←مصادیق مساوات
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۲۶: | ||
از جمله مصادیق مساوات میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | از جمله مصادیق مساوات میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | ||
۱. مساوات در [[آفرینش انسان]]: همه [[انسانها]] در بنیاد و ریشه [[انسانی]]، برابرند و همه از یک پدر و مادر [[آفریده]] شدهاند. برابر این اصل، همه انسانها از هر نوع نژاد، [[زبان]]، [[فرهنگ]] و حتی جنس برابرند. این نوع مساوات شامل استعدادها، توانمندیهای بالقوه و امکان [[تکامل]] در دو جنبه مادی و [[معنوی]] نیز میشود و [[اختلاف]] [[عقیده]] و یا سایر مرزبندیهای صوری نمیتواند این برابری را از میان بردارد. | '''۱. مساوات در [[آفرینش انسان]]:''' همه [[انسانها]] در بنیاد و ریشه [[انسانی]]، برابرند و همه از یک پدر و مادر [[آفریده]] شدهاند. برابر این اصل، همه انسانها از هر نوع نژاد، [[زبان]]، [[فرهنگ]] و حتی جنس برابرند. این نوع مساوات شامل استعدادها، توانمندیهای بالقوه و امکان [[تکامل]] در دو جنبه مادی و [[معنوی]] نیز میشود و [[اختلاف]] [[عقیده]] و یا سایر مرزبندیهای صوری نمیتواند این برابری را از میان بردارد. | ||
به دلیل این نوع [[وحدت]] و همگونی ذاتی که در [[شخصیت]] انسانی نهفته است، همواره امکان بازگشت انسانها به وحدت و [[همدلی]] وجود دارد و با وجود مرزبندیهای گوناگونی که بین واحدهای بشری فاصله افکنده است، انسانها میتوانند [[جامعه واحد جهانی]] را [[جامه]] عمل بپوشانند. | به دلیل این نوع [[وحدت]] و همگونی ذاتی که در [[شخصیت]] انسانی نهفته است، همواره امکان بازگشت انسانها به وحدت و [[همدلی]] وجود دارد و با وجود مرزبندیهای گوناگونی که بین واحدهای بشری فاصله افکنده است، انسانها میتوانند [[جامعه واحد جهانی]] را [[جامه]] عمل بپوشانند. | ||
| خط ۱۳۲: | خط ۱۳۲: | ||
در تجزیه و تحلیل اسلام از [[انسان]] و [[جامعه بشری]]، انسانهای اولیه بهگونهای همسو و [[متحد]] [[زندگی]] میکردهاند و [[اختلافات]] و مرزبندیها به تدریج بر اساس افزونطلبیها و [[انحراف]] از خواستههای [[فطری]] بین آنها فاصله ایجاد کرده؛ | در تجزیه و تحلیل اسلام از [[انسان]] و [[جامعه بشری]]، انسانهای اولیه بهگونهای همسو و [[متحد]] [[زندگی]] میکردهاند و [[اختلافات]] و مرزبندیها به تدریج بر اساس افزونطلبیها و [[انحراف]] از خواستههای [[فطری]] بین آنها فاصله ایجاد کرده؛ | ||
٢. اخوت انسانی: [[برابری]] در [[خلقت]]، چنان رابطه [[فطری]] و طبیعی در میان [[انسانها]] به وجود آورده است که آنها را چون دو [[برادر]] به همدیگر نزدیک کرده و انسانها با وجود همه [[اختلافها]]، در منطق [[اسلام]] از نظر [[انسانی]] برادرند. این [[پیوند عاطفی]]، همه آحاد [[بشر]] را همچون عضو یک [[خانواده]] گرد هم آورده است. پیوند «شبیه همدیگر بودن» اساس [[همگرایی]] و [[تعاون]] در [[زندگی اجتماعی]] و حتی در سطح [[جامعه جهانی]] را فراهم آورده است؛ | '''٢. اخوت انسانی:''' [[برابری]] در [[خلقت]]، چنان رابطه [[فطری]] و طبیعی در میان [[انسانها]] به وجود آورده است که آنها را چون دو [[برادر]] به همدیگر نزدیک کرده و انسانها با وجود همه [[اختلافها]]، در منطق [[اسلام]] از نظر [[انسانی]] برادرند. این [[پیوند عاطفی]]، همه آحاد [[بشر]] را همچون عضو یک [[خانواده]] گرد هم آورده است. پیوند «شبیه همدیگر بودن» اساس [[همگرایی]] و [[تعاون]] در [[زندگی اجتماعی]] و حتی در سطح [[جامعه جهانی]] را فراهم آورده است؛ | ||
