بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = مدرنیسم | عنوان مدخل = مدرنیسم | مداخل مرتبط = مدرنیسم در کلام اسلامی - مدرنیسم در فلسفه دین و کلام جدید | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== برای شناخت مدرنیسم باید به لحاظ منطقی، نخست معنای لغوی کلمه «مدرن»، سپس معنای د...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
برای [[شناخت]] [[مدرنیسم]] باید به لحاظ منطقی، نخست معنای لغوی کلمه «مدرن»، سپس معنای دوران مدرن، مفهوم مدرنیته و سرانجام مدرنیسم را توضیح دهیم. واژه مدرن از ریشه لاتینی «Modo» گرفته شده و به معنای امر بالفعل و حاضر است که به جای امر موجود در گذشته نهاده شده باشد و همگان آن را بپذیرند<ref>Cahoone، Lawrence، from Modernism to Postmodernism، p. 11.</ref>. تاکنون تعاریف متعددی درباره تبیین مدرنیته مطرح شده، تا آنجا که برخی با عنوان ابهام در تعریف از آن یاد میکنند<ref>احمدی، بابک، مدرنیته و اندیشه انتقادی، ص۸.</ref>. این تعاریف به قدری متنوع و حتی با هم متضادند<ref>برای آشنایی با این تعاریف، ر.ک: نوذری، حسینعلی، مدرنیته و مدرنیسم.</ref> که هنوز کسی نتوانسته است تعریفی کامل و [[قطعی]] درباره مفاهیم مدرن، مدرنیته و... مطرح کند<ref>احمدی، بابک، معمای مدرنیته، ص۳.</ref>. [[تاریخنگاران]] در [[تعیین زمان]] دوران مدرن و [[فیلسوفان]] در شمارش مؤلفههای مدرنیته با هم [[اختلاف]] دارند و بسیاری از تاریخنگاران [[زمان]] میان [[رنسانس]] و [[انقلاب]] فرانسه را [[روزگار]] مدرن مینامند، ولی برخی آغاز صنعتیشدن [[جوامع]] اروپایی و پیدایش [[تولید]] [[سرمایهداری]] و تعمیم تولید کالایی را آغاز مدرنیته شمردهاند، حتی برخی حد نهایی مدرنیته را میانه سده بیستم شناختهاند<ref>احمدی، بابک، معمای مدرنیته، ص۸-۹.</ref>. در تعیین ویژگیهای مدرنیته نیز عدهای [[پیروزی]] [[خرد]] [[انسانی]] بر باورهای سنتی (اسطورهای، [[دینی]]، [[اخلاقی]]، [[فلسفی]] و...)، [[رشد اندیشه]] [[علمی]] و [[عقلگرایی]] (به معنای خاص راسیونالیسم [[دوران روشنگری]] که با [[عقل]] خودبنیاد و [[بینیاز]] از [[وحی]] و... مساوی است) را ویژگیهای آن دانسته، شکلگیری [[قوانین]] مبادله کالاها، [[نظام]] تازهتولید و [[تجارت]] و [[تسلط]] [[جامعه مدنی]] بر [[دولت]] را لوازم همراه آن شمردهاند<ref>احمدی، بابک، معمای مدرنیته، ص۸-۹.</ref>. | برای [[شناخت]] [[مدرنیسم]] باید به لحاظ منطقی، نخست معنای لغوی کلمه «مدرن»، سپس معنای دوران مدرن، مفهوم مدرنیته و سرانجام مدرنیسم را توضیح دهیم. واژه مدرن از ریشه لاتینی «Modo» گرفته شده و به معنای امر بالفعل و حاضر است که به جای امر موجود در گذشته نهاده شده باشد و همگان آن را بپذیرند<ref>Cahoone، Lawrence، from Modernism to Postmodernism، p. 11.</ref>. تاکنون تعاریف متعددی درباره تبیین مدرنیته مطرح شده، تا آنجا که برخی با عنوان ابهام در تعریف از آن یاد میکنند<ref>احمدی، بابک، مدرنیته و اندیشه انتقادی، ص۸.</ref>. این تعاریف به قدری متنوع و حتی با هم متضادند<ref>برای آشنایی با این تعاریف، ر.