پرش به محتوا

حزب الله در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط =حزب الله | عنوان مدخل  =حزب الله | مداخل مرتبط = [[حزب الله در فقه سیاسی]] - [[حزب الله در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط =حزب الله | عنوان مدخل  =حزب الله | مداخل مرتبط = [[حزب الله در فقه سیاسی]] - [[حزب الله در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
== مقدمه ==
== مقدمه ==
«[[حزب]]» را گروهی از [[مردم]]،<ref>طریحی، مجمع البحرین، ۲/۳۸.</ref> گروه دارای [[قدرت]] و [[قاطعیت]]<ref>راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۲۳۱.</ref> و [[عقیده]] و [[گرایش]] واحد<ref>فراهیدی، کتاب العین، ۳/۱۶۵.</ref> معنا کرده‌اند. واژه «[[حزب‌الله]]» به معنای گروه، [[لشکر]] و [[یاران]] خداست<ref>راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۲۳۱.</ref> و به [[مؤمنان]]، [[صالحان]]، [[حافظان قرآن]]، [[مصلحان]]<ref>دهخدا، لغتنامه دهخدا، ۶/۷۸۲۳.</ref> و نگهدارندگان و [[یاری‌کنندگان]] [[دین خدا]] و [[رسول اکرم]]{{صل}}<ref>انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۳/۲۵۱۰.</ref> گفته شده است.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[حزب الله (مقاله)|مقاله «حزب الله»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۴، ص۳۶۸.</ref>
«[[حزب]]» را گروهی از [[مردم]]،<ref>طریحی، مجمع البحرین، ۲/۳۸.</ref> گروه دارای [[قدرت]] و [[قاطعیت]]<ref>راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۲۳۱.</ref> و [[عقیده]] و [[گرایش]] واحد<ref>فراهیدی، کتاب العین، ۳/۱۶۵.</ref> معنا کرده‌اند. واژه «[[حزب‌الله]]» به معنای گروه، [[لشکر]] و [[یاران]] خداست<ref>راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۲۳۱.</ref> و به [[مؤمنان]]، [[صالحان]]، حافظان قرآن، [[مصلحان]]<ref>دهخدا، لغتنامه دهخدا، ۶/۷۸۲۳.</ref> و نگهدارندگان و یاری‌کنندگان [[دین خدا]] و [[رسول اکرم]]{{صل}}<ref>انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۳/۲۵۱۰.</ref> گفته شده است<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[حزب الله (مقاله)|مقاله «حزب الله»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۳۶۸.</ref>.


== پیشینه ==
== پیشینه ==
در [[قرآن کریم]] واژه «حزب‌الله» دو بار آمده‌است و آن را کسانی معرفی کرده که به [[خدا]]، [[روز قیامت]] و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[ایمان]] دارند، خدا را از خود [[خشنود]] می‌سازند، از میان [[دشمنان خدا]] و [[پیامبر]] و [[اهل]] [[ایمان]]، کسی را به [[دوستی]] برنمی‌گزینند{{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> و [[ولایت خداوند تعالی]] و پیامبر{{صل}} و اهل ایمان را پذیرفته‌اند.{{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ}}<ref>«و هر کس سروری خداوند و پیامبرش و آنان را که ایمان دارند بپذیرد (از حزب خداوند است) بی‌گمان حزب خداوند پیروز است» سوره مائده، آیه ۵۶.</ref> حزب‌الله گروهی است که ایمان محکم، [[تقوا]] و [[عمل صالح]] دارد و در میان خود، دارای [[اتحاد]] و [[همبستگی]] کامل و [[آگاهی]] و [[آمادگی]] کافی است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۴/۵۳۴.</ref> در برابر حزب‌الله، [[حزب شیطان]] و [[منافقان]] قرار دارند که [[تظاهر به اسلام]] می‌کنند؛ ولی در [[باطن]]، با دشمنان خدا پیوند دوستی دارند.<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۹/۳۴۲.</ref> واژه «حزب‌ الشیطان» نیز دو بار در یک [[آیه]]، تکرار شده‌ است.{{متن قرآن|اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«شیطان بر آنان چیرگی یافت و یادکرد خداوند را از یاد آنان برد، آنان حزب شیطانند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب شیطان است که (گرویدگان به آن) زیانکارند» سوره مجادله، آیه ۱۹.</ref>
در [[قرآن کریم]] واژه «حزب‌الله» دو بار آمده‌است و آن را کسانی معرفی کرده که به [[خدا]]، [[روز قیامت]] و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[ایمان]] دارند، خدا را از خود [[خشنود]] می‌سازند، از میان [[دشمنان خدا]] و [[پیامبر]] و [[اهل]] [[ایمان]]، کسی را به [[دوستی]] برنمی‌گزینند{{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> و [[ولایت خداوند تعالی]] و پیامبر{{صل}} و اهل ایمان را پذیرفته‌اند.{{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ}}<ref>«و هر کس سروری خداوند و پیامبرش و آنان را که ایمان دارند بپذیرد (از حزب خداوند است) بی‌گمان حزب خداوند پیروز است» سوره مائده، آیه ۵۶.</ref> حزب‌الله گروهی است که ایمان محکم، [[تقوا]] و [[عمل صالح]] دارد و در میان خود، دارای [[اتحاد]] و [[همبستگی]] کامل و [[آگاهی]] و [[آمادگی]] کافی است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۴/۵۳۴.</ref> در برابر حزب‌الله، [[حزب شیطان]] و [[منافقان]] قرار دارند که [[تظاهر به اسلام]] می‌کنند؛ ولی در [[باطن]]، با دشمنان خدا پیوند دوستی دارند.<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۹/۳۴۲.</ref> واژه «حزب‌ الشیطان» نیز دو بار در یک [[آیه]]، تکرار شده‌ است.{{متن قرآن|اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«شیطان بر آنان چیرگی یافت و یادکرد خداوند را از یاد آنان برد، آنان حزب شیطانند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب شیطان است که (گرویدگان به آن) زیانکارند» سوره مجادله، آیه ۱۹.</ref>.


[[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نزدیکی به خدا]] و فرستاده او را به منزله پیوستن به حزب‌الله شمرده‌است.<ref>حمیدالله، نامه‌ها و پیمان‌های سیاسی حضرت محمد{{صل}} و اسناد صدر اسلام، ۳۳۵–۳۳۸.</ref> [[جعفر بن‌ ابی‌ طالب]] نیز وقتی به همراه [[مهاجرین]] دیگر، نزد [[نجاشی]] [[حاکم]] [[حبشه]] رسید، خود و گروه همراه خود را «حزب‌الله» و پیرو [[پیامبری]] معرفی کرد که به [[نیکی]]، [[فرمان]] می‌دهد و از [[بدی]]، بازمی‌دارد و به [[خوش‌رفتاری]] با [[همسایه]] و [[ارتباط]] با [[خویشان]] و [[یتیم‌نوازی]] و [[پرستیدن]] [[خداوند]] فرامی‌خواند.<ref>طباطبایی، المیزان، ۳/۲۶۹–۲۷۱.</ref>
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نزدیکی به خدا]] و فرستاده او را به منزله پیوستن به حزب‌الله شمرده‌است.<ref>حمیدالله، نامه‌ها و پیمان‌های سیاسی حضرت محمد{{صل}} و اسناد صدر اسلام، ۳۳۵–۳۳۸.</ref> [[جعفر بن‌ ابی‌ طالب]] نیز وقتی به همراه [[مهاجرین]] دیگر، نزد [[نجاشی]] [[حاکم]] [[حبشه]] رسید، خود و گروه همراه خود را «حزب‌الله» و پیرو [[پیامبری]] معرفی کرد که به [[نیکی]]، [[فرمان]] می‌دهد و از [[بدی]]، بازمی‌دارد و به [[خوش‌رفتاری]] با [[همسایه]] و [[ارتباط]] با [[خویشان]] و [[یتیم‌نوازی]] و [[پرستیدن]] [[خداوند]] فرامی‌خواند<ref>طباطبایی، المیزان، ۳/۲۶۹–۲۷۱.</ref>.


از مصادیق حزب‌الله در [[عصر پیامبر اکرم]]{{صل}} مؤمنانی بودند که [[ولایت امیرالمؤمنین]] علی{{ع}} را پذیرفته بودند<ref>طباطبایی، المیزان، ۶/۱۶–۱۷.</ref>؛ چنان‌که [[پیامبر]]{{صل}} ایشان را معیار [[شناخت]] [[حزب‌الله]] معرفی کرده‌است.<ref>صدوق، الامالی، ۱۲۳ و ۳۶۸.</ref> [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز [[حزب]] و گروه<ref>طوسی، ۲۷۰.</ref> و [[شیعیان]] خود را<ref>مغربی، شرح الاخبار، ۴۹۹.</ref> حزب‌الله شمرده‌است؛ چنان‌که [[امام‌ صادق]]{{ع}}، [[امامان]]{{ع}} و شیعیان آنان را حزب‌الله نامیده‌است<ref>صدوق، التوحید، ۱۶۶.</ref>؛ نیز در روایتی [[یاران]] اندک و [[صبور]] [[طالوت]]{{ع}} که در برابر [[نوشیدن آب]]، [[مقاومت]] کردند، حزب‌الله معرفی شده‌اند.<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱/۵۰۷.</ref>
از مصادیق حزب‌الله در [[عصر پیامبر اکرم]]{{صل}} مؤمنانی بودند که [[ولایت امیرالمؤمنین]] علی{{ع}} را پذیرفته بودند<ref>طباطبایی، المیزان، ۶/۱۶–۱۷.</ref>؛ چنان‌که [[پیامبر]]{{صل}} ایشان را معیار [[شناخت]] [[حزب‌الله]] معرفی کرده‌است.<ref>صدوق، الامالی، ۱۲۳ و ۳۶۸.</ref> [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز [[حزب]] و گروه<ref>طوسی، ۲۷۰.</ref> و [[شیعیان]] خود را<ref>مغربی، شرح الاخبار، ۴۹۹.</ref> حزب‌الله شمرده‌است؛ چنان‌که [[امام‌ صادق]]{{ع}}، [[امامان]]{{ع}} و شیعیان آنان را حزب‌الله نامیده‌است<ref>صدوق، التوحید، ۱۶۶.</ref>؛ نیز در روایتی [[یاران]] اندک و [[صبور]] [[طالوت]]{{ع}} که در برابر [[نوشیدن آب]]، [[مقاومت]] کردند، حزب‌الله معرفی شده‌اند<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱/۵۰۷.</ref>.


