عبدالله بن زبیر بن عوام در تراجم و رجال: تفاوت میان نسخهها
عبدالله بن زبیر بن عوام در تراجم و رجال (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۸ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۰:۱۳
، ۸ دسامبر ۲۰۲۴بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
عبدالله فرزند [[زبیر]] از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} و از [[نزدیکان]] آن حضرت بود، عبد الله، اول مولود [[اسلام]] از [[قریش]] در [[مدینه]] بود و مادرش [[اسماء دختر ابوبکر]] است. وی مردی [[شجاع]] و [[عابدی]] [[شب زندهدار]] بود و در حالات او آمده است او گاهی شب تا صبح روی پای میایستاد {{عربی|"کأنّه عمود"}} و گاهی شبی تا [[صبح]] [[رکوع]] میکرد و گاهی تا صبح [[سجده]] مینمود و در برخی اوقات او در یک رکعت سورههای بقره، [[آل عمران]]، [[نساء]] و [[مائده]] را با هم میخواند و در [[روزهداری]] گاهی از این [[جمعه]] تا آن جمعه را به هم وصل میکرد، در هر صورت او در [[عبادت]] بسیار کوشا و از [[عابدان]] [[روزگار]] بود اما در عین حال مردی [[جاه طلب]] و دنبال کسب [[جاه و مقام]] بود و برای رسیدن به این خواست [[نفسانی]] از هیچ عملی فروگذار نبود. | |||
این مرد که با پدرش | این مرد که با پدرش زبیر از [[شیعیان]] و [[یاران امیرالمؤمنین]]{{ع}} بودند، معالاسف برای رسیدن به [[مقام]] [[دنیا]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} پشت کردند و با همه نزدیکی و [[خویشاوندی]] که با آن حضرت داشتند پشت کردند و به روی آن حضرت [[شمشیر]] کشیدند و در [[جنگ جمل]] [[خونها]] ریختند و عبدالله در جنگ جمل [[فرماندهی]] پیاده [[نظام]] [[سپاه عایشه]] را به عهده داشت و تمام قد، مقابل [[امام المسلمین]] امیرالمؤمنین{{ع}} ایستاد. و حتی پدرش زبیر که قصد برگشت داشت و میخواست دست از [[جنگ با علی]]{{ع}} بردارد مانع او شد و لذا امیرالمؤمنین{{ع}} میفرمود: "همیشه زبیر از ما [[اهل بیت]] بود تا وقتی که عبدالله بزرگ شد"<ref>{{متن حدیث|مَا زَالَ الزُّبَيْرُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ، حَتَّى نَشَأَ لَهُ عَبْدُ اللَّهِ}}؛</ref>، یعنی او پدرش را از اهل بیت جدا کرد. | ||
آری، این [[مرد]] [[خودخواه]] برای رسیدن به | آری، این [[مرد]] [[خودخواه]] برای رسیدن به مقام دنیا[[دست]] از علی{{ع}} برداشت و با معاویه[[بیعت]] کرد و او را به [[امامت]] و [[خلافت]] پذیرفت. | ||
اما بعد از [[مرگ | اما بعد از [[مرگ معاویه]] با یزید [[بیعت]] نکرد و قبل از [[امام حسین]]{{ع}} شبانه به [[مکه]] [[فرار]] کرد لذا [[یزید بن معاویه]] پس از آنکه نیروهای زیادی به [[فرماندهی]] [[مسلم بن عقبه]] به [[مدینه]] فرستاد و [[شهر مدینه]] را محاصره و [[خون]] بسیاری ریخت، [[حصین بن نمیر]] را با نیروهای تحت امرش [[مأمور]] [[حمله]] به مکه نمود، تا [[عبدالله بن زبیر]] را دستگیر کنند. | ||
اما [[ابن نمیر]] این [[فرمانده]] بیایمان و [[ستمکار]]، [[کعبه]] را با منجنیق به [[آتش]] کشید و به [[مردم]] | اما [[ابن نمیر]] این [[فرمانده]] [[بیایمان]] و [[ستمکار]]، [[کعبه]] را با منجنیق به [[آتش]] کشید و به [[مردم]] مکه [[ظلمها]] کرد، اما موفق به [[دستگیری]] عبدالله بن زبیر نشد، تا آنکه یزید بن معاویه به [[جهنم]] [[واصل]] شد. در این فرصتی که یزید به [[هلاکت]] رسید، عبدالله بن زبیر بلافاصله اعلام [[خلافت]] و [[رهبری]] کرد و مردم [[حجاز]] هم به خاطر سوابق پدرش [[زبیر]] و نیز از [[ظلم و ستم]] یزید به [[آل زبیر]] [[پناه]] آوردند با عبدالله[[بیعت]] کردند و سپس [[مردم عراق]] و [[یمن]] و [[خراسان]] هم با او [[بیعت]] کردند و [[ابن زبیر]] در خلال حکومتش کعبه را تجدید بنا کرد و [[حجر الاسود]] را داخل کعبه قرار داد، البته [[عبدالملک مروان]] وقتی به [[حکومت]] رسید، بساط حکومت عبدالله بن زبیر را برچید، [[خانه خدا]] را باز تجدید بنا کرد و [[حجرالاسود]] را مثل گذشته بیرون کعبه [[نصب]] کرد (به همان شکلی که اکنون [[شاهد]] آن هستیم) و برای سرنگونی ابن زبیر، نیروهای زیادی به فرماندهی [[حجاج بن یوسف ثقفی]] برای [[جنگ]] با عبدالله به مکه فرستاد و مدتی مکه را محاصره کرد و سرانجام ابن زبیر در سال ۷۲ یا ۷۳ [[هجری]] به دست حجاج بن یوسف ثقفی به [[قتل]] رسید و بدین ترتیب حکومت آل زبیر منقرض شد و حکومت [[آل مروان]] در مکه مستقر شد<ref>ر. ک: اسدالغابه، ج۳، ص۱۶۳-۱۶۴؛ الاصابه، ج۴، ص۸۹؛ تهذیب التهذیب، ج۴، ص۲۹۷؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱، ص۹ و... و دیگر مجلدات؛ سفینة البحار، ج۱؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۱۸۱؛ الغدیر، ج۱، ص۲۵۲ و ج۲ و ۳ و دیگر کتابهای تاریخ.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۸۸۴-۸۸۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||