ک: نوذری، حسینعلی، مدرنیته و مدرنیسم.</ref> که هنوز کسی نتوانسته است تعریفی کامل و [[قطعی]] درباره مفاهیم مدرن، مدرنیته و... مطرح کند<ref>احمدی، بابک، معمای مدرنیته، ص۳.</ref>. [[تاریخنگاران]] در [[تعیین زمان]] دوران مدرن و [[فیلسوفان]] در شمارش مؤلفههای مدرنیته با هم [[اختلاف]] دارند و بسیاری از تاریخنگاران [[زمان]] میان [[رنسانس]] و [[انقلاب]] فرانسه را [[روزگار]] مدرن مینامند، ولی برخی آغاز صنعتیشدن [[جوامع]] اروپایی و پیدایش [[تولید]] [[سرمایهداری]] و تعمیم تولید کالایی را آغاز مدرنیته شمردهاند، حتی برخی حد نهایی مدرنیته را میانه سده بیستم شناختهاند<ref>احمدی، بابک، معمای مدرنیته، ص۸-۹.</ref>. در تعیین ویژگیهای مدرنیته نیز عدهای [[پیروزی]] [[خرد]] [[انسانی]] بر باورهای سنتی (اسطورهای، [[دینی]]، [[اخلاقی]]، [[فلسفی]] و...)، [[رشد اندیشه]] [[علمی]] و [[عقلگرایی]] (به معنای خاص راسیونالیسم [[دوران روشنگری]] که با [[عقل]] خودبنیاد و [[بینیاز]] از [[وحی]] و... مساوی است) را ویژگیهای آن دانسته، شکلگیری [[قوانین]] مبادله کالاها، [[نظام]] تازهتولید و [[تجارت]] و [[تسلط]] [[جامعه مدنی]] بر [[دولت]] را لوازم همراه آن شمردهاند<ref>احمدی، بابک، معمای مدرنیته، ص۸-۹.</ref>. | ||
نیچه [[مرگ]] [[خدا]] را علامت دوران مدرن میداند<ref>احمدی، بابک، معمای مدرنیته، ص۸-۹.</ref> و مک اینرنی در تعریفی کوتاه و جامع درباره عصر مدرن میگوید: «عصری که [[بشر]] کوشید دستاوردهای [[فکری]] خود را از [[آموزههای دینی]] رها کند»<ref>Mcinery، Ralph، Modernism & Reigion، pix.</ref>.<ref>[[عبدالله | نیچه [[مرگ]] [[خدا]] را علامت دوران مدرن میداند<ref>احمدی، بابک، معمای مدرنیته، ص۸-۹.</ref> و مک اینرنی در تعریفی کوتاه و جامع درباره عصر مدرن میگوید: «عصری که [[بشر]] کوشید دستاوردهای [[فکری]] خود را از [[آموزههای دینی]] رها کند»<ref>Mcinery، Ralph، Modernism & Reigion، pix.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[مدرنیسم (مقاله)|مقاله «مدرنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۷۰.</ref> | ||
==مدرنیته== | ==مدرنیته== | ||
میتوان تا حدودی هماهنگ و درحد ممکن جامع درباره مدرنیته چنین گفت: مدرنیته جریان [[حاکم]] بر [[تمدن جدید غرب]] در زمینههای [[فکری]]، [[فرهنگی]]، [[علمی]]، [[اقتصادی]]، [[سیاسی]]، اجتماعی و... است که جدا از [[آموزههای دینی]] و با محور قراردادن [[انسان]] و تکیه بر [[آزادی]] همهجانبه او و نیز [[اعتماد]] به [[عقل]] بشری و اصالتدادن به فرد در صدد تحلیل همه امور اعم از طبیعت، [[ماورای طبیعت]]، [[ارزشها]] و... برآمده است و با [[اندیشه]] نوکردن و [[تغییر]] همهجانبه [[حیات انسان]] آنچه را که مانند [[دین]]، [[آداب و رسوم]] و سایر [[سنتها]] در مقابل آن واقع میشود؛ [[نفی]] میکند.