برچسبها: برگرداندهشده پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۶۸: |
خط ۶۸: |
| #منشأ [[اختلاف]] امامیه با عامه در اجتهاد، پیروی از امامان معصوم و عدم [[پیروی]] از آنهاست. | | #منشأ [[اختلاف]] امامیه با عامه در اجتهاد، پیروی از امامان معصوم و عدم [[پیروی]] از آنهاست. |
| پس از آنکه معنا و اهمیت اجتهاد آشکار گردید، شایسته است که نقش اجتهاد در [[خاتمیت]] بررسی شود، لکن باید توجه داشت که اهمیت اجتهاد و نقش آن در خاتمیت هنگامی آشکار میگردد که ویژگیهای [[انسان]] و نیازمندیهای او و نیز ویژگیهای [[قوانین اسلامی]] و تناسب آنها با [[نیازهای انسان]] مورد بررسی قرار گیرد.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۲ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۲]] ص ۲۴۸.</ref>. | | پس از آنکه معنا و اهمیت اجتهاد آشکار گردید، شایسته است که نقش اجتهاد در [[خاتمیت]] بررسی شود، لکن باید توجه داشت که اهمیت اجتهاد و نقش آن در خاتمیت هنگامی آشکار میگردد که ویژگیهای [[انسان]] و نیازمندیهای او و نیز ویژگیهای [[قوانین اسلامی]] و تناسب آنها با [[نیازهای انسان]] مورد بررسی قرار گیرد.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۲ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۲]] ص ۲۴۸.</ref>. |
|
| |
| ==[[اجتهاد]]==
| |
| واژه اجتهاد از ماده «جَهد» گرفته شده و در لغت به معنای تلاش و [[کوشش]] است. [[صائب تبریزی]] میگوید:
| |
| به سر نیامده طومار عمر، جهدی کن *** که چون قلم ز تو در هر قدم اثر ماند<ref>دهخدا، علی اکبر، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه.</ref>.
| |
| [[راغب]] نیز در بیان معنای اجتهاد میگوید: اجتهاد یعنی توان خود را صرف و سختیها و مشقات را [[تحمل]] کنی<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۰۸.</ref>.
| |
|
| |
| ===معنای اصطلاحی اجتهاد===
| |
| واژه اجتهاد در حوزه [[علوم]] مختلف به معنای تلاش [[علمی]] در آن حوزه است، به گونهای که شخص در آن حوزه به عنوان [[صاحب نظر]] و کارشناس علمی شناخته شود. مشهورترین اصطلاح اجتهاد مربوط به [[احکام دینی]] و حوزه [[فقه]] و اصول است و اجتهاد در این اصطلاح به معنای به دست آوردن [[حکم شرعی]] از [[متون دینی]] است که از طریق [[استدلال]] و با استفاده از [[قواعد]] مربوط به این کار که به قواعد [[اصول فقه]] معروف است، انجام میشود<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، مجموعه مقالات، ج۱، ص۲۰۱.</ref>.
| |
| [[استاد مطهری]] در بیان معنای اصطلاحی اجتهاد میگوید: «اجتهاد یعنی کوشش عالمانه با متد و روش صحیح برای [[درک]] [[مقررات اسلام]] با استفاده از منابع آن، یعنی کتاب، [[سنت]]، [[اجماع]] و [[عقل]]»<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۳، ص۱۹۷.</ref>.
