رشد اقتصادی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:
}}
}}


==چرایی اهمیت رشد اقتصادی==
== اهمیت رشد اقتصادی ==
از آنجا که رشد اقتصادی به معنای رسیدن به همه بایسته‌ها و شایسته‌ها در فعالیت‌ها و مسائل [[اقتصادی]] است، به طور طبیعی از نظر [[قرآن]]، این امر از اهمیت و [[ارزش]] بسیاری برخوردار خواهد بود؛ زیرا از نظر قرآن، [[اقتصاد]] مایه قوام [[اجتماع]] بوده و ستون اصلی آن را تشکیل می‌دهد<ref>نساء، آیه ۵</ref> به طوری که فقدان آن به معنای آن است که [[مردم]] و اجتماع توان ایستادن نخواهند یافت و به [[فقر]] دچار شده و [[فروپاشی اجتماعی]] به سبب عدم تحقق [[فلسفه وجودی]] اجتماع را رقم می‌زند.<ref>همان؛ آل عمران، آیه ۱۱۲؛ بقره، آیه ۶۱؛ سبأ، آیات ۱۵ تا ۱۹</ref>
از آنجا که [[رشد اقتصادی]] به معنای رسیدن به همه بایسته‌ها و شایسته‌ها در فعالیت‌ها و مسائل [[اقتصادی]] است، به طور طبیعی از نظر [[قرآن]]، این امر از اهمیت و [[ارزش]] بسیاری برخوردار خواهد بود؛ زیرا از نظر قرآن، [[اقتصاد]] مایه قوام [[اجتماع]] بوده و ستون اصلی آن را تشکیل می‌دهد<ref>نساء، آیه ۵.</ref> به طوری که فقدان آن به معنای آن است که [[مردم]] و اجتماع توان ایستادن نخواهند یافت و به [[فقر]] دچار شده و فروپاشی اجتماعی به سبب عدم تحقق فلسفه وجودی اجتماع را رقم می‌زند<ref>آل عمران، آیه ۱۱۲؛ بقره، آیه ۶۱؛ سبأ، آیات ۱۵ تا ۱۹.</ref>.
در ارزش و اهمیت مسائل اقتصادی و [[لزوم]] [[رشد]] و شکوفایی آن همین بس که [[امور اقتصادی]] و معیشتی مردم، دارای جایگاهی مهمّ در حدّ [[مسائل اعتقادی]] و [[عبادی]] دارد<ref>بقره، آیات ۳ و ۴۱ و ۴۳ و ۸۳ و ۱۷۷ و ۲۷۷؛ نساء، آیه ۳۹؛ انفال، آیات ۲ و ۳</ref>؛ زیرا از نظر قرآن، [[تأمین سعادت]] [[واقعی]] [[انسان]] در [[سایه]] [[یکتاپرستی]]، [[سلامت]] امور اقتصادی و [[پرهیز]] از [[فسادانگیزی]] است<ref>اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیات ۸۴ تا ۸۶</ref> به طوری‌که همه [[پیامبران]] برای [[تأمین عدالت]] برانگیخته می‌شوند که یکی از مهم‌ترین آنها [[عدالت]] در امور اقتصادی است.<ref>حدید، آیه ۲۵</ref>


