پرش به محتوا

اصل دین بودن امامت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۹: خط ۹:


== ادلۀ اینکه امامت، یک اصلی [[دینی]] است ==
== ادلۀ اینکه امامت، یک اصلی [[دینی]] است ==
'''اولین دلیل: [[امام]] و [[واسطه فیض]]:'''[[هدف]] عالی [[انسان]]، نیل به [[کمالات]] ماورای طبیعت و اتصال به عالم غیب و تخلق به "[[اخلاق]] [[الله]]" است. طریق وصول به این کمال، همان "[[صراط مستقیم]]" است. کسی می‌تواند [[رهبر]] رهروان طریق مستقیم باشد که خود، این مسیر را پیموده و لازم است همواره در میان [[انسان‌ها]] چنین فرد برگزیده‌ای وجود داشته باشد تا واسطه فیض میان عالم ربوبی و نوع [[انسانی]] گردد؛ چنین فرد برگزیده‌ای، در اصطلاح [[شرع]]، امام نامیده می‌شود. پس امام، مجرای فیوض [[الهی]] و واسطه بین انسان و [[عالم غیب]] است. [[فلاسفه]] بزرگ، همچون [[ابن سینا]]، در [[الهیات]] [[شفا]] و... خالی نماندن عالم را از [[وجود امام]] که با مضمون احادث و استمرار [[فیض]] و [[قواعد]] [[عقلی]] دیگر، موافق است با صراحت پذیرفته‌اند<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۸۵.</ref>.
'''اولین دلیل: [[امام]] و [[واسطه فیض]]:'''[[هدف]] عالی [[انسان]]، نیل به [[کمالات]] ماورای طبیعت و اتصال به عالم غیب و تخلق به "[[اخلاق]] [[الله]]" است. طریق وصول به این کمال، همان "[[صراط مستقیم]]" است. کسی می‌تواند [[رهبر]] رهروان طریق مستقیم باشد که خود، این مسیر را پیموده و لازم است همواره در میان [[انسان‌ها]] چنین فرد برگزیده‌ای وجود داشته باشد تا واسطه فیض میان عالم ربوبی و نوع [[انسانی]] گردد؛ چنین فرد برگزیده‌ای، در اصطلاح [[شرع]]، امام نامیده می‌شود. پس امام، مجرای فیوض [[الهی]] و واسطه بین انسان و [[عالم غیب]] است. [[فلاسفه]] بزرگ، همچون [[ابن سینا]]، در [[الهیات]] [[شفا]] و... خالی نماندن عالم را از [[وجود امام]] که با مضمون احادث و استمرار [[فیض]] و قواعد [[عقلی]] دیگر، موافق است با صراحت پذیرفته‌اند<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۸۵.</ref>.


'''دومین دلیل: [[جهان هستی]]، وابسته به وجود امام:''' [[وابستگی]] هستی و بقای سایر ممکنات به وجود امام هم از طریق [[عقل]]، قابل [[اثبات]] است و هم از طریق نقل.
'''دومین دلیل: [[جهان هستی]]، وابسته به وجود امام:''' [[وابستگی]] هستی و بقای سایر ممکنات به وجود امام هم از طریق [[عقل]]، قابل [[اثبات]] است و هم از طریق نقل.
خط ۳۴: خط ۳۴:
نتیجه آنکه امامت هم مثل [[نبوت]]، به [[نصب]] و [[جعل الهی]] می‌باشد، در نظام امام است که عقیده توحید، متجلی و ظاهر می‌شود.
نتیجه آنکه امامت هم مثل [[نبوت]]، به [[نصب]] و [[جعل الهی]] می‌باشد، در نظام امام است که عقیده توحید، متجلی و ظاهر می‌شود.


'''پنجمین دلیل: بقای اسلام:''' [[رسیدن انسان به کمال]]، اختیاری است پس لازم است که [[مسیر کمال]] را بشناسد اما قوای [[عقل]] و [[ادراک]] او محدود است لذا نیاز به [[وحی]] دارد و این وحی باید از [[تحریف]]، [[حراست]] گردد پس [[وجود امام]] برای حراست از وحی و [[حفظ اسلام]] ضروری است.
'''پنجمین دلیل: بقای اسلام:''' [[رسیدن انسان به کمال]]، اختیاری است پس لازم است که مسیر کمال را بشناسد اما قوای [[عقل]] و [[ادراک]] او محدود است لذا نیاز به [[وحی]] دارد و این وحی باید از [[تحریف]]، [[حراست]] گردد پس وجود امام برای حراست از وحی و [[حفظ اسلام]] ضروری است.


