←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰۸: | خط ۱۰۸: | ||
#با [[اثبات اعجاز قرآن]] [[کریم]]، این احتمال که [[قرآن کریم]] را [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از خود صادر کرده است و چون ایشان انسان و محدود به قیود زمانی و مکانی هستند، برخی امور زمانمند و مکانمند در آن حضور دارد که همیشگی نیست، نیز برطرف میشود. | #با [[اثبات اعجاز قرآن]] [[کریم]]، این احتمال که [[قرآن کریم]] را [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از خود صادر کرده است و چون ایشان انسان و محدود به قیود زمانی و مکانی هستند، برخی امور زمانمند و مکانمند در آن حضور دارد که همیشگی نیست، نیز برطرف میشود. | ||
#دیدگاه مفسرمحوری و نسبیانگاریِ [[معرفت دینی]]، پایه [[باورهای اعتقادی]] و آئینهای [[رفتاری]] فرد درباره متن [[دینی]] را به تردید و حتی به [[انکار]] میکشاند؛ چون اگر بنا باشد برداشت هرکس صرفاً اعتبار شخصی داشته، هیچ معیاری هم برای [[داوری]] درباره برداشتهای مختلف نباشد، نتیجه آن، نوعی [[هرج و مرج]] [[فکری]] و [[نفی]] [[دین]] و [[حقایق]] دینی و [[جایگزینی]] آرای افراد [[انسانی]] به جای خواست و مقصود هدایتمندانه [[خدا]] خواهد بود. بنابراین، نظریه قرائتهای پایانناپذیر و نسبیگرا (نه طولی و مکمل) در [[تفسیر]]، با این تصور که تفسیر ترکیبی از افق [[ذهنی]] هر [[مفسر]] با متن است، امری مردود خواهد بود<ref>سعیدی روشن، محمدباقر، تحلیل زبان قرآن و روششناسی فهم آن، ص۳۸۹-۳۹۸.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک و تفکر دینی(مقاله)|مقاله «هرمنوتیک و تفکر دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۳۳.</ref> | #دیدگاه مفسرمحوری و نسبیانگاریِ [[معرفت دینی]]، پایه [[باورهای اعتقادی]] و آئینهای [[رفتاری]] فرد درباره متن [[دینی]] را به تردید و حتی به [[انکار]] میکشاند؛ چون اگر بنا باشد برداشت هرکس صرفاً اعتبار شخصی داشته، هیچ معیاری هم برای [[داوری]] درباره برداشتهای مختلف نباشد، نتیجه آن، نوعی [[هرج و مرج]] [[فکری]] و [[نفی]] [[دین]] و [[حقایق]] دینی و [[جایگزینی]] آرای افراد [[انسانی]] به جای خواست و مقصود هدایتمندانه [[خدا]] خواهد بود. بنابراین، نظریه قرائتهای پایانناپذیر و نسبیگرا (نه طولی و مکمل) در [[تفسیر]]، با این تصور که تفسیر ترکیبی از افق [[ذهنی]] هر [[مفسر]] با متن است، امری مردود خواهد بود<ref>سعیدی روشن، محمدباقر، تحلیل زبان قرآن و روششناسی فهم آن، ص۳۸۹-۳۹۸.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک و تفکر دینی(مقاله)|مقاله «هرمنوتیک و تفکر دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۳۳.</ref> | ||
==[[هرمنوتیک]]== | |||
اصطلاح «Hermeneutice» از فعل [[یونانی]] «hermeneuin» به معنای «تفسیرکردن» گرفته شده و معنای اسمی آن «hermeneia» یعنی «[[تفسیر]]» است. معانی اشکال مختلف این کلمه به معنی فهمیدن موضوع یا موقعیتی مبهم است. این واژه را با «[[هرمس]]» خدای پیامرسان [[یونانیان]] مرتبط میدانند که واسطه و [[مفسر]] و شارح بود و [[پیام]] [[خدایان]] را که محتوای آن فراتر از [[فهم]] [[آدمیان]] بود، برای آنها به صورت درکپذیر بیان کرد. | |||
از واژه یونانی هرمنوتیک از [[زمان]] [[افلاطون]] و [[ارسطو]] هم از این لفظ برای نامگذاری بخشی از کتاب «ارغنون» خود، که درباره مبحث [[منطق]] قضایا است، استفاده کرده و در آن به بررسی ساختار [[دستوری]] گفتار [[آدمی]] پرداخته است. اصطلاح هرمنوتیک تا عصر [[رنسانس]] و [[رفرمیسم]] مذهبی یعنی [[قرن]] شانزدهم میلادی هنوز به صورت شاخهای از [[دانش]] تحقق خارجی نیافته بود؛ بنابراین مفهوم به منزله شاخهای خاص از دانش، پدیدهای نوظهور و مربوط به دوران مدرنیته است<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۲۵.</ref>. | |||
