←تحریف حدیث
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۳۸: | خط ۳۳۸: | ||
در این سال هیأتی از [[نصرانیان]] نجران با هفتاد سوار وارد شدند و [[فرمانده]] خود عاقب عبدالمسیح از [[قبیله کنده]] و اسقفشان [[ابوحارثه]] از [[قبیله بکر بن وائل]] و [[سید]] ایهم را پیشاپیش فرستادند و به [[دفاع از دین]] خود [[مجادله]] کردند. پس [[سوره آل عمران]] و [[آیه مباهله]] نازل شد و آنها از [[مباهله]] خودداری کردند، متفرق شدند و صلحطلبیدند. [[پیامبر]] برای آنها نوشت که هزار [[جامه]] در صفر و هزار جامه در [[رجب]] (به عنوان [[جزیه]]) بدهند و نیز به تعداد سی [[زره]]، سی نیزه، سی اسب و سی بُنه بپردازند. نصرانیان از پیامبر خواستند تا [[والی]] ای با آنان بفرستد تا میان آنها [[حکم]] کند، از همین رو پیامبر [[ابوعبیده جراح]] را همراه آنان فرستاد. سپس عاقب و سید بازگشتند و [[اسلام]] آوردند.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۹۳.</ref> | در این سال هیأتی از [[نصرانیان]] نجران با هفتاد سوار وارد شدند و [[فرمانده]] خود عاقب عبدالمسیح از [[قبیله کنده]] و اسقفشان [[ابوحارثه]] از [[قبیله بکر بن وائل]] و [[سید]] ایهم را پیشاپیش فرستادند و به [[دفاع از دین]] خود [[مجادله]] کردند. پس [[سوره آل عمران]] و [[آیه مباهله]] نازل شد و آنها از [[مباهله]] خودداری کردند، متفرق شدند و صلحطلبیدند. [[پیامبر]] برای آنها نوشت که هزار [[جامه]] در صفر و هزار جامه در [[رجب]] (به عنوان [[جزیه]]) بدهند و نیز به تعداد سی [[زره]]، سی نیزه، سی اسب و سی بُنه بپردازند. نصرانیان از پیامبر خواستند تا [[والی]] ای با آنان بفرستد تا میان آنها [[حکم]] کند، از همین رو پیامبر [[ابوعبیده جراح]] را همراه آنان فرستاد. سپس عاقب و سید بازگشتند و [[اسلام]] آوردند.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۹۳.</ref> | ||
=== تحریف حدیث === | === تحریف حدیث === | ||
==== حذف نام امیرالمؤمنین{{ع}} از حدیث ==== | |||
تحریف در یک اثر به معنای نقصان و زیادت در آن اثر است بدین معنا که حرف، کلمه یا جملهای از یک نوشتار حذف شده یا از خارج از آن بدان اضافه گردد. در برخی منبع اهل سنت، تحریفاتی در حدیث مباهله صورت گرفته که به وضوح قابل مشاهده است خصوصا در بخش حذف که در ادامه مواردی را بیان مینماییم. | |||
در برخی از منابع، [[حدیث مباهله]] نقل شده است، امّا نامی از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به میان نیامده است! | |||
پیش از این بیان شد که [[ابن کثیر]] در کتاب [[تاریخ]] خود، داستان مباهله را از [[بیهقی]]، از [[حاکم]] و به اسناد او از جدّ سلمة بن عبدیشوع نقل میکند، اما در این [[روایت]] نام امیرالمؤمنین{{ع}} حذف شده است. | |||
[[شعبی]] در میان [[اهل]] [[سنّت]] از [[عالمان]] بزرگ به شمار میرود. وی در تحریفی آشکار [[حدیث]] مسلم را پس از حذف نام امیرالمؤمنین{{ع}} نقل کرده است. | |||
ابوحیّان اندلسی در [[تفسیر]] [[بحر]] [[المحیط]] مینویسد: {{متن قرآن|نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}}، یعنی هر یک از ما و شما فرزندانش، زنانش و جانش را برای [[مباهله]] فرامیخواند. | |||
[[ظاهر آیه]] آن است که [[نفرین]] و مباهله میان کسی که در [[آیه]] [[مخاطب]] «قل» قرار گرفته و کسی که با او [[مجادله]] کرده است خواهد بود و با توجه به این وجه، ابناء به حسن و حسین{{ع}}، [[نساء]] به [[فاطمه]]{{س}} و [[انفس]] به علی{{ع}} تفسیر میشود. | |||
