شناخت اولو الامر: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۲۹: | خط ۱۲۹: | ||
مقصود از اولی الأمر در میان مسلمانان فرد دانشمند و [[دینداری]] است که [[امور دینی]] آنان و همه آنچه به [[اصلاح]] آنان مربوط میشود را سامان دهد. | مقصود از اولی الأمر در میان مسلمانان فرد دانشمند و [[دینداری]] است که [[امور دینی]] آنان و همه آنچه به [[اصلاح]] آنان مربوط میشود را سامان دهد. | ||
نتیجهای که از [[روایات پیامبر]] و [[اهل بیت]] و سخنان [[صحابه]] و آثار [[دانشمندان]] [[مسلمان]] حاصل میشود آن است که کلمه «الأمر» فراوان به معنای [[امام]] و [[پیشوای مسلمانان]] به کار رفته است؛ از این رو میتوان «[[اولی الأمر]]» را اصطلاحی [[شرعی]] برای [[جانشین پیامبر]]{{صل}} و پیشوای مسلمانان دانست.<ref>[[غلامحسین زینلی|زینلی، غلامحسین]]، [[آیه اولی الامر (کتاب)|آیه اولی الامر]]، ص ۱۴۸.</ref>. | نتیجهای که از [[روایات پیامبر]] و [[اهل بیت]] و سخنان [[صحابه]] و آثار [[دانشمندان]] [[مسلمان]] حاصل میشود آن است که کلمه «الأمر» فراوان به معنای [[امام]] و [[پیشوای مسلمانان]] به کار رفته است؛ از این رو میتوان «[[اولی الأمر]]» را اصطلاحی [[شرعی]] برای [[جانشین پیامبر]]{{صل}} و پیشوای مسلمانان دانست.<ref>[[غلامحسین زینلی|زینلی، غلامحسین]]، [[آیه اولی الامر (کتاب)|آیه اولی الامر]]، ص ۱۴۸.</ref>. | ||
===اختصاص [[جانشینی پیامبر]]{{صل}} به [[قریش]] تا [[قیامت]]=== | |||
[[دانشمندان اهل سنت]] روایاتی از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کردهاند که نشان میدهد جانشینیِ [[پیامبر]] و رهبریِ [[امت اسلامی]]، در همه زمانها تا قیامت، به قریش اختصاص دارد. این [[روایات]] از نظر سند [[متواتر]] یا نزدیک به [[تواتر]] است. | |||
نمونههایی از این روایات چنین است. | |||
از رسول خدا{{صل}} نقل است که فرمود: | |||
{{متن حدیث|لَا يَزَالُ هَذَا الْأَمْرُ فِي قُرَيْشٍ مَا بَقِيَ مِنَ النَّاسِ اثْنَانِ}}<ref>مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، کتاب اماره، باب ۱۰؛ احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۳، صص ۱۱۴ و ۱۱۷؛ بیهقی، سنن بیهقی، ج۸، ص۱۴۱؛ علی بن احمد ابن حزم، المحلی، ج۹، ص۳۵۹؛ احمد بن حنبل، المسند، ج۲، صص ۹۳ و ۱۲۸؛ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج۴، ص۲۱۸؛ ج۹، ص۷۸؛ علاء الدین علی بن محمد بغدادی، لباب التأویل فی معانی التنزیل، ج۳، ص۳۷۲؛ محمد ناصر الدین البانی، سلسلة الصحیحة، ح۳۷۵.</ref>: | |||
همواره امر [[خلافت]] در میان قریش است، تا آنگاه که دو نفر [[انسان]] در [[جهان]] باقی باشند. | |||
در [[حدیث]] دیگری از آن حضرت آمده است: | |||
{{متن حدیث|لا يزال هذا الأمر في قريش لا يعاديهم احد إلا أكبه الله على وجهه}}<ref>سلیمان بن احمد طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۹، ص۳۳۸؛ علاء الدین علی بن محمد بغدادی، لباب التأویل فی معانی التنزیل، ج۲، ص۱۲۶؛ بیهقی، سنن بیهقی، ج۸، ص۱۴۲؛ علی بن احمد ابن حزم، المحلی، ج۹، ص۳۵۹.</ref>: | |||
خلافت همواره در میان قریش است و کسی با آنان به [[دشمنی]] برنخیزد، مگر آنکه [[خداوند]] او را واژگون خواهد ساخت. | |||
در [[حدیثی]] دیگر آمده است: | |||
{{متن حدیث|قُرَيْشٌ وُلَاةُ النَّاسِ فِي الْخَيْرِ وَ الشَّرِّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۰۳؛ ابن حجر عسقلانی، تلخیص الحبیر، ج۴، ص۴۲؛ ابن ابی عاصم، السنة، ج۲، ص۵۲۷؛ محمد ناصر الدین البانی، سلسلة الصحیحة، ح۱۱۵۵.</ref>: | |||
قریش در [[خیر و شر]]، [[والیان]] مردماند تا [[روز قیامت]]. | |||
