←منابع
(←پانویس) برچسب: واگردانی دستی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
# '''جدا ناپذیری [[اهل بیت]] از [[قرآن]]''': در بسیاری از [[روایات]] [[حدیث ثقلین]] تصریح شده است که اهل بیت و قرآن تا روزی که در [[قیامت]] نزد [[حوض کوثر]] بر [[پیامبر]] {{صل}} وارد میشوند، از هم جدا نخواهند شد: {{متن حدیث|أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}} جدانشدن اهل بیت از قرآن، در همه جهات است که [[پیروی]] از قرآن از آن جمله است، بنابراین، [[پیروی از اهل بیت]]، همانند پیروی از قرآن [[واجب]] است. | # '''جدا ناپذیری [[اهل بیت]] از [[قرآن]]''': در بسیاری از [[روایات]] [[حدیث ثقلین]] تصریح شده است که اهل بیت و قرآن تا روزی که در [[قیامت]] نزد [[حوض کوثر]] بر [[پیامبر]] {{صل}} وارد میشوند، از هم جدا نخواهند شد: {{متن حدیث|أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}} جدانشدن اهل بیت از قرآن، در همه جهات است که [[پیروی]] از قرآن از آن جمله است، بنابراین، [[پیروی از اهل بیت]]، همانند پیروی از قرآن [[واجب]] است. | ||
# '''پیروی از اهلبیت شرط [[هدایت]]''': در برخی از روایات حدیث ثقلین تصریح شده است که پیروی از قرآن و اهل بیت شرط [[نجات]] از [[ضلالت]] است. [[حاکم نیشابوری]] از [[زید بن أرقم]] [[روایت]] کرده که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[غدیر خم]] خطاب به [[مردم]] فرمود: “من دو چیز را در میان شما باقی میگذارم که اگر از آن دو پیروی کنید، هرگز [[گمراه]] نخواهید شد، آن دو عبارتند از [[کتاب خدا]] و [[اهل بیت]] من”<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۱۸، ح۴۵۷۷.</ref>. [[ابن حجر مکی]] نیز [[حدیث]] مزبور را [[روایت]] کرده و بر صحت آن [[گواهی]] داده است<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۸۸، باب یازدهم، درباره فضائل اهل بیت {{عم}}.</ref>. در برخی از [[روایات]] [[حدیث ثقلین]] آمده است که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} پیشی گرفتن بر [[اهلبیت]] یا فاصله گرفتن از آنان را، همانند پیشی گرفتن بر [[قرآن]] یا فاصله گرفتن از آن، سبب هلاکت دانستهاند: {{متن حدیث|فَلَا تُقَدِّمُوهُمَا فَتَهْلِكُوا وَ لَا تُقَصِّرُوا عَنْهَا فَتَهْلِكُوا}}<ref>المعجم الکبیر، ج۵، ص۱۸۶- ۱۸۷.</ref>. این تعبیر، بیانگر [[پیشوایی]] قرآن و [[اهل بیت پیامبر]] برای [[مسلمانان]] است؛ زیرا مقتضای [[امامت]] این است که مأموم در [[عقیده]] و عمل و گفتار و [[کردار]] تابع [[امام]] خویش باشد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۱۶۰.</ref>. | # '''پیروی از اهلبیت شرط [[هدایت]]''': در برخی از روایات حدیث ثقلین تصریح شده است که پیروی از قرآن و اهل بیت شرط [[نجات]] از [[ضلالت]] است. [[حاکم نیشابوری]] از [[زید بن أرقم]] [[روایت]] کرده که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[غدیر خم]] خطاب به [[مردم]] فرمود: “من دو چیز را در میان شما باقی میگذارم که اگر از آن دو پیروی کنید، هرگز [[گمراه]] نخواهید شد، آن دو عبارتند از [[کتاب خدا]] و [[اهل بیت]] من”<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۱۸، ح۴۵۷۷.</ref>. [[ابن حجر مکی]] نیز [[حدیث]] مزبور را [[روایت]] کرده و بر صحت آن [[گواهی]] داده است<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۸۸، باب یازدهم، درباره فضائل اهل بیت {{عم}}.</ref>. در برخی از [[روایات]] [[حدیث ثقلین]] آمده است که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} پیشی گرفتن بر [[اهلبیت]] یا فاصله گرفتن از آنان را، همانند پیشی گرفتن بر [[قرآن]] یا فاصله گرفتن از آن، سبب هلاکت دانستهاند: {{متن حدیث|فَلَا تُقَدِّمُوهُمَا فَتَهْلِكُوا وَ لَا تُقَصِّرُوا عَنْهَا فَتَهْلِكُوا}}<ref>المعجم الکبیر، ج۵، ص۱۸۶- ۱۸۷.</ref>. این تعبیر، بیانگر [[پیشوایی]] قرآن و [[اهل بیت پیامبر]] برای [[مسلمانان]] است؛ زیرا مقتضای [[امامت]] این است که مأموم در [[عقیده]] و عمل و گفتار و [[کردار]] تابع [[امام]] خویش باشد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۱۶۰.</ref>. | ||
==منابع [[شیعی]]== | |||
'''حدیث اول''': [[شیخ مفید]] به [[سند صحیح]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] میکند: | |||
{{متن حدیث|قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: | |||
مَا بَالُ أَقْوَامٍ مِنْ أُمَّتِي إِذَا ذُكِرَ عِنْدَهُمْ إِبْرَاهِيمُ وَ آلُ إِبْرَاهِيمَ اسْتَبْشَرَتْ قُلُوبُهُمْ وَ تَهَلَّلَتْ وُجُوهُهُمْ، وَ إِذَا ذُكِرْتُ وَ أَهْلَ بَيْتِي اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَلَحَتْ وُجُوهُهُمْ؟ وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً، لَوْ أَنَّ رَجُلًا لَقِيَ اللَّهَ بِعَمَلِ سَبْعِينَ نَبِيّاً ثُمَّ لَمْ يَأْتِ بِوَلَايَةِ أُولِي الْأَمْرِ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَرْفاً وَ لَا عَدْلًا}}<ref>امالی المفید، مجلس ۱۳، ح۸؛ ترتیب الامالی، ج۳، ص۳۱۰.</ref>؛ | |||
فرمود: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمودند: | |||
گروههایی از امتم را چه شود که چون نام ابراهیم و [[آل ابراهیم]]{{عم}} نزد آنان برده شود، دلهایشان شاد و چهرههایشان روشن میشود، ولی هنگامی که نام من و اهلبیتم برده میشود، دلهایشان بیزار و چهرههایشان گرفته میشود؟ [[سوگند]] به آن کس که مرا به حق به [[پیامبری]] برانگیخت، اگر مردی با عمل هفتاد [[پیامبر]]، [[خدا]] را دیدار کند سپس [[ولایت اولی الامر]] از ما [[اهلبیت]] را نداشته باشد [[خداوند]] هیچ عمل کم و زیادی را از او نپذیرد. | |||
عبارت {{متن حدیث|لَمْ يَأْتِ بِوَلَايَةِ أُولِي الْأَمْرِ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ}} به روشنی بر [[ولایت امر]] [[اهلالبیت]] پیامبر دلالت دارد، و اینکه [[اولیالامر]] [[جامعۀ اسلامی]] اهلبیت پیامبرند. | |||
نظیر روایت فوق با برخی تفاوت در الفاظ در منابع دیگر و به طرق دیگر نیز روایت شده است نظیر: | |||
'''حدیث دوم''': [[شیخ طوسی]] به سندش از [[امام علی بن الحسین سجاد]]{{ع}} روایت میکند: | |||
{{متن حدیث|قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: | |||
مَا بَالُ أَقْوَامٍ إِذَا ذُكِرَ عِنْدَهُمْ آلُ إِبْرَاهِيمَ{{ع}} فَرِحُوا وَ اسْتَبْشَرُوا، وَ إِذَا ذُكِرَ عِنْدَهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ{{عم}} اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُهُمْ! وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ، لَوْ أَنَّ عَبْداً جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِعَمَلِ سَبْعِينَ نَبِيّاً مَا قَبِلَ اللَّهُ ذَلِكَ مِنْهُ حَتَّى يَلْقَاهُ بِوَلَايَتِي وَ وَلَايَةِ أَهْلِ بَيْتِي}}<ref>امالی شیخ طوسی، مجلس ۵، ح۴۳؛ ترتیب الامالی، ج۳، ص۳۱۲.</ref>؛ | |||
فرمود: [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند: | |||
گروههایی از امتم را چه شود که چون نام [[آل]] [[اب]]راهیم{{عم}} نزد آنان برده شود، شاد و خندان شوند، ولی هنگامی که نام [[آل محمد]]{{عم}} نزد آنان برده شود، دلهایشان بیزار شود؟ [[سوگند]] به آن کس که [[جان]] محمد در دست اوست، اگر بندهای در [[قیامت]] عمل هفتاد [[پیامبر]] را بیاورد [[خداوند]] آن را از او نپذیرد تا آنکه با [[ولایت]] من و ولایت اهلبیتم او را [[ملاقات]] کند. | |||
'''حدیث سوم''': [[صدوق]] به سندش از [[ابن عباس]] [[روایت]] میکند: | |||
{{متن حدیث|قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: | |||
وَلَايَتِي وَ وَلَايَةُ أَهْلِ بَيْتِي أَمَانٌ مِنَ النَّارِ}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۷۲، ح۸؛ ترتیب الامالی، ج۳، ص۲۶۲.</ref>؛ | |||
گفت: پیامبر خدا{{صل}} فرمودند: | |||
ولایتم و ولایت اهلبیتم موجب [[ایمنی]] از [[آتش جهنم]] است. | |||
ولایت - به کسر واو - در لغت [[عرب]] به معنای [[سلطنت]] و [[فرمانروایی]] است. | |||
جوهری در [[صحاح]] میگوید: | |||
{{عربی|وَ الْوِلَايَةُ - بِالْكَسْرِ -: السُّلْطَانُ}}<ref>صحاح جوهری، ج۶، ص۲۵۳۰.</ref>؛ | |||
فیروزآبادی در [[قاموس]] میگوید: | |||
{{عربی|وَلِيَ الشَّيْءَ، وَ عَلَيْهِ وِلَايَةً وَ وَلَايَةً... وَ بِالْكَسْرِ: الْخُطَّةُ، وَ الْإِمَارَةُ، وَ السُّلْطَانُ}}<ref>قاموس فیروز آبادی، ج۴، ص۴۰۱.</ref>؛ | |||
و در لسان العرب از ابن السکیت نقل میکند: {{عربی|الْوِلَايَةُ - بِالْكَسْرِ - السُّلْطَانُ}} و از [[ابن الاثیر]] نقل میکند: | |||
{{عربی|وَ كَأَنَّ الْوِلَايَةَ تُشْعِرُ بِالتَّدْبِيرِ وَ الْقُدْرَةِ وَ الْفِعْلِ، وَ مَا لَمْ يَجْتَمِعْ ذَلِكَ فِيهَا لَمْ يَنْطَلِقْ عَلَيْهِ اسْمُ الْوَالِي}}<ref>لسان العرب، ج۲، ص۴۳۵۸.</ref>؛ | |||
[[کلام]] [[اهل لغت]] در شرح واژۀ «ولایت» به ضمیمۀ [[روایات]] فراوانی که دربارۀ فرمانروایی [[اهلالبیت]]{{عم}} بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} وارد شده که بخشی از آنها را نقل کردیم و به بخشی دیگر نیز خواهیم پرداخت جایی برای هرگونه [[شک و تردید]] در ارادۀ معنای فرمانروایی از ولایت در این روایت، باقی نمیگذارند. | |||
'''حدیث چهارم''': | |||
[[شیخ طوسی]] در [[امالی]] به سندش از [[ابیذر]] [[غفاری]] روایت میکند: | |||
