←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۷۴۷: | خط ۷۴۷: | ||
روایتی دیگر، در همین خصوص مبنی بر شادیآفرین بودن زن، از [[مولا]] [[امام علی]]{{ع}} نقل شده است: «[[زن]] گل است و باید همچون گل، شادیآفرین باشد»<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۶.</ref>. [[مادر امام حسن عسکری]]{{ع}} کنیزی بود که [[سوسن]] خوانده میشد. ایشان نیز همواره [[اخلاقی]] [[نیکو]] و رابطهای پسندیده در [[خانه]] داشتند که موجب ایجاد [[آرامش روحی]] در [[خانواده]] بودند<ref>ابن ابی ثلج، تاریخ اهل بیت، ص۱۲۳؛ [[امین]] عاملی، [[سیره معصومان]]، ۱۳۷۶، ج۶، ص۲۴۸.</ref>.<ref>[[ابوالفضل سلمانی گواری|سلمانی گواری، ابوالفضل]]، [[سیره خانوادگی ائمه معصوم (کتاب)|سیره خانوادگی ائمه معصوم]]، ص ۲۰۰-۲۱۳.</ref> | روایتی دیگر، در همین خصوص مبنی بر شادیآفرین بودن زن، از [[مولا]] [[امام علی]]{{ع}} نقل شده است: «[[زن]] گل است و باید همچون گل، شادیآفرین باشد»<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۶.</ref>. [[مادر امام حسن عسکری]]{{ع}} کنیزی بود که [[سوسن]] خوانده میشد. ایشان نیز همواره [[اخلاقی]] [[نیکو]] و رابطهای پسندیده در [[خانه]] داشتند که موجب ایجاد [[آرامش روحی]] در [[خانواده]] بودند<ref>ابن ابی ثلج، تاریخ اهل بیت، ص۱۲۳؛ [[امین]] عاملی، [[سیره معصومان]]، ۱۳۷۶، ج۶، ص۲۴۸.</ref>.<ref>[[ابوالفضل سلمانی گواری|سلمانی گواری، ابوالفضل]]، [[سیره خانوادگی ائمه معصوم (کتاب)|سیره خانوادگی ائمه معصوم]]، ص ۲۰۰-۲۱۳.</ref> | ||
== فعالیت همسران == | |||
یکی از اصول اساسی برای تعالی و [[تکامل]] [[خانواده]] این است که [[زن]] و مرد، در [[فعالیتهای اقتصادی]] و [[اجتماعی]] مکمل یکدیگر باشند. امور اشتراکی آنها [[خانه]] و [[اجتماع]] ندارد. در خصوصیات فردی هم باید ملاک اختصاص روشن باشد و کارهایی که در خانه و اجتماع، ویژه مرد یا زن است، [[شناسایی]] شود و هر یک از آنها در کار خود اهتمام لازم را داشته باشند. | |||
زن، [[روحی]] لطیف، وجودی ظریف و احساسی سرشار دارد و [[ویژگیهای جسمانی]] و روانی او اقتضای کارهای شاق و سنگین بیرون از [[منزل]] را ندارد. از سویی دیگر، [[اشتغال]] فراوان زن در بیرون از خانه، او را از [[زیبایی]]، طراوت و تازگی، [[نشاط]] و ظرایف زنانه - که لازمه [[شوهرداری]]، فرزند پروری و خانه داری است - دور میکند و دچار پیرپوستی و ناموزونی اندام میکند و در نتیجه نقشهای زیبای [[همسر]] بودن و مادر بودن او را کم رنگ و رو و حتی بیرنگ و نوا مینماید؛ از این رو [[شریعت]] [[مبین]] و واقع بین [[اسلام]] حضور و فعالیت و [[مدیریت]] [[زن]] را پایه اساسی فضای [[خانواده]] و محیط داخلی [[خانه]] میداند و ضمن آنکه بر این امر به عنوان اسلوب اصلی [[نقش زن]] در ساختار [[زندگی]] مشترک تأکید و پافشاری میکند نقش و حضور او را در [[جامعه]] نیز به عنوان رکنی اساسی در [[اجتماع]] و نیمی از چهره کامل زندگی، ناموثر و بیفروغ نمیشمارد و بر این نقش دوم و حضور ثانوی نیز هم چون نقش [[روح]] بخش نخست، اصرار میورزد. | |||
زن در کارخانه میتواند [[ایثار]] کند یا در قبال کارش [[طلب]] [[حق]] کند، به جز در امور [[شوهرداری]] و بعضی کارهای مربوط به فرزند پروری و زندگی که جهت اشتراکی دارد. زن باید در جامعه با نظر به ویژگیهای خود، نقش عمده و اساسی داشته باشد و بر خلاف مرد، تمام وقت خود را درگیر اجتماع نسازد. پس لازم نیست زن خود را حتی به کارهای اشتراکی - که انجامش از زن و مرد برمیآید - مشغول کند؛ چه برسد به آنکه به کارهای مربوط به مردان مشغول شود. کار او باید مربوط به جامعه [[زنان]] باشد و این شامل کارهایی میشود که به [[طور]] طبیعی غیر از زن، کسی نمیتواند و نباید آن را انجام دهد. | |||
=== راحتی؛ ویژگی کار زن === | |||
تناسب میان کار و [[لطافت]] زن، در هر صورت باید رعایت شود و نباید زن را با کارهای سنگین یا حتی سبک در [[زمان]] مستمریا مدت زمان زیاد درگیر کرد؛ زیرا چنین شغلهایی برای زن سبب [[افسردگی]]، پژمردگی و حتی آزردگی خاطر میشود. | |||
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در نامهای خطاب به فرزندش [[امام مجتبی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ}}؛ «بیش از توان [[زن]]، کار بر دوش او قرار نده؛ چراکه [[حال]] او را خوشتر، [[دل]] او را آسودهتر و [[زیبایی]] او را با دوامتر میکند، چه اینکه زن گل است و [[کارگر]] نیست»<ref>الکافی، ج۵، ص۵۱۰.</ref>.<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۱۲۶.</ref> | |||
