پرش به محتوا

امام حسن مجتبی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۲: خط ۲۲:


[[قرآن کریم]] در آیاتی همچون [[آیۀ تطهیر]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> و [[مباهله]]<ref>{{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}«از آن پس كه به آگاهى رسيده ‏اى، هر كس كه درباره او با تو مجادله كند، بگو: بياييد تا حاضر آوريم، ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را، ما زنان خود را و شما زنان خود را، ما برادران خود را و شما برادران خود را. آن گاه دعا و تضرع كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان بفرستيم.» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref> بر این [[حقیقت]] اشاره دارد. [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} نیز هنگام [[شهادت]] در حضور [[خانواده]] خویش و بزرگان شیعه، کتاب و [[سلاح]] خود را به او سپرد و فرمود که [[حسن]] {{ع}} [[وصی]] من است<ref>اعلام الوری‌، ۲۰۹- ۲۰۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۰۰؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۲۸۷- ۲۸۸.</ref>
[[قرآن کریم]] در آیاتی همچون [[آیۀ تطهیر]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> و [[مباهله]]<ref>{{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}«از آن پس كه به آگاهى رسيده ‏اى، هر كس كه درباره او با تو مجادله كند، بگو: بياييد تا حاضر آوريم، ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را، ما زنان خود را و شما زنان خود را، ما برادران خود را و شما برادران خود را. آن گاه دعا و تضرع كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان بفرستيم.» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref> بر این [[حقیقت]] اشاره دارد. [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} نیز هنگام [[شهادت]] در حضور [[خانواده]] خویش و بزرگان شیعه، کتاب و [[سلاح]] خود را به او سپرد و فرمود که [[حسن]] {{ع}} [[وصی]] من است<ref>اعلام الوری‌، ۲۰۹- ۲۰۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۰۰؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۲۸۷- ۲۸۸.</ref>
==[[جایگاه امام]] [[مجتبی]]{{ع}} از نگاه [[اندیشمندان]] و تاریخ‌نگاران‌==
# [[حافظ ابو نعیم اصفهانی]] از اندیشمندان [[قرن پنجم]] درباره [[امام مجتبی]]{{ع}} می‌گوید: وی [[سالار جوانان]] و [[اصلاحگر]] [[نزدیکان]] و علاقه‌مندان، شبیه و [[محبوب]] [[دل]] [[رسول خدا]]{{صل}}، سلاله [[هدایت]]، [[هم‌پیمان]] [[تقواپیشگان]]، چهارمین اختر [[اصحاب کساء]] فرزند [[بانوی بانوان]]، حسن بن [[علی بن ابی طالب]] [[رضی]] [[الله]] عنهما است.
#[[ابن عبد البر]] درباره او گفته است: کدام فرد را می‌توان والاتر از کسی دانست که رسول خدا{{صل}} او را [[سرور]] و سالار نامیده است. [[رضوان]] و [[رحمت خدا]] بر او (امام مجتبی) باد که [[انسانی]] [[بردبار]]، [[پروا]] پیشه و [[اندیشمند]] بود. [[ورع]] و [[تقوا]] و فضل و دانشش، او را به رها ساختن [[خلافت]] و [[دنیا]] واداشت تا به [[اجر]] و [[پاداش الهی]] دست یابد و خود فرمود: از آن [[زمان]] که به [[سود]] و [[زیان]] خود پی بردم، علاقه‌مند نبودم [[رهبری]] [[امت]] رسول خدا{{صل}} را به گونه‌ای که حتی قطره خونی بر [[زمین]] بریزد، به دست گیرم<ref>استیعاب، ج۱، ص۳۸۵، چاپ مصر ۱۳۸۰، اگر سلطنت و حکومت برای به‌پاداری احکام الهی در زمین باشد، رها کردن آن را زهد و ورع نمی‌توان دانست، اینکه امام حسن{{ع}} از خلافت و حکومت گذشت، چون مسئولیت شرعی امام در آن شرایط چنین اقتضایی داشت.</ref>.
# [[حافظ ابن کثیر دمشقی]] درباره‌اش گفته: [[ابو بکر]] و عمر از او [[تجلیل]] به عمل آورده و به [[عظمت]] یاد می‌کردند و به وی [[ارج]] و [[احترام]] قائل بوده و او را [[دوست]] می‌داشتند و همواره به او می‌گفتند: فدایت گردیم. و [[ابن عباس]] هنگام [[سوار شدن]] [[امام حسن]] و [[امام حسین]] بر مرکب، رکاب آن دو [[بزرگوار]] را می‌گرفت و آن را برای خود نوعی [[نعمت]] تلقی می‌کرد و هرگاه آن دو [[طواف]] [[خانه خدا]] انجام می‌دادند [[مردم]] برای [[ابلاغ]] [[سلام]] و [[درود]] خود به آن بزرگواران پیرامون آنها به نحوی ازدحام می‌کردند که گویی می‌خواستند دیوارهای [[کعبه]] را درهم بشکنند.
# [[حافظ ابن عساکر شافعی]] در مورد [[امام مجتبی]]{{ع}} گفته است: آن‌ [[بزرگوار]] [[نواده رسول اکرم]]{{صل}} و گل بوستان وی و یکی از سروران [[جوانان اهل بهشت]] است..<ref>مختصر تاریخ دمشق، ج۷، ص۵.</ref>.
# [[حافظ سیوطی]] می‌گوید: [[[امام]] مجتبی‌] [[نواده رسول]] [[خدا]] و گل بوستان وی و به گفته صریح [[پیامبر]] آخرین [[جانشین]] او و پنجمین اختر [[اصحاب کساء]] به شمار می‌آید..<ref>تاریخ الخلفاء، ص۷۳.</ref>.
# [[محمد بن اسحاق]] درباره [[امام حسن]]{{ع}} می‌گوید: پس از [[نبی اکرم]] در [[مجد]] و [[عظمت]]، کسی به رتبه [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} نرسید<ref>به مناقب ابن شهرآشوب، ج۲، ص۱۴۸ مراجعه شود.</ref>. بیرون خانه‌اش فرشی برای امام گسترده می‌شد هرگاه حضرت از [[خانه]] خارج می‌شد و جلوس می‌فرمود به [[احترام]] آن بزرگوار هیچ‌کس از آن مسیر عبور نمی‌کرد و بدین‌ترتیب راه بسته می‌شد، امام{{ع}} به مجرّد اطلاع از این وضعیت به پا می‌خاست و وارد [[منزل]] می‌شد و آن‌گاه عبور و مرور [[مردم]] آغاز می‌شد. در راه [[مکه]] او را دیدم پیاده [[حرکت]] می‌کرد و در آن مسیر هرکس امام را [[مشاهده]] می‌کرد به احترامش از مرکب خود پیاده می‌شد و پای پیاده راه می‌پیمود حتی [[سعد بن ابی‌وقاص]] را دیدم به احترام او پیاده حرکت می‌کرد<ref>الحسن المجتبی، ص۱۳۹، به نقل از مناقب، ج۲، ص۱۴۸.</ref>.
# [[محمد بن طلحه شافعی]] درباره آن حضرت گفته است: [[خداوند]] به وی هوشی فزاینده و سرشار [[عنایت]] کرد تا در مشکلاتی که فرا روی‌اش قرار داشت، اهدافش را روشن سازد و بدو اندیشه‌ای نافذ بخشید که به [[اصلاح]] پایه و ارکان [[آیین الهی]] بپردازد و وجود مبارکش را از انواع [[علوم]] و [[معارف]] آکنده ساخت<ref>مطالب السئوول، ص۶۵.</ref>.
# [[سبط ابن جوزی]] در مورد امام مجتبی می‌گوید: وی از برجسته‌ترین انسان‌های [[اهل]] [[کرم]] و [[بخشش]] و از اندیشه‌ای درخشان برخوردار بود و [[رسول اکرم]]{{صل}} شدیدا به او [[عشق]] می‌ورزید<ref>تذکرة الخواص، ص۶۵.</ref>.
# [[ابن اثیر]] در [[حق]] او گفته است: [امام مجتبی‌] [[سالار جوانان اهل بهشت]] و گل خوشبوی بوستان نبی اکرم و شبیه آن [[بزرگوار]] بود، [[رسول خدا]]{{صل}} او را حسن نامید و او چهارمین درّ گرانمایه [[اصحاب کساء]] به‌شمار می‌آید<ref>اسد الغابه، ج۲، ص۹.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۶۰.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۱٬۹۱۳

ویرایش