برهان نظم در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←مقدمه) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
# برهان هماهنگی در کل عالم: این برهان بر هماهنگی و نظم کل عالم تأکید دارد تا وجود ناظم حکیم را برای کل عالم اثبات کند. | # برهان هماهنگی در کل عالم: این برهان بر هماهنگی و نظم کل عالم تأکید دارد تا وجود ناظم حکیم را برای کل عالم اثبات کند. | ||
# بر این [[برهان]] نامهای دیگری مانند برهان غایی و برهان طبیعی ـ [[کلامی]] نیز اطلاق شده است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۷۲ ـ ۷۴.</ref>. | # بر این [[برهان]] نامهای دیگری مانند برهان غایی و برهان طبیعی ـ [[کلامی]] نیز اطلاق شده است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۷۲ ـ ۷۴.</ref>. | ||
==[[برهان نظم]]== | |||
از نخستین واقعیتهایی که [[فیلسوفان]] و جهانشناسان بشری به آسانی بدان پی بردهاند، نوعی [[هماهنگی]] و [[نظم]] در پدیدههای طبیعت است. همین نکته باعث شد که بسیاری از فیلسوفان باستان برای عالم نوعی [[وحدت]] قائل شوند و یا برای همه چیز، اصل واحدی همچون آب، هوا یا [[آتش]] را معرفی کنند. فیثاغوریان - یکی از نحلههای پیش از [[سقراط]] - [[معتقد]] بودند که همه عالم مانند یک نغمه هماهنگ [[موسیقی]] و بر آن نظمی کلی [[حاکم]] است و [[مشاهده]] این نظم دقیق آنان را بدانجا کشاند که صریحاً اعلام کردند که اشیا همان اعدادند. [[افلاطون]] نیز نهتنها در [[اجسام]] و اشیای مادی عالم محسوس قائل به نظم بود، بلکه در عالم بالا ([[عالم مثل]]) نیز نظم را حاکم دانست و نظم این عالم را اثر و نشانه [[نظام]] عالم بالا بهشمار آورد. همین جریان در طول قرون و اعصار ادامه یافت و الهیون با استفاده از برهان نظم که راهی [[تجربی]] و مبتنی بر مطالعه در [[جهان طبیعت]] بود به عنوان معروفترین [[برهان]] برای [[اثبات وجود خدا]] بهکار بردند<ref>غرویان، محسن، سیری در ادله اثبات وجود خدا، ص۷۸-۷۹.</ref>. | |||
در [[قرآن مجید]] و [[روایات]] نیز به برهان نظم اهمیت فراوانی داده و [[انسانها]] را [[دعوت]] شدهاند که در [[خلقت]] پیچیده [[عالم هستی]] بیندیشند و از این راه به [[وجود خداوند]] [[علیم]] و [[حکیم]]، [[آگاهی]] یابند: | |||
{{متن قرآن|إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ * وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِنْ دَابَّةٍ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ * وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ * تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«بیگمان در آسمانها و زمین برای مؤمنان نشانههایی است * و در آفرینش شما و جنبندگانی که (خداوند روی زمین) میپراکند نشانههایی است برای گروهی که یقین دارند * و در پیاپی آمدن شب و روز و در بارانی که خداوند از آسمان فرو میبارد و زمین را پس از مردن آن بدان زنده میدارد و در گرداندن بادها نشانههایی است برای گروهی که خرد میورزند * اینها آیات خداوند است که بر تو، به حقّ میخوانیم پس به کدام گفتار پس از خداوند و آیات او ایمان میآورند؟» سوره جاثیه، آیه ۳-۶.</ref>. | |||
[[امام صادق]]{{ع}} درباره [[نظم]] [[جهان]] خطاب به یکی از [[اصحاب]] خود به نام [[مفضل]] میفرماید: | |||
ای مفضل، نخستین [[عبرت]] و دلیل بر [[خالق]] - جل و [[علا]] - هیئت بخشیدن به این عالم و گردآوری اجزا و نظمآفرینی در آن است. ازاینرو، اگر با [[اندیشه]] و [[خرد]] در کار عالم [[نیک]] و عمیق [[تأمل]] کنی، هر آینه آن را چون [[خانه]] و سرایی مییابی که تمام نیازهای [[بندگان خدا]] در آن آماده و گرد آمده است. اینها همه دلیل آن است که [[جهان هستی]] با اندازهگیری دقیق و [[حکیمانه]] و نظم و تناسب و [[هماهنگی]] [[آفریده]] شده است. آفریننده آن یکی است و او همان شکلدهنده، نظمآفرین و هماهنگ کننده اجزای آن است<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳، ص۶۱.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[برهان نظم (مقاله)|مقاله «برهان نظم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۲۸.</ref> | |||
==تعریف نظم== | |||
در تعریف نظم گفته شده: «نظم، گردآمدن اجزای متفاوت با کیفیت و کمیت ویژهای در یک مجموعه است، به گونهای که [[همکاری]] و هماهنگی آنها یک [[هدف]] معین را تأمین کند»<ref>محمدرضایی، محمد، الهیات فلسفی، ص۳۳۵.</ref>. با توجه به این تعریف، وجود چند عنصر برای تحقق نظم لازم و ضروری است: | |||
#مجموعهای از چند جزء؛ | |||
# [[آرایش]] و ترتیب خاص بین آنها؛ | |||
# همکاری و هماهنگی این اجزا در داخل مجموعه؛ | |||
#تاثیر هر یک از اجزا در تحقق [[غایت]] و هدف خاصی.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[برهان نظم (مقاله)|مقاله «برهان نظم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۲۹.</ref> | |||
==تقریر [[برهان نظم]]== | |||
برهان نظم به صورتهای مختلفی بیان شده است که به چهار نمونه از آنها اشاره میشود: | |||
#'''تقریر مبتنی بر [[علیت]]''': در این تقریر از نظم موجود در [[عالم هستی]]، دو نتیجه میتوان گرفت: [[اثبات وجود]] ناظم و [[اثبات]] ویژگیهای او مثل [[علم]]، [[عقل]] و [[شعور]]. برای اثبات وجود ناظم میگوییم: «در [[عالم طبیعت]]، نظم برقرار است و هر نظمی به ناظمی است؛ پس، باید ناظمی این نظم را در طبیعت قرار داده باشد» برای اثبات ویژگیهای ناظم هم میگوییم: «در طبیعت [[نظم]] وجود دارد و هر نظمی برخاسته از [[شعور]] و [[آگاهی]]؛ پس، باید ناظم [[جهان طبیعت]] دارای شعور و آگاهی باشد». | |||
اساس این تقریر بر اصل [[علیت]] [[استوار]] است و اینکه «هر پدیدهای محتاج پدیدآورنده است و چون «[[نظم]]» پدیده است، پس محتاج پدیدآورندهای یعنی ناظمی است و چون نظم و سامان دادن به یک مجموعه نیازمند [[آگاهی]] و [[شعور]] است؛ پس این ناظم دارای این ویژگیهاست<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۱، ص۳۳-۳۵؛ غرویان، محسن، سیری در ادله اثبات وجود خدا، ص۸۰.</ref>. | |||
#'''تقریر بر اساس [[انسجام]]''': مجموعههای [[عالم طبیعت]] دارای انسجام و اتصال شگفتآوری هستند، به گونهای که گاهی یک جزء کوچک در کل عالم طبیعت اثر میگذارد. اکتشافات [[علمی]] همچون [[اثبات]] تأثیر [[نجوم]] در [[حیات]] موجودات روی [[زمین]] و دیگر دستاوردهای علمی، این اتصال و انسجام را آشکارتر میسازد. این ارتباط و تنیدگی مجموعهها در همدیگر، بر وجود شعور و [[دخالت]] [[عقلی]] بزرگ در ساختار [[جهان]] دلالت میکند<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۱، ص۴۳.</ref>. | |||
#'''تقریر بر اساس [[هدفمندی]]''': با دقت در مجموعه [[نظامات]] [[عالم هستی]] متوجه میشویم که برخی از این [[نظامها]] در [[خدمت]] نظامی دیگر قرار دارد، بهطوریکه در صورت نبودن [[نظام]] اول، نظام دوم از بین خواهد رفت. به عبارت دیگر، نظام اول [[هدف]] و غایتی دارد که آن تأمین احتیاجات نظام دوم است و بدین ترتیب، ارتباط تنگاتنگی بین نظامهای عالم هستی وجود دارد. مثلاً، ساختار وجودی مادر و وجود پستان او برای تأمین احتیاجات غذایی [[نوزاد]] و مشخص است که این هدفمندی و ارتباط در عالم، نشاندهنده موجود عالم و باشعوری است که چنین ارتباط و هدفمندی را در عالم به وجود آورده است<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۱، ص۴۷.</ref>. | |||
