کسب و کار در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
بهرهمندی از گنجینههای | بهرهمندی از گنجینههای ارزشمند طبیعت، تنها در [[سایه]] کار و کوشش امکانپذیر است. با بررسی آموزههای [[اقتصادی]] درمییابیم کار و کوشش جسمی و [[عقلی]]، تنها راه رسیدن به [[پیشرفت]] و [[توسعه اقتصادی]] است. [[خداوند]] در آیهای از [[قرآن]] در این باره میفرماید: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ}}<ref>«اوست که زمین را برای شما رام کرد، بر شانههای آن گام نهید و از روزی او بخورید و رستاخیز به سوی اوست» سوره ملک، آیه ۱۵.</ref>.<ref>[[سید رشید صمیمی|صمیمی، سید رشید]]، [[اصول و شاخصههای تمدن نبوی (کتاب)|اصول و شاخصههای تمدن نبوی]]، ص۸۵.</ref> | ||
== اهمیت کار در گفتار و | == اهمیت کار در گفتار و سیره عملی پیامبر اکرم{{صل}} == | ||
کار وسیلهای برای [[زندگی]] و [[کسب درآمد]] و [[حفظ]] آبروست. [[انسان]] در مسیر زندگی ناگزیر است کار کند. [[رسول الله]]{{صل}} از [[اوان]] خردسالی به کار میپرداخت. در | کار وسیلهای برای [[زندگی]] و [[کسب درآمد]] و [[حفظ]] آبروست. [[انسان]] در مسیر زندگی ناگزیر است کار کند. [[رسول الله]]{{صل}} از [[اوان]] خردسالی به کار میپرداخت. در کودکی، گوسفندان جد و عموی خویش را به صحرا میبرد و در نوجوانی نیز از فعالیت باز نماند. آن گاه که به [[جوانی]] رسید، به [[تجارت]] و [[داد و ستد]] پرداخت. حتی زمانی که به [[نبوت]] رسید، از کار و فعالیت دست برنداشت و هرگز چون شاهان نزیست. هر چند عمر آن حضرت در [[مدینه]] به ساماندهی امور نظامی و [[جنگ]] گذشت یا اینکه به [[تبلیغ]] مشغول بود، ولی از کوتاهترین فرصت به دست آمده نیز برای کار و تلاش بهره میگرفت. ایشان دقیقهای از عمر پربار خود را به [[بیهودگی]] نگذراند؛ چون زندگی صوفیانه و راهبانه را خلاف [[اسلام]] میدانست. حضرت، همگان را به کار و تلاش فرا میخواند و از سربار دیگران شدن [[نهی]] میفرمود. رسم [[پیامبر]] بر این بود که هرگاه با مردی [[ملاقات]] میکرد که نیرو و قوتش مایه [[شگفتی]] آن حضرت میشد، میپرسید: آیا به کاری [[اشتغال]] دارد؟ اگر پاسخ منفی بود میفرمود: {{متن حدیث|سَقَطَ مِنْ عَیْنِی}}<ref>«از چشم من افتاد» بحار الانوار، ج۲۳، ص۹.</ref>. در نگاه ایشان، خداوند از کسی که بار [[زندگی]] خود را بر دوش [[مردم]] میگذارد، [[نفرت]] دارد: {{متن حدیث|مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقى كَلَّهُ عَلَى النَّاسِ}}<ref>«آن کس که بار زندگی خود را بر دوش دیگران بیفکند و از دسترنج مردم استفاده کند، ملعون و مطرود درگاه خدا است»، اصول کافی، ج۵، ص۷۲.</ref>؛ به همین دلیل، سفارش میکرد از گوشه و کنارهها و اعماق [[زمین]]، روزی را طلب کنید: {{متن حدیث|اطْلُبُوا الرِّزْقَ مِنْ خَبَایَا الْأَرْضِ}}<ref>محمد یزدی، فقه القرآن، ج۲، ص۲۲.</ref>. ایشان در سخنی [[زیبا]] به همه [[مسلمانان]] توصیه میکردند که: {{متن حدیث|طَلَبُ الْحَلَالِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ}}<ref>«کسب روزی و رزق حلال (با کار و کوشش) بر هر مرد و زن مسلمان واجب است» بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۹.</ref>. و نیز میفرمودند: {{متن حدیث|الْفَقْرُ سَوَادُ الْوَجْهِ فِي الدَّارَيْنِ}}<ref>«فقر و ناداری روسیاهی دو جهان است» مواعظ العددیه، ص۱۱۰.</ref>. | ||
در [[آموزههای قرآنی]] نیز آمده است که [[خداوند]]، [[زمین]] را رام [[انسان]] کرد تا در آن به تلاش بپردازد و از روزی آن بهره گیرد: {{متن قرآن|هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا}}<ref>«او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد» سوره هود، آیه ۶۱.</ref>. همچنین به فرموده [[پیامبر]]، کسی که آب و خاک دارد، ولی به دلیل کار نکردن [[فقیر]] میشود، از [[رحمت خداوند]] به دور است: {{متن حدیث|مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ}}<ref>وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۴۰.</ref>؛ | در [[آموزههای قرآنی]] نیز آمده است که [[خداوند]]، [[زمین]] را رام [[انسان]] کرد تا در آن به تلاش بپردازد و از روزی آن بهره گیرد: {{متن قرآن|هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا}}<ref>«او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد» سوره هود، آیه ۶۱.</ref>. همچنین به فرموده [[پیامبر]]، کسی که آب و خاک دارد، ولی به دلیل کار نکردن [[فقیر]] میشود، از [[رحمت خداوند]] به دور است: {{متن حدیث|مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ}}<ref>وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۴۰.</ref>؛ | ||
[[پیامبر اعظم]]{{صل}} درباره [[ارزش]] طلب | [[پیامبر اعظم]]{{صل}} درباره [[ارزش]] طلب روزی حلال میفرمود: {{متن حدیث|الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ}}؛ «کسی که برای هزینه خانوادهاش زحمت بکشد، مانند [[مجاهد]] در راه خداست»<ref>بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۱۳.</ref>. | ||
ایشان کار را عامل جلب [[محبت]] خداوند میدانست: {{متن حدیث|إِنَّ اللّهَ تَعَالى يُحِبُّ أَنْ يَرى عَبْدَهُ تَعِباً فِي طَلَبِ الحَلالِ}}؛ «خداوند [[دوست]] دارد که بندهاش را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببیند»<ref>میزان الحکمه، ج۵، ص۲۰۵۸.</ref>. البته [[افراط]] در | ایشان کار را عامل جلب [[محبت]] خداوند میدانست: {{متن حدیث|إِنَّ اللّهَ تَعَالى يُحِبُّ أَنْ يَرى عَبْدَهُ تَعِباً فِي طَلَبِ الحَلالِ}}؛ «خداوند [[دوست]] دارد که بندهاش را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببیند»<ref>میزان الحکمه، ج۵، ص۲۰۵۸.</ref>. البته [[افراط]] در کار و تلاش را نمیپسندید و میفرمود: {{متن حدیث|مَا قَلَّ وَ كَفَى خَيْرٌ مِمَّا كَثُرَ وَ أَلْهَى}}؛ «روزی اندک و بسنده، بهتر است از روزی بسیار و بازدارنده از [[یاد خدا]]» <ref>میزان الحکمه، ج۵، ص۲۰۶۴.</ref>. | ||
ناگفته پیداست هر کس باید به اندازه نیاز [[خانواده]] خود تلاش کند و به اندازه [[شأن]] آنان به فعالیت بپردازد و در راه تأمین | ناگفته پیداست هر کس باید به اندازه نیاز [[خانواده]] خود تلاش کند و به اندازه [[شأن]] آنان به فعالیت بپردازد و در راه تأمین هزینه زندگی نمیتوان کوتاهی کرد؛ زیرا در آن صورت، مشمول این [[روایت]] [[رسول الله]]{{صل}} خواهد بود که: {{متن حدیث|مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ}}؛ «[[ملعون]] است، معلون کسی که هزینه خانواده خود را تأمین نکند»<ref>میزان الحکمه، ج۵، ص۲۰۶۰.</ref>. | ||