=== تقسیم کار بین زن و مرد === | |||
زن بیکار نیست تا کارکند. بلکه کارهای [[ارزشمند]] زیادی به عهده اوست که دست کم از مرد هم بهخوبی برنمیآید. زن، گذشته از [[خانه]] داری، [[شوهرداری]]، بچه داری، [[تربیت فرزند]] و بسیاری دیگر از امور [[منزل]] و [[خانواده]]، تمام کارهایی را که در [[جامعه]] مخصوص اوست باید به طور جدی انجام دهد. زن موقعیتهای بسیار متفاوتی را باید دنبال کند؛ از خانه تا [[اجتماع]]، از شوهر تا فرزند. خلاصه، جایی از [[محیط خانواده]] و اجتماع نیست که زن در آن خودنمایی نکند و [[جان]] فرسایی نداشته باشد. | |||
در تقسیم کار بین زن و مرد در خانه و اجتماع باید نسبت به همه طبقات، [[عدالت]]، [[انصاف]] و [[واقعبینی]] رعایت شود. دستهای از کارها مخصوص مردهاست و دستهای دیگر ویژه [[زنها]]. زن در [[انتخاب]] بعضی از [[مشاغل]] [[آزاد]] است، ولی مجبور نیست به هر قیمتی [[شغل]] داشته باشد. زن [[محبوب]]، مادر است و فرزند پرور، نه [[حمال]] و باربر. زن، کارگر نیست، بلکه در بسیاری از موارد کارفرماست. [[تعالیم اسلام]] با [[اشتغال]] [[زنان]] در بیرون منزل مخالف نیست، بلکه با این [[باور]] که خانهداری کمارزش یا بیارزش است موافق نیست و این [[تفکر]] را رد میکند. | |||
آنچه از [[سیره معصومان]]{{عم}} قابل برداشت است، [[اولویت]] کار منزل و اداره آن است، چنانکه [[فکر]] این موضوع در [[ذهن]] [[حضرت زهرا]] و [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، آنها را [[خدمت پیامبر اکرم]]{{صل}} کشاند و از حضرت درخواست کردند بین آنان تقسیم کار کنند: «علی و [[فاطمه]]{{عم}} از [[رسول خدا]]{{صل}} تقاضا کردند که آن حضرت کارهای خانه و بیرون خانه را بین آنها تقسیم نماید. پیامبرانجام کارهای داخل خانه را به عهده فاطمه{{س}} به نهاد و امور خارج از [[منزل]] را به عهده علی{{ع}} گذاشت. [[امام باقر]]{{ع}} میگوید: [[فاطمه]]{{س}} میگفت: هیچ کس جز [[خداوند]] نمیداند که من چقدر خوشحال شدم از این که [[رسول خدا]]{{صل}} کارهای بیرون از [[خانه]] را به عهده من قرار نداد و مرا از مراوده با مردان [[نجات]] داد»<ref>{{متن حدیث|قَالَ: تَقَاضَى عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فِي الْخِدْمَةِ فَقَضَى عَلَى فَاطِمَةَ بِخِدْمَةِ مَا دُونَ الْبَابِ وَ قَضَى عَلَى عَلِيٍّ بِمَا خَلْفَهُ قَالَ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ فَلَا يَعْلَمُ مَا دَاخَلَنِي مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّهُ بِإِكْفَائِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَالِ}}؛ قرب الاسناد؛ ص۲۵؛ بحار، ج۴۳، ص۸۱.</ref>.<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۱۲۶.</ref> | |||
=== [[مشاغل]] شایسته [[زنان]] === | |||
الف) '''[[تعلیم و تربیت]]''': یکی از بهترین و [[برترین]] عرصهها برای ورود [[بانوان]] به فعالیتهای اجتماعی که [[جامعه اسلامی]] نیز همیشه بدان نیاز داشته و دارد و باید زمینه آن به خوبی فراهم شود، عرصه [[آموزش و پرورش]] است. یکی از [[یاران امام صادق]]{{ع}} میگوید: به ایشان گفتم: {{متن حدیث|امْرَأَةٌ بِالْمَدِينَةِ كَانَ النَّاسُ يَضَعُونَ عِنْدَهَا الْجَوَارِيَ فَتُصْلِحُهُنَّ وَ قُلْنَا مَا رَأَيْنَا مِثْلَ مَا صُبَّ عَلَيْهَا مِنَ الرِّزْقِ فَقَالَ إِنَّهَا صَدَقَتِ الْحَدِيثَ وَ أَدَّتِ الْأَمَانَةَ وَ ذَلِكَ يَجْلِبُ الرِّزْقَ}}؛ «خانمی در [[شهر مدینه]] به [[تربیت]] کنیزان [[اشتغال]] دارد: [[مردم]] کنیزان خود را برای [[آموختن]] [[آداب]] لازم به او میسپارند. ما ندیدهایم، روزی کسی تا این حد سیلآسا فروریزد. [[ابو عبدالله]] گفت: این خانم، [[راستگو]] و [[امین]] است. این دو [[خصلت]]، روزی را به سوی [[انسان]] سوق میدهد»<ref>الکافی، ج۵، ص۱۳۳.</ref>. | |||
[[شغل]] [[شریف]] معلمی در تمام سطوح از مهد [[کودک]] تا [[دانشگاه]]، نه تنها برای [[زن]] اشکال ندارد، بلکه بسیار [[پسندیده]] و شایسته است و باید [[معلم]] [[دختران]] از میان زنان [[متعهد]] به [[صداقت]] و [[امانت]] [[انتخاب]] شود؛ چراکه این کار بهرهوری بهتر مسائل [[آموزشی]] را به دنبال دارد. همچنین [[درک]] متقابل هم جنس سبب ایجاد زمینههای آرام [[روحی]] ـ روانی، شکوفایی استعدادهای جنس موافق و همچنین برطرف کردن [[مشکلات]] احتمالی [[دانش]] پژوه میشود؛ زیرا یک استاد، روزی خود این مسیر را طی کرده و [[مشکلات]] و زمینههای متفاوت جنس خود را در خود یا همسالان [[زمان]] تحصیل [[تجربه]] کرده و امروز به عنوان [[معلم]]، بهتر میتواند برای آن چالشها راه کار و برای پرورش استعدادها، طرح ارائه دهد: «بانویی [[خدمت]] [[صدیقه]] [[طاهره]] [[فاطمه]] [[زهرا]] رسید و عرضه داشت: مادر پیرو سالخوردهای دارم و در مورد نمازش مسائلی دارد. مرا حضور شما فرستاده تا آنها را از شما بپرسم فاطمه پرسشهای آن [[زن]] را پاسخ داد. وی بار دوم وسوم تا ده بار پرسشهایی را مطرح کرد و هر بار [[زهرای مرضیه]] بدو پاسخ داد. آن زن از فزونی پرسشهایش اظهار [[شرمندگی]] کرد و عرضه داشت: ای [[دخت رسول خدا]]! بیش از این شما را به [[زحمت]] نمیاندازم. فاطمه زهرا در پاسخ فرمود: هرگونه پرسشی در نظرداری بپرس و من خسته نمیشوم؛ آیا کسی که [[اجیر]] شود در مقابل یکصد هزار دینار طلا، بارسنگینی را به پشت بام ببرد، به نظر شما [[احساس]] [[خستگی]] میکند؟ آن زن عرض کرد: خیر. | |||
فاطمه فرمود: [[پاداش]] من در برابر هر مسئلهای که تو میپرسی در پیشگاه [[خداوند]] افزونتر از مرواریدهای فاصله میان [[زمین]] تا [[عرش الهی]] است؛ بنابراین من سزاوارترم که این کار بر من سنگین ننماید. از پدر بزرگوارم [[رسول خدا]] شنیدم میفرمود: آن [[روز]] که [[اندیشمندان]] [[شیعیان]] ما در [[روز رستاخیز]] [[محشور]] میشوند به تناسب کثرت [[علم]] و [[دانش]] و تلاش آنها در راستای [[ارشاد]] و [[راهنمایی]] [[بندگان الهی]]، بر قامت هر یک از آنان هزاران [[جامه]] از [[نور]] پوشانده میشود. سپس از جانب پروردگارمان ندایی به گوش رستاخیزیان میرسد که میگوید: ای کسانی که [[سرپرستی یتیمان]] [[خاندان پیامبر]] را به عهده گرفتهاید؛ یتیمانی که با از دست دادن پدرانشان که [[امامان]] و [[پیشوایان معصوم]] بودند، [[سرپرستی]] آنها را شما بر عهده گرفتید! اکنون اینان شاگردان شما هستند، شاگردانی که آنان را عهدهدار و آنها را تحت [[مراقبت]] خویش قرار دادید؛ آنان را در [[دنیا]] به خلعت [[نور]] [[دانش]] بیارایید. | |||
بدین ترتیب، به هر یک از آن [[ایتام]] به اندازه [[علوم]] و دانشی که از شما [[دانشمندان]] دریافت کردهاند، خلعت داده میشود؛ به گونهای که به برخی یکصد هزار [[جامه]] [[نورانی]] میپوشانند، آن گاه [[خدا]] میفرماید: یک بار دیگر بر خلعت دانشمندانی که [[سرپرستی یتیمان]] [[خاندان پیامبر]] را عهدهدار بودهاند، بیفزایید و آن را چندین برابر گردانید، تا خلعتشان تکمیل گردد و آن را افزایش دهند تا به کمال شایسته خود برسد و بر خلعت شاگردانی که سبب شدند تا چنین جامههایی از نو براندام آنان پوشیده شود نیز افزوده گردد. | |||
پس از آن [[فاطمه]] [[زهرا]] فرمود: ای [[بنده خدا]]! تار و پود این جامهها از تمامی پدیدههایی که [[آفتاب]] بر آن تابیده است یک میلیون بار با ارزشتر و گرانبهاتر است؛ چراکه کلیه پدیدههای هستی، آمیخته به [[ظلمت]] و [[تاریکی]] و دستخوش کدری و تیرگیاند»<ref>{{متن حدیث|وَ حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ فَاطِمَةَ الصِّدِّيقَةِ{{س}} فَقَالَتْ إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً وَ قَدْ لُبِّسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْءٌ وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ فَأَجَابَتْهَا عَنْ ذَلِكَ ثُمَّ ثَنَّتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ ثَلَّثَتْ إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ وَ قَالَتْ لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَتْ فَاطِمَةُ{{س}} هَاتِي سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِيَ يَصْعَدُ يَوْماً إِلَى سَطْحٍ بِحِمْلٍ ثَقِيلٍ وَ كِرَاهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ أَ يَثْقُلُ عَلَيْهِ قَالَتْ لَا فَقَالَتْ أُكْرِيتُ [اكْتَرَيْتُ] أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ سَمِعْتُ أَبِي صيَقُولُ إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ عَلَى قَدْرِ كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ حَتَّى يُخْلَعَ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ أَلْفُ أَلْفِ خِلْعَةٍ مِنْ نُورٍ ثُمَّ يُنَادِي مُنَادِي رَبِّنَا عَزَّ وَ جَلَّ أَيُّهَا الْكَافِلُونَ لِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدِ النَّاعِشُونَ لَهُمْ عِنْدَ انْقِطَاعِهِمْ عَنْ آبَائِهِمُ الَّذِينَ هُمْ أَئِمَّتُهُمْ هَؤُلَاءِ تَلَامِذَتُكُمْ وَ الْأَيْتَامُ الَّذِينَ كَفَلْتُمُوهُمْ وَ نَعَشْتُمُوهُمْ فَاخْلَعُوا عَلَيْهِمْ خِلَعَ الْعُلُومِ فِي الدُّنْيَا فَيَخْلَعُونَ عَلَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْ أُولَئِكَ الْأَيْتَامِ عَلَى قَدْرِ مَا أَخَذَ عَنْهُمْ مِنَ الْعُلُومِ حَتَّى إِنَّ فِيهِمْ يَعْنِي فِي الْأَيْتَامِ لَمَنْ يُخْلَعُ عَلَيْهِ مِائَةُ أَلْفِ حُلَّةٍ وَ كَذَلِكَ يَخْلَعُ هَؤُلَاءِ الْأَيْتَامُ عَلَى مَنْ تَعَلَّمَ مِنْهُمْ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ أَعِيدُوا عَلَى هَؤُلَاءِ الْعُلَمَاءِ الْكَافِلِينَ لِلْأَيْتَامِ حَتَّى تُتِمُّوا لَهُمْ خِلَعَهُمْ وَ تُضَعِّفُوهَا فَيَتِمُّ لَهُمْ مَا كَانَ لَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَخْلَعُوا عَلَيْهِمْ وَ يُضَاعَفُ لَهُمْ وَ كَذَلِكَ مَرْتَبَتُهُمْ مِمَّنْ خَلَعَ عَلَيْهِمْ عَلَى مَرْتَبَتِهِمْ قَالَتْ فَاطِمَةُ{{س}} يَا أَمَةَ اللَّهِ إِنَّ سِلْكاً مِنْ تِلْكَ الْخِلَعِ لَأَفْضَلُ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ وَ مَا فَضَلَ مَا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ فَإِنَّهُ مَشُوبٌ بِالتَّنْغِيصِ وَ الْكَدَرِ}}؛ تفسیر الإمام العسکری، ص۳۴۰؛ بحار، ج۲، ص۳.</ref>. | |||
[[حضرت فاطمه]]{{س}} آموختههای خود از [[رسول خدا]]{{صل}} را به صورت خصوصی و عمومی به دیگران منتقل میکرد. [[روایات]] فراوانی که در [[منابع روایی]] از او نقل شده است و کثرت [[راویان]] از او و نیز [[تبیین حقایق]] در قالب خطبههایی که ایراد فرمودهاند، و [[مصحف فاطمه]] که مجموع شنیدههای ایشان از [[فرشتگان الهی]] است که به دست [[امیرمؤمنان]] نگاشته شد، از نمونههای [[تعالیم]] خصوصی و عمومی ایشان است. | |||
[[فاطمه]] [[محدثه]]{{س}} هنگام [[تعلیم]] به دیگران، حدود و [[تکالیف شرعی]] مربوط به مواجهه با نامحرمان را رعایت میکرد و از رودررویی با مردان نامحرم پرهیز میکرد. [[جریان مباهله]]<ref>آل عمران، آیه ۶۱.</ref>، [[دفاع از ولایت]] و [[امامت امیرمؤمنان]] و دستاوردهای پدر بزرگوارش و [[پاسداری از اسلام]] و [[کتاب الهی]] در [[مدینه]] نیز از [[فعالیتهای اجتماعی]] ایشان است که به شکلهای مختلفی بروز کرد؛ از آن جمله: ۱. [[ماجرای فدک]]؛ ۲. [[خطبه]] فاطمه؛ ۳. رفتن به درب [[خانه]] [[انصار]]؛ ۴. [[گریستن]]؛ ۵. [[اعلان بیزاری]] و...<ref>علی نظری منفرد، قصه مدینه، ص۲۰۷.</ref>. | |||
ب) '''نوحهسرایی''': یکی دیگر از شغلهایی که [[زن]] میتواند با آن درآمد [[حلال]] کسب کند، و در برآوردن نیازهای [[اجتماع]] خویش مشارکت مفید و سالم داشته باشد، [[مرثیهسرایی]] و مدیحهخوانی است. درباره اصل [[روضهخوانی]]، در گفتار و [[رفتار]] [[معصومین]]{{عم}} مواردی به چشم میخورد؛ از آن جمله سفارش [[امام باقر]]{{ع}} به [[امام صادق]]{{ع}} است که فرمود: {{متن حدیث|يَا جَعْفَرُ أَوْقِفْ لِي مِنْ مَالِي كَذَا وَ كَذَا لِنَوَادِبَ تَنْدُبُنِي عَشْرَ سِنِينَ بِمِنًى أَيَّامَ مِنًى}}؛ «ای جعفر! [[وقف]] کن از [[مال]] من فلان قدر از برای نوحهگران که مدت ده سال برای من در [[منی]] در ایام منی [[ندبه]] و [[نوحهگری]] کنند»<ref>الکافی، ج۵، ص۱۱۷.</ref>. | |||
مرثیه خوانی و [[سوگواری]] افزون بر اینکه برای [[مظلومیت]] و [[شهادت اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} بسیار سفارش شده، برای گذشتگان نیز [[ممدوح]] است؛ زیرا تسلای [[دل]] بازماندگان، [[احترام]] به از [[دنیا]] رفتگان و نثار [[خیرات]] برای آنان است. امام باقر{{ع}} میفرمایند: «هنگامی که ولید پسر [[مغیره]] مرد، [[ام سلمه]] [[همسر پیامبر]] به ایشان گفت [[دودمان]] مغیره برای ولید محفل سوگواری به پا داشتهاند؛ آیا من به جمع آنان درآیم؟ [[پیامبر اکرم]] [[اجازه]] دادند. ام سلمه [[جامه]] بر تن کرد و آماده شد. از زیباییهای او این بود که مانند [[پری]] و [[فرشته]] مینمود و هرگاه میایستاد موهایش پیکرش را میپوشاند. خلخال برپاهایش کرد و در پیشگاه [[رسول خدا]] بر پسر عموی خویش ناله و [[زاری]] کرد و اشعاری هم در سوگ او خواند... و [[پیامبر]] هم این کار را بر او [[عیب]] نگرفتند و چیزی نفرمودند»<ref>{{متن حدیث|أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: مَاتَ الْوَلِيدُ بْنُ الْمُغِيرَةِ فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ لِلنَّبِيِّ{{صل}} إِنَّ آلَ الْمُغِيرَةِ قَدْ أَقَامُوا مَنَاحَةً فَأَذْهَبُ إِلَيْهِمْ فَأَذِنَ لَهَا فَلَبِسَتْ ثِيَابَهَا وَ تَهَيَّأَتْ وَ كَانَتْ مِنْ حُسْنِهَا كَأَنَّهَا جَانٌّ وَ كَانَتْ إِذَا قَامَتْ فَأَرْخَتْ شَعْرَهَا جَلَّلَ جَسَدَهَا وَ عَقَدَتْ بِطَرَفَيْهِ خَلْخَالَهَا فَنَدَبَتِ ابْنَ عَمِّهَا بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقَالَتْ: | |||
