آیه علم الکتاب در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←دلالت بر ولایت تکوینی امام علی{{ع}}
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
در بحث ولايت تشريعي اهل بيت (درباره غير پيامبر) اختلافاتي در ميان متكلمان به چشم ميآيد، ولي درباره [[شأن]] تكويني اهل بيت{{عم}}، ذكر اجمالي و يا تفصيلي كرامات و خـوارق عـادت اهـل بيت كتب روايي، تاريخي و كلامي نـشان از آن دارد كه شـأن تـكويني اهل بيت{{عم}} به منزله يك اصل و امر بديهي مطرح بوده است. بر اين اساس هر امامي هر [[وقت]] كه بخواهد به [[اذن]] الهي ميتـواند در حـوادث جـهان [[تصرف]] كند و آن را تغيير دهد. او ميتواند درخـت را بـه حركت درآورد؛ [[عصا]] را به سخن آورد؛ بيمار را [[شفا]] دهد و سنگي بي مقدار را تبديل به طلايي باارزش كند. | در بحث ولايت تشريعي اهل بيت (درباره غير پيامبر) اختلافاتي در ميان متكلمان به چشم ميآيد، ولي درباره [[شأن]] تكويني اهل بيت{{عم}}، ذكر اجمالي و يا تفصيلي كرامات و خـوارق عـادت اهـل بيت كتب روايي، تاريخي و كلامي نـشان از آن دارد كه شـأن تـكويني اهل بيت{{عم}} به منزله يك اصل و امر بديهي مطرح بوده است. بر اين اساس هر امامي هر [[وقت]] كه بخواهد به [[اذن]] الهي ميتـواند در حـوادث جـهان [[تصرف]] كند و آن را تغيير دهد. او ميتواند درخـت را بـه حركت درآورد؛ [[عصا]] را به سخن آورد؛ بيمار را [[شفا]] دهد و سنگي بي مقدار را تبديل به طلايي باارزش كند. | ||
از سوي ديگر در [[قرآن]] كريم مـفهوم «عـلم بـه كتاب» مطرح شده است؛ به گونهاي كه برخي به مـقداري از آن و برخي به كل آن آگاهي دارند. همچنين انجام برخي خوارق عادت صريحاً به [[علم]] الكتاب مستند شده است. دقت و تـدبر دربـاره دو درجـه از اين دانايي كه با عبارات «علم الكتاب» و «علم من الكتاب» مطرح شـده، در روايات اهـل بيت{{عم}} ديده ميشود؛ به گونهاي كه ميان اين دانايي و «توانايي بر [[تصرف]]» ارتباط مستقيم برقرار شده اسـت. اگـرچه در كتـب تفسيري و روايي درباره مصداق شناسي {{متن قرآن|من عنده علم الكتاب}} در روايات [[اهل بيت]]{{عم}} استقصاي كامـلي شـده، واكاوي ارتـباط ميان [[علم]] الكتاب و [[قدرت]] بر تصرف تكويني، فراتر از ظاهر روايات انجام نشده است. [[پرسش]] اصـلي آن است كه جدا از اصل ارتباط علم به كتاب و تصرف تكويني در [[قرآن]] و روايات، تحليل اين ارتباط بـا اسـتفاده از خود نقل به چه صورت است؟ به ديگر سخن آيا صرف تشابه و تكرار علم بـه كتـاب در دو مـوضع قرآن، نشان از يكساني احكام آنها دارد، به گونهاي كه هر دو مفيد [[اثبات]] [[شأن]] تكويني باشند؟ <ref>[[صالح]]، [[سید محمد]] حسن، مقاله: ارتـباط مفهومِ علم الكتاب و ولايت تكويني اهل بيت{{عم}}، ممعرفت [[کلامی]]، پاییز و زمستان ۱۳۹۳،[[ سال]] پنجم، ش۲، ص۱۰۱</ref> | از سوي ديگر در [[قرآن]] كريم مـفهوم «عـلم بـه كتاب» مطرح شده است؛ به گونهاي كه برخي به مـقداري از آن و برخي به كل آن آگاهي دارند. همچنين انجام برخي خوارق عادت صريحاً به [[علم]] الكتاب مستند شده است. دقت و تـدبر دربـاره دو درجـه از اين دانايي كه با عبارات «علم الكتاب» و «علم من الكتاب» مطرح شـده، در روايات اهـل بيت{{عم}} ديده ميشود؛ به گونهاي كه ميان اين دانايي و «توانايي بر [[تصرف]]» ارتباط مستقيم برقرار شده اسـت. اگـرچه در كتـب تفسيري و روايي درباره مصداق شناسي {{متن قرآن|من عنده علم الكتاب}} در روايات [[اهل بيت]]{{عم}} استقصاي كامـلي شـده، واكاوي ارتـباط ميان [[علم]] الكتاب و [[قدرت]] بر تصرف تكويني، فراتر از ظاهر روايات انجام نشده است. [[پرسش]] اصـلي آن است كه جدا از اصل ارتباط علم به كتاب و تصرف تكويني در [[قرآن]] و روايات، تحليل اين ارتباط بـا اسـتفاده از خود نقل به چه صورت است؟ به ديگر سخن آيا صرف تشابه و تكرار علم بـه كتـاب در دو مـوضع قرآن، نشان از يكساني احكام آنها دارد، به گونهاي كه هر دو مفيد [[اثبات]] [[شأن]] تكويني باشند؟ | ||
واژه "ولايت" از واژگان رايج و پربسامد در [[قرآن]] كريم است كه با مشتقاتش بيش از 236 بار در اين كتاب آسماني به كار رفته است. ريشـة اين كلمـه «ولي» اسـت كه به معناي قرار گرفتن چيزي در كنار چيز ديگر است، به گونهاي كه فـاصلهاي در كار نـباشد. درباره معناي لغوي "ولايت"، سه رويكرد وجود دارد: | |||
# مشترك معنوي: به اين معنا كه لفظ ولايت براي يك معناي اصلي وضع شـده اسـت و در معاني ديگري كه براي ولي برشمرده ميشود، در حقيقت اين معناي اصلي سريان دارد؛ | |||
# مـشترك لفـظي: به اين معنا كه لفظ ولي براي تمامي معاني ادعـايي وضـع شـده است؛ | |||
# لفظ متعين: به اين معنا كه لفظ ولي تـنها بـراي يك معنا وضع شده است و استعمال در بقية معاني، مجازي است؛ | |||
همه اظهار نظرهاي [[اهل]] لغـت را مـيتوان در يكي از موارد سه گانه جـانمايي كرد. البـته اجمالاً مـيتـوان گـفت كه متكلمان شيعي از حيث لغت مـتمايل بـه رويكرد اول و [[اهل تسنن]] متمايل به رويكرد دومند. در ريشه يابي اين تفاوت ميتوان به رويكردهـاي مـتفاوت در تفسير آية ولايت {{متن قرآن|إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسـُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا...}} و نيز حـديث غـدير {{متن حدیث|من كنت مولاه فهذا عـلي مـولاه}} و چگونگي نگاه به دو كلمه «وليكم» و «مولاه» اشاره كرد. ابن فارس مىگويد: «واو، لام و يا «ولى» بر [[قرب]] و نـزديكى دلالت مـىكند و واژه ولىّ به معناى قرب و نـزديكى اسـت، و كلمـه [[مولی]] نيز از هـمين بـاب است؛ و بر معتِق، مـعتَق، صـاحب، حليف، ابن عم، [[ناصر]] و جار اطلاق مىشود كه ريشه همه آنها «ولى» به معناى قـرب اسـت <ref>ابن فارس، معجم مقاييس اللغـة، ص1104</ref> | |||
[[راغب]] اصفهانى نيز مـي گـويد: | |||
ولا و توالى آن اسـت كه دو يا چـند چـيز به گونهاى باشند كه غـير آنها ميان آنها فاصله نشود. اين معنا براى قرب مكانى است، ولى در قرب معنوى نيز به لحـاظ نـسبت خانوادگى، يا دين يا دوستى يا يارى و يا [[اعتقاد]]، استعاره آورده مـىشـود. ريشـه اين كلمـه «ولي» اسـت كه به معناي «قـرار گـرفتن چيزي در كنار چيز ديگر به نحوي كه فاصلهاي در كار نباشد آمده است» <ref>راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص885</ref> | |||