{{متن حدیث|قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: | |||
مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَحْيَا حَيَاتِي، وَ يَمُوتَ مَمَاتِي وَ يَسْكُنَ جَنَّةَ عَدْنٍ الَّتِي غَرَسَهَا رَبِّي، فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً بَعْدِي، وَ لْيُوَالِ وَلِيَّهُ، وَ لْيَقْتَدِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ، فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِي، خَلَقَهُمْ اللَّهُ مِنْ لَحْمِي وَ دَمِي، وَ حَبَاهُمْ فَهْمِي وَ عِلْمِي، وَيْلٌ لِلْمُكَذِّبِينَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أُمَّتِي، لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي}}<ref>امالی طوسی، مجلس ۲۳، ح۹؛ ترتیب الامالی، ج۳، ص۲۸۱.</ref>؛ | |||
گفت: [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند: | |||
هرکه [[دوست]] دارد همچون من [[زندگی]] کند و همچون من بمیرد و در [[بهشت عدن]] که پروردگارم آن را بنا نهاده، ساکن شود پس باید پس از من [[ولایت علی]] را بپذیرد و با [[یاوران]] او دوست باشد و اهلبیتم را پس از من [[پیروی]] کند؛ چراکه به [[یقین]] آنان خاندانم هستند که [[خداوند]] آنان را از گوشت و خونم [[آفریده]] و [[فهم]] و علمم را به ایشان بخشیده، پس وای بر کسانی از [[امت]] من که [[برتری]] ایشان را [[دروغ]] انگارند، خداوند [[شفاعت]] مرا به آنان نرساند. | |||
عبارت {{متن حدیث|فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً}} نیز عبارت {{متن حدیث|وَ لْيَقْتَدِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ، فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِي}} بر [[وجوب پیروی]] و اقتدای به [[عترت رسول الله]] و تطبیق [[عترت]] بر امیرالمؤمنین علی و [[امامان]] از [[فرزندان]] او دلالت دارد. و با توجه به اطلاق وجوب پیروی و [[اقتدا]] از آنان، وجوب پیروی و اقتدا در [[امور سیاسی]] به آنان ثابت میشود، که نتیجۀ آن [[اثبات]] [[مقام فرمانروایی]] برای آنان است. | |||
نظیر این [[روایت]] را در گذشته تحت عنوان [[حدیث]] چهارم از برخی [[منابع روایی]] [[اهلسنت]] نقل کردیم. | |||
'''حدیث پنجم''': | |||
[[کلینی]] به [[سند صحیح]] روایت میکند: | |||
{{متن حدیث|عَنْ جَابِرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} يَقُولُ: | |||
إِنَّمَا يَعْرِفُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَعْبُدُهُ مَنْ عَرَفَ اللَّهَ وَ عَرَفَ إِمَامَهُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ، وَ مَنْ لَا يَعْرِفِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا يَعْرِفِ الْإِمَامَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ فَإِنَّمَا يَعْرِفُ وَ يَعْبُدُ غَيْرَ اللَّهِ هَكَذَا وَ اللَّهِ ضَلَالًا}}<ref>کافی، ج۱، ص۱۸۱.</ref>؛ | |||
از جابر نقل است که گفت: از [[امام باقر]]{{ع}} شنیدم که میفرمود: | |||
تنها کسی [[خدا]] را میشناسد و میپرستد که خدا را بشناسد و امامش را از ما [[اهلبیت]] بشناسد و هرکه خدا را نشناسد و [[امام]] از ما اهلبیت را نشناسد، پس تنها غیر خدا را میشناسد و میپرستد، و اینگونه، به خدا [[سوگند]] [[گمراهی]] است. | |||
[[روایت]] متواتری که در منابع [[سنی]] و [[شیعه]] از [[رسول الله]]{{صل}} وارد شده است به مضمون {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً}} مؤید روایت فوقالذکر است. | |||
'''حدیث ششم''': | |||
روایت [[کلینی]] و [[صدوق]] به سندش از [[حضرت رضا]]{{ع}} که در ضمن آن آمده است: | |||
{{متن حدیث|إِنَّ الْإِمَامَةَ هِيَ مَنْزِلَةُ الْأَنْبِيَاءِ وَ إِرْثُ الْأَوْصِيَاءِ، إِنَّ الْإِمَامَةَ خِلَافَةُ اللَّهِ وَ خِلَافَةُ الرَّسُولِ{{صل}} وَ مَقَامُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} وَ مِيرَاثُ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ{{عم}}، إِنَّ الْإِمَامَةَ زِمَامُ الدِّينِ وَ نِظَامُ الْمُسْلِمِينَ}}؛ | |||
به [[یقین]] [[امامت]] جایگاه [[انبیا]] و [[ارث]] اوصیاست، به یقین امامت [[جانشینی خدا]] و [[پیامبر خدا]]{{صل}} و [[مقام امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[میراث]] حسن و حسین{{عم}} است. به یقین امامت [[زمام دین]] و [[نظام مسلمین]] است. | |||
تا آنجا که فرمود: | |||
{{متن حدیث|أَ تَظُنُّونَ أَنَّ ذَلِكَ يُوجَدُ فِي غَيْرِ آلِ الرَّسُولِ مُحَمَّدٍ{{صل}} كَذَبَتْهُمْ وَ اللَّهِ أَنْفُسُهُمْ}}؛ | |||
آیا [[گمان]] میبرید که آن جز در [[خاندان پیامبر]]، محمد{{صل}}، یافت میشود؟ به خدا سوگند، نفْسهایشان به آنان [[دروغ]] گفتند. | |||
تا آنجا که فرمود: | |||
{{متن حدیث|رَغِبُوا عَنِ اخْتِيَارِ اللَّهِ وَ اخْتِيَارِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ أَهْلِ بَيْتِهِ إِلَى اخْتِيَارِهِمْ وَ الْقُرْآنُ يُنَادِيهِمْ {{متن قرآن|وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«و پروردگارت هر چه خواهد میآفریند و میگزیند؛ آنان را گزینشی نیست، پاکا خداوند و فرابرترا (که اوست) از آنچه (برای او) شریک میآورند» سوره قصص، آیه ۶۸.</ref>}}؛ | |||
از [[انتخاب]] خدا و پیامبر خدا{{صل}} و اهلبیتش رویگردان شده و به انتخاب خویشگراییدند با اینکه [[قرآن]] بدانها میگوید: «[[پروردگار]] تو هرچه بخواهد میآفریند، و هرچه بخواهد برمیگزیند؛ آنان (در برابر او) اختیاری ندارند؛ [[منزّه]] است [[خداوند]]، و [[برتر]] است از آنچه همتای او قرار میدهند!». | |||
تا آنجا که فرمود: | |||
{{متن حدیث|وَ قَالَ فِي الْأَئِمَّةِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّهِ وَ عِتْرَتِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ{{صل}}: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا * فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا}}<ref>«یا اینکه به [[مردم]] برای آنچه خداوند به آنان از [[بخشش]] خود داده است [[رشک]] میبرند؟ بیگمان ما ب ه [[خاندان ابراهیم]] کتاب (آسمانی) و [[فرزانگی]] دادیم و به آنان [[فرمانروایی]] سترگی بخشیدیم * پس برخی از آنها به آن [[ایمان]] آوردند و برخی از ایشان روی از آن برتافتند و (برافروختن) [[آتش]] فروزان را، [[دوزخ]] بس» [[سوره نساء]]، [[آیه]] ۵۴-۵۵.</ref>}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۰۰-۲۰۲.</ref>؛ | |||
و دربارۀ [[امامان]] از [[اهلبیت]] و [[عترت]] و [[فرزندان]] پیامبرش{{صل}} فرمود: «یا اینکه نسبت به مردم [[پیامبر]] و خاندانش، بر آنچه [[خدا]] از فضلش به آنان بخشیده، [[حسد]] میورزند؟! ما به خاندان ابراهیم، که [[یهود]] از آنها هستند نیز کتاب و [[حکمت]] دادیم؛ و [[حکومت]] عظیمی در [[اختیار]] آنها [[پیامبران بنیاسرائیل]] قرار دادیم * ولی جمعی از آنها به آن ایمان آوردند؛ و جمعی راه مردم را بر آن بستند. و شعلۀ سوزان [[آتش دوزخ]]، برای آنها کافی است!». | |||
'''حدیث هفتم''': | |||
[[کلینی]] به [[سند صحیح]] [[روایت]] میکند: | |||
{{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ غَالِبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فِي خُطْبَةٍ لَهُ يَذْكُرُ فِيهَا حَالَ الْأَئِمَّةِ{{عم}} وَ صِفَاتِهِمْ: | |||
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْضَحَ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّنَا عَنْ دِينِهِ وَ أَبْلَجَ بِهِمْ عَنْ سَبِيلِ مِنْهَاجِهِ، وَ فَتَحَ بِهِمْ عَنْ بَاطِنِ يَنَابِيعِ عِلْمِهِ فَمَنْ عَرَفَ مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ{{صل}} وَاجِبَ حَقِّ إِمَامِهِ وَجَدَ طَعْمَ حَلَاوَةِ إِيمَانِهِ وَ عَلِمَ فَضْلَ طُلَاوَةِ<ref>«طلاوة» یعنی زیبایی و خرّمی.</ref> إِسْلَامِهِ، لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى نَصَبَ الْإِمَامَ عَلَماً لِخَلْقِهِ وَ جَعَلَهُ حُجَّةً عَلَى أَهْلِ مَوَادِّهِ وَ عَالَمِهِ}}؛ | |||
از [[اسحاق بن غالب]] در خطبهای از [[امام صادق]]{{ع}} نقل است که در آن، حال و [[صفات امامان]]{{عم}} را یادآور میشود: | |||
به [[یقین]] [[خدا]] با [[امامان]] [[هدایت]] از [[اهلبیت]] پیامبرمان{{صل}}، [[دین]] خود را روشن کرد و بدانها راه و روش خود را درخشانید و به وسیلۀ ایشان درون چشمههای [[دانش]] خود را گشود پس هرکه از [[امت محمد]]{{صل}} [[حق]] [[واجب]] امامش را [[شناخت]] مزۀ شیرین [[ایمان]] را بیابد و [[برتری]] خرمی [[اسلام]] را بداند؛ زیرا [[خدای تبارک و تعالی]] [[امام]] را [[رهبر]] آفریدگانش قرار داده و او را [[حجت]] بر [[اهل]] مواد و [[جهان]] خود ساخته است. | |||
تا آنجا که فرمود: | |||
{{متن حدیث|فَلَمْ يَزَلِ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَخْتَارُهُمْ لِخَلْقِهِ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ{{ع}} مِنْ عَقِبِ كُلِّ إِمَامٍ، يَصْطَفِيهِمْ لِذَلِكَ وَ يَجْتَبِيهِمْ وَ يَرْضَى بِهِمْ لِخَلْقِهِ وَ يَرْتَضِيهِمْ، كُلَّمَا مَضَى مِنْهُمْ إِمَامٌ نَصَبَ لِخَلْقِهِ مِنْ عَقِبِهِ إِمَاماً}}؛ | |||
پس همیشه خدای تبارک آنان را از [[فرزندان حسین]]{{ع}} و از [[نسل]] هر امامی برای [[آفریدگان]] خود برگزیند و برای آن [[مقام امامت]] [[انتخاب]] و [[پاک]] سازد و برای آفریدگان خود بپسندد و مورد پسند سازد، هرگاه امامی از آنها درگذرد، برای آفریدگانش از نسل او امامی آورد. | |||
