علم امام: تفاوت میان نسخهها
←ادله عقلی ضرورت علم خطاناپذیر امام
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
[[متکلمان]] بزرگ [[شیعه]] بر این امر تصریح کردهاند که آنچه از شرایط و اوصاف لازم [[امام]] است، همان برتری علمی و داشتن [[علم ویژه]] در معارف و [[احکام دین]] است، اما [[آگاهی از غیب]] و [[باطن]] افراد، از اوصاف لازم امام و [[شرط امامت]] نیست؛ هر چند که داشتن چنین علومی نیز برای آنان قابل [[اثبات]] است<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات، ص۲۱؛ الشریف المرتضی علم الهدی، الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۲۹.</ref>. | [[متکلمان]] بزرگ [[شیعه]] بر این امر تصریح کردهاند که آنچه از شرایط و اوصاف لازم [[امام]] است، همان برتری علمی و داشتن [[علم ویژه]] در معارف و [[احکام دین]] است، اما [[آگاهی از غیب]] و [[باطن]] افراد، از اوصاف لازم امام و [[شرط امامت]] نیست؛ هر چند که داشتن چنین علومی نیز برای آنان قابل [[اثبات]] است<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات، ص۲۱؛ الشریف المرتضی علم الهدی، الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۲۹.</ref>. | ||
اگر امام دارای [[علمی]] گسترده و [[خطاناپذیر]] نباشد، [[مردم]] به گفتههای او در امور [[دین]] و اجرای قوانین و حدود آن اعتماد نمیکنند و به خود این [[اجازه]] را میدهند که پارهای از نظریات خود را بر نظریات امام مقدم شمارند و خود را ملزم به اطاعت از امام ندانند. پس | اگر امام دارای [[علمی]] گسترده و [[خطاناپذیر]] نباشد، [[مردم]] به گفتههای او در امور [[دین]] و اجرای قوانین و حدود آن اعتماد نمیکنند و به خود این [[اجازه]] را میدهند که پارهای از نظریات خود را بر نظریات امام مقدم شمارند و خود را ملزم به اطاعت از امام ندانند. پس اطاعت مطلق از امام و اعتماد مردم به او منوط به [[آگاهی]] کامل و خطاناپذیر وی است<ref>ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۹، ص۱۱۵.</ref>. | ||
اگر امام بر [[شریعت]] احاطه علمی نداشته باشد، [[حجت خداوند]] بر بندگانش تمام نمیگردد؛ زیرا [[حجت الهی]] با [[امامت]] فرد [[جاهل]] تکمیل نمیگردد و گفتار و عمل او برای دیگران حجیت نخواهد داشت<ref>علی رضا مسجد جامعی، معارف امامیه، ج۲، ص۶۷۲.</ref>. | اگر امام بر [[شریعت]] احاطه علمی نداشته باشد، [[حجت خداوند]] بر بندگانش تمام نمیگردد؛ زیرا [[حجت الهی]] با [[امامت]] فرد [[جاهل]] تکمیل نمیگردد و گفتار و عمل او برای دیگران حجیت نخواهد داشت<ref>علی رضا مسجد جامعی، معارف امامیه، ج۲، ص۶۷۲.</ref>. | ||