پرش به محتوا

بحث:مکه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱: خط ۱:
== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[شهر]] [[کعبه]] و شهر [[مسجد الحرام]] است. شهری است کوهستانی و بسیار خشک و سوزان و مهم‌ترین شهر [[کشور عربستان]] و جزو استان [[حجاز]] می‌باشد که در بخش [[غربی]] شبه [[جزیره عربستان]] قرار دارد. منطقه [[مکه]] از قدیم الایام در مسیر کاروانیان راه [[یمن]] و [[شام]] بود ولی [[تاریخ]] جغرافیایی و آبادانی‌اش با اسکان حضرت [[هاجر]] و [[حضرت اسماعیل]] در آن شروع می‌شود. آن [[زمان]] که [[حضرت ابراهیم]] [[پیامبر عظیم الشأن]] [[زن]] و فرزند خود را به [[امر الهی]] در بیابان غیر ذی‌ذرع و بی‌آب ساکن ساخت، به [[اراده الهی]] چشمه آبی زیر پای [[کودک]] حضرت هاجر جوشید و با پیدایش آب ([[زمزم]]) [[قوم]] [[جرهم]] (از [[قبایل یمنی]]) که در حدود مکه به سر می‌بردند در این نقطه اقامت گزیدند و آن‌گاه که کعبه به دست توانای [[پیامبر]] گرانقدر حضرت ابراهیم و با کمک فرزندش حضرت اسماعیل بنا گردید، مکه از جهت تشریفات مذهبی و از جهت امور [[بازرگانی]] [[ارزش]] و اعتبار یافت. و اما مکه شهری که پایگاه [[توحید]] قرار داده شده اهمیت حیاتی و جهانی‌اش را با ظهور [[پیامبر اسلام]] آغاز نمود. با تولد [[اسلام]] مکه جایگاه توحید ابراهیمی خود را که در [[سیر]] زمان فراموش شده بود دوباره به دست آورد. در ابتدا [[کفار]] و [[مشرکین]] با [[آزار]] و قصد [[قتل]] پیامبر اسلام سبب شدند که حضرت بعد از سیزدهمین سال [[بعثت]] در شب [[ربیع الاول]] به امر الهی مکه را ترک گوید و به [[مدینه]] [[مهاجرت]] فرماید. تا این که حضرت در دهم [[رمضان]] [[سال هشتم هجری]] با سپاهی متشکل از ده هزار [[مسلمان]] از مدینه عازم مکه گردیدند و بعد از ده [[روز]] به مکه رسیدند و در ناحیه [[ذی‌طوی]] [[سپاه]] را چهار قسمت کردند که هر کدام از جهتی روانه شهر گشتند. [[مکیان]] تاب [[مقاومت]] در خود ندیدند و به پیشتاز شتافتند. مکه بدون [[خونریزی]] فتح گردید و حضرت بر مکیان [[رحمت]] آورد و آزادشان ساخت. [[مکه]] از قید [[کفر]] [[آزاد]] گردید و پایگاه [[توحید]] گشت.


'''[[فضایل]] مکه''': [[راه رفتن]] در آن [[ثواب]] [[عبادت]] دارد [[خواب]] کننده در آن مثل [[شب زنده‌دار]] شهرهای دیگر است. طعام خوردن در آن [[فضیلت]] [[روزه]] گرفتن در دیگر جاها را دارد. [[سجده]] کننده در آن مثل به [[خون]] خود غلتیده در راه خداست. بهترین [[زمین]] نزد خداست و هیچ خاکی محبوب‌تر از خاک مکه نزد [[خداوند]] نیست. هیچ سنگی و درختی و کوهی و آبی از مکه محبوب‌تر نزد [[پروردگار]] عالم نمی‌باشد. محبوب‌ترین زمین خداوند نزد [[رسول الله]] است که اگر ناچار نمی‌شدند هرگز از آن خارج نمی‌گردیدند. هر که در [[حرم]] (مکه و [[مدینه]]) بمیرد به [[حساب]] عرضه نشود و در سلک [[مهاجران]] به [[خدا]] در می‌آید و در [[قیامت]] با [[اصحاب بدر]] [[محشور]] می‌گردد.
<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۹۷۷.</ref>