به عبارت دیگر، به اتفاق جمیع [[فرق اسلامی]]، [[دین اسلام]]، [[جاودانی]] و همگانی است و [[دینی]] که دارای چنین ویژگی‌ای باشد، نیازمند حافظی قابل [[اطمینان]] است تا آن را بی‌کم و کاست به اعصار بعدی منتقل کند.
به عبارت دیگر، به اتفاق جمیع [[فرق اسلامی]]، [[دین اسلام]]، [[جاودانی]] و همگانی است و [[دینی]] که دارای چنین ویژگی‌ای باشد، نیازمند حافظی قابل [[اطمینان]] است تا آن را بی‌کم و کاست به اعصار بعدی منتقل کند.
خط ۴۴: خط ۴۴:
'''هفتمین دلیل: امام تنها عامل [[تربیت معنوی]]:''' امامت از نظر [[شیعه]]، مرتبه و [[شأن]] دیگری دارد که اوج مفهوم امامت است. [[پیشوایان]] [[اسلام]]، پیوسته اساس و ایده خویش را بر تربیت معنوی [[انسان‌ها]] قرار می‌دهند. حقیقتِ جوهرِ والای [[انسانی]] چنان لطیف و دقیق است که جز به چشم روشن بین، نمی‌آید. در این جهت، [[رهبری]] لازم است که [[مصون از خطا]] و بر مقام بلند [[معنوی]] ایستاده باشد. این رهبری، پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[شؤون]] امامت و [[ولایت]] است<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۹۹.</ref>.
'''هفتمین دلیل: امام تنها عامل [[تربیت معنوی]]:''' امامت از نظر [[شیعه]]، مرتبه و [[شأن]] دیگری دارد که اوج مفهوم امامت است. [[پیشوایان]] [[اسلام]]، پیوسته اساس و ایده خویش را بر تربیت معنوی [[انسان‌ها]] قرار می‌دهند. حقیقتِ جوهرِ والای [[انسانی]] چنان لطیف و دقیق است که جز به چشم روشن بین، نمی‌آید. در این جهت، [[رهبری]] لازم است که [[مصون از خطا]] و بر مقام بلند [[معنوی]] ایستاده باشد. این رهبری، پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[شؤون]] امامت و [[ولایت]] است<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۹۹.</ref>.


'''هشتمین دلیل: [[قاعده لطف]]''' [[حضور امام]] [[منصوب از جانب خدا]]، زمینه را برای روی آوردن [[مردمان]] به [[اطاعت الهی]] آماده‌تر می‌سازد و به [[حکم عقل]] چنین لطفی بر [[خداوند]] لازم است<ref>ر.ک: [[علی رضا امینی| امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی| جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص۱۲۷.</ref>.
'''هشتمین دلیل: [[قاعده لطف]]''' [[حضور امام]] [[منصوب از جانب خدا]]، زمینه را برای روی آوردن [[مردمان]] به [[اطاعت الهی]] آماده‌تر می‌سازد و به [[حکم عقل]] چنین لطفی بر [[خداوند]] لازم است<ref>ر.ک: [[علی رضا امینی| امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی| جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی ج۲]]، ص۱۲۷.</ref>.


[[استدلال]] به [[قاعده لطف]]، توسط [[اشاعره]] و [[معتزله]] مورد مناقشه قرار گرفته است:
[[استدلال]] به [[قاعده لطف]]، توسط [[اشاعره]] و [[معتزله]] مورد مناقشه قرار گرفته است:
خط ۵۵: خط ۵۵:
امر اول، بر خداوند لازم است که انجام شده است. [[امر]] دوم، بر امام واجب است و انجام شده، امر سوم بر [[امت]] واجب است که متأسفانه زیر بار [[مسئولیت]] آن نرفته‌اند. بنابراین، عدم تمکن امام از [[اعمال]] امامت به خاطر تقصیر امت است<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۳۹.</ref>.
امر اول، بر خداوند لازم است که انجام شده است. [[امر]] دوم، بر امام واجب است و انجام شده، امر سوم بر [[امت]] واجب است که متأسفانه زیر بار [[مسئولیت]] آن نرفته‌اند. بنابراین، عدم تمکن امام از [[اعمال]] امامت به خاطر تقصیر امت است<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۳۹.</ref>.


ثانیاً، [[غیبت]] امام، به معنای [[محرومیت]] [[مردم]] از همه [[کمالات]] امام نیست<ref>ر.ک: [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص۳۵۶.</ref>.
ثانیاً، [[غیبت]] امام، به معنای [[محرومیت]] [[مردم]] از همه [[کمالات]] امام نیست<ref>ر.ک: [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی ج۲]]، ص۳۵۶.</ref>.


'''اشکل دوم؛''' لطف بودن امامت، مشتمل بر [[تسلسل]]، تسلسل محال است، اگر [[امامتهه، لطف باشد، از دو حال بیرون نیست: یا برای همه لطف است و یا برای بعضی. فرض دوم باطل است زیرا اگر [[امامته] برای بعضی لطف باشد، مسلماً آن بعض، غیر معصوم هستند پس اگر برهه‌ای، همه مردم معصوم باشند، دیگر امام برای آنها لطف نیست پس احتمال دارد که بعضی زمان‌ها از امام خالی باشد که بر خلاف [[رأی]] شیعه است. فرض اول هم صحیح نیست چون مشتمل بر تسلسل است زیرا امام هم یکی از [[مکلفان]] است پس باید [[امام]] داشته باشد و هلّم جرّاً....
'''اشکل دوم؛''' لطف بودن امامت، مشتمل بر [[تسلسل]]، تسلسل محال است، اگر [[امامتهه، لطف باشد، از دو حال بیرون نیست: یا برای همه لطف است و یا برای بعضی. فرض دوم باطل است زیرا اگر [[امامته] برای بعضی لطف باشد، مسلماً آن بعض، غیر معصوم هستند پس اگر برهه‌ای، همه مردم معصوم باشند، دیگر امام برای آنها لطف نیست پس احتمال دارد که بعضی زمان‌ها از امام خالی باشد که بر خلاف رأی شیعه است. فرض اول هم صحیح نیست چون مشتمل بر تسلسل است زیرا امام هم یکی از [[مکلفان]] است پس باید [[امام]] داشته باشد و هلّم جرّاً... .


پاسخ این است که علت احتیاج به امام، احتمال [[خطا]] در [[مکلفان]] است، پس اگر امام [[مصون از خطا]] باشد نیاز به امام دیگر نخواهد داشت تا [[تسلسل]] لازم آید.<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۴۱ - ۱۴۵.</ref>.
پاسخ این است که علت احتیاج به امام، احتمال [[خطا]] در [[مکلفان]] است، پس اگر امام [[مصون از خطا]] باشد نیاز به امام دیگر نخواهد داشت تا [[تسلسل]] لازم آید.<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۴۱ - ۱۴۵.</ref>.
خط ۶۳: خط ۶۳:
'''اشکال سوم؛''' برخی از [[امامیه]]، [[استدلال]] به [[قاعده لطف]] را کافی نمی‌دانند و می‌گویند: [[عقول]] [[آدمیان]] از [[ادراک]] غوامض [[الطاف الهی]] در [[حق]] [[بندگان]]، قاصر است.
'''اشکال سوم؛''' برخی از [[امامیه]]، [[استدلال]] به [[قاعده لطف]] را کافی نمی‌دانند و می‌گویند: [[عقول]] [[آدمیان]] از [[ادراک]] غوامض [[الطاف الهی]] در [[حق]] [[بندگان]]، قاصر است.


'''پاسخ:''' لطفی که در میان [[متکلمان]]، مطلح است، به معنای مقرِّب و مبعِّد بودن است و بی‌گمان، [[لطف]] به این معنا، هیچ‌گونه [[سختی]] در ادراک ندارد.
'''پاسخ:''' لطفی که در میان [[متکلمان]]، مطلح است، به معنای مقرِّب و مبعِّد بودن است و بی‌گمان، [[لطف]] به این معنا، هیچ‌گونه سختی در ادراک ندارد.


'''اشکال چهارم؛''' حدالطف [[الهی]] تا کجاست؟ این اشکال، بر کبرای قاعده لطف است.
'''اشکال چهارم؛''' حدالطف [[الهی]] تا کجاست؟ این اشکال، بر کبرای قاعده لطف است.
خط ۶۹: خط ۶۹:
'''جواب:''' اگر فعلی تمام شرایط لطف را دارا باشد صدورش بر [[خداوند متعال]] [[واجب]] است و اگر برخی از [[افعال الهی]] انجام نمی‌گیرد معلوم است که مصداق لطف نیست.
'''جواب:''' اگر فعلی تمام شرایط لطف را دارا باشد صدورش بر [[خداوند متعال]] [[واجب]] است و اگر برخی از [[افعال الهی]] انجام نمی‌گیرد معلوم است که مصداق لطف نیست.


'''اشکال پنجم؛''' [[مصالح]] مترتب بر [[امامت]]، [[مصالح دنیوی]]، همچون [[عدالت]] است در حالی که قاعده لطف به [[مصالح دینی]] مربوط است.
'''اشکال پنجم؛''' [[مصالح]] مترتب بر [[امامت]]، [[مصالح دنیوی]]، همچون [[عدالت]] است در حالی که قاعده لطف به مصالح دینی مربوط است.


'''پاسخ:''' عدالت از مهمترین [[مصالح دنیوی و اخروی]] و [[دینی]] است که بدون [[وجود امام معصوم]] تحقق پذیر نیست.
'''پاسخ:''' عدالت از مهمترین [[مصالح دنیوی و اخروی]] و [[دینی]] است که بدون [[وجود امام معصوم]] تحقق پذیر نیست.
خط ۷۵: خط ۷۵:
'''اشکال ششم:''' امامت برای همه افراد [[بشر]] لطف نیست و برخی مکلفان از [[ترس]] امام به [[تکالیف]] عمل می‌کنند.
'''اشکال ششم:''' امامت برای همه افراد [[بشر]] لطف نیست و برخی مکلفان از [[ترس]] امام به [[تکالیف]] عمل می‌کنند.


'''جواب:''' اولاً، این گونه اشکال‌ها بر لطف بودن [[نبوت]] وارد می‌باشد. ثانیاً، نبوت و امامت، زمینه‌ساز [[هدایت]] برای نوع [[انسان]] است. ثانیاً، عمل کرد مکلفان از باب ترس از امام، منافاتی با [[آخرت‌گرایی]] ندارد<ref>ر.ک: [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص۳۵۳ - ۳۵۴.</ref>.
'''جواب:''' اولاً، این گونه اشکال‌ها بر لطف بودن [[نبوت]] وارد می‌باشد. ثانیاً، نبوت و امامت، زمینه‌ساز [[هدایت]] برای نوع [[انسان]] است. ثانیاً، عمل کرد مکلفان از باب ترس از امام، منافاتی با [[آخرت‌گرایی]] ندارد<ref>ر.ک: [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی ج۲]]، ص۳۵۳ - ۳۵۴.</ref>.


'''نهمین دلیل: [[قاعده امکان اشرف]]:''' [[ملاصدرا]] در کتاب [[شرح اصول کافی]] چنین استدلال می‌آورد: در تمام مراتب وجود، لازم است، ممکن [[اشرف]]، مقدم بر ممکن اخس باشد. از این رو، هرگاه ممکن اخس، موجود شده باشد، باید مقدم بر آن، ممکن اشرف، وجود یافته باشد. نوع [[نبی]] و امام عالی و اشرف از سایر انواع [[انسانی]] است لذا از نظر رتبه وجودی مقدم بر سایر انواع خواهد بود. پس نوع [[نبی]] و [[امام]]، مقدم بر سایر انواع [[انسانی]] در رتبه وجودی است.
'''نهمین دلیل: [[قاعده امکان اشرف]]:''' [[ملاصدرا]] در کتاب [[شرح اصول کافی]] چنین استدلال می‌آورد: در تمام مراتب وجود، لازم است، ممکن [[اشرف]]، مقدم بر ممکن اخس باشد. از این رو، هرگاه ممکن اخس، موجود شده باشد، باید مقدم بر آن، ممکن اشرف، وجود یافته باشد. نوع [[نبی]] و امام عالی و اشرف از سایر انواع [[انسانی]] است لذا از نظر رتبه وجودی مقدم بر سایر انواع خواهد بود. پس نوع [[نبی]] و [[امام]]، مقدم بر سایر انواع [[انسانی]] در رتبه وجودی است.
۱۳۳٬۶۱۷

ویرایش