در این میان [[پیامبر]] مکرم و معظم [[اسلام]]{{صل}} مامور می‌شود تا در سطح [[برتر]] وارد عمل شده و در [[مقام]] [[مکارم اخلاقی]] [[مردمان]] را به جایگاهی از [[عدالت‌خواهی]] برساند که همه هستی و [[هویت]] وجودی آنان [[قسط خواهی]] و سهم خواهی باشد؛ زیرا [[خدا]] قسط خواهی را به عنوان مقوم و مولفه اصلی ذاتی [[مؤمنان]] قرار داده و می‌فرماید: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُونُوا۟ قَوَّٰمِينَ لِلَّهِ شُهَدَآءَ بِٱلْقِسْطِ}}<ref>«ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید» سوره مائده، آیه ۸.</ref>
در ارزش و اهمیت مسائل اقتصادی و [[لزوم]] [[رشد]] و شکوفایی آن همین بس که [[امور اقتصادی]] و معیشتی مردم، دارای جایگاهی مهمّ در حدّ [[مسائل اعتقادی]] و [[عبادی]] دارد<ref>بقره، آیات ۳ و ۴۱ و ۴۳ و ۸۳ و ۱۷۷ و ۲۷۷؛ نساء، آیه ۳۹؛ انفال، آیات ۲ و ۳.</ref>؛ زیرا از نظر قرآن، تأمین سعادت واقعی [[انسان]] در [[سایه]] [[یکتاپرستی]]، [[سلامت]] امور اقتصادی و پرهیز از [[فسادانگیزی]] است<ref>اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیات ۸۴ تا ۸۶.</ref> به طوری‌که همه [[پیامبران]] برای تأمین عدالت برانگیخته می‌شوند که یکی از مهم‌ترین آنها [[عدالت]] در امور اقتصادی است<ref>حدید، آیه ۲۵.</ref>.
در جایی دیگر نیز می‌فرماید:ای کسانی که [[ایمان]] آورده‏ اید! پیوسته و [[استوار]] به عدالت [[قیام]] کنید و برای خدا [[گواهی]] دهید، هر چند به [[زیان]] خودتان یا به زیان [[پدر و مادر]] و [[خویشاوندان]] شما باشد. اگر یکی از دو طرف دعوا توانگر یا نیازمند باشد، باز [[خدا]] به آن دو از شما سزاوارتر است. پس از پی [[هوس]] نروید که درنتیجه از [[حق]] [[عدول]] کنید؛ و اگر به انحراف‌گرایید یا [[اعراض]] نمایید، قطعا [[خدا]] به آنچه انجام می‏ دهید، [[آگاه]] است.<ref>انعام، آیه ۱۳۵</ref>


تأکید بر واژه «قوامین» که از ریشه [[قوم]] و [[قیام]] است، به این معنا است که نه تنها باید قیام به [[عدالت]] برای [[مؤمنان]]، [[ملکه]] شود، بلکه مقوم ذات و [[هویت]] [[ایمانی]] آنان شده باشد تا بتوانند همواره و [[استوار]] برای [[دفاع]] از سهم خویش و دیگران بدون هیچ ملاحظاتی قیام کنند و به [[دفاع از مظلومان]] و [[مستضعفان]] عالم برخیزند.<ref>نساء، آیه ۷۹؛ حدید، آیه ۲۵</ref>
در این میان [[پیامبر اسلام]]{{صل}} مأمور می‌شود تا در سطح [[برتر]] وارد عمل شده و در [[مقام]] [[مکارم اخلاقی]] [[مردمان]] را به جایگاهی از [[عدالت‌خواهی]] برساند که همه هستی و [[هویت]] وجودی آنان قسط خواهی و سهم خواهی باشد؛ زیرا [[خدا]] قسط خواهی را به عنوان مقوّم و مؤلفه اصلی ذاتی [[مؤمنان]] قرار داده و می‌فرماید: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُونُوا۟ قَوَّٰمِينَ لِلَّهِ شُهَدَآءَ بِٱلْقِسْطِ}}<ref>«ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید» سوره مائده، آیه ۸.</ref>.
با نگاهی به [[آموزه‌های قرآن]] و گزارش‌های [[تاریخی]] و تحلیل و تعلیل‌های آن می‌توان به [[سادگی]] دریافت که [[اقتصاد]] در کنار مسائل [[عبادی]] محض و [[دعوت به توحید]] و [[یکتاپرستی]] قرار داشته است و [[پیامبران]] برای [[اصلاح]] مسائل [[اقتصادی]] و تصحیح [[رفتارها]] در [[فعالیت‌های اقتصادی]] نقش اساسی و کلیدی داشته‌اند و به عنوان [[رهبران]] [[اجتماع]] به این امور وارد شده و با همه خطراتی از جمله [[قتل]] و [[تبعید]] و [[شکنجه]] اقدام به اصلاح در حد [[استطاعت]] و توان خویش داشتند.<ref>هود، آیه ۹۱</ref> به عنوان نمونه غیر از [[حضرت یوسف]]{{ع}} که [[مدیریت]] و [[نظارت]] بر فعالیت‌های اقتصادی اجتماع [[مصر]] را به دست گرفت <ref>یوسف، آیات ۴۵ تا ۵۵</ref>، تصحیح [[روابط اقتصادی]] [[جامعه]] [[مدین]]، همپای [[مسائل اعتقادی]] و عبادی، در صدر آموزه‌های شعیب{{ع}} قرار داشته است.<ref>اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیات ۸۴ تا ۸۷؛ شعراء، آیات ۱۷۷ تا ۱۸۳</ref> آن حضرت{{ع}} در این باره می‌فرماید: گفت: ای قوم من! بیندیشید اگر از جانب پروردگارم دلیل روشنی داشته باشم و او از سوی خود روزی نیکویی به من داده باشد، آیا باز هم از [[پرستش]] او دست بردارم؟ من نمیخواهم در آنچه شما را از آن باز می‌دارم با شما [[مخالفت]] کنم و خود مرتکب آن شوم. من قصدی جز [[اصلاح جامعه]] تا آنجا که بتوانم ندارم و [[توفیق]] من جز به [[یاری خدا]] نیست. بر او [[توکل]] کرده‏ ام و به سوی او بازمیگردم. <ref>هود، آیه ۸۸</ref>
به هر حال، از نظر [[آموزه‌های قرآن]]، [[اقتصاد]] در [[اجتماع]] چنان از اهمیت و [[ارزش]] والایی برخوردار است که در کنار مسائل محض [[عبادی]] و [[اصول دین]] چون [[یکتاپرستی]] و معادباوری و [[رسالت]] مطرح شده و [[خدا]] در کنار [[نماز]] از [[مردم]] می‌خواهد تا [[انفاق]] کنند و [[زکات]] بدهند. <ref>بقره، آیه ۳</ref>