'''[[حرم مکه]]''': مکه حرم است و حرم بودن مکه از آنجاست که [[بی‌احترامی]] بدان [[حرام]] است و این [[شهر]] و [[اهل]] آن در [[حمایت]] [[پروردگار متعال]] هستند و انجام چیزهایی که در سایر نقاط نیست در اینجا حرام است و اما حرم مکه محدوده خاصی است که اطراف آن را احاطه کرده است. این محدوده را [[حضرت جبرئیل]]{{ع}} برای [[حضرت ابراهیم]] مشخص نمود و آن حضرت علایمی را برای [[شناسایی]] در آن حدود [[نصب]] نمود (و به [[نقلی]] نیز [[حضرت اسماعیل]] پس از پدر علایم را نصب فرمود) این علایم در اطراف مکه در پی هر تخریبی در اعصار مختلف تجدید بنا می‌شد تا این که در [[زمان رسول خدا]] آن علایم بار دیگر تثبیت گردید و تا به [[حال]] با ترمیم و تجدید بنا محفوظ نگاه داشته شده است که پاره‌ای از آنها جدید است و با سیمان و سنگ رخام ساخته شده و بعضی دیگر قدیمی است و با سنگ و آهک بنا گشته و بعضی دیگر سنگ چین می‌باشند و آن را انصاب حرم گویند محدوده حرم در مکه در تمام جهات یکسان نیست و دایره‌ای دارد به نام دایره [[حرم]] که حد و [[مرز]] [[مکه]] را مشخص می‌نماید و نقاطی که شعاع حرم را به لحاظ جغرافیایی مشخص می‌کند طبق نوشته‌ها عبارتند از:
به تفاوت نقل:
# شمال، در طریق [[مدینه]]، [[تنعیم]] است با فاصله حدود ۶ کیلو متری [[مسجد الحرام]]
# از «مک» است به معنای از بین بردن و مکه نخوت مستبدین را از بین می‌برد.
# جنوب، در طریق [[عرفه]] نمره است با فاصله حدود ۱۲ کیلومتری مسجد الحرام
# از «مک» است به معنای بسط و مکه جایی است که [[خداوند]] کره زمین را از آن گسترش داده است.
# شرق، در طریق نجد، [[جعرانه]] است با فاصله حدود ۲۶ کیلومتری [[مسجدالحرام]]
# از «مک» است به معنای ازدحام و مکه جایی است که [[مردم]] از هر جا به آن می‌آیند و در آن ازدحام می‌کنند.
# غرب، در طریق [[جده]] [[حدیبیه]] (علمین) است با فاصله حدود ۲۰ کیلومتری مسجد الحرام
 
'''[[مستحبات]] مکه''': باغسل وارد شدن. از بالای مکه (از راه مدینه) وارد شدن. [[کفش]] به دست و پابرهنه و آرام و [[فروتن]] وارد شدن با خواندن دعای {{متن حدیث|اللهم البلد بلدك و البيت بيتك...}} وارد شدن. در مکه [[انفاق]] نمودن و [[روزه]] گرفتن و [[ذکر خدا]] نمودن و [[قرآن]] خواندن وختم قرآن کردن و آب [[زمزم]] خوردن به [[زیارت]] [[غار حرا]] رفتن و در مولد النبی [[دعا]] و [[نماز]] به جای آوردن و بستگان [[رسول الله]] را در [[قبرستان]] معلی زیارت نمودن و [[آداب]] [[کعبه]] را انجام دادن و نمازهای [[فریضه]] را در مسجد الحرام به جای آوردن در خروج از مکه [[صدقه دادن]] و از پایین مکه بیرون رفتن.
 