أَنْعَى الْوَلِيدَ بْنَ الْوَلِيدِ أَبَا الْوَلِيدِ فَتَى الْعَشِيرَهْ | |||
حَامِي الْحَقِيقَةِ مَاجِدٌ يَسْمُو إِلَى طَلَبِ الْوَتِيرَهْ | |||
قَدْ كَانَ غَيْثاً فِي السِّنِينَ وَ جَعْفَراً غَدَقاً وَ مِيرَهْ | |||
قَالَ فَمَا عَابَ ذَلِكَ عَلَيْهَا النَّبِيُّ{{صل}} وَ لَا قَالَ شَيْئاً}}؛ [[الکافی]]، ج۵، ص۱۱۷.</ref>. | |||
[[حنان بن سدیر]] از [[یاران امام صادق]]{{ع}} میگوید: در محله ما زنی بود که [[کنیز]] [[نوحهگری]] داشت. یک [[روز]] آن [[زن]] نزد پدرم آمد و گفت: ای عمو، تو میدانی که روزی من از خداست و بعد از [[خدا]] به وسیله این [[کنیز]] [[نوحهگر]] تأمین میشود و من دوست دارم که این مسئله را از [[امام صادق]]{{ع}} بپرسی. پس اگر [[حلال]] است [که به این وضع ادامه میدهم]، در غیر این صورت کنیز را میفروشم و قیمتش را [[مصرف]] میکنم تا [[خداوند]] گشایشی برساند. پدرم گفت: به خدا [[سوگند]]! من امام صادق{{ع}} را بزرگتر از آن میدانم که این مسئله را از وی بپرسم. حنان میگوید: وقتی نزد امام صادق{{ع}} رفتیم، من خودم ماجرا را برای [[امام]]{{ع}} بازگو کردم! امام{{ع}} فرمود: آیا شرط میکند؟ گفتم: به خدا سوگند! نمیدانم نرخ تعیین میکند یا نه! امام{{ع}} فرمود: به آن زن بگو نرخ تعیین نکن و هرچه به تو دادند، بپذیر<ref>الکافی، ج۵، ص۱۱۷، ح۳.</ref>! | |||
ج) '''هنرهای دستی''': زنی به نام «[[ام حسن]]» میگوید: [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} از کنارم گذشت و فرمود: چه میکنی ای ام حسن؟ گفتم: نخ میریسم حضرت فرمود: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ أَحَلُ الْكَسْبِ أَوْ مِنْ أَحَلِّ الْكَسْبِ}}؛ «یکی از حلالترین [[مشاغل]] ریسندگی میباشد»<ref>الکافی، ج۵، ص۳۱۱.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} این [[حرفه]] را نوعی [[سرگرمی]] برای [[زنان]] [[نیکو رفتاری]] که خواهان انجام عملی [[نیک]] میباشند، معرفی کردند، آنجا که فرمودند: {{متن حدیث|نِعْمَ اللَّهْوُ الْمِغْزَلُ لِلْمَرْأَةِ الصَّالِحَةِ}}؛ «بهترین سرگرمی برای زن [[صالح]]، ریسندگی و [[بافندگی]] است»<ref>وسائل الشیعة، ج۱۷، ص۲۳۶.</ref>. | |||
همچنین [[پیامبر خدا]]{{صل}} در [[حدیثی]] مشابه، ریسندگی و بافندگی را جزو بهترین کارهای زنان با [[ایمان]] معرفی کردند که هم میتواند جنبه [[اقتصادی]] و [[مالی]] داشته باشد و هم در [[محیط خانواده]] و به دور از هیجانات و هیاهوهای [[جامعه]] و اختلاط با نا محرمان باشد؛ از این رو میفرمایند: {{متن حدیث|نِعْمَ شُغْلُ المَرْأَةِ الْمُؤْمِنَةِ الْمَغْزَلُ}}؛ «بهترین [[شغل]] برای زن با ایمان، ریسندگی است»<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۱۸۷؛ دعائم الاسلام، ج۲، ص۲۱۴.</ref>. | |||
شغل و حرفهای که سنگین نباشد، از امتیازات زن به [[حساب]] میآید، نه هر [[حرفه]] و فعالیتی. از طرفی نداشتن توانمندیهای حرفهای، [[نقص]]، [[مذموم]] و [[ضد ارزش]] است؛ چراکه هم کمک به [[خودکفایی]] [[خانواده]] و هم [[اقتصاد جامعه]] [[اسلامی]] است و هم عدم [[وابستگی]] به دیگران را در پی دارد. [[امام صادق]]{{ع}} نیز [[ارزش]] بلندتری به این عمل شایسته [[زنان]] [[پرهیزکار]] دادند و فرمودند: {{متن حدیث|الْمِغْزَلُ فِي يَدِ الْمَرْأَةِ الصَّالِحَةِ كَالرُّمْحِ فِي يَدِ الْغَازِي الْمُرِيدِ وَجْهَ اللَّهِ}}؛ «ابزار ریسندگی و [[بافندگی]] در دست [[زن]] [[صالح]] مانند نیزه در دست رزمندهایی است که برای [[رضای خدا]] میجنگد»<ref>مکارم الأخلاق، ص۲۳۸.</ref>. | |||
شایان توجه است که [[جنگ]] همیشه با نیزه و [[شمشیر]] نیست، بلکه [[جنگ اقتصادی]]، یکی از انواع سخت و حساس جنگهاست. [[امام سجاد]]{{ع}} بعد از [[واقعه عاشورا]] و در [[شام]]، به یزید امر کرد تا آنچه از ایشان در [[حادثه کربلا]] به [[غارت]] رفته برگردانده شود، یزید گفت: بهتر از آن را به شما خواهم داد، ولی امام سجاد نپذیرفت و دلیل آن را این چنین بیان فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّمَا طَلَبْتُ مَا أُخِذَ مِنَّا لِأَنَ فِيهِ مِغْزَلَ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ{{صل}} وَ مِقْنَعَتَهَا وَ قِلَادَتَهَا وَ قَمِيصَهَا}}؛ زیرا دست بافته [[دختر پیامبر]] و مقنعه و گردنبند و پیراهن او در میان به غارت رفتهها میباشد<ref>لهوف، ص۱۹۴؛ بحار، ج۴۵، ص۱۴۴.</ref>. که [[گواه]] بر [[جهاد اقتصادی]] [[حضرت زهرا]]{{س}} در کنار [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، از داخل [[منزل]] است. | |||
د) '''[[پزشکی]] و [[پرستاری]]''': زن با توجه به [[لطافت]] [[روح]] و [[عواطف]] شدیدی که دارد، از [[رقت]] و [[دلسوزی]] خاصی برخوردار است که این [[روحیه]] به خوبی با امر پرستاری [[بیماران]] و [[درمان]] مجروحان متناسب است؛ از این رو شرکت مستقیم در [[نبرد]] و بهکارگیری [[خشونت]] چندان از [[بانوان]] [[انتظار]] نمیرود و از درون مایه [[فطری]]، توان ذاتی و [[حال]] و هوای طبیعی او خارج است. البته روشن است که موقعیت [[شغل]] پزشکی و پرستاری برای زن، مخصوص [[زمان]] جنگ نیست، بلکه هنگامی که زن میتواند در مکان [[ناامنی]] چون میدان جنگ، آن هم برای مردان چنین نقشی را ایفا کند، در [[زمان]] عادی و برای [[زنان]] به طریق اولی میتواند چنین اشتغالی داشته باشد: {{متن حدیث|إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} خَرَجَ بِالنِّسَاءِ فِي الْحَرْبِ حَتَّى يُدَاوِينَ الْجَرْحَى وَ لَمْ يَقْسِمْ لَهُنَّ مِنَ الْفَيْءِ شَيْئاً وَ لَكِنَّهُ نَفَّلَهُنَّ}}<ref>الکافی، ج۵، ص۴۵.</ref>؛ [[رسول خدا]]{{صل}} [[بانوان]] را برای مداوای مجروحین همراه برد، ولی از [[غنایم جنگی]] برای آنان سهمی منظور نکرد، بلکه عطیهای به آنان [[مرحمت]] نمود. | |||
شرکت [[زهرای مرضیه]]{{س}} [[وهم]] [[کفو]] [[حیدر کرار]] در [[جهاد]] برای معالجه پدر از این نمونه است: «در جریان [[جنگ احد]] هنگامی که [[فاطمه]] و [[صفیه]] به طرف [[حضرت رسول]]{{صل}} آمدند و چشمهای آنان به [[پیغمبر]] افتاد، حضرت به [[امیرالمؤمنین]] فرمود: از آمدن عمهام به طرف من جلوگیری کن، ولی فاطمه را بگذار نزد من بیاید. هنگامی که فاطمه نزد آن جناب رسید و [[مشاهده]] کرد که [[خون]] از صورت و دهان پدر بزرگوارش جاری شده، فریاد برآورد و [[خونها]] را از چهره پیغمبر [[پاک]] کرد و گفت: [[خداوند]] بر کسانی که صورت رسولش را خون [[آلوده]] کردهاند [[غضب]] خواهد کرد و آنان را به [[عقوبت]] گرفتار خواهد نمود<ref>{{متن حدیث|أَنَّهُ لَمَّا انْتَهَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلَامُ وَ صَفِيَّةُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صوَ نَظَرَتَا إِلَيْهِ قَالَ لِعَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَمَّا عَمَّتِي فَاحْبِسْهَا عَنِّي وَ أَمَّا فَاطِمَةُ{{س}} فَدَعْهَا فَلَمَّا دَنَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلَامُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ رَأَتْهُ قَدْ شُجَّ فِي وَجْهِهِ وَ أُدْمِيَ فُوهُ إِدْمَاءً صَاحَتْ وَ جَعَلَتْ تَمْسَحُ الدَّمَ وَ تَقُولُ اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى مَنْ أَدْمَى وَجْهَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَانَ يَتَنَاوَلُ فِي يَدِهِ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَا يَسِيلُ مِنَ الدَّمِ فَيَرْمِيهِ فِي الْهَوَاءِ فَلَا يَتَرَاجَعُ مِنْهُ شَيْءٌ}} إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۱۷۹؛ [[اعلام الوری]]، ج۱، ص۱۷۹؛ بحارالأنوار، ج۲۰، ص۹۶.</ref>. حضرت رسول خونها را با دست [[مبارک]] میگرفت و به [[آسمان]] پرتاب میکرد و چیزی از آن خونها به طرف [[زمین]] بازنمیگشت. [[حضرت صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَوْ نَزَلَ مِنْهُ شَيْءٌ عَلَى الْأَرْضِ لَنَزَلَ الْعَذَابُ}}؛ «اگر اندکی از آن خونها پایین میآمد، [[عذاب]] [[خداوند]] نازل میگردید». | |||
ه) '''فروش لوازم آرایشی و [[بهداشتی]]''': [[اسلام]] برای [[نظافت]]، [[بهداشت]]، [[طهارت]] و [[محیط زیست]] اهمیت فراوانی قائل است، تا جایی که [[پیامبر]]{{صل}} میفرمایند: {{متن حدیث|عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} قَالَ: حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ}}<ref>الخصال، ج۱، ص۱۶۵؛ بحار الأنوار، ج۷۳، ص۱۴۱.</ref>؛ «از دنیای شما آنچه خوشایند من است زنانند و [[عطر]]، ولی روشنی چشمم در [[نماز]] قرار داده شده است». | |||
