چشم‌زخم در سبک زندگی اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[امام علی]]{{ع}} در [[حکمت]] ۴۰۰ [[نهج‌البلاغه]] می‌‌فرمایند: «چشم‌زخم [[حقیقت]] دارد، استفاده از نیروهای مرموز [[طبیعت]] حقیقت دارد. [[سحر]] و [[جادو]] وجود دارد. فال [[نیک]] راست است و رویداد بد را [[بدشگون دانستن]]، درست نیست». در [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۵۱ [[سوره قلم]]، اشاره شده است که [[کافران]] می‌‌خواستند با تیر نگاه پلیدشان، موجب [[لغزش]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} شوند.
[[امام علی]]{{ع}} در [[حکمت]] ۴۰۰ [[نهج‌البلاغه]] می‌‌فرمایند: «چشم‌زخم [[حقیقت]] دارد، استفاده از نیروهای مرموز طبیعت حقیقت دارد. [[سحر]] و [[جادو]] وجود دارد. فال [[نیک]] راست است و رویداد بد را بدشگون دانستن، درست نیست». در [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۵۱ [[سوره قلم]]، اشاره شده است که [[کافران]] می‌‌خواستند با تیر نگاه پلیدشان، موجب [[لغزش]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} شوند.
چشم‌زخم، یک نیروی تخریب‌گر است که از [[حسادت]] و [[پلیدی]] [[باطن]] نشأت می‌‌گیرد. این نیرو در اثر نگاه بعضی از [[مردم]] و تعریف کردن ایشان از کسی یا چیزی، به شخص یا شیء سرایت می‌کند و گریبان او را می‌‌گیرد. راه [[دفاع]] از آثار آن، پوشاندن [[فضایل]] از نگاه بدچشمان، [[پناه بردن به خدا]] و [[دعا کردن]]، [[مصاحبت]] با [[نیکوکاران]]، [[صدقه دادن]] و خواندن آیه شریفة «و إن یکاد» است. برخی از مردم سپند [[دود]] می‌کنند و [[صلوات]] می‌فرستند، آیه «و إن یکاد» را بر سر در [[خانه]] می‌‌نویسند و مکرر می‌خوانند و [[تعویذ]] بر کسی یا چیزی که ممکن است چشم بخورد، می‌بندند و از [[خداوند]] می‌خواهند که آنان یا عزیزانشان را از گزند شورچشمان در [[امان]] بدارد. برخی هم از [[طلسمات]] استفاده می‌‌کنند، که در این زمینه [[خرافات]] عوامانه فراوانی در بین مردم [[مشاهده]] می‌‌شود. آنچه مسلم است اینکه در [[جامعه]] ما نسبت به پدیده چشم‌زخم [[مبالغه]] و [[افراط]] می‌‌شود. برخی افراد بی‌هیچ دلیلی و بر اساس یک [[حدس]] و [[گمان]] [[باطل]] و به [[پیروی]] از یک [[وسوسه شیطانی]]، سبب بروز یک حادثه بد را به یک [[انسان]] نسبت می‌دهند که‌ ای بسا [[روح]] او از وقوع آن حادثه خبر ندارد. این [[کار زشت]] در ردیف [[تهمت]] به [[مسلمان]] است و از بزرگ‌ترین [[گناهان کبیره]] به شمار می‌‌رود. آبروی دیگران را نباید با گمانه‌زنی بر [[زمین]] ریخت.
 
چشم‌زخم، یک نیروی تخریب‌گر است که از [[حسادت]] و [[پلیدی]] [[باطن]] نشأت می‌‌گیرد. این نیرو در اثر نگاه بعضی از [[مردم]] و تعریف کردن ایشان از کسی یا چیزی، به شخص یا شیء سرایت می‌کند و گریبان او را می‌‌گیرد. راه [[دفاع]] از آثار آن، پوشاندن [[فضایل]] از نگاه بدچشمان، [[پناه بردن به خدا]] و [[دعا کردن]]، [[مصاحبت]] با [[نیکوکاران]]، [[صدقه دادن]] و خواندن آیه شریفة «و إن یکاد» است. برخی از مردم سپند [[دود]] می‌کنند و [[صلوات]] می‌فرستند، آیه «و إن یکاد» را بر سر در [[خانه]] می‌‌نویسند و مکرر می‌خوانند و [[تعویذ]] بر کسی یا چیزی که ممکن است چشم بخورد، می‌بندند و از [[خداوند]] می‌خواهند که آنان یا عزیزانشان را از گزند شورچشمان در [[امان]] بدارد. برخی هم از طلسمات استفاده می‌‌کنند، که در این زمینه [[خرافات]] عوامانه فراوانی در بین مردم مشاهده می‌‌شود. آنچه مسلم است اینکه در [[جامعه]] ما نسبت به پدیده چشم‌زخم [[مبالغه]] و [[افراط]] می‌‌شود. برخی افراد بی‌هیچ دلیلی و بر اساس یک [[حدس]] و [[گمان]] [[باطل]] و به [[پیروی]] از یک [[وسوسه شیطانی]]، سبب بروز یک حادثه بد را به یک [[انسان]] نسبت می‌دهند که‌ ای بسا [[روح]] او از وقوع آن حادثه خبر ندارد. این [[کار زشت]] در ردیف [[تهمت]] به [[مسلمان]] است و از بزرگ‌ترین [[گناهان کبیره]] به شمار می‌‌رود. آبروی دیگران را نباید با گمانه‌زنی بر [[زمین]] ریخت.


