سیره اخلاقی امام صادق: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = سیره امام صادق | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==اخلاق والای امام صادق{{ع}}‌== امام صادق{{ع}} به مرتبه بزرگی از اخلاق والای اسلامی و انسانی دست یافته بود. امام{{ع}} به واسطه همین اخلاق خوب، که امتداد...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۴: خط ۱۴:
امام صادق{{ع}} فرموده‌اند: [[مروّت]] ما [[اهل بیت]]، [[بخشش]] درباره کسانی است که به ما [[ظلم]] کرده‌اند<ref>خصال، ص۱۱.</ref>.
امام صادق{{ع}} فرموده‌اند: [[مروّت]] ما [[اهل بیت]]، [[بخشش]] درباره کسانی است که به ما [[ظلم]] کرده‌اند<ref>خصال، ص۱۱.</ref>.
امام صادق{{ع}} همواره [[باران]] اخلاق کریمانه‌اش را بر حاضران مجلس خود می‌بارید تا جایی که مردی از [[اهل سنت]] در وصف مجلس آن حضرت گفته است: «به [[خدا]] [[مجلسی]] را چون مجلس [[همنشینی]] با او پربار ندیدم»<ref>اصول کافى، ج۲، ص۶۵۷.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۸، ص ۳۵.</ref>.
امام صادق{{ع}} همواره [[باران]] اخلاق کریمانه‌اش را بر حاضران مجلس خود می‌بارید تا جایی که مردی از [[اهل سنت]] در وصف مجلس آن حضرت گفته است: «به [[خدا]] [[مجلسی]] را چون مجلس [[همنشینی]] با او پربار ندیدم»<ref>اصول کافى، ج۲، ص۶۵۷.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۸، ص ۳۵.</ref>.
==[[کرم]] و [[سخاوت امام]] صادق{{ع}}‌==
امام صادق{{ع}} از [[گشاده‌دست‌ترین]] [[مردم]] بوده و به جهت [[رفاه]] حال [[فقرا]] و [[محرومان]]، از آنچه در نزد او بود، [[بذل و بخشش]] می‌فرمود. [[راویان]] اخبار از کرم و [[بخشش]] امام صادق{{ع}} داستان‌ها نقل کرده‌اند که بعضی از آنها را خواهید خواند:
۱. روزی [[اشجع]] سلّمی بر امام صادق{{ع}} وارد شد و آن حضرت را [[بیمار]] یافت. اشجع از سبب [[بیماری]] امام صادق سؤال کرد. امام صادق{{ع}} به او فرمود:
از بیماری من سؤال نکن، بلکه بگو که برای چه حاجتی نزد من آمده‌ای؟
اشجع در پاسخ آن حضرت اشعاری به این مضمون خواند:
«[[خداوند]] بر تو چه در حال [[خواب]] و چه در حال [[بیداری]] [[لباس]] [[عافیت]] بپوشاند و همان‌گونه که [[ذلّت]] درخواست کردن از دیگران را از [[زندگی]] تو بیرون کرد [[درد]] و بیماری را نیز از [[جسم]] و جانت بیرون کند»<ref>{{عربی|أَلْبَسَكَ اللَّهُ مِنْهُ عَافِيَةً *** فِي نَوْمِكَ الْمُعْتَرِي وَ فِي أَرَقِكَ /// يُخْرِجُ مِنْ جِسْمِكَ السِّقَامَ كَمَا *** أَخْرَجَ ذُلَّ السُّؤَالِ مِنْ عُنُقِكَ}}</ref>.
[[امام]]{{ع}} [[حاجت]] او را دانست و به [[غلام]] گفت چه مقدار به همراه داری؟
غلام عرض کرد: چهارصد دینار. امام دستور داد تا چهارصد دینار را به‌ [[اشجع]] دادند<ref>مناقب آل ابى طالب، ج۴، ص۳۴۵؛ امالى طوسى، ج۱، ص۲۸۷.</ref>.