'''[[تسمیه]] مکه''': به تفاوت نقل:
# از «مک» است به معنای از بین بردن، و مکه [[نخوت]] مستبدین را از بین می‌برد.
# از «مک» است به معنای بسط و مکه جایی است که [[خداوند]] [[کره زمین]] را از آن گسترش داده است.
# از «مک» است به معنای ازدحام، و مکه جایی است که [[مردم]] از هر جا به آن می‌آیند و در آن ازدحام می‌کنند.
# از «مک» است به معنای جذب و مکه جایی است که (به دعای [[حضرت ابراهیم]]) مردم از هر دیاری به آن جذب می‌شوند.
# از «مک» است به معنای جذب و مکه جایی است که (به دعای [[حضرت ابراهیم]]) مردم از هر دیاری به آن جذب می‌شوند.
# از «مک» است به معنای کم‌آبی، و مکه کم آب است (گویی آب آن را [[زمین]] مکیده است) یا علاقه [[مردم]] به آخرین قطره آب نشان می‌دهد.
# از «مک» است به معنای کم‌آبی و مکه کم آب است (گویی آب آن را [[زمین]] مکیده است) یا علاقه [[مردم]] به آخرین قطره آب نشان می‌دهد.
# از «مک» است به معنای مکیدن و کاستن، و [[مکه]] [[گناهان]] را مکیده و نابود می‌کند یا [[گناه]] شخص در مکه کاسته می‌شود. حالت تقوایی در شخص پیدا می‌شود که عامل [[پرهیز از گناه]] است).
# از «مک» است به معنای مکیدن و کاستن و [[مکه]] [[گناهان]] را مکیده و نابود می‌کند یا [[گناه]] شخص در مکه کاسته می‌شود. حالت تقوایی در شخص پیدا می‌شود که عامل [[پرهیز از گناه]] است).
# از «مک» است به معنای نابودی و مکه جایی است که هر کس به آن قصد سویی داشته باشد نابود خواهد شد (یا در ابتدا در [[جاهلیت]] چنان بود که هر کس در مکه [[ظلم]] می‌کرد او را نابود می‌کردند و یا از مکه بیرون می‌راندند).
# از «مک» است به معنای نابودی و مکه جایی است که هر کس به آن قصد سویی داشته باشد نابود خواهد شد (یا در ابتدا در [[جاهلیت]] چنان بود که هر کس در مکه [[ظلم]] می‌کرد او را نابود می‌کردند و یا از مکه بیرون می‌راندند).
# از «تمککت العظم» است به معنای درون [[مغز]] استخوان، و مکه گویی وسط [[زمین]] است همان‌گونه که مغز استخوان در وسط آن قرار دارد.
# از «تمککت العظم» است به معنای درون مغز استخوان و مکه گویی وسط [[زمین]] است همان‌گونه که مغز استخوان در وسط آن قرار دارد.
# از «مکّوک» است به معنای ظرفی که بالای آن تنگ و وسط آن فراخ باشد و مکه در میان دو [[کوه]] مرتفع و در میان دره مثل ظرفی است که بالای آن تنگ و وسط آن فراخ باشد.
# از «مکّوک» است به معنای ظرفی که بالای آن تنگ و وسط آن فراخ باشد و مکه در میان دو [[کوه]] مرتفع و در میان دره مثل ظرفی است که بالای آن تنگ و وسط آن فراخ باشد.
# از «مکا» است به معنای [[خانه]] (که لغتی [[بابلی]] است) و چون [[حضرت ابراهیم]] [[اهل]] [[بابل]] بود، نام خانه را که ساخت مکه نهاد، این نام اول [[شهر]] باقی ماند.
# از «مکا» است به معنای [[خانه]] (که لغتی بابلی است) و چون [[حضرت ابراهیم]] [[اهل]] [[بابل]] بود، نام خانه را که ساخت مکه نهاد، این نام اول [[شهر]] باقی ماند.
# از «مُکا» است به معنای صدای نوعی پرنده و در مکه صدای مردم که خدای را می‌خوانند بلند است و زمزمه [[ملکوتی]] [[حاجیان]] در اطراف [[کعبه]] همواره به گوش می‌رسد. یا در [[جاهلی]] هنگام [[حج]] می‌گفتند حج ما به اتمام نخواهد رسید مگر آنکه به کنار کعبه رویم و در آنجا سوت بکشیم.
# از «مُکا» است به معنای صدای نوعی پرنده و در مکه صدای مردم که خدای را می‌خوانند بلند است و زمزمه [[ملکوتی]] [[حاجیان]] در اطراف [[کعبه]] همواره به گوش می‌رسد. یا در [[جاهلی]] هنگام [[حج]] می‌گفتند حج ما به اتمام نخواهد رسید مگر آنکه به کنار کعبه رویم و در آنجا سوت بکشیم.
# از «مکوربا» است (و به تلفظ [[یونانی]] «مقو روبا») است و به [[زعم]] برخی از محققین جدید [[یونانیان]] از آن نام، شهری را به معنی مکان [[تقرب به خدا]] مراد کرده‌اند که همان مکه است.
# از «مکوربا» است (و به تلفظ یونانی «مقو روبا») است و به زعم برخی از محققین جدید یونانیان از آن نام، شهری را به معنی مکان [[تقرب به خدا]] مراد کرده‌اند که همان مکه است.
# از «مهگه» است به معنی جایگاه ما و ریشه‌ای [[ایرانی]] دارد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری،ص۱۸۸.</ref>.
# از «مهگه» است به معنی جایگاه ما و ریشه‌ای [[ایرانی]] دارد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری،ص۱۸۸.</ref>.