بر همین اساس، همان‌گونه که خدا در مسائل [[عبادی]] و [[معنوی]] محض، خواهان آن است تا [[انسان]] به جایی برسد که خدایی و متاله شده<ref>بقره، آیه ۱۳۸</ref> و در [[مقام]] مظهریت [[ربوبیت]] قرار گیرد و ربانی شود<ref>آل عمران، آیه ۷۹</ref>، همچنین در مسائل [[اقتصادی]] از مردم می‌خواهد تا به عنوان [[خلیفه‌الله]] به [[آبادانی زمین]] پرداخته و به [[فعالیت‌های اقتصادی]] و تولید و [[تغییر]] و تبدیل توجه ویژه‌ای داشته باشند<ref>هود، آیه ۶۱</ref> و تلاش کنند تا [[اقتصاد]] [[اجتماع]] به [[بلوغ]] و [[رشد]] بایسته و شایسته خویش دست یابد. از همین رو [[مؤمنان]] را کسانی می‌داند که از خدا [[حسنه]] [[دنیا]] و حسنه [[آخرت]] را می‌خواهند که بی‌گمان [[آسایش]] در [[سایه]] رشد و [[شکوفایی اقتصادی]] از جمله آنها است.<ref>بقره، آیه ۲۰۱</ref>
در جایی دیگر نیز می‌فرماید: «ای کسانی که [[ایمان]] آورده‌اید! پیوسته و [[استوار]] به عدالت [[قیام]] کنید و برای خدا [[گواهی]] دهید، هر چند به [[زیان]] خودتان یا به زیان پدر و مادر و [[خویشاوندان]] شما باشد. اگر یکی از دو طرف دعوا توانگر یا نیازمند باشد، باز [[خدا]] به آن دو از شما سزاوارتر است. پس از پی [[هوس]] نروید که درنتیجه از [[حق]] عدول کنید؛ و اگر به انحراف‌گرایید یا [[اعراض]] نمایید، قطعا [[خدا]] به آنچه انجام می‏ دهید، [[آگاه]] است»<ref>انعام، آیه ۱۳۵.</ref>.
اینکه خدا و [[پیامبران]] از مردم می‌خواهند تا [[استغفار]] کرده یا [[ایمان]] و [[تقوا]] پیشه گیرند تا به بهره‌مندی بیشتر از [[فضل الهی]] و [[برکات]] دست یابند<ref>اعراف، آیه ۹۶؛ مائده، آیه ۶۶؛ هود، آیات ۳ و ۵۲؛ نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲</ref> خود بهترین [[شاهد]] و [[دلیل قرآنی]] بر اهمیت و [[ارزش]] رشد اقتصادی در [[فرهنگ]] و [[آموزه‌های قرآن]] است.
خدا از مردم می‌خواهد تا برای رشد اقتصادی و شکوفایی آن [[دعا]] کنند؛ از همین رو [[دعا کردن]] برای این امر را شایسته قرار داده است.<ref>بقره، آیه ۲۰۱؛ نساء، آیه ۳۲؛ اعراف، آیه ۱۵۶</ref> این خود [[گواه]] دیگر بر این است که رشد اقتصادی و تلاش برای آن به عنوان یک امر [[نیک]] مطلوب [[شریعت اسلام]] است.