در حدیث دیگری آمده است: | |||
{{متن حدیث|لا يزال وال من قريش}}<ref>محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری، المستدرک الصحیحین، ج۳، ص۵۲۵؛ سلیمان بن احمد طبرانی، المعجم الکبیر، ج۸، ص۳۵۷؛ علی بن ابی بکر هیثمی، مجمع الزوائد، ج۵ ص۱۹۵.</ref>: | |||
همواره حاکمی از [[قریش]] (در [[جهان]]) وجود دارد. | |||
شمار اینگونه [[احادیث]] که جمع زیادی از [[صحابه پیامبر]]{{صل}} آنها را نقل کردهاند به دهها مورد بالغ میشود<ref>برخی از منابعی که این روایات را ثبت کردهاند عبارت است از: محمد بن عیسی ترمذی، سنن ترمذی، کتاب فتن، باب ۴۲؛ احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۷، ص۳۱؛ محمد ناصرالدین البانی، سلسلة الصحیحة، ح۱۱۵۶؛ علی بن ابی بکر هیثمی، مجمع الزوائد، ج۵، ص۱۹۱؛ بیهقی، سنن بیهقی، ج۳، ص۱۲۰ و ج۸، ص۱۴۱؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۶، ص۳۹۸؛ مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، کتاب اماره، باب ۱۰؛ احمد بن حنبل، المسند، ج۲، صص ۲۴۳، ۳۱۹ و ۴۳۳؛ ج۳، صص ۳۳۱، ۳۷۹ و ۳۸۱؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج۱۲، صص۱۶۷-۱۶۸، ۱۷۳ و....</ref>. از احادیث فوق، این اصل استفاده میشود که [[منصب]] [[جانشینی رسول خدا]]{{صل}} و پس از ایشان تا [[پایان جهان]] به قریش اختصاص دارد و دیگر [[اقوام]] و [[قبایل]]، سهمی از [[خلافت اسلامی]] ندارند. بر این اساس، [[امت اسلامی]] در زمانها و مکانهای مختلف [[وظیفه]] دارند در هر عصری از امامی [[پیروی]] کنند که از تبار قریش باشد. | |||
[[گواه]] این سخن آنکه خود [[حافظان]] و [[مفسران]] و [[فقهای اهل سنت]]، از احادیث یاد شده چنین برداشتی داشتهاند؛ زیرا آنان برای این [[روایات]] عناوینی برگزیدهاند که مؤید مدعای ماست؛ برای نمونه [[بخاری]] این روایات را درباره {{عربی|الأمراء من قريش}}<ref>محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج۸، ص۱۰۴.</ref> [[حاکمان]] از قریشاند، در صحیح آورده است. | |||
مسلم [[نیشابوری]] در باب {{عربی|الناس تبع لقريش و الخلافة في قريش}}<ref>مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، ج۶، ص۱۰.</ref> [[مردم]] پیرو قریشاند و [[خلافت]] در میان قریش است. | |||
[[ترمذی]] در باب {{عربی|ما جاء أن الخلفاء من قريش إلى أن تقوم الساعة}}<ref>محمد بن عیسی ترمذی، سنن ترمذی، ج۳، ص۳۴۲، باب ۴۲.</ref> روایاتی که وارد شده و نشان میدهد حاکمان تا [[قیامت]] از قریشاند. [[بیهقی]] در باب {{عربی|الأئمة من قريش}}<ref>بیهقی، سنن بیهقی، ج۳، ص۱۲۱.</ref> [[پیشوایان]] از قریشاند. [[متقی هندی]] در باب {{عربی|الأمراء من قريش}}<ref>علی متقی هندی، کنز العمال، ج۶، ص۴۸.</ref> [[حاکمان]] از قریشاند، بیان کردهاند. در توضیح [[روایات]] پیشگفته این نکته لازم است که روایات یاد شده در [[مقام]] [[انحصار]] [[مدیریت]] [[سیاسی]] [[جامعه اسلامی]] در همه مناطق و در همه سطوح به [[قریش]] نیست، بلکه بحث از [[امامان]] دوازدهگانهای است که [[جانشین پیامبر]]{{صل}} و از تبار قریشاند.<ref>[[غلامحسین زینلی|زینلی، غلامحسین]]، [[آیه اولی الامر (کتاب)|آیه اولی الامر]]، ص ۱۵۳.</ref>. | |||
====اختصاص [[خلافت]] به قریش از منظر [[فقها]] و شارحان [[حدیث]]==== | |||
گفتنی است شماری از شارحان حدیث و [[فقهای اهل سنت]] در مورد [[احادیث]] یادشده با صراحت بیشتری اظهار نظر کردهاند؛ برای نمونه: | |||