در قرن هفدهم برای نخستین بار از واژه هرمنوتیک برای اشاره به مباحث مربوط به روش تفسیر متن استفاده شد. هرمنوتیک، در این دوره با عنوان هرمنوتیک کلاسیک شناخته میشود و دانشی است که به کمک آن [[قواعد]] و اصول تفسیر متون [[کشف]] میشود و در واقع، منطق گفتمان است و با آن، روش فهم صحیح متن فراهم و قواعد ابهامزدایی از متون مبهم در [[اختیار]] افراد گذاشته میشود. | |||
در قرن شانزده و هفده میلادی افراد بسیاری از گرایشهای اصلاحطلبانه [[نهضت]] [[اصلاح دینی]] و پروتستانتیسم در [[مسیحیت]] اثر پذیرفتند که این نهضت را مارتین لوتر در نتیجه [[مخالفت]] با [[مرجعیت]] [[کلیسا]] برای تفسیر [[کتاب مقدس]]، به راه انداخته بود. این افراد جداشده از کلیسا بر این [[باور]] بودند که فهم متون، امری ممکن و عادی است، ولی آنها برای مراجعه به کتاب مقدس و فهم آن، خود را به قواعد و اصولی نیازمند دیدند که بتوان با [[اعمال]] آن قواعد و اصول، از بدفهمیهای احتمالی جلوگیری کرد. | |||
در واقع، [[هرمنوتیک]] کلاسیک واکنشی به این نیاز بود<ref>حسین زاده، محمد، درآمدی بر معرفتشناسی و مبانی معرفت دینی، ص۱۰۹-۱۱۰.</ref>. | |||
[[دانش]] [[هرمنوتیک]] در این معنا بیش از هر چیز در [[حکم]] روششناسی [[تأویل]] و نوعی روش و [[منطق]] برای [[تفسیر]] [[کتاب مقدس]] بود؛ بنابراین، دانهاور (١۶۵۴م) اثر مکتوب خود را «هرمنوتیک قدسی» یا روش تفسیر متون قدسی نامید<ref>سعیدی روشن، محمدباقر، تحلیل [[زبان قرآن]] و روششناسی [[فهم]] آن، ص۹۱.</ref>. او هرمنوتیک را در این کتاب به منزله [[قواعد]] و روشهای لازم برای تفسیر کتاب مقدس دانست. بر اساس هرمنوتیک کلاسیک، یک متن بیش از یک تفسیر ندارد و نمیتوان چندین تفسیر و قرائت را درباره آن بیان کرد.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک (مقاله)|مقاله «هرمنوتیک»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۳۶.</ref> | |||
===تعریف هرمنوتیک=== | |||
از آنجا که [[دانش]] هرمنوتیک در مغربزمین تغییرات بسیار اساسی داشته است، بنابراین تعاریف متعددی درباره آن مطرح شده است که با جمعبندی آنها میتوان به این نتیجه دست یافت که عملاً نمیتوان تعریفی جامع درباره آن بیان کرد؛ به گونهای که همه نحلهها و گرایشهای هرمنوتیکی را دربر بگیرد؛ | |||
#شلایر ماخر (۱۷۶۸-۱۸۳۴م): به هرمنوتیک به مثابه «[[هنر]] فهمیدن» مینگریست و [[معتقد]] بود که تفسیر متن دائماً در معرض خطر [[ابتلا]] به بدفهمی قرار دارد؛ پس، باید از هرمنوتیک به منزله مجموعه قواعدی روشمند برای رفع این خطر کمک گرفت و بدون چنین [[هنری]] راهی برای حصول فهم وجود نخواهد داشت<ref>Sources of Hermeneutics، p. 6.</ref>. | |||
#ویلهلم دیلتای (۱۸۳۳-۱۹۱۱م): هرمنوتیک را دانشی میداند که با آنها روششناسی [[علوم انسانی]] طرح میشود و [[هدف]] اصلی تلاش هرمنوتیکی دیلتای ارتقای اعتبار و [[ارزش]] علوم انسانی و همطرازکردن آن با [[علوم تجربی]] است<ref>Introduction to philosophical Hermeneutics، p. 86، 88، 89.</ref>. | |||
#بابنر: یکی از نویسندگان معاصر آلمانی، هرمنوتیک را «آموزه فهم» معرفی میکند<ref>The Hermeneutics Reader، p. 27.</ref>. این تعریف با هرمنوتیک [[فلسفی]] هایدگر و گادامر تناسب دارد؛ چراکه هدف از هرمنوتیک فلسفی توصیف ماهیت فهم است و هرمنوتیک فلسفی برخلاف هرمنوتیکهای گذشته نه ویژه مقوله فهم متن است و نه آن در چارچوب فهم علوم انسانی محدود میشود، بلکه فرد در آن به مطلق فهم نظر دارد و در صدد تحلیل واقعه [[فهم]] و تبیین شرایط وجودی حصول آن است. | |||
با توجه به این تعاریف و تعاریف مطرح شده دیگر میتوان به این نتیجه رسید که شاید نتوان تعریفی جامع درباره [[هرمنوتیک]] بیان کرده و دستکم انجام این کار بسیار دشوار خواهد بود؛ به همین دلیل برخی از متفکران این حوزه به تعریف مسامحی هرمنوتیک بسنده کردهاند؛ مثلاً «پل ریکور» آن را اینگونه تعریف میکند: «هرمنوتیک نظریه عمل [[فهم]] است در جریان روابطش با [[تفسیر]] متون» و ریچارد پالمر هم میگوید: «هرمنوتیک امروز عرضهکننده [[سنت]] [[تأمل]] [[فلسفی]] [[آلمان]] و اخیراً فرانسه در باب ماهیت فهم است که از طریق شلایر ماخر و دیلتای و هایدگر گسترش یافته است و امروزه گادامر و ریکور به بیان آن میپردازند»<ref>واعظی احمد، درآمدی بر هرمنوتیک، ص۲۲-۳۰.</ref>. | |||
در مباحث هرمنوتیکی به پرسشهایی از این قبیل پاسخ داده میشود آیا میتوان بدون [[دخالت]] [[پیشداوری]] و پیشفرض به معنای [[کلام]] یا متن دست یافت؟ دلیل [[اختلاف]] [[مفسران]] درباره یک متن چیست؟ آیا میتوان به [[نیت]] مؤلف دست یافت؟ آیا معیاری برای [[تمییز]] فهم درست نادرست وجود دارد؟ آیا هر متنی به تفسیر نیاز دارد؟ [[حقیقت]] فهم و تفهیم چیست؟<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک (مقاله)|مقاله «هرمنوتیک»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۳۷.</ref> | |||
===مراحل [[تحول]] هرمنوتیک و اقسام آن=== | |||
هرمنوتیک در غرب سه دوره اصلی را پشت سر گذاشته است: کلاسیک، رمانتیک و هرمنوتیک فلسفی و در جمعبندی از مراحل [[سیر]] و [[تکامل]] هرمنوتیک میتوان گفت، هرمنوتیک در آغاز راه به دنبال یافتن روشی برای رسیدن به فهم صحیح از [[متون دینی]] و [[کتاب مقدس]] بوده و سپس تفسیر مطلق متون را دنبال کرده و پس از آن به دنبال قاعدهسازی و روششناسی قاعدهمند فهم متون بوده است و از [[زمان]] دیلتای، [[هدف]] اصلی هرمنوتیک، تدوین روشی برای به دستآوردن [[علوم انسانی]] معتبر شده است. | |||
در تمام این مراحل، [[کشف]] مراد [[متکلم]] یا مؤلف مهم تلقی میشد، ولی از زمان هایدگر، گادامر، ریکور و دریدا هرمنوتیک فلسفی تأسیس شد [[و]] بدون توجه به [[درستی]] و نادرستی فهم، در صدد بیان نگرش توصیفی و پدیدارشناختی درباره ماهیت فهم و شرایط حصول آن برآمدند. نتیجه آنکه، [[هرمنوتیک]] دو مرحله هرمنوتیک روششناختی و هرمنوتیک [[فلسفی]] را داشته است<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۹۷-۱۰۲.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک (مقاله)|مقاله «هرمنوتیک»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۶۳۸.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۳۶: | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک فلسفی (مقاله)|مقاله «هرمونوتیک فلسفی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک فلسفی (مقاله)|مقاله «هرمونوتیک فلسفی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک و تفکر دینی (مقاله)|مقاله «هرمنوتیک و تفکر دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک و تفکر دینی (مقاله)|مقاله «هرمنوتیک و تفکر دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[هرمنوتیک (مقاله)|مقاله «هرمنوتیک»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||