برخی مصداق عام حزب‌الله را در دوران معاصر، [[ملت ایران]] شمرده‌اند که با [[پیروی از پیامبر]]{{صل}} و [[رهبری]] [[امام خمینی]]، [[تاریخ]] شاهنشاهی [[ایران]]، بلکه [[تاریخ]] همه [[مستضعفان]] را دگرگون و [[اسلام]] را دوباره [[احیا]] کردند<ref> علم‌الهدی، ویژگی‌های حزب‌الله، ۸.</ref>؛ اما حزب‌الله در مصداق خاص، به آن دسته از انقلابیان مذهبی و [[معتقد]] به [[بینش]] [[اسلامی]] و [[رهبری]] [[روحانیت]] و در رأس آن [[امام خمینی]]، گفته شده که به اسلام [[فقاهتی]] [[اعتقاد]] دارند، اصل [[ولایت فقیه]] را ضامن [[موفقیت]] [[انقلاب]] به‌شمار می‌آورند، بر [[حفظ]] [[ارزش‌ها]] [[اصرار]] دارند و از شرق و غرب [[تبرّی]] می‌جویند و [[مبارزه]] با [[استکبار]] را تا نابودی آن [[وظیفه]] خود می‌دانند.<ref> محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ۱۵۶.</ref> در [[ادبیات سیاسی]] معاصر عنوان حزب‌الله نخست دربارهٔ گروه‌های مذهبی خیابانی که با اعضای گروه‌های مخالف یعنی [[ائتلاف]] رئیس‌ جمهور وقت، [[سید ابوالحسن بنی‌صدر]] و [[سازمان مجاهدین]] [[خلق]] درگیر می‌شدند، به کار می‌رفت؛ اما پس از بمب‌گذاری در دفتر حزب [[جمهوری اسلامی]] در تیرماه ۱۳۶۰، جنبه عمومی یافت و این [[گرایش]] در سطح [[دولت]] [[تحکیم]] شد و دولت خود را دولت حزب‌الله نامید<ref>برزین، جناح‌های سیاسی در ایران از دهه ۱۳۶۰ تا دوم خرداد ۱۳۷۶، ۴۹–۵۰.</ref>؛ با این حال، نگاه امام خمینی به‌طور عمده ناظر به معنای عام حزب‌الله و [[مردم]] معتقد به اسلام و انقلاب بوده است.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[حزب الله (مقاله)|مقاله «حزب الله»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۴، ص۳۶۸.</ref>
برخی مصداق عام حزب‌الله را در دوران معاصر، [[ملت ایران]] شمرده‌اند که با [[پیروی از پیامبر]]{{صل}} و [[رهبری]] [[امام خمینی]]، [[تاریخ]] شاهنشاهی [[ایران]]، بلکه [[تاریخ]] همه [[مستضعفان]] را دگرگون و [[اسلام]] را دوباره [[احیا]] کردند<ref> علم‌الهدی، ویژگی‌های حزب‌الله، ۸.</ref>؛ اما حزب‌الله در مصداق خاص، به آن دسته از انقلابیان مذهبی و [[معتقد]] به [[بینش]] [[اسلامی]] و [[رهبری]] [[روحانیت]] و در رأس آن [[امام خمینی]]، گفته شده که به اسلام [[فقاهتی]] [[اعتقاد]] دارند، اصل [[ولایت فقیه]] را ضامن [[موفقیت]] [[انقلاب]] به‌شمار می‌آورند، بر [[حفظ]] [[ارزش‌ها]] [[اصرار]] دارند و از شرق و غرب [[تبرّی]] می‌جویند و [[مبارزه]] با [[استکبار]] را تا نابودی آن [[وظیفه]] خود می‌دانند.<ref> محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ۱۵۶.</ref> در [[ادبیات سیاسی]] معاصر عنوان حزب‌الله نخست دربارهٔ گروه‌های مذهبی خیابانی که با اعضای گروه‌های مخالف یعنی [[ائتلاف]] رئیس‌ جمهور وقت، [[سید ابوالحسن بنی‌صدر]] و [[سازمان مجاهدین]] [[خلق]] درگیر می‌شدند، به کار می‌رفت؛ اما پس از بمب‌گذاری در دفتر حزب [[جمهوری اسلامی]] در تیرماه ۱۳۶۰، جنبه عمومی یافت و این [[گرایش]] در سطح [[دولت]] [[تحکیم]] شد و دولت خود را دولت حزب‌الله نامید<ref>برزین، جناح‌های سیاسی در ایران از دهه ۱۳۶۰ تا دوم خرداد ۱۳۷۶، ۴۹–۵۰.</ref>؛ با این حال، نگاه امام خمینی به‌طور عمده ناظر به معنای عام حزب‌الله و [[مردم]] معتقد به اسلام و انقلاب بوده است<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[حزب الله (مقاله)|مقاله «حزب الله»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۳۶۸.</ref>.


== شاخصه‌ها ==
== شاخصه‌ها ==
امام خمینی در دی‌ماه ۱۳۵۷، دربارهٔ معنای [[حزب‌الله]]، خاطرنشان کرد که هر [[مسلمانی]] که [[موازین]] و [[اصول اسلام]] را پذیرفته و در [[اعمال]] و [[رفتار]] از [[انضباط]] دقیق [[شیعی]] برخوردار باشد، یک عضو از اعضای حزب‌اللَّه است و تمامی [[دستورها]] و [[خط مشی]] حزب‌الله را [[قرآن]] و [[اسلام]] بیان کرده‌است و این [[حزب]] غیر از [[احزاب]] متداول امروز دنیاست. ایشان بر همین اساس تمام [[مردم ایران]] را در هر سِنی، از [[زن]] و مرد که با [[شعارهای اسلامی]] با [[رژیم پهلوی]] [[مبارزه]] می‌کردند، در شمار حزب‌الله معرفی می‌کرد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۵/۴۰۸.</ref> و [[معتقد]] بود آنان به [[خدا]] [[ایمان]] و [[اخلاص]] [[واقعی]] دارند و همین ویژگی موجب [[پیروزی]] آنان در [[جبهه]] درونی و بیرونی و [[جنگ]] با گروه‌های [[شیطانی]] می‌شود.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۱۹۸.</ref> از نظر ایشان همواره دو [[حزب الهی]] و شیطانی در عالم، وجود داشته‌است: حزب‌الله که در [[راه مستقیم]] قرار دارد و به سوی خدا و [[الوهیت]] و [[ملکوت]] [[دعوت]] می‌کند و حزب‌های شیطانی که [[اکثریت]] را تشکیل می‌دهد و به [[طبیعت]] و خود و غیر خدا فرا می‌خواند. ایشان بر اساس این شاخصه‌ها [[باور]] داشت [[انسان]] می‌تواند با ارزیابی خود، دریابد در کدام یک از این دو حزب قرار دارد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۱۹۱.</ref>؛ همچنین ایشان معیار خوب یا بدبودن هر حزبی را [[عقیده]] و [[اندیشه]] آن و الهی یا غیر الهی‌بودن آن می‌دانست و معتقد بود همه احزاب و گروه‌ها باید با محور قراردادن [[رضایت الهی]] و دعوت به سوی او در شمار حزب‌الله درآیند و اگر اندیشه‌ای غیر از این در سر دارند بدانند که در [[حزب شیطان]] قرار گرفته‌اند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۱۹۳–۱۹۴.</ref>
امام خمینی در دی‌ماه ۱۳۵۷، دربارهٔ معنای [[حزب‌الله]]، خاطرنشان کرد که هر [[مسلمانی]] که [[موازین]] و [[اصول اسلام]] را پذیرفته و در [[اعمال]] و [[رفتار]] از [[انضباط]] دقیق [[شیعی]] برخوردار باشد، یک عضو از اعضای حزب‌اللَّه است و تمامی [[دستورها]] و [[خط مشی]] حزب‌الله را [[قرآن]] و [[اسلام]] بیان کرده‌است و این [[حزب]] غیر از [[احزاب]] متداول امروز دنیاست. ایشان بر همین اساس تمام [[مردم ایران]] را در هر سِنی، از [[زن]] و مرد که با [[شعارهای اسلامی]] با [[رژیم پهلوی]] [[مبارزه]] می‌کردند، در شمار حزب‌الله معرفی می‌کرد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۵/۴۰۸.</ref> و [[معتقد]] بود آنان به [[خدا]] [[ایمان]] و [[اخلاص]] [[واقعی]] دارند و همین ویژگی موجب [[پیروزی]] آنان در [[جبهه]] درونی و بیرونی و [[جنگ]] با گروه‌های [[شیطانی]] می‌شود.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۱۹۸.</ref> از نظر ایشان همواره دو [[حزب الهی]] و شیطانی در عالم، وجود داشته‌است: حزب‌الله که در [[راه مستقیم]] قرار دارد و به سوی خدا و [[الوهیت]] و [[ملکوت]] [[دعوت]] می‌کند و حزب‌های شیطانی که [[اکثریت]] را تشکیل می‌دهد و به [[طبیعت]] و خود و غیر خدا فرا می‌خواند. ایشان بر اساس این شاخصه‌ها [[باور]] داشت [[انسان]] می‌تواند با ارزیابی خود، دریابد در کدام یک از این دو حزب قرار دارد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۱۹۱.</ref>؛ همچنین ایشان معیار خوب یا بدبودن هر حزبی را [[عقیده]] و [[اندیشه]] آن و الهی یا غیر الهی‌بودن آن می‌دانست و معتقد بود همه احزاب و گروه‌ها باید با محور قراردادن [[رضایت الهی]] و دعوت به سوی او در شمار حزب‌الله درآیند و اگر اندیشه‌ای غیر از این در سر دارند بدانند که در [[حزب شیطان]] قرار گرفته‌اند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۱۹۳–۱۹۴.</ref>.