البته صریح‌تر از این [[آیات]] می‌توان به [[آیه]] ۱۵ [[سوره سبأ]] اشاره کرد که می‌فرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍۢ فِى مَسْكَنِهِمْ ءَايَةٌۭ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍۢ وَشِمَالٍۢ كُلُوا۟ مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَٱشْكُرُوا۟ لَهُۥ بَلْدَةٌۭ طَيِّبَةٌۭ وَرَبٌّ غَفُورٌۭ}}<ref>«برای (قوم) سبا در مسکن‌هایشان نشانه‌ای (شگرف) وجود داشت: دو باغ از راست و چپ، از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده» سوره سبأ، آیه ۱۵.</ref>
تأکید بر واژه «قوّامین» که از ریشه [[قوم]] و [[قیام]] است، به این معناست که نه تنها باید قیام به [[عدالت]] برای [[مؤمنان]]، ملکه شود، بلکه مقوّم ذات و [[هویت]] [[ایمانی]] آنان شده باشد تا بتوانند همواره و [[استوار]] برای [[دفاع]] از سهم خویش و دیگران بدون هیچ ملاحظاتی قیام کنند و به [[دفاع از مظلومان]] و [[مستضعفان]] عالم برخیزند<ref>نساء، آیه ۷۹؛ حدید، آیه ۲۵.</ref>.
از این [[آیه]] به دست می‌آید که [[رشد]] و شکوفایی، امری مطلوب و [[نعمت الهی]] است که باید [[شکرگزار]] آن بود. بنابراین، تلاش و [[کوشش]] برای تحقق‌بخشی به رشد و [[شکوفایی اقتصادی]] نیز مطلوب است.
 
البته [[قرآن]] به این نکته توجه می‌دهد که [[توسعه]] و بهره‌مندی [[اقتصادی]] ملازم با رشد اقتصادی به معنای [[واقعی]] نیست؛ زیرا [[جوامع]] ممکن است به [[توسعه اقتصادی]] و بهره‌مندی از آن دست یابند، در حالی که بایسته‌ها و شایسته‌ها را مراعات نمی‌کنند یا تارک نابایسته‌ها و ناشایسته‌ها نیستند؛ زیرا [[خدا]] گاه برای [[تنبیه]] و گاه از باب [[عدالت]] به [[جوامع انسانی]]، [[فراوانی نعمت]] و [[مال]] می‌دهد. پس داشتن مال و نداشتن آن به معنای [[اکرام]] یا [[اهانت]] از سوی خدا نیست<ref>فجر، آیات ۱۵ و ۱۶</ref>، بلکه چنانکه خدا به‌صراحت در قرآن بیان کرده است، خدا گاهی برای [[آزمایش]] به شخص یا [[اجتماعی]] مال و [[ثروت]] می‌دهد تا ببیند چگونه عمل و [[رفتار]] می‌کنند؛ چنانکه خدا گاهی دیگر به [[حکم]] عدالت به افراد و جوامعی که [[اعتقادی]] به [[قیامت]] ندارند، [[پاداش اعمال]] خیر و خوب آنان را در همین [[دنیا]] می‌دهد.
با نگاهی به [[آموزه‌های قرآن]] و گزارش‌های [[تاریخی]] و تحلیل و تعلیل‌های آن می‌توان به سادگی دریافت که [[اقتصاد]] در کنار مسائل [[عبادی]] محض و [[دعوت به توحید]] و [[یکتاپرستی]] قرار داشته است و [[پیامبران]] برای [[اصلاح]] مسائل [[اقتصادی]] و تصحیح [[رفتارها]] در فعالیت‌های اقتصادی نقش اساسی و کلیدی داشته‌اند و به عنوان [[رهبران]] [[اجتماع]] به این امور وارد شده و با همه خطراتی از جمله [[قتل]] و [[تبعید]] و [[شکنجه]] اقدام به اصلاح در حد [[استطاعت]] و توان خویش داشتند<ref>هود، آیه ۹۱.</ref>. به عنوان نمونه غیر از [[حضرت یوسف]]{{ع}} که [[مدیریت]] و [[نظارت]] بر فعالیت‌های اقتصادی اجتماع [[مصر]] را به دست گرفت<ref>یوسف، آیات ۴۵ تا ۵۵.</ref>، تصحیح روابط اقتصادی [[جامعه]] [[مدین]]، همپای [[مسائل اعتقادی]] و عبادی، در صدر آموزه‌های شعیب{{ع}} قرار داشته است<ref>اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیات ۸۴ تا ۸۷؛ شعراء، آیات ۱۷۷ تا ۱۸۳.</ref>. آن حضرت{{ع}} در این باره می‌فرماید: «گفت: ای قوم من! بیندیشید اگر از جانب پروردگارم دلیل روشنی داشته باشم و او از سوی خود روزی نیکویی به من داده باشد، آیا باز هم از [[پرستش]] او دست بردارم؟ من نمیخواهم در آنچه شما را از آن باز می‌دارم با شما [[مخالفت]] کنم و خود مرتکب آن شوم. من قصدی جز [[اصلاح جامعه]] تا آنجا که بتوانم ندارم و [[توفیق]] من جز به یاری خدا نیست. بر او [[توکل]] کرده‏ ام و به سوی او بازمی‌گردم»<ref>هود، آیه ۸۸.</ref>.
پس از نظر قرآن، بهره‌مندی و توسعه اقتصادی جوامع با [[حقانیّت]] و [[معنویّت]] آنان ملازم نیست<ref>کهف، آیات ۳۲ تا ۳۶؛ مریم، آیات ۷۳ و ۷۴؛ مؤمنون، آیات ۵۵ و ۵۶؛ سبا، آیات ۳۴ تا ۳۷؛ زخرف، آیات ۳۳ و ۳۴</ref>؛ از همین رو پیشرفت‌های اقتصادی جوامع [[کفرپیشه]] تاثیری در نجات‌بخشی آنان از نابودی نخواهد داشت.<ref>انعام، آیه ۶؛ توبه، آیه ۶۹؛ مریم، آیات ۷۳ و ۷۴؛ قصص، آیه ۵۸؛ سبأ، آیه ۴۵</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل رشد اقتصادی از منظر قرآن (مقاله)|عوامل رشد اقتصادی از منظر قرآن]]</ref>
 