٣. برابری در [[حق]]: دستورالعمل [[جاودانه]] [[امام علی]]{{ع}}: {{متن حدیث|فَلْيَكُنْ أَمْرُ النَّاسِ عِنْدَكَ فِي الْحَقِّ سَوَاءً}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۹.</ref> یک [[شعار]] و [[شعور]] [[سیاسی]] در [[نظام اجتماعی]]، سیاسی اسلام است. در عرصههای تجلی حق، مانند [[قضاوت]]، برخورداری از [[حقوق]]، [[مشارکت سیاسی]] و حق تعیین سرنوشت، برابری به عنوان اصل خدشهناپذیر تلقی میشود. | '''٣. برابری در [[حق]]:''' دستورالعمل [[جاودانه]] [[امام علی]]{{ع}}: {{متن حدیث|فَلْيَكُنْ أَمْرُ النَّاسِ عِنْدَكَ فِي الْحَقِّ سَوَاءً}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۹.</ref> یک [[شعار]] و [[شعور]] [[سیاسی]] در [[نظام اجتماعی]]، سیاسی اسلام است. در عرصههای تجلی حق، مانند [[قضاوت]]، برخورداری از [[حقوق]]، [[مشارکت سیاسی]] و حق تعیین سرنوشت، برابری به عنوان اصل خدشهناپذیر تلقی میشود. | ||
برابری در حق از آنچنان اهمیتی برخوردار است که نهتنها صاحبان حق باید به آن [[آگاهی]] داشته باشند بلکه باید همواره نصبالعین [[زمامداران]] و [[کارگزاران دولت]] اسلام قرار گیرد و کوچکترین غفلتی از آن به وقوع نپیوندد؛ | برابری در حق از آنچنان اهمیتی برخوردار است که نهتنها صاحبان حق باید به آن [[آگاهی]] داشته باشند بلکه باید همواره نصبالعین [[زمامداران]] و [[کارگزاران دولت]] اسلام قرار گیرد و کوچکترین غفلتی از آن به وقوع نپیوندد؛ | ||
۴. برابری در [[مسئولیت]]: همه مسئولند و به [[میزان]] حقوق و مزایایی که برخوردار میشوند، باید به [[تکالیف]] خود عمل کنند. این برابری نهتنها شامل مرحله دریافت حق بلکه مرحله پرداخت حق را نیز شامل میگردد<ref>وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۰.</ref>. و [[تساوی حق]] و مسئولیت و تلازم آن دو نیز مرحله دیگری از برابری انسانها در مسئولیت و انجام تکالیف اختصاصی و نیز مسئولیتهای مشترک است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.</ref>. | '''۴. برابری در [[مسئولیت]]:''' همه مسئولند و به [[میزان]] حقوق و مزایایی که برخوردار میشوند، باید به [[تکالیف]] خود عمل کنند. این برابری نهتنها شامل مرحله دریافت حق بلکه مرحله پرداخت حق را نیز شامل میگردد<ref>وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۰.</ref>. و [[تساوی حق]] و مسئولیت و تلازم آن دو نیز مرحله دیگری از برابری انسانها در مسئولیت و انجام تکالیف اختصاصی و نیز مسئولیتهای مشترک است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.</ref>. | ||