تا آنجا که فرمود: | |||
{{متن حدیث|فَالْإِمَامُ هُوَ الْمُنْتَجَبُ الْمُرْتَضَى وَ الْهَادِي الْمُنْتَجَى وَ الْقَائِمُ الْمُرْتَجَى اصْطَفَاهُ اللَّهُ بِذَلِكَ وَ اصْطَنَعَهُ عَلَى عَيْنِهِ}}؛ | |||
پس امام همان منتخب [[پسندیده]] و [[هدایتگر]] رازدار و ایستادۀ [[امید]] برده شده است که خدایش بدین سبب او را برگزید و در برابر دیدۀ خود او را ساخت و پرداخت. | |||
تا آنجا که فرمود: | |||
{{متن حدیث|وَ مُصْطَفًى مِنْ آلِ إِبْرَاهِيمَ وَ سُلَالَةً مِنْ إِسْمَاعِيلَ وَ صَفْوَةً مِنْ عِتْرَةِ مُحَمَّدٍ{{صل}} لَمْ يَزَلْ مَرْعِيّاً بِعَيْنِ اللَّهِ...}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۰۳ و ۲۰۴.</ref>؛ | |||
و گزیدۀ [[خاندان ابراهیم]] و [[دودمان]] اسماعیل و زبدهٔ [[خاندان محمد]]{{صل}} است و همچنان نظر کرده خداست.... | |||
'''حدیث هشتم''': | |||
[[کلینی]] به [[سند صحیح]] [[روایت]] میکند: | |||
{{متن حدیث|الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ الْأَشْعَرِيُّ، عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْوَشَّاءُ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ، عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ، عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ قَالَ: | |||
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> فَكَانَ جَوَابُهُ: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا}}<ref>«آیا به کسانی که بهرهای (اندک) از کتاب آسمانی داده شده است ننگریستهای (که چگونه) به «جبت» و «طاغوت» ایمان دارند و درباره کافران میگویند که اینان رهیافتهتر از مؤمنانند؟!» سوره نساء، آیه ۵۱.</ref> يَقُولُونَ لِأَئِمَّةِ الضَّلَالَةِ وَ الدُّعَاةِ إِلَى النَّارِ: {{متن قرآن|هَؤُلَاءِ أَهْدَى}} مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ {{متن قرآن|سَبِيلًا * أُولَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا * أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ}}<ref>«آنانند که خداوند لعنتشان کرده است و برای هر کس که خداوند او را لعنت کند هرگز یاوری نخواهی یافت * آیا ایشان را بهرهای از فرمانروایی است؟» سوره نساء، آیه ۵۲-۵۳.</ref> يَعْنِي الْإِمَامَةَ وَ الْخِلَافَةَ {{متن قرآن|فَإِذًا لَا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا}}<ref>«که در آن صورت سر سوزنی به کسی (چیزی) نمیدهند» سوره نساء، آیه ۵۳.</ref> نَحْنُ النَّاسُ الَّذِينَ عَنَى اللَّهُ، وَ النَّقِيرُ: النُّقْطَةُ الَّتِي فِي وَسَطِ النَّوَاةِ {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ}}<ref>«یا اینکه به مردم برای آنچه خداوند به آنان از بخشش خود داده است رشک میبرند؟» سوره نساء، آیه ۵۴.</ref> نَحْنُ النَّاسُ الْمَحْسُودُونَ عَلَى مَا آتَانَا اللَّهُ مِنَ الْإِمَامَةِ دُونَ خَلْقِ اللَّهِ أَجْمَعِينَ {{متن قرآن|فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}}<ref>«بیگمان ما به خاندان ابراهیم کتاب (آسمانی) و فرزانگی دادیم و به آنان فرمانروایی سترگی بخشیدیم» سوره نساء، آیه ۵۴.</ref> يَقُولُ جَعَلْنَا مِنْهُمُ الرُّسُلَ وَ الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ، فَكَيْفَ يُقِرُّونَ بِهِ فِي آلِ إِبْرَاهِيمَ{{ع}} وَ يُنْكِرُونَهُ فِي آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} {{متن قرآن|فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا * إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«پس برخی از آنها به آن [[ایمان]] آوردند و برخی از ایشان روی از آن برتافتند و (برافروختن) [[آتش]] فروزان را، [[دوزخ]] بس * آنان را که به [[آیات]] ما [[کفر]] ورزیدند به زودی در آتشی (دردناک) میافکنیم؛ هرگاه که پوست تنشان بریان گردد بر آنان پوستهایی تازه جایگزین میگردانیم تا [[عذاب]] را بچشند؛ بیگمان [[خداوند]] پیروزمندی فرزانه است» [[سوره نساء]]، [[آیه]] ۵۵-۵۶.</ref>}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۰۵.</ref>؛ | |||
[[حسین بن محمد بن عامر اشعری]] از [[معلی بن محمد]] نقل کرد که گفت: [[حسن بن علی وشاء]] از [[احمد بن عائذ]] از ابن أذینه از بریدعجلی برای ما نقل کرد که گفت: | |||
از [[امام باقر]]{{ع}} دربارۀ این [[کلام الهی]] پرسیدم: «[[اطاعت]] کنید [[خدا]] را! و اطاعت کنید [[پیامبر خدا]] و [[پیشوایان معصوم]] خود را» پاسخش این بود که: «آیا ندیدی کسانی را که بهرهای از [[کتاب آسمانی]] به آنان داده شده، با این حال به «[[جبت]]» و «[[طاغوت]]» [[بت]] و [[بتپرستان]] ایمان میآورند، و دربارۀ [[کافران]] میگویند: «آنها، از کسانی که ایمان آوردهاند، به [[راه هدایت]] نزدیکترند»؟!» دربارۀ [[پیشوایان گمراهی]] و [[دعوت]] کنندگان به [[آتش دوزخ]] میگویند که «آنها، به راه هدایت» از [[خاندان محمد]]{{صل}}، «نزدیکترند * آنها کسانی هستند که خداوند، ایشان را از [[رحمت]] خود، دور ساخته است؛ و هرکس را خدا از رحمتش دور سازد، هرگز [[یاوری]] برای او نخواهی یافت * آیا آنها [[یهود]] سهمی در [[حکومت]] دارند که بخواهند چنین [[داوری]] کنند؟!» یعنی در [[امامت]] و [[خلافت]] سهمی دارند؟ «درحالیکه اگر چنین بود کمترین حقی را به [[مردم]] نمیدادند» ما مردمی هستیم که مقصود خداوندیم، - و نقیر: نقطه است که میان هستۀ خرما است- «یا اینکه نسبت به مردم [[پیامبر]] و خاندانش، بر آنچه [[خدا]] از فضلش به آنان بخشیده، [[حسد]] میورزند؟!» ما مردمی هستیم که به خاطر [[مقام]] امامتی که خدا به ما داده و به دیگر آفریدگانش نداده به ما حسد برند: «ما به [[خاندان ابراهیم]]، که [[یهود]] از آنها هستند نیز کتاب و [[حکمت]] دادیم؛ و [[حکومت]] عظیمی در [[اختیار]] آنها [[پیامبران بنیاسرائیل]] قرار دادیم» میفرماید: از این [[خاندان]] فرستادگان و [[پیامبران]] و [[امامان]] قرار دادیم،پس چگونه به آن در خاندان ابراهیم{{ع}} [[اعتراف]] دارند و در [[خاندان محمد]]{{صل}} [[انکار]] کنند؟ «ولی جمعی از آنها به آن [[ایمان]] آوردند؛ و جمعی راه مردم را بر آن بستند. و شعلۀ سوزان [[آتش دوزخ]]، برای آنها کافی است! * کسانی که به [[آیات]] ما [[کافر]] شدند، به زودی آنها را در آتشی وارد میکنیم که هرگاه پوستهای تن آنها در آن بسوزد، پوستهای دیگری بجای آن برای آنها قرار میدهیم، تا [[کیفر الهی]] را بچشند. [[خداوند]]، توانا و [[حکیم]] است و روی [[حساب]]، [[کیفر]] میدهد». | |||
در این [[روایت]] ضمن تأکید بر [[امامت]] و [[خلافت]] [[آل محمد]]{{صل}} پس از [[رسول خدا]]{{صل}} با تطبیق عنوان {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا}} و {{متن قرآن|النَّاسَ}} در آیات مذکوره بر محمد و آل محمد، و [[مُلک]] ابراهیم بر خلافت و [[امامت آل محمد]] به [[مذمت]] شدید [[حسودان]] مخالف با مُلک و [[فرمانروایی]] ([[آل ابراهیم]]) پرداخته و آل ابراهیم را در این آیات بر آل محمد تطبیق کرده و [[مخالفان امامت]] و خلافت آل محمد{{صل}} را مشمول [[تهدید]] به [[عذاب الهی]] که در آیات آخرین مجموعه آیات مذکوره آمده، دانسته است. | |||
'''حدیث نهم''': | |||
[[کلینی]] به [[سند صحیح]] روایت میکند: | |||
{{متن حدیث|مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ غَالِبٍ، عَنْ جَابِرٍ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: | |||
قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ: {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}}<ref>«روزی که هر دستهای را با پیشوایشان فرا میخوانیم» سوره اسراء، آیه ۷۱.</ref> قَالَ الْمُسْلِمُونَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَ لَسْتَ إِمَامَ النَّاسِ كُلِّهِمْ أَجْمَعِينَ؟ قَالَ: فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: أَنَا رَسُولُ اللَّهِ إِلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ، وَ لَكِنْ سَيَكُونُ مِنْ بَعْدِي أَئِمَّةٌ عَلَى النَّاسِ مِنَ اللَّهِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، يَقُومُونَ فِي النَّاسِ فَيُكَذَّبُونَ، وَ يَظْلِمُهُمْ أَئِمَّةُ الْكُفْرِ وَ الضَّلَالِ وَ أَشْيَاعُهُمْ، فَمَنْ وَالاهُمْ وَ اتَّبَعَهُمْ وَ صَدَّقَهُمْ فَهُوَ مِنِّي وَ مَعِي وَ سَيَلْقَانِي، أَلَا وَ مَنْ ظَلَمَهُمْ وَ كَذَّبَهُمْ فَلَيْسَ مِنِّي وَ لَا مَعِي، وَ أَنَا مِنْهُ بَرِيءٌ}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۱۵.</ref>؛ | |||
[[محمد بن یحیی]] از [[احمد بن محمد]] از [[حسن بن محبوب]]، از [[عبدالله بن غالب]]، از جابر، از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرد که فرمود: | |||
فرمود: چون این [[آیه]] نازل شد: «به یاد آور روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان میخوانیم» [[مسلمانان]] گفتند: ای [[پیامبر خدا]] مگر شما [[امام]] همۀ [[مردم]] نیستید؟ گفت: پیامبر خدا{{صل}} فرمود: من فرستادۀ [[خدا]] به سوی همۀ مردم هستم، ولی پس از من امامانی برای مردم از اهلبیتم از طرف خدا خواهند بود، میان مردم [[قیام]] میکنند و مردم تکذیبشان میکنند و [[پیشوایان]] [[کفر]] و [[گمراهی]] و پیروانشان به آنها [[ستم]] میکنند، پس هرکه بدانها گرود و از آنها [[پیروی]] کند و تصدیقشان کند از من و با من است و مرا [[ملاقات]] خواهد کرد، هان هرکه بر آنان ستم کند و تکذیبشان کند پس نه از من است و نه با من، و من از او بیزارم. | |||