[[امام خمینی]] با این معیارها همه [[مردم]] [[متدین]] و انقلابی [[ایران]] را حزب‌اللهی به‌شمار می‌آورد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۳۱۴، ۳۶۳ و ۱۷/۲۶۲.</ref> و تأسیس احزاب و [[جبهه‌ها]] و دسته‌های گوناگون را نشانه وحدت‌نداشتن و [[دوری از خدا]] می‌دانست<ref>امام خمینی، صحیفه، ۵/۵۱۱.</ref> و همگان را به قرارگرفتن زیر [[پوشش]] حزب‌الله فرا می‌خواند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۶/۲۹۵.</ref>؛ همچنین به [[جوانان]] [[مؤمن]] توصیه می‌کرد در [[حزب]] واحدی که حزب خداست، وارد شوند، [[خدا]] را ناظر بر [[اعمال]] خود ببینند، تنها برای خدا کار کنند،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۸/۲۶۹.</ref> پیش از [[اصلاح دیگران]] به [[خودسازی]] بپردازند و دربارهٔ [[انحراف]] [[دوستان]] و همراهان خود نیز هوشیار باشند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۱۹۳–۱۹۴.</ref> ایشان همچنین [[احزاب]] و گروه‌هایی نظیر انجمن [[اسلامی]] [[دانشجویان]] و حزب [[جمهوری اسلامی]] را که در راه [[انقلاب]] و [[اسلام]] قدم برمی‌داشتند، در شمار عنوان عام [[حزب‌الله]] به‌شمار می‌آورد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۵/۲۰۰–۲۰۱؛ ۱۶/۱۶۶ و ۱۷/۱۱۱–۱۱۲.</ref> و در برابر، [[احزاب]] و گروه‌هایی نظیر حزب [[رستاخیز]]،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۳/۳۹۵ و ۱۷/۱۹۱.</ref> گروه فرقان، چریک‌های فدایی [[خلق]]،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۱/۲۰۲ و ۵۲۶.</ref>[[حزب دموکرات کردستان]]،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۳۱۱.</ref> [[حزب خلق مسلمان]]،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۰/۳۰۸–۳۰۹ و ۱۱/۱۷۰.</ref> [[حزب توده]]، [[بهائیت]]،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۳/۴۸۷؛ ۵/۳۴۶ و ۱۷/۴۶۰–۴۶۱.</ref> [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۰/۴۵۹–۴۶۱؛ ۱۱/۲۳۳–۲۳۶ و ۱۲/۴۶۵–۴۶۶، ۴۷۰–۴۷۱.</ref> و [[حزب بعث عراق]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۳/۲۳۷ و ۲۰/۲۲۲.</ref> را مخالف اسلام و در خط [[نفاق]] و [[حزب شیطان]] می‌دانست.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[حزب الله (مقاله)|مقاله «حزب الله»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۴، ص۳۶۸.</ref>
[[امام خمینی]] با این معیارها همه [[مردم]] [[متدین]] و انقلابی [[ایران]] را حزب‌اللهی به‌شمار می‌آورد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۳۱۴، ۳۶۳ و ۱۷/۲۶۲.</ref> و تأسیس احزاب و [[جبهه‌ها]] و دسته‌های گوناگون را نشانه وحدت‌نداشتن و [[دوری از خدا]] می‌دانست<ref>امام خمینی، صحیفه، ۵/۵۱۱.</ref> و همگان را به قرارگرفتن زیر [[پوشش]] حزب‌الله فرا می‌خواند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۶/۲۹۵.</ref>؛ همچنین به [[جوانان]] [[مؤمن]] توصیه می‌کرد در [[حزب]] واحدی که حزب خداست، وارد شوند، [[خدا]] را ناظر بر [[اعمال]] خود ببینند، تنها برای خدا کار کنند،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۸/۲۶۹.</ref> پیش از [[اصلاح دیگران]] به [[خودسازی]] بپردازند و دربارهٔ [[انحراف]] [[دوستان]] و همراهان خود نیز هوشیار باشند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۱۹۳–۱۹۴.</ref> ایشان همچنین [[احزاب]] و گروه‌هایی نظیر انجمن [[اسلامی]] [[دانشجویان]] و حزب [[جمهوری اسلامی]] را که در راه [[انقلاب]] و [[اسلام]] قدم برمی‌داشتند، در شمار عنوان عام [[حزب‌الله]] به‌شمار می‌آورد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۵/۲۰۰–۲۰۱؛ ۱۶/۱۶۶ و ۱۷/۱۱۱–۱۱۲.</ref> و در برابر، [[احزاب]] و گروه‌هایی نظیر حزب [[رستاخیز]]،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۳/۳۹۵ و ۱۷/۱۹۱.</ref> گروه فرقان، چریک‌های فدایی [[خلق]]،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۱/۲۰۲ و ۵۲۶.</ref>[[حزب دموکرات کردستان]]،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۳۱۱.</ref> [[حزب خلق مسلمان]]،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۰/۳۰۸–۳۰۹ و ۱۱/۱۷۰.</ref> [[حزب توده]]، [[بهائیت]]،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۳/۴۸۷؛ ۵/۳۴۶ و ۱۷/۴۶۰–۴۶۱.</ref> [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۰/۴۵۹–۴۶۱؛ ۱۱/۲۳۳–۲۳۶ و ۱۲/۴۶۵–۴۶۶، ۴۷۰–۴۷۱.</ref> و [[حزب بعث عراق]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۳/۲۳۷ و ۲۰/۲۲۲.</ref> را مخالف اسلام و در خط [[نفاق]] و [[حزب شیطان]] می‌دانست<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[حزب الله (مقاله)|مقاله «حزب الله»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۳۶۸.</ref>.