[[شهر مقدس]] مکه، در بخش [[غربی]] «[[جزیرة العرب]] و نجد» قرار داشته و آن را جزو «تهامه» دانسته‌اند. این [[شهر]] از شمال به [[مدینه]]، از شرق به نجد و ریاض، از جنوب به [[یمن]] و از [[مغرب]] به جدّه محدود می‌شود. فاصله آن با [[جده]] به واسطه بزرگراهی که احداث شده، ۶۰ کیلومتر و با مدینه ۴۲۵ کیلومتر است. [[شهر مکه]] میان دو رشته [[کوه]] محصور شده و از این رو، بنای آن از دور دیده نمی‌شود. این دو رشته کوه عبارتند از:  
شهر مقدس مکه، در بخش غربی «[[جزیرة العرب]] و نجد» قرار داشته و آن را جزو «تهامه» دانسته‌اند. این [[شهر]] از شمال به [[مدینه]]، از شرق به نجد و ریاض، از جنوب به [[یمن]] و از [[مغرب]] به جدّه محدود می‌شود. فاصله آن با [[جده]] به واسطه بزرگراهی که احداث شده، ۶۰ کیلومتر و با مدینه ۴۲۵ کیلومتر است. [[شهر مکه]] میان دو رشته [[کوه]] محصور شده و از این رو، بنای آن از دور دیده نمی‌شود. این دو رشته کوه عبارت‌اند از:  
# کوه فلق یا فلح که در شمال [[مکه]] واقع است که به سمت غرب ادامه می‌یابد،  
# کوه فلق یا فلح که در شمال [[مکه]] واقع است که به سمت غرب ادامه می‌یابد،  
# کوه قُعَیقُعان که کوه‌های «[[هندی]]، لُعلُع، کَدّی» از جمله ارتفاعاتی هستند که در این رشته کوه قرار دارند<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان مشعر، ص۵۳.</ref>. شهر را چندین تنگه و دره تشکیل می‌دهد، انتهای دره‌ای را که [[کعبه]] در آن است، «[[بطحا]]» می‌گویند.
# کوه قُعَیقُعان که کوه‌های «هندی، لُعلُع، کَدّی» از جمله ارتفاعاتی هستند که در این رشته کوه قرار دارند<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان مشعر، ص۵۳.</ref>. شهر را چندین تنگه و دره تشکیل می‌دهد، انتهای دره‌ای را که [[کعبه]] در آن است، «[[بطحا]]» می‌گویند.