[[ابن سینا]] چشم‌زخم را درست می‌داند و می‌گوید: مبدأ آن [[حالت نفسانی]] [[شگفتی]] است که در شیء یا شخص مورد [[تعجب]] تأثیر بد می‌‌گذارد. همچنین اخوان الصفا، غزالی، [[فخر رازی]]، [[ملاصدرا]] و بسیاری از [[محققان]] و [[حکیمان]]، آن را امری [[حقیقی]] به شمار آورده‌اند<ref>حافظ‌ نامه، ص۹۰۶.</ref>. [[حکیم نظامی گنجوی]] گوید: آیا ممکن است کسی به چشم خویش بر خویش زخم زند؟ آری، [[چشم]] [[تحسین]] بر خویش چرخاندن و بر خود بالیدن و در [[دل]] از خوبی‌های خود به شگفت آمدن، [[آدمی]] را بسان [[شیطان]] به دره هلاک می‌افکند. خطر این چشم‌زخم بسی بدتر و دردناک‌تر از زخم چشم زدن بر دیگران است. [[خواجه عبدالله انصاری]] می‌‌گوید: «چشم به خود مدار، که هر آفت که به [[مردم]] رسید از چشم خود رسید. [[چشم]] بد را دواست و چشم خود را دوا نیست. [[آدم]]{{ع}} را چشم بد رسید، به [[توبه]] [[شفا]] یافت و [[ابلیس]] را چشم خود رسید، [[ملعون]] ابد گشت. اگر روزی صد بار خاک شوی بهتر از [[خودپرستی]] که هلاک شوی».
[[ابن سینا]] چشم‌زخم را درست می‌داند و می‌گوید: مبدأ آن [[حالت نفسانی]] [[شگفتی]] است که در شیء یا شخص مورد [[تعجب]] تأثیر بد می‌‌گذارد. همچنین اخوان الصفا، غزالی، [[فخر رازی]]، [[ملاصدرا]] و بسیاری از [[محققان]] و [[حکیمان]]، آن را امری [[حقیقی]] به شمار آورده‌اند<ref>حافظ‌ نامه، ص۹۰۶.</ref>. [[حکیم نظامی گنجوی]] گوید: آیا ممکن است کسی به چشم خویش بر خویش زخم زند؟ آری، [[چشم]] [[تحسین]] بر خویش چرخاندن و بر خود بالیدن و در [[دل]] از خوبی‌های خود به شگفت آمدن، [[آدمی]] را بسان [[شیطان]] به دره هلاک می‌افکند. خطر این چشم‌زخم بسی بدتر و دردناک‌تر از زخم چشم زدن بر دیگران است. [[خواجه عبدالله انصاری]] می‌‌گوید: «چشم به خود مدار، که هر آفت که به [[مردم]] رسید از چشم خود رسید. [[چشم]] بد را دواست و چشم خود را دوا نیست. [[آدم]]{{ع}} را چشم بد رسید، به [[توبه]] [[شفا]] یافت و [[ابلیس]] را چشم خود رسید، [[ملعون]] ابد گشت. اگر روزی صد بار خاک شوی بهتر از [[خودپرستی]] که هلاک شوی».
مولانا در دفتر پنجم مثنوی، در عنوان بحث و پیش از [[بیت]] ۴۹۸ می‌‌فرماید:
 
«هیچ چشم [[بدی]] آدمی را چنان مهلک نیست که چشم پسند خویشتن». آری، خودپرستی هزار بار بدتر از [[بت‌پرستی]] است.<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۱۷۵</ref>
مولانا در دفتر پنجم مثنوی، در عنوان بحث و پیش از [[بیت]] ۴۹۸ می‌‌فرماید: «هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست که چشم پسند خویشتن». آری، خودپرستی هزار بار بدتر از [[بت‌پرستی]] است<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۱۷۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۹۶۰

ویرایش