بیگمان امتیازهای اکتسابی هر [[انسان]] به ویژه توانمندیهایی که در انجام [[فعالیتهای اجتماعی]] بهدست میآورد، او را در جایگاه متمایز و متفاوتی قرار میدهد. یکساننگری در جایگاه و نقش افراد نوعی [[ظلم]] و بیرون از [[عدالت]] است که خود مانع [[پیشرفت جامعه]] و مانع بروز خلاقیتهای افراد برجسته و شایستهتر است. | بیگمان امتیازهای اکتسابی هر [[انسان]] به ویژه توانمندیهایی که در انجام [[فعالیتهای اجتماعی]] بهدست میآورد، او را در جایگاه متمایز و متفاوتی قرار میدهد. یکساننگری در جایگاه و نقش افراد نوعی [[ظلم]] و بیرون از [[عدالت]] است که خود مانع [[پیشرفت جامعه]] و مانع بروز خلاقیتهای افراد برجسته و شایستهتر است. | ||
| خط ۱۴۴: | خط ۱۴۴: | ||
اسلام همه امتیازها، برتریها، تمایزهای مثبت و منطقی را در یک کلمه «[[تقوی]]» گنجانیده و تعیین [[جایگاه اجتماعی]] و نقش هر فرد را بر محور [[تقوی]] مورد تأکید قرار داده است؛ | اسلام همه امتیازها، برتریها، تمایزهای مثبت و منطقی را در یک کلمه «[[تقوی]]» گنجانیده و تعیین [[جایگاه اجتماعی]] و نقش هر فرد را بر محور [[تقوی]] مورد تأکید قرار داده است؛ | ||
۵. [[برابری]] در [[مصالح عمومی]]: مفهوم این نوع برابری در [[اسلام]] آن است که در [[قانونگذاری]]، [[مصالح]] همگان بهطور یکسان منظور شده و [[قوانین الهی]] برای [[مصلحت]] گروه خاص و طبقه ممتازی وضع نشده و در شرایط برابر و تواناییهای مساوی، مصالح همه بهطور یکسان مبنای قانونگذاری قرار گرفته است. | '''۵. [[برابری]] در [[مصالح عمومی]]:''' مفهوم این نوع برابری در [[اسلام]] آن است که در [[قانونگذاری]]، [[مصالح]] همگان بهطور یکسان منظور شده و [[قوانین الهی]] برای [[مصلحت]] گروه خاص و طبقه ممتازی وضع نشده و در شرایط برابر و تواناییهای مساوی، مصالح همه بهطور یکسان مبنای قانونگذاری قرار گرفته است. | ||
این نوع برابری، همه [[احکام اولیه]]، ثانویه و [[حکومتی]] اسلام را فرا میگیرد و اگر [[قانون]] در شرایط خاصی و برای واجدان شرایط معینی تأسیس شده باشد، مصلحت همه آنها که منطبق با شرایط قانون و واجد شرایط [[پیشبینی]] شدهاند؛ منظور میشود و نتیجه این سخن آن است که قانون باید بهطور برابر در مورد همگان و همه واجدان شرایط به مورد [[اجرا]] نهاده شود. | این نوع برابری، همه [[احکام اولیه]]، ثانویه و [[حکومتی]] اسلام را فرا میگیرد و اگر [[قانون]] در شرایط خاصی و برای واجدان شرایط معینی تأسیس شده باشد، مصلحت همه آنها که منطبق با شرایط قانون و واجد شرایط [[پیشبینی]] شدهاند؛ منظور میشود و نتیجه این سخن آن است که قانون باید بهطور برابر در مورد همگان و همه واجدان شرایط به مورد [[اجرا]] نهاده شود. | ||
۶. برابری در استیفای [[حقوق]]: به نظر میرسد برابری در استیفای حقوق، اصلی جدا از برابری در [[حق]] است. چنانکه [[استحقاق]] امری جدا از [[مطالبه حق]] است. | '''۶. برابری در استیفای [[حقوق]]:''' به نظر میرسد برابری در استیفای حقوق، اصلی جدا از برابری در [[حق]] است. چنانکه [[استحقاق]] امری جدا از [[مطالبه حق]] است. | ||