[[دلالت روایت]] بر [[امامت]] و [[فرمانروایی]] اهلبیت [[رسول خدا]]{{صل}} بعد از رسول خدا بیّن و صریح است. | |||
'''حدیث دهم''': | |||
[[کلینی]] به [[سند صحیح]] [[روایت]] میکند: | |||
{{متن حدیث|أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ، عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: | |||
مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَحْيَا حَيَاةً تُشْبِهُ حَيَاةَ الْأَنْبِيَاءِ وَ يَمُوتَ مِيتَةً تُشْبِهُ مِيتَةَ الشُّهَدَاءِ، وَ يَسْكُنَ الْجِنَانَ الَّتِي غَرَسَهَا الرَّحْمَنُ فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً وَ لْيُوَالِ وَلِيَّهُ وَ لْيَقْتَدِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ، فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِي خُلِقُوا مِنْ طِينَتِي، اللَّهُمَّ ارْزُقْهُمْ فَهْمِي وَ عِلْمِي، وَ وَيْلٌ لِلْمُخَالِفِينَ لَهُمْ مِنْ أُمَّتِي، اللَّهُمَّ لَا تُنِلْهُمْ شَفَاعَتِي}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۰۸.</ref>؛ | |||
[[احمد بن محمد]] و [[محمد بن یحیی]] از [[محمد بن حسین]]، از [[محمد بن عبدالحمید]]، از [[منصور بن یونس]] از [[سعد بن طریف]]، از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرد که فرمود: پیامبرخدا{{صل}} فرمودند: | |||
هرکه [[دوست]] دارد همچون [[پیامبران]] [[زندگی]] کند و همچون [[مرگ]] [[شهدا]] بمیرد و در بهشتهایی که [[خدا]] بنا نهاده ساکن شود پس باید [[ولایت علی]] را بپذیرد و با [[یاوران]] او دوست باشد و [[امامان]] پس از او را [[پیروی]] کند؛چرا که به [[یقین]] آنان خاندانم هستند که از خاک من [[آفریده]] شدهاند، بار خدایا [[فهم]] و [[علم]] مرا روزیشان کن، و وای بر کسانی از [[امت]] من که مخالفتشان کنند، بار خدایا [[شفاعت]] مرا به آنان نرسان. | |||
نظیر این [[روایت]] و [[روایات]] مشابه آن را در ضمن [[حدیث]] چهارم از [[احادیث]] این مجموعه به نقل از مصادر علمای [[اهلسنت]] ذکر کردیم. | |||
امر به [[تولّی]] [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} و [[اقتدا]] به امامان از [[عترت]] [[رسول خدا]]{{صل}} بعد از او بر [[خلافت]] و [[فرمانروایی]] علی بن ابیطالب و امامان از [[دودمان]] او بعد از رسول خدا{{صل}} دلالت دارد. | |||
'''حدیث یازدهم''': | |||
[[کلینی]] به سندش از ابوحمزۀ ثمالی روایت میکند: | |||
{{متن حدیث|سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: | |||
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ: اسْتِكْمَالُ حُجَّتِي عَلَى الْأَشْقِيَاءِ مِنْ أُمَّتِكَ: مَنْ تَرَكَ وَلَايَةَ عَلِيٍّ وَ وَالَى أَعْدَاءَهُ، وَ أَنْكَرَ فَضْلَهُ وَ فَضْلَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ بَعْدِهِ، فَإِنَّ فَضْلَكَ فَضْلُهُمْ، وَ طَاعَتَكَ طَاعَتُهُمْ، وَ حَقَّكَ حَقُّهُمْ، وَ مَعْصِيَتَكَ مَعْصِيَتُهُمْ، وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ الْهُدَاةُ مِنْ بَعْدِكَ، جَرَى فِيهِمْ رُوحُكَ وَ رُوحُكَ مَا جَرَى فِيكَ مِنْ رَبِّكَ، وَ هُمْ عِتْرَتُكَ مِنْ طِينَتِكَ وَ لَحْمِكَ وَ دَمِكَ وَ قَدْ أَجْرَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِمْ سُنَّتَكَ وَ سُنَّةَ الْأَنْبِيَاءِ قَبْلَكَ، وَ هُمْ خُزَّانِي عَلَى عِلْمِي مِنْ بَعْدِكَ، حَقٌّ عَلَيَّ لَقَدِ اصْطَفَيْتُهُمْ وَ انْتَجَبْتُهُمْ، وَ أَخْلَصْتُهُمْ وَ ارْتَضَيْتُهُمْ، وَ نَجَا مَنْ أَحَبَّهُمْ وَ وَالاهُمْ وَ سَلَّمَ لِفَضْلِهِمْ، وَ لَقَدْ أَتَانِي جَبْرَئِيلُ{{ع}} بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ أَحِبَّائِهِمْ وَ الْمُسَلِّمِينَ لِفَضْلِهِمْ}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۰۸ و ۲۰۹.</ref>؛ | |||
از [[امام باقر]]{{ع}} شنیدم که میفرمود: [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند: | |||
به [[یقین]] [[خدای تبارک و تعالی]] میفرماید: تمام شدن حجتم بر بدبختان از امتت، به آن است که کسی [[ولایت علی]] را ترک کرده و به دشمنانش بپیوندد و [[برتری]] او و اوصیای پس از او را منکر شود، که به یقین برتری تو برتری آنهاست، و [[فرمانبرداری]] از تو فرمانبرداری از آنهاست، و حقی تو [[حق]] آنهاست و [[نافرمانی]] تو نافرمانی آنهاست و هم آنان [[امامان]] [[هدایتگر]] پس از تو هستند، روحت در کالبد آنها جاری است و [[روح]] تو آن است که از پروردگارت در کالبد تو جاری شد، و ایشان خاندانت هستند که از [[سرشت]] و گوشت و خونت هستند، و به یقین [[خدا]] روش تو و روش [[پیامبران]] پیش از تو را در وجود آنان جاری ساخته، و ایشان پس از تو خزانهداران علمم هستند، و این بر من است، به یقین آنها را برگزیدم و [[انتخاب]] کردم و [[پاک]] ساختم و پسندیدم، هرکه دوستشان دارد و پیرویشان کند و برتریشان را بپذیرد [[نجات]] یابد، و به یقین [[جبرئیل]]{{ع}} نام و نام پدرانشان و [[دوستداران]] و پذیرندگان برتریشان را برایم آورده است. | |||
عبارت {{متن حدیث|طَاعَتَكَ طَاعَتُهُمْ وَ حَقَّكَ حَقُّهُمْ وَ مَعْصِيَتَكَ مَعْصِيَتُهُمْ وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ الْهُدَاةُ مِنْ بَعْدِكَ... وَ هُمْ عِتْرَتُكَ}} بر [[نصب]] امامان از [[عترت]] [[رسول خدا]]{{صل}} برای [[فرمانروایی]] بعد از [[رسول]]{{صل}} به صراحت دلالت دارد. | |||
'''حدیث دوازدهم''': | |||
[[کلینی]] به [[سند صحیح]] [[روایت]] میکند: | |||
{{متن حدیث|عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ، عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ، عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ، عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: | |||
مَنْ أَرَادَ أَنْ يَحْيَا حَيَاتِي وَ يَمُوتَ مِيتَتِي، وَ يَدْخُلَ جَنَّةَ عَدْنٍ الَّتِي غَرَسَهَا اللَّهُ رَبِّي بِيَدِهِ، فَلْيَتَوَلَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَ لْيَتَوَلَّ وَلِيَّهُ وَ لْيُعَادِ عَدُوَّهُ، وَ لْيُسَلِّمْ لِلْأَوْصِيَاءِ مِنْ بَعْدِهِ، فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِي مِنْ لَحْمِي وَ دَمِي، أَعْطَاهُمُ اللَّهُ فَهْمِي وَ عِلْمِي، إِلَى اللَّهِ أَشْكُو أَمْرَ أُمَّتِي الْمُنْكِرِينَ لِفَضْلِهِمْ، الْقَاطِعِينَ فِيهِمْ صِلَتِي، وَ ايْمُ اللَّهِ لَيَقْتُلُنَّ ابْنِي، لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۰۹.</ref>؛ | |||
عدهای از [[اصحاب]] ما، از [[احمد بن محمد بن عیسی]]، از [[حسین بن سعید]]، از [[فضالة بن ایوب]]، از ابوالمغراء از [[محمد بن سالم]]، از [[ابان بن تغلب]] نقل کردند که گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که میفرمود: [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند: | |||
هرکه میخواهد همچون من [[زندگی]] کند و همچون من بمیرد و در [[بهشت عدن]] که پروردگارم به دست خویش آن را بنا نهاده، ساکن شود پس باید [[ولایت علی بن ابیطالب]] و [[ولیّ]] پس از او را بپذیرد و دشمنش را [[دشمن]] دارد، و [[تسلیم]] اوصیای پس از او باشد،؛ چراکه به [[یقین]] آنان خاندانم و از گوشت و خونم هستند، و [[خداوند]] [[فهم]] و علمم را به ایشان بخشیده، [[شکایت]] کار امتم را به [[خدا]] میبرم آنانی که [[برتری]] خاندانم را منکر شوند و پیوند مرا با آنان قطع کنند، به خدا [[سوگند]] که پسرم را میکشند، خداوند [[شفاعت]] مرا به آنان نرساند. | |||
این [[روایت]] در اکثر مقاطعش نظیر [[حدیث]] چهارم است که در [[منابع حدیثی]] [[اهلسنت]] روایت شده، و نیز نظیر حدیث دهم است، و لذا این روایت را در رابطه با [[امامت]] و [[فرمانروایی]] [[اهلبیت]] بعد الرسول{{صل}} که مضمون مشترک بین این [[روایات]] است میتوان از روایات متواترۀ این باب برشمرد. | |||
و مقطع {{متن حدیث|الْقَاطِعِينَ فِيهِمْ صِلَتِي}} اشاره دارد به آنچه در [[آیات]] متعددۀ [[قرآن کریم]] دربارۀ «قطع ما [[أمر]] [[الله]] به أن یوصل» آمده است، و در طرف مقابل آیاتی است که دربارۀ «وصل ما أمر الله به أن یوصل» آمده است نظیر: | |||
{{متن قرآن|وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ}}<ref>«و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref>. | |||
{{متن قرآن|إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ * وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ *... * وَالَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ}}<ref>«تنها خردمندان پند میپذیرند * آنان که به عهد خداوند وفا میکنند و پیمان را نمیشکنند * و کسانی که آنچه را خداوند فرمان به پیوند آن داده است میپیوندند و از پروردگار خویش میترسند و از سختی حساب هراس دارند *... * و لعنت و بدفرجامی آنان راست که پیمان خداوند را پس از بستن آن میشکنند و آنچه را خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تبهکاری میورزند» سوره رعد، آیه ۱۹-۲۵.</ref>. | |||
{{متن قرآن|فَأَوْلَى لَهُمْ * طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ * فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ * أُولَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ}}<ref>«پس آنان را سزاوارتر همین است * (فرمان ما) فرمانبرداری و سخنی شایسته است آنگاه چون کار، استوار (و عزم، جزم) شد اگر با خداوند راستی به کار میبردند برای آنان بهتر بود * آیا جز این امید دارید که چون (از کتاب خداوند) رو بگردانید، در زمین تباهی انگیزید و پیوندتان را با خویشاوندان بگسلید؟ * آنان کسانی هستند که خداوند آنان را لعنت کرده است و ناشنوایشان ساخته و چشمهاشان را نابینا کرده است» سوره محمد، آیه ۲۰-۲۳.</ref>. | |||
