|
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
| خط ۴۰۴: |
خط ۴۰۴: |
| این قرائن به طور فشرده چنین است: | | این قرائن به طور فشرده چنین است: |
|
| |
|
| # دلالت قرائن داخلی و خارجی [[آیه شریفه]] بر مسئله [[جانشینی]] و [[ولایت]] | | # بیان [[دوستی علی]]{{ع}} نیاز به آن همه مقدمات و [[تشکیلات]] و [[خطبه]] خوانی در وسط بیابان خشک و سوزان و نگه داشتن [[جمعیت]] و گرفتن اعترافهای پی در پی از آنان ندارد؛ پس موضوع فراتر از بیان یک دوستی[[ ساده]] و عادی بوده است. |
| ## [[دوستی علی]]{{ع}} با همه [[مؤمنان]]، مطلب پنهان و پیچیدهای نبود که نیاز به این همه تأکید و بیان داشته باشد و احتیاج به متوقف ساختن آن قافله عظیم در وسط بیابان خشک و سوزان و [[خطبه]] خواندن و گرفتن اعترافهای پی در پی از [[جمعیت]] باشد؛ چراکه [[رسول خدا]]{{صل}} در [[طول حیات]] خویش بارها و به مناسبتهای گوناگون بر [[لزوم]] [[محبت]] و [[دوستی]] [[مسلمانان]] با علی{{ع}} تأکید کرده است و تمام بزرگان [[عامه]] و حتی متعصبترین آنان نیز این طیف از [[احادیث]] را در کتب خود به [[تواتر]] نقل نموده و حتی برخی از آنان فصل جداگانهای را بدان اختصاص دادهاند به گونهای که معارضی برای آن یافت نمیشود. <ref>شهاب الدين مرعشي نجفي، ملحقات احقاق الحق، ج ۲۱، ص۳۶۹-۲۹۴</ref>. افزون بر این [[قرآن]] با صراحت میگوید {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ}}<ref>«جز این نیست که مؤمنان برادرند، پس میان برادرانتان را آشتی دهید و از خداوند پروا کنید باشد که بر شما بخشایش آورند» سوره حجرات، آیه 10.</ref> و در جای دیگر میفرماید: {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ}}<ref>«و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و نماز را برپا میدارند و زکات میپردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان میبرند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش میآورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه 71.</ref> خلاصه اینکه [[اخوت اسلامی]] و دوستی مسلمانان با یکدیگر از بدیهیترین مسائل [[اسلامی]] است که از آغاز [[اسلام]] وجود داشت و [[پیامبر]]{{صل}} بارها آن را [[تبلیغ]] کرد و بر آن تأکید نهاد به علاوه مسئلهای نبوده که با آن لحن تند در [[آیه]] بیان شود و پیامبر از افشای آن [[احساس]] خطر کند.
| | # جمله {{عربی|ألست اولی بکم من انفسکم}} که حضرت{{صل}} در خطبه خویش بدان استناد کردهاند، به هیچ وجه رابطهای با بیان یک دوستی ساده ندارد؛ بلکه به روشنی بر معنای [[اولویت در تصرف]] دلالت دارد. |
| ## جمله {{متن حدیث|الستُ أولى بكم من انفسكم}}؛ آیا من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر نیستم که در بسیاری از متون این [[روایت]] آمده است هیچ تناسبی با بیان یک [[دوستی]] [[ ساده]] ندارد، بلکه میخواهد بگوید همان [[اولویت]] و اختیاری که من نسبت به شما دارم و [[پیشوا]] و [[سرپرست]] شما هستم برای علی ثابت است و هرگونه [[تفسیری]] برای این جمله غیر از آنچه گفته شد، دور از [[انصاف]] و واقع بینی است؛ مخصوصاً با توجه به تعبیر من نسبت به شما از خودتان سزاوارترم.
| | # بر اساس [[نص]] [[حدیث متواتر]] [[غدیر]]، تبریکهایی که از سوی [[مردم]] به [[امام علی]]{{ع}} گفته شد، جز با [[ولایت]] به معنای خلافت سازگار نیست. |
| ## تبریکهایی که از سوی [[مردم]] در این واقعه [[تاریخی]] به علی گفته شده، مخصوصا تبریکی که «عمر» و «[[ابوبکر]]» به او گفتند نشان میدهد مسئله چیزی جز مسئله [[نصب]] [[خلافت]] نبوده است که در خور تبریک و [[تهنیت]] باشد؛ زیرا اعلام [[دوستی]]، که برای همه [[مسلمانان]] بـه طور عموم ثابت است، تبریک ندارد. مگر [[حضرت علی]]{{ع}} تا آن [[روز]] به عنوان یک [[مسلمان]] عادی که دوستی وی بر همه لازم است شناخته نشده بود؟ مگر دوستی مسلمانان با یکدیگر چیز تازهای بود که نیاز به تبریک داشته باشد آن هم در [[سال آخر عمر پیامبر]]؟ در [[مسند احمد]] آمده است که عمر بعد از آن بیانات [[پیامبر]]{{صل}} به علی {{ع}} گفت: {{عربی|هنيئاً يابن ابي طالب اصبحت و امسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة}} گوارا باد بر تو ای فرزند [[ابی طالب]]، صبح کردی و [[شام]] کردی در حالی که مولای هر مرد و [[زن]] با [[ایمان]] هستی. <ref>احمد بن محمد بن حنبل، الشيباني، المسند، ج۳۰، ص۴۳۰-۴۳۱، ح۱۸۴۷۹.</ref>. [[فخر رازی]] نیز در ذیل [[آیه]] یاد شده سخن عمر را آورده است که گفت: {{عربی|هنيئاً يابن ابي طالب اصبحت و امسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة}} <ref>تفسير الكبير (مفاتیح الغيب)، ج ۴، جزء ۱۲، ص۴۰۱؛ برخی دیگر از منابعی که روایت بالا را در آوردهاند عبارتاند از: احمد بن على الخطيب البغدادی، تاریخ بغداد، ج۸ ص290؛ محمد عبد الرؤف المناوى، فيض القدير، ج۶، ص۲۱۸-۲۱۷؛ يوسف بن فرغلى، سبط بن الجوزی، تذكرة الخواص، ص۲۹؛ الحسن بن محمد النيشابوری، تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج۲، ص۶۱۶؛ علی بن محمد ابن،مغازلی مناقب الامام على بن ابی طالب، ص۶۹؛ ابراهيم بن محمد الجوينی فرائد السمطین، ج۱، ص۷۱ -۷۷ محمد بن عبدالله الاسكافى المعتزلى المعيار و الموزنة، ص۲۱۳؛ المحسن بن كرانه البيهقى الجشمى، تنبيه الغافلين عن فضائل الطالبين، ص١٠٣؛ موفق بن احمد الخورزمي، المناقب، ص۱۵۵-۱۵۶؛ جهت اطلاع بیشتر از دیگر منابع و طرق حدیث: رک سید على الحسيني الميلاني، نفحات الزهار، ج۹، ص۱۴۹-۱۵۲.</ref>. به این ترتیب عمر او را مولای خود و مولای همه [[مؤمنان]] میشمرد ناگفته پیداست [[دوستی]] سادهای که میان همه مؤمنان با یکدیگر است چنین تشریفاتی ندارد و این جز با [[ولایت]] به معنای [[خلافت]] سازگار نیست. | | # پیش از [[واقعه غدیر خم]]، بارها [[لزوم]] [[محبت]] و یارى على{{ع}} توسط [[رسول خدا]]{{صل}} به مردم [[ابلاغ]] شده بود. |
| ## از جمله قرائنی که دلالت میکند بر اینکه حديث [[غدیر]] خاص [[امامت امام علی]]{{ع}} است، این است که [[شاعران]] نیز همین جریان را به [[شعر]] در آورده و از [[جریان غدیر]] معنای [[امامت]] را استفاده کردهاند. [[حسان بن ثابت]] [[شاعر]] معاصر [[رسول خدا]]{{صل}} است که با [[زبان شعر]] از رسول خدا و اقدامات ایشان [[حمایت]] میکرد. وی در جریان غدیر پس از آنکه رسول خدا{{صل}} این [[مراسم]] را برگزار کرد [[خدمت]] [[پیامبر]] رسید و [[اجازه]] خواست تادر این زمینه شعری بسراید که با اجازه حضرت این شعر را سرود: {{عربی|يناديهم يوم الغدير نبيهم... بخم و اسمع بالرسول منادياً...}} «یعنی پیامبر آنها در [[روز غدیر]] در [[سرزمین]] خم به آنها ندا داد و چه ندا دهنده گرانقدری که فرمود: مولای شما و پیامبر شما کیست؟ و آنها بدون [[چشم پوشی]] و [[اغماض]] صریحاً پاسخ گفتند: خدای تو مولای ماست و تو پیامبر مایی و ما از [[پذیرش ولایت]] تو سر پیچی نخواهیم کرد. پیامبر به علی گفت: برخیز زیرا من تو را بعد از خودم [[امام]] و [[رهبر]] [[انتخاب]] کردم. سپس فرمود: هر کس من [[مولی]] و رهبر اویم این [[مرد ]]مولی و رهبر او است. پس شما همه از سر [[صدق]] و [[راستی]] از او [[پیروی]] کنید. <ref>مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۹، ص۱۸۸-۱۸۹</ref>. در این هنگام پیامبر به [[خدای متعال]] عرض کرد: بارالها! [[دوست]] او را دوست بدار و [[دشمن]] او را دشمن بدار». <ref>يوسف بن فرغلى، سبط بن الجوزى، تذكرة الخواص، ص۳۳.</ref>. این اشعار را جمعی از بزرگان و [[دانشمندان]] [[اهل تسنن]] نیز نقل کردهاند. <ref>احمد بن موسی، ابن مردویه، مناقب علی بن ابی طالب، ص۲۴۱-۲۴۰.</ref>.<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص۲۱۶-۲۲۲.</ref>.