#'''تقریر بر اساس [[حساب احتمالات]]''': حیات روی زمین نتیجه شروط و قیود فراوانی است و علل گوناگونی با یکدیگر هماهنگ شدهاند تا حیات کنونی نظم و سامان یافته است، به گونهای که فقدان هر یک از این شرایط موجب [[بینظمی]] و [[فساد]] این عالم میشود. این قیود و شروط به قدری فراوانند که احتمال وجود صُدفه و اتفاق در ایجاد این نظم و [[هماهنگی]] بسیار [[ضعیف]] و در حد صفر میکند و احتمال دخالت شعور و قصد در ایجاد این مجموعههای زنجیرهوار بسیار زیاد است<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۱، ص۵۱.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[برهان نظم (مقاله)|مقاله «برهان نظم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۲۹.</ref> | |||
==[[ارزش]] [[معرفتی]] [[برهان نظم]]== | |||
درباره اعتبار و قلمرو برهان نظم در [[اثبات وجود خداوند]]، سه رویکرد وجود دارد: | |||
# [[برهان نظم]] همچون سایر [[براهین خداشناسی]] و در عرض آنها بوده، به [[تنهایی]] میتواند وجود [[خدای حکیم]] را [[اثبات]] کند این رویکرد در [[فلسفه]] غرب مانند، [[افلاطون]]، [[ارسطو]] و [[کلام]] [[مسیحی]] مخصوصاً در قرون وسطی و جدید از ناحیه متفکران همچون قدیس آکوئیناس و ویلیام پیلی طرفدارانی داشته است. | |||
#دیدگاه دوم این [[برهان]] را به تنهایی مثبت [[وجود خداوند]] توصیف نمیکند، بلکه [[معتقد]] است، این دلیل حداکثر وجود یک نیروی [[قاهر]]، باشعور، [[مدیر و مدبر]] را نشان میدهد که به [[جهان]] [[نظم]] و سامان داده است. به تعبیر دیگر دلیل نظم حداکثر مؤید [[ادله]] دیگر [[خداشناسی]] و منبه [[انسان]] بهشمار میآید، اما اینکه این ناظم و [[مدبر]]، [[خداوند]] است یا نه و آیا واحد است یا متعدد، دلیل نظم آن را بیان میکند. از عبارات [[فلاسفه]] این دیدگاه استفاده میشود؛ چراکه آنها در تبیین و شمارش ادله اثبات خداوند هیچ اشارهای به این برهان نکردهاند. برخی از [[اندیشوران]] [[غربی]] مانند ویلیام جیمز و ایان باربور از این دیدگاه جانبداری کردهاند. [[شهید مطهری]] در این باره مینویسد: این راه همینقدر اثبات میکند که جهان با نیروی مدبر [[قادر]]/ ف [[مرید]] اداره میشود، اما خود آن [[قوه]] چه وضع دارد و آیا [[واجبالوجود]] و [[قائم]] بالذات است یا او نیز به نوبه خود مخلوق یک نیروی دیگری است آیا آن نیرو واحد است یا متعدد، بسیط است یا مرکب...؛ اینها مطالب و مسائلی است که از راه مطالعه در [[مخلوقات]] و آثار قابل [[درک]] نیست<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۶، ص۹۶۰-۹۶۱.</ref>. | |||
#دیدگاه سوم منکر دلالت هرگونه نظم در [[عالم]] بر وجود ناظم و مدبر هستی است و آن را معلول صدفه میداند. از قائلان این دیدگاه میتوان به هیوم، کانت و [[داروین]] اشاره کرد<ref>قدردان قراملکی، محمدحسن، کلام فلسفی، ص۴۶-۴۸.</ref>. برخی مانند داروین وجود نظم را منکرند و برخی دیگر مانند هیوم دلالت نظم مورد ادعا بر وجود خداوندی که ناظم هوشمند عالم باشد، [[انکار]] کردهاند.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[برهان نظم (مقاله)|مقاله «برهان نظم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۳۱.</ref> | |||
==ویژگیهای [[برهان نظم]]== | |||
مهمترین ویژگیهای برهان نظم عبارتاند از: | |||
#بدین جهت که یک پایه برهان نظم [[حسی]] است و پایه دیگرش نیز چنان روشن است که هر [[عقل]] سلیمی به روشنی آن را [[درک]] میکند از [[براهین]] روشنی است که حتی کسانی را که از مسائل عمیق دورند نیز میتواند [[قانع]] کند. | |||