| |
| بر اساس این تعریف از اجتهاد، [[مجتهد]] و [[فقیه]] به کسی گفته میشود که با جستوجو و [[تفکر]] در پی [[کشف]] احکام دینی از منابع آن است.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[اجتهاد (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۲.</ref>
| |
|
| |
| ===[[ضرورت]] اجتهاد===
| |
| برای [[اثبات]] ضرورت و [[لزوم]] اجتهاد در [[اسلام]] چندین استدلال بیان شده است:
| |
|
| |
| نخست. برخی [[اندیشمندان اسلامی]] برای اثبات لزوم استفاده از چنین روشی در اسلام اینگونه استدلال کردهاند:
| |
| #از نظر [[شیعه]]، اسلام علاوه بر [[معارف]] اصلی مربوط به [[مبدأ و معاد]] و برخی [[اصول اخلاقی]] [[قوانین]] و مقرراتی هم درباره در مورد [[اعمال]] [[انسانی]] دارد که در آنها بدون استثنا به همه جهات [[زندگی]] [[جامعه انسانی]] توجه شده است و هر [[انسان]] مکلفی را موظف میکند که اعمال فردی و [[اجتماعی]] خود را با آنها هماهنگ و از آن [[دستورها]] که مجموعه آنها [[شریعت]] نامیده میشود، [[پیروی]] کند و چون در تطبیق [[اعمال]] بر [[قانون]]، به تشخیصِ علمیِ متنِ قانون نیاز هست؛ لذا تحصیل برای هم [[قوانین]] [[علمی]] و [[احکام]] فرعی [[اسلام]] از [[وظایف]] [[مسلمان]] است.
| |
| #به دلیل کلی و محدود بودن بیانات [[دینی]] آمده در [[کتاب و سنت]] و در مقابل، بیپایان بودن صورتهای اعمال و حوادثی که پیش میآید مسائلی که [[انسانها]] به آنها [[مبتلا]] میشوند، برای دست یافتن به جزئیات احکام و تفاصیل آنها راهی جز دقت و پیمودن طریق [[استدلال]] نیست و در متون دینیِ رسیده به دست ما نیز راهی جز این نشان داده نشده است.
| |
| نتیجه این دو مقدمه آن است که ما برای تشخیص وظایف و [[احکام دینی]] باید از روشی استفاده کنیم که عقلای [[اجتماع]] از آن برای تشخیص [[وظایف فردی]] و [[اجتماعی]] از متن قوانین و دستورهای کلی و جزئی و معمولی استفاده میکنند؛ به عبارت دیگر ما باید سلسلهقواعدی را که برای به دست آوردن وظایف و [[مقررات]] به کار برده میشود، به کار انداخته، وظایف و [[احکام شرعی]] خویش را از متن [[متون دینی]] [[استنباط]] کنیم؛ این کار، عمل [[اجتهاد]] است<ref>مجموعه مقالات، ص۲۰۰-۲۰۱.</ref>.
| |
|
| |
| استدلال دوم. برخی نیز برای [[اثبات]] [[ضرورت]] اجتهاد از نظر اسلام به مقدماتی مانند:
| |
| # [[خاتمیت]]؛
| |
| #کلی بودن احکام و [[اهداف اسلام]]؛
| |
| # [[جاودانگی دین اسلام]]؛
| |
| #همگانی و [[جهانی بودن دین اسلام]]؛
| |
| # [[جامعیت]] و کامل بودن [[دین اسلام]] [[تمسک]] کردهاند<ref>میرآقایی، سید جلال، اجتهاد و نواندیشی (گزیده مقالات)، ج۱، ضرورت اجتهاد بر اساس قرآن و سنت، (محمدرضا جواهری)، ص۹۹.</ref>.
| |
| بر اساس این مقدمات، اسلام، [[آخرین دین الهی]] نازل شده بر [[بشر]] است و تا [[ابد]] دینی فرستاده نخواهد شد و همچنین جامعیت و کمال این [[دین]] که ادعا شده است در همه حوزههایی که بشر به [[هدایت]] و [[راهنمایی]] نیاز دارد، برای بشر برنامه دارد و این برنامهها نیز به [[زمان]] و مکان خاصی محدود نمیشود و تا ابد برای هدایت همه [[بشریت]] کافی است و از سوی دیگر میدانیم که همه احکام مورد نیاز بشر به صورت جزئی و مصداقی در [[دین]] نیامده زیرا بسیاری از این مسائل در [[زمان پیامبر]] و [[امامان معصوم]] مطرح نبوده و با مرور [[زمان]] و [[رشد]] و [[پیشرفت]] [[بشر]] برای [[انسان]] روی داده است؛ بنابراین باید این [[دین]] دارای ابزاری باشد که به کمک آنها بتواند پاسخگوی نیازهای جدید [[بشر]] باشد. این ابزار همان [[اجتهاد]] است که بر اساس آن [[متخصصان دینی]] که همان مجتهدها هستند، با استفاده از کلیات مطرح شده در [[دین اسلام]] و در چهارچوب این کلیات و بر اساس منابع معرفی شده از سوی [[پیامبر]] و [[امامان معصوم]] به [[استنباط احکام]] مورد نیاز [[مسلمانان]] و [[جامعه اسلامی]] میپردازند.