{{متن قرآن|عَهْدَ اللَّهِ}} در این [[آیات]] همان [[عهد امامت]] است که در [[سورۀ بقره]] به آن اشاره شده است آنجا که فرمود: | |||
{{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. | |||
و [[میثاق]] همان میثاق [[اطاعت]] است که در [[سورۀ مائده]] تبیین شده است آنجا که فرمود: | |||
{{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا}}<ref>«و نعمت خداوند را به یاد آورید و (نیز) پیمانی را که استوار با شما بسته است هنگامی که گفتید: شنیدیم و گردن نهادیم» سوره مائده، آیه ۷.</ref>. | |||
و در بسیاری دیگر از [[آیات قرآن]] به آن اشاره شده، و [[بنیاسرائیل]] را نمونهای از نقض این میثاق معرفی نموده است آنجا که فرمود: | |||
{{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ}}<ref>«پس، برای پیمانشکنی لعنتشان کردیم و دلهاشان را سخت گردانیدیم زیرا عبارات (کتاب آسمانی) را از جای خویش پس و پیش میکردند» سوره مائده، آیه ۱۳.</ref>. | |||
و لذا [[رسول خدا]]{{صل}} [[امت]] خویش را از [[عاقبت]] [[سوء]] نقض این میثاق برحذر داشته و به آنان گوشزد فرموده است که راهی را که بنیاسرائیل رفتند خواهند رفت، آنجا که فرمود - در لفظ احمد -: | |||
{{متن حدیث|لَتَتَّبِعُنَّ سُنَنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ شِبْرًا بِشِبْرٍ، وَ ذِرَاعًا بِذِرَاعٍ، حَتَّى لَوْ دَخَلَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ جُحْرَ ضَبٍّ لَتَبِعْتُمُوهُمْ فِيهِ}}<ref>مسند احمد، ج۳، ص۱۱۵، ح۱۱۹۰۳.</ref>؛ | |||
به طور حتم سنتهای بنیاسرائیل را وجب به وجب و مو به مو [[پیروی]] خواهید کرد حتی اگر مردی از بنیاسرائیل درون سوراخ سوسمار شود به دنبالش میروید. | |||
و در لفظ [[بخاری]] و مسلم: | |||
{{متن حدیث|لَتَتَّبِعُنَّ سَنَنَ مَنْ قَبْلَكُمْ شِبْرًا بِشِبْرٍ، وَ ذِرَاعًا بِذِرَاعٍ، حَتَّى لَوْ سَلَكُوا جُحْرَ ضَبٍّ لَسَلَكْتُمُوهُ، قُلْنَا: يَا رَسُولَ اللَّهِ! الْيَهُودَ وَ النَّصَارَى؟ قَالَ: فَمَنْ؟!}}<ref>صحیح [[بخاری]]، باب ما ذکر عن [[بنیاسرائیل]]، ح۴؛ [[صحیح مسلم]]، ج۸، ص۵۷.</ref>؛ | |||
به طور حتم سنتهای پیشینیان خود را وجب به وجب و مو به مو [[پیروی]] خواهید کرد حتی اگر درون سوراخ سوسماری شوند به دنبالش میروید، گفتیم: ای [[پیامبر خدا]]! منظورتان [[یهود]] و نصاراست؟ فرمودند: پس چه کسی؟!. | |||
'''حدیث سیزدهم''': | |||
[[کلینی]] به [[سند صحیح]] [[روایت]] میکند: | |||
{{متن حدیث|عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ، عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: {{متن قرآن|فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}} قَالَ: | |||
جَعَلَ مِنْهُمُ الرُّسُلَ وَ الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ فَكَيْفَ يُقِرُّونَ فِي آلِ إِبْرَاهِيمَ{{ع}} وَ يُنْكِرُونَهُ فِي آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}، قَالَ: قُلْتُ: {{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}} قَالَ: الْمُلْكُ الْعَظِيمُ أَنْ جَعَلَ فِيهِمْ أَئِمَّةً، مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَى اللَّهَ فَهُوَ الْمُلْكُ الْعَظِيمُ}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۰۶، ح۵.</ref>؛ | |||
[[علی بن ابراهیم]] از پدرش، از [[محمد بن ابیعمیر]] از عمربن أذینه، از بُرَیدِعجلی از [[امام باقر]]{{ع}} در [[تفسیر]] این [[کلام الهی]]: «ما به [[خاندان ابراهیم]]، که یهود از آنها هستند نیز کتاب و [[حکمت]] دادیم؛ و [[حکومت]] عظیمی در [[اختیار]] آنها [[پیامبران بنیاسرائیل]] قرار دادیم» نقل کرد که فرمود: | |||
[[خدا]] از آنان، فرستادگان و [[پیامبران]] و [[ائمه]] را قرار داد، پس چطور در [[آل ابراهیم]]{{ع}} آن را میپذیرند و در [[آل محمد]]{{صل}} نمیپذیرندش. [[برید]] گفت: گفتم: «و حکومت عظیمی در اختیار آنها پیامبران بنیاسرائیل قرار دادیم» فرمود: [[ملک عظیم]] این است که در آنها امامانی قرار داد، هرکه از آنان [[فرمانبرداری]] کند از خدا فرمانبرداری کرده و هرکه آنها را [[نافرمانی]] کند خدانافرمانی کرده،این است ملک عظیم. | |||
مضمون این حدیث نظیر مضمون حدیث پانزدهم است. | |||
'''حدیث چهاردهم''': | |||
کلینی به سند صحیح روایت میکند: | |||
{{متن حدیث|الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ، قَالَ: | |||
سَأَلْتُ الرِّضَا{{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا}} قَالَ: هُمُ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}، أَنْ يُؤَدِّيَ الْإِمَامُ الْأَمَانَةَ إِلَى مَنْ بَعْدَهُ، وَ لَا يَخُصَّ بِهَا غَيْرَهُ، وَ لَا يَزْوِيَهَا عَنْهُ}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۷۶، ح۲.</ref>؛ | |||
[[حسین بن محمد]] از [[معلی بن محمد]] از [[حسن بن علی وشّاء]] از [[احمد بن عمر]] نقل کرد که گفت: | |||
از [[امام رضا]]{{ع}} دربارۀ این [[کلام الهی]] پرسیدم: «[[خداوند]] به شما [[فرمان]] میدهد که [[امانتها]] را به صاحبانش بدهید» فرمود: آنان [[امامان]] از [[آل]] محمدند{{صل}} که هر امامی [[امانت]] [[امامت]] را به [[امام]] بعد از خود بسپارد، و به دیگری ندهد و از امام هم دریغ ندارد. | |||
در این [[روایت]] «[[آل محمد]]» بهعنوان امامان بعد الرسول{{صل}} معرفی شدهاند. | |||
'''حدیث پانزدهم''': | |||
[[کلینی]] به [[سند صحیح]] روایت میکند: | |||
{{متن حدیث|عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ الْمُهْتَدِي، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ، أَنَّهُ كَتَبَ إِلَيْهِ الرِّضَا{{ع}}: | |||
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مُحَمَّداً{{صل}} كَانَ أَمِينَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ، فَلَمَّا قُبِضَ{{صل}} كُنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ وَرَثَتَهُ، فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ}} | |||
[[علی بن ابراهیم]] از پدرش، از [[عبدالعزیز بن مهتدی]] از [[عبدالله بن جندب]]، نقل کرد که امام رضا{{ع}} برای او نوشت: | |||
اما بعد پس به [[یقین]] محمد{{صل}} [[امین خدا]] در میان آفریدگانش بود، پس چون ایشان{{صل}} در گذشت، ما [[اهلبیت]] [[وارث]] او بودیم، پس ما امینان [[خدا]] در [[زمین]] هستیم. | |||
تا آنجا که فرمود: | |||
{{متن حدیث|وَ نَحْنُ الْمَخْصُوصُونَ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ نَحْنُ أَوْلَى النَّاسِ بِكِتَابِ اللَّهِ، وَ نَحْنُ أَوْلَى النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}}، وَ نَحْنُ الَّذِينَ شَرَعَ اللَّهُ لَنَا دِينَهُ، فَقَالَ فِي كِتَابِهِ {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ}} يَا آلَ مُحَمَّدٍ {{متن قرآن|مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا}} قَدْ وَصَّانَا بِمَا وَصَّى بِهِ نُوحاً {{متن قرآن|وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ}} يَا مُحَمَّدُ {{متن قرآن|وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى}}...}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۲۳ و ۲۲۴.</ref>؛ | |||
و ما در [[کتاب خدا]] ویژه هستیم و ما به [[قرآن]] سزاوارتریم تا [[مردم]] دیگر و ما به [[پیامبر]]{{صل}} نزدیکتریم تا مردم دیگر، و ما کسانی هستیم که [[خدا]] دینش را برای ما وضع کرده و در قرآنش فرموده «برای شما مقرر نمود» ای [[آل محمد]] «آیینی را که به نوح توصیه کرده بود» به [[یقین]] به ما سفارش کرد آنچه را به نوح سفارش کرده بود «و آنچه را بر تو [[وحی]] فرستادیم» ای محمد «و به ابراهیم و [[موسی]] و [[عیسی]] سفارش کردیم».... | |||
عبارت: {{متن حدیث|فَإِنَّ مُحَمَّداً{{صل}} كَانَ أَمِينَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ، فَلَمَّا قُبِضَ{{صل}} كُنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ وَرَثَتَهُ، فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ}} بر [[امامت]] و [[فرمانروایی]] [[اهلبیت]]{{عم}} بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} دلالت دارد؛ زیرا مراد از {{متن حدیث|فَإِنَّ مُحَمَّداً{{صل}} كَانَ أَمِينَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ}} همان است که [[خدای متعال]] در معرفی [[رسولان الهی]] در [[سورۀ شعراء]] بیان فرموده است: | |||
{{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ * إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«قوم نوح پیامبران را دروغگو شمردند * (یاد کن) آنگاه را که برادرشان نوح بدیشان گفت: آیا پرهیزگاری نمیورزید؟ * من برای شما پیامبری امینم * پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید» سوره شعراء، آیه ۱۰۵-۱۰۸.</ref>. | |||
{{متن قرآن|كَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ * إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«(قوم) عاد پیامبران را دروغگو شمردند * (یاد کن) آنگاه را که برادرشان هود به آنان گفت: آیا پرهیزگاری نمیورزید؟ * من برای شما پیامبری امینم * پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید» سوره شعراء، آیه ۱۲۳-۱۲۶.</ref>. | |||
