پرش به محتوا

قوم یهود در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹۳: خط ۹۳:


[[پیامبر]] {{صل}} دستور فرمود: حکم [[اجرا]] شود... [[حیی بن اخطب]] را همراه کعب بن [[اسد]] آوردند و به [[قتل]] رساندند، بدین ترتیب حکم [[اعدام]] در مورد مردان بنی‌قریظه اجرا شد و هنوز شب فرا نرسیده بود که همه آنها که بیش از ۶۰۰ نفر بودند به سزای خود رسیدند. سپس [[رسول خدا]] اموال و زنان و کودکان بنی‌قریظه را میان [[مسلمانان]] تقسیم کرد و دستور داد گروهی از [[اسراء]] را به بلاد نجد و [[شام]] ببرند و به فروش برسانند و به جای آنها اسب و [[سلاح]] خریداری کنند<ref>سمیح عاطف، زندگانی پیامبر در قرآن، ج۶، ص۲۱۱.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|مظلومیت پیامبر]]، ص ۲۱۸.</ref>.
[[پیامبر]] {{صل}} دستور فرمود: حکم [[اجرا]] شود... [[حیی بن اخطب]] را همراه کعب بن [[اسد]] آوردند و به [[قتل]] رساندند، بدین ترتیب حکم [[اعدام]] در مورد مردان بنی‌قریظه اجرا شد و هنوز شب فرا نرسیده بود که همه آنها که بیش از ۶۰۰ نفر بودند به سزای خود رسیدند. سپس [[رسول خدا]] اموال و زنان و کودکان بنی‌قریظه را میان [[مسلمانان]] تقسیم کرد و دستور داد گروهی از [[اسراء]] را به بلاد نجد و [[شام]] ببرند و به فروش برسانند و به جای آنها اسب و [[سلاح]] خریداری کنند<ref>سمیح عاطف، زندگانی پیامبر در قرآن، ج۶، ص۲۱۱.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|مظلومیت پیامبر]]، ص ۲۱۸.</ref>.
===== علت [[مهاجرت]] یهود به مدینه =====
تاریخ نگاران نوشته‌اند که یهودیان، در اصل [[اهل]] [[حجاز]] نبوده‌اند. آنان در کتب مذهبی خود خوانده بودند که [[پیامبری]] از [[سرزمین]] یثرب ظهور خواهد کرد؛ از این رو، به این سرزمین کوچ می‌کردند و در [[انتظار]] این ظهور بزرگ ماندند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۴۸۴؛ مجمع البیان، ج۱، ص۱۴۵.</ref>. تا جزو نخستین کسانی باشند که به او [[ایمان]] می‌آورند.
مرحوم [[علامه طباطبایی]]، در [[المیزان]]، به نقل از [[تفسیر عیاشی]]، ذیل [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>«و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست می‌شمرد؛ با آنکه پیش‌تر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری می‌خواستند؛ همین که آنچه می‌شناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد» سوره بقره، آیه ۸۹.</ref> درباره چگونگی ورود و سکونت [[یهود]] در [[مدینه]]، روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده که آن حضرت فرمود: یهودی‌ها در کتاب‌های خود خوانده بودند که هجرتگاه محمد، [[پیامبر خدا]]{{صل}} در میان «عیر» و «[[احد]]» خواهد بود؛ از این رو، برای یافتن آن مکان، از [[سرزمین]] خود بیرون آمده، به کوهی رسیدند که آن را «حداد» می‌نامیدند. گفتند «حداد» و «احد» یکی است و در همان جا متفرق شدند؛ بعضی در «تیما» [[منزل]] کردند و بعضی در «[[فدک]]» و گروهی در «[[خیبر]]».
آنان که در «تیما» بودند، تصمیم گرفتند به دیدار برادران‌شان بروند. در این اثنا، عربی از آنجا عبور می‌کرد که شترانی داشت. [[یهودیان]] شترانی از وی کرایه کردند. [[عرب]] گفت: شما را از میان «عیر» و «احد» عبور می‌دهم. گفتند: وقتی به آنجا رسیدی ما را [[آگاه]] کن. عرب هنگامی که به یثرب رسید، گفت آن عیر است و این احد. یهودیان پیاده شدند و گفتند: به مقصود خود رسیدیم و نیازی به شترهایت نداریم، هرجا می‌خواهی برو.
آنان به [[برادران]] خود در فدک و خیبر نوشتند: ما محل [[موعود]] را یافته‌ایم. بشتابید و خود را به ما برسانید. یهودیان ساکن فدک و خیبر در پاسخ ایشان نوشتند: ما در این جا ساکن شده، اموالی فراهم کرده‌ایم و به شما بسیار نزدیکیم. آنگاه که [[پیامبر اسلام]] ظهور کرد. بی‌درنگ سوی شما خواهیم آمد.