مؤلف کتاب "التحقيق في كلمـات القـرآن" كه مـعمولاً به واكاوي ريشه لغوي با استفاده از منظومه مـشتقات آن مـبادرت مـيورزد. اصـل اين مـاده را {{عربی|وقوع شيء وراء شيء مع رابطة بينهما}} معرفي ميكند كه بر اساس اينكه اين رابطه [[حسنه]] باشد يا سئيه و همچنين بر پايه تفاوت وجودي دو شيء مورد بحث معاني متنوعي همچون قـرب، [[نصرت]]، [[محبت]]، تدبير، هم قسم، [[پسر عمو]] و همسايه از آن به دست ميآيد <ref>مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن، ج13، ص203-208</ref> | |||
ولايت در يك تقسيم كلان و از حيث ارزشي به دو قسم ولايت رحماني (مثبت) و ولايت شيطاني (منفي) تقسيم ميشود. مراد از ولايت رحماني ولايتي است كه قـرآن كريم آن را بـه رسميت شناخته است و از مسلمين خواسته است كه آن را بپذيرند و از بركات دنيوي و اخروي آن بهره مند شوند؛ برخلاف ولايت شيطاني كه آن را به رسميت نشناخته است و از [[مؤمنان]] خواسته تا آن را نپذيرند <ref>سوره اعراف، آیه27؛ سوره بقره، آیه257</ref> ولايت رحماني بر سـه دسـته است كه هر كدام از آنها نيز داراي درجاتي هستند: | |||
#ولايت شرعي | |||
#ولايت تشريعي | |||
#ولايت تكويني. | |||
'''ولايت تكويني''' | |||
تكوين در لغت به معناي احداث، گردانيدن، آفريدن، نوپديدي، ساختن و صورت دادن آمده است (صـليبا، [[فرهنگ فلسفی]]، ص603). ولايت تـكويني يعني سرپرستي موجودات [[جهان]] و عـالم خـارج و [[تصرف]] عيني داشتن در آنها <ref>جوادي آملي، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، ص123</ref> اين ولايت در مرحله اول از آن خداست و در آيات قرآن كريم در مواردي به طور خاص بر اين ولايت تأكيد شده است؛ مانند آفرينش جهان هستي: {{متن قرآن|إِنَّ رَبـَّكُمُ اللَّه الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فـِي سـِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوي عَلَي الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} <ref>سوره يونس، آیه3</ref>؛ [[حفظ]] و نگهداري دستگاه عظيم [[خلقت]]: {{متن قرآن|وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ}} <ref>سوره بقره، آیه255</ref> و تدبير و ادارة امور عالم: {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَي الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيه فـِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ}} <ref>سوره سجده، آیه 5</ref> اگر بخواهيم از ولايت مركب تعريفي مركب ارائه كنيم كه هم آثار و لوازم و هم علل آن را در نظر داشته باشد، بايد بگوييم ولايت تكويني يعني اينكه فردي بر اثر پيمـودن راه عـبوديت آنچنان كمـال و [[قرب]] معنوي بيابد كه به [[فرمان]] و [[اذن]] الهي بتواند در [[جهان]] و انسان تصرف كند. <ref>همتي، ولایت تکوینی، ص82</ref> همچنين شهيد مطهري در همين راسـتا مقصود از ولايت تكويني را اين ميداند كه [[انسان]] بر اثر پيمودن [[صراط]] عبوديت بـه مـقام قـرب الهي ميرسد و به واسطه دارا بودن معنويت حاصل از قرب الهي، مسلط بر ضماير و [[شاهد]] بر [[اعمال]] و حـجت زمـان ميشود <ref>مطهري، مجموعه آثار، ج3، ص285</ref>.<ref>[[صالح]]، [[سید محمد]] حسن، مقاله: ارتـباط مفهومِ علم الكتاب و ولايت تكويني اهل بيت{{عم}}، ممعرفت [[کلامی]]، پاییز و زمستان ۱۳۹۳،[[ سال]] پنجم، ش۲، ص۱۰۱</ref> | |||
=== نکته مهم در دلالت [[آیه]] === | === نکته مهم در دلالت [[آیه]] === | ||