برهان نفس: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[فطرت]] | [[فطرت]] لایهای از [[نفس انسان]] محسوب میشود که خود [[برهان]] مستقل برای [[خداشناسی]] بود، اما خود وجود [[نفس انسانی]] نیز برهان خداشناسی است که [[قرآن]] بر آن اهتمام خاصی مبذول داشته است. قرآن در تبیین نفس انسان به نکاتی مانند: [[شناخت نفس]] و [[پیمان]] آن با [[خداوند]] در [[عالم ذر]]، ارائه نشانههای [[خدا]] در نفس اشاره میکند. | ||
این برهان همسنگ دیگر | این برهان همسنگ دیگر براهین عقلی و [[فلسفی]] در [[فلسفه]] و [[کلام]] مطرح نشده، اما [[آیات]] متعددی به این نکته تأکید دارند که برای [[شناخت خداوند]] و ایمان به مبدأ و [[معاد]] باید به نفس خود رجوع کرد و آن را به جدّ مورد [[تأمل]] و مطالعه قرار داد که در اینجا به بعض این آیات اشاره میشود: | ||
۱. '''[[شناخت خدا]] [[شناخت]] پیشین (عالم ذر)''': [[قرآن کریم]] شناخت خدا برای نفس انسانی را به این [[دنیا]] اختصاص نمیدهد، بلکه [[معتقد]] است خداوند در [[جهان]] پیش از ماده به نام عالم ذر، زمینه و بستر خداشناسی را برای [[انسانها]] فراهم آورده است. چنان که [[آیه]] زیر تأکید میکند خداوند خودش را بر نفس و [[ارواح]] فرزندان [[حضرت آدم]] در عالم پیشین به مرحله ظهور و [[گواهی]] رساند و از آنان خواست به این سؤال جواب دهند که آیا من خدای شما نیستم؟ همگی آنان نیز پاسخ مثبت سر دادند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>. | |||
این [[آیه شریفه]] به اصل [[فطرت]] و [[سرشت]] [[خداشناسی]] [[انسان]] تأکید میکند که این مهر و سرشت بر [[جان]] و [[نفس انسانی]] در عالم پیشین زده شده است، اما ممکن است در [[عالم دنیا]] و ماده با کدورتهای مادی این [[سرشت]] [[پاک]] مکدّر و غبارآلود گردد. | این [[آیه شریفه]] به اصل [[فطرت]] و [[سرشت]] [[خداشناسی]] [[انسان]] تأکید میکند که این مهر و سرشت بر [[جان]] و [[نفس انسانی]] در عالم پیشین زده شده است، اما ممکن است در [[عالم دنیا]] و ماده با کدورتهای مادی این [[سرشت]] [[پاک]] مکدّر و غبارآلود گردد. | ||
۲. '''ارائه نشانههای [[خدا]] در نفسها''': [[قرآن کریم]] به [[خداشناسی فطری]] و [[تذکر]] [[شرافت]] ذاتی [[انسان]] بسنده نمیکند، بلکه خاطرنشان میسازد که [[خداوند]] در [[دنیا]] [[آیات]] و نشانههای [[خداشناسی]] و | ۲. '''ارائه نشانههای [[خدا]] در نفسها''': [[قرآن کریم]] به [[خداشناسی فطری]] و [[تذکر]] [[شرافت]] ذاتی [[انسان]] بسنده نمیکند، بلکه خاطرنشان میسازد که [[خداوند]] در [[دنیا]] [[آیات]] و نشانههای [[خداشناسی]] و خداجویی را در ضمیر و [[جان]] [[انسانها]] نشان و ارائه خواهد داد تا حقیقت الهی برای آنان روشن گردد: {{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ}}<ref>«به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref>. | ||
{{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ}}<ref>«به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref>. | |||
[[آیه]] دیگر نشانههای [[یقین]] به خدا را در پهنای [[زمین]] وصف میکند، آنگاه به صورت مستقل نفسهای [[انسانی]] را نیز بستر [[آیات الهی]] بیان میکند. | [[آیه]] دیگر نشانههای [[یقین]] به خدا را در پهنای [[زمین]] وصف میکند، آنگاه به صورت مستقل نفسهای [[انسانی]] را نیز بستر [[آیات الهی]] بیان میکند: {{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ * وَفِي أَنْفُسِكُمْ}}<ref>«و در زمین برای اهل یقین نشانههایی است * و (نیز) در خودتان» سوره ذاریات، آیه ۲۰-۲۱.</ref>. | ||
