←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
وقف زمینهساز مؤثری در تعدیل [[ثروت]] در [[جامعه]] و عدالت توزیعی است؛ به طوری که با [[هدایت]] صائب و عالمانه آن میتواند [[عدالت]] را در سطوح گوناگون جامعه، از جمله [[آموزش]]، [[بهداشت]]، [[اشتغال]] و حمایت از افراد [[محروم]] تحقق بخشد. با گذری بر [[تاریخ]] [[اجتماعی]] [[جوامع]] [[مسلمان]] میتوان این نقش وقف را بهروشنی مشاهده کرد. بیگمان [[تحقق عدالت]] و برخوردار کردن [[محرومان]] از مواهب مادی و [[معنوی]]، [[میزان]] ناامنی جامعه در عرصههای گوناگون را کاهش میدهد<ref>[[محمد اسماعیل نباتیان|نباتیان، محمد اسماعیل]]، [[فقه و امنیت (کتاب)|فقه و امنیت]]، ص ۳۵۱.</ref>. | وقف زمینهساز مؤثری در تعدیل [[ثروت]] در [[جامعه]] و عدالت توزیعی است؛ به طوری که با [[هدایت]] صائب و عالمانه آن میتواند [[عدالت]] را در سطوح گوناگون جامعه، از جمله [[آموزش]]، [[بهداشت]]، [[اشتغال]] و حمایت از افراد [[محروم]] تحقق بخشد. با گذری بر [[تاریخ]] [[اجتماعی]] [[جوامع]] [[مسلمان]] میتوان این نقش وقف را بهروشنی مشاهده کرد. بیگمان [[تحقق عدالت]] و برخوردار کردن [[محرومان]] از مواهب مادی و [[معنوی]]، [[میزان]] ناامنی جامعه در عرصههای گوناگون را کاهش میدهد<ref>[[محمد اسماعیل نباتیان|نباتیان، محمد اسماعیل]]، [[فقه و امنیت (کتاب)|فقه و امنیت]]، ص ۳۵۱.</ref>. | ||
==[[ضرورت]] [[مالکیت]] واقف، پیش از [[وقف]]== | |||
نکتهای که در این جا نباید از آن [[غفلت]] ورزید این است که غرض از ذکر این مسائل و بیان وقفها و صدقههای [[اهل بیت]]{{عم}} این است که آنان اموالی که وقف میکردند، [[ملک]] شخصیشان بود که از طرق گوناگون جزء اموالشان به حساس میآمد و اگر ملک شخصی آنها نبود [[ود]] نمیتوانستند وقف کنند؛ چراکه [[انسان]] به طور قطع وقتی میتواند تمام یا قسمتی از [[اموال]] خود را وقف نماید و در [[راه خدا]] برای استفاده یک قشر خاص یا جمیع [[مسلمانان]] و... قرار دهد که ملک شخصی او باشد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[غابه]] (جایی نزدیک [[مدینه]] در راه [[شام]]) وقتی کنار [[چاه]] همّ رسید، مسلمانان گفتند: ای [[رسول خدا]] آیا این چاه را [[مصادره]] نمیکنید؟ فرمود: خیر، ولی یک نفر این چاه را بخرد و بهای آن [[صدقه]] داده شود. [[طلحه بن عبیدالله]] آن را خرید و وقف کرد<ref>المغازی، ج۱، ص۵۴٧.</ref>. به دیگر سخن، وقف کردن چیزی وابسته به ملکیت خصوصی است که اگر شخصی مالک چیزی نباشد نمیتواند وقف کند. واقف باید مالک باشد تا بتواند به دیگری تملیک کند، همانگونه که در [[کتب فقهی]] آمده است<ref>به عنوان نمونه رجوع شود به الحلی، ابوالقاسم نجم الدین جعفر بن الحسن، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، مطبعه الآداب فی النجف الاشرف، ۱۳۸۹هـ، ١٩۶٩م، ج۲؛ کتاب الوقف، ص٢١٢، فی الشرائط.</ref>. موقوفه اگر مملوک نباشد؛ یعنی [[مال]] دیگری باشد و [[غاصب]] بخواهد آن را وقف کند صحیح نیست. از این رو وقف هم مانند دیگر [[صدقات]] مشروط است بر این که مال وقف شده به گونهای باشد که انسان بتواند با وقف کردن آن به [[خدا]] نزدیک بشود. پس اگر واقف مال [[حرام]] را بخواهد وقف نماید، چون آن مال «[[غصب]]» و [[تصرف]] در آن حرام و [[معصیت]] است نمیشود با همان چیزی که به وسیله آن خدا را [[نافرمانی]] کرده در پیشگاه خدا [[مقرب]] گردد، که برای [[اثبات]] این مطلب به یک [[آیه]] و چند [[حدیث]] آیه توجه کنید: | |||
===[[دلایل]] [[ضرورت]] [[مالکیت]] واقف=== | |||
[[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|... إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref>. | |||
#در یک حدیث طولانی از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است درباره مردی که دو عدد نان از نانوایی و دو عدد انار از میوه فروشی به [[سرقت]] برد و سپس آنها را [[صدقه]] داد. حضرت او را [[نصیحت]] کرد ولی در او مؤثر واقع نشد و بر همان توجیه [[جاهلانه]] خود [[اصرار]] میورزید. فرمود: آیا نشنیدهای که [[خدا]] تنها از [[پرهیزکاران]] میپذیرد<ref>چون داستان مشهور است از نقل تمام آن خودداری شد. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به تفسیر نور الثقلین، ج١، ص۶١۴؛ الشیخ الصدوق، ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی، معانی الاخبار با مقدمه السید حسن الخرسان، قم، منشورات مکتبه المفید، المطیعه الحیدریه، النجف، ۱۹۷۱، ج۱، ص۲۹، باب معنی الصراط، وسائل الشیعه، ج۶؛ کتاب الزکاء و الخمس أبواب الصدقه، باب ۴۶، حدیث ۶، ص٣٢٧، بحار الانوار، ج۴٧، ص۲۳۸؛ مناظرات امام صادق{{ع}}، الاحتجاج، ج۲، ص۱۲۹، احتجاج الصادق{{ع}} علی الرجل الذی تصدق بما سرق.</ref>. | |||
# [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: هر کس [[مالی]] از یکی از چهار راه به دست آورد و در چهار چیز [[مصرف]] کند، پذیرفته نیست. هر کس مالی را از [[غلول]]<ref>این واژه در مورد خیانت به بیت المال به کار میرود و در بحث بیت المال معنی آن خواهد آمد.</ref>، [[ربا]]، [[خیانت]] و سرقت به دست آورد و در راه [[زکات]]، صدقه، [[حج]]، [[عمره]] [[خرج]] کند، پذیرفته نخواهد شد<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ{{ع}} قَالَ: مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ أَرْبَعٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي أَرْبَعٍ. مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ غُلُولٍ أَوْ رِبًا أَوْ خِيَانَةٍ أَوْ سَرِقَةٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي زَكَاةٍ وَ لَا صَدَقَةٍ وَ لَا حَجٍّ وَ لَا عُمْرَةٍ}}؛ وسائل الشیعه، ج۸، کتاب الحج، ابواب وجوب الحج و شرائطه، ص۱۰۳، حدیث ۵، باب ۵۲؛ جامع احادیث الشیعه، قم، منشورات المطبعه العلمیه، ۱۳۹۷ هـ. ق، ج۱۰، ص٢۶٠؛ حدیثی به همین مضمون آمده است که رجوع شود به: الشیخ الصدوق، الخصال، تصحیح و تعلیق علی اکبر الغفاری، مؤسسه النشر الاسلامی التابعه، لجماعه المدرسین بقم المشرفه ١۴٢۴ ﻫ.ق الطبعه السادسه، ج٢۴۴، باب الاربعه حدیث شماره ۳۸، امالی الصدوق، بیروت، منشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ١۴٠٠ ﻫ.ق، ط ۵، ص۳۵۸، حدیث ۴، مجلس ۶٨.</ref>. | |||
# [[امام هفتم]]{{ع}} به داوود صرمی فرمود: ای داوود [[حرام]] نمو نمیکند و اگر نمو کند [[برکت]] ندارد و آنچه اتفاق میکند از جانب [[حق]] پذیرفته نمیشود و آنچه باقی میماند توشهای است که او را به طرف [[آتش]] میکشاند<ref>{{متن حدیث|قَالَ أَبُو الْحَسَنِ{{ع}}: يَا دَاوُدُ إِنَّ الْحَرَامَ لَا يَنْمِي وَ إِنْ نَمَى لَمْ يُبَارَكْ لَهُ فِيهِ وَ مَا أَنْفَقَهُ لَمْ يُؤْجَرْ عَلَيْهِ وَ مَا خَلَّفَهُ كَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ}}؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۱۰۳، ح۱۲؛ کتاب التجاره، ابواب ما یکتسب به، باب ۱، حدیث ۵، ص۵۳؛ فروع کافی، ج۵، ص۱۲۵، حدیث ۷، کتاب المعیشه، باب المکاسب الحرام.</ref>. | |||
#سماعه میگوید: از [[امام صادق]]{{ع}} سؤال کردم درباره مردی که [[مالی]] از کارهای [[بنی امیه]] به دست آورده و از آن [[مال]] [[صدقه]] میدهد و به [[نزدیکان]] خود [[احسان]] مینماید و [[حج]] میگذارد تا این که آنچه حرام و خلاف مرتکب شده است آمرزیده شود. او میگوید: [[حسنات]] [[سیئات]] (و آثار آنها را) برطرف میسازد<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ}} «بیگمان نیکیها بدیها را میزدایند» سوره هود، آیه ۱۱۴.</ref>. [[حضرت صادق]]{{ع}} فرمود: [[گناه]] و [[خطا]]، گناه را از بین نمیبرد بلکه کار خوب خطا را از بین میبرد<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنْ رَجُلٍ أَصَابَ مَالًا مِنْ عَمَلِ بَنِي أُمَيَّةَ وَ هُوَ يَتَصَدَّقُ مِنْهُ وَ يَصِلُ مِنْهُ قَرَابَتَهُ وَ يَحُجُّ لِيُغْفَرَ لَهُ مَا اكْتَسَبَ وَ يَقُولُ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} إِنَّ الْخَطِيئَةَ لَا تُكَفِّرُ الْخَطِيئَةَ وَ إِنَّ الْحَسَنَةَ تَحُطُّ الْخَطِيئَةَ}}؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۵۹، حدیث ٢؛ فروع کافی، ج۵، ص۱۲۶، حدیث ۹.</ref>. | |||
