←مقدمه
(←مقدمه) |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۹۷۷.</ref> | |||
به تفاوت نقل: | |||
# از «مک» است به معنای از بین بردن و مکه نخوت مستبدین را از بین میبرد. | |||
# از «مک» است به معنای بسط و مکه جایی است که [[خداوند]] کره زمین را از آن گسترش داده است. | |||
# از «مک» است به معنای ازدحام و مکه جایی است که [[مردم]] از هر جا به آن میآیند و در آن ازدحام میکنند. | |||
# از «مک» است به معنای از بین | |||
# از «مک» است به معنای بسط و مکه جایی است که [[خداوند]] | |||
# از «مک» است به معنای | |||
# از «مک» است به معنای جذب و مکه جایی است که (به دعای [[حضرت ابراهیم]]) مردم از هر دیاری به آن جذب میشوند. | # از «مک» است به معنای جذب و مکه جایی است که (به دعای [[حضرت ابراهیم]]) مردم از هر دیاری به آن جذب میشوند. | ||
# از «مک» است به معنای | # از «مک» است به معنای کمآبی و مکه کم آب است (گویی آب آن را [[زمین]] مکیده است) یا علاقه [[مردم]] به آخرین قطره آب نشان میدهد. | ||
# از «مک» است به معنای مکیدن و | # از «مک» است به معنای مکیدن و کاستن و [[مکه]] [[گناهان]] را مکیده و نابود میکند یا [[گناه]] شخص در مکه کاسته میشود. حالت تقوایی در شخص پیدا میشود که عامل [[پرهیز از گناه]] است). | ||
# از «مک» است به معنای نابودی و مکه جایی است که هر کس به آن قصد سویی داشته باشد نابود خواهد شد (یا در ابتدا در [[جاهلیت]] چنان بود که هر کس در مکه [[ظلم]] میکرد او را نابود میکردند و یا از مکه بیرون میراندند). | # از «مک» است به معنای نابودی و مکه جایی است که هر کس به آن قصد سویی داشته باشد نابود خواهد شد (یا در ابتدا در [[جاهلیت]] چنان بود که هر کس در مکه [[ظلم]] میکرد او را نابود میکردند و یا از مکه بیرون میراندند). | ||
# از «تمککت العظم» است به معنای درون | # از «تمککت العظم» است به معنای درون مغز استخوان و مکه گویی وسط [[زمین]] است همانگونه که مغز استخوان در وسط آن قرار دارد. | ||
# از «مکّوک» است به معنای ظرفی که بالای آن تنگ و وسط آن فراخ باشد و مکه در میان دو [[کوه]] مرتفع و در میان دره مثل ظرفی است که بالای آن تنگ و وسط آن فراخ باشد. | # از «مکّوک» است به معنای ظرفی که بالای آن تنگ و وسط آن فراخ باشد و مکه در میان دو [[کوه]] مرتفع و در میان دره مثل ظرفی است که بالای آن تنگ و وسط آن فراخ باشد. | ||
# از «مکا» است به معنای [[خانه]] (که لغتی | # از «مکا» است به معنای [[خانه]] (که لغتی بابلی است) و چون [[حضرت ابراهیم]] [[اهل]] [[بابل]] بود، نام خانه را که ساخت مکه نهاد، این نام اول [[شهر]] باقی ماند. | ||
# از «مُکا» است به معنای صدای نوعی پرنده و در مکه صدای مردم که خدای را میخوانند بلند است و زمزمه [[ملکوتی]] [[حاجیان]] در اطراف [[کعبه]] همواره به گوش میرسد. یا در [[جاهلی]] هنگام [[حج]] میگفتند حج ما به اتمام نخواهد رسید مگر آنکه به کنار کعبه رویم و در آنجا سوت بکشیم. | # از «مُکا» است به معنای صدای نوعی پرنده و در مکه صدای مردم که خدای را میخوانند بلند است و زمزمه [[ملکوتی]] [[حاجیان]] در اطراف [[کعبه]] همواره به گوش میرسد. یا در [[جاهلی]] هنگام [[حج]] میگفتند حج ما به اتمام نخواهد رسید مگر آنکه به کنار کعبه رویم و در آنجا سوت بکشیم. | ||
# از «مکوربا» است (و به تلفظ | # از «مکوربا» است (و به تلفظ یونانی «مقو روبا») است و به زعم برخی از محققین جدید یونانیان از آن نام، شهری را به معنی مکان [[تقرب به خدا]] مراد کردهاند که همان مکه است. | ||
# از «مهگه» است به معنی جایگاه ما و ریشهای [[ایرانی]] دارد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری،ص۱۸۸.