<ref>[[عبدالله | میتوان تا حدودی هماهنگ و درحد ممکن جامع درباره مدرنیته چنین گفت: مدرنیته جریان [[حاکم]] بر [[تمدن جدید غرب]] در زمینههای [[فکری]]، [[فرهنگی]]، [[علمی]]، [[اقتصادی]]، [[سیاسی]]، اجتماعی و... است که جدا از [[آموزههای دینی]] و با محور قراردادن [[انسان]] و تکیه بر [[آزادی]] همهجانبه او و نیز [[اعتماد]] به [[عقل]] بشری و اصالتدادن به فرد در صدد تحلیل همه امور اعم از طبیعت، [[ماورای طبیعت]]، [[ارزشها]] و... برآمده است و با [[اندیشه]] نوکردن و [[تغییر]] همهجانبه [[حیات انسان]] آنچه را که مانند [[دین]]، [[آداب و رسوم]] و سایر [[سنتها]] در مقابل آن واقع میشود؛ [[نفی]] میکند.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[مدرنیسم (مقاله)|مقاله «مدرنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۷۱.</ref> | ||
==اوصاف مدرنیته== | ==اوصاف مدرنیته== | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
# [[فناوری]] جدید ماشینی؛ | # [[فناوری]] جدید ماشینی؛ | ||
#روشهای جدید [[تولید]] صنعتی؛# [[پیشرفت]] بیسابقه در [[رفاه]] و [[مصرف]]؛ | #روشهای جدید [[تولید]] صنعتی؛# [[پیشرفت]] بیسابقه در [[رفاه]] و [[مصرف]]؛ | ||
#جدایی کامل [[علم]]؛ [[اخلاق]] و [[هنر]] از یکدیگر و سایر قلمروها و...<ref>ساجدی، ابوالفضل، و مهدی مشکی، دین در نگاهی نوین، ص۱۸۱-۱۸۲.</ref>.<ref>[[عبدالله | #جدایی کامل [[علم]]؛ [[اخلاق]] و [[هنر]] از یکدیگر و سایر قلمروها و...<ref>ساجدی، ابوالفضل، و مهدی مشکی، دین در نگاهی نوین، ص۱۸۱-۱۸۲.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[مدرنیسم (مقاله)|مقاله «مدرنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۷۱.</ref> | ||
==[[مدرنیسم]]== | ==[[مدرنیسم]]== | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
#'''[[انسانمداری]]''': در این [[مکتب]] [[انسان]] به جای [[خدا]] قرار میگیرد و [[هدف]] هرگونه فعالیتی [[خدمت]] به انسان است و انسان از هیچکس و هیچچیز [[فرمان]] نمیبرد، بلکه خودآیین و خودفرمان است. همچنین، فرد بر [[اجتماع]] تقدم دارد و همه افراد انسان با هم برابرند و هیچکس بر دیگری [[سلطه]] و [[ولایت]] ندارد<ref>صانعپور، مریم، خدا و دین در رویکردی اومانیستی.</ref> و معیار هر امری [[مطابقت با واقع]] نیست، بلکه موافقت با [[آرامش]] و [[لذت]] انسان است؛ بنابراین، هرچند گاهی در انسانمداری نیز از دین سخن گفته میشود، ولی نه بدین خاطر که امری [[حقیقی]] و برای [[سعادت اخروی]] انسان ضروری است، بلکه بدین دلیل که فرض (حتی فرض غیرواقعی) دین و خدا سبب بهبود [[زندگی مادی]] انسان در این [[دنیا]] میشود<ref>ر.ک: صانعپور، مریم، خدا و دین در رویکردی اومانیستی.</ref>. | #'''[[انسانمداری]]''': در این [[مکتب]] [[انسان]] به جای [[خدا]] قرار میگیرد و [[هدف]] هرگونه فعالیتی [[خدمت]] به انسان است و انسان از هیچکس و هیچچیز [[فرمان]] نمیبرد، بلکه خودآیین و خودفرمان است. همچنین، فرد بر [[اجتماع]] تقدم دارد و همه افراد انسان با هم برابرند و هیچکس بر دیگری [[سلطه]] و [[ولایت]] ندارد<ref>صانعپور، مریم، خدا و دین در رویکردی اومانیستی.</ref> و معیار هر امری [[مطابقت با واقع]] نیست، بلکه موافقت با [[آرامش]] و [[لذت]] انسان است؛ بنابراین، هرچند گاهی در انسانمداری نیز از دین سخن گفته میشود، ولی نه بدین خاطر که امری [[حقیقی]] و برای [[سعادت اخروی]] انسان ضروری است، بلکه بدین دلیل که فرض (حتی فرض غیرواقعی) دین و خدا سبب بهبود [[زندگی مادی]] انسان در این [[دنیا]] میشود<ref>ر.ک: صانعپور، مریم، خدا و دین در رویکردی اومانیستی.</ref>. | ||