بسیاری از [[تبعیضها]] در [[مقام]] استیفای حقوق آشکار میشود. بر اساس اصل برابری آحاد [[مردم]] در استیفای حقوقشان، باید امکان استیفای هر حقی بهطور مساوی در [[اختیار]] همگان قرار گیرد، مانند [[حق دادخواهی]]؛ | بسیاری از [[تبعیضها]] در [[مقام]] استیفای حقوق آشکار میشود. بر اساس اصل برابری آحاد [[مردم]] در استیفای حقوقشان، باید امکان استیفای هر حقی بهطور مساوی در [[اختیار]] همگان قرار گیرد، مانند [[حق دادخواهی]]؛ | ||
۷. برابری [[امت]]: منظور از برابری امت در [[حقیقت]] [[برابری در حقوق]] [[شهروندی]] در [[نظام اسلامی]] برای [[مؤمنان]] است. امت [[رمز]] [[یکپارچگی]] مردم [[مسلمان]] در [[نظام]] و [[دولت اسلامی]] به شمار میرود که [[وحدت]] آن {{متن قرآن|إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً}}<ref>«به راستی این امّت شماست، امّتی یگانه» سوره انبیاء، آیه ۹۲.</ref> رمز برابری در درون این مجموعه متشکل و سازمانیافته است. این نوع برابری که در «[[اخوت اسلامی]]» {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ}}<ref>«جز این نیست که مؤمنان برادرند» سوره حجرات، آیه ۱۰.</ref> تجلی یافته است، همه امتیازها و فاصلههای مادی و ظاهری را درهم شکسته و سورهای از [[قرآن]] که در آن، [[عتاب]] به [[پیامبر]]{{صل}} دیده میشود، [[حماسه]] آن را [[جاودانه]] کرده است<ref>{{متن قرآن|أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى * فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى * وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى * وَأَمَّا مَنْ جَاءَكَ يَسْعَى * وَهُوَ يَخْشَى * فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى}} «اما آنکه بینیازی نشان میدهد؛ * تو به او میپردازی، * و اگر پاکی نپذیرد، تو مسئول نیستی * و اما آنکه شتابان نزد تو آمد؛ * در حالی که (از خدا) میهراسد؛ * تو از وی به دیگری میپردازی» سوره عبس، آیه ۵-۱۰.</ref>. | '''۷. برابری [[امت]]:''' منظور از برابری امت در [[حقیقت]] [[برابری در حقوق]] [[شهروندی]] در [[نظام اسلامی]] برای [[مؤمنان]] است. امت [[رمز]] [[یکپارچگی]] مردم [[مسلمان]] در [[نظام]] و [[دولت اسلامی]] به شمار میرود که [[وحدت]] آن {{متن قرآن|إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً}}<ref>«به راستی این امّت شماست، امّتی یگانه» سوره انبیاء، آیه ۹۲.</ref> رمز برابری در درون این مجموعه متشکل و سازمانیافته است. این نوع برابری که در «[[اخوت اسلامی]]» {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ}}<ref>«جز این نیست که مؤمنان برادرند» سوره حجرات، آیه ۱۰.</ref> تجلی یافته است، همه امتیازها و فاصلههای مادی و ظاهری را درهم شکسته و سورهای از [[قرآن]] که در آن، [[عتاب]] به [[پیامبر]]{{صل}} دیده میشود، [[حماسه]] آن را [[جاودانه]] کرده است<ref>{{متن قرآن|أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى * فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى * وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى * وَأَمَّا مَنْ جَاءَكَ يَسْعَى * وَهُوَ يَخْشَى * فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى}} «اما آنکه بینیازی نشان میدهد؛ * تو به او میپردازی، * و اگر پاکی نپذیرد، تو مسئول نیستی * و اما آنکه شتابان نزد تو آمد؛ * در حالی که (از خدا) میهراسد؛ * تو از وی به دیگری میپردازی» سوره عبس، آیه ۵-۱۰.</ref>. | ||