شعبی گوید: آیه دلالت دارد که آن به [[پیامبر]]{{صل}} و کسی که با او مجادله میکرده اختصاص دارد. اینگونه برداشت از روایت را میتوان براساس آنچه که در [[صحیح مسلم]] از حدیث [[سعد بن ابیوقاص]] آمده است استفاده نمود. در صحیح مسلم آمده است: وقتی این آیه {{متن قرآن|تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}} نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} فاطمه، حسن و حسین{{عم}} را فرا خواند و عرض کرد: «بارالها، اینان اهل من هستند»<ref>{{عربی|{{متن قرآن|نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}} أَيْ: يَدْعُ كُلٌّ مِنِّي وَ مِنْكُمْ أَبْنَاءَهُ وَ نِسَاءَهُ وَ نَفْسَهُ إِلَى الْمُبَاهَلَةِ. | |||
وَ ظَاهِرُ هذَا أَنَّ الدُّعَاءَ وَ الْمُبَاهَلَةَ بَيْنَ الْمُخَاطَبِ: بِقُلْ، وَ بَيْنَ مَنْ حَاجَّهُ، وَ فُسِّرَ عَلَى هذَا الْوَجْهِ: الْأَبْنَاءُ بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ، وَ بِنِسَائِهِ: فَاطِمَةُ، وَ الْأَنْفُسُ: بِعَلِيٍّ. | |||
قَالَ الشَّعْبِيُّ: وَ يَدُلُّ عَلَى أَنَّ ذلِكَ مُخْتَصٌّ بِالنَّبِيِّ{{صل}} مَعَ مَنْ حَاجَّهُ مَا ثَبَتَ فِي صَحِيحِ مُسْلِمٍ مِنْ حَدِيثِ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ، قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هذِهِ الْآيَةُ: {{متن قرآن|تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}}، دَعَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَيْناً، فَقَالَ: «اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي»}}؛ تفسیر البحر المحیط، ج۲، ص۵۰۲.</ref>. | |||
چنانکه [[مشاهده]] میشود، [[شعبی]] [[حدیث]] مسلم را [[تحریف]] و [[نام امیرالمؤمنین]]{{ع}} را از آن حذف کرده است. [[روایت]] صحیح مسلم چنین است: | |||
{{متن حدیث|دَعَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَيْناً...}}<ref>صحیح مسلم، ج۷، ص۱۲۱. در برخی از صحاح ستّه و غیر صحاح نیز به همین صورت آمده است، ر.ک: مسند أحمد، ج۱، ص۱۸۵؛ سنن الترمذی، ج۴، ص۲۹۳-۲۹۴، ح۴۰۸۵؛ ج۵، ص۳۰۲، ح۳۸۰۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۵۰؛ السنن الکبری (بیهقی)، ج۷، ص۶۳؛ تحفة الأحوذی، ج۸، ص۲۷۸؛ مسند سعد بن أبی وقاص، ص۵۱، ح۱۹؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۶۱، ح۱۷۲؛ الدرّ المنثور، ج۲، ص۳۹؛ تفسیر الآلوسی، ج۳، ص۱۹۰؛ الإکمال فی أسماء الرجال، ص۷۹؛ أسد الغابة، ج۴، ص۲۶ و منابع دیگر.</ref>؛ | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} علی، [[فاطمه]]، حسن وحسین{{عم}} را فراخواند. | |||
[[بلاذری]] یکی از مورخّان بزرگ [[اهل]] [[سنّت]] در [[کتاب فتوح البلدان]]، تحت عنوان «[[صلح]] [[نجران]]» [[داستان]] را چنین نقل میکند: | |||
{{متن حدیث|فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: {{متن قرآن|ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ * إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}} - إلى قوله: - {{متن قرآن|الْكَاذِبِينَ}}، فَقَرَأَهَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَلَيْهِمَا، ثُمَّ دَعَاهُمَا إِلَى الْمُبَاهَلَةِ، وَ أَخَذَ بِيَدِ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ، فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ: اصْعَدِ الْجَبَلَ وَ لَا تُبَاهِلْهُ، فَإِنَّكَ إِنْ بَاهَلْتَهُ بُوءْتَ بِاللَّعْنَةِ. قَالَ: فَمَا تَرَى؟ قَالَ: أَرَى أَنْ نُعْطِيَهُ الْخَرَاجَ وَ لَا نُبَاهِلَهُ...}}<ref>فتوح البلدان، ج۱، ص۷۶-۷۷، ش ۱۹۹.</ref>؛ | |||
[[خدای تعالی]] این [[آیات]] را نازل فرمود: {{متن قرآن|ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ * إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}} – إلی قوله: - {{متن قرآن|الْكَاذِبِينَ}}. پس رسول خدا{{صل}} این آیات را بر آن دو خواند و ایشان را به [[مباهله]] [[دعوت]] کرد، درحالیکه دست فاطمه، حسن و حسین{{عم}} را (برای مباهله) گرفته بود. پس یکی از آن دو به دیگری گفت: بالای [[کوه]] برو و با او مباهله نکن؛ زیرا چنانچه با او مباهله کنی دچار [[لعنت]] میگردی. گفت: نظر تو چیست؟ گفت: به نظر من به او [[خراج]] دهیم و با او مباهله نکنیم.... | |||
[[ابن قیّم]] یکی از شاگردان [[ابن تیمیه]] و متعصبتر از اوست! وی کتابی تألیف کرده و در آن مسائل [[فقهی]] و غیر فقهی را از [[سیره رسول خدا]]{{صل}} [[استنباط]] کرده است. نام این کتاب [[زاد]] المعاد فی هُدی خیر العباد است. وی در این کتاب مینویسد: | |||
{{عربی|رَوَيْنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحَاكِمِ، عَنِ الْأَصَمِّ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ، عَنْ يُونُسَ بْنِ بُكَيْرٍ، عَنْ سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ يَسُوعَ<ref>در برخی از منابع «یشوع» آمده است.</ref>، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ، قَالَ يُونُسُ - وَ كَانَ نَصْرَانِيّاً فَأَسْلَمَ -: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَتَبَ إِلَى أَهْلِ نَجْرَانَ... | |||
فَلَمَّا أَصْبَحَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْغَدَ بَعْدَ مَا أَخْبَرَهُمُ الْخَبَرَ، أَقْبَلَ مُشْتَمِلاً عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا فِي خَمِيلٍ لَهُ، وَ فَاطِمَةُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا تَمْشِي عِنْدَ ظَهْرِهِ لِلْمُبَاهَلَةِ، وَ لَهُ يَوْمَئِذٍ عِدَّةُ نِسْوَةٍ...}}<ref>زاد المعاد فی هدی خیر العباد، ج۳، ص۶۳۱-۶۳۳.</ref>؛ | |||
و از [[ابوعبدالله حاکم]]، از أصمّ، از [[احمد بن عبدالجبار]]، از [[یونس بن بکیر]]، از [[سلمة بن یوشع]]، از پدرش، از جدش [[روایت]] شده است که یونس - که [[نصرانی]] بود و [[مسلمان]] شد - گفت: «همانا رسول خدا{{صل}} برای [[اهل نجران]] نوشت.... | |||
فردای آن [[روز]] رسول خدا{{صل}} صبح کرد و درحالیکه حسن و حسین در زیر عبای کرکی بودند، برای ملاعنه آمدند و فاطمه{{س}} پشت سر آنها راه میرفت و این در حالی بود که در آن هنگام [[پیامبر]] چند [[زن]] داشت». | |||
[[ابن کثیر]] نیز در «البدایة والنهایة»، «[[تفسیر]]» و «[[سیره]]» خود، [[نام امیرالمؤمنین]]{{ع}} را حذف کرده است<ref>البدایة والنهایة، ج۵، ص۶۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص۳۷۷-۳۷۸؛ السیرة النبویة (ابن کثیر)، ج۴، ص۱۰۱-۱۰۳. همچنین ر.ک: تفسیر الآلوسی، ج۳، ص۱۸۶؛ الدرّ المنثور، ج۲، ص۳۸؛ العجاب فی بیان الأسباب، ج۲، ص۶۵۸؛ إمتاع الأسماع، ج۱۴، ص۶۷-۶۹. در تمامی این منابع، این حدیث از کتاب «دلائل النبوة» بیهقی با همین سند روایت شده است.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۰۱.</ref> | |||
== مناقشات [[اهل سنت]] بر آیه مباهله == | == مناقشات [[اهل سنت]] بر آیه مباهله == | ||