#'''احساسگرایی [[اخلاقی]]'''<ref>برای مطالعه بیشتر درباره فلسفه اخلاق مدرن، ر.ک: احمدی، بابک، معمای مدرنیته، ص۱۳۸-۱۴۶.</ref>: در این مکتب چون انسان هم مبدأ و هم منتهاست، بایدها و نبایدهای اخلاقی و [[حسن و قبح]] افعالش از ناحیه دیگری ناشی نشده، بلکه از خود او سرچشمه میگیرد و معیار بایدها و نبایدهای اخلاقی برای انسان [[احساسات]] و [[عواطف]] اوست و آنچه باعث [[احساس]] مطبوعی در درون او شود، [[نیکو]] و آنچه سبب احساس نامطبوعی در وی شود، اخلاقاً بد و [[قبیح]] است<ref>ساجدی، ابوالفضل، و مهدی مشکی، دین در نگاهی نوین، ص۱۸۸-۱۸۹.</ref>. | #'''احساسگرایی [[اخلاقی]]'''<ref>برای مطالعه بیشتر درباره فلسفه اخلاق مدرن، ر.ک: احمدی، بابک، معمای مدرنیته، ص۱۳۸-۱۴۶.</ref>: در این مکتب چون انسان هم مبدأ و هم منتهاست، بایدها و نبایدهای اخلاقی و [[حسن و قبح]] افعالش از ناحیه دیگری ناشی نشده، بلکه از خود او سرچشمه میگیرد و معیار بایدها و نبایدهای اخلاقی برای انسان [[احساسات]] و [[عواطف]] اوست و آنچه باعث [[احساس]] مطبوعی در درون او شود، [[نیکو]] و آنچه سبب احساس نامطبوعی در وی شود، اخلاقاً بد و [[قبیح]] است<ref>ساجدی، ابوالفضل، و مهدی مشکی، دین در نگاهی نوین، ص۱۸۸-۱۸۹.</ref>. | ||
#'''[[سنتستیزی]] و پیشرفتگرایی''': در این [[جهانبینی]] هرچیز تازه و [[بدیع]] و خلافآمد [[عادت]]، [[برتر]] از هرچیز قدیمی، رایج است. بنابراین، [[سنتها]] و از جمله دین باید ریشهکن و امور تازه و پیشرفته مادی جایگزین آنها شود. پیامد این دیدگاه آن است که دنیای مدرن همواره باید [[منتظر]] [[تغییر]] و [[تحول]] باشد<ref>ساجدی، ابوالفضل، و مهدی مشکی، دین در نگاهی نوین، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[عبدالله | #'''[[سنتستیزی]] و پیشرفتگرایی''': در این [[جهانبینی]] هرچیز تازه و [[بدیع]] و خلافآمد [[عادت]]، [[برتر]] از هرچیز قدیمی، رایج است. بنابراین، [[سنتها]] و از جمله دین باید ریشهکن و امور تازه و پیشرفته مادی جایگزین آنها شود. پیامد این دیدگاه آن است که دنیای مدرن همواره باید [[منتظر]] [[تغییر]] و [[تحول]] باشد<ref>ساجدی، ابوالفضل، و مهدی مشکی، دین در نگاهی نوین، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[مدرنیسم (مقاله)|مقاله «مدرنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۷۱.</ref> | ||
==زمینهها و بسترهای پیدایش مدرنیته== | ==زمینهها و بسترهای پیدایش مدرنیته== | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