یهودیانی که به یثرب آمدند. اموالی برای خود فراهم کرده، به [[زندگی]] روزمره پرداختند. «تبع» از ماجرا [[آگاهی]] یافت و به آنان وارد [[جنگ]] شد. آنها در قلعه‌های خود متحصن شدند. تبع محاصره‌شان کرد و امان‌شان داد تا نزد وی آیند. تبع به آنان گفت: من سرزمین شما را پسندیده‌ام و دوست دارم در میان شما باشم. گفتند: چنین چیزی امکان ندارد؛ زیرا اینجا هجرتگاه [[پیامبری]] از [[پیامبران الهی]] است و تا او [[هجرت]] نکند، کسی چنین حقی ندارد.
گفت: پس من کسانی از طایفه‌ام را در میان شما می‌گذارم تا آنگاه که [[پیامبر]] آمد، وی را مساعدت و [[یاری]] کنند؛ لذا دو [[قبیله]] «[[اوس]]» و «[[خزرج]]» را در میان آنها گذاشت. وقتی تبعیان زیاد شدند، بر [[یهودیان]] یثرب [[سلطه]] یافته، اموال‌شان را می‌گرفتند و یهودیان به آنان می‌گفتند: [[سوگند]] یاد می‌کنیم آنگاه که محمد{{صل}} [[مبعوث]] گردد، شما را از [[سرزمین]] خود بیرون می‌رانیم، لکن وقتی [[خداوند]]، پیامبر را مبعوث کرد «[[انصار]]» به او [[ایمان]] آوردند و [[یهود]] [[کافر]] شدند.
مضمون این [[روایت]] در منابع مختلف از جمله، [[سیره]] [[ابن هشام]] نقل شده است. از این روایت و روایاتی که ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ}}<ref>«آیا آنان بهترند یا قوم «تبّع» و کسانی که پیش از آنها بودند؟» سوره دخان، آیه ۳۷.</ref> آمده، استفاده می‌شود که ساکنان نخستین یثرب، [[یهودی]] بوده‌اند.
دکتر جواد علی می‌نویسد: طبق گفته [[اخبار]]، آمدن [[اوس و خزرج]] به یثرب، بعد از رخداد سیل [[ارم]] بوده و علت آمدن آنان به این سرزمین به جهت [[فقر]] و نیاز به [[وطن]] جدید بوده است. هنگامی که آنان در یثرب فرود آمدند، هیچ توان و نیرویی نداشتند و به همین خاطر به آن چه از زمین‌های موات و کم بهره به دست می‌آوردند، [[قناعت]] می‌کردند اما [[مال]]، [[ثروت]]، [[قدرت]] و [[شوکت]] از آن یهود بود. مدت طولانی به همین حال بودند تا این که [[مالک بن عجلان]] که از ایشان بود، پیش جبیله غسانی [[رئیس]] [[غسان]] رفت<ref>المفصل، جواد علی، ج۶، ص۵۱۹.</ref>.
اما برخی علت [[مهاجرت]] یهود به [[مدینه]] و [[حجاز]] را حمله [[بخت نصر]] به [[بیت المقدس]] می‌دانند. و داستانی در این مورد نقل می‌کنند. این داستان در منابع [[شیعی]] هم وارد شده است.
صاحب [[تفسیر قمی]]، از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند که حضرت فرمود: «آنگاه که [[بنی اسرائیل]] [[گناه]] را پیشه خود ساختند و [[عصیان]] [[امر پروردگار]] کردند، خداوند [[اراده]] کرد که بر ایشان کسی را مسلط کند تا [[ذلیل]] و خوارشان سازد و بکشدشان... و [[بخت نصر]] ایشان را می‌کشت و وارد هر [[قریه]] می‌شد، مردان، [[زنان]]، کودکان و هر حیوانی را می‌کشت. «این [[روایت]]، اشاره‌ای به کوچ [[بنی اسرائیل]] به [[حجاز]] یا جای دیگر ندارد و برخی حمله [[رومیان]] به [[فلسطین]] و [[سلطه]] آنان بر این منطقه را علت [[مهاجرت]] [[یهود]] به شبه [[جزیره عربستان]] می‌دانند. اما آن چه قوی‌تر به نظر می‌رسد و شواهد زیادی هم آن را [[تأیید]] می‌کند، علت مهاجرت یهود به [[مدینه]]، همان [[علم]] ایشان به ظهور و [[مهاجرت پیامبر]]{{صل}} به مدینه از طریق تعالیم مذهبی یهود است؛ چنان‌چه از متون [[تورات]] نیز استفاده می‌شود.
همچنین روایاتی در [[بحارالانوار]] آمده که صفات [[حضرت محمد]]{{صل}} در تورات را بیان می‌کند؛ صفاتی که آنها تحریفش کرده‌اند<ref>بحار الانوار، ج۹، ص۶۵.</ref>. اما مهم‌تر، آیه‌ای است از [[قرآن کریم]] که تصریح می‌کند یهود نسبت به [[نبی گرامی]]{{صل}} و خصوصیات آن حضرت، از طریق تعالیم تورات [[آگاهی]] داشته‌اند: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ...}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال.».. سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>.
این مطلب مسلم است که یهود مدینه، از طریق بشارت‌های [[دینی]]، حضرت محمد{{صل}} را با مشخصات و علایم کامل و کافی می‌شناختند؛ چنان که قرآن کریم می‌فرماید: {{متن قرآن|يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«او را می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند» سوره بقره، آیه ۱۴۶.</ref>
آنچه جنبه مذهبی [[هجرت]] یهود به مدینه را تقویت می‌کند، مناسب نبودن آب و هوای [[جزیرة العرب]] برای [[زندگی]] و مساعد نبودن زمین‌های آن برای [[کشاورزی]] است. برای همین است که در طول [[تاریخ]]، همواره جمعیت این منطقه نسبت به سرزمین‌های همجوار؛ مانند [[عراق]]، [[فلسطین]] و [[مصر]] کمتر بوده است.
از منابع استفاده می‌شود که علت اسلام آوردن برخی از [[یهودیان]]؛ مانند [[عبدالله بن سلام]] و [[مخیریق]]، [[علم]] ایشان به ظهور پیامبر جدید بوده است و حتی اسلام آوردن [[اوس و خزرج]] به [[پیامبر]]{{صل}} و [[سبقت]] ایشان در این امر به این علت می‌دانند که یثربیان، سالیان دراز با [[یهود]] مجاور بودند و یهودیان گاهی در مجالس و محافل خود، سخن از [[بعثت پیامبر]] عربی به میان می‌آوردند. حتی یهودیان به [[بت پرستان]] یثرب می‌گفتند: این پیامبر عربی، [[آیین یهود]] را ترویج خواهد کرد و بساط [[بت پرستی]] را از [[جهان]] برخواهد چید. همین گفتگوها در روحیه آنها آمادگی عجیبی برای پذیرش آیینی که یهود در [[انتظار]] آن بودند، پدید آورده بود؛ به طوری که شش تن از [[خزرجیان]] در نخستین برخورد، به پیامبر{{صل}} [[ایمان]] آوردند و به یکدیگر می‌گفتند: این همان پیامبر است که یهود در انتظار اوست و ما باید در گرویدن به او سبقت بگیریم<ref>فروغ ابدیت، سبحانی، ج۱، ص۴۰۹.</ref>.
و نیز در همین جا، در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref> از [[ابن عباس]] نقل می‌کند: آنگاه که حضرت وارد [[مدینه]] شدند، این صوریا و جماعتی از یهود [[فدک]]، از حضرت درباره برخی اوصاف و خصوصیاتش پرسیدند و وقتی پاسخ شنیدند، دیدند که این خصوصیات همان است که پیش‌تر از طریق [[تعالیم دینی]] خود، درباره [[پیامبر آخرالزمان]] شنیده بودند و از آن [[آگاهی]] داشتند<ref>بحار الانوار، ج۱۵، ص۵۹.</ref>.
با توجه به همه آنچه گذشت، می‌توان چنین نتیجه گرفت که، عمده دلیل [[مهاجرت]] یهود به مدینه، به سبب علم ایشان به ظهور و مهاجرت [[پیامبر عظیم‌الشأن اسلام]]{{صل}} به یثرب بوده است. بنابراین، آن چه برخی از پژوهشگران، ابراز [[عقیده]] کرده‌اند که جاذبه‌های زراعی و [[تجاری]] جنوب، موجب مهاجرت به این منطقه گردیده، محل [[تأمل]] است؛ زیرا سرزمین‌های همجوار یثرب؛ مانند [[فلسطین]]، [[مصر]]، [[عراق]] و [[ایران]] از این نظر مساعدتر از [[حجاز]] بوده و جاذبه بیشتری داشته‌اند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۱۱۰.</ref>.


=== [[یهودیان]] سایر نقاط [[حجاز]] ===
=== [[یهودیان]] سایر نقاط [[حجاز]] ===
۱۳۳٬۸۲۱

ویرایش