به هر حال، از نظر [[آموزه‌های قرآن]]، [[اقتصاد]] در [[اجتماع]] چنان از اهمیت و [[ارزش]] والایی برخوردار است که در کنار مسائل محض [[عبادی]] و [[اصول دین]] چون [[یکتاپرستی]] و معادباوری و [[رسالت]] مطرح شده و [[خدا]] در کنار [[نماز]] از [[مردم]] می‌خواهد تا [[انفاق]] کنند و [[زکات]] بدهند<ref>بقره، آیه ۳.</ref>.
 
بر همین اساس، همان‌گونه که خدا در مسائل [[عبادی]] و [[معنوی]] محض، خواهان آن است تا [[انسان]] به جایی برسد که خدایی و متالّه شده<ref>بقره، آیه ۱۳۸.</ref> و در [[مقام]] مظهریت [[ربوبیت]] قرار گیرد و ربانی شود<ref>آل عمران، آیه ۷۹.</ref>، همچنین در مسائل [[اقتصادی]] از مردم می‌خواهد تا به عنوان [[خلیفه‌الله]] به [[آبادانی زمین]] پرداخته و به فعالیت‌های اقتصادی و تولید و [[تغییر]] و تبدیل توجه ویژه‌ای داشته باشند<ref>هود، آیه ۶۱.</ref> و تلاش کنند تا [[اقتصاد]] [[اجتماع]] به [[بلوغ]] و [[رشد]] بایسته و شایسته خویش دست یابد. از همین رو [[مؤمنان]] را کسانی می‌داند که از خدا [[حسنه]] [[دنیا]] و حسنه [[آخرت]] را می‌خواهند که بی‌گمان [[آسایش]] در [[سایه]] رشد و شکوفایی اقتصادی از جمله آنهاست<ref>بقره، آیه ۲۰۱.</ref>.
 