# [[برهان نظم]] نیاز به [[اثبات]] [[نظم]] در در سراسر [[جهان]] ندارد، بلکه در هر گوشهای نظامی دقیق [[کشف]] شود، هرچند برای بقیه برای ما مجهول باشد، برای نتیجهگیری کافی است. | |||
# برهان نظم یک [[برهان]] کاملاً پویا و با [[تکامل]] [[علوم]] و کشف تازههای آن همگام و همراه است و پیوسته [[آیت]] و نشانههای جدیدی برای اثبات تعلق جهان به یک مبدأ ماورای طبیعی در [[اختیار]] ما میگذارد<ref>سبحانی، جعفر، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ص۷۸.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[برهان نظم (مقاله)|مقاله «برهان نظم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۳۲.</ref> | |||
==اشکالات هیوم بر برهان نظم== | |||
دیوید هیوم<ref>Daivid Hume.</ref> (۱۷۷۶-۱۷۱۱م)، [[فیلسوف]] معروف [[انگلیسی]] در کتابی به نام «محاوراتی درباره [[دین]] طبیعی»<ref>Dialogues Concerning Natural Religion.</ref> به نقد برهان نظم پرداخته؛ اشکالات هشتگانهای را بر این برهان مطرح کرد است که در ادامه به نقد و بررسی برخی از آنها میپردازیم: | |||
'''اشکال اول: [[تشبیه]] مصنوع طبیعی به مصنوع بشری''': اساس این برهان بر تشبیه میان مصنوعات طبیعت و مصنوعات [[انسان]] است؛ به این صورت که انسان وقتی مصنوعات و دستساختههای خود را [[مشاهده]] میکند، آنها را به وجود یک طراح و ناظم نیازمند میبیند، و با تشبیه نظم موجود در طبیعت به نظم دستساختههای بشری، آن را نیز مستند به ناظم و طراح میکند، درحالیکه نیاز نظم به ناظم در مصنوع بشری درست است، اما در طبیعت این نیاز وجود ندارد؛ چراکه ما مصنوعات بشری را بارها [[تجربه]] کردهایم که بدون [[دخالت]] [[علم]] و [[قدرت]] و [[محاسبه]] و اندازهگیری به وجود نمیآیند ولی در مورد پدیدههای طبیعی چنین تجربهای صورت نگرفته است و جهانی که ما در آن [[زندگی]] میکنیم، نخستین جهانی است که با آن روبهرو شدهایم؛ در این صورت چگونه میتوانیم [[حکم]] مصنوعات بشری را دباره پدیدههای طبیعی درست بدانیم؟ | |||
'''تحلیل و بررسی''': درست است که ما در برهان نظم میگوییم: همانطور که مصنوعات بشری به طراح و ناظم احتیاج دارند؛ پس موجودات طبیعی نیز به به طراح و ناظم احتیاج دارند، ولی پشتوانه این مطلب [[تشبیه]] نیست تا اشکال هیوم وارد باشد، بلکه دلیل آن سنخیت بین علت و معلول است؛ یعنی معلول خاص باید از علت خاصی ناشی شود نه از هر علتی. مثلاً یک کتاب پیشرفته ریاضی نمیتواند توسط یک فرد بیسواد و یا غیر متخصص آن فن نگاشته شود. قاعده سنخیت یک [[قاعده عقلی]] است که برای [[اثبات]] [[صحت]] آن نیازی به [[تجربه]] نیست. بر این اساس مصنوعات بشری مصداقی از معلول [[منظم]] هستند و به [[حکم]] قاعده سنخیت معلول منظم باید از علت عالم و حکیمی صادر شده باشد و همین قاعده در مورد طبیعت و پدیدههای آن نیز صادق و جاری است یعنی چون معلول منظم است؛ به حکم قاعده سنخیت باید علت آن [[حکیم]] و عالم باشد. پس، مصنوعات بشری و موجودات طبیعی دو مصداق برای [[قانون]] سنخیت هستند و تشبیهی وجود ندارد تا اشکال هیوم درست باشد. | |||
'''اشکال دوم: [[نظم]] مولود، خاصیت ذاتی ماده''': هیوم میگوید: الهیون میخواهند نظم [[جهان]] را از طریق علت بیرونی [[تفسیر]] کنند، درحالیکه میتوان این نظم را به درون ماده مستند کرد؛ بدین صورت که ماده ذاتاً دارای ویژگیهایی است که دائماً در حال تکاملند و این [[حرکت]] تکاملی معلول عامل داخلی است که همواره در ماده تحولها و تکاملها و انواعی را به وجود میآورد، با فرض چنین احتمالی، دیگر برای تفسیر نظم طبیعت به [[دخالت]] عامل ماورای طبیعی نیازی نیست. | |||