افراد بیدین این خبر را دستآویز نموده و میگویند که [[پیغمبر]]{{صل}} فرمود: از دنیای شما سه چیز به نظر من جلوهگر شده است [[زنان]] و [[بوی خوش]] و خواست سومی را بگوید که پشیمان شد و گفت روشنی چشم من در نماز قرار داده شده است. این بیدینان [[دروغ]] گفتند؛ زیرا غرض اصلی پیغمبر از این خبر نبود، مگر فقط نماز؛ زیرا خود حضرت فرمود: «دو رکعت نمازی که شخص زندار بخواند، [[برتر]] است نزد [[خداوند]] از هفتاد رکعت نماز شخصی که [[همسر]] نداشته باشد»، خداوند [[زنها]] را به خاطر نماز در نظر پیغمبر [[محبوب]] فرموده بود، چنان که پیامبر{{صل}} فرمود: «دو رکعت نمازی که شخص خوشبو میخواند، برتر است از هفتاد رکعت که بدون عطر خوانده شود». پس عطر نیز به خاطر نماز، محبوب نظر آن حضرت بوده است. حضرت سپس فرمود: «[[نور]] چشم من در نماز قرار داده شد؛ زیرا اگر مردی خود را خوشبو کند و همسر [[اختیار]] کند، اما نماز نخواند، او را در همسر گرفتن و [[عطر زدن]] هیچ [[فضیلت]] و پاداشی نخواهد بود»<ref>الخصال، ج۱، ص۱۶۵.</ref>. | |||
در این [[روایت]]، خوبیهای [[دنیا]]، زنها و بوی خوش و در نهایت، نماز -که [[معراج]] [[مؤمن]] است - معرفی میشود که هر سه امر، سبب [[عروج]] مؤمن در [[معنویات]] است،؛ چراکه عطر خوب و طبیعی، غذای [[جسم]] و [[روح آدمی]] است و همسر مؤمن و [[صالح]]، [[یار]] و [[یاوری]] است در انجام [[تکالیف الهی]]. در هر صورت فروش لوازم آرایشی و بهداشتی و عطرفروشی میتواند از شغلهای [[حلال]] برای [[زنان]] [[مؤمن]] [[جامعه اسلامی]] باشد. | |||
گل خوشبوی گلستان [[امامت]] و [[صادق آل محمد]]{{ع}} نقل میفرمایند: «[[همسران]] و [[دختران پیامبر]] [[اکرم]] از زنی به نام [[زینب]] عطرفروشِ حولاء [[عطر]] میخریدند. یک [[روز]] وقتی زینب نزد [[همسران پیامبر]] بود، [[پیامبر]]{{صل}} آمد. [[رسول خدا]] با دیدن وی فرمود: وقتی تو نزد ما بیایی، خانههایمان [[خوشبو]] میشود! زینب پاسخ داد: خانههایتان با بوی شما خوشبوتر است، ای رسول خدا! پیامبر{{صل}} به وی فرمود: هنگام فروختن، [[احسان]] و [[نیکی]] کن و [[غش]] و [[فریب]] نکن؛ چراکه نیکی در رعایت [[تقوای الهی]] و ماندگاری [[مال]] مؤثرتر است»<ref>{{متن حدیث|جَاءَتْ زَيْنَبُ الْعَطَّارَةُ الْحَوْلَاءُ إِلَى نِسَاءِ النَّبِيِّ{{صل}} فَجَاءَ النَّبِيُّ{{صل}} فَإِذَا هِيَ عِنْدَهُمْ فَقَالَ النَّبِيُّ{{صل}} إِذَا أَتَيْتِنَا طَابَتْ بُيُوتُنَا فَقَالَتْ بُيُوتُكَ بِرِيحِكَ أَطْيَبُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِذَا بِعْتِ فَأَحْسِنِي وَ لَا تَغُشِّي فَإِنَّهُ أَتْقَى لِلَّهِ وَ أَبْقَى لِلْمَالِ}}؛ الکافی، ج۵، ص۱۵۱.</ref>. | |||
و) '''[[آرایشگری]]''': یکی دیگر از [[مشاغل]] [[حلال]] مشترک بین [[زن]] و مرد، [[شغل]] [[آرایشگری]] است. اختلاط در این امر [[حرام]] است که از [[مفاسد]] شوم و بسیار کثیف یک [[جامعه]] [[آلوده]] است و بحمد [[الله]] زنان جامعه ما به خوبی این فعالیت [[اجتماعی]] را [[پوشش]] دادهاند. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: «[[ام حبیب]] خواهری به نام ام [[عطیه]] داشت که آرایشگر بود. ام حبیب وقتی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} جدا شد به نزد خواهرش رفت و [[سخنان پیامبر اکرم]]{{صل}} را برای وی بازگو کرد. ام عطیه نیز نزد پیامبر{{صل}} آمد و آنچه خواهرش به وی گفته بود، برای پیامبر اکرم{{صل}} بازگو کرد. پیامبر اکرم{{صل}} به وی فرمود: نزد من بیا ای ام عطیه! وقتی دختری را [[آرایش]] کردی، صورتش را با پارچه نشوی؛ زیرا پارچه [[شادابی]] و طراوت صورت را از میان میبرد»<ref>{{متن حدیث|وَ كَانَ لِأُمِّ حَبِيبٍ أُخْتٌ يُقَالُ لَهَا: أُمُّ عَطِيَّةَ، وَ كَانَتْ مُقَيِّنَةً- يَعْنِي مَاشِطَةً- فَلَمَّا انْصَرَفَتْ أُمُّ حَبِيبٍ إِلى أُخْتِهَا، أَخْبَرَتْهَا بِمَا قَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}، فَأَقْبَلَتْ أُمُّ عَطِيَّةَ إِلَى النَّبِيِّ{{صل}}، فَأَخْبَرَتْهُ بِمَا قَالَتْ لَهَا أُخْتُهَا، فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: ادْنِي مِنِّي يَا أُمَّ عَطِيَّةَ، إِذَا أَنْتِ قَيَّنْتِ الْجَارِيَةَ، فَلَا تَغْسِلِي وَجْهَهَا بِالْخِرْقَةِ؛ فَإِنَّ الْخِرْقَةَ تَشْرَبُ مَاءَ الْوَجْهِ}}؛ الکافی، ج۵، ص۱۱۸.</ref>. در این [[حدیث]] خود [[پیامبر]]{{صل}} با رعایت [[عفاف]]، ویژگیهای این کار را به طرف مقابل که یک [[زن]] است میگویند. | |||
