اصحاب اعراف در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←احتمال دوم
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
ممتاز بودن آنها بدین جهت است که آنان از حیث [[سؤال و جواب]] و سایر [[شئون]] و خصوصیات [[قیامت]] از آن دو [[طایفه]] بیروناند و در [[حقیقت]] [[اهل]] [[محشر]] سه طایفه هستند. [[دوزخیان]]، [[اهل بهشت]] و [[اهل اعراف]]، همچنان که در [[دنیا]] هم به سه طایفه تقسیم میشدند؛ [[مؤمنین]]، [[کفار]] و [[مستضعفین]]، یعنی کسانی که از جهت [[ضعف]] [[عقل]]، [[حجت]] بر آنها تمام نیست. | ممتاز بودن آنها بدین جهت است که آنان از حیث [[سؤال و جواب]] و سایر [[شئون]] و خصوصیات [[قیامت]] از آن دو [[طایفه]] بیروناند و در [[حقیقت]] [[اهل]] [[محشر]] سه طایفه هستند. [[دوزخیان]]، [[اهل بهشت]] و [[اهل اعراف]]، همچنان که در [[دنیا]] هم به سه طایفه تقسیم میشدند؛ [[مؤمنین]]، [[کفار]] و [[مستضعفین]]، یعنی کسانی که از جهت [[ضعف]] [[عقل]]، [[حجت]] بر آنها تمام نیست. | ||
اما مستضعفین چون مزیت قابل اعتنایی ندارند و غالباً از جنس برخی از زنان و یا [[اطفال]] و یا مردان دیوانه و ابله هستند؛ لذا نمیتوانیم مراد از {{متن قرآن|رِجَالٌ يَعْرِفُونَ}} را چنین کسانی بدانیم. علاوه بر اینکه، اوصافی که [[خدای تعالی]] در [[آیات]] بعد برای رجال مزبور ذکر میکند و تذکراتی که به آنان میدهد، اموری است که جز به اهل منزلت و مقربین درگاه [[خدا]] نمیتواند [[قائم]] باشد، تا چه رسد به اینکه [[مردم]] متوسط و مستضعفین را هم شامل شود | اما مستضعفین چون مزیت قابل اعتنایی ندارند و غالباً از جنس برخی از زنان و یا [[اطفال]] و یا مردان دیوانه و ابله هستند؛ لذا نمیتوانیم مراد از {{متن قرآن|رِجَالٌ يَعْرِفُونَ}} را چنین کسانی بدانیم. علاوه بر اینکه، اوصافی که [[خدای تعالی]] در [[آیات]] بعد برای رجال مزبور ذکر میکند و تذکراتی که به آنان میدهد، اموری است که جز به اهل منزلت و مقربین درگاه [[خدا]] نمیتواند [[قائم]] باشد، تا چه رسد به اینکه [[مردم]] متوسط و مستضعفین را هم شامل شود. | ||
خلاصه اینکه، از چند چند جهت نمیتوان گفت مراد از [[رجال اعراف]] مردم مستضعفاند: | |||
#اینکه این رجال در محلی قرار دارند به نام [[اعراف]] و در مقامی هستند که از خصوصیاتی که در سیمای فرد فرد اهل محشر است نه جمیع امتیازات [[نفسانی]] و تفصیل [[اعمال]] آنان پی میبرند و حتی [[اهل دوزخ]] و [[بهشت]] را پس از رفتن به [[دوزخ]] و بهشت نیز میبینند و این [[مقام]] بدون [[شک]] مقام و منزلت رفیعی است که مخصوص آنان است. از [[آیه]] {{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ}} استفاده میشود که [[اصحاب اعراف]] نهتنها از سیمای اشخاص [[کفر]] و [[ایمان]] و [[بهشتی]] بودن و دوزخی بودن آنان را [[درک]] میکنند بلکه از قیافهها به جمیع خصوصیات و احوال و [[اعمال]] آنان پی میبرند حتی از دیدن سیمای شخص میفهمند که این شخص از آنهایی است که در [[دنیا]] هم او همگی صرف جمعآوریمان دنیا میشده و ناگفته پیداست که [[مردم]] [[مستضعف]] هرگز دارای چنین قدرتی نیستند. | #اینکه این رجال در محلی قرار دارند به نام [[اعراف]] و در مقامی هستند که از خصوصیاتی که در سیمای فرد فرد اهل محشر است نه جمیع امتیازات [[نفسانی]] و تفصیل [[اعمال]] آنان پی میبرند و حتی [[اهل دوزخ]] و [[بهشت]] را پس از رفتن به [[دوزخ]] و بهشت نیز میبینند و این [[مقام]] بدون [[شک]] مقام و منزلت رفیعی است که مخصوص آنان است. از [[آیه]] {{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ}} استفاده میشود که [[اصحاب اعراف]] نهتنها از سیمای اشخاص [[کفر]] و [[ایمان]] و [[بهشتی]] بودن و دوزخی بودن آنان را [[درک]] میکنند بلکه از قیافهها به جمیع خصوصیات و احوال و [[اعمال]] آنان پی میبرند حتی از دیدن سیمای شخص میفهمند که این شخص از آنهایی است که در [[دنیا]] هم او همگی صرف جمعآوریمان دنیا میشده و ناگفته پیداست که [[مردم]] [[مستضعف]] هرگز دارای چنین قدرتی نیستند. | ||
#اینکه [[رجال اعراف]] هم با [[دوزخیان]] محاوره دارند و هم با [[بهشتیان]] و محاوره آنان با [[اهل دوزخ]] به این است که آنان را که همان [[پیشوایان]] [[کفر]] و [[ضلالت]] هستند به احوال و اقوالشان بیپروا [[شماتت]] و [[سرزنش]] میکنند و گفتوگوی آنان با [[اهل بهشت]] به این است که آنان را با تحیتهای [[بهشتی]] [[درود]] میگویند، با این حال و با اینکه به مقتصای [[آیه]]: {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}}<ref>«روزی که [[روح]] و [[فرشتگان]] (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که ([[خداوند]]) [[بخشنده]] بدو [[اذن]] دهد و او سخن درست گوید» [[سوره نبأ]]، آیه ۳۸.</ref>. میدانیم که در [[روز قیامت]] هرکسی مجاز به [[حرف زدن]] نیست و تنها [[بندگان]] حقگوی [[خدا]] [[حق]] تکلم را دارند؛ چگونه میتوان گفت مراد از رجال اعراف مردم مستضعفاند؟ | #اینکه [[رجال اعراف]] هم با [[دوزخیان]] محاوره دارند و هم با [[بهشتیان]] و محاوره آنان با [[اهل دوزخ]] به این است که آنان را که همان [[پیشوایان]] [[کفر]] و [[ضلالت]] هستند به احوال و اقوالشان بیپروا [[شماتت]] و [[سرزنش]] میکنند و گفتوگوی آنان با [[اهل بهشت]] به این است که آنان را با تحیتهای [[بهشتی]] [[درود]] میگویند، با این حال و با اینکه به مقتصای [[آیه]]: {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}}<ref>«روزی که [[روح]] و [[فرشتگان]] (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که ([[خداوند]]) [[بخشنده]] بدو [[اذن]] دهد و او سخن درست گوید» [[سوره نبأ]]، آیه ۳۸.</ref>. میدانیم که در [[روز قیامت]] هرکسی مجاز به [[حرف زدن]] نیست و تنها [[بندگان]] حقگوی [[خدا]] [[حق]] تکلم را دارند؛ چگونه میتوان گفت مراد از رجال اعراف مردم مستضعفاند؟ | ||