#'''رفرماسیون یا [[اصلاح مذهبی]]''': دومین حادثه مهم و اثرگذار مغربزمین [[جنبش]] اصلاح مذهبی یا رفرماسیون است که در قرن شانزدهم برای [[اعمال]] اصلاحاتی در نظریات، [[عقاید]] و کاربستهای [[دینی]] [[کلیسای کاتولیک]] رم آغاز شد و به تأسیس کلیساهای [[پروتستان]] انجامید. مخالفان کلیسای کاتولیک [[پیروان]] آن را به دلیل [[ثروتاندوزی]]، [[قدرت]] و سلسلهمراتب ساختاری شدید متهم کردند و در سال ۱۵۱۷ مارتین لوتر رساله معروف خود را با نام «نودوپنج تز در [[انتقاد]] از اقدام کلیسای کاتولیک مبتنی بر [[عفو]] و [[بخشش]]» منتشر کرد و کمکم [[مسیحیت]] یکپارچه تجزیه شد و پروتستان پدید آمد. این جنبش مذهبی اثرات عمیقی در حوزههای [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] [[جوامع]] [[مغرب]] به جا گذاشت<ref>نوذری، حسینعلی، صورتبندی مدرنیته و پستمدرنیته، ص۲۷-۲۹.</ref>. | #'''رفرماسیون یا [[اصلاح مذهبی]]''': دومین حادثه مهم و اثرگذار مغربزمین [[جنبش]] اصلاح مذهبی یا رفرماسیون است که در قرن شانزدهم برای [[اعمال]] اصلاحاتی در نظریات، [[عقاید]] و کاربستهای [[دینی]] [[کلیسای کاتولیک]] رم آغاز شد و به تأسیس کلیساهای [[پروتستان]] انجامید. مخالفان کلیسای کاتولیک [[پیروان]] آن را به دلیل [[ثروتاندوزی]]، [[قدرت]] و سلسلهمراتب ساختاری شدید متهم کردند و در سال ۱۵۱۷ مارتین لوتر رساله معروف خود را با نام «نودوپنج تز در [[انتقاد]] از اقدام کلیسای کاتولیک مبتنی بر [[عفو]] و [[بخشش]]» منتشر کرد و کمکم [[مسیحیت]] یکپارچه تجزیه شد و پروتستان پدید آمد. این جنبش مذهبی اثرات عمیقی در حوزههای [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] [[جوامع]] [[مغرب]] به جا گذاشت<ref>نوذری، حسینعلی، صورتبندی مدرنیته و پستمدرنیته، ص۲۷-۲۹.</ref>. | ||
#'''[[عصر روشنگری]] ([[عقلگرایی]])''': در قرنهای ۱۷ و ۱۸ میلادی [[دکارت]]، لاک، نیوتن و دیگران در اروپا جنبشی را پدید آوردند که در آن [[ایمان]] داشتن به [[عقل]] در جایگاه کلید اصلی [[دانش]]، [[شناخت]] و [[پیشرفت]] بشری، مفهوم [[تساهل و تسامح دینی]] و [[مبارزه]] با [[خرافهپرستی]] محورهای اصلی آن محسوب میشدند. آرای [[روشنگری]] را میتوان ادامه منطقی دستاوردهای رنسانس و اصلاح مذهبی دانست. در [[مکتب]] روشنگری به [[شیوه زندگی]] اروپاییان انتقاد شد و پیروان آن با [[اعتقاد]] به اینکه [[عقل سلیم]] قدرت [[کشف]] و طرح دانش [[مقید]] و [[شناخت سودمند]] را برای [[انسانها]] دارد، قصد داشتند با فراهمکردن [[آزادی]] [[سعادت]] و [[خوشبختی]] [[انسان]] را محقق کنند. سخنان لاک و بارکلی درباره ماهیت [[عقل]] و همینطور آرای هیوم در پایهبودن [[ادراکات حسی]] زمینههای [[معرفتشناختی]] مدرنیته را فراهم آورد<ref>نوذری، حسینعلی، صورتبندی مدرنیته و پستمدرنیته، ص۴۹-۶۳.</ref>. در کنار پایههای معرفتشناسانه، کتابهای «دو رساله درباره [[حکومت]] [[مدنی]]» [[جان]] لاک و «[[قرارداد اجتماعی]]» روسو نظامی [[اجتماعی]] [[سیاسی]] را تبیین کردند که زمینهساز [[تفکرات]] سیاسی مدرنیته بود<ref>نوذری، حسینعلی، صورتبندی مدرنیته و پستمدرنیته، ص۶۶.