== [[وظایف]]، عملکرد و [[اهداف]]==
== [[وظایف]]، عملکرد و [[اهداف]]==
[[امام خمینی]] در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۵۷، در [[نجف]]، همگان را به [[حزب الهی]] فرا خواند و بر [[لزوم]] [[سازماندهی]] [[نهضت]] و گردهمایی همه [[جناح‌ها]]، احزاب و [[مردم]] و [[وحدت]] و [[هماهنگی]] آنان در برابر مشکلاتی که متوجه همه است، [[دعوت]] کرد.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۳/۳۹۴–۳۹۵.</ref> ایشان پس از [[پیروزی انقلاب اسلامی]]، در داخل [[کشور]]، از همه مردم به‌ویژه جوانان حزب‌اللهی می‌خواست با آنچه در [[شرع]] [[حرام]] شمرده شده یا بر خلاف [[مصالح]] کشور، [[ملت]] و [[نظام اسلامی]] است، مقابله کنند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۱/۴۳۶.</ref> و در سطح بین‌المللی نیز از آنجا که یکی از وظایف حزب‌الله، آگاهی‌بخشیدن و هدایت‌کردن [[ملت‌ها]] است، از همه [[مسلمانان]] می‌خواست که با نام حزب‌الله، [[متحد]] شوند و اسلام را آن‌گونه که هست، به [[دنیا]] عرضه کنند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۶/۲۹۵.</ref> ایشان با اشاره به [[آیه]] {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون می‌برد اما سروران کافران، طاغوت‌هایند که آنها را از روشنایی به سوی تیرگی‌ها بیرون می‌کشانند؛ آنان دمساز آتشند، آنها در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref> [[هدف پیامبران]]{{ع}} را بیرون‌کشیدن [[مردم]] از [[حزب شیطان]] و واردکردن آنان به [[حزب‌الله]] و مبدأ [[نور]] و [[روشنایی]] می‌شمرد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۸/۲۶۸.</ref>؛ چنان‌که بازستاندن [[حق]] [[مستضعفان]] از [[مستکبران]] را [[وظیفه]] حزب‌الله می‌دانست.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۸۰ و ۳۳۱.</ref>
[[امام خمینی]] در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۵۷، در [[نجف]]، همگان را به [[حزب الهی]] فرا خواند و بر [[لزوم]] [[سازماندهی]] [[نهضت]] و گردهمایی همه [[جناح‌ها]]، احزاب و [[مردم]] و [[وحدت]] و [[هماهنگی]] آنان در برابر مشکلاتی که متوجه همه است، [[دعوت]] کرد.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۳/۳۹۴–۳۹۵.</ref> ایشان پس از [[پیروزی انقلاب اسلامی]]، در داخل [[کشور]]، از همه مردم به‌ویژه جوانان حزب‌اللهی می‌خواست با آنچه در [[شرع]] [[حرام]] شمرده شده یا بر خلاف [[مصالح]] کشور، [[ملت]] و [[نظام اسلامی]] است، مقابله کنند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۱/۴۳۶.</ref> و در سطح بین‌المللی نیز از آنجا که یکی از وظایف حزب‌الله، آگاهی‌بخشیدن و هدایت‌کردن [[ملت‌ها]] است، از همه [[مسلمانان]] می‌خواست که با نام حزب‌الله، [[متحد]] شوند و اسلام را آن‌گونه که هست، به [[دنیا]] عرضه کنند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۶/۲۹۵.</ref> ایشان با اشاره به [[آیه]] {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون می‌برد اما سروران کافران، طاغوت‌هایند که آنها را از روشنایی به سوی تیرگی‌ها بیرون می‌کشانند؛ آنان دمساز آتشند، آنها در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵۷.</ref> [[هدف پیامبران]]{{ع}} را بیرون‌کشیدن [[مردم]] از [[حزب شیطان]] و واردکردن آنان به [[حزب‌الله]] و مبدأ [[نور]] و [[روشنایی]] می‌شمرد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۸/۲۶۸.</ref>؛ چنان‌که بازستاندن [[حق]] [[مستضعفان]] از [[مستکبران]] را [[وظیفه]] حزب‌الله می‌دانست<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۸۰ و ۳۳۱.</ref>.