این شهر از نظر مساحت از هر طرف گسترش یافته هر [[روز]] با تراشیدن [[کوه‌ها]]، ساختمان‌هایی عظیم بنا می‌کنند.
این شهر از نظر مساحت از هر طرف گسترش یافته هر [[روز]] با تراشیدن [[کوه‌ها]]، ساختمان‌هایی عظیم بنا می‌کنند.
ارتفاع تقریبی مکه از سطح دریا ۳۳۰ متر است و با توجه به کوه‌ها و کم‌گیاه بودن آن، هوای آن بسیار گرم و سوزان است. [[باران]] بسیار کم می‌بارد. ولی هرگاه که ببارد به [[طور]] رگبار و به فاصله چند لحظه سیلاب‌های سهمگین پدید می‌آید. از این رو برای نگهداری کعبه و [[مسجدالحرام]]، سیل‌بُرهای عظیم ساخته شده است. هوای مکه متغیر است و ممکن است در یک [[ساعت]] چند حالت به خود بگیرد مکّی‌ها می‌گویند [[خدا]] هفتاد هوا [[آفریده]] که ۶۹ هوای آن در مکه و یکی دیگر در تمام [[دنیا]] است.
ارتفاع تقریبی مکه از سطح دریا ۳۳۰ متر است و با توجه به کوه‌ها و کم‌گیاه بودن آن، هوای آن بسیار گرم و سوزان است. [[باران]] بسیار کم می‌بارد. ولی هرگاه که ببارد به [[طور]] رگبار و به فاصله چند لحظه سیلاب‌های سهمگین پدید می‌آید. از این رو برای نگهداری کعبه و [[مسجدالحرام]]، سیل‌بُرهای عظیم ساخته شده است. هوای مکه متغیر است و ممکن است در یک [[ساعت]] چند حالت به خود بگیرد مکّی‌ها می‌گویند [[خدا]] هفتاد هوا [[آفریده]] که ۶۹ هوای آن در مکه و یکی دیگر در تمام [[دنیا]] است.
در گذشته بسیار دور، [[سرزمین مکه]] فاقد آب بوده است. بعدها اولین آب آن، چشمه [[زمزم]] شد. بزرگ‌ترین قنات مکه را [[جمال]] الدین [[اصفهانی]] در [[قرن ششم هجری]] حفر کرد و پس از وی [[مقتدر]] و [[القائم]] آن را تعمیر و بر آب قنات افزوده شد. علاوه بر این قنات و [[چاه زمزم]] که آب‌های [[تاریخی]] این [[شهر مقدس]] است، قنات «زاهر» و «عسقلانی» و «[[جعرانه]]» و «قنات [[زبیده]]» می‌باشد.
[[سطح زندگی]] و وضعیت [[اقتصادی]] [[مردم]] [[مکه]] بسیار خوب است. کالاهای متنوع از تمام کشورها در [[بازارهای مکه]] وجود دارد. این [[شهر]] پیش از [[اسلام]] و بعد از آن، از نظر [[تجاری]] بی‌نهایت مورد توجه [[بازرگانان]] بین‌المللی بوده است.


در مکه بازارهای مختلف، ادارات گوناگون مانند [[شؤون]] «الحاج»، «[[امن]] العام» و «الصحة العامه» وجود دارد. چند [[مدرسه]] [[علوم]] شرعیه، چند تکیه بزرگ و چندین کتابخانه و مؤسسات خیریه‌ای از قبیل «دارالایتام» و «مستشفی» در آن وجود دارد. [[بازاریان]] مکه می‌توانند به زبان‌های [[فارسی]]، [[ترکی]]، [[هندی]] و [[انگلیسی]] صحبت کنند. به نظر بسیاری، [[اهل مکه]] از نظر مذهبی [[زیاد]] [[متعصب]] نیستند و از [[مردم مدینه]] بهترند. از نظر [[نظافت]] و [[اخلاق]] هم با مردم مدینه فرق دارند. حتی شرطه‌های مکه و آمرین بالمعروف آن خوش‌قیافه‌تر و بااخلاق‌تر از شرطه‌های مدینه‌اند<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، اسوه، ج۱، ص۲۲۱.</ref>.
در گذشته بسیار دور، [[سرزمین مکه]] فاقد آب بوده است. بعدها اولین آب آن، چشمه [[زمزم]] شد. بزرگ‌ترین قنات مکه را جمال الدین اصفهانی در قرن ششم هجری حفر کرد و پس از وی مقتدر و القائم آن را تعمیر و بر آب قنات افزوده شد. علاوه بر این قنات و [[چاه زمزم]] که آب‌های [[تاریخی]] این شهر مقدس است، قنات «زاهر» و «عسقلانی» و «[[جعرانه]]» و «قنات [[زبیده]]» می‌باشد.
 
سطح زندگی و وضعیت [[اقتصادی]] [[مردم]] [[مکه]] بسیار خوب است. کالاهای متنوع از تمام کشورها در بازارهای مکه وجود دارد. این [[شهر]] پیش از [[اسلام]] و بعد از آن، از نظر [[تجاری]] بی‌نهایت مورد توجه [[بازرگانان]] بین‌المللی بوده است.
 
