سبک زندگی در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخهها
←اهمیت و نقشآفرینی سبک زندگی
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = سبک زندگی | عنوان مدخل = سبک زندگی | مداخل مرتبط = سبک زندگی در معارف و سیره علوی | پرسش مرتبط = }} ==اهمیت و نقشآفرینی سبک زندگی== روزی مردی جان خود را به خطر انداخت تا جان پسربچهای را که در دریا در حال غرق شدن...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==اهمیت و نقشآفرینی [[سبک زندگی]]== | ==اهمیت و نقشآفرینی [[سبک زندگی]]== | ||
دانستن و [[معرفت]] در [[سبک زندگی]] بسیار مهم و سرنوشتساز است؛ اینکه بدانیم [[بینش]] و [[منش]] متعالی چیست؟ | |||
اساساً [[هستیشناسی]] زیربنای [[حرکت]] است. همه [[ارتباطات]] و جهتگیریهای [[انسان]]، به [[شناخت]] او از [[مبدأ هستی]] بستگی دارد؛ زیرا تمام تلاشها و روابط او بر مبنای [[فکر]] و طرح خاصی انجام میپذیرد. حتی [[افکار]] و طرحهای جزئی نیز از یک [[سازمان]] [[فکری]] و نقشه کلی [[الهام]] میگیرد. مثلاً کسی که در کسب و [[تجارت]]، [[کمفروشی]] میکند و از [[احتکار]] و [[گرانفروشی]] نمیهراسد و [[سود]] شخصی و آنی را در نظر میگیرد، تنها از یک فکر کلی و از پیش پذیرفته شده [[پیروی]] میکند که همان [[اعتقاد]] به [[بت]] [[ثروت]] و [[مالاندوزی]] است. از این سو، کسی که در دادوستدها راه [[عدالت]] و [[انصاف]] را در پیش میگیرد، پیشتر یک فکر عالی را پذیرفته و بدان سر سپرده است و دستورهای روزمره خود را از آن دریافت میدارد. به بیانی دیگر، انسان به [[حکم عقل]] و [[فطرت]] و به [[تأیید]] [[اندیشمندان]] عالم نمیتواند از [[کاوش]] در شناخت اصل هستی و مسائل مربوط به آن برکنار باشد، و هرگز از او پذیرفته نیست که بگوید چه نیازی به تحقیق درباره مبدأ [[آفرینش]] و ارتباط با او دارم. از این روی، انسان [[عاقل]] دستکم برای [[آرامش]] [[وجدان]] باید این مسئله را حل کند و چند و چون آن را بر اساس دلیل [[استوار]] روشن سازد و با [[غفلت]] و [[بیاعتنایی]] از کنار آن نگذرد.<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه]]، ص ۴۳.</ref> | اساساً [[هستیشناسی]] زیربنای [[حرکت]] است. همه [[ارتباطات]] و جهتگیریهای [[انسان]]، به [[شناخت]] او از [[مبدأ هستی]] بستگی دارد؛ زیرا تمام تلاشها و روابط او بر مبنای [[فکر]] و طرح خاصی انجام میپذیرد. حتی [[افکار]] و طرحهای جزئی نیز از یک [[سازمان]] [[فکری]] و نقشه کلی [[الهام]] میگیرد. مثلاً کسی که در کسب و [[تجارت]]، [[کمفروشی]] میکند و از [[احتکار]] و [[گرانفروشی]] نمیهراسد و [[سود]] شخصی و آنی را در نظر میگیرد، تنها از یک فکر کلی و از پیش پذیرفته شده [[پیروی]] میکند که همان [[اعتقاد]] به [[بت]] [[ثروت]] و [[مالاندوزی]] است. از این سو، کسی که در دادوستدها راه [[عدالت]] و [[انصاف]] را در پیش میگیرد، پیشتر یک فکر عالی را پذیرفته و بدان سر سپرده است و دستورهای روزمره خود را از آن دریافت میدارد. به بیانی دیگر، انسان به [[حکم عقل]] و [[فطرت]] و به [[تأیید]] [[اندیشمندان]] عالم نمیتواند از [[کاوش]] در شناخت اصل هستی و مسائل مربوط به آن برکنار باشد، و هرگز از او پذیرفته نیست که بگوید چه نیازی به تحقیق درباره مبدأ [[آفرینش]] و ارتباط با او دارم. از این روی، انسان [[عاقل]] دستکم برای [[آرامش]] [[وجدان]] باید این مسئله را حل کند و چند و چون آن را بر اساس دلیل [[استوار]] روشن سازد و با [[غفلت]] و [[بیاعتنایی]] از کنار آن نگذرد.<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه]]، ص ۴۳.</ref> | ||