'''تحلیل و بررسی''': [[برهان نظم]]، منکر این نیست که هر عنصری برای خود اثری دارد که در پرتو ترکیب آن با دیگری پدیده سومی به وجود میآید. اساس برهان نظم، [[محاسبه]]، [[هماهنگی]] و [[همکاری]] میان اجزای هر موجودی برای دست یافتن به [[هدف]] خاصی است که حاکی از [[مداخله]] [[شعور]] در ترکیب این موجود است و خاصیت هر یک از عناصر نمیتواند توجیهگر این نوع نظم غایی باشد؛ به عنوان مثال، وقتی میگوییم «[[افلاطون]] استاد [[ارسطو]] بوده است»؛ در این جمله ۲۴ حرفی، علاوه بر صداها و آهنگهای خاص هر حرف تناسب و [[انسجام]] بین این حروف نیز [[مشاهده]] میشود که در [[سایه]] آن معنی مقصود با آن بیان میشود. هرگاه کسی بگوید این [[هماهنگی]] و [[همکاری]] معلول [[خواص]] این حروف است، یعنی این حروف علاوه بر این خواص [[توانایی]] آن را دارند که ترکیب [[هدفداری]] را ایجاد کنند، سخنی را گفته است که هیچ [[خردمندی]] [[باور]] نمیکند. اگر اینچنین [[تفسیری]] درباره این جمله مورد پذیرش نیست چگونه میتوان گفت کتاب بزرگ طبیعت با داشتن عناصر بیشمار و بدون [[دخالت]] عامل [[درک]] و [[شعور]] چنین [[نظم]] شگفتآوری را یافته است؟ | |||
'''اشکال سوم: سازگاری دلیل نظم با تعدد [[خدا]] و ناظم''': بنابر [[پذیرفتن]] اصل نظم و دلالت آن بر ناظم، آن خدای [[ادیان]] را - که به [[وحدت]] و صفات کمالی مانند [[قدرت]]، [[حکمت]]، [[عدالت]] و [[خیرخواهی]] متصف است -ثابت نمیکند؛ چراکه وجود نظم [[جهان]] با تکثر ناظمها سازگاری دارد؛ به این صورت که چند فاعل [[قادر]] و هوشمند ممکن است با توافق یکدیگر به جهان نظم و سامان بخشند. همچنین لازم نیست که این فاعل هال و ناظمها دارای صفات کمالی مانند عدالت و خیرخواهی باشند. | |||
'''تحلیل و بررسی''': این اشکال ناشی از آن است که هیوم از حدود کاربرد [[برهان نظم]] [[غافل]] است. او پنداشته است، همه مسائل [[الهیات]] از یک [[برهان]] [[استنتاج]] میشود و آن برهان نظم است. کاربرد برهان نظم این است که ثابت میکند طبیعت به خود واگذاشته نیست و ماورائی دارد که [[حاکم]] بر طبیعت و [[مدبر]] آن است. اما اینکه آن ماوراء، واحد است یا متعدد صفات کمالیاش کدامند؟ و امثال اینها مسائلی هستند که با [[براهین]] دیگر [[اثبات]] و تبیین میشوند. | |||
'''اشکال چهارم: دلیل نظم و [[شرور]]''': یکی از اشکالات مهم بر دلیل نظم وجود شرور و [[بینظمی]] در عالم است، وجود ناظم و طراح در جهان در صورتی صادق است که جهان از نظم مملو باشد و هیچ بینظمی در آن وجود نداشته باشد؛ درحالیکه در جهان بینظمیهایی مانند [[زلزله]]، سیل، [[بیماری]] و... دیده میشود که دلیل بر نبود ناظم هوشمند و [[قدرتمند]] است. | |||
'''تحلیل و بررسی''': پاسخهای متعددی در مورد مسئله شرور و رابطه آن با نظم عالم و [[وجود خداوند]] ارائه شده است و یکی از این [[پاسخها]] این است که مسئله شرور نوعی نیستی و وجود آنها لازمه [[عالم طبیعت]] و به خیر کثیر برمیگردد که وجود آن از این حیث با وجود ناظم و صفت [[هوشمندی]] و [[خیرخواهی]] او منافاتی ندارد<ref>قدردان قراملکی، محمدحسن، کلام فلسفی، ص۴۹-۵۷؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱، ص۵۴۱-۵۵۱؛ محمدرضایی، محمد، الهیات فلسفی، ص۳۴۴-۳۵۲؛ سبحانی، جعفر، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ص۸۰-۹۶.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[برهان نظم (مقاله)|مقاله «برهان نظم»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۳۲.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||