۲. [[مفضل بن رمانه]] که از [[راستگویان]] [[اصحاب]] و [[راویان امام صادق]]{{ع}} بود بر آن حضرت داخل شد و از [[تنگدستی]] خود [[شکایت]] کرد و از [[امام صادق]] خواست تا برایش [[دعا]] کند. امام{{ع}} به [[کنیز]] خود فرمودند که آن کیسه را که [[ابو جعفر منصور]] به ما [[هدیه]] کرده بیاور. کنیزک آن کیسه را آورد. امام صادق به او فرمودند: «در این کیسه چهارصد دینار است. آن را بگیر و برای [[زندگی]] خود [[خرج]] کن». مفضّل گفت: نه به [[خدا]] قسم. فدای تو گردم. منظور من این نبود. فقط می‌خواستم برایم دعا کنید. امام صادق{{ع}} فرمودند: «از [[دعا کردن]] برایت فروگذار نخواهم کرد».
۳. [[فقیری]] از امام صادق{{ع}} [[درخواست کمک]] کرد. امام صادق به او چهارصد دینار دادند. [[فقیر]] آن پول‌ها را گرفت و شکرگویان آنجا را ترک کرد.
امام صادق{{ع}} به خادمش گفت: «او را بازگردان» [[خادم]] گفت: او از شما چیزی [[طلب]] کرد و شما به او دادید. حال آیا چه کاری پس از عطا باقی مانده است؟
امام صادق{{ع}} فرمودند: «[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرموده است: «بهترین [[صدقه]] آنست که گیرنده را [[بی‌نیاز]] کند». و ما این [[سائل]] را بی‌نیاز نکردیم. این [[انگشتر]] را به او بده. من این انگشتر را ده هزار درهم خریده‌ام و به او بگو که اگر خواست آن را بفروشد، به همین قیمت بفروشد»<ref>أحمد مغنیة، الإمام جعفر الصادق، ص۴۷.</ref>.
۴. از دیگر نمونه‌های [[جود]] و [[سخاوت امام]] صادق{{ع}} و علاقه‌اش به نیکویی و [[خیرات]]، این است که آن حضرت [[باغی]] در نزدیکی [[مدینه]] داشتند که به «عین زیاد» معروف بود و درختان [[نخل]] بسیاری داشت. هنگامی که خرماها می‌رسید، به [[کارگران]] و وکلای خود دستور می‌دادند تا در [[دیوار]] آن باغ‌ سوراخ‌هایی ایجاد کنند تا [[مردم]] داخل باغ شده و از آن خرماها بخورند. آن حضرت برای رعایت حال [[همسایگان]] پیر، [[ضعیف]] و مریض باغ که [[توانایی]] آمدن به باغ و خوردن خرما را نداشتند، دستور می‌فرمودند که برای هرکدام از آنها مقداری پیشکش کنند و آنگاه دستور می‌داد تا کارگران آنچه باقی مانده به مدینه برده و بیشتر آن را در بین [[ضعفا]] و مستحقّان تقسیم کنند. محصول خرمای آن باغ، مساوی با چهار هزار درهم بود که آن حضرت به اندازه سه هزار درهم از آن را در [[راه خدا]] می‌دادند و فقط هزار درهم از آن برای آن حضرت باقی می‌ماند<ref>أحمد مغنیة، الإمام جعفر الصادق، ص۴۷.</ref>.
۵. از دیگر جلوه‌های [[کرم]] آن حضرت این بود که آنقدر از طعام و [[لباس]] به [[بیچارگان]] و [[فقرا]] می‌داد که برای [[خانواده]] خودش از غذا و لباس چیزی باقی نمی‌ماند<ref>تاریخ الاسلام، ج۶، ص۴۵؛ مرآت الزمان، ج۶، ص۱۶۰؛ تهذیب الکمال، ج۵، ص۸۷.</ref>.
روزی آن حضرت مشغول خوردن ناهار بودند. مردی از کنار آن حضرت گذشت و [[سلام]] نکرد. [[امام]] او را به خوردن غذا [[دعوت]] کردند. بعضی از حاضران گفتند [[سنّت]] این است که او اوّل سلام کند و سپس دعوت به غذا شود، در حالیکه این مرد عمدا سلام نکرد. امام{{ع}} با تبسّم ملیحی رو به آن مرد کردند و گفتند: «این [[فقه]] عراقی، آمیخته با [[بخل]] است.»..<ref>حیاة الإمام الصادق{{ع}}، ج۱، ص۶۴، به نقل از نثر الدرر.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۸، ص ۳۰.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۵۴۶

ویرایش