اینکه خدا و [[پیامبران]] از مردم می‌خواهند تا [[استغفار]] کرده یا [[ایمان]] و [[تقوا]] پیشه گیرند تا به بهره‌مندی بیشتر از فضل الهی و [[برکات]] دست یابند<ref>اعراف، آیه ۹۶؛ مائده، آیه ۶۶؛ هود، آیات ۳ و ۵۲؛ نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲.</ref> خود بهترین [[شاهد]] و دلیل قرآنی بر اهمیت و [[ارزش]] [[رشد اقتصادی]] در [[فرهنگ]] و [[آموزه‌های قرآن]] است.
 
خدا از مردم می‌خواهد تا برای رشد اقتصادی و شکوفایی آن [[دعا]] کنند؛ از همین رو [[دعا کردن]] برای این امر را شایسته قرار داده است<ref>بقره، آیه ۲۰۱؛ نساء، آیه ۳۲؛ اعراف، آیه ۱۵۶.</ref>. این خود [[گواه]] دیگر بر این است که رشد اقتصادی و تلاش برای آن به عنوان یک امر [[نیک]] مطلوب [[شریعت اسلام]] است.
 
البته صریح‌تر از این [[آیات]] می‌توان به [[آیه]] ۱۵ [[سوره سبأ]] اشاره کرد که می‌فرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍۢ فِى مَسْكَنِهِمْ ءَايَةٌۭ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍۢ وَشِمَالٍۢ كُلُوا۟ مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَٱشْكُرُوا۟ لَهُۥ بَلْدَةٌۭ طَيِّبَةٌۭ وَرَبٌّ غَفُورٌۭ}}<ref>«برای (قوم) سبا در مسکن‌هایشان نشانه‌ای (شگرف) وجود داشت: دو باغ از راست و چپ، از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده» سوره سبأ، آیه ۱۵.</ref>. از این [[آیه]] به دست می‌آید که [[رشد]] و شکوفایی، امری مطلوب و [[نعمت الهی]] است که باید [[شکرگزار]] آن بود. بنابراین، تلاش و کوشش برای تحقق‌بخشی به رشد و شکوفایی اقتصادی نیز مطلوب است.
 
البته [[قرآن]] به این نکته توجه می‌دهد که [[توسعه]] و بهره‌مندی [[اقتصادی]] ملازم با [[رشد اقتصادی]] به معنای واقعی نیست؛ زیرا جوامع ممکن است به [[توسعه اقتصادی]] و بهره‌مندی از آن دست یابند، در حالی که بایسته‌ها و شایسته‌ها را مراعات نمی‌کنند یا تارک نابایسته‌ها و ناشایسته‌ها نیستند؛ زیرا [[خدا]] گاه برای [[تنبیه]] و گاه از باب [[عدالت]] به [[جوامع انسانی]]، فراوانی نعمت و [[مال]] می‌دهد. پس داشتن مال و نداشتن آن به معنای [[اکرام]] یا [[اهانت]] از سوی خدا نیست<ref>فجر، آیات ۱۵ و ۱۶.</ref>، بلکه چنانکه خدا به‌صراحت در قرآن بیان کرد ه است، خدا گاهی برای [[آزمایش]] به شخص یا [[اجتماعی]] مال و [[ثروت]] می‌دهد تا ببیند چگونه عمل و [[رفتار]] می‌کنند؛ چنانکه خدا گاهی دیگر به [[حکم]] عدالت به افراد و جوامعی که [[اعتقادی]] به [[قیامت]] ندارند، [[پاداش اعمال]] خیر و خوب آنان را در همین [[دنیا]] می‌دهد.
پس از نظر قرآن، بهره‌مندی و توسعه اقتصادی جوامع با حقانیّت و معنویّت آنان ملازم نیست<ref>کهف، آیات ۳۲ تا ۳۶؛ مریم، آیات ۷۳ و ۷۴؛ مؤمنون، آیات ۵۵ و ۵۶؛ سبا، آیات ۳۴ تا ۳۷؛ زخرف، آیات ۳۳ و ۳۴.</ref>؛ از همین رو پیشرفت‌های اقتصادی جوامع [[کفرپیشه]] تاثیری در نجات‌بخشی آنان از نابودی نخواهد داشت<ref>انعام، آیه ۶؛ توبه، آیه ۶۹؛ مریم، آیات ۷۳ و ۷۴؛ قصص، آیه ۵۸؛ سبأ، آیه ۴۵.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل رشد اقتصادی از منظر قرآن (مقاله)|عوامل رشد اقتصادی از منظر قرآن]].</ref>


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش