پرش به محتوا

سبک زندگی در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = سبک زندگی | عنوان مدخل = سبک زندگی | مداخل مرتبط = سبک زندگی در معارف و سیره علوی | پرسش مرتبط = }} ==اهمیت و نقش‌آفرینی سبک زندگی== روزی مردی جان خود را به خطر انداخت تا جان پسربچه‌ای را که در دریا در حال غرق شدن...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==اهمیت و نقش‌آفرینی [[سبک زندگی]]==
==اهمیت و نقش‌آفرینی [[سبک زندگی]]==  
روزی مردی [[جان]] خود را به خطر انداخت تا جان پسربچه‌ای را که در دریا در حال [[غرق]] شدن بود، [[نجات]] دهد. اوضاع آن‌قدر خطرناک بود که همه [[فکر]] می‌کردند هر دوی آنها غرق می‌شوند، و اگر غرق نشوند، حتماً در بین صخره‌ها تکه تکه خواهند شد، ولی آن مرد با [[تلاش فراوان]] پسر بچه را نجات داد. آن مرد خسته و زخمی پسرک را به نزدیک‌ترین [[صخره]] رساند و خود هم از آن بالا رفت. بعد از مدتی که هر دو آرام شدند، پسربچه به مرد رو کرد و گفت: «از اینکه به خاطر نجات من جان خودت را به خطر انداختی، متشکرم». مرد در جواب گفت: نیازی به تشکر نیست. فقط سعی کن به گونه‌ای [[زندگی]] کنی که زندگی‌ات [[ارزش]] نجات دادن را داشته باشد!
دانستن و [[معرفت]] در [[سبک زندگی]] بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است؛ اینکه بدانیم [[بینش]] و [[منش]] متعالی چیست؟
واقعاً چه کنیم که حیاتمان پُربها و گران‌سنگ شود؟ کدام سبک از زندگی است که به زندگی‌مان ارزش و طراوت می‌دهد؟ برنامه [[خدا]] که همان [[دین]] اوست در این باره چیست؟ به نظر می‌رسد راه سبک زندگی درست و متمدنانه، از جاده [[معرفت]] و [[هستی‌شناسی]] می‌گذرد که [[عقل و دین]] فراروی ما می‌‌نهد.
 
می‌گویند برای تعمیر دیگ بخارِ یک کشتی عظیم از یک متخصص [[دعوت]] کردند. او پس از آنکه به توضیحات صاحب کشتی گوش داد و از او سؤالاتی کرد، به قسمت دیگ بخار رفت و به لوله‌های پیچ در پیچ نگاهی کرد و چند دقیقه به صدای دیگ بخار گوش داد. سپس چکش کوچکی را برداشت و با آن ضربه‌ای به شیر قرمز رنگی زد. ناگهان تمام [[موتور]] کشتی به کار افتاد و آن متخصص نیز پی کار خود رفت! [[روز]] بعد که صاحب کشتی یک صورت‌حساب هزار دلاری دریافت نمود، [[تعجب]] کرد و گفت که این متخصص بیش از پانزده دقیقه در موتورخانه کشتی [[وقت]] نگذاشته است. به همین دلیل ریز هزینه‌ها را درخواست کرد و متخصص نیز این صورت‌حساب را برایش فرستاد: بابت ضربه زدن چکش ۵/۰ دلار؛ بابت دانستن محل ضربه ۹۹۹/۵ دلار!
برخی در [[زندگی]] نیز ضربه می‌زنند، اما نه در جای خود، و همین باعث می‌شود که درجا زنند. آنها تنها مشغول کارند و از صبح تا به شب می‌دوند، اما در زندگی محل ضربه چکش را نمی‌دانند. آنها نمی‌دانند که محل زدن ضربه کاری برای [[سعادت]] کجاست. نمی‌دانند چگونه و با چه [[هنری]] از زندگی بهتر بهره برند تا هم [[دنیایی]] آباد و آرام داشته باشند و هم [[آخرتی]] آسان و [[آسوده]]. بنابراین دانستن و [[معرفت]] در [[سبک زندگی]] بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است؛ اینکه بدانیم [[بینش]] و [[منش]] متعالی چیست؟


اساساً [[هستی‌شناسی]] زیربنای [[حرکت]] است. همه [[ارتباطات]] و جهت‌گیری‌های [[انسان]]، به [[شناخت]] او از [[مبدأ هستی]] بستگی دارد؛ زیرا تمام تلاش‌ها و روابط او بر مبنای [[فکر]] و طرح خاصی انجام می‌پذیرد. حتی [[افکار]] و طرح‌های جزئی نیز از یک [[سازمان]] [[فکری]] و نقشه کلی [[الهام]] می‌‌گیرد. مثلاً کسی که در کسب و [[تجارت]]، [[کم‌فروشی]] می‌کند و از [[احتکار]] و [[گران‌فروشی]] نمی‌هراسد و [[سود]] شخصی و آنی را در نظر می‌گیرد، تنها از یک فکر کلی و از پیش پذیرفته شده [[پیروی]] می‌کند که همان [[اعتقاد]] به [[بت]] [[ثروت]] و [[مال‌اندوزی]] است. از این سو، کسی که در دادوستدها راه [[عدالت]] و [[انصاف]] را در پیش می‌گیرد، پیش‌تر یک فکر عالی را پذیرفته و بدان سر سپرده است و دستورهای روزمره خود را از آن دریافت می‌دارد. به بیانی دیگر، انسان به [[حکم عقل]] و [[فطرت]] و به [[تأیید]] [[اندیشمندان]] عالم نمی‌تواند از [[کاوش]] در شناخت اصل هستی و مسائل مربوط به آن برکنار باشد، و هرگز از او پذیرفته نیست که بگوید چه نیازی به تحقیق درباره مبدأ [[آفرینش]] و ارتباط با او دارم. از این روی، انسان [[عاقل]] دست‌کم برای [[آرامش]] [[وجدان]] باید این مسئله را حل کند و چند و چون آن را بر اساس دلیل [[استوار]] روشن سازد و با [[غفلت]] و [[بی‌اعتنایی]] از کنار آن نگذرد.<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه]]، ص ۴۳.</ref>
اساساً [[هستی‌شناسی]] زیربنای [[حرکت]] است. همه [[ارتباطات]] و جهت‌گیری‌های [[انسان]]، به [[شناخت]] او از [[مبدأ هستی]] بستگی دارد؛ زیرا تمام تلاش‌ها و روابط او بر مبنای [[فکر]] و طرح خاصی انجام می‌پذیرد. حتی [[افکار]] و طرح‌های جزئی نیز از یک [[سازمان]] [[فکری]] و نقشه کلی [[الهام]] می‌‌گیرد. مثلاً کسی که در کسب و [[تجارت]]، [[کم‌فروشی]] می‌کند و از [[احتکار]] و [[گران‌فروشی]] نمی‌هراسد و [[سود]] شخصی و آنی را در نظر می‌گیرد، تنها از یک فکر کلی و از پیش پذیرفته شده [[پیروی]] می‌کند که همان [[اعتقاد]] به [[بت]] [[ثروت]] و [[مال‌اندوزی]] است. از این سو، کسی که در دادوستدها راه [[عدالت]] و [[انصاف]] را در پیش می‌گیرد، پیش‌تر یک فکر عالی را پذیرفته و بدان سر سپرده است و دستورهای روزمره خود را از آن دریافت می‌دارد. به بیانی دیگر، انسان به [[حکم عقل]] و [[فطرت]] و به [[تأیید]] [[اندیشمندان]] عالم نمی‌تواند از [[کاوش]] در شناخت اصل هستی و مسائل مربوط به آن برکنار باشد، و هرگز از او پذیرفته نیست که بگوید چه نیازی به تحقیق درباره مبدأ [[آفرینش]] و ارتباط با او دارم. از این روی، انسان [[عاقل]] دست‌کم برای [[آرامش]] [[وجدان]] باید این مسئله را حل کند و چند و چون آن را بر اساس دلیل [[استوار]] روشن سازد و با [[غفلت]] و [[بی‌اعتنایی]] از کنار آن نگذرد.<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه]]، ص ۴۳.</ref>
۲۲۷٬۵۰۵

ویرایش