پرش به محتوا

علم معصوم به باطن قرآن در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۰: خط ۳۰:
#در کتب روایی شیعه و سنی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت شده است که فرمودند:<ref>طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص 460</ref> «علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض‏» علی همراه قرآن است و قرآن همراه علی و این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند. روشن است که منظور جدا نشدن امام علی(علیه السلام) از قرآن، جسمانی نیست بلکه، معنای روایت این است، علی(علیه السلام) از نظر علم و عمل همیشه مطابق قرآن است. معنای فقرۀ دوم (القرآن مع علی) این است، تمامی علوم و معارف قرآن نزد علی(علیه السلام) است؛ زیرا اگر قسمتی از آنرا علی(علیه السلام) نداند آن قسمت از امام علی(علیه السلام) جداست. پس، مدلول روایت این است که علی(علیه السلام) به همۀ معانی و معارف قرآن آگاه است.<ref>ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، «بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین»، ص ۱۷۷</ref>
#در کتب روایی شیعه و سنی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت شده است که فرمودند:<ref>طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص 460</ref> «علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض‏» علی همراه قرآن است و قرآن همراه علی و این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند. روشن است که منظور جدا نشدن امام علی(علیه السلام) از قرآن، جسمانی نیست بلکه، معنای روایت این است، علی(علیه السلام) از نظر علم و عمل همیشه مطابق قرآن است. معنای فقرۀ دوم (القرآن مع علی) این است، تمامی علوم و معارف قرآن نزد علی(علیه السلام) است؛ زیرا اگر قسمتی از آنرا علی(علیه السلام) نداند آن قسمت از امام علی(علیه السلام) جداست. پس، مدلول روایت این است که علی(علیه السلام) به همۀ معانی و معارف قرآن آگاه است.<ref>ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، «بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین»، ص ۱۷۷</ref>
#حاکم حسکانی در کتاب شواهد التنزیل فصلی را در یگانه بودن امام علی(علیه السلام) در شناخت قرآن و معانی آن و علم به نزول و آنچه در آن است، اختصاص داده که در آن ۲۲ راویت را با سند متصل ذکر نموده است، از جمله اینکه از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) راویت کرده است، فرمودند: «علی بعد از من به مردم آنچه از تأویل قرآن را که نمی‌دانند تعلیم می‌دهد.» وی در ادامه روایتی را از امام علی(علیه السلام) نقل می‌کند که حضرت فرمودند: «والله ما نزلت آیه الا و قد علمت فیما نزلت و أین نزلت و علی من نزلت ان ربی تعالی و هب لی قلبا عقولاو لسانا طلقا.»<ref>ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، «بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین»، ص ۱۷۷</ref>
#حاکم حسکانی در کتاب شواهد التنزیل فصلی را در یگانه بودن امام علی(علیه السلام) در شناخت قرآن و معانی آن و علم به نزول و آنچه در آن است، اختصاص داده که در آن ۲۲ راویت را با سند متصل ذکر نموده است، از جمله اینکه از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) راویت کرده است، فرمودند: «علی بعد از من به مردم آنچه از تأویل قرآن را که نمی‌دانند تعلیم می‌دهد.» وی در ادامه روایتی را از امام علی(علیه السلام) نقل می‌کند که حضرت فرمودند: «والله ما نزلت آیه الا و قد علمت فیما نزلت و أین نزلت و علی من نزلت ان ربی تعالی و هب لی قلبا عقولاو لسانا طلقا.»<ref>ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، «بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین»، ص ۱۷۷</ref>