[[رسول اکرم]]{{صل}}، | [[رسول اکرم]]{{صل}}، بیکاری را [[زشت]] و [[پلید]] و مایه [[گرایش]] به [[گناه]] میدانست. ایشان در [[نیایش]] خویش میفرمود: {{متن حدیث|أعوذُ بِاللهِ مِنَ الكَسَلِ وَالفَشَلِ}}؛ «خداوندا! از بیکارگی و [[زبونی]] و [[تنبلی]] به تو پناه میبرم»<ref>الجامع الصغیر، ج۱، ص۵۸.</ref>. آن حضرت، دیگران را به کار [[حلال]] و [[مشروع]] فرا میخواند و میفرمود کسانی که دنبال کسب حلال هستند، [[خیر]] و [[سعادت]] [[آخرت]] را در پیش خواهند داشت: «هر کس معاش خود را از دست [[رنج]] حلال خویش تأمین کند، درهای [[بهشت]] بر او گشوده شوند تا از هر یک خواست، داخل شود»<ref>{{متن حدیث|مَنْ أَكَلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ حَلَالًا فُتِحَ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ يَدْخُلُ مِنْ أَيِّهَا شَاءَ}}؛ مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴۱۷.</ref>. | ||
نکته مهم دیگری که باید در کار مورد توجه قرار گیرد، اهمیت بخشی به کیفیت کارها و انجام درست آن است. [[پیامبر اعظم]]{{صل}} میفرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ بِشَیْ ءٍ أَنْ أَتْقَنَهُ}}؛ «[[خداوند]] آن بندهای را [[دوست]] دارد که وقتی کاری انجام میدهد، در آن محکم کاری کند»<ref>بحارالانوار، ج۲، ص۱۰۷.</ref>. پس [[مسلمانان]] باید این سفارش را در همه کارهای خود به کار بندند. | نکته مهم دیگری که باید در کار مورد توجه قرار گیرد، اهمیت بخشی به کیفیت کارها و انجام درست آن است. [[پیامبر اعظم]]{{صل}} میفرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ بِشَیْ ءٍ أَنْ أَتْقَنَهُ}}؛ «[[خداوند]] آن بندهای را [[دوست]] دارد که وقتی کاری انجام میدهد، در آن محکم کاری کند»<ref>بحارالانوار، ج۲، ص۱۰۷.</ref>. پس [[مسلمانان]] باید این سفارش را در همه کارهای خود به کار بندند. | ||
[[حضرت محمد]]{{صل}} بر اساس [[آموزههای قرآنی]]، بسیاری از درآمدها مانند درآمد ناشی از [[ربا]]، [[احتکار]]، | [[حضرت محمد]]{{صل}} بر اساس [[آموزههای قرآنی]]، بسیاری از درآمدها مانند درآمد ناشی از [[ربا]]، [[احتکار]]، معامله به [[فریب]] یا کارهای [[غش]] دار و [[کمفروشی]] و [[گران فروشی]] را محکوم و ممنوع کرد: {{متن قرآن|وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ}}<ref>«و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید» سوره اعراف، آیه ۸۵.</ref>؛ چون خداوند به کسانی که چنین رویهای دارند، [[وعده]] [[عذاب]] میدهد: {{متن قرآن|وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ * إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ * وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ}}<ref>«وای بر کمفروشان! * آنان که چون از مردم پیمانه گیرند تمام پیمایند * و چون پیمانه دهند یا وزن کنند کم نهند» سوره مطففین، آیه ۱-۳.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[رسول مهربانی (کتاب)|رسول مهربانی]] ص۱۱۰؛ [[کانون محبت (کتاب)|کانون محبت]] ص۶۷.</ref> | ||
[[پیامبر گرامی اسلام]] با [[رفتار]] خویش، زنگار [[تنبلی]] و [[سستی]] را از [[دلها]] زدود و انسانهای بیکار و | [[پیامبر گرامی اسلام]] با [[رفتار]] خویش، زنگار [[تنبلی]] و [[سستی]] را از [[دلها]] زدود و انسانهای بیکار و بیهدف را به انسانهایی پرانگیزه و کوشا تبدیل کرد. با ورود [[رسول اکرم]]{{صل}} به [[مدینه]]، سستی و تنبلی از میان [[مردم]] رخت بربست که [[مدیریت]] آن حضرت در اداره امور جامعه و برانگیختن مردم به کار و کوشش، در این امر بسیار نقش داشت. | ||
یکی از مواردی که [[مسلمانان]] مشتاقانه و فعالانه در آن شرکت داشتند، ساخت [[مسجد مدینه]] بود. آنها با | یکی از مواردی که [[مسلمانان]] مشتاقانه و فعالانه در آن شرکت داشتند، ساخت [[مسجد مدینه]] بود. آنها با شور و علاقه ویژهای به فراهم کردن وسایل و ساختن [[مسجد]] پرداختند. خود [[رسول خدا]]{{صل}} نیز همانند دیگران و دوشادوش آنها کار میکرد. نقل است [[پیامبر]] سنگی را حمل میکرد. ناگاه یکی از بزرگان [[قبیله اوس]] به نام [[اسید بن خضیر]] آن حضرت را دید و به ایشان گفت: «ای رسول خدا! [[اجازه]] بده من این سنگ را ببرم». حضرت فرمود: «من این را خواهم برد. تو نیز سنگی دیگر بیاور»<ref>اعلام الوری، ص۸۰.</ref>. | ||
رسول اکرم{{صل}} در کار و فعالیت نیز الگویی [[حسنه]] برای تلاشگران در عرصه [[اقتصادی]] است. آن حضرت در [[وصیت]] خود به [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: ای علی! از دو ویژگی بپرهیز؛ تنگحوصلگی و تنبلی که اگر تنگحوصله شوی، هیچ حقی را نمیپذیری و اگر تنبل باشی، هیچ وظیفهای را ادا نمیکنی<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۵۵.</ref> و نیز در [[کلام]] دیگری فرمود: {{متن حدیث|كُلُوا مِنْ كَدِّ أَيْدِيكُمْ}}؛ «از دست [[رنج]] خود بخورید»<ref>بحارالانوار، ج۶۶، ص۳۱۴؛ الحیاة، ج۵، ص۲۹۴.</ref>.<ref>[[سید رشید صمیمی|صمیمی، سید رشید]]، [[اصول و شاخصههای تمدن نبوی (کتاب)|اصول و شاخصههای تمدن نبوی]]، ص۸۵.</ref> | رسول اکرم{{صل}} در کار و فعالیت نیز الگویی [[حسنه]] برای تلاشگران در عرصه [[اقتصادی]] است. آن حضرت در [[وصیت]] خود به [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: ای علی! از دو ویژگی بپرهیز؛ تنگحوصلگی و تنبلی که اگر تنگحوصله شوی، هیچ حقی را نمیپذیری و اگر تنبل باشی، هیچ وظیفهای را ادا نمیکنی<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۵۵.</ref> و نیز در [[کلام]] دیگری فرمود: {{متن حدیث|كُلُوا مِنْ كَدِّ أَيْدِيكُمْ}}؛ «از دست [[رنج]] خود بخورید»<ref>بحارالانوار، ج۶۶، ص۳۱۴؛ الحیاة، ج۵، ص۲۹۴.</ref>.<ref>[[سید رشید صمیمی|صمیمی، سید رشید]]، [[اصول و شاخصههای تمدن نبوی (کتاب)|اصول و شاخصههای تمدن نبوی]]، ص۸۵.</ref> | ||
== [[تشویق]] به کار == | == [[تشویق]] به کار == | ||