[[برابری]] آحاد [[امت]] به معنای آن است که هر فرد از [[امت اسلام]] به لحاظ عضویت در مجموعه و منظومه [[برادری ایمانی]]، دارای [[حق]] برابر است؛ | [[برابری]] آحاد [[امت]] به معنای آن است که هر فرد از [[امت اسلام]] به لحاظ عضویت در مجموعه و منظومه [[برادری ایمانی]]، دارای [[حق]] برابر است؛ | ||
۸. [[مساوات]] و [[عدالت]]: شرایطی که در [[قوانین]] برای احراز امتیاز و رتبه ویژه منظور میشود و نیل به یک سلسله مزایا و [[اختیارات]] به صلاحیتها و مهارتهای خاصی موکول میشود، تا آنجا که مناسبت بین حق و صلاحیت و یا اختیارات و مهارتهای منطقی و قابل قبول است، چنین قوانینی [[تبعیض]] محسوب نشده و عادلانه هم هست و از سوی دیگر اعطای حق مساوی و امکانات و مزایای برابر در صورتی عادلانه است که همه افرادی که از حق و مزایای برابر استفاده میکنند، شرایط برابر هم داشته باشند. به این ترتیب همواره باید در [[حقانیت]] مساوات و تبعیض، مسئله عدالت، مد نظر قرار گیرد بهطوری که ممکن است تبعیضی عادلانه و مساواتی غیر عادلانه باشد و مساوات در جایی که بین افراد از نظر صلاحیت و [[مهارت]]، تفاوت وجود دارد و تبعیض در مواردی که همه از یک نوع شرایط و صلاحیت برخوردارند، ناعادلانه تلقی میشود؛ | '''۸. [[مساوات]] و [[عدالت]]:''' شرایطی که در [[قوانین]] برای احراز امتیاز و رتبه ویژه منظور میشود و نیل به یک سلسله مزایا و [[اختیارات]] به صلاحیتها و مهارتهای خاصی موکول میشود، تا آنجا که مناسبت بین حق و صلاحیت و یا اختیارات و مهارتهای منطقی و قابل قبول است، چنین قوانینی [[تبعیض]] محسوب نشده و عادلانه هم هست و از سوی دیگر اعطای حق مساوی و امکانات و مزایای برابر در صورتی عادلانه است که همه افرادی که از حق و مزایای برابر استفاده میکنند، شرایط برابر هم داشته باشند. به این ترتیب همواره باید در [[حقانیت]] مساوات و تبعیض، مسئله عدالت، مد نظر قرار گیرد بهطوری که ممکن است تبعیضی عادلانه و مساواتی غیر عادلانه باشد و مساوات در جایی که بین افراد از نظر صلاحیت و [[مهارت]]، تفاوت وجود دارد و تبعیض در مواردی که همه از یک نوع شرایط و صلاحیت برخوردارند، ناعادلانه تلقی میشود؛ | ||
۹. مساوات در [[قانون اساسی]] [[مشروطه]]: [[اصل مساوات]] در قانون اساسی مشروطه هرچند بهطور کلیشهای و برگرفته از [[قوانین اساسی]] دیگر کشورها در ماده ۱۹ به صراحت آمده بود اما [[تفسیر فقهی]] و مبنای [[اسلامی]] آن را متفکر و [[فقیه]] بزرگ معاصر مشروطه مرحوم [[میرزای نایینی]] در کتاب تنبیهالامه مشروحاً بیان کرده بود<ref>تنبیه الامه، ص۷۰-۶۸. </ref>. | '''۹. مساوات در [[قانون اساسی]] [[مشروطه]]:''' [[اصل مساوات]] در قانون اساسی مشروطه هرچند بهطور کلیشهای و برگرفته از [[قوانین اساسی]] دیگر کشورها در ماده ۱۹ به صراحت آمده بود اما [[تفسیر فقهی]] و مبنای [[اسلامی]] آن را متفکر و [[فقیه]] بزرگ معاصر مشروطه مرحوم [[میرزای نایینی]] در کتاب تنبیهالامه مشروحاً بیان کرده بود<ref>تنبیه الامه، ص۷۰-۶۸. </ref>. | ||