{{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ * وَفِي أَنْفُسِكُمْ}}<ref>«و در زمین برای اهل یقین نشانههایی است * و (نیز) در | |||
۳. '''توبیخ عدم [[تأمل]] در نفس''': از آنجا که بستر خداشناسی با تقریرات سهگانه پیشگفته در نفس و جان انسانی وجود دارد، مطالعه و [[تفکر]] در آن میتواند انسان را [[خداشناس]] و [[موحد]] به بار بیاورد، همینطور برعکس، ترک آن میتواند [[حقیقت]] و [[یاد خدا]] را در [[دل]] انسانها به بوته فراموشی و نسیان بسپارد؛ لذا [[قرآن]] بیشتر با زبان [[عتاب]] و توبیخ به انسانها خطاب میکند که چرا در انفس و جان خودشان تفکر و مطالعه نمیکنند؟ مفهوم آن امر به تفکر و تعمق در نفس است: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«آیا با خویش نیندیشیدهاند» سوره روم، آیه ۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ * وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و در زمین برای اهل یقین نشانههایی است * و (نیز) در خودتان، آیا نمینگرید؟» سوره ذاریات، آیه ۲۰-۲۱.</ref>. | |||
به دیگر [[سخن]]، عدم تأمل در نفس خود موجب [[حجاب]] بین خود و خدا و دوری از آن خواهد شد؛ چنان که آیه زیر بدان اشاره میکند و با خطاب هشدار میفرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ}}<ref>«و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد» سوره حشر، آیه ۱۹.</ref>. | به دیگر [[سخن]]، عدم تأمل در نفس خود موجب [[حجاب]] بین خود و خدا و دوری از آن خواهد شد؛ چنان که آیه زیر بدان اشاره میکند و با خطاب هشدار میفرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ}}<ref>«و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد» سوره حشر، آیه ۱۹.</ref>. | ||
[[آیه]] دیگر به وجود زمینه لازم [[خداشناسی]] در | [[آیه]] دیگر به وجود زمینه لازم [[خداشناسی]] در انفس تصریح میکند، اما به این شرط که [[انسان]] بدان رجوع نماید: {{متن قرآن|فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«آنگاه (نخست) به خود آمدند و (به خود یا به یکدیگر) گفتند: بیگمان شمایید که ستمگرید» [[سوره انبیاء]]، آیه ۶۴.</ref>. | ||
{{متن قرآن|فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«آنگاه (نخست) به خود آمدند و (به خود یا به یکدیگر) گفتند: بیگمان شمایید که ستمگرید» [[سوره انبیاء]]، آیه ۶۴.</ref>. | |||
آیه فوق بر داستان [[حضرت ابراهیم]] در شکستن همه [[بتها]] جز [[بت]] بزرگ ناظر است، [[بتپرستان]] وقتی از حضرت ابراهیم پرسیدند که تو بتها را شکستی؟ حضرت در جواب فرمود که بت بزرگ چنین کاری را مرتکب شده و شما از او سؤال کنید. | آیه فوق بر داستان [[حضرت ابراهیم]] در شکستن همه [[بتها]] جز [[بت]] بزرگ ناظر است، [[بتپرستان]] وقتی از حضرت ابراهیم پرسیدند که تو بتها را شکستی؟ حضرت در جواب فرمود که بت بزرگ چنین کاری را مرتکب شده و شما از او سؤال کنید. | ||
بتپرستان در این وقت [[تأمل]] و درنگی نموده و فهمیدند که بت بزرگ اصلاً از جای خود | |||
بتپرستان در این وقت [[تأمل]] و درنگی نموده و فهمیدند که بت بزرگ اصلاً از جای خود حرکت نمیکند و حرف هم نمیزند تا ما از او سؤال نموده و لذا اصلاً وی چنین کاری را هم انجام نداده است، با این تأمل و رجوع فطرت خداشناسی آنان در مرحله اول بیدار شدند که ثمره آن اتصاف [[ظلم]] به خودشان بود، لکن آنان دوباره ضمیر [[پاک]] و وجدان خویش را فراموش نمودند<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۲۷۷.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||