| |
| از طرف دیگر، چون اجتهاد کردن در [[احکام]] برای همه افراد، کاری دشوار و غیر ممکن است و نیز [[تحصیل معرفت]] به [[احکام دین]] برای همه [[ضرورت]] دارد، در [[اسلام]] برای افرادی که [[توانایی]] اجتهاد ندارند، وظیفه دیگری با نام [[تقلید]] در نظر گرفته است تا بر اساس آن، چنین افرادی [[احکام دینی]] مورد نیاز خود را با مراجعه به افرادی دارای توانایی اجتهاد دریافت کنند.
| |
| دقت در مسئله اجتهاد و تقلید، این مطلب را نشان میدهد که این دو موضوع از اساسیترین اجزای برنامه [[زندگی]] [[انسان]] است و هر [[انسانی]] با [[فطرت انسانی]] خود راه زندگی را در جایی که از اجتهاد [[ناتوان]] است، با تقلید طی میکند؛ بنابراین، دستور اسلام در این باره [[راهنمایی]] و [[ارشاد]] [[مردم]] به [[حکم عقل]] و فطرت انسانی است. در واقع انسان در انجام کارهایی که با آنها آشنایی ندارد، به [[خبره]] آن کار مراجعه میکند و [[درمان]] [[درد]] را از [[پزشک]] و نقشه بنا را از معمار میخواهد و اصولاً [[سازمان]] [[تعلیم و تربیت]] عمومی در [[محیط اجتماعی]] انسان بر همین اصل [[استوار]] است<ref>مجموعه مقالات، ص۲۰۲ و ۲۰۵.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[اجتهاد (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۳.</ref>
| |
|
| |
| ===[[سیر]] [[تاریخی]] اجتهاد===
| |
| کلمه اجتهاد نخستین بار در [[احادیث نبوی]] به کار رفته و سپس در میان مسلمانان رایج شده؛ البته این واژه در [[احادیث]] به معنای کوششهای همهجانبه [[علمی]] و عملی و [[عبادی]] به [[کار]] رفته است؛ مثلاً اجتهاد در [[سجده]] کردن در [[دعا]] در [[عبادت]] در [[اجرای فرمان]] [[پیشوای مسلمانان]]، در [[شناخت]] موضوعات احکام مانند شناخت [[قبله]] و همچنین [[اجتهاد]] در [[احکام شرعی]] به هنگام نبود [[نص]] [[کتاب و سنت]]، از مواردی است که در [[روایات]] آمده است<ref>عزیزی، حسین، مبانی و تاریخ تحول اجتهاد، ص۲۴.</ref>.
| |
|
| |
| البته این کلمه در [[قرآن]] نیامده، ولی کلمهای که از لحاظ [[روح]] معنی مرادف آن باشد، در قرآن وجود دارد و آن کلمه «تَفَقُّه» است. [[خداوند]] در قرآن صریحاً [[مردم]] را به [[تفقه]] و [[فهم]] عمیق [[دین]] [[دعوت]] کرده است. [[اجتهاد]] یا تفقه در دوره [[خاتمیت]] و [[زمان غیبت]] [[معصوم]]{{عم}} نقش بسیار حساس و اساسی دارد و از شرایط امکان [[جاوید ماندن اسلام]] است. اجتهاد را به [[حق]]، نیروی محرکه [[اسلام]] نامیدهاند.
| |
| تا [[قرن هفتم هجری]]، حق اجتهاد، محفوظ و باب آن مفتوح بود و در این [[قرن]] به دلیل مسائل خاص [[تاریخی]] و با تشکیل یک [[شورا]] و [[اجماع]] ساختگی این حق از [[علما]] گرفته شد و علما مجبور شدند برای همیشه از نظریات علمای قرون دوم و سوم [[هجری]] [[پیروی]] کنند و تا همین دلیل مسئله [[حصر]] [[مذاهب فقهی]] [[اهل سنت]] به [[مذاهب چهارگانه]] معروف پدید آمد؛ گرچه [[سد]] باب اجتهاد در میان اهل سنت صورت گرفت، ولی خواه ناخواه این در [[جهان]] [[شیعه]] نیز اثر منفی گذاشت و همین مسئله باعث شد که در قرون اخیر در میان [[جوانان]] و طبقه به اصطلاح روشنفکرِ [[مسلمان]] تمایلاتی برای [[غربگرایی]] و [[نفی]] اصالتهای شرقی و [[اسلامی]] پدید آید که ریشه آن تصور غلطی است که این گروه از جنبه - به [[خیال]] خودشان- دگماتیک [[مقررات اسلامی]] در اذهان خویش دارند<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۱۹۷-۱۹۹.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[اجتهاد (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۴.</ref>
| |
|
| |
| ===اقسام اجتهاد===
| |
| البته باید توجه کرد که هر نوع [[اجتهادی]] پذیرفته نیست و از نظر شیعه اجتهاد در [[امور دینی]] دو نوع است:
| |
| # [[اجتهاد ممنوع]]؛ این نوع اجتهاد همان [[قانونگذاری]] است؛ یعنی [[مجتهد]] حکمی را که در [[کتاب و سنت]] نیست، کمک با [[فکر]] و [[رأی]] خودش وضع کند. این را اصطلاحاً «[[اجتهاد به رأی]]» میگویند. این نوع اجتهاد از نظر شیعه ممنوع است، گرچه [[اهل تسنن]] آن را جایز میدانند. همچنین اهل تسنن اجتهاد را در عرض کتاب و سنت قرار میدهند و به [[اعتقاد]] آنها دلیل این مطلب محدود [[احکام]] موجود در [[کتاب و سنت]] و نامحدود بودن وقایع و حوادث پیش آمده است؛ از نظر [[شیعه]] و [[امامان شیعه]] این [[استدلال]] صحیح نیست و طبق [[اخبار]] و [[روایات]] زیادی [[حکم]] هر چیزی به طور کلی در کتاب و سنت آمده است.