از سوی دیگر، [[امام خمینی]] [[نجات]] [[کشور]] را وابسته به حضور [[جوانان]] حزب‌اللهی می‌دانست و آنان را [[پاسداران]] و صاحبان اصلی [[انقلاب]] می‌خواند و از [[مسئولان]] می‌خواست که با [[تشویق]] و [[قدردانی]] و [[مهرورزی]]، استعدادهای آنان را شکوفا کنند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۹/۱۵۰–۱۵۱.</ref> ایشان [[معتقد]] بود از آنجا که حزب‌الله [[آمادگی]] دارد همه وجود خود را برای [[خدا]] بدهد، توان [[ایستادگی]] در برابر [[قدرت‌های بزرگ]] و [[شکست]] آنان را پیدا کرده‌است و این [[قدرت]] و توان، از یک [[نیروی معنوی]] نشئت می‌گیرد و قدرت‌های شرق و غرب عالم به جهت نگاه [[مادی‌گرایانه]]، [[ناتوان]] از ارزیابی آن بوده‌اند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۳۱۴.</ref> ایشان با اشاره به انتشار کتاب [[آیات]] [[شیطانی]] و [[اعلان]] [[حکم]] [[اعدام]] نویسنده آن از سوی ایشان، از [[روحانیان]] و مردم حزب‌اللهی‌ها خواست همواره بر [[اصول اساسی اسلام]] و انقلاب پایبند باشند و [[فریب]] تحلیل‌های نادرستی که برای زیر پا گذاشتن [[احکام اسلام]] ارائه می‌شود، نخورند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۱/۲۹۱–۲۹۲.</ref>
از سوی دیگر، [[امام خمینی]] [[نجات]] [[کشور]] را وابسته به حضور [[جوانان]] حزب‌اللهی می‌دانست و آنان را [[پاسداران]] و صاحبان اصلی [[انقلاب]] می‌خواند و از [[مسئولان]] می‌خواست که با [[تشویق]] و [[قدردانی]] و [[مهرورزی]]، استعدادهای آنان را شکوفا کنند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۹/۱۵۰–۱۵۱.</ref> ایشان [[معتقد]] بود از آنجا که حزب‌الله [[آمادگی]] دارد همه وجود خود را برای [[خدا]] بدهد، توان [[ایستادگی]] در برابر [[قدرت‌های بزرگ]] و [[شکست]] آنان را پیدا کرده‌است و این [[قدرت]] و توان، از یک [[نیروی معنوی]] نشئت می‌گیرد و قدرت‌های شرق و غرب عالم به جهت نگاه [[مادی‌گرایانه]]، [[ناتوان]] از ارزیابی آن بوده‌اند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۳۱۴.</ref> ایشان با اشاره به انتشار کتاب [[آیات]] [[شیطانی]] و [[اعلان]] [[حکم]] [[اعدام]] نویسنده آن از سوی ایشان، از [[روحانیان]] و مردم حزب‌اللهی‌ها خواست همواره بر [[اصول اساسی اسلام]] و انقلاب پایبند باشند و [[فریب]] تحلیل‌های نادرستی که برای زیر پا گذاشتن [[احکام اسلام]] ارائه می‌شود، نخورند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۱/۲۹۱–۲۹۲.</ref>.


== [[سوء]] استفاده از عنوان حزب‌الله ==
== [[سوء]] استفاده از عنوان حزب‌الله ==
با توجه به وجود افراد [[خطاکار]] و مغرض که به نام حزب‌الله کارهایی خارج از چارچوب و مقررات، انجام می‌دهند،<ref>کانون نشر انقلاب، ۳۶–۳۷؛ هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات، ۱۴۴–۱۴۵، ۳۵۴ و ۴۵۴.</ref> امام خمینی به اعضای [[انجمن‌های اسلامی]] [[دانشجویان]] سفارش می‌کرد مراقب [[منافقان]] و منحرفانی باشند که چه بسا با ظاهری [[صالح]] و [[مقید]] به [[اسلام]]، قصد [[نفوذ]] دارند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۱۱۱–۱۱۲.</ref> ایشان در [[دیدار]] ۱۴ شهریور ۱۳۶۱ با هیئت‌های بازسازی وزارتخانه‌ها و پاکسازی ادارات، وجود چنین هیئت‌هایی را ضروری دانست و تأکید کرد به لحاظ چگونگی کار و [[انتخاب]] افراد، باید نهایت دقت صورت گیرد تا افراد [[مفسد]]، [[منافق]] و [[فریب‌کار]] با ظاهری [[اسلامی]] و تحت عناوینی چون [[حزب‌الله]]، [[جندالله]] و طرفداری از [[اسلام]]، در این هیئت‌ها [[نفوذ]] نکنند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۴۷۳–۴۷۵.</ref> ایشان برای جلوگیری از چنین پیشامدی، بر [[لزوم]] بهره‌گیری از نیروهای [[صالح]] و مطمئن که مورد [[تأیید]] یکی از [[قوای سه‌گانه]] یا نهادهای مرتبط باشند، تأکید می‌کرد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۴۷۴.</ref>؛ از سوی دیگر، به [[مسئولان]] هشدار می‌داد که نیروهای حزب‌اللهی را با بهانه‌های بی‌مورد کنار نگذارند و وابستگان [[رژیم پهلوی]] را جایگزین آنان نکنند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۹/۱۵۱.</ref>.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[حزب الله (مقاله)|مقاله «حزب الله»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۴، ص۳۶۸.</ref>
با توجه به وجود افراد [[خطاکار]] و مغرض که به نام حزب‌الله کارهایی خارج از چارچوب و مقررات، انجام می‌دهند،<ref>کانون نشر انقلاب، ۳۶–۳۷؛ هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات، ۱۴۴–۱۴۵، ۳۵۴ و ۴۵۴.</ref> امام خمینی به اعضای [[انجمن‌های اسلامی]] [[دانشجویان]] سفارش می‌کرد مراقب [[منافقان]] و منحرفانی باشند که چه بسا با ظاهری [[صالح]] و [[مقید]] به [[اسلام]]، قصد [[نفوذ]] دارند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۷/۱۱۱–۱۱۲.</ref> ایشان در [[دیدار]] ۱۴ شهریور ۱۳۶۱ با هیئت‌های بازسازی وزارتخانه‌ها و پاکسازی ادارات، وجود چنین هیئت‌هایی را ضروری دانست و تأکید کرد به لحاظ چگونگی کار و [[انتخاب]] افراد، باید نهایت دقت صورت گیرد تا افراد [[مفسد]]، [[منافق]] و [[فریب‌کار]] با ظاهری [[اسلامی]] و تحت عناوینی چون [[حزب‌الله]]، [[جندالله]] و طرفداری از [[اسلام]]، در این هیئت‌ها [[نفوذ]] نکنند.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۴۷۳–۴۷۵.</ref> ایشان برای جلوگیری از چنین پیشامدی، بر [[لزوم]] بهره‌گیری از نیروهای [[صالح]] و مطمئن که مورد [[تأیید]] یکی از [[قوای سه‌گانه]] یا نهادهای مرتبط باشند، تأکید می‌کرد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۴۷۴.</ref>؛ از سوی دیگر، به [[مسئولان]] هشدار می‌داد که نیروهای حزب‌اللهی را با بهانه‌های بی‌مورد کنار نگذارند و وابستگان [[رژیم پهلوی]] را جایگزین آنان نکنند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۹/۱۵۱.</ref>.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[حزب الله (مقاله)|مقاله «حزب الله»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۳۶۸.</ref>