در مکه بازارهای مختلف، ادارات گوناگون مانند شؤون «الحاج»، «[[امن]] العام» و «الصحة العامه» وجود دارد. چند [[مدرسه]] [[علوم]] شرعیه، چند تکیه بزرگ و چندین کتابخانه و مؤسسات خیریه‌ای از قبیل «دارالایتام» و «مستشفی» در آن وجود دارد. [[بازاریان]] مکه می‌توانند به زبان‌های فارسی، ترکی، هندی و انگلیسی صحبت کنند. به نظر بسیاری، [[اهل مکه]] از نظر مذهبی [[زیاد]] [[متعصب]] نیستند و از [[مردم مدینه]] بهترند. از نظر نظافت و [[اخلاق]] هم با مردم مدینه فرق دارند. حتی شرطه‌های مکه و آمرین بالمعروف آن خوش‌قیافه‌تر و بااخلاق‌تر از شرطه‌های مدینه‌اند<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، اسوه، ج۱، ص۲۲۱.</ref>.
 
چهره عمرانی و ساختمانی مکه دیدنی است. عمارت‌ها، آسمان‌خراش‌ها و ساختمان‌های چندین طبقه (بعضاً بیش از ۲۰ طبقه) چهره شهر را دگرگون کرده است. به جهت کوهستانی بودن این شهر، پل‌ها و تونل‌های فراوان در آن وجود دارد و [[خانه‌ها]] و ساختمان‌ها بر سینه [[کوه‌ها]] بالا رفته است. بهترین ساختمان‌های مکه در محله شیشه است که عشرتکده و محل سکونت [[سرمایه‌داران]] این شهر می‌باشد.
چهره عمرانی و ساختمانی مکه دیدنی است. عمارت‌ها، آسمان‌خراش‌ها و ساختمان‌های چندین طبقه (بعضاً بیش از ۲۰ طبقه) چهره شهر را دگرگون کرده است. به جهت کوهستانی بودن این شهر، پل‌ها و تونل‌های فراوان در آن وجود دارد و [[خانه‌ها]] و ساختمان‌ها بر سینه [[کوه‌ها]] بالا رفته است. بهترین ساختمان‌های مکه در محله شیشه است که عشرتکده و محل سکونت [[سرمایه‌داران]] این شهر می‌باشد.


نام‌های بسیاری برای مکه آورده‌اند. چندین اسم برای یک مسمی، غالباً دلیل بر [[شرافت]] و اهمیت مسمی است. در [[قرآن]] و [[روایات]] حدود ۲۰ اسم برای مکه ذکر شده که هر کدام دلالت بر [[فضیلت]] و معنایی جداگانه است.
نام‌های بسیاری برای مکه آورده‌اند. چندین اسم برای یک مسمی، غالباً دلیل بر [[شرافت]] و اهمیت مسمی است. در [[قرآن]] و [[روایات]] حدود ۲۰ اسم برای مکه ذکر شده که هر کدام دلالت بر [[فضیلت]] و معنایی جداگانه است. از جمله این نام‌ها: صلاح، العرش، المقدسة، النساستة، البیت العتیق، ام رحم، [[ام القری]]، الحاطمه، القادس، الباسته، الرأس، کوثی.
از جمله این نام‌ها: صلاح، العرش، المقدسة، النساستة، البیت العتیق، [[ام رحم]]، [[ام القری]]، الحاطمه، القادس، الباسته، الرأس، [[کوثی]].
 
و اما نام‌هایی که برای این [[سرزمین]] در قرآن آمده چنین است: مکه، بکّه، ام القری، [[البلد]]، [[بلد الامین]]، [[مسجد الحرام]]، [[حرم]]<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، اسوه، ج۱، ص۲۳۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۹۷۷.</ref>.
و اما نام‌هایی که برای این [[سرزمین]] در قرآن آمده چنین است: مکه، بکّه، ام القری، البلد، [[بلد الامین]]، [[مسجد الحرام]]، [[حرم]]<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، اسوه، ج۱، ص۲۳۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۹۷۷.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۳۳٬۶۱۷

ویرایش