</ref>. این دوران به کانت پایان مییابد که آرای معرفتشناسانه او و بیان تعریفی نوین از [[فلسفه]]، روش [[فلسفی]] و شیوه [[نگارش]] آثار فلسفی، [[روشنگری]] را به اوج اهدافش رساند<ref>نوذری، حسینعلی، صورتبندی مدرنیته و پستمدرنیته، ص۷۱.</ref>. | #'''[[عصر روشنگری]] ([[عقلگرایی]])''': در قرنهای ۱۷ و ۱۸ میلادی [[دکارت]]، لاک، نیوتن و دیگران در اروپا جنبشی را پدید آوردند که در آن [[ایمان]] داشتن به [[عقل]] در جایگاه کلید اصلی [[دانش]]، [[شناخت]] و [[پیشرفت]] بشری، مفهوم [[تساهل و تسامح دینی]] و [[مبارزه]] با [[خرافهپرستی]] محورهای اصلی آن محسوب میشدند. آرای [[روشنگری]] را میتوان ادامه منطقی دستاوردهای رنسانس و اصلاح مذهبی دانست. در [[مکتب]] روشنگری به [[شیوه زندگی]] اروپاییان انتقاد شد و پیروان آن با [[اعتقاد]] به اینکه [[عقل سلیم]] قدرت [[کشف]] و طرح دانش [[مقید]] و [[شناخت سودمند]] را برای [[انسانها]] دارد، قصد داشتند با فراهمکردن [[آزادی]] [[سعادت]] و [[خوشبختی]] [[انسان]] را محقق کنند. سخنان لاک و بارکلی درباره ماهیت [[عقل]] و همینطور آرای هیوم در پایهبودن [[ادراکات حسی]] زمینههای [[معرفتشناختی]] مدرنیته را فراهم آورد<ref>نوذری، حسینعلی، صورتبندی مدرنیته و پستمدرنیته، ص۴۹-۶۳.</ref>. در کنار پایههای معرفتشناسانه، کتابهای «دو رساله درباره [[حکومت]] [[مدنی]]» [[جان]] لاک و «[[قرارداد اجتماعی]]» روسو نظامی [[اجتماعی]] [[سیاسی]] را تبیین کردند که زمینهساز [[تفکرات]] سیاسی مدرنیته بود<ref>نوذری، حسینعلی، صورتبندی مدرنیته و پستمدرنیته، ص۶۶.</ref>. این دوران به کانت پایان مییابد که آرای معرفتشناسانه او و بیان تعریفی نوین از [[فلسفه]]، روش [[فلسفی]] و شیوه [[نگارش]] آثار فلسفی، [[روشنگری]] را به اوج اهدافش رساند<ref>نوذری، حسینعلی، صورتبندی مدرنیته و پستمدرنیته، ص۷۱.</ref>. | ||
#'''[[انقلاب]] صنعتی''': انقلاب صنعتی از نیمه دوم [[قرن]] هجدهم تا نیمه اول قرن نوزدهم ادامه یافت و در آن به [[تغییر]] و تحولات [[اقتصادی]] و اجتماعی اشاره میشود که از حدود سال ۱۷۵۰ در اروپا رخ داد. [[جایگزینی]] ماشینهای مکانیکی و [[قوه]] بخار به جای ابزار دست و تمرکز [[صنعت]] در تأسیسات و کشیدهشدن [[نیروی کار]] از بخش [[کشاورزی]] به صنعت مهمترین ویژگی این دوران است. انقلاب صنعتی بیانگر انتقال [[جامعه]] ثابت و ایستای کشاورزی و [[تجاری]] به جامعه صنعتی مدرن است. همچنین، گذشته از پیشرفتهای فنی، این انقلاب به [[تحول]] در شرایط [[زندگی]] [[انسان]]، تضاد [[کارگر]] و کارفرما، [[اختلاف]] [[طبقات جامعه]] و [[آلودگی]] [[محیط زیست]] انج[[امید]]<ref>نوذری، حسینعلی، صورتبندی مدرنیته و پستمدرنیته، ص۷۷-۷۹.</ref>.<ref>[[عبدالله | #'''[[انقلاب]] صنعتی''': انقلاب صنعتی از نیمه دوم [[قرن]] هجدهم تا نیمه اول قرن نوزدهم ادامه یافت و در آن به [[تغییر]] و تحولات [[اقتصادی]] و اجتماعی اشاره میشود که از حدود سال ۱۷۵۰ در اروپا رخ داد. [[جایگزینی]] ماشینهای مکانیکی و [[قوه]] بخار به جای ابزار دست و تمرکز [[صنعت]] در تأسیسات و کشیدهشدن [[نیروی کار]] از بخش [[کشاورزی]] به صنعت مهمترین ویژگی این دوران است. انقلاب صنعتی بیانگر انتقال [[جامعه]] ثابت و ایستای کشاورزی و [[تجاری]] به جامعه صنعتی مدرن است. همچنین، گذشته از پیشرفتهای فنی، این انقلاب به [[تحول]] در شرایط [[زندگی]] [[انسان]]، تضاد [[کارگر]] و کارفرما، [[اختلاف]] [[طبقات جامعه]] و [[آلودگی]] [[محیط زیست]] انج[[امید]]<ref>نوذری، حسینعلی، صورتبندی مدرنیته و پستمدرنیته، ص۷۷-۷۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[مدرنیسم (مقاله)|مقاله «مدرنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۷۳.</ref> | ||
==نقد و بررسی مدرنیسم== | ==نقد و بررسی مدرنیسم== | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
در نقد [[مدرنیسم]] میتوان به بطلان مبانی نظری و زیانبار بودن دستاوردهای آن اشاره کرد. در بعد مبانی نظری باید دانست، تمام عناصر مدرنیسم (ناواقعگرایی [[معرفتشناختی]]، [[تجربهگرایی]]، [[مادیگرایی]]، [[عقلگرایی]]، [[انسانمداری]]، احساسگرایی [[اخلاقی]] و [[سنتستیزی]]) با اشکالات متعدد دارند که در این نوشته مجال پرداختن به آنها نیست<ref>ر.ک: مقالات مربوط به هر یک از این عناوین در همین مجموعه.</ref>؛ چنانکه در [[مغرب زمین]] نیز با این اصول سخن شده است. | در نقد [[مدرنیسم]] میتوان به بطلان مبانی نظری و زیانبار بودن دستاوردهای آن اشاره کرد. در بعد مبانی نظری باید دانست، تمام عناصر مدرنیسم (ناواقعگرایی [[معرفتشناختی]]، [[تجربهگرایی]]، [[مادیگرایی]]، [[عقلگرایی]]، [[انسانمداری]]، احساسگرایی [[اخلاقی]] و [[سنتستیزی]]) با اشکالات متعدد دارند که در این نوشته مجال پرداختن به آنها نیست<ref>ر.ک: مقالات مربوط به هر یک از این عناوین در همین مجموعه.</ref>؛ چنانکه در [[مغرب زمین]] نیز با این اصول سخن شده است. | ||
اما دستاوردهای [[باطل]] مدرنیته شامل [[تنهایی]] ([[بیماری]] [[زندگی]] جدید)<ref>احمدی، بابک، مدرنیته و اندیشه انتقادی، ص۴۳.</ref>، [[پوچگرایی]]<ref>احمدی، بابک، مدرنیته و اندیشه انتقادی، ص۳۳-۴۰.</ref>، [[تساهل و تسامح]] و بیاعتبارشدن [[نظام]] [[اخلاق]]، [[لیبرال دموکراسی]]، [[آزادی]] و [[لیبرالیسم]] اخلاقی و... است که ارتباط هر یک از این عناوین با مدرنیسم و نقد آنها به [[پژوهشی]] مستقل نیاز دارد.<ref>[[عبدالله | اما دستاوردهای [[باطل]] مدرنیته شامل [[تنهایی]] ([[بیماری]] [[زندگی]] جدید)<ref>احمدی، بابک، مدرنیته و اندیشه انتقادی، ص۴۳.</ref>، [[پوچگرایی]]<ref>احمدی، بابک، مدرنیته و اندیشه انتقادی، ص۳۳-۴۰.</ref>، [[تساهل و تسامح]] و بیاعتبارشدن [[نظام]] [[اخلاق]]، [[لیبرال دموکراسی]]، [[آزادی]] و [[لیبرالیسم]] اخلاقی و... است که ارتباط هر یک از این عناوین با مدرنیسم و نقد آنها به [[پژوهشی]] مستقل نیاز دارد.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[مدرنیسم (مقاله)|مقاله «مدرنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۷۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[مدرنیسم (مقاله)|مقاله «مدرنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||