# [[ابن حجر عسقلانی]] (م ۸۵۲ق) پس از نقل شماری از روایات فوق مینویسد: [[عالمان]] همین معنا را پذیرفتهاند که شرط [[امام]] آن است که از قریش باشد<ref>احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۱۳، ص۱۱۸.</ref>. | |||
# [[قاضی عیاض]] (م۵۴۴ق) مینویسد: شرط قرشی بودن امام [[عقیده]] تمامی علماست، تا آنجا که آن را مسئلهای [[اجماعی]] دانستهاند و تا کنون از احدی از گذشتگان در این باره نظر مخالفی نقل نشده است<ref>احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۱۳، ص۱۱۹.</ref>. | |||
# [[کرمانی]] (م ۸۳۵ق)، شارح [[صحیح بخاری]] مینویسد: [[زمان]] هیچگاه از وجود [[خلیفه]] قرشی خالی نیست<ref>احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۱۳، ص۱۱۷ به نقل از کرمانی.</ref>. | |||
# [[نووی]] (م ۶۷۶ق)، شارح [[صحیح مسلم]] در شرح روایات فوق مینویسد: این احادیث و همانند آن، دلیل روشنی است بر اینکه خلافت به قریش اختصاص دارد و بستن [[پیمان]] خلافت برای کسی از غیر قریش جایز نیست. این قضیه مورد [[اجماع صحابه]] و [[مسلمانان]] دورههای بعد است. [[رسول خدا]]{{صل}} بیان داشتهاند این [[حکم]] پس از این نیز تا آخر [[دنیا]] و تا زمانی که دو نفر [[انسان]] وجود داشته باشند ادامه خواهد داشت<ref>یحیی بن شرف نووی، شرح صحیح مسلم، ج۱۲، ص۴۴۱ - ۴۴۳.</ref>. | |||
# [[زبیدی]] (م ۱۱۴۵ق) در شرح [[احیاء العلوم]] پس از نقل شماری از احادیثیاد شده مینویسد: عموم [[عالمان]] بر این باورند که یکی از شرایط لازم برای [[امام]]، آن است که از [[قریش]] باشد<ref>مرتضی زبیدی، اتحاف سادة المتقین، ج۲، ص۲۳۱.</ref>. | |||
# مبارکفوری (م ۱۳۵۳ق)، شارح [[سنن ترمذی]] در شرح [[روایات]] یادشده مینویسد: تا [[جهان]] باقی است [[خلافت]] در میان قریش است. [[رسول خدا]]{{صل}} بیان داشتهاند که این [[حکم]] تا [[پایان جهان]] تا زمانی که دو نفر [[انسان]] باقی باشند ادامه خواهد داشت<ref>مبارکفوری، تحفة الأحوذی، ج۶، ص۴۸۱.</ref>. | |||
# [[ابن حزم]] (م ۴۵۶ق) مینویسد: خلافت جز برای مردی از قریش جایز نیست...؛ زیرا اگر جایز باشد که کسی از غیر قریش به خلافت دست یابد، این به معنای [[تکذیب]] [[سخن پیامبر]] است؛ بنابراین هر کس خلافت غیرقرشی را جایز بداند مرتکب [[کفر]] شده است<ref>علی بن احمد ابن حزم، المحلی، ج۹، ص۳۵۹.</ref>. | |||
بر این اساس، همه [[پیروان]] [[پیامبر]]{{صل}} در همه زمانها و مکانها تا [[قیامت]] [[وظیفه]] دارند در [[رهبری سیاسی]] کلان [[جامعه اسلامی]]، در هر زمانی، [[خلیفه]] و امامی قرشی داشته باشند؛ او را به [[درستی]] بشناسند و [[بیعت]] او را بر گردن داشته باشند، تا بدین وسیله به [[سنت رسول خدا]]{{صل}} عمل کرده و [[وظیفه دینی]] خویش را به انجام رسانند. | |||
همچنین به اقتضای روایات یاد شده، باید در همه زمانها چنین امامی در جهان وجود داشته باشد؛ زیرا اگر چنین شخصی وجود نداشته باشد، هم روایات رسول خدا{{صل}} تکذیب خواهد شد و هم [[تکلیف به محال]] پیش خواهد آمد؛ چراکه رسول خدا{{صل}} از همه [[مسلمانان]] در همه زمانها خواسته است از خلیفهای قرشی [[پیروی]] کنند، حال آنکه بر اساس راه و روشی که [[اهل سنت]] در پیش گرفتهاند قرنهاست که برای آنان، چنین خلیفه و امامی وجود خارجی ندارد و این تکلیف به محال است و ساحت [[رسول گرامی اسلام]] [[منزه]] از آن است که مسلمانان را به [[تکالیف]] محال موظف نماید؛ پس برای اینکه [[روایات صحیح]] رسول خدا تکذیب نشود و تکلیف به محال پیش نیاید، باید پذیرفت که چنانکه [[روایات]] یاد شده نشان میدهد، چنین [[خلیفه]] و امامی تا [[قیامت]] در [[جهان]] وجود دارد گرچه غایب و از دیدهها پنهان باشد.<ref>[[غلامحسین زینلی|زینلی، غلامحسین]]، [[آیه اولی الامر (کتاب)|آیه اولی الامر]]، ص ۱۵۵.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||