</ref>. | # از «مهگه» است به معنی جایگاه ما و ریشهای [[ایرانی]] دارد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری،ص۱۸۸.</ref>. | ||
شهر مقدس مکه، در بخش غربی «[[جزیرة العرب]] و نجد» قرار داشته و آن را جزو «تهامه» دانستهاند. این [[شهر]] از شمال به [[مدینه]]، از شرق به نجد و ریاض، از جنوب به [[یمن]] و از [[مغرب]] به جدّه محدود میشود. فاصله آن با [[جده]] به واسطه بزرگراهی که احداث شده، ۶۰ کیلومتر و با مدینه ۴۲۵ کیلومتر است. [[شهر مکه]] میان دو رشته [[کوه]] محصور شده و از این رو، بنای آن از دور دیده نمیشود. این دو رشته کوه عبارتاند از: | |||
# کوه فلق یا فلح که در شمال [[مکه]] واقع است که به سمت غرب ادامه مییابد، | # کوه فلق یا فلح که در شمال [[مکه]] واقع است که به سمت غرب ادامه مییابد، | ||
# کوه قُعَیقُعان که کوههای | # کوه قُعَیقُعان که کوههای «هندی، لُعلُع، کَدّی» از جمله ارتفاعاتی هستند که در این رشته کوه قرار دارند<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان مشعر، ص۵۳.</ref>. شهر را چندین تنگه و دره تشکیل میدهد، انتهای درهای را که [[کعبه]] در آن است، «[[بطحا]]» میگویند. | ||
این شهر از نظر مساحت از هر طرف گسترش یافته هر [[روز]] با تراشیدن [[کوهها]]، ساختمانهایی عظیم بنا میکنند. | این شهر از نظر مساحت از هر طرف گسترش یافته هر [[روز]] با تراشیدن [[کوهها]]، ساختمانهایی عظیم بنا میکنند. | ||
ارتفاع تقریبی مکه از سطح دریا ۳۳۰ متر است و با توجه به کوهها و کمگیاه بودن آن، هوای آن بسیار گرم و سوزان است. [[باران]] بسیار کم میبارد. ولی هرگاه که ببارد به [[طور]] رگبار و به فاصله چند لحظه سیلابهای سهمگین پدید میآید. از این رو برای نگهداری کعبه و [[مسجدالحرام]]، سیلبُرهای عظیم ساخته شده است. هوای مکه متغیر است و ممکن است در یک [[ساعت]] چند حالت به خود بگیرد مکّیها میگویند [[خدا]] هفتاد هوا [[آفریده]] که ۶۹ هوای آن در مکه و یکی دیگر در تمام [[دنیا]] است. | ارتفاع تقریبی مکه از سطح دریا ۳۳۰ متر است و با توجه به کوهها و کمگیاه بودن آن، هوای آن بسیار گرم و سوزان است. [[باران]] بسیار کم میبارد. ولی هرگاه که ببارد به [[طور]] رگبار و به فاصله چند لحظه سیلابهای سهمگین پدید میآید. از این رو برای نگهداری کعبه و [[مسجدالحرام]]، سیلبُرهای عظیم ساخته شده است. هوای مکه متغیر است و ممکن است در یک [[ساعت]] چند حالت به خود بگیرد مکّیها میگویند [[خدا]] هفتاد هوا [[آفریده]] که ۶۹ هوای آن در مکه و یکی دیگر در تمام [[دنیا]] است. | ||
در مکه بازارهای مختلف، ادارات گوناگون مانند | در گذشته بسیار دور، [[سرزمین مکه]] فاقد آب بوده است. بعدها اولین آب آن، چشمه [[زمزم]] شد. بزرگترین قنات مکه را جمال الدین اصفهانی در قرن ششم هجری حفر کرد و پس از وی مقتدر و القائم آن را تعمیر و بر آب قنات افزوده شد. علاوه بر این قنات و [[چاه زمزم]] که آبهای [[تاریخی]] این شهر مقدس است، قنات «زاهر» و «عسقلانی» و «[[جعرانه]]» و «قنات [[زبیده]]» میباشد. | ||