{{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ * إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ *... * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ * وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ * الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ}}<ref>«([[قوم]]) [[ثمود]] [[پیامبران]] را [[دروغگو]] شمردند * (یاد کن) آنگاه (را) که برادرشان [[صالح]] به آنان گفت: آیا [[پرهیزگاری]] نمیورزید؟ * من برای شما [[پیامبری]] امینم * پس، از [[خداوند]] [[پروا]] کنید و از من [[فرمان]] [[برید]] *... * پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید * و از فرمان گزافکاران [[پیروی]] نکنید * آنان که در زمین [[فساد]] بر میانگیزند و به ([[نیکی]] و) [[شایستگی]] روی نمیآورند» [[سوره شعراء]]، [[آیه]] ۱۴۱-۱۵۲.</ref>. | |||
{{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلا تَتَّقُونَ * إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«قوم لوط، پیامبران را دروغگو شمردند * (یاد کن) آنگاه را که برادرشان لوط به آنان گفت: آیا پرهیزگاری نمیورزید؟ * من برای شما پیامبری امینم * پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید» سوره شعراء، آیه ۱۶۰-۱۶۳.</ref>. | |||
{{متن قرآن|كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ * إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>««اصحاب ایکه» پیامبران را دروغگو شمردند * (یاد کن) آنگاه (را) که شعیب به آنان گفت: آیا پرهیزگاری نمیورزید؟ * من برای شما پیامبری امینم * پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید» سوره شعراء، آیه ۱۷۶-۱۷۹.</ref>. | |||
در این [[آیات]] به نکات ذیل باید توجه شود. | |||
# [[تکذیب]] [[رسول]] معیّن توسط قومش تکذیب همۀ [[مرسلین]] بهشمار آمده است: {{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ... كَذَّبَتْ عَادٌ... كَذَّبَتْ ثَمُودُ... كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ... كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ...}} این بدین معناست که [[رسل]] همگی یک [[شأن]] و یک جایگاه دارند که همان جایگاه [[خلافت خداوند]] در [[فرمانروایی]] بر [[جامعۀ بشر]] است؛ لذا تکذیب و [[انکار]] هریک از آنها تکذیب و انکار این جایگاه عظیم و [[فرید]] است. | |||
#همۀ [[رسل الهی]] با عنوان {{متن قرآن|رَسُولٌ أَمِينٌ}} معرفی شدهاند، که {{متن قرآن|رَسُولٌ}} نشاندهندۀ بُعد احاطۀ [[رسول]] به [[رسالت]] و [[احکام الهی]] است، و {{متن قرآن|أَمِينٌ}} نشاندهندۀ [[امانتداری]] [[رسل]] نسبت به [[تبلیغ رسالت]] و احکام الهی از یکسو و امانتداری آنان نسبت به حسن اجرای این رسالت و [[توانایی]] آنان بر [[اجرای احکام الهی]] از سوی دیگر است. | |||
# [[پیام]] رسل به اقوامشان در یک جمله خلاصه شده است: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}} این پیام متضمن جایگاه [[فرمانروایی]] رسل است؛ زیرا عبارت: {{متن قرآن|وَأَطِيعُونِ}} متضمن فراخوانی [[امتها]] به [[اطاعت]] مطلق از رسل است، و در گذشته بیان کردیم که ماهیت و [[حقیقت]] فرمانروایی چیزی جز [[وجوب اطاعت]] از [[فرمانروا]] نیست. و نکتۀ ظریف در این جمله این است که آنچه در پیام همۀ رسل آمده است {{متن قرآن|أَطِيعُونِ}} است که به معنای وجوب اطاعت از [[فرمان]] رسل است، و لذا بر [[مقام فرمانروایی]] و [[رهبری سیاسی]] رسل دلالت دارد، و چنانچه [[مأموریت رسل]] تنها [[تبلیغ]] و پیامرسانی بود - و نه فرمانروایی و [[مقام]] تبیین و [[اجرای فرمان]] [[خدا]] - لازم بود بجای {{متن قرآن|أَطِيعُونِ}} کلمۀ {{عربی|أَطِيعُوهُ}} آورده شود، تا بر [[انحصار]] نقش [[پیامبران]] و رسل در رساندن پیام [[خداوند]] دلالت کند، درحالیکه با به کار بردن واژۀ {{متن قرآن|أَطِيعُونِ}} که به معنای «مرا اطاعت کنید» به صراحت بر نقش فرمانروایی رسل تأکید شده است. | |||
#جملۀ {{متن قرآن|أَطِيعُونِ}} در این [[آیات]] بر جملۀ {{متن قرآن|إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ}} متفرع گردیده است، و بر این مطلب دلالت دارد که مقام فرمانروایی رسل بر جایگاه امانتداری آنها از سوی خداوند و «أَمِین اللَّهِ» بودن آنها متفرع است. | |||
بر اساس این نکات - بهویژه نکتۀ آخرین - عبارت {{متن حدیث|فَإِنَّ مُحَمَّداً{{صل}} كَانَ أَمِينَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ}} بر مقام فرمانروایی و [[خلافت]] مطلق [[رسول اکرم]]{{صل}} بر [[زمین]] از سوی خداوند دلالت دارد، بنابراین عبارت {{متن حدیث|فَلَمَّا قُبِضَ{{صل}} كُنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ وَرَثَتَهُ، فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ}} به صراحت بر مقام [[جانشینی]] [[اهلبیت]] از [[رسول خدا]]{{صل}} در [[فرمانروایی الهی]] و خلافت و [[جانشینی خداوند]] بر [[زمین]] دلالت دارد. | |||
'''حدیث شانزدهم''': | |||
[[صدوق]] به [[سند معتبر]]<ref>معتبر بودن سند -با وجود علی بن ابیحمزه- به دلیل آن است که اشکال علی بن ابیحمزه واقفیبودن اوست که موجب خدشه در وثاقت او نمیشود، افزون بر این روایت دال بر رجوعش از وقف وارد شده که قابل اعتماد است، با توجه به اینکه دلایل متعدد بر وثاقت علی بن ابیحمزه وجود دارد.</ref> [[روایت]] میکند، قال: | |||
{{متن حدیث|حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: | |||
قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}}: مَنْ آلُ مُحَمَّدٍ؟ قَالَ: ذُرِّيَّتُهُ. فَقُلْتُ: مَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ الْأَوْصِيَاءُ. فَقُلْتُ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَصْحَابُ الْعَبَاءِ. فَقُلْتُ: مَنْ أُمَّتُهُ؟ قَالَ: الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ صَدَّقُوا بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُسْتَمْسِكُونَ بِالثَّقَلَيْنِ الَّذِينَ أُمِرُوا بِالتَّمَسُّكِ بِهِمَا: كِتَابِ اللَّهِ، وَ عِتْرَتِهِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً، وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ عَلَى الْأُمَّةِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۴۲، ح۱۰؛ ترتیب الامالی، ج۳، ص۳۸ و ۳۹.</ref>؛ | |||
پدرم(ره) برای ما گفت: [[سعد بن عبدالله]] برای ما از [[احمد بن محمد بن عیسی]] از [[حسن بن علی بن فضّال]]، از [[علی بن ابیحمزه]] گفت که [[ابوبصیر]] گفت: | |||
به [[امام صادق]]{{ع}} گفتم: [[آل محمد]] کیانند؟ فرمود: فرزندانش. گفتم: اهلبیتش کیانند؟ فرمود: [[امامان]] و [[اوصیا]]. گفتم: [[عترت]] او کیانند؟ فرمود: [[اصحاب کسا]]. گفتم: امتش کیانند؟ فرمود: مؤمنانی که آنچه از پیشگاه [[خداوند]] آورده را [[تصدیق]] کردند و چنگزنان به ثقلینی هستند که [[فرمان]] به چنگ زدن به آنها داده شده: [[کتاب خدا]] و عترتش که همان اهلبیتش که خداوند [[پلیدی]] [[گناه]] را از آنان دور کرد و کاملاً پاکشان ساخت، و این دو [[جانشینان]] پس از [[پیامبر]]{{صل}} بر امتــش هستند. | |||
افزون بر آنچه در صدر روایت آمده، ذیل روایت بر [[خلافت]] [[اهلبیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} بعد از او دلالت صریح دارد. | |||
'''حدیث هفدهم''': [[صدوق]] به [[سند صحیح]] [[روایت]] میکند: | |||
حدیث مفصلی از حضرت علی بن موسیالرضا{{عم}} در مجلس [[مأمون]] که در ضمن آن در پاسخ سؤال مأمون که پرسید: {{متن حدیث|مَنِ الْعِتْرَةُ الطَّاهِرَةُ؟}} فرمود: | |||
{{متن حدیث|الَّذِينَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ جَلَّ وَ عَزَّ: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}، وَ هُمُ الَّذِينَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِنِّي مُخَلِّفٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي، وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ، وَ انْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا، أَيُّهَا النَّاسُ! لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ}}؛ | |||
کسانی هستند که خدای در [[قرآن]] اینگونه توصیفشان کرده: «[[خداوند]] فقط میخواهد [[پلیدی]] [[گناه]] را از شما [[اهلبیت]] دور کند و کاملاً شما را [[پاک]] سازد» و آنان کسانیاند که [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند: به [[یقین]] من در میان شما دو ثقل به یادگار میگذارم: [[کتاب خدا]] و عترتم اهلبیتم، و به یقین آن دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا بر [[حوض کوثر]] بر من وارد شوند، و ببینید که پس از من چگونه با آنها [[رفتار]] میکنید، ای [[مردم]] چیزی به ایشان نیاموزید که به یقین آنها از شما داناترند. | |||
تا آنجا که مأمون دگرباره پرسید: | |||
