اعتدال در سیره معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

 
خط ۹: خط ۹:
یکی از راهکارهای اساسی در راستای [[آموزش]] و [[اصلاح جامعه اسلامی]]، تأکید اصل [[اعتدال]] در زمینه‌های [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] از سوی [[پیشوایان معصوم]] است. ایشان با رعایت این اصل در مسائل مختلف [[زندگی]] و [[دوری از افراط و تفریط]]، [[پیروان]] خود را نیز سفارش می‌فرمودند که در [[مسائل اعتقادی]]، سیاسی و [[اقتصادی]]، [[عبادی]] و اجتماعی به سمت [[افراط]] و تفریط کشیده نشوند. [[اسلام]]، [[آیین]] اعتدال است و در همه امور، [[انسان‌ها]] را به اعتدال [[دعوت]] می‌کند<ref>در آیه ۱۴۳ سوره بقره آمده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}. امیرمؤمنان علی {{ع}} نیز فرمود: {{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ‏ سِيرَتُهُ‏ الْقَصْدُ}}؛ شیوه زندگی مؤمن میانه‌روی است. محمد محمدی ری‌شهری، میزان‌الحکمة، ج۹، ص۱۳۸-۱۳۹.</ref>. یعنی [[انسان]] [[معتدل]] از نظر [[عقیده]]، نه تنها راه [[غلو]] را نمی‌پیماید، بلکه به راه [[تقصیر]] و [[شرک]]<ref>امام علی {{ع}} می‌فرماید: دو گروه در مورد من هلاک شده‌اند: دوست غلوکننده و دشمن بدخواه (ر. ک: نهج‌البلاغه، حکمت ۱۱۷).</ref>، [[جبر و تفویض]] نیز متمایل نمی‌شود. انسان معتدل از نظر ارزش‌های مادی و [[معنوی]] نه آن‌چنان غرق مسائل مادی می‌شود که [[معنویت]] را فراموش کند و نه آن‌چنان در معنویت فرو می‌رود که [[تارک دنیا]] شود. چنین [[انسانی]] به لحاظ [[روابط اجتماعی]] نه منزوی از [[جامعه]] و [[مردم]] است و نه اصالت و [[استقلال]] خود را از دست می‌دهد. چنین انسان معتدلی در [[امور اقتصادی]] نیز نه راه دنیاپرستان و تجمل‌گرایان را می‌پیماید و نه راه کسانی را که تمام مواهب و [[نعمت‌های الهی]] را بر خود [[حرام]] می‌سازند؛ بلکه چنین انسانی، معتدل است و با [[الگو]] گرفتن از سیره پیشوایان معصوم، در همه حال راه اعتدال را می‌پیماید.
یکی از راهکارهای اساسی در راستای [[آموزش]] و [[اصلاح جامعه اسلامی]]، تأکید اصل [[اعتدال]] در زمینه‌های [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] از سوی [[پیشوایان معصوم]] است. ایشان با رعایت این اصل در مسائل مختلف [[زندگی]] و [[دوری از افراط و تفریط]]، [[پیروان]] خود را نیز سفارش می‌فرمودند که در [[مسائل اعتقادی]]، سیاسی و [[اقتصادی]]، [[عبادی]] و اجتماعی به سمت [[افراط]] و تفریط کشیده نشوند. [[اسلام]]، [[آیین]] اعتدال است و در همه امور، [[انسان‌ها]] را به اعتدال [[دعوت]] می‌کند<ref>در آیه ۱۴۳ سوره بقره آمده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}. امیرمؤمنان علی {{ع}} نیز فرمود: {{متن حدیث|الْمُؤْمِنُ‏ سِيرَتُهُ‏ الْقَصْدُ}}؛ شیوه زندگی مؤمن میانه‌روی است. محمد محمدی ری‌شهری، میزان‌الحکمة، ج۹، ص۱۳۸-۱۳۹.</ref>. یعنی [[انسان]] [[معتدل]] از نظر [[عقیده]]، نه تنها راه [[غلو]] را نمی‌پیماید، بلکه به راه [[تقصیر]] و [[شرک]]<ref>امام علی {{ع}} می‌فرماید: دو گروه در مورد من هلاک شده‌اند: دوست غلوکننده و دشمن بدخواه (ر. ک: نهج‌البلاغه، حکمت ۱۱۷).</ref>، [[جبر و تفویض]] نیز متمایل نمی‌شود. انسان معتدل از نظر ارزش‌های مادی و [[معنوی]] نه آن‌چنان غرق مسائل مادی می‌شود که [[معنویت]] را فراموش کند و نه آن‌چنان در معنویت فرو می‌رود که [[تارک دنیا]] شود. چنین [[انسانی]] به لحاظ [[روابط اجتماعی]] نه منزوی از [[جامعه]] و [[مردم]] است و نه اصالت و [[استقلال]] خود را از دست می‌دهد. چنین انسان معتدلی در [[امور اقتصادی]] نیز نه راه دنیاپرستان و تجمل‌گرایان را می‌پیماید و نه راه کسانی را که تمام مواهب و [[نعمت‌های الهی]] را بر خود [[حرام]] می‌سازند؛ بلکه چنین انسانی، معتدل است و با [[الگو]] گرفتن از سیره پیشوایان معصوم، در همه حال راه اعتدال را می‌پیماید.


در [[عصر حضور]] پیشوایان معصوم {{عم}} گروهی وجود داشتند که با زهدنمایی و صوفی‌گری، شیوه‌ای برخلاف [[سیره معصومان]] {{عم}} در پیش گرفته بودند. مسلک این گروه که از آن [[زمان]] تا حال در [[جهان اسلام]] وجود داشته است، اساساً هیچ‌گونه سازشی با اسلام و [[سیره معصومان]] {{عم}} ندارد و به لحاظ اینکه [[تارک دنیا]] شده بودند، به عدم شرکت در [[امور سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[اعتقاد]] داشتند، از این جهت در هر عصری مورد [[تأیید]] [[طاغوت‌ها]] و [[حاکمان ستمگر]] بوده‌اند و در مقابل از همان ابتدای پیدایش در [[جامعه اسلامی]] مورد [[سرزنش]] و [[انکار]] [[پیشوایان معصوم]] قرار می‌گرفتند. بزنطی می‌گوید: یکی از [[دوستان]] ما به [[حضرت صادق]] {{ع}} عرض کرد: در [[زمان]] ما دسته‌ای پیدا شده‌اند که به آنها [[صوفیه]] گفته می‌شود. نظر شما درباره آنها چیست؟ [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: آنها [[دشمنان]] ما هستند. کسی که به آنها متمایل شود، از آنهاست و با آنها [[محشور]] می‌شود و به زودی افرادی می‌آیند که ادعای [[دوستی]] با ما می‌کنند ولی به صوفی‌ها [[تمایل]] نشان می‌دهند و خود را شبیه آنان در می‌آورند. [[لقب]] خود را همانند لقب آنها می‌کنند و گفتار آنها را توجیه می‌کنند... [[آگاه]] باشید کسی که به آنها تمایل کند از ما نیست و ما از او بیزار هستیم و کسی که آنها را انکار کند، مانند کسی است که در رکاب [[رسول خدا]] {{صل}} با [[کافران]] [[جهاد]] می‌کند<ref>شیخ عباس قمی، سفینة‌البحار، ج۲، ص۵۷؛ احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعه، ص۵۶۳.</ref>.
در عصر حضور پیشوایان معصوم {{عم}} گروهی وجود داشتند که با زهدنمایی و صوفی‌گری، شیوه‌ای برخلاف [[سیره معصومان]] {{عم}} در پیش گرفته بودند. مسلک این گروه که از آن [[زمان]] تا حال در [[جهان اسلام]] وجود داشته است، اساساً هیچ‌گونه سازشی با اسلام و [[سیره معصومان]] {{عم}} ندارد و به لحاظ اینکه [[تارک دنیا]] شده بودند، به عدم شرکت در [[امور سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[اعتقاد]] داشتند، از این جهت در هر عصری مورد [[تأیید]] [[طاغوت‌ها]] و [[حاکمان ستمگر]] بوده‌اند و در مقابل از همان ابتدای پیدایش در [[جامعه اسلامی]] مورد [[سرزنش]] و [[انکار]] [[پیشوایان معصوم]] قرار می‌گرفتند. بزنطی می‌گوید: یکی از [[دوستان]] ما به [[حضرت صادق]] {{ع}} عرض کرد: در [[زمان]] ما دسته‌ای پیدا شده‌اند که به آنها [[صوفیه]] گفته می‌شود. نظر شما درباره آنها چیست؟ [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: آنها [[دشمنان]] ما هستند. کسی که به آنها متمایل شود، از آنهاست و با آنها [[محشور]] می‌شود و به زودی افرادی می‌آیند که ادعای [[دوستی]] با ما می‌کنند ولی به صوفی‌ها [[تمایل]] نشان می‌دهند و خود را شبیه آنان در می‌آورند. [[لقب]] خود را همانند لقب آنها می‌کنند و گفتار آنها را توجیه می‌کنند... [[آگاه]] باشید کسی که به آنها تمایل کند از ما نیست و ما از او بیزار هستیم و کسی که آنها را انکار کند، مانند کسی است که در رکاب [[رسول خدا]] {{صل}} با [[کافران]] [[جهاد]] می‌کند<ref>شیخ عباس قمی، سفینة‌البحار، ج۲، ص۵۷؛ احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعه، ص۵۶۳.</ref>.


در [[روایت]] دیگر [[محمد بن حسین بن ابی‌الخطاب]] می‌گوید: با [[امام هادی]] {{ع}} در [[مسجدالنبی]] نشسته بودیم. ناگاه جماعتی از صوفیه وارد [[مسجد]] شدند. آنان به گرد هم حلقه زدند و به ذکر {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} مشغول شدند. امام هادی {{ع}} فرمود: به این دغلبازان توجه نکنید، چراکه آنها همدم شیطان‌ها و ویران‌کننده پایه‌های [[دین]] هستند...<ref>شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۲، ص۵۸.</ref>.
در [[روایت]] دیگر [[محمد بن حسین بن ابی‌الخطاب]] می‌گوید: با [[امام هادی]] {{ع}} در [[مسجدالنبی]] نشسته بودیم. ناگاه جماعتی از صوفیه وارد [[مسجد]] شدند. آنان به گرد هم حلقه زدند و به ذکر {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} مشغول شدند. امام هادی {{ع}} فرمود: به این دغلبازان توجه نکنید، چراکه آنها همدم شیطان‌ها و ویران‌کننده پایه‌های [[دین]] هستند...<ref>شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۲، ص۵۸.</ref>.
۱۳۳٬۹۱۵

ویرایش