== حزب‌الله در [[تاریخ]] معاصر ==
== حزب‌الله در [[تاریخ]] معاصر ==
در تاریخ معاصر [[ایران]]، گروهی با الهام‌گرفتن از [[آیات قرآن]]، نام حزب‌الله را [[انتخاب]] و در سال ۱۳۴۶ فعالیت خود را به صورت مخفیانه آغاز کرد.<ref>‌شاهی، خاطرات عزت‌شاهی، ۱۱۰–۱۱۱.</ref> این گروه که دفتر و [[تشکیلات]] سازماندهی‌شده نداشت، بر مبنای [[عقیده اسلامی]] و [[جهان‌بینی توحیدی]] عمل می‌کرد و [[هدف]] اصلی آن [[خودسازی فردی]] و جمعی، [[مبارزه]] با رژیم پهلوی و [[براندازی]] آن و به دست آوردن [[آمادگی]] لازم برای مقابله با هر گونه تهدیدِ [[حکومت]] پهلوی بود.<ref>شاهی، خاطرات عزت‌شاهی، ۱۱۰–۱۱۱.</ref> گروه «حزب‌الله» به منظور [[تبلیغ]] و [[سازندگی]]، بهره‌برداری از توانایی‌های نیروهای خود، مبارزه با [[رژیم سلطنتی]] و [[شناسایی]] و جذب افراد [[مؤمن]]، فعالیت خود را با کار [[فکری]] و [[آموزشی]] و بر پایه [[متون دینی]] و [[احادیث]] و بخش‌هایی از [[نهج البلاغه]] آغاز کرد.<ref>احمد، خاطرات احمد احمد، ۱۷۲–۱۷۳.</ref>
در تاریخ معاصر [[ایران]]، گروهی با الهام‌گرفتن از [[آیات قرآن]]، نام حزب‌الله را [[انتخاب]] و در سال ۱۳۴۶ فعالیت خود را به صورت مخفیانه آغاز کرد.<ref>‌شاهی، خاطرات عزت‌شاهی، ۱۱۰–۱۱۱.</ref> این گروه که دفتر و [[تشکیلات]] سازماندهی‌شده نداشت، بر مبنای [[عقیده اسلامی]] و [[جهان‌بینی توحیدی]] عمل می‌کرد و [[هدف]] اصلی آن [[خودسازی فردی]] و جمعی، [[مبارزه]] با رژیم پهلوی و [[براندازی]] آن و به دست آوردن [[آمادگی]] لازم برای مقابله با هر گونه تهدیدِ [[حکومت]] پهلوی بود.<ref>شاهی، خاطرات عزت‌شاهی، ۱۱۰–۱۱۱.</ref> گروه «حزب‌الله» به منظور [[تبلیغ]] و [[سازندگی]]، بهره‌برداری از توانایی‌های نیروهای خود، مبارزه با [[رژیم سلطنتی]] و [[شناسایی]] و جذب افراد [[مؤمن]]، فعالیت خود را با کار [[فکری]] و [[آموزشی]] و بر پایه [[متون دینی]] و [[احادیث]] و بخش‌هایی از [[نهج البلاغه]] آغاز کرد<ref>احمد، خاطرات احمد احمد، ۱۷۲–۱۷۳.</ref>.


پس از [[پیروزی انقلاب اسلامی ایران]]، جریان عام حزب‌الله یعنی انقلابیان مذهبی و [[معتقد]] به [[تفکر]] اسلامی، نقش زیادی در به‌ثمرنشاندن [[انقلاب]] و [[رهبری]] آن داشت.<ref>محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ۱۵۶.</ref> بیشتر نیروهای این جریان که در برابر جناح [[لیبرال]] قرار داشت و در جریان [[جنگ]] با [[عراق]]<ref>محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ۵۵.</ref> و انتخاب [[محمد علی رجایی] به نخست‌وزیری،<ref>محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ۱۵۸.</ref> [[قدرت]] را به دست گرفت، طبقات متوسط و پایین [[جامعه]] تشکیل می‌دادند؛ نیروهایی که به [[اعتقادات اسلامی]] و [[رهبری]] [[روحانیت]] و در رأس آن، [[امام خمینی]] [[معتقد]] بودند<ref>مظفری، جریان‌شناسی سیاسی ایران معاصر، ۲۷–۳۳.</ref> و دیدگاهی [[ضد استعماری]] و ضد [[امپریالیستی]] داشتند و به‌شدت مخالف فاصله‌گرفتن از سیاست‌های سال‌های نخستین [[انقلاب]] بودند.<ref>برزین، جناح‌های سیاسی در ایران از دهه ۱۳۶۰ تا دوم خرداد ۱۳۷۶، ۵۵–۵۶.</ref>
پس از [[پیروزی انقلاب اسلامی ایران]]، جریان عام حزب‌الله یعنی انقلابیان مذهبی و [[معتقد]] به [[تفکر]] اسلامی، نقش زیادی در به‌ثمرنشاندن [[انقلاب]] و [[رهبری]] آن داشت.<ref>محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ۱۵۶.</ref> بیشتر نیروهای این جریان که در برابر جناح [[لیبرال]] قرار داشت و در جریان [[جنگ]] با [[عراق]]<ref>محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ۵۵.</ref> و انتخاب [[محمد علی رجایی] به نخست‌وزیری،<ref>محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ۱۵۸.</ref> [[قدرت]] را به دست گرفت، طبقات متوسط و پایین [[جامعه]] تشکیل می‌دادند؛ نیروهایی که به [[اعتقادات اسلامی]] و [[رهبری]] [[روحانیت]] و در رأس آن، [[امام خمینی]] [[معتقد]] بودند<ref>مظفری، جریان‌شناسی سیاسی ایران معاصر، ۲۷–۳۳.</ref> و دیدگاهی [[ضد استعماری]] و ضد [[امپریالیستی]] داشتند و به‌شدت مخالف فاصله‌گرفتن از سیاست‌های سال‌های نخستین [[انقلاب]] بودند<ref>برزین، جناح‌های سیاسی در ایران از دهه ۱۳۶۰ تا دوم خرداد ۱۳۷۶، ۵۵–۵۶.</ref>.