{{متن حدیث|هَلْ فَضَّلَ اللَّهُ الْعِتْرَةَ عَلَى سَائِرِ النَّاسِ؟ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ{{ع}}: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَبَانَ فَضْلَ الْعِتْرَةِ عَلَى سَائِرِ النَّاسِ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ. فَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ: أَيْنَ ذَلِكَ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ؟ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا{{ع}}: فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ * ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ}}<ref>«خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد * در حالی که برخی از فرزندزادگان برخی دیگرند» سوره آل عمران، آیه ۳۳-۳۴.</ref> وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مَوْضِعٍ آخَرَ: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}}<ref>«یا اینکه به مردم برای آنچه خداوند به آنان از بخشش خود داده است رشک میبرند؟ بیگمان ما به خاندان ابراهیم کتاب (آسمانی) و فرزانگی دادیم و به آنان فرمانروایی سترگی بخشیدیم» سوره نساء، آیه ۵۴.</ref> ثُمَّ رَدَّ الْمُخَاطَبَةَ فِي أَثَرِ هَذَا إِلَى سَائِرِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> يَعْنِي الَّذِينَ قَرَنَهُمْ بِالْكِتَابِ وَ الْحِكْمَةِ وَ حَسَدُوا عَلَيْهِمْ، فَقَوْلُهُ: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}} يَعْنِي: الطَّاعَةَ لِلْمُصْطَفَيْنَ الطَّاهِرِينَ، فَالْمُلْكُ هَاهُنَا هُوَ الطَّاعَةُ لَهُمْ}}؛ | |||
آیا [[خداوند]] [[عترت]] را بر دیگر [[مردم]] [[برتری]] داده؟ پس [[امام رضا]]{{ع}} فرمود: به [[یقین]] [[خدا]] برتری عترت را بر دیگر مردم در کتاب محکمش روشن ساخته. پس [[مأمون]] گفت: این در کجای [[کتاب خدا]] است؟ امام رضا{{ع}} به او فرمود: در این [[کلام الهی]]: «خداوند، [[آدم]] و نوح و [[خاندان ابراهیم]] و [[خاندان]] [[عمران]] را بر جهانیان برتری داد * آنها [[فرزندان]] و دودمانی بودند که از نظر [[پاکی]] و [[تقوا]] و [[فضیلت]] همانند یکدیگر بودند» و خدادر جای دیگر فرمود: «یا اینکه نسبت به مردم [[پیامبر]] و خاندانش، بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، [[حسد]] میورزند؟! ما به خاندان ابراهیم، (که [[یهود]] از آنها هستند نیز،) کتاب و [[حکمت]] دادیم؛ و [[حکومت]] عظیمی در [[اختیار]] آنها [[پیامبران بنیاسرائیل]] قرار دادیم» سپس پس از این سخن، رو به دیگر [[مؤمنان]] کرده و فرمود: «ای کسانی که [[ایمان]] آوردهاید! [[اطاعت]] کنید خدا را! و اطاعت کنید [[پیامبر خدا]] و [[پیشوایان معصوم]] خود را» یعنی کسانی را که در کنار کتاب و حکمت قرار داده و به آنها [[حسد]] میبرند. پس این کلامش: «یا اینکه نسبت به [[مردم]] [[پیامبر]] و خاندانش، بر آنچه [[خدا]] از فضلش به آنان بخشیده، حسد میورزند؟! ما به [[خاندان ابراهیم]]، که [[یهود]] از آنها هستند نیز کتاب و [[حکمت]] دادیم؛ و [[حکومت]] عظیمی در [[اختیار]] آنها [[پیامبران بنیاسرائیل]] قرار دادیم» یعنی [[پیروی]] از آن [[برگزیدگان]] [[پاکیزه]] است، و حکومت در اینجا همان پیروی از آنان است. | |||
تا آنجا که با اشاره به [[آیۀ خمس]] میفرماید: | |||
{{متن حدیث|فَبَدَأَ بِنَفْسِهِ جَلَّ جَلَالُهُ ثُمَّ بِرَسُولِهِ ثُمَّ بِهِمْ وَ قَرَنَ سَهْمَهُمْ بِسَهْمِ اللَّهِ وَ سَهْمِ رَسُولِهِ وَ كَذَلِكَ فِي الطَّاعَةِ، قَالَ: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}} فَبَدَأَ بِنَفْسِهِ ثُمَّ بِرَسُولِهِ ثُمَّ بِأَهْلِ بَيْتِهِ، وَ كَذَلِكَ آيَةُ الْوَلَايَةِ: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا...}} فَجَعَلَ وَلَايَتَهُمْ مَعَ طَاعَةِ الرَّسُولِ مَقْرُونَةً بِطَاعَتِهِ كَمَا جَعَلَ سَهْمَهُمْ مَعَ سَهْمِ الرَّسُولِ مَقْرُوناً بِسَهْمِهِ فِي الْغَنِيمَةِ...}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۷۹، ح۱؛ ترتیب الامالی، ج۳، ص۳۹-۵۰، ح۱۰۹۷.</ref>؛ | |||
پس از خود -جل جلاله- آغاز کرد سپس به پیامبرش و سپس به آنها، و سهمشان را در کنار سهم خدا و سهم پیامبرش قرار داد، و در پیروی نیز این گونه است، فرمود: «ای کسانی که [[ایمان]] آوردهاید! [[اطاعت]] کنید خدا را! و اطاعت کنید [[پیامبر خدا]] و [[پیشوایان معصوم]] خود را» پس از خود آغاز کرد سپس به پیامبرش و سپس به آنها، در [[آیه ولایت]] نیز این گونه است: «[[سرپرست]] و [[ولیّ]] شما، تنها خداست و پیامبر او و کسانی که ایمان آوردهاند.».. پس [[ولایت]] آنها را با [[پیروی از پیامبر]] و در کنار پیروی از خود قرار داد چنانکه سهمشان را در [[غنیمت]] با سهم پیامبر و در کنار سهم خود قرار داد.... | |||
[[تفسیر]] {{متن قرآن|أُولِي الْأَمْرِ}} به [[اهلبیت]] [[رسول خدا]]{{صل}}، و عبارت: {{متن حدیث|فَجَعَلَ وَلَايَتَهُمْ مَعَ طَاعَةِ الرَّسُولِ مَقْرُونَةً بِطَاعَتِهِ}}، نیز جملۀ: {{متن حدیث|فَالْمُلْكُ هَاهُنَا هُوَ الطَّاعَةُ لَهُمْ}} به صراحت بر [[امامت]] و [[فرمانروایی]] [[امامان]] از [[اهلبیت]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} دلالت دارد. | |||
'''حدیث هجدهم''': خطبهای است که [[شریف رضی]] (ره) در [[نهج البلاغه]] از [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] میکند که فرمود: | |||
{{متن حدیث|لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ، وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً، هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ، وَ عِمَادُ الْيَقِينِ، إِلَيْهِمْ يَفِيءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي، وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ، وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ، وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ}}<ref>نهج البلاغه، خطبۀ ۲.</ref>؛ | |||
کسی از این [[امت]] با [[آل محمد]]{{صل}} مقایسه نمیشود، و کسی که از [[نعمت]] ایشان آل محمد بهرهمند است هرگز با آنان برابر نمیشود. ایشان سنگ بنای [[دین]] و پشتوانۀ یقیناند. تندروان به آنان باز گردند، و کندروان به آنان رسند، ویژگیهای [[رهبری]] از آنِ ایشان است، و [[وصایت]] و [[وراثت]] در آنان است. اینک [[حق]] به اهلش رسید و به جایگاه اصلیش منتقل شد. | |||
عبارتهای {{متن حدیث|لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}...}} و {{متن حدیث|هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ}} و {{متن حدیث|إِلَيْهِمْ يَفِيءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي}} و {{متن حدیث|لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ، وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ}} همگی بر [[جانشینی]] آل محمد از رسول خدا{{صل}} دلالت دارد، و بهویژه عبارت: {{متن حدیث|لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}} تا {{متن حدیث|بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي}} به صراحت بر مرتبۀ [[ولایت]] و فرمانروایی آل محمد و [[وجوب اطاعت]] عامۀ [[مسلمین]] از آنان - که [[مقام]] [[تفضیل]] آنان بر سایر مسلمین است - دلالت دارد و عبارت ذیل [[خطبه]] {{متن حدیث|الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ، وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ}} اشاره به حق فرمانروایی دارد، و قرینۀ دیگری است بر اینکه مراد از جملههای قبل از این جمله، [[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر]] در فرمانروایی بر امت است. | |||
'''حدیث نوزدهم''': خطبهای دیگر از [[خطب امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[روایت شریف]] [[رضی]] (ره) در نهج البلاغه است که در ضمن آن فرمود: | |||
{{متن حدیث|أَيْنَ الَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ دُونَنَا، كَذِباً وَ بَغْياً عَلَيْنَا أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُمْ، وَ أَعْطَانَا وَ حَرَمَهُمْ، وَ أَدْخَلَنَا وَ أَخْرَجَهُمْ، بِنَا يُسْتَعْطَى الْهُدَى وَ يُسْتَجْلَى الْعَمَى، إِنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ قُرَيْشٍ غُرِسُوا فِي هَذَا الْبَطْنِ مِنْ هَاشِمٍ، لَا تَصْلُحُ عَلَى سِوَاهُمْ، وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ مِنْ غَيْرِهِمْ}}<ref>نهج البلاغه، خطبۀ ۱۴۴.</ref>؛ | |||
کجا هستند به جز ما کسانی که [[گمان]] میبردند استواران در دانشند، این گمان [[دروغ]] و [[ستم]] بر ماست؛ که [[خدا]] ما را بلند داشته و آنها را [[پست]] گردانیده، و به ما از دانشش بخشیده و آنها را [[محروم]] ساخته، و ما را داخل در [[رحمت]] خود کرده و آنها را بیرون نموده. تنها از ما درخواست [[هدایت]] شده و به وسیلۀ ما دیدگان نابینایان [[جاهلان]] و [[نادانان]] روشن میشود. به [[یقین]] [[امامان]] از [[قریش]] و در این [[نسل]] از هاشم هستند، [[امامت]] جز آنان را نشاید و [[سرسپردگی]] جز ایشان را نباشد. | |||
دلالت این [[روایت]] نه تنها بر [[جانشینی]] و امامت و [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} و فرزندانش - که با عبارت {{متن حدیث|هَذَا الْبَطْنِ مِنْ هَاشِمٍ}} به آنها اشاره شده دلالت دارد، بلکه افزونتر از آن بر [[حصر]] [[مقام امامت]] و [[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر]]{{صل}} در [[اهلبیت]] [[رسول خدا]] یعنی علی و [[فرزندان]] یازدهگانهاش دلالت دارد. | |||
'''حدیث بیستم''': نیز خطبهای دیگر از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[روایت شریف]] [[رضی]] (ره) است در [[نهج البلاغه]] که در ضمن آن فرمود: | |||