| |
| # [[اجتهاد مشروع]]: [[اجتهاد]] تا [[قرن پنجم]] به معنای [[قیاس]] و [[اجتهاد رأی]] بود که از نظر [[شیعه]] ممنوع بود و تدریجاً معنای این کلمه تغییریافت و به معنای مطلق تلاش و [[کوشش]] برای به دست آوردن [[حکم شرعی]] از [[ادله]] معتبر [[شرعی]] به کار رفت. از نظر [[علمای شیعه]] این نوع اجتهاد امری [[مشروع]] و [[ادله شرعی]] از نظر شیعه عبارت است از کتاب، [[سنت]]، [[اجماع]] و [[عقل]]؛ البته اجتهاد مشروع نیز بر اساس برخی [[علوم]] صورت میگیرد که مقدمه [[تعقل]] و [[تدبر]] صحیح و عالمانه هستند؛ مانند [[علوم ادبی]]، [[منطق]]، [[قرآن]]، [[تفسیر]]، [[حدیث]]، [[رجال]]، آشنایی با [[قواعد]] اصولی و آشنایی با [[فقه]] و [[مجتهد]] به کسی گفته میشود که این علوم را دارا باشد<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۶۵-۶۹.</ref>. همچنین، [[فقیه]] باید به موضوعاتی که درباره آنها [[فتوا]] صادر میکند، احاطه کامل داشته باشد؛ چون این [[دین]]، [[دین خاتم]] است و ویژه [[زمان]] و مکان و یا منطقه معینی نیست و برای [[نظام زندگی]] و [[پیشرفت]] [[زندگی]] [[بشر]] آمده است، پس، چگونه ممکن است فقیهی از [[نظامات]] و جریان طبیعی بیخبر باشد و به [[تکامل]] و پیشرفت زندگی [[ایمان]] نداشته باشد و بتواند دستورهای عالی و مترقی این [[دین حنیف]] را که برای همین نظامات آمده و ضامن [[هدایت]] این [[جریانها]] و تحولات و پیشرفتهاست، کاملاً و به طور صحیح [[استنباط]] کند؟<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۸۰-۸۱.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[اجتهاد (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۵.</ref>
| |
|
| |
| ===شرایط لازم برای اجتهاد===
| |
| همانگونه که در اجتهاد مشروع اشاره شد، شکی نیست که هرکسی نمیتواند به اجتهاد و [[استنباط احکام شرعی]] از منابع آن بپردازد بلکه برای این منظور باید مثل همه حوزههای تخصصیِ [[علمی]]، شخص دارای شرایط تخصصی لازم باشد و شرایط لازم برای اجتهاد را میتوان در چهار محور کلی زیر دستهبندی و خلاصه کرد:
| |
| #آشنایی با مدارک و منابع [[شریعت]]؛
| |
| #آشنایی با [[مقاصد شریعت]] و [[مقتضیات زمان]] و مکان؛
| |
| #آشنایی با مبادی و ابزار [[فهم]] شریعت؛
| |
| #آشنایی با آفات فهم شریعت<ref>مبانی و تاریخ تحول اجتهاد، ص۵۱.</ref>.
| |
| [[امام خمینی]] در جایگاه یکی از [[اندیشمندان]] و [[مجتهدان]] درجه اول [[شیعی]] در دوران معاصر نگرشی عمیق نسبت به مسئله [[اجتهاد]] داشت تا جایی که با تأکید بر [[روش اجتهاد]] سنتی رایج در [[حوزههای علمیه]] به مسئله تأثیر [[زمان]] و مکان در [[اجتهاد]] و [[استنباط]] [[مجتهد]]، اشاره و بر [[لزوم]] آشنایی [[مجتهدان]] با مسائل [[روز]] تأکید کردند و مدعی بودند که ناآشنایی مجتهد با اینگونه مسائل در دنیای کنونی حتی برای مقلدان آن مجتهد نیز پذیرفته نیست ایشان در «منشور [[روحانیت]]» خطاب به حوزههای علمیه چنین میفرمایند:
| |
| مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. برای [[مردم]] و [[جوانان]] و حتی [[عوام]] قابل قبول نیست که [[مرجع]] و مجتهدش بگوید، من در مسائل [[سیاسی]] اظهارنظر نمیکنم. آشنایی به [[روش برخورد]] با [[اقتصاد]] [[حاکم]] بر [[جهان]] [[شناخت]] [[سیاستها]] و حتی سیاسیون و فرمولهای دیکته شده آنان و [[درک]] موقعیت و نقاط قوت و [[ضعف]] دو [[قطب]] [[سرمایهداری]] و کمونیزم که در [[حقیقت]] [[استراتژی]] [[حکومت]] بر جهان را ترسیم میکند از ویژگیهای یک مجتهد جامع است. یک مجتهد باید [[زیرکی]] و [[هوش]] و [[فراست]] [[هدایت]] یک [[جامعه بزرگ اسلامی]] و حتی غیر [[اسلامی]] را داشته باشد<ref>صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۸۹.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[اجتهاد (مقاله)|مقاله «اجتهاد»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۶.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |