←پانویس
(صفحهای تازه حاوی «== قاعده نفی سبیل == یکی از اصول و قواعدی که در سراسر فقه بدان استناد میشود، قاعده نفی سبیل است. مقصود از این قاعده آن است که کفار و مشرکان نباید هیچگونه سلطه و سیطرهای بر مسلمانان داشته باشند و مسلمانان باید از هر نوع چیرگی و [...» ایجاد کرد) |
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
برای این قاعده به سخن معروف [[رسول خدا]]{{صل}} که فرمود: {{متن حدیث|الاسلام یعلوا و لایعلی علیه}}<ref>نهج الفصاحه، ص۲۵.</ref>؛ "[[اسلام]] [[برتر]] است و چیزی بر آن [[برتری]] ندارد"، نیز استناد میشود. افزون بر مستندات [[قرآنی]] و [[روایی]]، این قاعده مورد [[اجماع]] [[فقیهان]] است که به احتمال [[قوی]] مستند اجماع، همان مستندات نقلی است که در این صورت "اجماع مدرکی" بوده و از دیدگاه مشهور فقیهان دلیل مستقلی در عرض مستندات دیگر نخواهد بود<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص۱۷.</ref> | برای این قاعده به سخن معروف [[رسول خدا]]{{صل}} که فرمود: {{متن حدیث|الاسلام یعلوا و لایعلی علیه}}<ref>نهج الفصاحه، ص۲۵.</ref>؛ "[[اسلام]] [[برتر]] است و چیزی بر آن [[برتری]] ندارد"، نیز استناد میشود. افزون بر مستندات [[قرآنی]] و [[روایی]]، این قاعده مورد [[اجماع]] [[فقیهان]] است که به احتمال [[قوی]] مستند اجماع، همان مستندات نقلی است که در این صورت "اجماع مدرکی" بوده و از دیدگاه مشهور فقیهان دلیل مستقلی در عرض مستندات دیگر نخواهد بود<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص۱۷.</ref> | ||
== [[نفی سبیل]] در [[فقه سیاسی]] == | |||
قاعده نفی سبیل یکی از پرکاربردترین [[قواعد فقهی]] است. منظور از [[سبیل]] در عنوان قاعده، راه تسلط کافران بر مسلمین است و منظور از قاعده نفی سبیل [[حرام]] بودن هر عمل و قانونی است که منجر به ایجاد امکان تسلط کافران (غیرمسلمانان) بر مسلمین شود. یکی از [[ادله]] قاعده مذکور، این [[آیه]] از [[قرآن]] است: {{متن قرآن|لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref>. در تبیین [[نفی سبیل]]، دو [[مقام]] [[تکوین]] و [[تشریع]] مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. [[مقام]] [[تکوین]] یعنی در عالم خارج سلطهای بر [[مسلمین]] از طرف [[کفار]] تحقق نمییابد؛ اما به دلیل اینکه در بسیاری مواقع، تسلط کافران بر مسلمانان در عالم خارج به [[دلایل]] مختلفی اتفاق افتاده است<ref>برخی از فقها نیز بر آناند که نفی سبیل در تکوین نیز وجود دارد (ر. ک: اصغرآقا مهدوی، قدرت سیاسی، ص۱۰۳-۱۰۶).</ref>، معنای دوم و مشهور این قاعده، «[[نفی سبیل]] در مقام تشریع ([[قانونگذاری]])» است<ref>قمی طباطبایی، الانوار البهیة فی قواعد الفقهیه، ص۱۴۰.</ref>. در ساحت تشریع نیز دو نمونه از [[قاعده نفی سبیل]] بیان میشود: | |||
# با در نظر گرفتن [[وکالت]] میان [[مسلمان]] و [[ذمی]] به منظور طرح دعوا علیه مسلمان یا ذمی چهار حالت ایجاد میشود که برخی از آنها به [[حکم]] قاعده نفی سبیل، غیرجایز و برخی دیگر به حکم همین قاعده جایز است: | |||
## مسلمان، ذمی را علیه مسلمان [[وکیل]] کند: به حکم قاعده نفی سبیل جایز نیست؛ | |||
## ذمی، ذمی را علیه مسلمان وکیل کند: مورد پذیرش نیست؛ زیرا منجر به [[سبیل]] [[کافر]] بر مسلمان میشود؛ | |||
## ذمی، مسلمان را علیه مسلمان وکیل کند: در این مورد [[اختلاف]] است. عدهای به دلیل آنکه چنین وکالتی زمینه [[سلطه کفار]] را فراهم نمیکند، آن را جایز میدانند؛ | |||
## ذمی، مسلمان را علیه ذمی وکیل کند: جایز است؛ زیرا سبیلی اتفاق نیفتاده است، بلکه برعکس سبیل مسلمان است بر کافر؛ | |||
## مسلمان، مسلمان را علیه ذمی وکیل کند: جایز است<ref>قمی (میرزا)، جامع الشتات فی اجوبة السؤالات، ج۳، ص۵۲۲.</ref>؛ | |||
# اگر [[حکومت اسلامی]] اقدام به انعقاد قراردادی با کشورهای غیرمسلمان کند که به پیرو آن تسلطهای [[مالی]] (مثلاً [[تسلط]] بر [[نظام]] بانکی [[کشور]] مسلمان)، [[سیاسی]] (برای نمونه امکان [[دخالت]] در [[امور سیاسی]] کشور مسلمان)، [[اجتماعی]] یا هرگونه تسلط دیگری ایجاد شود، [[عقد]] آن [[قرارداد]] [[حرام]] است. به نظر میرسد باید میان رابطه با قدرتهای کافر [[دشمن]] و غیردشمن تفکیک قائل شد. این تفکیک را میتوان از دو [[آیه]] زیر [[درک]] کرد: {{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکردهاند و شما را از خانههایتان بیرون نراندهاند باز نمیدار» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref>. {{متن قرآن|إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«خداوند تنها شما را از دوست داشتن کسانی باز میدارد که با شما در کار دین جنگ کردند و شما را از خانههایتان بیرون راندند و (یا) از بیرون راندنتان پشتیبانی کردند و کسانی که آنان را دوست بدارند ستمگرند» سوره ممتحنه، آیه ۹.</ref>. در واقع با در نظر گرفتن [[مصالح]]، [[همکاری]] با غیردشمنان را نمیتوان مصادیقی از [[سلطه]] نامید؛ از اینرو این موارد تخصصاً از مصادیق قاعده خارج است<ref>[[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص۱۲۸.</ref>. | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||