سطح زندگی و وضعیت [[اقتصادی]] [[مردم]] [[مکه]] بسیار خوب است. کالاهای متنوع از تمام کشورها در بازارهای مکه وجود دارد. این [[شهر]] پیش از [[اسلام]] و بعد از آن، از نظر [[تجاری]] بینهایت مورد توجه [[بازرگانان]] بینالمللی بوده است. | |||
در مکه بازارهای مختلف، ادارات گوناگون مانند شؤون «الحاج»، «[[امن]] العام» و «الصحة العامه» وجود دارد. چند [[مدرسه]] [[علوم]] شرعیه، چند تکیه بزرگ و چندین کتابخانه و مؤسسات خیریهای از قبیل «دارالایتام» و «مستشفی» در آن وجود دارد. [[بازاریان]] مکه میتوانند به زبانهای فارسی، ترکی، هندی و انگلیسی صحبت کنند. به نظر بسیاری، [[اهل مکه]] از نظر مذهبی [[زیاد]] [[متعصب]] نیستند و از [[مردم مدینه]] بهترند. از نظر نظافت و [[اخلاق]] هم با مردم مدینه فرق دارند. حتی شرطههای مکه و آمرین بالمعروف آن خوشقیافهتر و بااخلاقتر از شرطههای مدینهاند<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، اسوه، ج۱، ص۲۲۱.</ref>. | |||
چهره عمرانی و ساختمانی مکه دیدنی است. عمارتها، آسمانخراشها و ساختمانهای چندین طبقه (بعضاً بیش از ۲۰ طبقه) چهره شهر را دگرگون کرده است. به جهت کوهستانی بودن این شهر، پلها و تونلهای فراوان در آن وجود دارد و [[خانهها]] و ساختمانها بر سینه [[کوهها]] بالا رفته است. بهترین ساختمانهای مکه در محله شیشه است که عشرتکده و محل سکونت [[سرمایهداران]] این شهر میباشد. | چهره عمرانی و ساختمانی مکه دیدنی است. عمارتها، آسمانخراشها و ساختمانهای چندین طبقه (بعضاً بیش از ۲۰ طبقه) چهره شهر را دگرگون کرده است. به جهت کوهستانی بودن این شهر، پلها و تونلهای فراوان در آن وجود دارد و [[خانهها]] و ساختمانها بر سینه [[کوهها]] بالا رفته است. بهترین ساختمانهای مکه در محله شیشه است که عشرتکده و محل سکونت [[سرمایهداران]] این شهر میباشد. | ||
نامهای بسیاری برای مکه آوردهاند. چندین اسم برای یک مسمی، غالباً دلیل بر [[شرافت]] و اهمیت مسمی است. در [[قرآن]] و [[روایات]] حدود ۲۰ اسم برای مکه ذکر شده که هر کدام دلالت بر [[فضیلت]] و معنایی جداگانه است. | نامهای بسیاری برای مکه آوردهاند. چندین اسم برای یک مسمی، غالباً دلیل بر [[شرافت]] و اهمیت مسمی است. در [[قرآن]] و [[روایات]] حدود ۲۰ اسم برای مکه ذکر شده که هر کدام دلالت بر [[فضیلت]] و معنایی جداگانه است. از جمله این نامها: صلاح، العرش، المقدسة، النساستة، البیت العتیق، ام رحم، [[ام القری]]، الحاطمه، القادس، الباسته، الرأس، کوثی. | ||
از جمله این نامها: صلاح، العرش، المقدسة، النساستة، البیت العتیق، | |||
و اما نامهایی که برای این [[سرزمین]] در قرآن آمده چنین است: مکه، بکّه، ام القری، | و اما نامهایی که برای این [[سرزمین]] در قرآن آمده چنین است: مکه، بکّه، ام القری، البلد، [[بلد الامین]]، [[مسجد الحرام]]، [[حرم]]<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، اسوه، ج۱، ص۲۳۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۹۷۷.</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||