#صفار از یعقوب ابن جعفر روایت کرده است: «در مکه نزد امام رضا(علیه السلام) بودم، مردی به ایشان گفت: "همانا شما از کتاب خدا چیزی که نشنیده‌ای تفسیر می‌کنی؟" ابوالحسن علی بن موسی الرضا(علیه السلام) فرمودند: «کتاب خدا پیش از مردم بر ما نازل شده و پیش از آن که در میان مردم تفسیر شود، برای ما تفسیر شده است. ما حلال، حرام، ناسخ، منسوخ و... آنرا می‌شناسیم و می¬دانیم که در چه شبی چه¬قدر آیه نازل شده و درباره چه کسی و چه چیزی نازل شده است.»<ref>ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، «بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین»، ص ۱۷۷</ref>
#صفار از یعقوب ابن جعفر روایت کرده است: «در مکه نزد امام رضا(علیه السلام) بودم، مردی به ایشان گفت: "همانا شما از کتاب خدا چیزی که نشنیده‌ای تفسیر می‌کنی؟" ابوالحسن علی بن موسی الرضا(علیه السلام) فرمودند: «کتاب خدا پیش از مردم بر ما نازل شده و پیش از آن که در میان مردم تفسیر شود، برای ما تفسیر شده است. ما حلال، حرام، ناسخ، منسوخ و... آنرا می‌شناسیم و می دانیم که در چه شبی چقدر آیه نازل شده و درباره چه کسی و چه چیزی نازل شده است.»<ref>ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، «بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین»، ص ۱۷۷</ref>
#حضرت علی(علیه السلام) فرمود: «هیچ آیه از قرآن بر پیامبر خدا نیامد مگر آنکه آن را بر من خوانده و املا نمود و من آن را با خط خود نوشتم، پیامبر اسلام تأویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم متشابه و عام و خاص آن را به من آموخت.»<ref>ر.ک. عظیمی، محمدصادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۷۱</ref>
#حضرت علی(علیه السلام) فرمود: «هیچ آیه از قرآن بر پیامبر خدا نیامد مگر آنکه آن را بر من خوانده و املا نمود و من آن را با خط خود نوشتم، پیامبر اسلام تأویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم متشابه و عام و خاص آن را به من آموخت.»<ref>ر.ک. عظیمی، محمدصادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۷۱</ref>
#جابر از امام باقر(علیه السلام) نقل کرده که فرمودند: «هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که از ظاهر و باطن قرآن به طور کامل آگاه است، مگر اوصیا و جانشینان پیامبر(صلی الله علیه وآله).»<ref>ر.ک. عظیمی، محمدصادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۷۱</ref>
#جابر از امام باقر(علیه السلام) نقل کرده که فرمودند: «هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که از ظاهر و باطن قرآن به طور کامل آگاه است، مگر اوصیا و جانشینان پیامبر(صلی الله علیه وآله).»<ref>ر.ک. عظیمی، محمدصادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۷۱</ref>
#از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده فرمودند: «ما وارث این قرآن هستیم، در آن علومی است که به وسیلۀ آن می‌توان کوه‌ها را پیمود و شهرها را درنوردید و مرده به وسیله آن زنده می‌شود... و ما وارثان این کتاب هستیم که در آن، بیان هر چیزی است.»<ref>ر.ک. هاشمی، علی، علم امام تام یا محدود؟، ص ؟؟؟</ref>
#از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده فرمودند: «ما وارث این قرآن هستیم، در آن علومی است که به وسیلۀ آن می‌توان کوه‌ها را پیمود و شهرها را درنوردید و مرده به وسیله آن زنده می‌شود... و ما وارثان این کتاب هستیم که در آن، بیان هر چیزی است.»<ref>ر.ک. هاشمی، علی، علم امام تام یا محدود؟، ص ؟؟؟</ref>
#در روایتی آمده است، "خداوند دینش را کامل کرد و قرآن را که بیان کننده هر چیزی است، فرو فرستاد، در آن حلال و حرام، حدود و تمام چیزهای مورد نیاز مردم بیان شده است. این علوم پس از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) در نسل او از امامان معصوم(علیهم السلام) قرار گرفته است.<ref>ر.ک. هاشمی، علی، علم امام تام یا محدود؟، ص ؟؟؟</ref>
#در روایتی آمده است، "خداوند دینش را کامل کرد و قرآن را که بیان کننده هر چیزی است، فرو فرستاد، در آن حلال و حرام، حدود و تمام چیزهای مورد نیاز مردم بیان شده است. این علوم پس از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) در نسل او از امامان معصوم(علیهم السلام) قرار گرفته است.<ref>ر.ک. هاشمی، علی، علم امام تام یا محدود؟، ص ؟؟؟</ref>
#امیرمؤمنان(علیه السلام) می‌فرمایند:<ref>هلالی، سلیم بن قیس, کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ۲، ص ۷۷۱</ref> «من از پیامبر شنیدم می‌فرمود: «هیچ آیه‏‌ای از قرآن نیست مگر آن¬که ظاهری و باطنی دارد و هیچ حرفی از آن نیست مگر آن که تأویلی دارد و تأویل آن را جز خداوند و راسخان در علم نمی‌دانند؛ راسخان‏ در علم، ما آل-محمّد(علیهم السلام) هستیم... .» درواقع، راسخان در علم، ظاهر و باطن و حقیقت آیات (تأویل) را تمام و کامل می‌دانند و چون قرآن دارای بطن است خداوند به راسخان، علم به باطن قرآن را عطا نمود تا آن را برای مردم بیان کنند.<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۷ و ۱۱۱</ref>
#امیرمؤمنان(علیه السلام) می‌فرمایند:<ref>هلالی، سلیم بن قیس, کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ۲، ص ۷۷۱</ref> «من از پیامبر شنیدم می‌فرمود: «هیچ آیه‏‌ای از قرآن نیست مگر آنکه ظاهری و باطنی دارد و هیچ حرفی از آن نیست مگر آن که تأویلی دارد و تأویل آن را جز خداوند و راسخان در علم نمی‌دانند؛ راسخان‏ در علم، ما آل محمّد(علیهم السلام) هستیم... .» در واقع، راسخان در علم، ظاهر و باطن و حقیقت آیات (تأویل) را تمام و کامل می‌دانند و چون قرآن دارای بطن است خداوند به راسخان، علم به باطن قرآن را عطا نمود تا آن را برای مردم بیان کنند.<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۷ و ۱۱۱</ref>
#فضیل بن یسار می¬گوید:<ref>ر.ک. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد، ج ۱، ص ۱۹۶</ref> از امام باقر(علیه السلام) سوال کردم دربارۀ این روایت؛ «نیست در قرآن آیه¬ای مگر که ظاهر و باطنی دارد» پس امام فرمودند: «ظاهر آن تنزیلش و باطنش تأویلش است و تأویل آن¬چه که گذشته و آن چه که هنوز اتفاق نیفتاده جاری است مثل جریان خورشید و ماه و همان¬طور که تأویل شیء می‌آید چه زنده و چه مرده باشد و خداوند فرمود کسی جز خدا و راسخان در علم تأویلش را نمی‌دانند و ما(اهل بیت)تأویل آن را می‌دانیم.»<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۷ و ۱۱۱</ref>
#فضیل بن یسار می گوید:<ref>ر.ک. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد، ج ۱، ص ۱۹۶</ref> از امام باقر(علیه السلام) سوال کردم دربارۀ این روایت؛ «نیست در قرآن آیه ای مگر که ظاهر و باطنی دارد» پس امام فرمودند: «ظاهر آن تنزیلش و باطنش تأویلش است و تأویل آنچه که گذشته و آن چه که هنوز اتفاق نیفتاده جاری است مثل جریان خورشید و ماه و همانطور که تأویل شیء می‌آید چه زنده و چه مرده باشد و خداوند فرمود کسی جز خدا و راسخان در علم تأویلش را نمی‌دانند و ما(اهل بیت)تأویل آن را می‌دانیم.»<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۷ و ۱۱۱</ref>
#از امیرمؤمنان(علیه السلام) در احتجاج کردن بر گروهی در زمان عثمان نقل شده فرمودند:<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوارالجامعة لدرر اخبار ائمة الاطهار، ج ۸۹، ص ۴۵</ref> «کلام خداوند سه قسم است: قسمی از آن را جاهل و عالم می‌فهمد و قسمی است که نمی‌فهمد مگر کسی که ذهنی پاک و حسی لطیف و صحیح داشته باشد و خداوند سینه‌اش را برای اسلام گسترده باشد و قسمی از کلام خدا است که نمی‌فهمند مگر خداوند و امناء او و راسخان در علم.»<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۷ و ۱۱۱.</ref>
#از امیرمؤمنان(علیه السلام) در احتجاج کردن بر گروهی در زمان عثمان نقل شده فرمودند:<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوارالجامعة لدرر اخبار ائمة الاطهار، ج ۸۹، ص ۴۵</ref> «کلام خداوند سه قسم است: قسمی از آن را جاهل و عالم می‌فهمد و قسمی است که نمی‌فهمد مگر کسی که ذهنی پاک و حسی لطیف و صحیح داشته باشد و خداوند سینه‌اش را برای اسلام گسترده باشد و قسمی از کلام خدا است که نمی‌فهمند مگر خداوند و امناء او و راسخان در علم.»<ref>ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۷ و ۱۱۱.</ref>


۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش