پرش به محتوا

آیه علم الکتاب در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
آیه '''[[علم الکتاب]]''' از جمله آیات امامت امیرالمومنین {{ع}} است. در این [[آیه]] سخن [[کافران]]، خطاب به [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است آن هنگام که [[پیامبری]] آن حضرت را [[انکار]] کردند و [[خداوند متعال]] در ادامه آیه، [[شهادت]] دادن خود بر [[نبوت]] [[پیامبر]]{{صل}} و شهادت دادن فرد یا افرادی که دارای [[علم کتاب]] هستند را برای [[اثبات]] پیامبری او کافی دانسته است. روایات اهل‌بیت{{عم}} این آیه را شاهدی بر [[برترین]] [[فضیلت امام علی]]{{ع}} دانسته‌اند در [[احادیث]] شیعه، مراد از [[علم]] به کتاب، علم به کتب آسمانی و [[علوم پیامبران]] و [[اسم اعظم]] و مراد از {{متن قرآن|من عنده}} امیرالمومنین {{ع}}، دانسته‌ شده است. به اعتقاد متکلمان امامیه این [[آیه]] علاوه بر اینکه بر [[صدق]] [[دعوی نبوت]] [[رسول خدا]]{{صل}} دلالت می‌کند، بر [[افضلیت]]، [[عصمت]]، [[علم غیب]]، [[نصب الهی]] و [[ولایت تکوینی امام]] علی{{ع}} نیز دلالت دارد.
آیه '''[[علم الکتاب]]''' از جمله آیات امامت امیرالمومنین {{ع}} است. در این [[آیه]] سخن [[کافران]]، خطاب به [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است آن هنگام که [[پیامبری]] آن حضرت را [[انکار]] کردند و [[خداوند متعال]] در ادامه آیه، [[شهادت]] دادن خود بر [[نبوت]] [[پیامبر]]{{صل}} و شهادت دادن فرد یا افرادی که دارای [[علم کتاب]] هستند را برای [[اثبات]] پیامبری او کافی دانسته است. روایات اهل‌بیت{{عم}} این آیه را شاهدی بر [[برترین]] [[فضیلت امام علی]]{{ع}} دانسته‌اند در [[احادیث]] شیعه، مراد از [[علم]] به کتاب، علم به کتب آسمانی و [[علوم پیامبران]] و [[اسم اعظم]] و مراد از {{متن قرآن|من عنده}} امیرالمومنین {{ع}}، دانسته‌ شده است. به اعتقاد متکلمان امامیه این [[آیه]] علاوه بر اینکه بر [[صدق]] [[دعوی نبوت]] [[رسول خدا]]{{صل}} دلالت می‌کند، بر [[افضلیت]]، [[عصمت]]، [[علم غیب]]، [[نصب الهی]] و [[ولایت تکوینی امام]] علی{{ع}} نیز دلالت دارد.


خط ۲۶: خط ۲۷:
# [[ورقة بن نوفل]] است.
# [[ورقة بن نوفل]] است.
# [[ابوبکر]]
# [[ابوبکر]]
# [[سلمان فارسی]]<ref>نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}}، امامت پژوهی، شماره11، ص9-37</ref>.
# [[سلمان فارسی]]<ref>نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}}، امامت پژوهی، شماره۱۱، ص۹-۳۷</ref>.


== معناشناسی و مصداق یابی ==
== معناشناسی و مصداق یابی ==
خط ۴۷: خط ۴۸:
# برخی از عالمان اهل سنت مقصود از [[کفار]] در [[آیه شریفه]] را روسای [[یهود]] و مراد از «کتاب» را [[قرآن]] و یا [[تورات]] و یا [[لوح محفوظ]] دانسته و بر این اساس معتقدند که منظور از عالم به کتاب تنها [[خداوند متعال]] است<ref>ر.ک: تفسیر البیضاوی، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج۳، ص۱۹۱؛ زجاج، معانی القرآن و إعرابه، ج۳، ص۱۵۲؛ تفسیر ابن جزی، التسهیل لعلوم التنزیل، ج۱، ص۴۰۷؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۲، ص۵۳۶.</ref>.
# برخی از عالمان اهل سنت مقصود از [[کفار]] در [[آیه شریفه]] را روسای [[یهود]] و مراد از «کتاب» را [[قرآن]] و یا [[تورات]] و یا [[لوح محفوظ]] دانسته و بر این اساس معتقدند که منظور از عالم به کتاب تنها [[خداوند متعال]] است<ref>ر.ک: تفسیر البیضاوی، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج۳، ص۱۹۱؛ زجاج، معانی القرآن و إعرابه، ج۳، ص۱۵۲؛ تفسیر ابن جزی، التسهیل لعلوم التنزیل، ج۱، ص۴۰۷؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۲، ص۵۳۶.</ref>.
# برخی نیز مراد از {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}} را همه [[مؤمنان]] می‌دانند<ref>ر.ک: محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶؛ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱.</ref>.
# برخی نیز مراد از {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}} را همه [[مؤمنان]] می‌دانند<ref>ر.ک: محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶؛ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱.</ref>.
# برخی از [[مفسران اهل سنت]]، [[عبدالله بن سلام]] یهودی را مصداق [[آیه کریمه]] ذکر کرده‌اند<ref>محمد بن جریر طبری، تفسیر جامع البیان، ج۱۳، ص۱۱۸؛ نسفی محمد، تفسیر نسفی، ج۱، ص۴۸۱؛ تفسیر مجاهد، ص۴۰۹. تفسیر الماتریدی، تأویلات أهل السنة، ج۶، ص۳۵۷؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی، ج۷، ص۱۶۵ و ۱۶۶؛ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱؛ تفسیر البیضاوی = أنوار التنزیل وأسرار التأویل، ج۳، ص۱۹۱.</ref>.<ref>نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}}، امامت پژوهی، شماره11، ص9-37</ref>
# برخی از [[مفسران اهل سنت]]، [[عبدالله بن سلام]] یهودی را مصداق [[آیه کریمه]] ذکر کرده‌اند<ref>محمد بن جریر طبری، تفسیر جامع البیان، ج۱۳، ص۱۱۸؛ نسفی محمد، تفسیر نسفی، ج۱، ص۴۸۱؛ تفسیر مجاهد، ص۴۰۹. تفسیر الماتریدی، تأویلات أهل السنة، ج۶، ص۳۵۷؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی، ج۷، ص۱۶۵ و ۱۶۶؛ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱؛ تفسیر البیضاوی = أنوار التنزیل وأسرار التأویل، ج۳، ص۱۹۱.</ref>.<ref>نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}}، امامت پژوهی، شماره۱۱، ص۹-۳۷</ref>


'''رويكرد تعييني و تفضيلي در مصداق شناسي آيه‌'''
'''رويكرد تعييني و تفضيلي در مصداق شناسي آيه‌'''
خط ۵۷: خط ۵۸:
== دلالت [[آیه]] ==
== دلالت [[آیه]] ==
=== دلالت بر صدق دعوی نبوت پیامبر اسلام ===
=== دلالت بر صدق دعوی نبوت پیامبر اسلام ===
از [[حضرت امیر]]{{ع}} در کنار [[خداوند]] یاد شده است که بر حقانیت [[ رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} [[گواهی]] می‌دهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای [[اثبات]] مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه 4 [[سوره تحریم]] است که از [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِیـنَ» و در کنار [[نام خداوند]] و [[جبرئیل]] یاد شده که از رسول اکرم {{صل}} در برابر [[توطئه]] دو [[همسر]] آن حضرت، حمایت و پشتیبانی می‌کنند<ref>{{متن قرآن|إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ}} ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه4.</ref>.<ref>نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}}، امامت پژوهی، شماره11، ص9-37</ref>
از [[حضرت امیر]]{{ع}} در کنار [[خداوند]] یاد شده است که بر حقانیت [[ رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} [[گواهی]] می‌دهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای [[اثبات]] مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه ۴ [[سوره تحریم]] است که از [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِیـنَ» و در کنار [[نام خداوند]] و [[جبرئیل]] یاد شده که از رسول اکرم {{صل}} در برابر [[توطئه]] دو [[همسر]] آن حضرت، حمایت و پشتیبانی می‌کنند<ref>{{متن قرآن|إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ}} ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه۴.</ref>.<ref>نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}}، امامت پژوهی، شماره۱۱، ص۹-۳۷</ref>
=== دلالت بر [[افضلیت امام علی]]{{ع}} ===
=== دلالت بر [[افضلیت امام علی]]{{ع}} ===
[[آیه علم الکتاب]] دو ویژگی مهم و منحصر به فرد را برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بیان کرده است که به واسطه هر کدام می‌توان [[افضلیت]] و [[برتری]] آن حضرت را ثابت نمود.  
[[آیه علم الکتاب]] دو ویژگی مهم و منحصر به فرد را برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بیان کرده است که به واسطه هر کدام می‌توان [[افضلیت]] و [[برتری]] آن حضرت را ثابت نمود.  
خط ۶۷: خط ۶۸:
در این آیه، از حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} به عنوان کسی یاد شده که علم کتاب به او داده شده است و ازآن جا که بر اساس قاعده بلاغی، اضافه اسم نکره (علم) به اسمِ محلّی به لام (الکتاب)، افاده عموم می کند، از این آیه استفاده می‌شود که علمِ همه کتاب به آن حضرت ارزانی شده است. درباره آنکه مراد از علم در این آیه چیست، اختلافاتی در میان [[مفسران]] به چشم می‌خورد، با این حال همه [[اذعان]] دارند که این [[علم]] از مقوله [[علوم]] ظاهری نیست، بلکه [[علمی]] است که [[آگاهی]] از [[اسرار]] عالم و [[توان]] تصرف در هستی، ازجمله [[شئون]] آن است.
در این آیه، از حضرت امیرالمؤمنین{{ع}} به عنوان کسی یاد شده که علم کتاب به او داده شده است و ازآن جا که بر اساس قاعده بلاغی، اضافه اسم نکره (علم) به اسمِ محلّی به لام (الکتاب)، افاده عموم می کند، از این آیه استفاده می‌شود که علمِ همه کتاب به آن حضرت ارزانی شده است. درباره آنکه مراد از علم در این آیه چیست، اختلافاتی در میان [[مفسران]] به چشم می‌خورد، با این حال همه [[اذعان]] دارند که این [[علم]] از مقوله [[علوم]] ظاهری نیست، بلکه [[علمی]] است که [[آگاهی]] از [[اسرار]] عالم و [[توان]] تصرف در هستی، ازجمله [[شئون]] آن است.


اهمیت این [[آیه]] از آن جهت است که در [[سوره مبارکه نمل]] [[آیه]] 40، از [[وصیّ]] سلیمانِ [[نبی]]{{ع}} یعنی [[آصف بن برخیا]]، به عنوان کسی یاد شده که دارای «عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ» است؛ یعنی او فقط دارای بخشی از [[دانش]] کتاب است (به دلیل تبعیضیه بودن «مِن») ولی درعین حال توانست تخت بلقیس را از فاصله‌ای طولانی پیش از چشم برهم زدن سلیمان نبی{{ع}} نزد او حاضر سازد. پس اگر آصف بن برخیا با داشتن بخشی از دانش کتاب توانست تخت بلقیس را از آن راه دور حاضر نماید، مصداق «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ» در آیه آخر [[سوره رعد]] باید کسی باشد که از علمِ به مراتب افزون‌تر برخوردار باشد. <ref>{{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ}}، «کسی که دانشی از کتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک دیده ات به هم بخورد، نزد تو می آورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید، گفت: این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بنده ای ناسپاسم؟ و هر کس که سپاس گزاری کند، به سود خود سپاس گزاری می کند و هر کس ناسپاسی ورزد، [زیانی به خدا نمی رساند]؛ زیرا پروردگارم بی نیاز و کریم است» سوره نمل، آیه40.</ref>.<ref>نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}}، امامت پژوهی، شماره11، ص9-37</ref>
اهمیت این [[آیه]] از آن جهت است که در [[سوره مبارکه نمل]] [[آیه]] ۴۰، از [[وصیّ]] سلیمانِ [[نبی]]{{ع}} یعنی [[آصف بن برخیا]]، به عنوان کسی یاد شده که دارای «عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ» است؛ یعنی او فقط دارای بخشی از [[دانش]] کتاب است (به دلیل تبعیضیه بودن «مِن») ولی درعین حال توانست تخت بلقیس را از فاصله‌ای طولانی پیش از چشم برهم زدن سلیمان نبی{{ع}} نزد او حاضر سازد. پس اگر آصف بن برخیا با داشتن بخشی از دانش کتاب توانست تخت بلقیس را از آن راه دور حاضر نماید، مصداق «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ» در آیه آخر [[سوره رعد]] باید کسی باشد که از علمِ به مراتب افزون‌تر برخوردار باشد. <ref>{{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ}}، «کسی که دانشی از کتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک دیده ات به هم بخورد، نزد تو می آورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید، گفت: این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بنده ای ناسپاسم؟ و هر کس که سپاس گزاری کند، به سود خود سپاس گزاری می کند و هر کس ناسپاسی ورزد، [زیانی به خدا نمی رساند]؛ زیرا پروردگارم بی نیاز و کریم است» سوره نمل، آیه۴۰.</ref>.<ref>نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}}، امامت پژوهی، شماره۱۱، ص۹-۳۷</ref>


=== دلالت بر [[عصمت]] و [[علم به غیب]] ===
=== دلالت بر [[عصمت]] و [[علم به غیب]] ===
خط ۱۰۸: خط ۱۰۹:
از‌ سوي‌ ديگر‌ در [[قرآن]] كريم مـفهوم «عـلم بـه كتاب» مطرح شده است؛ به گونه‌‌اي‌ كه‌ برخي به مـقداري از آن و برخي به كل آن آگاهي دارند. همچنين انجام برخي‌ خوارق‌ عادت‌ صريحاً به [[علم]] الكتاب مستند شده است. دقت و تـدبر دربـاره دو درجـه از اين‌ دانايي‌ كه با عبارات «علم الكتاب» و «علم من الكتاب» مطرح شـده، در روايات اهـل‌ بيت‌{{عم}} ديده‌ مي‌شود؛ به گونه‌اي كه ميان اين دانايي و «توانايي بر [[تصرف]]» ارتباط مستقيم‌ برقرار‌ شده اسـت. اگـرچه در كتـب تفسيري و روايي درباره مصداق شناسي {{متن قرآن|من عنده علم‌ الكتاب‌}} در‌ روايات [[اهل بيت]]{{عم}} استقصاي كامـلي شـده، واكاوي ارتـباط ميان [[علم]] الكتاب و [[قدرت]] بر تصرف تكويني‌، فراتر‌ از ظاهر روايات انجام نشده است. [[پرسش]] اصـلي آن است‌ كه‌ جدا از اصل ارتباط علم به كتاب و تصرف تكويني در [[قرآن]] و روايات، تحليل اين ارتباط‌ بـا‌ اسـتفاده‌ از خود نقل به چه صورت است؟ به ديگر سخن آيا صرف تشابه‌ و تكرار‌ علم بـه كتـاب در دو مـوضع قرآن، نشان از يكساني احكام آنها دارد، به گونه‌‌اي‌ كه هر دو مفيد [[اثبات]] [[شأن]] تكويني باشند؟  
از‌ سوي‌ ديگر‌ در [[قرآن]] كريم مـفهوم «عـلم بـه كتاب» مطرح شده است؛ به گونه‌‌اي‌ كه‌ برخي به مـقداري از آن و برخي به كل آن آگاهي دارند. همچنين انجام برخي‌ خوارق‌ عادت‌ صريحاً به [[علم]] الكتاب مستند شده است. دقت و تـدبر دربـاره دو درجـه از اين‌ دانايي‌ كه با عبارات «علم الكتاب» و «علم من الكتاب» مطرح شـده، در روايات اهـل‌ بيت‌{{عم}} ديده‌ مي‌شود؛ به گونه‌اي كه ميان اين دانايي و «توانايي بر [[تصرف]]» ارتباط مستقيم‌ برقرار‌ شده اسـت. اگـرچه در كتـب تفسيري و روايي درباره مصداق شناسي {{متن قرآن|من عنده علم‌ الكتاب‌}} در‌ روايات [[اهل بيت]]{{عم}} استقصاي كامـلي شـده، واكاوي ارتـباط ميان [[علم]] الكتاب و [[قدرت]] بر تصرف تكويني‌، فراتر‌ از ظاهر روايات انجام نشده است. [[پرسش]] اصـلي آن است‌ كه‌ جدا از اصل ارتباط علم به كتاب و تصرف تكويني در [[قرآن]] و روايات، تحليل اين ارتباط‌ بـا‌ اسـتفاده‌ از خود نقل به چه صورت است؟ به ديگر سخن آيا صرف تشابه‌ و تكرار‌ علم بـه كتـاب در دو مـوضع قرآن، نشان از يكساني احكام آنها دارد، به گونه‌‌اي‌ كه هر دو مفيد [[اثبات]] [[شأن]] تكويني باشند؟  


واژه "ولايت" از واژگان رايج و پربسامد در [[قرآن]] كريم است كه‌ با‌ مشتقاتش بيش از 236 بار در‌ اين كتاب آسماني به‌ كار‌ رفته است. ريشـة اين كلمـه‌ «ولي‌» اسـت كه به معناي قرار گرفتن چيزي در كنار چيز ديگر است، به‌ گونه‌‌اي كه فـاصله‌اي در‌ كار‌ نـباشد‌. درباره معناي لغوي‌ "ولايت‌"، سه رويكرد وجود دارد‌:
واژه "ولايت" از واژگان رايج و پربسامد در [[قرآن]] كريم است كه‌ با‌ مشتقاتش بيش از ۲۳۶ بار در‌ اين كتاب آسماني به‌ كار‌ رفته است. ريشـة اين كلمـه‌ «ولي‌» اسـت كه به معناي قرار گرفتن چيزي در كنار چيز ديگر است، به‌ گونه‌‌اي كه فـاصله‌اي در‌ كار‌ نـباشد‌. درباره معناي لغوي‌ "ولايت‌"، سه رويكرد وجود دارد‌:
# مشترك‌ معنوي: به اين معنا كه لفظ ولايت براي يك معناي اصلي وضع شـده اسـت‌ و در‌ معاني ديگري كه براي ولي برشمرده‌ مي‌‌شود، در‌ حقيقت‌ اين‌ معناي اصلي سريان دارد‌؛
# مشترك‌ معنوي: به اين معنا كه لفظ ولايت براي يك معناي اصلي وضع شـده اسـت‌ و در‌ معاني ديگري كه براي ولي برشمرده‌ مي‌‌شود، در‌ حقيقت‌ اين‌ معناي اصلي سريان دارد‌؛
# مـشترك لفـظي: به اين معنا كه لفظ ولي براي تمامي معاني ادعـايي وضـع شـده است‌؛
# مـشترك لفـظي: به اين معنا كه لفظ ولي براي تمامي معاني ادعـايي وضـع شـده است‌؛
# لفظ‌ متعين: به اين معنا كه لفظ‌ ولي‌ تـنها‌ بـراي‌ يك‌ معنا وضع شده‌ است‌ و استعمال در بقية معاني، مجازي است؛
# لفظ‌ متعين: به اين معنا كه لفظ‌ ولي‌ تـنها‌ بـراي‌ يك‌ معنا وضع شده‌ است‌ و استعمال در بقية معاني، مجازي است؛


همه اظهار نظرهاي [[اهل]] لغـت را مـي‌توان در يكي از‌ موارد‌ سه‌ گانه جـانمايي كرد. البـته اجمالاً مـي‌تـوان‌ گـفت‌ كه‌ متكلمان‌ شيعي‌ از‌ حيث لغت مـتمايل بـه رويكرد اول و [[اهل تسنن]] متمايل به رويكرد دومند. در ريشه يابي اين تفاوت مي‌توان به رويكردهـاي مـتفاوت در تفسير آية ولايت‌ {{متن قرآن|إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسـُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا...}} و نيز حـديث غـدير {{متن حدیث|من كنت مولاه فهذا عـلي مـولاه}} و چگونگي نگاه به دو كلمه «وليكم» و «مولاه» اشاره كرد. ابن فارس مى‌گويد‌: «واو‌، لام و يا «ولى» بر [[قرب]] و نـزديكى دلالت مـى‌كند و واژه ولىّ به معناى قرب و نـزديكى اسـت، و كلمـه [[مولی]] نيز از هـمين بـاب است؛ و بر معتِق، مـعتَق، صـاحب، حليف، ابن‌ عم‌، [[ناصر]] و جار اطلاق مى‌شود كه ريشه همه آنها «ولى» به معناى قـرب اسـت <ref>ابن فارس، معجم مقاييس اللغـة، ص1104</ref>
همه اظهار نظرهاي [[اهل]] لغـت را مـي‌توان در يكي از‌ موارد‌ سه‌ گانه جـانمايي كرد. البـته اجمالاً مـي‌تـوان‌ گـفت‌ كه‌ متكلمان‌ شيعي‌ از‌ حيث لغت مـتمايل بـه رويكرد اول و [[اهل تسنن]] متمايل به رويكرد دومند. در ريشه يابي اين تفاوت مي‌توان به رويكردهـاي مـتفاوت در تفسير آية ولايت‌ {{متن قرآن|إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسـُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا...}} و نيز حـديث غـدير {{متن حدیث|من كنت مولاه فهذا عـلي مـولاه}} و چگونگي نگاه به دو كلمه «وليكم» و «مولاه» اشاره كرد. ابن فارس مى‌گويد‌: «واو‌، لام و يا «ولى» بر [[قرب]] و نـزديكى دلالت مـى‌كند و واژه ولىّ به معناى قرب و نـزديكى اسـت، و كلمـه [[مولی]] نيز از هـمين بـاب است؛ و بر معتِق، مـعتَق، صـاحب، حليف، ابن‌ عم‌، [[ناصر]] و جار اطلاق مى‌شود كه ريشه همه آنها «ولى» به معناى قـرب اسـت <ref>ابن فارس، معجم مقاييس اللغـة، ص۱۱۰۴</ref>


[[راغب]] اصفهانى نيز مـي گـويد‌:
[[راغب]] اصفهانى نيز مـي گـويد‌:
ولا‌ و توالى آن اسـت كه دو‌ يا‌ چـند چـيز به گونه‌اى باشند كه غـير آنها ميان آنها فاصله نشود. اين معنا براى قرب مكانى است، ولى در قرب معنوى نيز‌ به‌ لحـاظ نـسبت خانوادگى، يا‌ دين‌ يا دوستى يا يارى و يا [[اعتقاد]]، استعاره آورده مـى‌شـود. ريشـه اين كلمـه «ولي» اسـت كه به معناي «قـرار گـرفتن چيزي در كنار چيز ديگر به نحوي كه فاصله‌اي‌ در‌ كار نباشد آمده است» <ref>راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص885</ref>
ولا‌ و توالى آن اسـت كه دو‌ يا‌ چـند چـيز به گونه‌اى باشند كه غـير آنها ميان آنها فاصله نشود. اين معنا براى قرب مكانى است، ولى در قرب معنوى نيز‌ به‌ لحـاظ نـسبت خانوادگى، يا‌ دين‌ يا دوستى يا يارى و يا [[اعتقاد]]، استعاره آورده مـى‌شـود. ريشـه اين كلمـه «ولي» اسـت كه به معناي «قـرار گـرفتن چيزي در كنار چيز ديگر به نحوي كه فاصله‌اي‌ در‌ كار نباشد آمده است» <ref>راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص۸۸۵</ref>


مؤلف کتاب "التحقيق في كلمـات القـرآن" كه مـعمولاً به واكاوي ريشه لغوي با استفاده از منظومه مـشتقات آن مـبادرت مـي‌ورزد. اصـل اين مـاده‌ را {{عربی|وقوع‌ شيء وراء شيء مع رابطة بينهما}} معرفي مي‌كند كه بر اساس اينكه اين رابطه [[حسنه]] باشد‌ يا سئيه و همچنين بر پايه تفاوت وجودي دو شيء مورد بحث‌ معاني‌ متنوعي‌ همچون قـرب، [[نصرت]]، [[محبت]]، تدبير، هم قسم، [[پسر عمو]] و همسايه از آن به دست مي‌آيد <ref>مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن، ج‌‌13‌، ص203-208</ref>
مؤلف کتاب "التحقيق في كلمـات القـرآن" كه مـعمولاً به واكاوي ريشه لغوي با استفاده از منظومه مـشتقات آن مـبادرت مـي‌ورزد. اصـل اين مـاده‌ را {{عربی|وقوع‌ شيء وراء شيء مع رابطة بينهما}} معرفي مي‌كند كه بر اساس اينكه اين رابطه [[حسنه]] باشد‌ يا سئيه و همچنين بر پايه تفاوت وجودي دو شيء مورد بحث‌ معاني‌ متنوعي‌ همچون قـرب، [[نصرت]]، [[محبت]]، تدبير، هم قسم، [[پسر عمو]] و همسايه از آن به دست مي‌آيد <ref>مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن، ج‌‌۱۳‌، ص۲۰۳-۲۰۸</ref>


ولايت در يك تقسيم كلان و از حيث ارزشي به دو قسم‌ ولايت‌ رحماني‌ (مثبت) و ولايت شيطاني (منفي) تقسيم مي‌شود. مراد از ولايت رحماني ولايتي است كه قـرآن‌ كريم آن را بـه رسميت شناخته است و از مسلمين خواسته است كه آن‌ را بپذيرند و از بركات‌ دنيوي‌ و اخروي آن بهره مند شوند؛ برخلاف ولايت شيطاني كه آن را به رسميت نشناخته است و از [[مؤمنان]] خواسته تا آن را نپذيرند <ref>سوره اعراف، آیه27؛ سوره بقره، آیه257</ref> ولايت رحماني بر سـه دسـته‌ است كه هر كدام از آنها نيز داراي درجاتي هستند:  
ولايت در يك تقسيم كلان و از حيث ارزشي به دو قسم‌ ولايت‌ رحماني‌ (مثبت) و ولايت شيطاني (منفي) تقسيم مي‌شود. مراد از ولايت رحماني ولايتي است كه قـرآن‌ كريم آن را بـه رسميت شناخته است و از مسلمين خواسته است كه آن‌ را بپذيرند و از بركات‌ دنيوي‌ و اخروي آن بهره مند شوند؛ برخلاف ولايت شيطاني كه آن را به رسميت نشناخته است و از [[مؤمنان]] خواسته تا آن را نپذيرند <ref>سوره اعراف، آیه۲۷؛ سوره بقره، آیه۲۵۷</ref> ولايت رحماني بر سـه دسـته‌ است كه هر كدام از آنها نيز داراي درجاتي هستند:  
#ولايت شرعي
#ولايت شرعي
#ولايت تشريعي
#ولايت تشريعي
خط ۱۲۷: خط ۱۲۸:
'''ولايت تكويني'''
'''ولايت تكويني'''