| | # سروده [[شاعران]] و [[فهم]] [[اصحاب]] [[گواه]] آن است که این [[نخبگان]] نیز از [[جریان غدیر]] معنای امامت را فهم کردهاند. |
| | # اعترافات برخی از علمای [[عامه]] مانند گنجی [[شافعی]] و [[سبط ابن جوزی]] بر دلالت حدیث غدیر بر [[جانشینی امام علی]]{{ع}}، تصریح دارد. |
| | # [[نزول آیه]] [[عذاب]] |
| | # اعلام [[حمایت]] ویژه [[خداوند]] از [[رسول خدا]]{{صل}} {{متن قرآن|وَٱللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ ٱلنَّاسِ}}<ref>«و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد». سوره مائده، آیه 67.</ref> که بر مخاطره آمیز بودن موضوع [[تبلیغ]] دلالت دارد. این دریافت با دیدگاه نویسنده [[المنار]] تناسبی ندارد؛ زیرا صرف اعلام [[ضرورت]] [[دوست داشتن امیر مؤمنان]]{{ع}} چنین حساسیتی ندارد که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از [[اختلاف]] [[مسلمانان]] درباره آن بیمناک باشد و این امر را به تاخیر اندازد تا خداوند به ایشان بفرماید: آنچه را که بر تو نازل کردهام،[[ تبلیغ]] کن و اگر این کار را انجام ندهی، [[رسالت الهی]] را انجام ندادهای |
| | # ظاهر [[آیه شریفه]] میرساند که مسئله مورد نظر دارای اهمیت و [[عظمت]] فوق العادهای بوده و با کیان [[رسالت]] و [[نبوت]] گره خورده است؛ چراکه خداوند به [[پیامبر]] دستور میدهد که آن را [[ابلاغ]] کند و اگر چنین نشود،[[ رسالت]] [[پروردگار]] را ابلاغ نکرده است؛ لذا مسئلهای که در آیه شریفه همسان نبوت دانسته شده، قطعاً با [[تفسیر]] «[[مولی]]» به [[دوستی]] و [[یاری]] تناسب ندارد و معنای این چیزی نیست مگر [[امامت]] و [[جانشینی رسول خدا]]{{صل}}. <ref>جهت اطلاع بیشتر درباره اراده معنای «اولی» و سزاوارتر به تصرف از واژه «مولی» و اعترافات برخی از علما و اندیشمندان عامه بر این مهم. رک: سید على الحسينى الميلاني، نفحات الازهار في خلاصة عبقات الانوار، ج ۸، ص١٠٩.</ref>. |
| | |
| | به هر روی مجموع این قرائن و شواهد حالیه و مقالیه به [[شایستگی]] مینمایاند که منظور از موضوع مورد نظر جز ابلاغ [[جانشین پیامبر اکرم]]{{صل}} نبوده است و هر تفسیر دیگری جز آنچه که مربوط به [[ولایت]] و امامت و [[خلافت]] است، نادرست بوده و با آن تناسبی ندارد. <ref>رشید رضا، المنار، ص399</ref>.<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص234-236.</ref>. |
|
| |
|
| === تشکیک در شأن نزول آیه [[عذاب]]: {{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ}}<ref>«خواهندهای عذابی رخدهنده را خواست» سوره معارج، آیه 1.</ref> === | | === تشکیک در شأن نزول آیه [[عذاب]]: {{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ}}<ref>«خواهندهای عذابی رخدهنده را خواست» سوره معارج، آیه 1.</ref> === |