نایینی از مساوات تحت عنوان یک اصل ظاهری نام میبرد و آن را یک اصل اقتباسی از غرب نمیانگارد و بر اساس [[آیات]] و [[روایات]] به [[اثبات]] [[فقهی]] آن میپردازد و آن را دومین اصل و [[سرمایه]] [[سعادت]] و [[حیات]] ملی مینامد. | نایینی از مساوات تحت عنوان یک اصل ظاهری نام میبرد و آن را یک اصل اقتباسی از غرب نمیانگارد و بر اساس [[آیات]] و [[روایات]] به [[اثبات]] [[فقهی]] آن میپردازد و آن را دومین اصل و [[سرمایه]] [[سعادت]] و [[حیات]] ملی مینامد. | ||
| خط ۱۶۷: | خط ۱۶۷: | ||
توجه به واقعیتهای عینی شرایط [[مشروطه]]، رقیب وی یعنی شیخ فضلالله نوری را بر آن میدارد که رویکردی درست در جهت مخالف داشته باشد. وی [[اصل مساوات]] را یک مقوله [[سیاسی]] وارداتی از غرب دانسته و آن را در [[نظام اسلامی]] نهتنها [[نفی]] میکند، بلکه خلاف آن را [[اثبات]] میکند. به [[عقیده]] شیخ فضلالله نوری که خود چون [[میرزای نایینی]] یک [[فقیه]] است، [[حقوق]] در افراد مختلف، متفاوت و [[مسئولیتها]] را نیز با [[اختلاف]] در شرایط بهطور کامل مختلف قلمداد میکند. افزون بر این، او [[معتقد]] بود که در [[آینده]] از اصل مساوات سوءاستفادههای فراوانی خواهد شد، که قابل [[پیشگیری]] نیست؛ | توجه به واقعیتهای عینی شرایط [[مشروطه]]، رقیب وی یعنی شیخ فضلالله نوری را بر آن میدارد که رویکردی درست در جهت مخالف داشته باشد. وی [[اصل مساوات]] را یک مقوله [[سیاسی]] وارداتی از غرب دانسته و آن را در [[نظام اسلامی]] نهتنها [[نفی]] میکند، بلکه خلاف آن را [[اثبات]] میکند. به [[عقیده]] شیخ فضلالله نوری که خود چون [[میرزای نایینی]] یک [[فقیه]] است، [[حقوق]] در افراد مختلف، متفاوت و [[مسئولیتها]] را نیز با [[اختلاف]] در شرایط بهطور کامل مختلف قلمداد میکند. افزون بر این، او [[معتقد]] بود که در [[آینده]] از اصل مساوات سوءاستفادههای فراوانی خواهد شد، که قابل [[پیشگیری]] نیست؛ | ||
۱۰. مساوات در دیدگاه [[امام خمینی]] ([[قدس سره]]): امام خمینی نیز توجه بیشتر خود را به واقعیتها و مصادیق مساوات معطوف میداشت و به اعتقاد امام خمینی در [[حکومت اسلامی]]، [[حاکم]] و پایینترین فرد [[جامعه]] در حقوق یکسانند<ref>صحیفه نور، ج۴، ص۱۹۸. </ref> و مساوات [[اسلامی]] در [[مشارکت سیاسی]] نیز متجلی میشود. در نظریه [[امام]]، مسائلی چون [[ولایت فقیه]] نهتنها با اصل مساوات اسلامی منافات ندارد، بلکه ضامن اجرای آن نیز محسوب میشود<ref>صحیفه نور، ج۴، ص۲۲۴-۲۲۳.</ref>. از مظاهر مساوات اسلامی، [[انتخابات]] است که همه [[مردم]] در آن برابرند؛ | '''۱۰. مساوات در دیدگاه [[امام خمینی]] ([[قدس سره]]):''' امام خمینی نیز توجه بیشتر خود را به واقعیتها و مصادیق مساوات معطوف میداشت و به اعتقاد امام خمینی در [[حکومت اسلامی]]، [[حاکم]] و پایینترین فرد [[جامعه]] در حقوق یکسانند<ref>صحیفه نور، ج۴، ص۱۹۸. </ref> و مساوات [[اسلامی]] در [[مشارکت سیاسی]] نیز متجلی میشود. در نظریه [[امام]]، مسائلی چون [[ولایت فقیه]] نهتنها با اصل مساوات اسلامی منافات ندارد، بلکه ضامن اجرای آن نیز محسوب میشود<ref>صحیفه نور، ج۴، ص۲۲۴-۲۲۳.</ref>. از مظاهر مساوات اسلامی، [[انتخابات]] است که همه [[مردم]] در آن برابرند؛ | ||
۱۱. مساوات در [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]]: [[قانون اساسی]] با تمام حقوق و تکالیفی که در آن مقرر شده، برای همگان است و این خود نوعی [[مساوات در برابر قانون]] است، اما با وجود این، در مواردی بر اصل مساوات تأکید شده است. به جز اصل نوزدهم که [[مردم ایران]] را از هر [[قوم]] و [[قبیله]] که باشند، از [[حقوق مساوی]] برخوردار میشمارد و رنگ، نژاد، [[زبان]] و مانند آن را سبب امتیاز نمیداند، در اصل بیستم نیز همه افراد [[ملت]] اعم از [[زن]] و مرد را در [[حمایت قانون]] یکسان قرار میدهد و همه آحاد [[ملت]] را از همه [[حقوق انسانی]]، [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] با رعایت [[موازین اسلامی]] برخوردار میشمارد و در اصل یکصد و هفتم، [[رهبر]] را در برابر [[قوانین]] با سایر افراد [[کشور]] مساوی اعلام میکند. | '''۱۱. مساوات در [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]]:''' [[قانون اساسی]] با تمام حقوق و تکالیفی که در آن مقرر شده، برای همگان است و این خود نوعی [[مساوات در برابر قانون]] است، اما با وجود این، در مواردی بر اصل مساوات تأکید شده است. به جز اصل نوزدهم که [[مردم ایران]] را از هر [[قوم]] و [[قبیله]] که باشند، از [[حقوق مساوی]] برخوردار میشمارد و رنگ، نژاد، [[زبان]] و مانند آن را سبب امتیاز نمیداند، در اصل بیستم نیز همه افراد [[ملت]] اعم از [[زن]] و مرد را در [[حمایت قانون]] یکسان قرار میدهد و همه آحاد [[ملت]] را از همه [[حقوق انسانی]]، [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] با رعایت [[موازین اسلامی]] برخوردار میشمارد و در اصل یکصد و هفتم، [[رهبر]] را در برابر [[قوانین]] با سایر افراد [[کشور]] مساوی اعلام میکند. | ||
[[قانون اساسی]] با تأکید بر اصل [[برابری]]، صلاحیتها و اولویتها در احراز [[مسئولیتها]] را از نظر دور نداشته و [[اصلح]] بودن را در بسیاری از موارد منطبق با اصل [[عدالت]] و نوعی [[تبعیض]] روا شمرده است<ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۵۴۶-۵۴۴.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۲۶۹-۲۵۷.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۵۱۷.</ref> | [[قانون اساسی]] با تأکید بر اصل [[برابری]]، صلاحیتها و اولویتها در احراز [[مسئولیتها]] را از نظر دور نداشته و [[اصلح]] بودن را در بسیاری از موارد منطبق با اصل [[عدالت]] و نوعی [[تبعیض]] روا شمرده است<ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۵۴۶-۵۴۴.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۲۶۹-۲۵۷.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۵۱۷.</ref> | ||