#در [[حدیث]] دیگری [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: اگر [[مردم]] آنچه ([[مالی]]) را که [[خدا]] [[حرام]] کرده است بگیرند، و در آنچه که خدا حرام نموده [[مصرف]] کنند از آنها نخواهد پذیرفت و اگر آنچه ([[مال]]) را که [[نهی]] کرده است به دست آورند و آن را در چیزی که خدا امر فرموده است به مصرف برسانند، خدا آن را از آنها نمیپذیرد<ref>{{متن حدیث|لَوْ أَنَّ النَّاسَ أَخَذُوا مَا أَمَرَهُمُ اللَّهُ بِهِ فَأَنْفَقُوهُ فِيمَا نَهَاهُمْ عَنْهُ مَا قَبِلَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَخَذُوا مَا نَهَاهُمُ اللَّهُ عَنْهُ فَأَنْفَقُوهُ فِيمَا أَمَرَهُمُ اللَّهُ بِهِ مَا قَبِلَهُ مِنْهُمْ حَتَّى يَأْخُذُوهُ مِنْ حَقٍّ وَ يُنْفِقُوهُ فِي حَقٍّ}}؛ وسائل الشیعه، ج۶؛ کتاب الزکوه، ابواب الصدقه، باب ۴۶، باب استحباب، الصدقه بأطیب المال واحله، حدیث ٣، ص۳۲۶ و ج۳؛ کتاب الصلاه، ابواب مکان المصلی، باب ۲، باب حکم الصلاه فی المکان المنصوب و الثوب المغصوب، حدیث ۱، ص۴٢٣ و ج۱۱، کتاب الامر بالمعروف والنهی عن المنکر ابواب فعل المعروف، باب ۴، حدیث ۵، ص۵٣١-۵٣٠.</ref>. | |||
# و آخرین حدیث در این باره این است که [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} در ضمن آخرین خطبهای که در [[مدینه]] قبل از وفاتش ایراد کرد، فرمود: هر کس مالی را از حرام به دست آورد، خدا [[صدقه]] و [[بنده]] [[آزاد]] کردن و [[حج]] و [[عمره]] را از او قبول نمیکند و خدا به عدد اجزای این مال به پای او [[وزر]] و [[گناه]] مینویسد و آنچه از آن مال بعد از مرگش باقی بماند [[توشه]] او به سوی [[آتش]] خواهد بود<ref>{{متن حدیث|... وَ مَنِ اكْتَسَبَ مَالًا حَرَاماً لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ صَدَقَةً وَ لَا عِتْقاً وَ لَا حَجّاً وَ لَا اعْتِمَاراً وَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِعَدَدِ أَجْزَاءِ ذَلِكَ أَوْزَاراً وَ مَا بَقِيَ مِنْهُ بَعْدَ مَوْتِهِ كَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ}}؛ وسائل الشیعه، ج۸؛ کتاب الحج، باب ۵٢، حدیث ۶، ص١٠٣؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، تهران، منشورات مکتبه الصدوق، بیتا، باب یجمع عقوبات الاعمال، ص٣٣۴؛ جامع احادیث الشیعه، ج۱۰، ص٢۵٩.</ref>. | |||
[[احادیث]] دیگری نیز به همین مضمون در این باره رسیده است که جهت رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری میشود<ref>جهت اطلاع بیشتر به کتب حدیثی مراجعه شود.</ref>. | |||
[[هدف]] از بیان این مقدمه این است که (چنان که قبلاً خاطر نشان ساختیم) ثابت کنیم [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ائمه معصومین]]{{عم}} آنچه را [[وقف]] میکردند خود مالک آن بودهاند.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]] ص ۹۸</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM010643.jpg|22px]] [[محمد اسماعیل نباتیان|نباتیان، محمد اسماعیل]]، [[فقه و امنیت (کتاب)|'''فقه و امنیت''']] | # [[پرونده:IM010643.jpg|22px]] [[محمد اسماعیل نباتیان|نباتیان، محمد اسماعیل]]، [[فقه و امنیت (کتاب)|'''فقه و امنیت''']] | ||
# [[پرونده:IM010709.jpg|22px]] [[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|'''منابع مالی اهل بیت''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||