از سوی دیگر، پس از [[پیروزی انقلاب اسلامی]] گروه‌هایی با نام «[[حزب‌الله]]» در کشورهای دیگری ازجمله [[کویت]] و [[عربستان سعودی]]<ref>اخبار شیعیان، ۵۰.</ref> و لبنان آغاز به کار کردند که حزب‌الله لبنان مشهورترین آنهاست؛ این [[جنبش]] که متأثر از [[نهضت امام خمینی]] است، در سال ۱۹۸۲م/ ۱۳۶۱ش هم‌زمان با اشغال نیمی از [[خاک]] لبنان به دست [[رژیم اسرائیل]] و [[جنگ‌های داخلی]] لبنان به وجود آمد. این گروه بعدها، در سه حوزه [[جنگ]] علیه [[اشغالگری]] [[اسرائیل]]، [[نیروهای نظامی]] غرب و [[دولت]] [[امین جُمَیّل]] که با فشار اسرائیل روی کار آمده بود، وارد عمل شد<ref>اسداللهی، جنبش حزب‌الله لبنان، ۱۶.</ref>. امام خمینی همواره [[مقاومت]] و [[ظلم‌ستیزی]] حزب‌الله لبنان را [[تحسین]] و بر [[حمایت]] مادی و [[معنوی]] [[جمهوری اسلامی ایران]] از این گروه تأکید می‌کرد.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۲۴۳–۲۴۴، ۳۲۱، ۳۳۸ و ۴۸۶.</ref>.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[حزب الله (مقاله)|مقاله «حزب الله»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۴، ص۳۶۸.</ref>
از سوی دیگر، پس از [[پیروزی انقلاب اسلامی]] گروه‌هایی با نام «[[حزب‌الله]]» در کشورهای دیگری ازجمله [[کویت]] و [[عربستان سعودی]]<ref>اخبار شیعیان، ۵۰.</ref> و لبنان آغاز به کار کردند که حزب‌الله لبنان مشهورترین آنهاست؛ این [[جنبش]] که متأثر از [[نهضت امام خمینی]] است، در سال ۱۹۸۲م/ ۱۳۶۱ش هم‌زمان با اشغال نیمی از [[خاک]] لبنان به دست [[رژیم اسرائیل]] و [[جنگ‌های داخلی]] لبنان به وجود آمد. این گروه بعدها، در سه حوزه [[جنگ]] علیه [[اشغالگری]] [[اسرائیل]]، [[نیروهای نظامی]] غرب و [[دولت]] [[امین جُمَیّل]] که با فشار اسرائیل روی کار آمده بود، وارد عمل شد<ref>اسداللهی، جنبش حزب‌الله لبنان، ۱۶.</ref>. امام خمینی همواره [[مقاومت]] و [[ظلم‌ستیزی]] حزب‌الله لبنان را [[تحسین]] و بر [[حمایت]] مادی و [[معنوی]] [[جمهوری اسلامی ایران]] از این گروه تأکید می‌کرد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۲۴۳–۲۴۴، ۳۲۱، ۳۳۸ و ۴۸۶.</ref>.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[حزب الله (مقاله)|مقاله «حزب الله»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۳۶۸.</ref>


==[[حزب]] [[مستضعفان]] ==
==[[حزب]] [[مستضعفان]] ==
امام خمینی در پی گسترش جریان حزب‌الله در تمامی [[جوامع اسلامی]] و حتی غیر [[اسلامی]] و [[مظلوم]] [[جهان]] بود و براین اساس با پیشنهاد تشکیل [[حزب]] مستضعفان، تلاش کرد همه مستضعفان را اعم از [[مسلمان]] و [[غیر مسلمان]]، با [[هدف]] مقابله با [[قدرت‌های استکباری]] سامان دهد؛ حزبی که در نگاه گسترده و جهانی ایشان همان حزب‌الله بود.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۳۳۱.</ref> هدف از تشکیل این حزب، از میان‌برداشتن [[مشکلات]] مستضعفان جهان با [[اراده جمعی]] بود.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۸۰–۲۸۱.</ref> ایشان این حزب را در مسیر تحقق [[وعده الهی]] برای [[حاکمیت]] مستضعفان بر [[زمین]] به‌شمار می‌آورد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۸۰–۲۸۱.</ref> و [[معتقد]] بود تأسیس [[حزب]] [[مستضعفان]]، تمامی [[مشکلات]] [[مسلمانان]] را رفع خواهد کرد و هیچ قدرتی توان مقابله با آن را نخواهد داشت.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۳۳۱.</ref> ایشان تأسیس این حزب که در واقع تحقق [[اراده الهی]] در [[پیروزی]] مستضعفان [[جهان]] بر [[مستکبران]] است،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۸۰.</ref> با [[احزاب]] محلی و منطقه‌ای که کار خود را درست انجام می‌دهند و [[توطئه]] نمی‌کنند، مغایر نمی‌دانست<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۳۳۹.</ref>.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[حزب الله (مقاله)|مقاله «حزب الله»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۴، ص۳۶۸.</ref>
امام خمینی در پی گسترش جریان حزب‌الله در تمامی [[جوامع اسلامی]] و حتی غیر [[اسلامی]] و [[مظلوم]] [[جهان]] بود و براین اساس با پیشنهاد تشکیل [[حزب]] مستضعفان، تلاش کرد همه مستضعفان را اعم از [[مسلمان]] و [[غیر مسلمان]]، با [[هدف]] مقابله با [[قدرت‌های استکباری]] سامان دهد؛ حزبی که در نگاه گسترده و جهانی ایشان همان حزب‌الله بود.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۳۳۱.</ref> هدف از تشکیل این حزب، از میان‌برداشتن [[مشکلات]] مستضعفان جهان با [[اراده جمعی]] بود.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۸۰–۲۸۱.</ref> ایشان این حزب را در مسیر تحقق [[وعده الهی]] برای [[حاکمیت]] مستضعفان بر [[زمین]] به‌شمار می‌آورد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۸۰–۲۸۱.</ref> و [[معتقد]] بود تأسیس [[حزب]] [[مستضعفان]]، تمامی [[مشکلات]] [[مسلمانان]] را رفع خواهد کرد و هیچ قدرتی توان مقابله با آن را نخواهد داشت.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۳۳۱.</ref> ایشان تأسیس این حزب که در واقع تحقق [[اراده الهی]] در [[پیروزی]] مستضعفان [[جهان]] بر [[مستکبران]] است،<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۲۸۰.</ref> با [[احزاب]] محلی و منطقه‌ای که کار خود را درست انجام می‌دهند و [[توطئه]] نمی‌کنند، مغایر نمی‌دانست<ref>امام خمینی، صحیفه، ۹/۳۳۹.</ref>.<ref>[[فاطمه امانی توانی|امانی توانی، فاطمه]]، [[حزب الله (مقاله)|مقاله «حزب الله»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۳۶۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۶۷۸

ویرایش