{{متن حدیث|انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ، فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى، وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى، فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا، وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا}}<ref>نهج البلاغه، خطبۀ ۹۷.</ref>؛ | |||
اهلبیت پیامبرتان را بنگرید، پس همان سمتی باشید که ایشان هستند، و جای پایشان را دنبال کنید، که هرگز از [[راه هدایت]] بیرون نبرندتان و هیچگاه به راه [[پستی]] بازتان نگردانند، پس اگر درنگ کردند درنگ کنید، و اگر بپاخاستند بپاخیزید، بر ایشان پیشی نگیرید که [[گمراه]] میشوید و از آنان عقب نیفتید که هلاک میگردید. | |||
عبارتهای وارد در این مقطع از [[خطبه]] دربارۀ [[اهلبیت پیامبر]]{{صل}} همگی بر [[فرمانروایی]] [[اهلبیت]] و [[لزوم]] [[پیروی]] از آنها دلالت دارد؛ نظیر {{متن حدیث|الْزَمُوا سَمْتَهُمْ}}، {{متن حدیث|اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ}}، {{متن حدیث|فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا، وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا}}، {{متن حدیث|وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا}} این جملهها ضمن تأکید بر [[وجوب]] [[تبعیت]] و پیروی و [[اطاعت]] از [[فرمان]] [[امامان]] از اهلبیت{{عم}}، بر [[مقام]] [[جانشینی]] و [[خلافت]] آنان از [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، دلالت دارد. | |||
'''حدیث بیست و یکم''': خطبهای دیگر از [[خطبههای امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[روایت شریف]] [[رضی]] در [[نهج البلاغه]]، که در ضمن آن فرمود: | |||
{{متن حدیث|تَاللَّهِ لَقَدْ عُلِّمْتُ تَبْلِيغَ الرِّسَالاتِ، وَ إِتْمَامَ الْعِدَاتِ، وَ تَمَامَ الْكَلِمَاتِ وَ عِنْدَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ أَبْوَابُ الْحُكْمِ وَ ضِيَاءُ الْأَمْرِ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۲۰.</ref>؛ | |||
[[سوگند]] به [[خدا]]، به [[یقین]] راه رساندن رسالتهای [[دینی]] و وفای به وعدههای [[پیامبر خدا]] و [[تفسیر]] [[کلمات الهی]] را [[آموزش]] دیدم و درهای [[حکمت]] و روشنی امور، نزد ما اهلبیت است. | |||
عبارت {{متن حدیث|تَاللَّهِ لَقَدْ عُلِّمْتُ...}} به [[آمادهسازی]] آن حضرت از سوی [[رسول اکرم]]{{صل}} برای به عهده گرفتن [[مسئولیت امامت]] و [[جانشینی پیامبر]]{{صل}}اشاره دارد و عبارت: {{متن حدیث|وَ عِنْدَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ أَبْوَابُ...}} - تا آخر [[روایت]] - بر فرمانروایی اهلبیت پیامبر و اینکه سر رشتۀ [[حکومت]] و [[سیاست]] و فرمانروایی در دست آنهاست دلالت دارد. | |||
'''حدیث بیست و دوم''': [[علی بن ابراهیم]] در تفسیر از [[امام باقر]]{{ع}} روایت میکند که در تفسیر آیۀ کریمۀ {{متن قرآن|أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«آیا آنکه به حقّ رهنمون میگردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمییابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری میکنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref> فرمود: | |||
{{متن حدیث|فَأَمَّا {{متن قرآن|مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ}} فَهُمْ مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّدٍ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَمَّا {{متن قرآن|مَنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى}} فَهُوَ مَنْ خَالَفَ - مِنْ قُرَيْشٍ وَ غَيْرِهِمْ - أَهْلَ بَيْتِهِ مِنْ بَعْدِهِ}}<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۱۲؛ بحار الانوار، ج۲۴، ص۱۴۵.</ref>؛ | |||
«کسی که [[هدایت]] به سوی [[حق]] میکند» محمد{{صل}} و پس از او [[آل محمد]]{{عم}} هستند، و «آن کس که هدایت نمیشود مگر هدایتش کنند» پس کسانی هستند - از [[قریش]] و غیر آنها - که پس از او با اهلبیتش{{صل}} [[مخالفت]] کنند. | |||
در این [[روایت]] [[محمد و آل محمد]]{{عم}} مصداق و امامانی دانسته شدهاند که وصف {{متن قرآن|أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ}} بر آنها صادق است و اینکه جز آنان از مدّعیان [[امامت]] و [[خلافت]] مصداق {{متن قرآن|مَنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى}} دانسته شده که به [[حکم]] [[وجدان]] [[عقلی]] و به [[حکم شرع]] فاقد [[شایستگی]] [[فرمانروایی]] و [[رهبری]] است: {{متن قرآن|فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}. | |||
'''حدیث بیست و سوم''': | |||
[[کلینی]] به [[سند صحیح]] روایت میکند: | |||
{{متن حدیث|عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ شُعَيْبٍ، عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا، لَنَا الْأَنْفَالُ، وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ}}<ref>کافی، ج۱، ص۵۴۶.</ref>؛ | |||
[[علی بن ابراهیم]] از پدرش از [[ابن ابیعمیر]]، از شعیب، از أبی الصّباح نقل کرد که گفت: [[امام صادق]]{{ع}} به من فرمود: ما مردمی هستیم که [[خدا]] [[فرمانبرداری]] از ما را [[واجب]] کرده است، [[انفال]] برای ماست و برگزیدۀ [[مال]] برای ماست. | |||
روشن است که مقصود از {{متن حدیث|نَحْنُ}} [[اهلبیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} است، که در این روایت به صراحت به [[منصب]] [[فرمانروایی الهی]] آنان اشاره شده آنجا که فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا}} و آنچه [[مقام خلافت]] اهلبیت و [[جانشینی]] آنان برای [[پیامبر]]{{صل}} را مورد تأکید و [[تأیید]] قرار میدهد عبارت {{متن حدیث|لَنَا الْأَنْفَالُ، وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ}} است؛ زیرا [[مالکیت انفال]] و [[صفو المال]] از ویژگیهای ولیّامر و خلیفۀ [[رسول]] خداست. | |||
'''حدیث بیست وچهارم''': [[ابن عساکر دمشقی]] (متوفی ۵۷۱ ه) در [[تاریخ]] [[دمشق]] به سندش از [[ابن عباس]] [[روایت]] میکند: | |||
{{متن حدیث|قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَحْيَى حَيَاتِي، وَ يَمُوتَ مَمَاتِي، وَ يَسْكُنَ جَنَّةَ عَدْنٍ غَرَسَهَا رَبِّي، فَلْيُوَالِ عَلِيّاً مِنْ بَعْدِي، وَ لْيُوَالِ وَلِيَّهُ، وَ لْيَقْتَدِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِي، فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِي خُلِقُوا مِنْ طِينَتِي رُزِقُوا فَهْماً وَ عِلْماً، وَ وَيْلٌ لِلْمُكَذِّبِينَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أُمَّتِي الْقَاطِعِينَ فِيهِمْ صِلَتِي لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي}}<ref>تاریخ دمشق، ترجمة الامام علی بن ابیطالب (تحقیق محمد باقر المحمودی)، ص۹۵.</ref>؛ | |||
گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمودند: | |||
هرکه [[دوست]] دارد همچون من [[زندگی]] کند و همچون من بمیرد و در [[بهشت عدن]] که پروردگارم آن را بنا نهاده، ساکن شود پس باید پس از من [[ولایت علی]] را بپذیرد و با [[یاوران]] او دوست باشد و [[امامان]] پس از مرا [[پیروی]] کند؛ چراکه به [[یقین]] آنان خاندانم هستند که از خاک من [[آفریده]] شده و [[فهم]] و [[علم]] به ایشان بخشیده شده است. پس وای بر کسانی از [[امت]] من که [[برتری]] ایشان را [[دروغ]] انگاشته و پیوندشان را با من قطع میکنند، [[خداوند]] [[شفاعت]] مرا به آنان نرساند. | |||
نظیر این روایت را [[متقی هندی]] از طرق متعدد روایت کرده است<ref>کنز العمال، ح۳۲۹۶۰.</ref> و در گذشته به آن اشاره شد<ref>حدیث پنجم از همین سلسله احادیث بررسی شود.</ref>. | |||
'''حدیث بیست و پنجم''': [[ابن المغازلی شافعی]] به سندش از ابن عباس روایت میکند: | |||
{{متن حدیث|قَالَ: مَرَّ سَائِلٌ بِالنَّبِيِّ{{صل}} وَ فِي يَدِهِ خَاتَمٌ، فَقَالَ: مَنْ أَعْطَاكَ هَذَا الْخَاتَمَ؟ قَالَ: ذَاكَ الرَّاكِعُ! وَ كَانَ عَلِيٌّ يُصَلِّي، فَقَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَهَا فِيَّ وَ فِي أَهْلِ بَيْتِي: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا...}} الْآيَةَ، وَ كَانَ عَلَى خَاتَمِهِ الَّذِي تَصَدَّقَ بِهِ: سُبْحَانَ مَنْ فَخْرِي بِأَنِّي لَهُ عَبْدٌ}}<ref>مناقب اهلالبیت، ص۳۷۳.</ref>؛ | |||
گفت: گدایی بر [[پیامبر]]{{صل}} گذشت و در دستش [[انگشتری]] بود، پس فرمودند: چه کسی این [[انگشتر]] را به تو داد؟ گفت: آنکه در [[رکوع]] است، و علی در [[نماز]] بود، پس پیامبر{{صل}} فرمودند: ستایش برای خدایی است که [[ولایت]] را در من و اهلبیتم قرار داد: «[[سرپرست]] و [[ولیّ]] شما، تنها خداست و پیامبر او و کسانی که [[ایمان]] آوردهاند.».. -تا پایان [[آیه]]- و بر انگشتری که [[صدقه]] داده بود نوشته شده بود: «[[منزه]] است آنکه افتخارم آن است که من [[بنده]] اویم».<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۵، ص ۲۷۸-۳۰۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:13681032.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|'''امامت اهل بیت''']] | # [[پرونده:13681032.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|'''امامت اهل بیت''']] | ||
# [[پرونده:IM010719.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۵''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||