تكوين در لغت به معناي احداث، گردانيدن، آفريدن، نوپديدي، ساختن و صورت دادن آمده‌ است‌ (صـليبا، [[فرهنگ فلسفی]]، ص603). ولايت تـكويني يعني سرپرستي موجودات [[جهان]] و عـالم خـارج و [[تصرف]] عيني داشتن در آنها <ref>جوادي آملي، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، ص123</ref> اين ولايت در مرحله اول از آن خداست و در آيات‌ قرآن‌ كريم در مواردي به طور خاص بر اين ولايت تأكيد شده است؛ مانند آفرينش جهان هستي: {{متن قرآن|إِنَّ رَبـَّكُمُ اللَّه الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فـِي سـِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوي‌ عَلَي‌ الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} <ref>سوره يونس، آیه3</ref>؛ [[حفظ]] و نگهداري دستگاه عظيم [[خلقت]]: {{متن قرآن|وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ}} <ref>سوره بقره، آیه255</ref> و تدبير و ادارة امور عالم: {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَي‌ الْأَرْضِ‌ ثُمَّ‌ يَعْرُجُ إِلَيه فـِي يَوْمٍ كانَ‌ مِقْدارُهُ‌ أَلْفَ‌ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ}} <ref>سوره سجده، آیه 5</ref> اگر بخواهيم از ولايت مركب تعريفي مركب ارائه كنيم كه هم آثار و لوازم و هم علل آن را‌ در‌ نظر‌ داشته باشد، بايد بگوييم ولايت تكويني يعني اينكه‌ فردي‌ بر اثر پيمـودن راه عـبوديت آنچنان كمـال و [[قرب]] معنوي بيابد كه به [[فرمان]] و [[اذن]] الهي بتواند در [[جهان]] و انسان‌ تصرف‌ كند‌. <ref>همتي، ولایت تکوینی، ص82</ref> همچنين شهيد مطهري در همين راسـتا مقصود‌ از ولايت تكويني را اين مي‌داند كه [[انسان]] بر اثر پيمودن [[صراط]] عبوديت بـه مـقام قـرب الهي‌ مي‌‌رسد‌ و به واسطه دارا بودن معنويت حاصل از قرب الهي، مسلط بر‌ ضماير‌ و [[شاهد]] بر [[اعمال]] و حـجت ‌ ‌زمـان مي‌شود <ref>مطهري، مجموعه آثار، ج3، ص285</ref>.<ref>[[صالح]]، [[سید محمد]] حسن، مقاله: ‌‌‌ارتـباط‌ مفهومِ علم الكتاب و ولايت تكويني اهل بيت{{عم}}، ممعرفت [[کلامی]]، پاییز و زمستان ۱۳۹۳،[[ سال]] پنجم، ش۲، ص۱۰۱</ref>
تكوين در لغت به معناي احداث، گردانيدن، آفريدن، نوپديدي، ساختن و صورت دادن آمده‌ است‌ (صـليبا، [[فرهنگ فلسفی]]، ص۶۰۳). ولايت تـكويني يعني سرپرستي موجودات [[جهان]] و عـالم خـارج و [[تصرف]] عيني داشتن در آنها <ref>جوادي آملي، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، ص۱۲۳</ref> اين ولايت در مرحله اول از آن خداست و در آيات‌ قرآن‌ كريم در مواردي به طور خاص بر اين ولايت تأكيد شده است؛ مانند آفرينش جهان هستي: {{متن قرآن|إِنَّ رَبـَّكُمُ اللَّه الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فـِي سـِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوي‌ عَلَي‌ الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}} <ref>سوره يونس، آیه۳</ref>؛ [[حفظ]] و نگهداري دستگاه عظيم [[خلقت]]: {{متن قرآن|وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ}} <ref>سوره بقره، آیه۲۵۵</ref> و تدبير و ادارة امور عالم: {{متن قرآن|يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَي‌ الْأَرْضِ‌ ثُمَّ‌ يَعْرُجُ إِلَيه فـِي يَوْمٍ كانَ‌ مِقْدارُهُ‌ أَلْفَ‌ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ}} <ref>سوره سجده، آیه ۵</ref> اگر بخواهيم از ولايت مركب تعريفي مركب ارائه كنيم كه هم آثار و لوازم و هم علل آن را‌ در‌ نظر‌ داشته باشد، بايد بگوييم ولايت تكويني يعني اينكه‌ فردي‌ بر اثر پيمـودن راه عـبوديت آنچنان كمـال و [[قرب]] معنوي بيابد كه به [[فرمان]] و [[اذن]] الهي بتواند در [[جهان]] و انسان‌ تصرف‌ كند‌. <ref>همتي، ولایت تکوینی، ص۸۲</ref> همچنين شهيد مطهري در همين راسـتا مقصود‌ از ولايت تكويني را اين مي‌داند كه [[انسان]] بر اثر پيمودن [[صراط]] عبوديت بـه مـقام قـرب الهي‌ مي‌‌رسد‌ و به واسطه دارا بودن معنويت حاصل از قرب الهي، مسلط بر‌ ضماير‌ و [[شاهد]] بر [[اعمال]] و حـجت ‌ ‌زمـان مي‌شود <ref>مطهري، مجموعه آثار، ج۳، ص۲۸۵</ref>.<ref>[[صالح]]، [[سید محمد]] حسن، مقاله: ‌‌‌ارتـباط‌ مفهومِ علم الكتاب و ولايت تكويني اهل بيت{{عم}}، ممعرفت [[کلامی]]، پاییز و زمستان ۱۳۹۳،[[ سال]] پنجم، ش۲، ص۱۰۱</ref>


=== نکته مهم در دلالت [[آیه]] ===
=== نکته مهم در دلالت [[آیه]] ===
در قضاوتهای متعارف، حداقل وجود دو [[شاهد]] ضروری است زیرا با [[شهادت]] یک فرد، [[علم عادی]] حاصل نمی‌شود؛ یعنی شهادت یک نفر ناقص است که با ضمیمة فرد دوم شهادت او کامل می‌شود، یا به تعبیر دیگر از ضمّ دو شهادت ناقص، شهادت کامل به وجود می‌آید؛ ولی در شهادت [[خداوند متعال]] نقصی وجود ندارد تا نیازی به ضمیمة شهادت دوم باشد. پس شهادت خداوند مسلماً شهادت [[قطعی]] و کامل می‌باشد. در نتیجه، شهادت کسی که [[علم کتاب]] نزد اوست نیز باید شهادت قطعی و کامل باشد؛ زیرا با شهادت خداوند متعال [[علم]] حاصل می‌شود و اگر شهادت فرد دوم ناقص باشد، معنایی ندارد که به شهادت کامل ضمیمه گردد؛ چون با وجود شهادت قطعی و علم‌آور، کسی به دنبال شهادت ظنی نمی‌رود.‌ پس معلوم می‌شود که شهادت خداوند و {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَاب}} از قبیل ضمیمه [[برهان]] و دلیل مستقل به برهان مستقل دیگر می‌باشد، که وجود هر یک برای اثبات مدعا کافی است<ref>مصباح الهدایه فی تحقیق الولایه، بهبهانی ، ج1 ، ص46.</ref>.<ref>نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}}، امامت پژوهی، شماره11، ص9-37</ref>
در قضاوتهای متعارف، حداقل وجود دو [[شاهد]] ضروری است زیرا با [[شهادت]] یک فرد، [[علم عادی]] حاصل نمی‌شود؛ یعنی شهادت یک نفر ناقص است که با ضمیمة فرد دوم شهادت او کامل می‌شود، یا به تعبیر دیگر از ضمّ دو شهادت ناقص، شهادت کامل به وجود می‌آید؛ ولی در شهادت [[خداوند متعال]] نقصی وجود ندارد تا نیازی به ضمیمة شهادت دوم باشد. پس شهادت خداوند مسلماً شهادت [[قطعی]] و کامل می‌باشد. در نتیجه، شهادت کسی که [[علم کتاب]] نزد اوست نیز باید شهادت قطعی و کامل باشد؛ زیرا با شهادت خداوند متعال [[علم]] حاصل می‌شود و اگر شهادت فرد دوم ناقص باشد، معنایی ندارد که به شهادت کامل ضمیمه گردد؛ چون با وجود شهادت قطعی و علم‌آور، کسی به دنبال شهادت ظنی نمی‌رود.‌ پس معلوم می‌شود که شهادت خداوند و {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَاب}} از قبیل ضمیمه [[برهان]] و دلیل مستقل به برهان مستقل دیگر می‌باشد، که وجود هر یک برای اثبات مدعا کافی است<ref>مصباح الهدایه فی تحقیق الولایه، بهبهانی ، ج۱ ، ص۴۶.</ref>.<ref>نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه {{متن قرآن|من عنده علم الکتاب}}، امامت پژوهی، شماره۱۱، ص۹-۳۷</ref>


== جمع‌بندی و نتیجه‌گیری ==
== جمع‌بندی و نتیجه‌گیری ==
۱۳۳٬۶۷۸

ویرایش