیامبر]] در آن است و تا [[خروج]] [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} بیرون نخواهد آمد و [[جفر ابیض]] نزد آنان است، جعبه‌ای که [[تورات موسی]] و [[انجیل عیسی]] و [[زبور داود]] و [[کتب آسمانی]] در آن است، دارای [[الهام]] و شنیدن صدای غیبی‌اند و آنچه بر دل‌هایشان می‌افتد و صدایی می‌شنوند، همچون صدای زنجیر در طشت، و گاهی چهره‌ای بزرگتر از [[جبرئیل|جبرائیل]] و [[میکائیل]] و [[اسرافیل]] نزد آنان آشکار می‌شود و گاهی آن را می‌بینند و مورد خطاب قرار می‌دهند و گفته‌اند از صفات [[امام]]، [[شناخت]] همۀ [[احکام]] است<ref>مناقب، ج ۱ ص ۲۵۳</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۶۴.</ref>


== [[صفات ثبوتی امام]] ==
== صفات ثبوتی امام ==
{{اصلی|صفات ثبوتی امام}}
برخی از صفات ثبوتی امام عبارت‌اند از:
# '''هدایت یافته از همه جهات:''' {{متن قرآن|فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره بقره، آیه ۳۸</ref>؛ کلمه {{متن قرآن|هُدًى}}<ref>در تفسیر کلمه هُدی، دو احتمال مطرح است: در تفسیر تبیان می‌نویسد: {{عربی|يحتمل امرين: احدهما البيان و الدلالة و الاخر الانبياء و الرسل}}؛ التبیان، ج۱، ص۱۷۴؛ با توجه به تطبیق آن در روایات بر امیرالمؤمنین {{ع}} و ائمه {{عم}} در کتاب‌های تفسیر روایی، در این کتاب احتمال دوم انتخاب شده است؛ تفسیر فرات، ص۵۸، ح۱۷؛ تفسیر مقاتل، ج۱، ص۱۰۰؛ تفسیرالعیاشی، ج۱، ص۴۲، ح۲۹؛ البرهان، ج۳، ص۲۳۷، ش۵۴۹۲-۷ و ص۷۸۴، ش۷۰۶۴-۱؛ کنزالدقائق، ج۱، ص۳۹۲إ بحارالانوار، ج۳۶، ص۱۲۹، ح۷۸؛ افزون بر آن، خوف و حزن در صورتی به طور مطلق نفی می‌شود که هدایت توسط‍ خلفای الهی تبیین شود.</ref> اگر چه دارای معنای عامی است که شامل هر چیزی که قابلیت [[هدایت]] را دارد، می‌شود؛ [[خلفای الهی]] از مصادیق بارز آن هستند؛ زیرا کم‌ترین [[خوف]]، [[حزن]]، [[ضلالت]] و شقاوتی در [[تبعیت]] از آنان وجود ندارد.
# '''برخوردار از [[علم گسترده]]:''' یکی از لوازم هدایت یافته بودن از همه جهات، داشتن [[علم کامل]] و همه‌جانبه است؛ لذا اولین [[خلیفه الهی]] مورد [[تعلیم]] همه اسماء قرار می‌گیرد: {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا}}<ref>«و همه نام‌ها را به آدم آموخت» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> و [[جانشین]] او نیز بالتَّبَع و با [[اذن الهی]] به همه چیز عالم است.
# '''[[عصمت]]:''' [[مصونیت از خطا]] و [[گمراهی]]، یکی دیگر از لوازم هدایت یافته بودن همه‌جانبه است؛ چون با احتمال [[خطا]]، از مصداقیت [[هدایت]] مطلق خارج شده و دیگر موجب [[اطمینان]] و سلب [[خوف]] و [[حزن]] از [[تابعین]] نخواهد بود و از جهت رتبه، بعد از [[علم کامل]] قرار دارد.
# '''[[ایمان]] و [[یقین]] کامل داشتن:''' صفت [[ایمان]] عبارت از [[اقرار]] و تصدیق به زبان همراه با [[اعتقاد قلبی]] و [[روحی]] و عمل با جوارح و اعضاست و خلفای [[خدای سبحان]] از هر سه جهت، ایمانشان کامل بوده و بر اثر آن، دارای [[اطمینان]] و [[آرامش]] خاصی بودند و در برابر حوادث روزگارشان به هیچ وجه اضطرابی از خود بروز نمی‌دادند و با [[قلبی]] مطمئن به انجام وظیفه [[الهی]] خود مشغول بودند.
# '''[[عبادت]] و [[بندگی]] [[خدای سبحان]]:''' [[مقام عبودیت]] و [[بندگی]] خدای [[غنی]] مطلق، از مقام‌های عالی و جامع همه [[کمالات انسانی]] است. [[بندگی خدا]] یعنی [[وابستگی]] مطلق به او، یعنی در برابر [[اراده]] او از خود اراده‌ای نداشتن و در همه حال سر بر [[فرمان]] او نهادن. [[عبادت]] و مناجات با خدای [[مهربان]]، یکی از صفات بارز [[خلفای الهی]] است که همیشه در پی فرصتی بوده و هستند تا با پروردگارشان مناجات و [[عبادت]] کنند، اگر چه انجام وظیفه [[رسالت]] و [[امامت]]، خود عبادتی بزرگ و عملی [[صالح]] محسوب می‌شود<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص۱۰۳-۱۰۵.</ref>. و ...<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص۹۴ - ۱۲۷.</ref>.


== [[صفات سلبی امام]] ==
== صفات سلبی امام ==
{{اصلی|صفات سلبی امام}}
برخی از صفات ناپسند که از معصومین [[نفی]] شده عبارت است از: [[پیراستگی]] از امراض [[روحی]] و [[قلبی]]؛ پیراستگی از [[شرک]]؛ پیراستگی از [[ظلم]]؛ تنزّه از [[گمراهی]]؛ [[تبعیت]] نکردن از [[هوای نفس]] خود و دیگران؛ پرهیز از زورگویی، عصیانگری و [[شقاوت]] و ...<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص۱۲۹-۱۳۴.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۱۳۶: خط ۱۴۵:
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت ۱ (مقاله)|امامت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت ۱ (مقاله)|امامت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:1379151.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱''']]
# [[پرونده:1379151.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']].
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:991395.jpg|22px]] [[محمد امین بالادستیان|بالادستیان، محمد امین]]، [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]] و [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|'''نگین آفرینش ج۱''']]
# [[پرونده:991395.jpg|22px]] [[محمد امین بالادستیان|بالادستیان، محمد امین]]، [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]] و [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|'''نگین آفرینش ج۱''']]
# [[پرونده:1379780.jpg|22px]] [[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|'''بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان''']]
# [[پرونده:1379780.jpg|22px]] [[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|'''بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان''']]
خط ۱۴۴: خط ۱۵۳:
# [[پرونده:291506008.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|'''معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان''']]
# [[پرونده:291506008.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|'''معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان''']]
# [[پرونده:1100529.jpg|22px]] [[علی رضا اسعدی|اسعدی، علی رضا]]، [[هشام بن حکم (کتاب)|'''هشام بن حکم''']]
# [[پرونده:1100529.jpg|22px]] [[علی رضا اسعدی|اسعدی، علی رضا]]، [[هشام بن حکم (کتاب)|'''هشام بن حکم''']]
# [[پرونده:1100498.jpg|22px]] [[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)| '''ولایت در قرآن''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش