علم معصوم به باطن قرآن در کلام اسلامی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۴۶
، ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۱۹←بیان ادله نقلی
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
*با توجه به آیۀ «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»<ref>سورۀ احزاب، آیۀ 33</ref> که به موجب اخبار متواتره در حق اهل بیت پیغمبر نازل شده است، آنان از پاک شدگان و آگاهان به تاویل هستند.<ref>ر.ک. طباطبایی، سیدمحمد حسین، قرآن در اسلام، صفحه؟؟؟، مرکز اطلاعرسانی الغدیر؛ اکبرنژاد، مهدی و محمدی، بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم، ص 60؛ خادمی، عین الله، بختیاری، صدیقه، جایگاه و ضرورت امامت از منظر اسماعیلیه، صفحه؟؟؟</ref> و تنها عالمان به علمِ تأویل و راسخان در علمِ حقیقی بعد از پیامبر، امامان(علیهم السلام) هستند که علم آنها از منبع وحی دریافت شده است.<ref>ر.ک. اکبرنژاد، مهدی و محمدی، بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم، ص 60</ref> و علت دسترسی به علم تاویل طهارت قلبی دانسته شده است. طهارت جز زوال پلیدی از قلب چیز دیگری نیست و قلب هم قسمتی است در انسان که عهدهدار جنبۀ ادراک و اراده میباشد، بنابراین طهارت قلب عبارت از پاکی نفس انسانی در ناحیۀ اعتقاد و اراده بوده، زوال پلیدی را در این دو مرحله ثابت میکند. یعنی معارف حقهای که پیدا کرده، ثابت و پابرجا و به جانب شک و تردید میل نمیکند؛ و هم چنین در لوازم معتقدات یعنی لوازم علومش نیز ثابت قدم داشته بر طبق آن ارادهاش جاری و ساری است یعنی بر طبق علمش اراده و عمل دارد. طهارت نفس در مقام اعتقاد و اراده جز رسوخ در علم چیز دیگری نیست.<ref>ر.ک. ابراهیمیان، سیدحسین، سخنرانی با موضوع: نقش قرآن در زندگی انسان، وبگاه مرکز اسلامی امام علی(علیه السلام)</ref> | *با توجه به آیۀ «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»<ref>سورۀ احزاب، آیۀ 33</ref> که به موجب اخبار متواتره در حق اهل بیت پیغمبر نازل شده است، آنان از پاک شدگان و آگاهان به تاویل هستند.<ref>ر.ک. طباطبایی، سیدمحمد حسین، قرآن در اسلام، صفحه؟؟؟، مرکز اطلاعرسانی الغدیر؛ اکبرنژاد، مهدی و محمدی، بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم، ص 60؛ خادمی، عین الله، بختیاری، صدیقه، جایگاه و ضرورت امامت از منظر اسماعیلیه، صفحه؟؟؟</ref> و تنها عالمان به علمِ تأویل و راسخان در علمِ حقیقی بعد از پیامبر، امامان(علیهم السلام) هستند که علم آنها از منبع وحی دریافت شده است.<ref>ر.ک. اکبرنژاد، مهدی و محمدی، بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی العلم، ص 60</ref> و علت دسترسی به علم تاویل طهارت قلبی دانسته شده است. طهارت جز زوال پلیدی از قلب چیز دیگری نیست و قلب هم قسمتی است در انسان که عهدهدار جنبۀ ادراک و اراده میباشد، بنابراین طهارت قلب عبارت از پاکی نفس انسانی در ناحیۀ اعتقاد و اراده بوده، زوال پلیدی را در این دو مرحله ثابت میکند. یعنی معارف حقهای که پیدا کرده، ثابت و پابرجا و به جانب شک و تردید میل نمیکند؛ و هم چنین در لوازم معتقدات یعنی لوازم علومش نیز ثابت قدم داشته بر طبق آن ارادهاش جاری و ساری است یعنی بر طبق علمش اراده و عمل دارد. طهارت نفس در مقام اعتقاد و اراده جز رسوخ در علم چیز دیگری نیست.<ref>ر.ک. ابراهیمیان، سیدحسین، سخنرانی با موضوع: نقش قرآن در زندگی انسان، وبگاه مرکز اسلامی امام علی(علیه السلام)</ref> | ||
== | ===دلیل نقلی=== | ||
*روایات فراوانی وجود دارد که اهل بیت(علیهم السلام) جزء راسخان در علم بوده و بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از طریق الهام و تأییدات الهی به باطن قرآن کریم علم دارند. در کتاب کافی بابی با عنوان «أَنَّهُ لَمْ یَجْمَعِ الْقُرْآنَ كُلَّهُ إِلَّا الْأَئِمَّةُ وَ أَنَّهُمْ یَعْلَمُونَ عِلْمَهُ كُلَّه»<ref>ر.ک. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 228</ref> آمده است، در این باب، شش روایت نقل شده است. در بصائر الدرجات نیز، بابی با نام «أن عندهم جمیع القرآن الذی أنزل علی رسول الله»<ref>ر.ک. صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج 1، ص 193</ref> وجود دارد. در این باب هم، هفت روایت نقل شده است. در باب بعدی این کتاب، روایاتی نقل شده است که از علم ائمه به تفسیر و تأویل قرآن خبر میدهند. در این باب ده روایت وجود دارد که محتوای این روایات مستفیض است.»<ref>ر.ک. هاشمی، علی، علم امام تام یا محدود؟، ص ؟؟؟</ref> | |||
*روایات فراوانی | |||
*برخی از این روایات عبارتند از: | *برخی از این روایات عبارتند از: | ||
#امام صادق(علیه السلام) فرمودند:<ref>ر.ک. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 228</ref> «ما یستطیع أحد أن یدعی أن عنده جمیع القرآن کُلِّه ظاهره و باطنه غیر الأَوْصِیاء»<ref>ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، «بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین»، ص ۱۷۷</ref> | #امام صادق(علیه السلام) فرمودند:<ref>ر.ک. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 228</ref> «ما یستطیع أحد أن یدعی أن عنده جمیع القرآن کُلِّه ظاهره و باطنه غیر الأَوْصِیاء»<ref>ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، «بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین»، ص ۱۷۷</ref> | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۵: | ||
#از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده فرمودند: «ما وارث این قرآن هستیم، در آن علومی است که به وسیلۀ آن میتوان کوهها را پیمود و شهرها را درنوردید و مرده به وسیله آن زنده میشود... و ما وارثان این کتاب هستیم که در آن، بیان هر چیزی است.»<ref>ر.ک. هاشمی، علی، علم امام تام یا محدود؟، ص ؟؟؟</ref> | #از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده فرمودند: «ما وارث این قرآن هستیم، در آن علومی است که به وسیلۀ آن میتوان کوهها را پیمود و شهرها را درنوردید و مرده به وسیله آن زنده میشود... و ما وارثان این کتاب هستیم که در آن، بیان هر چیزی است.»<ref>ر.ک. هاشمی، علی، علم امام تام یا محدود؟، ص ؟؟؟</ref> | ||
#در روایتی آمده است، "خداوند دینش را کامل کرد و قرآن را که بیان کننده هر چیزی است، فرو فرستاد، در آن حلال و حرام، حدود و تمام چیزهای مورد نیاز مردم بیان شده است. این علوم پس از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) در نسل او از امامان معصوم(علیهم السلام) قرار گرفته است.<ref>ر.ک. هاشمی، علی، علم امام تام یا محدود؟، ص ؟؟؟</ref> | #در روایتی آمده است، "خداوند دینش را کامل کرد و قرآن را که بیان کننده هر چیزی است، فرو فرستاد، در آن حلال و حرام، حدود و تمام چیزهای مورد نیاز مردم بیان شده است. این علوم پس از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) در نسل او از امامان معصوم(علیهم السلام) قرار گرفته است.<ref>ر.ک. هاشمی، علی، علم امام تام یا محدود؟، ص ؟؟؟</ref> | ||
#امیرمؤمنان(علیه السلام) میفرمایند:<ref>هلالی، سلیم بن قیس, کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ۲، ص ۷۷۱</ref> «من از پیامبر شنیدم میفرمود: «هیچ آیهای از قرآن نیست مگر آن¬که ظاهری و باطنی دارد و هیچ حرفی از آن نیست مگر | #امیرمؤمنان(علیه السلام) میفرمایند:<ref>هلالی، سلیم بن قیس, کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ۲، ص ۷۷۱</ref> «من از پیامبر شنیدم میفرمود: «هیچ آیهای از قرآن نیست مگر آن¬که ظاهری و باطنی دارد و هیچ حرفی از آن نیست مگر آن که تأویلی دارد و تأویل آن را جز خداوند و راسخان در علم نمیدانند؛ راسخان در علم، ما آل-محمّد(علیهم السلام) هستیم... .» درواقع، راسخان در علم، ظاهر و باطن و حقیقت آیات (تأویل) را تمام و کامل میدانند و چون قرآن دارای بطن است خداوند به راسخان، علم به باطن قرآن را عطا نمود تا آن را برای مردم بیان کنند.<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۷ و ۱۱۱</ref> | ||
#فضیل بن یسار می¬گوید:<ref>ر.ک. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد، ج ۱، ص ۱۹۶</ref> از امام باقر(علیه السلام) سوال کردم دربارۀ این روایت؛ «نیست در قرآن آیه¬ای مگر که ظاهر و باطنی دارد» پس امام فرمودند: «ظاهر آن تنزیلش و باطنش تأویلش است و تأویل آن¬چه که گذشته و آن چه که هنوز اتفاق نیفتاده جاری است مثل جریان خورشید و ماه و همان¬طور که تأویل شیء میآید چه زنده و چه مرده باشد و خداوند فرمود کسی جز خدا و راسخان در علم تأویلش را نمیدانند و ما(اهل بیت)تأویل آن را میدانیم.»<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۷ و ۱۱۱</ref> | #فضیل بن یسار می¬گوید:<ref>ر.ک. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد، ج ۱، ص ۱۹۶</ref> از امام باقر(علیه السلام) سوال کردم دربارۀ این روایت؛ «نیست در قرآن آیه¬ای مگر که ظاهر و باطنی دارد» پس امام فرمودند: «ظاهر آن تنزیلش و باطنش تأویلش است و تأویل آن¬چه که گذشته و آن چه که هنوز اتفاق نیفتاده جاری است مثل جریان خورشید و ماه و همان¬طور که تأویل شیء میآید چه زنده و چه مرده باشد و خداوند فرمود کسی جز خدا و راسخان در علم تأویلش را نمیدانند و ما(اهل بیت)تأویل آن را میدانیم.»<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۷ و ۱۱۱</ref> | ||
#از امیرمؤمنان(علیه السلام) در احتجاج کردن بر گروهی در زمان عثمان نقل شده فرمودند:<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوارالجامعة لدرر اخبار ائمة الاطهار، ج ۸۹، ص ۴۵</ref> «کلام خداوند سه قسم است: قسمی از آن را جاهل و عالم میفهمد و قسمی است که نمیفهمد مگر کسی که ذهنی پاک و حسی لطیف و صحیح داشته باشد و خداوند سینهاش را برای اسلام گسترده باشد و قسمی از کلام خدا است که نمیفهمند مگر خداوند و امناء او و راسخان در علم.»<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۷ و ۱۱۱.</ref> | #از امیرمؤمنان(علیه السلام) در احتجاج کردن بر گروهی در زمان عثمان نقل شده فرمودند:<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوارالجامعة لدرر اخبار ائمة الاطهار، ج ۸۹، ص ۴۵</ref> «کلام خداوند سه قسم است: قسمی از آن را جاهل و عالم میفهمد و قسمی است که نمیفهمد مگر کسی که ذهنی پاک و حسی لطیف و صحیح داشته باشد و خداوند سینهاش را برای اسلام گسترده باشد و قسمی از کلام خدا است که نمیفهمند مگر خداوند و امناء او و راسخان در علم.»<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۷ و ۱۱۱.</ref> | ||
==نتیجهگیری== | ==نتیجهگیری== | ||
*از جمع¬بندی مطالب ذکر شده و ادله¬ای که در این¬باره بیان شده به این نتیجه می¬رسیم که: | *از جمع¬بندی مطالب ذکر شده و ادله¬ای که در این¬باره بیان شده به این نتیجه می¬رسیم که: | ||