[[خدای متعال]] [[انسان]] را به گونهای [[آفریده]] است که | [[خدای متعال]] [[انسان]] را به گونهای [[آفریده]] است که قادر است از قابلیتهای وجودی و استعدادهای فراوان خویش در جهت برآوردن نیازهای خود بهره گیرد. بیتردید برخورداری از امکانات رفاهی در [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] تنها و تنها بسته به [[میزان]] کار و تلاش است که فرد یا [[اجتماع]] بر خود هموار ساخته است [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى * وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى * ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَى}}<ref>«و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود * و اینکه (بهره) کوشش وی زودا که دیده شود * سپس او را برابر آن کیفری هر چه تمامتر میدهند» سوره نجم، آیه ۳۹-۴۱.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[کلامی]] میفرمایند: {{متن حدیث|مَنْ أَكَلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ بِالرَّحْمَةِ ثُمَّ لَا يُعَذِّبُهُ أَبَداً}}<ref>«آن که از دسترنج خود میخورد، خدا به او با نظر رحمت مینگرد و هرگز او را عذاب نمیکند» مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۲۴.</ref>. همچنین میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ أَكَلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ حَلَالًا فُتِحَ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ يَدْخُلُ مِنْ أَيِّهَا شَاءَ}}<ref>«آن که از دسترنج خود میخورد درهای بهشت به روی او گشوده خواهد شد و از هر دری بخواهد وارد آن میشود» مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۲۴.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} از [[پیامبراکرم]]{{صل}} [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|مَنْ بَاتَ كَالًّا مِنْ طَلَبِ الْحَلَالِ بَاتَ مَغْفُوراً لَهُ}}<ref>«هر کس شب را برای دستیابی روزی حلال با خستگی به روز رساند، آمرزیده شده شب را به روز رسانده است» وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۲۴.</ref>. [[رسول اکرم]] در [[حدیث]] دیگری میفرمایند: {{متن حدیث|مَنْ أَكَلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ مَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ}}<ref>«کسی که از رزق و دسترنج خود بخورد مانند برق درخشنده از روی پل صراط عبور کند» مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۲۳.</ref>. در روایت آمده است که: روزی پیامبر اکرم با [[یاران]] خود نشسته بودند. [[پیامبر]] [[جوان]] نیرومندی را دید که اول صبح مشغول کار و کوشش میباشد، بعضی از حاضران گفتند، این [[جوان]] شایسته [[تمجید]] و [[ستایش]] بود اگر نیروی [[جوانی]] خود را در [[راه خدا]] به کار میانداخت. [[پیامبر]] فرمودند: چنین نگویید اگر این جوان کار میکند، تا نیازمندیهای خود را تأمین کند و از دیگران بینیاز گردد، در راه خدا گام برداشته و همچنین اگر به نفع پدر و مادر [[ناتوان]] و کودکان خردسالش کار کند، و آنها را از [[مردم]] بینیاز سازد، باز هم در راه خدا قدم برداشته است<ref>محجة البیضاء، ج۳، ص۱۴۰.</ref>. به [[رسول خدا]]{{صل}} خبر رسید که یکی از [[مسلمانان]] [[انصار]] ([[اهل]] [[مدینه]]) نیازمند و [[فقیر]] شده است. پیامبر به [[خانه]] او رفت و به او فرمود: در خانه چه داری؟ هر چه داری بیاور و آن را کوچک نشمار. او یک فرش کمارزش و یک کاسه آورد. پیامبر به مردم فرمود: چه کسی اینها را میخرد؟ شخصی گفت: من آنها را به یک درهم خریدارم. پیامبر فرمود: چه کسی بیشتر میخرد؟ شخصی آنها را به دو درهم خرید. پیامبر دو درهم را گرفت و به آن [[مسلمان]] فقیر داد و فرمود: با یک درهم آن [[زندگی]] روزانهات را تأمین کن و با درهم دیگر یک عدد تیشه خریداری کن. او رفت و تیشهای خرید و نزد پیامبر آورد. پیامبر آن را محکم نمود و به او داد و فرمود: «این تیشه را بگیر و به بیابان برای خار کنی برو. هیچگاه کار را کوچک و ناچیز نشمار و در بیابان هرگونه تیغ و خار و هیزم دیدی جمع کن و به فروش برسان». او پانزده [[روز]] هیزم جمع میکرد و به [[شهر]] میآورد و میفروخت تا اینکه از همین راه زندگیش سامان گرفت و توانست معاش خود و خانوادهاش را تأمین کند. | ||
پیامبر به او فرمود: {{متن حدیث|هَذَا خَيْرٌ مِنْ أَنْ تَجِيءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ فِي وَجْهِكَ كُدُوحُ الصَّدَقَةِ}}<ref>«این کار برای تو بهتر از آن است که (صدقهبگیر شوی و در نتیجه) در روز قیامت وارد محشر شوی درحالی که در چهرهات خراش صدقه باشد» بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۱۰؛ شیخ مفید، اختصاص، ص۲۴۹.</ref>. در مورد دیگری [[انس بن مالک]] میگوید: پس از آنکه [[رسول خدا]]{{صل}} از [[جنگ تبوک]] بازگشت، [[سعد]] [[انصاری]] به استقبال آن حضرت شتافت و با [[پیامبر]] [[دست]] داد و [[مصافحه]] کرد. پیامبر به او فرمود: چه صدمه و آسیبی به دست تو رسیده که دستت زبر و [[خشن]] شده است؟ سعد عرض کرد: ای رسول خدا! با طناب و بیل کار میکنم و درآمدی برای معاش خود و خانوادهام کسب مینمایم. ازاین رو دستم خشن شده است<ref>اسدالغابه، ج۲، ص۲۶۹.</ref>. پیامبر دست سعد را بوسید و فرمود: {{متن حدیث|هذا یَدٌ لا تَمَسُّها النّارُ}}<ref>«این دستی است که آتش دوزخ با آن تماس پیدا نمیکند» صدوق، امالی، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[کانون محبت (کتاب)|کانون محبت]] ص۶۷.</ref> | پیامبر به او فرمود: {{متن حدیث|هَذَا خَيْرٌ مِنْ أَنْ تَجِيءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ فِي وَجْهِكَ كُدُوحُ الصَّدَقَةِ}}<ref>«این کار برای تو بهتر از آن است که (صدقهبگیر شوی و در نتیجه) در روز قیامت وارد محشر شوی درحالی که در چهرهات خراش صدقه باشد» بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۱۰؛ شیخ مفید، اختصاص، ص۲۴۹.</ref>. در مورد دیگری [[انس بن مالک]] میگوید: پس از آنکه [[رسول خدا]]{{صل}} از [[جنگ تبوک]] بازگشت، [[سعد]] [[انصاری]] به استقبال آن حضرت شتافت و با [[پیامبر]] [[دست]] داد و [[مصافحه]] کرد. پیامبر به او فرمود: چه صدمه و آسیبی به دست تو رسیده که دستت زبر و [[خشن]] شده است؟ سعد عرض کرد: ای رسول خدا! با طناب و بیل کار میکنم و درآمدی برای معاش خود و خانوادهام کسب مینمایم. ازاین رو دستم خشن شده است<ref>اسدالغابه، ج۲، ص۲۶۹.</ref>. پیامبر دست سعد را بوسید و فرمود: {{متن حدیث|هذا یَدٌ لا تَمَسُّها النّارُ}}<ref>«این دستی است که آتش دوزخ با آن تماس پیدا نمیکند» صدوق، امالی، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[کانون محبت (کتاب)|کانون محبت]] ص۶۷.</ref> | ||