ز) '''جراحی''': به [[راستی]] جای [[تأسف]] است که در [[جامعه اسلامی]] به بهانههای واهی مانند نبود [[پزشک]] یا جرّاحِ زن یا ماهرتر بودن پزشک مرد، [[زنان]] [[تشویق]] میشوند تا به پزشکان غیر همجنس مراجعه کنند، در حالی که [[جوامع]] پیشرفته این مشکل را ندارند و تا آنجا که ممکن است از بیمارستانهای همگن برخوردارند. آری، یکی از نشانههای [[جامعه]] [[متمدن]] و پیشرفته، بهره گرفتن از جنس زن برای برطرف کردن [[مشکلات]] زنان است. بنابراین زنان هر جامعه به ویژه جامعه اسلامی باید [[تصدی]] زمینههای جراحی یا طبابت زنان را خود به عهده گیرند؛ از امور جزئی و ابتدایی گرفته تا گزینههای پیشرفته و نهایی. | |||
هنگامی که زنان [[مکّه]] به سوی پیامبر{{صل}} در [[مدینه]] [[هجرت]] کردند، درمیان آنان زنی به نام «[[ام حبیب]]» بود که [[دختران]] را [[ختنه]] میکرد. وقتی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} او را [[مشاهده]] کرد، به وی فرمود: «ای ام حبیب! کاری را که در گذشته انجام میدادی، اکنون نیز انجام میدهی؟ ام حبیب گفت: آری ای [[رسول خدا]]! مگر آنکه [[حرام]] باشد و مرا از آن بازداری! پیامبر{{صل}} فرمود: نه، بلکه [[حلال]] است. نزد من بیا تا به تو بیاموزم! ام حبیب نزد پیامبر{{صل}} رفت و آن حضرت به وی فرمود: وقتی آن کار را انجام دادی، آن را عمیق نَبُر و از ریشه قطع نکن، بلکه اندک ببر؛ چراکه آن چهره را روشنتر میکند و برای شوهر لذتبخشتر است»<ref>{{متن حدیث|يَا أُمَّ حَبِيبٍ الْعَمَلُ الَّذِي كَانَ فِي يَدِكِ هُوَ فِي يَدِكِ الْيَوْمَ قَالَتْ نَعَمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ حَرَاماً فَتَنْهَانِي عَنْهُ فَقَالَ لَا بَلْ حَلَالٌ فَادْنِي مِنِّي حَتَّى أُعَلِّمَكِ قَالَتْ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَقَالَ يَا أُمَّ حَبِيبٍ إِذَا أَنْتِ فَعَلْتِ فَلَا تَنْهَكِي أَيْ لَا تَسْتَأْصِلِي وَ أَشِمِّي فَإِنَّهُ أَشْرَقُ لِلْوَجْهِ وَ أَحْظَى عِنْدَ الزَّوْجِ}}؛ الکافی، ج۵، ص۱۱۸.</ref>. | |||
ح) '''مامایی''': در [[روایات]]، «مامایی» [[شغل]] مناسب [[زنان]] شناخته شده است. از ویژگیها و امتیازات این شغل [[شادی]] و [[سرور]] است. ماما با این کار [[شادمانی]] را وارد خانوادهای میکند؛ از این رو سهمی از [[عقیقه]] نیز برای ماما در نظر گرفته شده است: {{متن حدیث|يُعْطَى الْقَابِلَةُ الرِّجْلَ مَعَ الْوَرِكِ}}؛ «ران عقیقه به ماما داده میشود»<ref>الکافی، ج۶، ص۲۹.</ref>. همچنین در روایات آمده است: {{متن حدیث|وَ تُطْعَمُ الْقَابِلَةُ رُبُعَ الشَّاةِ}}<ref>الکافی، ج۶، ص۲۷.</ref>؛ «یک چهارم گوسفند عقیقه شده به ماما [[بخشش]] میشود». و نیز آمده است: {{متن حدیث|وَ أَطْعِمُوا الْقَابِلَةَ مِنَ الْعَقِيقَةِ}}<ref>الکافی، ج۶، ص۲۷.</ref>؛ «از گوشت عقیقه به ماما خورانده میشود». | |||
از این دست روایات، اهمیت و [[ارزش]] [[اجتماعی]] این شغل را به خوبی روشن میکنند. این شغل مخصوص زنان است و نباید در [[جامعه اسلامی]] وضع به گونهای باشد که این کارها را مردها انجام دهند، بلکه [[زنها]] باید در کارهای تخصصی خود، همچون طبابت و فروشندگی [[لباس]] و [[زینت]] آلات به اندازه کفایت وارد شوند تا هیچ کمبودی در این زمینه نباشد. زنان از این رهگذر به [[سلامت]] خود، [[خانواده]] و [[جامعه]] کمک شایان توجهی نیز میکنند. | |||
ط) '''شیردهی و نگهداری [[فرزندان]]''': یکی دیگر از شغلهای [[شریف]] زنان، دایه شدن و شیردهی به [[کودکان]] و پرورش و [[پرستاری]] آنهاست. امروزه این کار در گستره وسیعی در شیرخوارگاهها، پرورشگاهها و مهد کودکها صورت میگیرد. این شغل برای زنها همیشه معمول بوده و [[اجرت]] گرفتن برای این عمل-حتی برای مادر- بیاشکال است. ویژگیهای این شغل با [[عواطف]] [[زن]] -که سمت [[مادری]] نیز دارد - از [[هماهنگی]] بیشتری برخوردار است. در روایات آمده است که: از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدند پدر نسبت به فرزند خویش سزاوارتر است یا مادر؟ حضرت پاسخ داد: «پدر سزاوارتر است، ولی اگر مادر به شوهرش که او را [[طلاق]] داده بگوید: من فرزندم را به همان مبلغی که دیگران برای شیردهی میگیرند شیر میدهم، در این صورت مادر سزاوارتر است»<ref>{{متن حدیث|الرَّجُلُ فَإِنْ قَالَتِ الْمَرْأَةُ لِزَوْجِهَا الَّذِي طَلَّقَهَا أَنَا أُرْضِعُ ابْنِي بِمِثْلِ مَا تَجِدُ مَنْ تُرْضِعُهُ فَهِيَ أَحَقُّ بِهِ}}؛ الکافی، ج۶، ص۴۴.</ref>. | |||
بنابراین با توجه به فعالیتهای گوناگونی که هر کدام نیاز به تخصصی دارد، میتوان [[زنان]] خانهدار و [[مادران]] را فعّالترین افراد [[جامعه]] به شمار آورد و [[شغل]] آنان را از [[مشاغل]] سخت به [[حساب]] آورد<ref>[[حامد ولیزاده|ولیزاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۱۲۷.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||