سیره فرهنگی امام حسن عسکری: تفاوت میان نسخهها
←صوفیه
(←ثنویه) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←صوفیه) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
==== [[صوفیه]] ==== | ==== [[صوفیه]] ==== | ||
گروه [[منحرف]] دیگری بودند که در قالب گرایشهای صوفیانه، با [[ریاکاری]] در صدد سوءاستفاده از موقعیت خود بودند. برای نمونه، [[احمد بن هلال]] عَبَرتانی کَرخِی که از [[اصحاب امام هادی]] و [[امام عسکری]]{{عم}} بود و جایگاه برجستهای نزد آنان و [[شیعیان]] داشت، هنگامی که به مخالفت با امام عسکری{{ع}} پرداخت، مورد لعن و طرد آن حضرت قرار گرفت و امام عسکری{{ع}} به وکلای خود در [[عراق]] نوشت: {{متن حدیث|احْذَرُوا الصُّوفِيَّ الْمُتَصَنِّعَ}}؛ «از (این) [[صوفی]] [[ریاکار]] دوری کنید». امام عسکری{{ع}} در نامه دیگری، وی را نفرین کرد و فرمود: [[خداوند]] اراده کرده است که او را به [[دوزخ]] بفرستد<ref>طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۸۱۶، ش۱۰۲۰.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص ۲۵۲.</ref> | گروه [[منحرف]] دیگری بودند که در قالب گرایشهای صوفیانه، با [[ریاکاری]] در صدد سوءاستفاده از موقعیت خود بودند. برای نمونه، [[احمد بن هلال]] عَبَرتانی کَرخِی که از [[اصحاب امام هادی]] و [[امام عسکری]]{{عم}} بود و جایگاه برجستهای نزد آنان و [[شیعیان]] داشت، هنگامی که به مخالفت با امام عسکری{{ع}} پرداخت، مورد لعن و طرد آن حضرت قرار گرفت و امام عسکری{{ع}} به وکلای خود در [[عراق]] نوشت: {{متن حدیث|احْذَرُوا الصُّوفِيَّ الْمُتَصَنِّعَ}}؛ «از (این) [[صوفی]] [[ریاکار]] دوری کنید». امام عسکری{{ع}} در نامه دیگری، وی را نفرین کرد و فرمود: [[خداوند]] اراده کرده است که او را به [[دوزخ]] بفرستد<ref>طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۸۱۶، ش۱۰۲۰.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص ۲۵۲.</ref> | ||
حضرت امام حسن عسکری{{ع}} با بیان آرا، روشها و روابط گروه فاسد العقیده [[صوفیه]] برای [[مردم]] و آشکار کردن صفات و خصوصیات آنان [[فساد]] [[عقاید]] ایشان را برای همه مردم آشکار مینمودند، میتوان این مطلب را در [[حدیث]] [[امام حسن عسکری]]{{ع}} با [[ابو هاشم جعفری]] ملاحظه کنیم. آنجا که امام به وی فرمودند: {{متن حدیث|سَيَأْتِي زَمَانٌ عَلَى النَّاسِ وُجُوهُهُمْ ضَاحِكَةٌ، مُسْتَبْشِرَةٌ، وَ قُلُوبُهُمْ مُظْلِمَةٌ مُنْكَدِرَةٌ، السُّنَّةُ فِيهِمْ بِدْعَةٌ، وَ الْبِدْعَةُ فِيهِمْ سُنَّةٌ، الْمُؤْمِنُ بَيْنَهُمْ مُحَقَّرٌ وَ الْفَاسِقُ بَيْنَهُمْ مُوَقَّرٌ، أُمَرَاؤُهُمْ جَاهِلُونَ جَائِرُونَ، وَ عُلَمَاؤُهُمْ فِي أَبْوَابِ الظَّلَمَةِ سَائِرُونَ، أَغْنِيَاؤُهُمْ يَسْرِقُونَ زَادَ الْفُقَرَاءِ، وَ أَصَاغِرُهُمْ يَتَقَدَّمُونَ عَلَى الْكُبَرَاءِ، وَ كُلُّ جَاهِلٍ عِنْدَهُمْ خَبِيرٌ وَ كُلُّ مُحِيلٍ عِنْدَهُمْ فَقِيرٌ؛ لَا يَتَمَيَّزُونَ بَيْنَ الْمُخْلِصِ وَ الْمُرْتَابِ، وَ لَا يَعْرِفُونَ الضَّأْنِ مِنَ الذِّئَابِ. عُلَمَاؤُهُمْ شِرَارُ خَلْقِ اللَّهِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ، لِأَنَّهُمْ يَمِيلُونَ إِلَى الْفَلْسَفَةِ وَ التَّصَوُّفِ، وَ أَيْمُ اللَّهِ إِنَّهُمْ مِنْ أَهْلِ الْعُدُولِ وَ التَّحَرُّفِ، يُبَالِغُونَ فِي حُبِّ مُخَالِفِينَا وَ يُضِلُّونَ شِيعَتَنَا وَ مُوَالِيَنَا، فَإِنْ نَالُوا مَنْصَباً لَمْ يَشْبَعُوا عَنِ الرَّثَاءِ، وَ إِنْ خُذِلُوا عَبَدُوا اللَّهَ عَلَى الرِّيَاءِ، أَلَا إِنَّهُمْ قُطَّاعُ طَرِيقِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الدُّعَاةُ إِلَى نِحْلَةِ الْمُلْحِدِينَ، فَمَنْ أَدْرَكَهُمْ فَلْيَحْذَرْهُمْ وَ لْيَصُنْ دِينَهُ وَ إِيمَانَهُ}}؛ ای ابو هاشم، روزگاری بر [[مردم]] خواهد آمد که صورتهای آنها خندان و گشاده اما دلهایشان تاریک و ظلمانی خواهد بود، [[سنّت]] در میان آنان رنگ [[بدعت]] گرفته و بدعت در میان آنان سنّت گردیده است. [[مؤمن]] در میان آنان تحقیر شده اما [[فاسقان]] و [[گناهکاران]] در میان ایشان [[محترم]] شناخته میشوند. امیرانشان [[نادان]] و [[ستمگر]] و دانشمندانشان همواره در دربار [[ستمگران]] در رفتوآمدند. ثروتمندانشان توشه [[فقرا]] را میدزدند و کودکان بر بزرگان پیشی میجویند، نادان در نزد آنان دانا جلوه کرده و دانا در نزد آنان [[فقیر]] مینماید، آنان میان اشخاص با [[اخلاص]] و افراد دارای [[شک]] و [[شبهه]] فرقی نمیگذارند، و نمیتوانند گوسفند را از گرگ تمیز دهند. | |||
دانشمندانشان بدترین [[خلق]] [[خدا]] بر روی زمیناند؛ چراکه آنان به [[فلسفه]] و تصوّف روی میآورند، اما به خدا [[سوگند]] که آنان از راه [[حق]] و [[حقیقت]] [[منحرف]] شده به سمت [[باطل]] [[گرایش]] پیدا میکنند، آنان در [[دوستی]] مخالفان ما [[افراط]] کرده، [[شیعیان]] و [[موالیان]] ما را [[گمراه]] مینمایند، اگر به [[پست]] و مقامی دست یابند از [[مدح]] و [[ستایش]] [[سیر]] نمیشوند و اگر پست و [[مقام]] را از دست بدهند از روی [[ریا]] خدا را [[عبادت]] میکنند، [[آگاه]] باشید که آنان راهزنان [[مؤمنان]] و دعوتکنندگان مردم به رویه [[ملحدان]] و بیدیناناند، پس هرکه با چنین کسانی برخورد کرد باید که از آنان بر حذر بوده، [[دین]] و [[ایمان]] خویش را نگاه دارد. سپس آن حضرت فرمودند: ای ابو هاشم، این [[کلامی]] است که پدرم از پدرانش از [[جعفر بن محمد]]{{عم}} مرا به آن آگاه کرده است. این از [[اسرار]] ماست، آن را جز برای اهلش بازگو نکن<ref>حدیقة الشّیعه، ص۵۹۲، به نقل از سید مرتضی رازی قرن پنجم. در کتابهایش: بیان الادیان، تبصرة العوام و الفصول التامّه فی هدایة العامه به نقل از شیخ مفید با سند، الانوار النّعمانیه، ج۲، ص۲۹۳؛ ذرائع البیان فی عوارض اللّسان، ص۳۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۳ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۳]]، ص ۱۹۹.</ref> | |||
==== ثنویه ==== | ==== ثنویه ==== | ||